fehrest page

171- شرح نهج البلاغه 11: 253 و بحارالاءنوار 42: 117.
172- بحارالاءنوار 22: 228 و المجدى : 8.
173- مؤلف گرانقدر در مورد جنگ مؤته سخنى ابراز نفرموده اند؛ شايد بخاطر رعايت اختصار. ما در اين خصوص توضيحاتى بعد از جنگ خيبر مى آوريم .
174- الارشاد 1: 137.
175- ازهار بستان الناظرين : 368 با تغيير.
176- الكنى و الالقاب ، و الاعلام ( 4: 314) و كشف الظنون ( 683 684) اين كتاب را در شمار تاءليفات على بن عمر بن احمد دار قطنى ( 306 385 ق ) نياورده اند.
177- در تاريخ يعقوبى ، ابوطاهر آمده است ( ترجمه آيتى ، ج 1، ص 364. و همچنين السيرة النبوية ج 1، ص 99، پاورقى ).
178- در متن : ضياعه . در فرزندان زبير، عموى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نامهاى ديگر نيز گفته اند. رك . جمهرة النسب : 34.
179- عاتكه درست تر مى نمايد. رك . جمهرة النسب : 34.
180- در متن : ضياعه .
181- ازهار بستان الناظرين : 369.
182- جمهرة النسب ، قيس بن قهد آورده است ( ص 34) و تراجم اءعلام النساء، قيس بن فهد ( ج 2، ص ‍ 65).
183- رك . امالى شيخ طوسى : 407 ( ج 14، ح 22)، بحارالاءنوار 22: 285 286.
184- حاشيه بر (( الشمايل المحمديه )) محمد بن عيساى ترمذى است از ابراهيم بن محمد باجورى ( 1198 1277 ق ).
185- مرحوم مؤلف حرب آورده اند.
186- ابوالقاسم عبدالله ( يا عبيدالله ) بن محمد بغوى ( 213 317 ق ) صاحب المعجم الكبير للصحابه .
187- شعب بنى هاشم يا شعب ابى طالب تنگه اى بود واقع در بخشى از شهر مكه كه خانه هاى بنى هاشم در آن قرار داشت . تولد رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين محله بوده است . بنى هاشم در حدود سه سال و نيم ( اول محرم سال هفتم بعثت تا نيمه رجب سال دهم گفته شده ) در اين منطقه در محاصره شديد بودند.
188- تَرجمان يا تُرجمان به معناى مترجم است .
189- رك . تاريخ بغداد 1: 61. اگر اين روايت درست باشد و نه ساخته يا پرداخته دوره عباسيان ! تنها بيانگر يك پيشگويى است و نه تاءييد درستى كار.
190- ازهار بستان الناظرين : 372.
191- ازهار بستان الناظرين : 373. حديث عطا در بحارالاءنوار ( 36: 287 288) به نقل از كفاية الاثر آمده است . عطا ظاهرا عطاء بن اءسلم اءبى رباح ( 27 114 يا 115) مفتى مكه است ( رك . تنقيح المقال و سير اءعلام النبلاء 5: 78 88 و معجم رجال الحديث 11: 143 144 و الاعلام ).
192- ازهار بستان الناظرين : 373. حديث عطا در بحارالاءنوار ( 36: 287 288) به نقل از كفاية الاثر آمده است . عطا ظاهرا عطاء بن اءسلم اءبى رباح ( 27 114 يا 115) مفتى مكه است ( رك . تنقيح المقال و سير اءعلام النبلاء 5: 78 88 و معجم رجال الحديث 11: 143 144 و الاعلام ).
193- يا اءبى اءرطاة .
194- در نسخه خطى فارط آمده است كه درست نمى نمايد.
195- بر اساس ضبط مروج الذهب . در تاريخ طبرى ( 5: 140) و الكامل ( 3: 251) و تاريخ يعقوبى ( ترجمه آيتى 2: 106 و 109) جاريه آمده است .
196- مروج الذهب 3: 30 31؛ الكامل 3: 251 252.
197- مروج الذهب 3: 172. بحارالاءنوار 44: 138.
198- كنيه جويريه ياد شده . الكامل ام حكم آورده است . در نسخه خطى : دختر فارط.
199- در نسخه اصل ، حرى مولهة آمده است .
200- ابيات در الكامل 3: 251 و بحارالاءنوار 44: 128 و مروج الذهب 3: 31 با اختلافاتى آمده است .
201- اوطاس سرزمين قبيله هوازن بود كه جنگ حنين در آن اتفاق افتاد.
202- براى آگاهى از جنايات تكان دهنده بسر، اين كارگزار خلافت ، رك . ترجمه فارسى الغارات : 207 و 215 237 و تاريخ يعقوبى ( ترجمه آيتى ) 2: 104 108 و الفتوح ( ترجمه طباطبايى ): 717 731.
203- ابو تراب كنيه حضرت مولى الموحدين امير مؤمنان عليه السلام است .
204- مروج الذهب 3: 171.
205- آل عمران : 170. نقل با اندكى تصرف از ازهار بستان الناظرين : 373 374.
206- در اصل : سعيد.
207- الاستيعاب ، عبدالرحمان بن العباس . عبدالله برادر رضاعى عثمان بود كه در فتح مكه بر خلاف فرمان رسول خدا صلى الله عليه و آله عثمان او را پناه داد و بعدها به حكومت مصر و فرماندهى فتوحات گماشت . او تا زمان امير مؤمنان عليه السلام بود ولى آن حضرت را يارى نكرد. ياد شده ابن عبدالبر را نقل هاى ديگر نقض مى كند ( رك . سير اءعلام النبلاء، الاصابه ، اسد الغابه ).
208- شرح نهج البلاغه : رحمه الله تعالى .
209- شرح نهج البلاغه 1: 341.
210- مناقب آل ابى طالب 2: 280 281. الطبقات الكبرى 4: 6.
211- ازهار بستان الناظرين : 374. به نظر مى آيد اين سخن از ابن عبدالبر در الاستيعاب آمده است كه ظاهرا درست نيست . چنانكه ابن حجر در الاصابه گويد: ثابت نشده است كه كثير در سال 10 زاده شده باشد و همو در تهذيب التهذيب نقل مى كند كه : وى از طبقه اول اصحاب در مدينه شناخته مى شود؛ در شمار كسانى كه در زمان آن حضرت به دنيا آمده اند. بنابراين سخن صاحب تهذيب و الاصابه پس ‍ از چهار قرن نقل صاحب الاستيعاب را تصحيح مى كند.
212- اين روايت را علامه مجلسى به نقل از مصباح الاءنوار آورده است ( بحار الاءنوار 81: 335). در صورت درستى نقل تاءييد ديگرى است بر نادرستى سخن صاحب الاستيعاب ؛ چه كثير، بنابر نقل وى ، در آن هنگام حداكثر يكساله بوده است .
213- الاستيعاب ، تمام بن العباس . نيم نخست اين حديث در ماءخذ آمده است و نيز در بحارالاءنوار 76: 132. نيم ديگر حديث نيز از طريق شيعه در روايات مختلف آمده است ؛ براى نمونه بحارالاءنوار: 80: 340.
214- الاستيعاب ، تمام بن العباس . نيم نخست اين حديث در ماءخذ آمده است و نيز در بحارالاءنوار 76: 132. نيم ديگر حديث نيز از طريق شيعه در روايات مختلف آمده است ؛ براى نمونه بحارالاءنوار: 80: 340.
215- الاستيعاب ، هفت آورده است ؛ شش پسر و يك دختر.
216- لبابه كبرى . مؤلف فقيد، امامة آورده اند.
217- مؤلف (( الاستيعاب )) .
218- الاستيعاب ، تمام بن العباس ؛ با اختلاف ثمره به جاى شجره .
219- پيشتر ديديم كه كثير پيش از تولد حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله به دنيا آمد و تمام از آن حضرت روايت نقل كرده است يعنى از او بزرگتر بوده است . پس چگونه كوچكترين تواند بود؟!
220- اين روايت را احمد بن حنبل در مسند خود آورده است .
221- علامه قطب راوندى ، عتبه گفته است . رك . الخرائج و الجرائح ، الباب الرابع عشر، فصل فى اءعلام رسول الله صلى الله عليه و آله ، ح 29 ( ج 2، صص 521 522).
222- تاريخ طبرى 4: 264.
223- نام ابو اميه را حذيفة يا سهل يا سهيل گفته اند ( الاصابة ، عبدالله بن ابى اميه ، ام سلمه ).
224- اسراء: 91.
225- غلام فاخته بنت عمرو بن عائذ بن عمران ، خاله رسول اكرم صلى الله عليه و آله ( كتاب المغازى 3: 933).
226- الاستيعاب ، عبدالله بن ابى اميه . عبارت اخير كنايه از فربهى و پرگوشت بودن است كه حسن زن دانسته مى شده است . اين روايت را تفاسير عامه آورده اند؛ از جمله : جامع البيان فى تفسير القرآن ، ابن جرير طبرى و غرائب القرآن و رغائب الفرقان ، نظام الدين نيشابورى ذيل آيه نور: 32 و فتح البارى 9: 274 276.
227- يكى از گروههايى است كه به آنان زكات تعلق مى گيرد. آنان انگيزه معنوى نيرومندى براى پيشبرد اهداف اسلامى ندارند و با تشويق مالى مى توان محبت آنان را جلب كرد تا بدين وسيله ايمانشان تقويت گردد. ( رك . توبه : 60)
228- بيعتى است كه مردم مدينه در محل عقبه با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم انجام دادند و شرط كردند كه اگر آن حضرت به آنجا بيايد مانند تن و جان خويش ايشان را حفظ و حراست نمايند و... هجرت رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم پس از اين بيعت انجام گرفت .
229- در نسخه متن ريان آمده است . بنابر تاريخ يعقوبى ( ترجمه آيتى ) 1: 453 و الاعلام 3: 66 رئاب درست است . الاصابة و الاستيعاب ، رياب آورده اند.
230- در نسخه متن آمده است : تميم بن داود كه درست نيست ( رك . جمهرة النسب : 186 و معجم قبائل العرب 3: 894 و الاستيعاب ، عبدالله بن جحش ).
231- در نسخه متن قارعه آمده است .
232- مؤلف محترم عبدرى را احتمالا به اشتباه عدرى آورده اند. عبدرى منسوب به عبدالدار است و آوردن آن در اين جمله با ذكر نام عبدالدار ضرورى نمى باشد. واضح است كه هاشم بن عبد مناف ياد شده در اينجا فرزند برادرزاده جناب هاشم بن عبد مناف بن قصى نياى رسول گرامى خدا صلى الله عليه و آله مى باشد نه خود او.
233- نام درست نيست . الاصابة ، عمير ( يا عمرو) بن وهب بن اءبى كثير بن عبد بن قصى و جمهرة النسب ، عمير بن وهب بن عبد قصى آورده اند كه درست تر و ظاهرا هر دو يكى است .
234- عمرو بن جرموز بن ذيال از بنى تميم .
235 - رك . سيرة ابن اسحاق : 73 75 و السيرة النبوية 1: 165 167 و الكامل 1: 567 568 و نيز بحار الاءنوار 15: 408 410. صومعه در پناه ابر نوشته سعيد آل رسول بيان داستانى اين ديدار است .
236- عمر آن بانوى بزرگ را از 25 تا 45 سال گفته اند. برخى از محققان نظر اول را ترجيح مى دهند. ( رك . الصحيح من سيرة النبى الاعظم 1: 126 و 127 و نيز صص 121 123).
237- در نسخه متن ابو عبدالله بن غنم آمده است . در هر صورت شناخته نشد.
238- در نسخه متن ، تزوجت من خير آمده است .
239- فروع كافى 5: 374 375.
240- الخرائج و الجرائح ، باب اول ، معجزه 226.
241- الخصال 1: 206.
242- بحار الاءنوار 16: 12.
243- بحار الاءنوار 16: 18.
244- تفسير عياشى ، سوره اسراء، ح 12؛ بحارالاءنوار 16: 7.
245- بحار الاءنوار 16: 2 1 و 7 و 10 و 13.
246- نهج البلاغه ، خطبه 192؛ بحار الاءنوار 16: 16.
247- رك . بحار الاءنوار 21: 350 352.
248- الكامل 1: 571.
249- ظاهرا عمرو درست است .
250- حجون كوهى است نزديك مكه كه اهل مكه كنار آن دفن مى شدند ( معجم البلدان 2: 225).
251- ياقوت حموى ابيات را به مضاض بن عمرو نسبت داده است ( معجم البلدان 2: 225) و ابوالفرج اصفهانى يك جا به عمرو نسبت مى دهد و در جاى ديگر به مضاض ( رك . الاغانى 15: به ترتيب 19 و 16).
252- در وجه نامگذارى به صوفه گفته اند كه مادرش به هنگام ولادت او تكه اى پشمين بر سر نوزادش ‍ بست . ( رك . القاموس المحيط).
253- در نسخه متن مقلس آمده است .
254- توبه : 37.
انما النسى ء زيادة فى الكفر يضل به الذين كفروا...
( تغيير دادن ماههاى حرام فزونى كفر است ؛ كافران بدان گمراه مى شوند...)
255- اين جنگ كه به فجار چهارم يا فجار براض معروف است بين قريش و كنانه با قيس و هوازن روى داد. رهبر قريش و كنانة حرب امية بن عبد شمس بود. جنگهاى فجار ( كه چهار تا بوده است ) جنگهايى بوده كه در ماههاى حرام ( رجب ذى القعده ذى الحجه محرم ) روى مى داده است و اين را گناه و فجور مى شمردند. رك . تاريخ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله : 58 59 ( پاورقى ) و تاريخ يعقوبى ( ترجمه آيتى ) 1: 370 371.
256- الكامل 1: 571 573. و نيز رك . بحار الاءنوار 15: 170 71 و سيرت رسول الله صلى الله عليه و آله 1: 173 176 و تاريخ طبرى ( ترجمه پاينده ) 3: 835 841.
257- ( بخوان به نام پروردگارت كه آفريد.) ( علق : 2)
258- ( و به انسان آنچه را نمى دانست آموخت .) ( علق : 6)
259- مروج الذهب 2: 282.
260- در نهج البلاغه : ابتعثه .
261- در بعضى نسخه ها: منها.
262- در نسخه متن : ضوؤ ه .
263- نهج البلاغه : خطبه 160.
264- اشاره به آيه اسراء: 89: لا ياءتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا، ( همانندى براى آن نمى توانند آورد؛ اگر چه به يارى هم برخيزند) ( مروج الذهب 2: 299)
265- مؤلف فقيد به اين حادثه اشاره اى ندارند. رك . بحار الاءنوار 18: 120 و 19: 1 - 27 و 35: 94 و در منابع غير شيعى براى نمونه : سيرت رسول الله صلى الله عليه و آله : 359 - 368 ( حكايت نقض ‍ عهدنامه كه قريش نوشته بودند.)
266- از حكيمان عرب در دوره جاهليت كه عمر درازى داشت . دوران اسلام را درك كرد اما گفته اند كه مسلمان نشد ( الاستيعاب ؛ جمهرة النسب : 269؛ الاعلام 2: 6).
267- بحارالاءنوار 53: 114.
268- اصول كافى : 1: 448؛ شرح نهج البلاغه 14: 70.
269- اصول كافى : 1: 445.
270- الحجه على الذاهب الى تكفير ابى طالب : 15.
271- الحجه على الذاهب الى تكفير ابى طالب : 16.
272- الحجه على الذاهب الى تكفير ابى طالب : 17. شرح نهج البلاغه 14: 68 به نقل از امام باقر عليه السلام .
273- الحجه على ...: 25.
274- ديوان امام على عليه السلام : 536؛ با اندكى تغيير.
275- شرح نهج البلاغه 1: 29.
276- در نسخه متن : ذاك .
277- شرح نهج البلاغه 14: 84.
278- سبحان الذى اسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام ... ( اسراء: 2)
279- بوصيرى مى گويد:
سريت من حرم ليلا الى حرم كما سرى البرق ( البدر) فى داج من الظلم
شبانه از يك حرم ( مكه ) به حرمى ديگر سير كردى ؛ همچنانكه برق ( يا ماه شب چهارده ) در تاريكى سير مى نمايد.
فظلت ترقى الى ان نلت منزلة من قاب قوسين لم تدرك و لم ترم
همچنان بالا و بالا مى رفتى تا به قاب قوسين - كه درك كرده نمى شود و هدف كسى قرار نمى گيرد - رسيدى .
و قدمتك جميع الانبياء بها و الرسل ؛ تقديم مخدوم على خدم
همه رسولان و پيامبران تو را بر خويش مقدم داشتند؛ چنانكه مخدومى بر خادمان پيش افتد.
و انت تخترق السبع الطباق بهم فى موكب كنت فيه صاحب العلم
و تو از آسمانهاى هفتگانه با آنان - در كاروانى كه تو پرچمدارش بودى - گذر كردى .
حتى اذا لم تدع شاءوا لمستبق من الدنو و لا مرقى لمستنم
تا اينكه براى سبقت گيرنده امكانى براى نزديك شدن و براى بالا رونده جايى براى بالا رفتن نگذاشتى .
خفضت كل مقام بالاضافة اذ نوديت بالرفع مثل المفرد العلم
هر مقامى را در مقايسه با خود پايين آوردى آن هنگام كه ( به خطاب : يا محمد، ارفع ) چونان علم مفرد براى معراج خوانده شدى . ( در نحو، منادى مفرد، اعراب رفع مى گيرد و مضاف اليه نيز مجرور مى شود. بيت به اين دو قاعده تلميح دارد.)
280- در روايات ما (( المسجد الاقصى )) ( = مسجد دورتر) در آسمان معرفى شده است نه مسجدى به اين نام كه بعدها در بخش شرقى شهر بيت المقدس ( البيت المقدس ) ساخته شده و مدتى قبله گاه نماز بوده است . براى نمونه رك . تفسير العياشى ، سوره بنى اسرائيل ، ح 13.
281- الخصال 2: 600؛ با اين اختلاف : (( عرج النبى صلى الله عليه و آله و سلم )) .
282- ظاهرا منظور، مولد النبى صلى الله عليه و آله يا قصة المولد النبوى از زين العابدين جعفر بن حسن بن عبدالكريم برزنجى شافعى مفتى مدينه منوره درگذشته به سال 1177 است و نه جعفر بن اسماعيل بن زين العابدين درگذشته به سال 1317 مؤلف (( الكوكب الانور على عقد الجوهر )) ( شرح كتاب ياد شده ) كه ممكن است نواده او باشد. ( رك . الكنى و الالقاب و الاعلام و كشف الظنون 5: 255 - 257 و معجم ما كتب عن ... 30: 96 و 405)).
283- سراقه بن مالك بن جعشم مدلجى كه در قديد منزل داشت .
284- قبا، آباديى نزديك مدينه بوده است . گفته اند: رسول خدا صلى الله عليه و آله دوشنبه تا چهارشنبه در قبا اقامت فرمودند و روز جمعه به خود شهر در آمدند. ( رك . معجم البلدان ، قبا) انتظار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از دوازدهم تا پانزدهم ربيع الاول با رسيدن امير مؤمنان و فاطمه زهرا سلام الله عليهما به پايان رسيد. براى دانستن جزئيات بيشتر رك . فروغ ابديت 1: 446 - 447.
285- قلم : 2 - 5.
286- اعراف : 200.
287- نحل : 91.
288- لقمان : 18.
289- مائده : 14.
290- فصلت : 34.
291- قلم : 5.
292- رك . بحار الاءنوار 75: 137 و 92: 184.
293- اين حديث به طور مرسل در منابع مختلف آمده است . از جمله : بحار الاءنوار 16: 210 و 70: 372 و 71: 373 و 383.
294- المحجه البيضاء 4: 119 - 121.
295- اعراف : 200.
296- عياض بن موسى بن عياض ( 476 - 554 ق ) عالم مغربى .
297- نوح : 29.
298- يوسف : 93.
299- در متن فتيله آمده است .
300- اصول كافى ، كتاب الايمان و الكفر، باب العفو، ح 9.
301- مكارم الاخلاق ، فى وصف النبى ، الباب الاول ، الفصل الثانى ، فى جوده صلى الله عليه و آله ، ح 1.
302- مكارم الاخلاق ، فى وصف النبى ، الباب الاول ، الفصل الثانى ، فى جوده صلى الله عليه و آله ، ح 1. با اين اختلاف : (( كما يفسد الخل العسل )) .
303- در كسر اول جعرانه اختلافى نيست ؛ اصحاب حديث آن را جِعِرانه مى خوانند، ولى اهل ادب آن را اشتباه دانسته و عين را ساكن و را را بدون تشديد مى خوانند ( جعرانه ). مكانى است ميان مكه و طائف كه به مكه نزديكتر است . ( توضيح مؤلف محترم در متن كه به پاورقى منتقل شد.)
304- بحار الاءنوار 16: 226.
305- الارشاد 1: 185 ( ايصاء رسول الله صلى الله عليه و آله ...)
306- بحارالاءنوار 16: 231.
307- بحار الاءنوار 16: 232.
308- از بوصيرى .
309- احمد بن محمد بن زيد ( ابى نصر) بزنطى از اصحاب مورد وثوق دو يا سه امام . او هفت امامى بود اما هدايت شد و نزد حضرت رضا و امام جواد عليهما السلام جايگاه بلندى يافت . ( رك معجم رجال الحديث 2: 231 - 244 و الكنى و الاءلقاب 2: 80 - 81) مرحوم مؤ لف در كتاب اخير و دو كتاب هديه الاحباب و تحفه الاحباب خود نسبت او را به شهرى به بزنط دانسته كه جامه هايش معروف است . اما به نظر مى رسد بزنطى و منسوب به بزنطيه معرب بيزانس ( byzance فر.) يا بيزانشيوم ( byantiom انگ .) شهر روم قديم است كه بعدها به نام كنستانتين اول قسطنطنيه ناميده شد. ( رك .111 :5 Americana Encyclopedia) و بعدها با فتح سلطان محمد بن مراد هشتمين حاكم عثمانى ( 20 جمادى الثانى 857 = 1453 م ) استانبول يا اسلامبول .
310- در نسخه متن : انما اريد.
311- عيون اخبار الرضا عليه السلام ، باب 30، ح 20.
312- مروج الذهب 3: 170 - 171.
313- مقصود از براء بن عازب بن الحارث است كه از اصحاب آن حضرت و نيز مولا اميرالمؤمنين عليه السلام بود ( رك . رجال طوسى ، اسد الغابه و الاصابه ) با توجه به اينكه مشهور آن است كه پيامبر مى فرمود: (( من شعر نمى گويم )) ، ممكن است اين اشكال براى برخى پيش آيد كه چگونه اين قطعه از ايشان نقل شده است ؟ محققان در پاسخ مى گويند كه (( رجز )) مشطور و منهوك از انواع شعر عرب شمرده نمى شود. ( رك . توضيحات علامه مجلسى در بحار الاءنوار 16: 205 به نقل از خليل بن احمد فراهيدى در العين 6: 64 - 66.)
314- السيرة النبوية ، ابن كثير 3: 627 با كمى اختلاف .
315- مكارم الاخلاق ، الفصل الثانى ، فى شجاعته صلى الله عليه و آله ، ح 1؛ نهج البلاغه من غريب كلامه ، ح 9؛ تاريخ طبرى 2: 426؛ المحجه البيضاء 4: 150 با كمى اختلاف .
316- بهم ، بره و بزغاله و گوساله است و بهم ( كصرد) جمع بهمه يعنى : دلاورى و سنگ بزرگ و لشكر ( حاشيه در نسخه اصل ).
317- از برده بوصيرى .
318- دو قبيله از بزرگترين قبايل عرب كه جمعيت زياد به آنها مثال زده مى شود.
319- رك . سيرت رسول الله صلى الله عليه و آله 2: 935. اين ابيات در الاصابة با كمى اختلاف آمده است .
320- احزاب : 54.
321- مكارم الاخلاق ، الفصل الثانى ، فى تواضعه و حيائه ، ح 14؛ المحجة البيضاء 4: 150.
322- مكارم الاخلاق ، الفصل الثانى ، فى تواضعه و حيائه ، ح 15.
323- رك . المحجة البيضاء 4: 148.
324- المحجه البيضاء، ح 2.
325- بوصيرى در برده .
326- ليلى و مجنون .
327- رك . مكارم الاخلاق ، الباب الاول ، الفصل الثانى ، فى جمل من اءحواله و...، ح 8.
328- آل عمران : 160.
329- فصلت : 35.
330- بحار الاءنوار 16: 216.
331- مكارم الاخلاق ، الباب الاول ، الفصل الثانى ، فى تواضعه و حيائه ، ح 11؛ با مقدارى اختلاف .
332- مكارم الاخلاق ، الباب الاول ، الفصل الرابع .
333- الاصابة فى تمييز الصحابة ، جرير بن عبدالله بن جابر بجلى ( در گذشته به سال 51 يا 54).
334- مكارم الاخلاق ، الباب الاول ، الفصل الثانى ، فى الرفق باءمته ، ح 1.
335- مكارم الاخلاق ، الباب الاول ، الفصل الثانى ، فى مشيه ، ح 5.
336- مكارم الاخلاق ، الباب الاول ، الفصل الثانى ، فى الرفق بامته ، ح 8.
337- روضه كافى : 268 ( ح 393) و اصول كافى 2: 671 ( كتاب العشرة ، باب النوادر، ح 1).
338- روضه كافى : 268 ( ح 393) و اصول كافى 2: 671 ( كتاب العشرة ، باب النوادر، ح 1).
339- بحار الاءنوار 16: 240 به نقل از مكارم الاخلاق ، الفصل الثانى ، فى جلوسه ...
340- قرب الاسناد: 7.