next page

fehrest page

back page

648 - كربلا تنها يك روز نيست !
شما اگر يك تومان در اين راه بدهيد، آن كه ارزش دارد احساسات شماست ، نماينده مسلمانى شماست ، پيوند خودتان را به اين وسيله با حسين بن على عليه السلام روشن كرده ايد. عرض كردم : امروز روز پيوند با شهيدان است ، اگر بنا شود ما در موقعش كه مى شود از شهيدان بگسليم ، ولى بعد هميشه بنشينم و امرى را كه نشدنى است بگوئيم : السلام عليك يا اباعبدالله ! يا ليتنا كنا معك فنفوز فوزا عظيما؛ اى كاش ما مى بوديم با تو. حسين بن على عليه السلام مى گويد كربلا كه يك روز نيست ، هميشه است .))(722)
649 - پيوند روح
اين ، فلسفه عاشورا است ، نه گناه كردن و بعد به نام حسين بن على بخشيده شدن ! گناه بكنيم بعد در مجلسى شركت بكنيم و بگوييم خوب ديگر گناهانمان بخشيده شد. گناه آن وقت بخشيده مى شود كه روح ما پيوندى بخورد با روح حسين بن على . اگر پيوند بخورد، گناهان ما قطعا بخشيده مى شود، ولى علامت بخشيده شدنش اين است كه دو مرتبه ديگر دنبال آن گناه نمى رويم . اما اينكه گناه بكنيم ، از مجالس حسين بن على بيرون برويم و دو مرتبه دنبال آن گناهان برويم ، نشانه اين است كه روح ما با روح حسين بن على پيوند نخورده است .
650 - گناه مانع نور حسين است
از جمله چيزهايى كه جلو تابش نور حسينى را مى گيرد، قساوت است . اگر كسى از موجبات قساوت قلب خوددارى نكرد تا به حدى كه دلش قسى شد كجا ديگر جاى نور حسين است ، نور حسين است ، نور حسين با نرمى قلب همراه است .
بزرگترين مورث قساوت گناه است كه نمى گذارد انسان از ايمان و محبتش ‍ بهره ببرد، بلكه اگر بى حيايى و زياده روى كند او را به كفر و الحاد مى كشاند.
بعضى از مكروهات هم قساوت مى آورد مانند خنده زياد به خصوص قهقهه بايد در اين عشر عاشورا عزادار بود، مصيبت ديده را مشاهده كرده ايد، آيا قهقهه مى زند؟
پس بايد جلوى خنده را در اين ايام گرفت .(723)
651 - تاريكى دل و غفلت
در اصول كافى از حضرت باقر روايتى است مضمونش اين است كه دل ابتدا سفيد است وقتى كه شخصى گناهى كرد، لكه سياهى در او ظاهر مى شود، اگر توبه كرد برطرف مى شود وگرنه موجب زيادتى كدورت و سياهى مى شود به قسمى كه ممكن است تمام قلب را تاريكى بگيرد.
ديگر موعظه در آن اثر نمى كند، آيات قرآن برايش قصه است ، مصيبت هاى حسين او را تغيير نمى دهد، پس خودمان را براى عاشورا آماده كنيم تا بشود بهره ببريم ، يعنى توبه حقيقى از گناهان گذشته بنماييم . (پروردگارا! به حق حسين لغزش هاى ما را بيامرز).
اگر از وقتى كه هلال محرم نمودار شد در شما حزن پيدا شده است ؛ شما را بشارت باد، از كسانى هستيد كه اين روايت درباره تان است :
شيعيان اهل بيت از تتمه طينت ايشانند و به آب ولايت و محبت آل محمد خميره آنان را سرشته اند شاهدش هم همين حزن شما در ايام محزون بودن آل محمد است . هر يك از ائمه ما از هلال محرم ديگر خندان نمى شدند و تا روز عاشورا روز به روز حزنشان بيشتر مى شد.(724)
652 - عطا به بركت امام حسين (ع)
شيخ شوشترى و ديگران ذكر كرده اند كه : حضرت ابى عبدالله الحسين عليه السلام هر چه داشت در راه خدا داد در مقابل هر چه خدا به او بدهد، به بركت حسين شيعيانش ، عزادارانش ، دوستانش را بيامرزد يا درجات دهد، چيزى نيست و يقين بدانيد كه عطاهايى به بركت آقا خواهد شد كه نه تنها به بيان نمى آيد، بلكه به تصور ما هم نمى گنجد.
بابى انت و امى يا ابا عبدالله
شيخ مى فرمايد در عوض سختى عطش حسين ، خدا چهار اجر برايش قرار داد:
اول : حوض كوثر كه متوسلين به حسين عليه السلام از آب آن سيراب خواهند شد. از هنگام مرگ تا قيام قيامت .
دوم : چشمه حيوان (از ماده حيات است ) كه مخصوص گريه كنندگان بر حسين است . آب اين چشمه مخلوط به اشك عزاداران ابى عبدالله است .
سوم : اشك چشم مؤ منين تا روز قيامت است (در اين ايام عاشورا خبر داريد كه چقدر اشك در راه حسين ريخته مى شود و هر ساله همين طور بوده تا قيامت همين است . علاوه بر بشر، ملائكه آسمانها هم بر حسين مى گريند. چنانچه حضرت صادق عليه السلام فرمود كه ملائكه از گريه بر حسين آرام ندارند.)
چهارم : هر وقت مؤ منين آب گوارايى مى نوشند، ياد لب تشنه حسين مى كنند.
حسين عليه السلام حق دارد كه يادش كنند درود بر او بفرستند. اينها اجرهايى است كه ما مى فهميم آنچه كه خدا با او در مقابل تشنگى اش ‍ مى كند در ادراك ما نگنجد.
صلى الله عليك يا ابا عبدالله الحسين (725)
653 - سليمان اعمش و زيارت حسين (ع)
سليمان اعمش مردى مورد وثوق همه ، حتى سنى ها او را قبول دارند. مكرر شنيده ايد فقط يادآورى است همسايه اش منكر زيارت حسين بود و آن را بدعت مى دانست شب جمعه گريه كنان خودش را به قبر امام حسين عليه السلام رساند پس از اينكه از او علتش را مى پرسند: مى گويد: شبى در خواب ديدم محشر بپا شده ، در آن سختى هاى فوق العاده ؛ زهرا عليه السلام شفاعت مى كند و از هودج بى بى ورقه هايى صادر مى شود امان من النار الزوار الحسين (ع) فى ليله الجمعه ...(726) نجات از آتش است براى زائرين قبر حسين عليه السلام در شب جمعه .))
654 - تاءثير نهاد منبر
تاءثير نهاد منبر در جامعه ما، هنوز يك تاءثير بررسى نشده است . شما به جامعه ما نگاه كنيد، ببينيد جايى كه منبرى به نام ابى عبدالله عليه السلام نباشد، كجاست ؟ از شهرهاى بزرگ و مراكز پرجمعيت ، تا دوردست ها، روستاها، حتى روستاى هاى كوچك و دور افتاده ، دانشگاه ها، ميان دانشمندان ، انجمن هاى تحصيل كردگان علوم جديد، تا مردم دور از علوم و معارف جارى زمان در اقصا نقاط كشور، در كجا منبر ابى عبدالله عليه السلام نيست ، كه گوينده اى در موقعى از مواقع بر آن منبر نمى رود و سخنى نمى گويد؟ پس ، كل جامعه ما به عنوان يك مجموعه با تفكر و عقيده شيعى ، زير چتر امام حسين عليه السلام است . البته مخصوص شيعيان هم نيست در نقاط گوناگون از عالم ، غير شيعه ، بلكه غير مسلمين هم به نحوى از انحاء از اين بساط بهره اى مى برند.
در طول قرن ها و در اين چند قرن اخير، در مجموع كشور ما، اين بينش و اين تذكر راجع به دين ، به نام و مناسبت حسين بن على عليه السلام وجود داشته است و در سطحى مردم را متذكر به دين نگهداشته است اين كانال كشى وسيع ، در انقلاب به كار آمد از اين كانال كشى منظم در سطح كشور، تفكر انقلابى ما كه مستند به حادثه عاشورا هم بود، در همه جا گسترش پيدا كرد و مردم را وارد ميدان نمود. اگر در اين خصوص ، كشور ما را با كشورهاى ديگر اسلامى مقايسه كنيد، در آن جايى كه نام حسين عليه السلام وجود ندارند، فرق بين اين دو را مشاهده خواهيد كرد، اين خصوصياتى به جامعه ما بخشيده است .
پس ، اين يك مؤ ثر در بافت اجتماعى و دينى و فكرى ماست . اين مجموعه و اين نهاد، در گذشته مؤ ثر بود؛ اما تحت يك ضابطه و قانون و قاعده نبود؛ علاوه بر اين افكار دينى ، ميدان عرضه شدن و مطرح شدن نداشت . در اين رسانه جمعى صوتى و تصويرى كشور، تنها در ايام عاشورا، سطح نازلى از اين مسائل را در شكل يك سينه زنى و از اين قبيل ، به مردم نشان مى داد. وقتى هم كه انسان گوش مى كرد غالبا انحرافى بود!.(727)
فصل بيست و سوم : فلسفه گريستن بر مصايب امام حسين (ع)
655 - بر پا نگهداشتن نهضت حسينى
گريه كردن بر عزاى امام حسين ، زنده نگه داشتن نهضت ، زنده نگه داشتن همين معنا كه يك جمعيت كمى در مقابل يك امپراطورى بزرگ ايستاد، دستور است .
656 - اشك با ارزش
اگر اشكى كه ما براى او مى ريزيم ، در مسير هماهنگى روح ما باشد، پرواز كوچكى است كه روح ما با روح حسينى مى كند. اگر ذره اى از همت او، ذره اى از حريت او، ذره اى از ايمان او، ذره اى از تقواى او، ذره اى از توحيد او در ما بتابد و چنين اشكى از چشم ما جارى شود، آن اشك بى نهايت قيمت دارد. اگر گفتند: به اندازه بال مگس هم باشد يك دنيا ارزش داد، باور كنيد!! اما نه اشكى كه براى نفله شدن حسين باشد، بلكه اشكى كه براى عظمت حسين باشد، براى شخصيت حسين باشد. اشكى كه نشانه اى از هماهنگى با حسين بن على و پيروى كردن از او باشد، بله ، يك بال مگسش ‍ هم يك دنيا ارزش دارد.(728)
657 - دليل گريه شيعيان
از دلايل گريه شيعيان حضرت امام حسين عليه السلام در شهادت او، همين همبستگى و پيوند ذاتى است . اين واقعيت از امام صادق عليه السلام بدينگونه آمده است كه فرمود:
((شيعيان ما از ما هستند، چرا كه از سرشت ما خلق شده و به نور ولايت ما آميخته ، و به امامت ما دل خوش داشته و ما نيز به پيروى و دوستى آنان راضى هستيم . مصيبت هاى ما به آنان سرايت مى كند و رنج و گرفتارى ما آنان را مى گرياند و اندوه ما آنان را اندوهگين مى سازد و نيز شادمانى و سرور ما آنان را شادمان مى كند، ما نيز از حال آنان باخبر و با آنان هستيم و رنج و پريشانى آنان ما را رنجيده خاطر مى سازد. آنان از ما جدا نمى شوند و ما نيز از آنان .))
آنگاه فرمود:
((بار خدايا! شيعيان ما از ما هستند، پس هر كسى مصيبت هاى ما را ياد كند و به خاطر بيدادگرى هايى كه در راه حق و عدالت بر ما رفت بگريد، خداوند چنين انسانى را به آتش دوزخ نمى سپارد.))(729)
و از اميرالمومنان عليه السلام است كه فرمود:
ان الله تبارك و تعالى ... اختارنا و اختار لنا شيعه ينصروننا و يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا و يبذلون اموالهم و انفسهم فينا، اولئك منا و الينا.(730)
خداوند ما را براى خود برگزيد و براى ما شيعيانى برگزيد كه اهداف بلند ما را يارى مى كنند، در شادمانى ما شادمان و در اندوه ما اندوهگين مى گردند، جان و مال خويش را در راه آرمان هاى توحيدى ما نثار مى كنند؛ به راستى كه آنان از ما هستند و به سوى ما مى شتابند...(731)
658 - تاثير سوز دل و اشك بر حسين (ع)
شرايط قبول عمل و يا حبط و آفت زدگى ، در كارهاى شايسته و عباداتى رخ مى دهد كه فرد، آنها را با اراده و اختيار و تلاش و كوشش و به نيت تقرب به خدا انجام مى دهد، در حالى كه در تمسك به وسايل رهايى بخش حسين عليه السلام آثار و نتايج درخشانى كه وعده داده شده است ، هميشه مشروط به نيت و تلاش و توجه به اراده و اختيار نيست ، چرا كه گاه اصلا نمى توان به آن عنوان كار اختيارى و ارادى داد تا به آفت حبط و تباهى ، دچار گردد.
براى نمونه : رقت قلب و سوز دل به رنج و مصائب آن حضرت و نثار اشك بر او، گاهى با نيت و قصد و توجه به اين واقعيت است كه آن گرامى پيشواى معصوم است و اطاعتش سعادت آفرين و بر همگان واجب است . با اين حال ، اين بيدادگرى هاى زشت و ظالمانه را در مورد او و راه و رسم الهى اش ‍ روا داشتند كه چنين سوز و اشكى عبادت است و عمل صالح ؛ اما گاه سوز دل و جريان اشك بر آن قهرمان حريت و برازندگى بدون توجه به مقام ولايت و امامت و عصمت آن حضرت است ، بلكه تنها به خاطر آزادگى ، عدالت خواهى ، ظلم ستيزى ، شجاعت و ديگر ارزش هاى والاى انسانى اوست .
او به عنوان بنده اى از بندگاان خدا يا مسلمانى از انبوه مسلمانان گيتى يا حتى به عنوان فردى مخالف اسلام معرفى مى گردد. اما شما با دقت در شيوه ناجوانمردانه و ضد انسانى حكومت و انبوهى اوباش مدعى اسلام و مسلمانى ، با آن سمبل والايى و شايستگى ، با نگرش به كشتن او در حالت تشنگى ، نشستن بر روى سينه و جدا كردن سرش با شمشير، يا دقت در شرايط جانسوزى كه آن حضرت ، كودك شيرخوارى را بر روى دست گرفته و با منطقى آتشين و جانسوز، برايش آب مى جويد و يا با نگرش بر ديگر شقاوت هايى كه دشمنانش در برخورد با آن حضرت از خود نشان دادند.
آرى ! با نگرش بر اينها، طوفانى در دلت ايجاد مى گردد و اشكت جارى مى شود، چرا كه آخرين چيزى كه وجدان و منطق و عواطف انسانى در مورد كافر و يا دشمنى روا مى شمارد و به آن انتقام مى گيرد: زدن ، مجروح ساختن ، كشتن يا رها ساختن بدن او بر روى خاك است ؛ اما پس از كشتن ، درنورديدن و پايمال ساختن بدن او، چوب زدن بر سر بريده ، آويختن آن بر دروازه ها و گذرگاه ها، نبش قبر نمودنش پس از دويست سال و شقاوت و وحشى گرى هايى از اين قبيل ، چيزى است سخت زشت و ناروا كه قلب ها را جريحه دار و عواطف پاك انسانى را به جوشش و غليان مى آورد؛ بدون اختيار اشك بر گونه ها جارى مى گردد و اندوهى جانكاه پديد مى آورد.
اين گريه و سوز گرچه بدون قصد تقرب و بدون توجه به مقام عصمت و ولايت است ، حالت خوش و سعادتمندانه اى كه راه نجات است و برانگيزاننده رحمت پروردگار؛ چرا كه رحمت واسعه او، هر كه را كه چنين حالت خوش قلبى از خود نشان دهد، اگر چه به ناسپاسى و نمك نشناسى قارون هم باشد، فرا مى گيرد.(732)
659 - ويژگى خاص حسين (ع)
ويژگى خاص آن حضرت ، اين است كه هم مايه شادمانى و روشنايى و سرور دل ماست و هم منشاء غم و اندوه قلب ها.
توضيح بحث اينكه : از آنجايى كه حسين عليه السلام از آغاز آفرينش نور وجودش تا دامنه قيامت و جهان آخرت ، به دلايلى كه پيشتر اشاره رفت ، برانگيزاننده غم و اندوه ؛ در دلهاى با ايمان است . و حتى در سراى آخرت كه سراى غم و اندوه نيست همگان به ياد و نام و شهادت او سوگوارى مى كنند؛ به همين جهت خداوند از پرتو وجودش بهشت و حوريان بهشتى را آفريد تا همانگونه كه سبب حزن و اندوه دل هاست ، باعث سرور و شادمانى قلب ها نيز باشد.(733)
660 - مجلس عزادارى
مجلس ديگر، از امام صادق (ع) براى بزرگداشت شهادت حسين عليه السلام مجلسى بود كه آن گرامى از ابو هارون خواست تا همانگونه كه خودشان بر حسين عليه السلام سوگوارى مى كنند، در حضورش با مرثيه سرايى به سوگوارى بپردازد كه او نيز ضمن اشعارى حزن انگيز گفت :
امرر على جدث الحسين فقل لاعظمه الزكيه
بر شهادتگاه حسين عليه السلام گذر كن و به استخوان هاى پاك و مطهرش ‍ بگو...
... صداى گريه امام صادق عليه السلام بلند شد و ابوهارون از ادامه مرثيه خوددارى كرد.
همينگونه مرثيه مى كرد، سيلاب اشك امام صادق عليه السلام را امان نمى داد تا سرانجام به دستور آن حضرت بندهايى از اين قصيده را خواند كه :
يا مريم قومى واندبى مولاك و على الحسين فاسعدى ببكاك
اى مريم ! اى بانوى بزرگ ! بپاخيز و بر حسين عليه السلام نوحه سرايى كن و مرا در نثار اشك گريه و سوگوارى بر سالار خوبان همنوايى نما...
امام صادق عليه السلام خود به شدت گريست و خاندانش با شنيدن اين جملات گريستند و فرياد: يا ابتاه ... فضاى خانه را پر كرد(734 )(735)
661 - ويژگى چشم گريان
چشم گريان بر حسين عليه السلام از ارزش هاى والايى برخوردار است :
1 - محبوب ترين چشم ها در پيشگاه خداست .(736)
2 - همه چشم ها در سخت ترين مراحل روز رستاخيز گريانند، مگر چشمى كه بر حسين عليه السلام گريه كند، چنين چشمى با صاحبش خندان و به نعمت هاى پرارزش بهشت شادمان و بشارت داده مى شود.(737)
3 - در روز رستاخيز همه ديدگان به حوض كوثر نظاره مى كنند، اما ديدگانى كه از آن برخوردار خواهند گشت و نظاره بهرورانه خواهند داشت ، چشمانى هستند كه براى حسين (ع) گريسته باشند.(738)
662 - خواص اشك بر حسين (ع)
قطرات اشكى كه در سوگ امام حسين عليه السلام جارى مى گردد، داراى خواص بسيارى است از آن جمله :
1 - محبوب ترين قطرات اشك در پيشگاه خداست .
2 - خاموش كننده آتش قهر خداست ، به گونه اى كه اگر قطره اى از آن در جهنم فرو افتد، آتش آن را خاموش خواهد ساخت .
3 - فرشتگان ، قطرات اشك بر حسين عليه السلام را دريافت و در شيشه هاى مخصوصى جمع مى كنند.(739)
4 - اين اشك ها را به خزانه داران بهشت مى دهند تا با آب گواراى حيات ، در بهشت برين آميخته سازند و بدين وسيله شيرينى و گوارايى آن هزاران برابر افزايش خواهد يافت .(740)
5 - هر كار شايسته و هر چيزى پاداش ويژه و معلومى دارد، مگر پاداش نثار اشك بر حسين عليه السلام كه بى نهايت و غير قابل سنجش ‍ است .(741)
663 - احسن اعمال ، حزن قلبى
فرداى قيامت ميزان ثواب و جزا، احسن اعمال است مى شود گفت احسن اعمال دلشكستگى براى حسين عليه السلام است ، زيرا ميزان در اعمال نيت است .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: ((انما الاعمال بالنيات ))(742) در اين عمل قصد ثواب هم نيست گاهى انسان به خاطر ثواب خود را به گريه وامى دارد و شكستگى دل به هيچ غرض نفسانى مربوط نيست .
زن جوان مرده ، همان علاقه مادرى اوست كه دلش را آتش زده و اندوهناك است غرضى ديگر در كار نيست . مصيبت حسين عليه السلام هم كه دل ، را سوزانده ، جز علاقه و محبت چيز ديگرى در كار نيست . لذا اين قدر آثار عظيم براى چنين عمل خالصى كه هست جاى شگفتى نيست .
بنفسى الحسين المتوفى المذبوح المقتول الخمور المكروب المظلوم .
صلى الله عليك يا اباعبدالله .
664 - نتيجه گريه بر حسين (ع) در قبر
منزل دوم انسان ، قبر است جايى كه اصلا شخص انس و سابقه قبلى ندارد. خيلى وحشتناك و هول آور است ، به طورى است كه در كتاب ((من لا يحضره الفقيه )) روايتى است كه مى فرمايد: وقتى كه مى خواهيد جنازه اى را وارد قبر كنيد او را ناگهان داخلش نكنيد. اگر مرد است مستحب است كه در فاصله هفت ذراعى پايين قبر گذاشته شود و اگر زن است ، به مقدار هفت ذراع طرف قبله بگذارند تا سه مرتبه بلند كنند و بگذارند ((فان للقبر اهوالا!!)) به درستى كه براى قبر ترس هايى است . خيلى سخت است به قسمى است كه حضرت سجاد مى فرمايد؛
... ابكى لظلمه قبرى ، ابكى لضيق لحدى ، ابكى لسوال منكر و نكير اياى ...(743)
شيخ شوشترى از روايات اين طور استفاده كرده كه اگر كسى مؤ منى را شاد كند هنگامى كه او را دفن كردند، صورت نوريه اى همراهش در قبر جاى گيرد و گويد من همان سرورى هستم كه در دل فلان مؤ من وارد كردى پس ‍ اگر كسى مؤ من غمناكى را شاد كرد، اسباب شادى اش در قبر فراهم مى گردد.
سپس شيخ مى فرمايد: اگر كسى مؤ من كامل الايمانى را شاد كند، چطور است اگر آن شخص پيغمبر و امام باشد چطور است ؟
سپس شيخ مى فرمايد: اگر كسى مؤ من كامل الايمانى را شاد كند، چطور است اگر آن شخص پيغمبر و امام باشد چطور است ؟
آن وقت مى فرمايد: كسى كه بر حسين گريه كند، پيغمبر را شاد كرده ، اميرالمؤ منين را شاد كرده ، زهرا را شاد كرده ، خوش به سعادت چنين شخصى در قبر.(744)
665 - اين همه اثر براى يك قطره اشك
ممكن است براى بعضى اين توهم پيش آيد كه براى يك قطره اشك چطور مى شود اين همه آثار عظيمه مترتب شود يك قطره آب شور كه اين همه اهميت ندارد. منشاء اشكال و شبهه در اين است كه اينها خيال مى كنند اين اجرها مستقيما براى اين قطره اشك است . غافل از اينكه مزد حسين عليه السلام است ، اينها اجر اشك تو نيست ، بلكه اجر خون ابى عبدالله است ، هر چه هم بيشتر از اينها عطا شود، باز در مقابل عمل حسين عليه السلام چيزى نيست .(745)
666 - حجم عظيم پاداش گريه كردن بر حسين (ع)
مشخص شد كه با وجود معلوم بودن حجم و اندوه پاداش هر كار شايسته اى در روايات ، چگونه حجم عظيم پاداش سوگوارى و گريه خالصانه بر حسين عليه السلام غير قابل سنجش است .
اينك ، مبادا كه اين حج پرشكوه پاداش و خلوص و فضايل بر اين كار به ظاهر اندك ، شما را شگفت زده سازد و آنها را بسيار پندارى و از اين راه دچار لغزش گردى ، چرا كه اين پاداش شكوهمند به خاطر گريه و گريه كننده در سوگ حسين عليه السلام نيست ، بلكه در حقيقت براى خود حسين عليه السلام و در برابر فداكارى و ايثار و جهاد بى نظيرى او در راه خداست و اگر اين نكته ظريف و عميق آن چنان كه شايسته است ، مورد تعمق قرار گيرد نه حجم عظيم پاداش سوگوارى بر حسين در نظر كسى بسيار مى نمايد و نه باعث شگفتى مى شود.
در زندگى فرمانروايان سخاوتمند، بسيار شنيده شده است كه در برابر خدمت ناچيز يا قصيده ستايش آميزى به بخشش هاى شگفت آورى دست مى يازند.(746)
667 - اشك بر قهرمانى فداكار
هنگامى كه خدا هر آنچه تصور گردد، در برابر اخلاص و عرفان و فداكارى بى نظير حسين عليه السلام به او ارزانى مى دارد، پس شگفت انگيز نخواهد بود كه آمرزش خود و بهشت برين را پاداش سوگوارى خالصانه و گريه هدفدار و عارفانه بر او قرار دهد. اين تعجب بيجا و انكار عجولانه ، نوعى بخل ورزيدن به خداى بخشاينده و كاستن از شكوه و عظمت بى نظير حسين عليه السلام و پاداش پرشكوه خدا به او و نوعى آزردن قلب مصافى دخت گرانمايه محمد صلى الله عليه و آله است ، چرا كه پاداش هاى وعده داده شده در روايات ، براى سوگواران آن حضرت به نوعى تجليل از هدف والا و پاداش اخلاص و اوج فداكارى حسين عليه السلام است ، نه پاداش ‍ كار سوگواران و هنگامى كه پذيرفتيم فداكارى بى نظير است ، چه جاى شگفتى است كه پاداش هم بى نظير باشد؟(747)
668 - پاداش شكيبايى قهرمانانه
هنگامى كه به خاطر كوچاندن ظالمانه حسين عليه السلام و خاندانش از خانه و وطن خويش ، قلب شما دردمند و اشك ديدگانتان جارى مى گردد و پاداش سوگوار بر حسين عليه السلام در نامه عمل شما نوشته مى شود، اين پاداش بزرگ نه پاداش گريه شماست كه كسى آن را بسيار پندارد، بلكه اين پاداش ، در حقيقت پاداش شكيبايى قهرمانانه و هدفدار و حماسه سازى است كه در برابر آوارگى و تبعيد و رانده شدن از خانه و كاشانه و كشور به جان خريده شده است .
پاداش مقاومت در برابر بيدادى است كه نه تنها حق زندگى بر روى زمين را براى عدالت خواه و حريت طلبى چون حسين عليه السلام تحمل نمى كرد، بلكه سر بريده و پيكر به خون آغشته او را نيز به حال خود رها نمى ساخت .
آرى ! پاداش پر شكوه در برابر آن حماسه پرشكوه است . اينك بايد ديد كه آيا اين پاداش براى آن فداكارى يا پاداش اضافى است ؟(748)
669 - پاداش زنده ساختن ارزش هاى انسانى
هنگام كه قلب شما به خاطر محاصره ناجوانمردانه اردوگاه حسين عليه السلام و بستن غذا و آب به روى آنان متاءثر مى گردد. و اشك ديدگانتان جارى مى شود، پاداشى كه براى اين گريه عارفانه در كارنامه زندگى شما نوشته مى شود، پاداش پار پاره شدن و گداخته گرديدن جگر و مجروح شدن زبان و پژمرده شدن لب ها و تيره و تار شدن دنيا در نظر او از فشار تشنگى و شعله ور شدن قلب آن گرامى در برابر اهانت ها و ناسزاگويى ها و جسارت هاى جاهليت اموى است كه بى شرمانه مى گفتند:
((همچنان آب را بر روى تو خواهيم بست تا با لب تشنه به دوزخ وارد گردى ))
و نيز روايتى كه مى فرمايد: ((اشك ديدگانى كه در سوگ امام حسين عليه السلام جارى است ، اگر بر شعله هاى خشمگين آتش دوزخ فرو ريزد، آن را خاموش خواهد ساخت .))(749)
چنين اثرى ، اثر پاداش فداكارى بى نظير او و گداخته شدن جگر او از تشنگى به خاطر زنده ساختن ارزش هاى والاى الهى و برچيدن بدعت هاى ابليسى است ، نه پاداش اشك فرد سوگوار.(750)
670 - قبولى توبه به بركت وسايل حسينى
در ضمن دعا مى خوانيد: ((خدايا! توبه اى نصيب من فرما كه موجب اين شود كه گناهانم پاك گردد(751))) ظلمت از دلم زدوده شود. بنابراين انسان وقتى از گناهش توبه كرد باز دلهره دارد آيا توبه نصوح بود كه پاك شود؟! تا خواست ياءس او را بگيرد به رحمت واسعه الهى (حسين ) متمسك مى شود يادش مى آيد در روايات وعده داده شده هر دلى كه براى حسين عليه السلام وارد مى شود معنى رجا اين است ، نه اين كه هر كس بر حسين گريه كرد تمام گناهانش آمرزيده مى شود حتى از گناهان كبيره حتى حق الناس !!!(752)
671 - حزن در عاشورا نشانه ايمان
همان طورى كه در شرح فرمايشات شيخ شوشترى در اول خصايص عرض ‍ شد شيخ به اين عظمت در ايمانش شك مى كند، ولى جلو آن را به وسايل حسينى مى گيرد، مى گويد در عاشوراى حسين دلشكسته ام پس معلوم مى شود بحمدالله ايمانى هست ، ربطى با امام زمان هست ، عاشورايى كه دشمنان اهل بيت در آن روز خوشحالند، جشن مى گيرند بعضى عمدا عقد و عروسى خود را در آن روز قرار مى دهند، همين طور كه اين كارها و اين حالات نشانه كفر آنان است ، دل هايى كه در عاشورا سوخته و گداخته است ، حزن و اندوه سراسر وجودشان را گرفته معلوم است كه نشانه ايمانشان مى باشد.
در روايت از امام عليه السلام مى پرسد: گاه مى شود بدون سبب و سابقه قبلى اندوهناك مى شوم ؟
مى فرمايد: هرگاه ما محزون مى شويم : دوستان ما هم اندوهناك مى گردند، به واسطه اتصال و ربط با امام اين آثار پيدا مى شود(753).
672 - خوشا به حال تو اى خاك !
چون امام على عليه السلام همراه اصحابش از كربلا عبور كرد، ديدگانش پر از اشك شد و فرمود: ((در اين جا مركب خود را بر بندند و فرود آيند، و در اين جا توشه خود را بر زمين نهند، و در اين جا خونشان ريخته شود. خوشا به حال آن كه خون عاشقان بر آن ريخته شود!))(754)
673 - گريه حيوانات دشتى بر امام حسين (ع)
شيخ بزرگوار ابوالقاسم جعفر بن قولويه قمى (قدس سره ) از حارث اعور روايت كرده است كه :
امام على عليه السلام فرمود: پدر و مادرم فداى حسين كه در ظهر عاشورا به شهادت رسيد، به خدا قسم ، گويى مى بينم كه حيوانات دشتى از هر نوعى گردن كشيده اند و بر سر مزار او شب تا صبح گريه مى كنند. فاذا كان كذلك فاياكم و الجفاء.
674 - فرمايش امام باقر در رثاء امام حسين (ع)
امام باقر عليه السلام فرمودند: آدميان و اجنه ، مرغان و حيوانات وحشى ، همگى بر امام حسين عليه السلام گريه كردند تا آنجايى كه اشك آن ها فرو ريخت .
675 - گريه آگاهانه موجودات
گريه موجودات بر او، نه مبالغه است و نه خيال و پندار، نه كنايه است و نه سمبليك و به زبان حال ، بلكه هر موجودى به تناسب هستى خويش ، به راستى بر او مى گريد؛ همانگونه كه به راستى خدا را ستايش مى كند. و آن گريه هم نه تنها بر شهادت آن حضرت و بر فداكارى او و ستم و بيدادى است كه بر آن پيشواى بزرگ حق و عدالت رفت ، بلكه بنا به روايات متعدد همه موجودات به خاطر نوعى شناخت و در پرتو نوعى شعور و دريافت مقام او، كه براى ما ناشناخته است ، پيش از شهادت او نيز بر آن حضرت گريه كردند. همانگونه كه در زيارت ماه شعبان كه از امام عصر عليه السلام رسيده است اين نكته به صراحت آمده است كه :
... بكته السماء و من فيها والارض و من عليها و لما يطا لا بتيها... (755)
كران تا كران آسمانها و آنچه در آنهاست و جاى جاى زمين و آنچه بر روى آن است همه و همه بر او گريستند.
آرى ! از آن لحظاتى كه جلوه هاى خضوع و خشوع و فروتنى و همدردى آفريده شد، تمامى موجودات بر او خضوع كردند.(756)
676 - فضيلت گريه بر اهل بيت
امام حسين عليه السلام فرمود: ((از ديدگان هيچ بنده اى در راه ما (خاندان نبوت عليه السلام ) اشكى نمى چكد يا سرازير نمى شود مگر آنكه خداى سبحان ، او را به خاطر آن ، چندين صد سال در بهشت جاى مى دهد))
احمد بن يحيى گويد: امام حسين عليه السلام را در خواب ديدم ، از حضرت عليه السلام پرسيدم : از شما نقل شده كه فرموده اى : ((از ديدگان هيچ بنده اى در راه ما (خاندان نبوت عليه السلام ) اشك نمى چكد يا سرازير نمى شود مگر آنكه خداى سبحان ، او را به خاطر آن ، چندين صد سال در بهشت جاى مى دهد)) (آيا درست است ؟) فرمود: ((آرى )).
عرض كردم : (پس در نقل اين حديث ) ميان من و شما واسطه ها افتاد.(757)
677 - گريه دگر دوستى
مردم خواهى و دگر دوستى ، انگيزه ديگر رقت قلب و گريه بر ديگرى است .
به عنوان مثال : اگر شما بشنويد كه مردى همراه فرزندان ، جوانان ، كودكان شيرخوار، برادران ، بانوان و يارانش ، در بيابانى فرود آمده ، بدون هيچ گناهى در محاصره بيدادگران خون آشام قرار گرفته ، بيدادى بسان بيدادى كه بر حسين عليه السلام رفت بر او مى رود؛ در اين شرايط به طور قطع قلب شما بر او شعله ور و پاره پاره مى شود. بالاتر از اين ، اگر بشنويد كه فردى گناهكار يا حلالگر حرام خدا و يا حرامگر حلال خدا يا دشمن شخصى خودتان يا با فردى كافر، آنگونه وحشيانه و بيرحمانه رفتار شده است ، باز هم ترحم و رقت قلب شما بر او، برانگيخته خواهد شد و اشك ديدگانتان جارى .
حسين عليه السلام بى هيچ جرم و گناهى در برابر آن كوردلان مى فرمود:
((آيا كسى از شما را كشته ام كه خون آن را مطالبه مى كنيد؟ يا ثروتى از شما نابود ساخته ام كه عوض و غرامت آن را از من مى طلبيد؟ يا قانونى را تغيير داده ام ؟)) و آنان پاسخى نداشتند.(758)
حسين عزيز! جانم فدايت باد! اگر اينگونه هم بود، باز هم در خور اين رفتار وحشيانه اى كه به تو روا داشتند، نبودى ، در حالى كه براى تو هيچ جرم و گناهى نبود كه كيفرش اين اعمال ضد بشرى امويان باشد.
آرى ! بياييد تا از ديدگاه بشر دوستانه بر او گريه كنيم و كسى كه از اين ديدگاه بر او اشك نريزد، از جوانمردى بى بهره است .(759)
678 - الگوى گريه
از اقسام ديگر گريه و دلشكستگى گريه همدردى و به پيروزى از ديگرى است .
به عبارت ديگر، گاهى گريه ديگرى منشاء رقت قلب و جريان يافتن سيلاب اشك مى گردد بى آن كه به فردى كه بر او مى گريند توجه شود، از اين رو به پيروى از پيامبر صلى الله عليه و آله كه الگوى شماست بر حسين عليه السلام اشك بريزيد، نه تنها به پيروى از پيامبر، بلكه به پيروى از همه پيام آوران خدا و جانشينان آنان ، بلكه به پيروى از آسمان ها و زمين ، حيوانات و پرندگان ، بهشت و دوزخ ، موجودات ديدنى و ناديدنى و جنيان و فرشتگان و يا به پيروى از درختان و گياهان و سنگ ها، بر او سوگوارى كنيد.
كدامين قلب است كه از سنگ سخت تر باشد؟ و يا به پيروى از آهن بر او گريه كنيد همانگونه كه در داستان ميخ ‌هاى كشتى نوح كه بر حسين عليه السلام خون گريستند.(760) پس ، شما به پيروى از آنها بر حسين عليه السلام بگرييد.(761)
679 - گريه كنندگان بر حسين (ع)
بى ترديد برپايى محافل سوگوارى و گريه بر حسين عليه السلام نيكى به پيامبر و على و فاطمه و امام حسن عليه السلام است .
دليل آن ، اين است كه احسان و نيكى ، عبارت از سودرسانى واقعى است و بهترين سودرسانى ، تجليل و احترام است و سوگوارى و گريه بر شهيدان پاكباخته و بزرگى كه خون مقدسشان را نثار حق و عدالت نموده اند، بهترين تجليل از آنان و هدف هاى بلند آنان است .
پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه گريه زنان انصار، بر برخى از شهداى احد را شنيد با افسردگى خاطر فرمود: ((اما قهرمان بزرگ احد، حمزه ، سوگوار و گريه كننده ندارد.)) آنگاه به زنان انصار فرمود: براى حمزه سوگوارى كنند و بر آنان دعا فرمود.(762) اين در حالى بود كه حمزه گرچه مثله شده بود، اما امكان مراسم دفن و تشييع جنازه و نماز بر پيكر مقدسش ‍ بود و تنها، گريه كننده اى نداشت كه پيامبر در تجليل از شخصيت و فداكارى او دستور سوگوارى بر او داد.
امام حسين عليه السلام هيچ كدام از اين مراسم را، جز گريه و نثار اشك از سوى خاندانش را، به هنگامى كه پيكر مطهرش بر روى خاك بود نداشت . خواهر گرانقدرش با گريه اى جانسوز پيامبر صلى الله عليه و آله را ندا داد تا شاهد سوگوارى بر حسين عليه السلام باشد؛ اما سپاه پليد اموى آنان را از سوگوارى بر او هم باز داشت ، بلكه پا را فراتر نهاده از گريه و نثار اشك نيز جلوگيرى مى كرد.
پس ، اگر از شيفتگان او هستيم و با او احساس پيوند معنوى و انسانى مى كنيم ، بياييد با همه وجود از او تجليل كنيم و بر او سيلاب اشك جارى سازيم ، چرا كه اگر كسى بر او نگريد، با او پيوندى ندارد.(763)
680 - تقدس اشك در مصيبت حسين (ع)
به اشك هايى كه نثار امام حسين عليه السلام مى گردد و در مجالس سوگ او ريخته مى شود، بهاى خاصى داده شد به گونه اى كه فرشتگان آنها را جمع مى كنند و به خزانه داران بهشت مى دهند تا با آب گواراى حيات ، درهم آميزند.(764)
به مسير جريان اشك هاى جارى بر آن حضرت نيز، احترام خاصى شد به طورى كه نه گرد و غبار ذلت بر آنها خواهد نشست و نه اندوه و غم .(765)
681 - گريه كاينات
از جمله صفات خداوند، اين است كه : در كران تا كران هستى موجودى نيست جز اينكه او را به پاكى مى ستايد.
و ان من شى ء الا يسبح بحمده .
و پرتوى از اين ويژگى به امام حسين عليه السلام آن است كه همه موجودات بر مصيبت و شهادت او مى گريند، اما ما گريه آنها را در نمى يابيم همانگونه كه ستايش و تسبيح موجودات را.
به علاوه گريه ، تنها جريان يافتن اشك از ديدگان نيست ، بلكه گريه هر موجودى متناسب با موجوديت و وضعيت آن است و همانگونه كه در روايات آمده است : ((گريه آسمانها به ظهور قطران خون ، گريه ماهيان دريا به خروج آنها از آب ، گريه ها به تيره و تار شدن آن ، گريه خورشيد و ماه به گرفتگى آنها و گريه زمين آن بود كه هر سنگى جا به جا مى شد، زير آن قطرات خون نمودار بود.))(766)
682 - گريستن نيزه و شمشير
يكى از انديشمندان مى گويد:
كل انكسار و خضوع له و كل صوت فهو نوح الهواء
هر احساس همدردى و خضوع براى اوست و هر صدايى ، صداى نوحه سرايى در شهادت اوست .
تا آنجايى كه همان شمشيرها و نيزه ها و تبرهايى كه در كشتن و ريختن خون پاك او به كار گرفته شدند نيز، بر او گريستند، همانگونه كه اين مطلب در قصيده همان انديشمند بزرگ آمده است ، كه مى سرايد:
شمشير گلوى آن حضرت را مى بريد و گريان بود و نيزه بر پا ايستاده و سر فرود آورده شيون مى كرد و تير بر پيكرش مى نشست و مى گريست و نيزه سر مقدس او را برافراشته و ناله مى كرد(767).
683 - من شهيد اشك هاى جارى ام
شيخ شوشترى مى فرمايد: با نگرش به ويژگى هاى امام حسين عليه السلام ديدم خودش فرموده است كه : من ((شهيد اشك هاى جارى هستم ، ياد و نام من نزد هيچ انسان با ايمانى برده نمى شود، جز اينكه طوفانى از حزن و اندوه در دلش پديدار مى گردد و بر آنچه بر من ، در راه حق و عدالت رسيده ، مى گريد))(768)(769)
684 - استجابت دعا در روز اول محرم
ريان بن شبيب ، دايى معتصم خليفه عباسى بود، و مى گويد.
روز اول محرم بود كه خدمت امام رضا عليه السلام رسيدم ، آن حضرت خطاب به من فرمودند: اى پسر شبيب ! آيا روزه اى ؟
گفتم نه :
امام رضا عليه السلام فرمودند: امروز همان روزى است كه حضرت زكريا از درگاه الهى طلب فرزند نمود، خداوند نيز دعاى او را مستجاب كرده و ملائكه در محراب عبادت به او ندا كردند كه : اى زكريا! خداوند به تو بشارت فرزندى به نام يحيى را مى دهد. پس هر كسى كه روز اول محرم را روزه بگيرد، دعاى او مستجاب مى شود، همان گونه كه خداوند دعاى زكريا را مستجاب نمود.(770)
685 - سبب آمرزش گناهان
امام رضا عليه السلام فرمودند: محرم ماهى بود كه مردم جاهليت جنگ را در آن حرام كرده بودند؛ ولى اين امت ستمكار، خون هاى ما را در اين ماه حلال دانستند و بر زمين ريختند و حرمت ما را شكستند و زنان و فرزندان ما را اسير كردند، خيام حرم ما را به آتش كشيدند و اموال ما را به غارت بردند و احترام پيامبر را در حق ما رعايت ننموديد، همانا مصيبت روز شهادت امام حسين عليه السلام چشمان ما را مجروح نمود و اشك را از ديدگان ما جارى ساخت و عزت ما را مبدل به ذلت نمود و سرزمين كربلا تا روز قيامت ، جايگاه اندوه و بلاء ما خاندان گشت ، همانا كه در مصيبت حسين عليه السلام بايد گريه كنندگان بگريند؛ زيرا كه گريه در مصيبت حسين عليه السلام باعث ريختن گناهان كبيره مى گردد.(771)

next page

fehrest page

back page