fehrest page

155- رجوع شود به : لطف التدبير / ص 105.
156- الكامل ، ابن اثير / حوادث سال 250 هجرى .
157- مانند: شيخ مفيد در ارشاد، شبراوى در الاتحاف بحب الاشراف ، كلينى در كافى ، كفعمى در مصباحضرت ، شهيد در دروس ، طبرسى در اعلام الورى ، فتال در روضة الواعظين ، صدوق در علل الشرايع ، تاج الدين محمد بن زهره در غاية الاختصار، ابن صباغ مالكى در الفصول المهمة ، اردبيلى در جامع الرواة ، مسعودى در مروج الذهب هر چند كه در كلامش ابهامى است ، ابوالفداء در تاريخ خود، كنجى شافعى در كفاية الطالب ، ابن اثير در كامل ، ابن حجر در صواعقش ، شبلنجى در نورالابصار، بغدادى در سبائك الذهب ، ابن حوزى در تذكرة الخواص ، ابن الوردى در تاريخ خود، كه از تاريخ غفارى و نوبختى نيز نقل كرده . عتاب بن اسد نيز مى گفت كه گروهى از اهل مدينه را شنيده كه همين مطلب را مى گويند. غير از اين افراد، تعداد بسيارى ديگر نيز مى باشند.
158- بحار / 49 / ص 95 عيون اخبار الرضا/ 2 / ص 183 و ساير كتابها.
159- مروج الذهب / 3 / ص 441 الكامل ، ابن اثير / 5 / ص 183 الاداب السلطانية / ص 217 طبرى / 11 / ص 1013 (چاپ ليدن ) مختصر تاريخ الدول / ص 134 تجارب الامم / 6 / ص 436.
160- بحار / 49 / ص 155، 144 الكافى / 8 / ص 151 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 167.
161- نظرية الامامة / ص 388.
162- متن عربى اين نامه در پايان اصل كتاب آمده است .
163- مسند الامام الرضا / 2 / ص 76 بحار / 49 / ص 175 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 156.
164- اين موضوع در مجله مدينة العلم (سال اول ، ص 415) از صاحب تاريخ نيشابور و از المناوى فى شرح الجامع الصغير نقل كرده . اين داستان در كتابهاى زير نقل شده است : الصواعق المحرقة / ص 122 حلية الاولياء / 3 / ص 192 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 135 امالى صدوق / ص 208 ينابيع المودة / ص 364 و 385 بحار / 49 / ص 123، 126، 127 الفصول المهمة ، ابن الصباغ / ص 240 نور الابصار / ص 141. كتاب مسند الامام نيز آن را از اين كتابها نقل كرده است : التوحيد، معانى الاخبار، كشف الغمة / 3 / ص 98. اين داستان در بسيارى از كتابهاى ديگر نيز ذكر شده منتها برخى جمله ((به شروط آن و من از اين شروط هستم )) را حذف كرده اند كه دليلش براى ما روشن است .
165- النجوم الزاهرة / 2 / ص 74.
166- اين داستان چنين نقل شده : زبيده با هارون الرشيد بازى شطرنج مى كرد و چون رشيد بازى را باخت ، زبيده به او حكم كرد كه بايد با زشتترين و كثيفترين كنيز آشپزخانه اش همبستر شود. رشيد كه از اين امر بسى كراهت داشت حاضر شد مالياتهاى سراسر مصر و عراق را به زبيده ببخشد تا او را از اجراى اين حكم منصرف سازد. ولى زبيده نپذيرفت . رشيد بناچار كنيزى به نام ((مراجل )) را يافت كه واجد همه اين صفات تنفرآميز بود. با او همبستر شد و ماءمون متولد گرديد. حياة الحيوان ، دميرى / 1 / ص 72 اعلام الناس فى اخبار البرامكة ، و بنى العباس ، اتليدى / ص 106 و 107 عيون التواريخ و چند كتاب ديگر. اين داستان منافات با آن ندارد كه گفته اند ماءمون در شبى زاده شد كه رشيد به خلافت رسيد. زيرا وليعهدها نيز پيش از رسيدن به خلافت بزرگترين قلمروها را در اختيار داشتند. مثلا همين رشيد سراسر كشور خود را ميان سه فرزندش تقسيم كرده بود.
167- الآداب السلطانية / ص 212.
168- حياة الحيوان ، دميرى / 1 / ص 72.
169- فهرست ابن النديم / ص 174 (چاپ مطبعة الاستقامة ، قاهره ).
170- دائرة المعارف الاسلامية / 1 / ص 620.
171- مناقب آل ابى طالب / 2 / 276 سفينة البحار / 2 / ص 332 در ماده ((غيب ))
172- قلقشندى در كتاب خود: مآثر الانافة فى معالم الخلافة / 1 / ص 213 مى نويسد: مردم سه چيز را بر ماءمون عيب مى گرفتند: يكى آنكه قائل به خلق قرآن بود. دوم تشيعش ، و سوم اينكه فلسفه را ميان مسلمانان رايج ساخت .
173- تاريخ الخلفاء / ص 306 فوات الوفيات / 1 / ص 239 النجوم الزاهرة ، تاريخ الخميس / 2 / ص ‍ 334.
174- مروج الذهب (چاپ بيروت )/ 3 / ص 352 و 353.
175- مراجعه كنيد به قصيده ابن عبدون / ص 245 تاريخ الخلفاء سيوطى / ص 307 شبيه به همين مطلب در كتابهاى ديگر هم آمده : الاخبار الطوال / ص 401 الاتحاف بحب الاشراف / ص 96 تاريخ الخميس / 2 / ص 334.
176- در اينجا مقصود آن شايستگى واقعى كه خدا منظور داشته و پيغمبر (ص ) آن را بيان كرده ، نمى باشد. بلكه منظور همان شايستگى است كه مردم با انحراف از حكم خدا و سنت پيامبرش ، تصور مى كردند.
177- الاداب السلطانية / ص 212 مروج الذهب / 3 / ص 396 النجوم الزاهرة / 2 / ص 195 تاريخ الخلفاء، سيوطى / ص 303 تاريخ يعقوبى / 3 / ص 162: ((بجز امين در ميان خلفاى عباسى كسى نبود كه مادر و پدرش هر دو عباسى باشند)).
178- تاريخ الخلفاء، سيوطى / ص 304.
179- غاية المرام فى محاسن بغداد دارالسلام / ص 121.
180- ابن بدرون در شرح قصيده ابن عبدون / ص 245 الاتحاف بحب الاشراف / ص 96.
181- شرح اين ماجرا را در كتابهاى زير بجوييد: طبرى / 10 / ص 611، النجوم الزاهرة / 2 / ص 76 الكامل ، ابن اثير / 5 / ص 88 ابن خلدون نيز در تاريخ خود جلد 3 ص 218 بدان اشاره كرده است .
182- زهرالاداب (دارالجيل ) / 2 / ص 581.
183- النجوم الزاهرة / 2 / ص 81 تاريخ الخلفاء، سيوطى / ص 290.
184- النجوم الزاهرة / 2 / ص 84 شبيه آن در تاريخ الخلفاء هم آمده .
185- مروج الذهب / 3 / ص 353 طبرى / حوادث سال 186.
186- الوزراء و الكتاب / ص 222.
187- تاريخ ابن خلدون / 3 / ص 229 النجوم الزاهرة / 2 / ص 102 الكامل ، ابن اثير (چاپ سوم ) / 5 / ص 127 الوزراء و الكتاب / ص 266.
188- مروج الذهب / 3 / ص 353. شايد او اين كار را براى خوشايند ماءمون كرده باشد.
189- مروج الذهب (بيروت ) / 4 / ص 223 تاريخ الخلفاء، سيوطى / ص 24 و 269 و 270 و 285 طبيعة الدعوة العباسية / ص 279 به نقل از مقريزى در السلوك لمعرفة دول الملوك / 1 / ص 14 مشاكلة الناس لزمانهم ، يعقوبى / ص 23.
190- البيان المغرب (صادر) / ص 71.
191- البيان و التبيين / 3 / ص 366.
192- التاريخ الاسلامى و الحضارة الاسلامية / 3 / ص 104.
193- ضحى الاسلام / 1 / ص 43.
194- مروج الذهب / 3 / ص 213 شرح ميمية ابى فراس / ص 157 نزهة الجليس / 1 / ص 316.
195- انساب الاشراف ، بلاذرى / 3 / ص 115.
196- تاريخ التمدن الاسلامى / 2 / بخش 4 / ص 440.
197- تاريخ التمدن الاسلامى / 2 / بخش 4 / ص 232.
198- ضحى الاسلام / 3 / ص 295.
199- الصلة بين التصوف و التشيع / ص 101.
200- التاريخ الاسلامى و الحضارة الاسلامية / 3 / ص 107.
201- روح الاسلام / ص 306.
202- السيادة العربية و الشيعة و الاسرائيليات .
203- يادبود هشتمين امام .
204- آقاى غفورى در ((يادبود هشتمين امام )) ص 29 تصريح كرده كه ماءمون فقط از كشتن امين خشنود نشد بلكه دستور اين قتل را هم صادر كرده بود.
205- فوات الوفيات / 2 / ص 269 طبرى (در القاموس الحديث ) 10 / ص 202 البداية و النهاية / 10 / ص 243 حياة الحيوان / 1 / ص 72 تجارب الامم (كه با العيون و الحدايق چاپ شده ) / 6 / ص ‍ 416.
206- تاريخ الخلفاء، سيوطى / ص 298.
207- البداية و النهاية / 10 / ص 443.
208- بحار / 49 / ص 166 مسند الامام الرضا / 1 / ص 85 اعيان الشيعة / 4 / بخش 2 / ص 138 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 160.
209- الحضارة الاسلامية فى القرن الرابع الهجرى ، آدم متز / 1 / ص 232.
210- امبراطورية العرب ، ترجمه و تعليق خيرى حماد / ص 570.
211- امبراطورية العرب ، ترجمه و تعليق خيرى حماد / ص 649.
212- در تاريخ طبرى / 10 / ص 236 و تاريخ ابن خلدون / 3 / ص 245 و الكامل ابن اثير / 5 / ص ‍ 179 (چاپ سوم ) چنين آمده كه ماءمون به هرثمة گفت : ((با اهل كوفه و علويان ساختى و آنقدر سستى بخرج دادى تا ابوالسرايا بر ضد ما قيام كرد و آن همه فجايع به بار آورد، و او يكى از ياران تو بود)). در اين مقام ، اتهام هرثية به اين مطالب بسيار مهم است .
213- ضحى الاسلام / 3 / ص 294 مقاتل الطالبين / ص 535.
214- مقاتل الطالبين / ص 550 - البداية و النهاية / 10 / ص 345.
215- الصلة بين التصوف و التشيع / ص 173.
216- اين نام بدانجهت انتخاب شده كه زيد خانه هاى عباسيان را در بصره به آتش كشيد، و هرگاه شخصى را با جامه سياه كه شعار عباسيان بود، به نزدش مى آوردند، او را با جامه اش مى سوزاند. طبرى / 11 / ص 986 (ليدن ) الكامل ، ابن اثير / 10 / ص 346.
در روايات چنين آمده كه امام رضا (ع ) از اعمال برادرش زيد اظهار بيزارى مى نمود. شايد علت آن باشد كه گذشته از ارتكاب اعمال خلاف دين كه در جريان قيامش آورده بود، با زيديه نيز هميارى مى نمود. شايد هم دليل بيزارى امام رضا آن بود كه مى خواست شر ماءمون را از زيد دور كند و در ضمن اين اتهام را كه او جريانات قيام وى را تدبير مى كرد، از حريم خويشتن دفع نمايد.
217- در ميان علويان كسى بجز حضرت على (ع ) لقب ((اميرالمؤ منين )) را نداشت . اين موضوع در مروج الذهب / 3 / ص 439 آمده .
218- مقاتل الطالبين / ص 534. در شرح قيامهاى علويان به اين كتابها مراجعه كنيد: البداية و النهاية / 10 / ص 244 تا 247 تاريخ يعقوبى / 3 / ص 173 و 174 مروج الذهب / 3 / ص 439 و 440 مقاتل الطالبين ، طبرى ، ابن اثير و كتابهاى تاريخى ديگر. با مراجعه به اين منابع معلوم مى شود كه شورشها در نخستين ايام ماءمون همه جا را فرا گرفته بود.
219- البداية و النهاية / 10 / ص 244 طبرى / 11 / ص 975 (ليدن ).
220- حاتم بن هرثمة بر ارمنستان تسلط يافت و اين خود انگيزه قيام بابك خرم دين گرديد. نصر بن شبث بر نقاطى چون كيسوم و سمسياط و حوالى آنها مسلط گرديده ، از فرات گذشته در جهت شرق آن به پيش روى ادامه داد. وى هرگز تسليم نشد مگر در سال 207. در اينجا بايد از شورش بابكيان و مصريان نيز نام ببريم .
221- الكامل ، ابن اثير / 5 / ص 190 تجارب الامم / 6 / ص 439 (كه همراه با العيون و الحدايق چاپ شده ) تاريخ طبرى / 11 / ص 1020 (ليدن ) - تاريخ ابن خلدون / 3 / ص 248: گروههاى بسيارى دعوت عباس را پذيرفتند ولى شيعيان و گروههاى ديگر خود را از او كنار كشيدند. اما اهالى كوفه كه پيوسته از شيعيان على و اولادش بودند، ظاهرا افراد بسيار كمى از آنان از او استقبال كردند. اين را ابن اثير آورده است .
222- در حالى كه در اوايل عصر عباسى افراد لايق بسيار پيدا مى شدند. البته مراد ما از لياقت ، لياقت ظاهرى است كه با منطق ستمگران و زورگويان قابل تاءييد است .
223- در النجوم الزاهرة / 2 / ص 201 و202 و تاريخ الخلفاء سيوطى / ص 308 و ساير كتابها چنين آمده است : ((ماءمون در اظهار تشيع بسيار مبالغه مى كرد. پيوسته مى گفت : بهترين فرد پس از پيغمبر، على بن ابيطالب است . او رسما بيزارى خود را از كسانى كه معاويه را به نيكى ياد مى كردند، اعلام كرده بود. اما از عمر و ابوبكر بدى نمى گفت و بلكه آن دو را به عنوان پيشوا پذيرفته بود...))
البته اين را عينا معتزله بغداد مانند بشر بن معتمر و بشر بن غياث مريسى ، پذيرفته بودند. مورخان بسيارى تصريح كرده اند كه ماءمون مذهب معتزله را داشت : البداية و النهاية / 10 / ص 275 ضحى الاسلام / 3 / ص 295 امبراطورية العرب / ص 600.
224- وفيات الاعيان ، شرح حال يحيى بن اكثم / 2 / ص 218 (چاپ 1310 هجرى ) السيرة الحلبية / 3 / ص 46 النص و الاجتهاد / ص 193 قاموس الرجال / 9 / ص 397. با اينهمه ، برخى معتقدند كه اگر ماءمون على را برتر مى شمرد، معاويه را نفرين مى كرد، متعه را حلال شمرده بود، قايل به خلق قرآن گشته بود.. اينها همه بخاطر بشغول ساختن مردم بود تا كمتر به مساءله خلافت بينديشند و همچنين مى خواست ذهن آنان را از اهلبيت نيز منصرف بدارد. البته اين قول به كمك برخى شواهد تاريخى تاءييد مى شود.
225- الامام الرضا ولى عهد الماءمون / ص 63 به نقل از ابن اثير.
226- مراجعه كنيد به : مروج الذهب / 3 / ص 441 و ساير كتابهاى تاريخى در طبرى / 11 / ص 1103 (ليدن ) و البداية و النهاية / 10 / ص 269 چنين آمده كه امام (ع ) با وى تا سال 215 همبستر نشد.
227- بحار / 49 / ص 139 مسند الامام الرضا / 1 / ص 77 و 78 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 153.
228- الصلة بين التصوف و التشيع / ص 256.
229- البداية و النهاية /10 / ص 147 و ساير كتابهاى تاريخى ، به فصل ((منبع خطر براى عباسيان )) همين كتاب نيز مراجعه كنيد.
230- مقاتل الطالبين / ص 337 و صفحات ديگر آن و نيز ساير كتابها. برخى از محققان ، برآنند كه فقط اهل حديث كوفه در اين قيام شركت كردند، ولى ظاهر آنست كه مراد همه اهل حديث به طور اطلاق باشد اين را مقاتل الطالبين هم تاءييد مى كند.
نكته شايان تذكر آنكه گروهى از اهل حديث و گروهى از زيديه امامت را بدانگونه كه شيعه اماميه باور دارند، هنگام وليعهدى امام رضا پذيرفته بودند، ولى سپس از اين عقيده برگشتند.
نوبختى در فرق الشيعة ص 86 مى نويسد:
((.. گروهى از آنان به نام ((محدثه )) به فرقه مرجثه و اصحاب حديث پيوند داشتند و قايل به امامت حضرت موسى بن جعفر و سپس على بن موسى شده بدينگونه شيعه گرديدند. ولى اين نوعى تظاهر و به انگيزه رسيدن به هدفهاى دنيوى بود. چه آنان پس از درگذشت امام رضا (ع ) از عقيده خود برگشتند. گروهى از زيديان نيز به امامت حضرت على بن موسى (ع ) قايل گشتند و اين پس از اخذ بيعت وليعهدى از سوى ماءمون به نفع او بود. اينان نيز تظاهر مى كردند و براى دنيايشان به چنين عقيده اى گرويده بودند. لذا چون امام رضا (ع ) درگذشت آنان نيز دست از اعتقاد خود شستند..)) به قول شيبى ، گروهى از زيديان ، مرجثه و اهل حديث گرداگرد امام رضا (ع ) را گرفتند. آنگاه پس از درگذشت امام دوباره به مذاهب خويش بازگشتند.
231- الاداب السلطانية ، فخرى / ص 217 ضحى الاسلام / 3 / ص 294 البداية و النهاية / 10 / ص ‍ 247 طبرى ، ابن اثير، قلقشندى ، ابوالفرج ، مفيد و هر مورخى كه ماجراى وليعهدى را در كتاب خود آورده . البته در اين باره متون ديگرى هم يافت مى شود كه علت تسميه رضا را به اين دليل دانسته است كه دوست و دشمن به شخصيت وى احترام مى گذاشتند.
232- بر اين موضوع تصريح شده در البداية و النهاية / 10 / ص 250 الاداب السلطانيه ، الفخرى / ص ‍ 127 غاية الاختصار / ص 67 ينابيع المودة ، حنفى / ص 384 مقاتل الطالبين ، و بسيارى ديگر: سيوطى در تاريخ الخلفاء آورده كه ((حتى گفته اند او مى خواست خود را خلع كند و خلافت را به او بسپارد..)) اما وى او را از اين كار باز داشت .
233- عيون اخبار الرضا / 2 / ص 149 بحار / 49 / ص 134 ينابيع المودة و ساير كتابها.
234- عبارت تاريخ الشيعة / ص 51 و 52 اينست :
((اگر خلافت حقى است كه براى تو از سوى خدا شناخته شده ، پس نمى توانى آن را از خود جدا سازى و به ديگرى واگذارى . و اگر چنين حقى برايت نيست ، پس چگونه چيزى را كه ندارى به من مى بخشايى ..)).
235- مراجعه كنيد به : روضة الواعظين / 1 / ص 267 و 268 و 269 اعلام الورى / ص 320 علل الشرايع / 1 / ص 236 ينابيع المودة / ص 384 امالى صدوق / ص 42 و 43 الارشاد / ص 310 كشف الغمة / 3 / ص 65، 66 و 87 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 149 و 140 المناقب / 4 / ص 363 الكافى / 1 / ص 489 بحار / 49 / ص 129، 134 و 136 معادن الحكمة ، و تاريخ الشيعة ، و مثيرالاحزان / ص 261 شرح ميمية ابى فراس / ص 164 و 165 غاية الاختصار / ص 68.
236- مى گويند: او عمويش و يكى از فرماندهان بود كه ماءمون او را مدتى فرماندار خراسان كرد. ولى بر اثر سوء رفتار عزل شد.
237- مقاتل الطالبين / ص 562 و 563 و نزديك به اين مطلب چيزى در ارشاد مفيد / ص 310 و ساير كتابها يافت مى شود.
238- در اين باره مراجعه شود به : مناقب آل ابى طالب / 4 / ص 363 امالى صدوق / ص 43 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 140 علل الشرايع / 1 / ص 238 مثير الحزان / ص 261 و 262 روضة الواعظين / 1 / ص 268 بحار / 49 / ص 129 و ساير كتابها.
239- علل الشرايع / 1 / ص 239 روضة الواعظين / 1 / ص 268 امالى صدوق / ص 72 بحار / 49 / ص 130 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 139.
240- در موضوع اجبار امام (ع ) به امضاى سند وليعهدى به اين منابع رجوع كنيد: ينابيع المودة / ص ‍ 384 مثير الاحزان / ص 261، 262 و 263 كشف الغمة / 3 / ص 65 امالى صدوق / ص 68، 72 بحار / 49 / ص 129، 131 و 149 علل الشرايع / 1 / ص 237 و 238 ارشاد مفيد / ص 191 عيون اخبار الرضا / 1 / ص 19 و جلد 2 / ص 139 تا 141 و 149 - اعلام الورى / ص 320 الخرائج و الجرائح و ديگر كتابها.
241- الاداب السلطانية ، الفخرى / ص 219 بحار / 49 / ص 312 تاريخ الخلفاء، سيوطى / ص 308 التذكرة ، ابن جوزى / ص 356. از شذرات الذهب عماد نيز نقل شده است .
242- اين موضوع را در سند وليعهدى تصريح نموده است .
243- الفصول المهمة ، ابن صباغ مالكى / ص 241 مقاتل الطالبين / ص 536 اعلام الورى / ص 320 بحار / 49 / ص 143 و 145 اعيان الشيعة / 4 / بخش 2 / ص 112 عيون اخبار الرضا و ارشاد مفيد و ديگر كتابها.
244- تاريخ الحكماء / ص 222 و 223 فرج المهموم فى تاريخ علماء النجوم / ص 142 اعيان الشيعه / 4 / بخش 2 / ص 114 بحار / 49 / ص 132 و 133 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 147 و 148 و ديگر منابع .
245- مراجعه شود به : مناقب آل ابى طالب / 4 / ص 364 معادن الحكمة / ص 192 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 140 بحار / 49 / ص 140 و 141.
246- نظرية الامامة ، دكتر احمد محمود صبحى و ديگران . در تاريخى بغداد / 5 / ص 274 چنين آمده : به ابى مسهر گفتند چرا از محمد بن راشد چيزى نمى نويسى ؟ پاسخ داد كه او قايل به قيام عليه پيشوايان است . در طبقات الحنابلة / 3 / ص 58 يكى از علل ترجيح سفيان بر حسن بن حى اين را شمرده كه او قايل به كشيدن شمشير بود. از اين قبيل مطالب بسيار است كه در اينجا نمى توانيم همه را ذكر كنيم .
247- به اين موضوع احمد بن حنبل در رساله ((السنة )) تصريح كرده كه اين البته از عقايد اهل حديث و سنت است . ابويعلى در طبقات الحنابلة / 1 / ص 26 آن را نقل كرده و اشعرى نيز در مقالات الاسالميين / 1 / ص 323 و در الابانة / ص 9 بدان اشاره كرده است .
248- مراجعه شود به : بحار / 49 / از ص 91 تا 95 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 181 ببعد. اين گفته چنان معروف است كه ما نيازى به ذكر مدارك بسيار نمى بينيم .
249- بحار / 49 / ص 95 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 183.
250- مراجعه شود به : الصواعق المحرقة ، ينابيع المودة ، وفيات الاعيان ، بحار، قاموس الرجال و ديگر منابع .
251- الاتحاف بحب الاشراف / ص 55 الصواعق المحرقة / ص 122.
252- المناقب 4 / ص 369، 364 بحار / 49 / ص 144 علل الشرايع ، مقاتل الطالبين ، نور الابصار، نزهة الجليس ، عيون اخبار الرضا.
253- كنز الفوائد، كراجكى / ص 166 الفصول المختارة من العيون و المحاسن / ص 15 و 16 بحار / 49 / ص 188 مسند الامام الرضا / 1 / ص 100.
254- الكافى / 1 / ص 187 الاختصاص / ص 278 مسند الامام الرضا / 1 / ص 103.
255- بسيار محتمل است كه امام به جمله عمر (بيعت با ابوبكر گريزگاهى بود) اشاره كرده ولى آنرا چنان تعميم داده كه شامل بيعتهاى ديگر نيز بشود. چه بيعت با خود عمر و عثمان و معاويه و ديگران نيز همه راه گريزى بودند.
256- مكاتب الرسول / 1 / از ص 59 تا 89 كه در اين باره اين كتابها بطور مشروح به بحث پرداخته و موارد استشهاد ائمه به آنها را بيان داشته است .
257- الفصول المهمه ، ابن صباغ مالكى / ص 241 نور الابصار / از ص 43 به بعد عيون اخبار الرضا /1/ ص 20 و جلد 2 / ص 183 مناقب آل ابى طالب / 4 / ص 363 علل الشرايع / 1 / ص 238 اعلام الورى / ص 320 بحار / 49 / ص 34 و 35 و صفحات ديگر كشف الغمه / 3 / ص 69 ارشاد مفيد/ ص ‍ 310 امالى صدوق / ص 43 اصول كافى / ص 489 روضة الواعظين / 1 / ص 268 و 269 معادن الحكمه / ص 180 شرح ميمية ابى فراس / ص 165.
258- هر يك از اين موارد در اصل كتاب جدا جدا مورد بحث قرار گرفته (صفحات 348 351).
259- رجوع كنيد به : شرح ميمية ابى فراس / ص 196 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 170 بحار / 49 / ص 183 مسند الامام الرضا / 2 / ص 96.
260- مسند الامام الرضا / 1 / بخش 1 / ص 45 بحار / 49 / ص 170 عيون اخبار الرضا / 2 / ص ‍ 184.
261- رجال مامقانى / 3 / ص 291 قاموس الرجل / 9 / ص 309 وسائل الشيعة / 12 / ص 227 مسند الامام الرضا / 2 / ص 452 به نقل از رجال كشى / ص 422. بحار / 49 / ص 263 به نقل از قرب الاسناد / ص 198.
262- عيون اخبار الرضا / 2 / ص 239 مثير الاحزان / ص 263 بحار / 49 / ص 290 مسند الامام الرضا / 1 / ص 128 شرح ميمية ابى فراس / ص 204.
263- مسند الامام الرضا / 2 / ص 75 بحار / 49 / ص 175 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 156.
264- مشاكلة الناس لزمانهم ، يعقوبى / ص 28.
265- الاداب السلطانية / ص 218 تاريخ ابن خلدون / 3 / 249 لطف التدبير / ص 164 166 مآثر الانافة / 1 / ص 211 الكامل ، ابن اثير / 5 / ص 191 و 192 طبرى / 11 / ص 1027 وفيات الاعيان / 1 / ص 414 (چاپ سال 1310) مرآة الجنان / 2 / ص 7 اثبات الوصية / ص 207 تجارب الامم / 6 / ص ‍ 443.
266- رجوع كنيد به : طبرى / 11 / ص 1030 البداية و النهاية / 10 / ص 249 تاريخ الخلفاء / ص ‍ 307 ابن اثير / 5 / ص 193 الاداب السلطانيه ، فخرى / ص 218 تاريخ ابى الفداء / 2 / ص 24 تاريخ ابن خلدون / 3 / ص 250 النجوم الزاهرة / 2 / ص 173 تجارب الامم / 6 / ص 444.
267- ضحى الاسلام / 3 / ص 202 و نيز جلد 2 / ص 46 و 47.
268- الكامل / 5 / ص 150 طبرى / 11 / ص 1030 تاريخ ابوالفداء / 2 / ص 23 مختصر تاريخ الدول / ص 134 مرآة الجنان / 2 / ص 12 وفيات الاعيان / 1 / ص 321 (چاپ 1310 هجرى ) برخى از اينان داستان مسموم شدن را با تعبير ((گفته مى شود..)) بيان كرده اند.
269- تاريخ ابن خلدون / 3 / ص 250.
270- روح الاسلام ، سيد امير على / ص 311 و 312 احمد امين چنين نگاشته : ((اگر براستى او را مسموم كرده باشند، حتما اين سم را كسى غير از ماءمون به او خورانيده ، يعنى يكى از مدعيان حكومت براى خاندان عباسى )).
271- الامام الرضا ولى عهد الماءمون / ص 102 به نقل از خلاصة الذهب المسبوك / ص 142.
272- تذكرة الخواص / ص 355.
273- ضحى الاسلام / 3 / ص 295 و 196.
274- نظرية الامامة / ص 387.
275- التاريخ الاسلامى و الحضارة الاسلامية / 3 / ص 322 ماءثر الانافة / 1 / ص 211. درباره چگونگى قتل فضل سخن گفتيم و ديگر آن را تكرار نمى كنيم .
276- لطف التدبير / ص 166.
277- الصواعق المحرقة ، فصول المهمة ، ينابيع المودة ، اثبات الوصية ، بحار، اعيان الشيعة ، احقاق الحق جلد 2 به نقل از: اخبار الدول قرمانى ، نور الابصار، ائمة الهدى هاشمى ، الاتحاف بحب الاشراف ، مفتاح النجا فى مناقب اهل العبا...
278- مسند الامام الرضا / 1 / ص 130 بحار / 49 / ص 299 عيون اخبار الرضا / 2 / ص 242.
279- تاريخ ابن خلدون / 3 / ص 115.
280- مشاكلة الناس لزمانهم / ص 29.
281- قيام سادات علوى / ص 169 اعيان الشيعة / 10 از مجلد 11 / ص 286 و 287 به نقل از كتاب : الانساب از محمد بن هارون موسوى نيشابورى مدينة الحسين (سرى دوم ) ص 91 بحار / 8 / ص 308 حياة الامام موسى بن جعفر / 2 / ص 413 فرق الشيعة / حاشيه ص 97 به نقل از بحر الانساب (چاپ بمبئى ) و ساير منابع .
282- قيام سادات علوى / ص 168.
283- جامع الانساب / ص 56 قيام سادات علوى / ص 161 حياة الامام موسى بن جعفر / 2.
284- قيام سادات علوى / ص 168.
285- اين را موحدى در كتابش ((ولايت عهدى امام رضا)) گفته است .