آرى ، گوئيا حسين ، ازا اعماق قلب خود بانگى مى شنيد كه او را با اين فرياد تكان دهنده
فرا مى خواند، و شبانه روز با اصرار به قيام وا ميداشت ، و به هنگام خواب و به گاه
بيدارى در همه وجودش طنين مى افكند. و حسين ديگر چاره اين نديد جز اينكه به اين ندا
پاسخ دهد، و به كمك دادخواهان و وحشت زده و مظلوم بشتابد، و به سخنان كسانى كه او را
از اين جهاد الهى باز مى داشتند يا مى ترساندند، كمترين اعتنايى نكنند.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||