حضرت امام هادى عليه السلام فرمود: چه نيكو يارى است دنيا آباد كردن براى
آخرت ، زيرا اجرها و درجات آخرت را بنده شايسته از همين جا تاءمين مى كند.
مالها و شترها را به خدا سپردم
حافظ رجب بررسى در كتاب مشارق از محمد قمى و محمد طلحى
نقل مى كند كه گفتند: اموالى از بابت خمس و نذر و هديه و جواهراتى در قم و اطراف جمع
شده بود. ما آنها را برداشتيم و حركت كرديم كه خدمت حضرت هادى عليه السلام ببريم .
در راه قاصد حضرت آمد و پيغام داد كه حضرت مى فرمايد: برگرديد، اينك امكان
دسترسى به ما نيست . ما طبق دستور حضرت باز گشته و
اموال را محافظت كرديم . پس از چند روز دستور آمد كه : چند شتر خاكى رنگ فرستاديم ،
اموال را بر آنها بار كنيد و شترها را رها كنيد. مالها را بار شتران كرديم و به خدا
سپرديم . سال بعد كه خدمت حضرت مشرف شديم ، فرمود: اموالى را كه براى ما
فرستاديد، ملاحظه كنيد. نگاه كرديم و عطايا را صحيح و سالم نزد حضرت ديديم .
حضرت امام هادى عليه السلام فرمود: از خوبى بهره ندارد آن كس كه دوست نمى
دارد مال حلال را، كه به وسيله آن مال حلال آبروى خود را حفظ كند و دين خود را ادا كند و
با آن مال حلال صله رحم كند.
آيا سجده بر شيشه جايز است ؟
نقل شده كه : محمد بن حسين مدائنى نامه اى براى آن حضرت نوشت و راجع به جواز سجده
بر شيشه سؤ ال كرد. وقتى كه نامه را فرستاد، با خود گفت : شيشه هم از گياه زمين
گرفته مى شود، و ائمه (عليهم السلام ) فرموده اند: سجده بر هر چيزى كه از زمين مى
رويد جائز است . جواب آمد كه : بر شيشه سجده نكن ؛ گر چه در دلت گذشت كه از گياه
زمين است .
حضرت امام هادى عليه السلام فرمود: جدم فرمود: بى نيازى از مردم ، در
پرهيزكارى و تقواى الهى نيكو يارى است .
عرض تسليت اصحاب به حضرت هادى عليه السلام
و از گروهى از بنى هاشم از جمله حسن بن حسن افطس
نقل شده كه گفتند: روز وفات حضرت سيد محمد براى تسليت خدمت حضرت هادى عليه
السلام رسيديم . ناگاه چشم آن حضرت به فرزندش حضرت عسكرى عليه السلام افتاد
كه با گريبان چاك وارد شد و در سمت راست پدر ايستاد و ما حضرت را نمى شناختيم .
حضرت هادى عليه السلام پس از ساعتى نگاهى به فرزندش نمود و فرمود: پسرم !
شكرى تازه كن كه خداوند امرى تازه در باره تو پديد آورد. پرسيدم : اين كيست ؟ گفتند:
فرزندش حسن است . آن وقت سن آن حضرت را بيست
سال يا بيشتر تخمين زديم و آن روز حضرت را شناختيم . دانستيم كه پدرش به امامت او
اشاره فرمود و او را به جاى خود نصب نمود.
حضرت امام هادى عليه السلام فرمود: نماز شب به انسان آبرو مى دهد، غم را
زايل مى كند و زينت آخرت است .
آن گاه تو اى مولاى من !
ابن بابويه صدوق در كتاب اكمال الدين از حضرت عبدالعظيم در حديث عرض عقايد
خويش بر حضرت هادى عليه السلام و اقرار به ائمه (عليهم السلام )
نقل مى كند كه (پس از ذكر ساير امامان ) گفت : آن گاه تو اى مولاى من !
حضرت فرمود: و بعد از من فرزندم حسن ، و مردم نسبت به جانشين او چگونه خواهند بود؟
حضرت امام هادى عليه السلام فرمود: خشنودى خداى تعالى در
نوافل است .
جانشين بعد از من
و از داوود به قاسم جعفرى نقل شده كه گفت : شنيدم حضرت عسكرى عليه السلام مى
فرمايد: جانشين بعد از من فرزندم حسن عليه السلام است و مردو نسبت به جانشين پس از او
چگونه خواهند بود؟ گفتم : چرا مولاى من ؟ فرمود: براى اينكه شخص او را نمى بيند.
((تا آخر حديث ))
حضرت امام هادى عليه السلام فرمود: از خواب بين نماز شب و فجر
بپرهيز.
نامه شيعيان به حضرت هادى عليه السلام
و از على بن عبدالغفار نقل شده كه گفت : پس از وفات حضرت جواد عليه السلام شيعيان
به حضرت هادى عليه السلام نوشتند: امر امامت با كسيت ؟ جواب نوشت : تا من زنده ام با
من است ، و وقتى كه تقديرات الهى درباره من جارى شد جانشين من مى آيد. و از كجا به
جانشين پس از جانشين دست مى يابيد.
حضرت امام هادى عليه السلام فرمود: اگر خدا اراده فرمايد سبب سازى كند در يك
شهرى يا سرزمينى كه در آنجا به مصلحت خدا پيشرفت آن بنده به آنجا برود براى
بنده اش فراهم مى كند.
اسباب امامت
شيخ طوسى در كتاب غيبت از داوود بن قاسم جعفرى در حديثى
نقل مى كند كه حضرت هادى عليه السلام فرمود: فرزندم ابو محمد جانشين بعد از من است
، و هر چه به آن محتاج باشيد نزد او هست ، و بحمدالله اسباب امامت نزد وى موجود است .
حضرت امام هادى عليه السلام فرمود: در هر كس اين سه عادت پست و بد باشد،
بيم آن است كه ديوانه شود، يكى روى قبرها جسارت نمودن و با يك كفش راه رفتن و
بدون علت خنديدن .
معرفى امام بعد از خود
و از على بن عمرو نوفلى روايت شده كه گفت : در خانه حضرت هادى عليه السلام خدمت آن
حضرت بودم . حضرت سيد محمد عبور كرد. گفتم : اين امام ما است ؟ حضرت فرمود: نه ،
امام شما حسن عليه السلام است .
حضرت امام هادى عليه السلام فرمود: خوشا به آن چهره اى كه خدا نظر كند به او
و از ترس عذاب پروردگار از گناهش گريان باشد در حالى كه جز خدا از آن گناه مطلع
نيست .
بزرگترين فرزندم امام شماست
و از على بن مهزيار نقل شده كه گفت : به حضرت هادى عليه السلام عرض كردم : من
راجع به امام از پدر شما سؤ ال كردم ، آن حضرت شما را تعيين فرمود، اينك امام بعد از
شما كيست ؟
حضرت فرمود: بزرگترين فرزندم ، و به امامت حضرت عسكرى عليه السلام تصريح
كرد و فرمود: بعد از حضرت حسن و حضرت حسين (عليهما السلام ) امامت در دو برادر نمى
شود.
حضرت امام هادى عليه السلام فرمود: زياد مزاح كردن آبرو را مى برد و خنده
بسيار ايمان را محو مى كند و شما را به تقوا سفارش مى كنم .
تصريح به امامت جانشين خود در حضور جمعى از معتمدين
در كتاب عيون المعجزات منسوب به سيد مرتضى روايت شده كه : حضرت هادى عليه
السلام فرزندش حضرت عسكرى عليه السلام را حاضر كرد. و نور و حكمت و ميراث هاى
پيامبران و اسلحه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را به وى داد، و در حضور جمعى
از معتمدين اصحابش به امامت آن حضرت تصريح كرد و او را وصى خود گرداند.
|