next page

fehrest page

back page

((اى عـلى ! تـو بـعـد از مـن جانشين من و امير مؤ منان و امام پرهيزكاران و حجّت خدا بر خلق هستى ، بعد از تو يازده امام از فرزندان و ذريّه تو يكى بعد از ديگرى تا روز قيامت امام خـواهـنـد بـود، آنـان كـسـانـى هـسـتند كه خداوند طاعت ايشان را به طاعت خويش و من ، قرين ساخته است ، چنانچه فرموده : اَطِيعُوااللّهَ وَ اَطِيعُوا الرَّسُولَ واُولِى اْلاَمْرِ مِنْكُمْ .
(عـلى عـليـه السّلام ) گفت : ((اى رسول خدا! بَيِّنْ بِي اِسْمَهُمْ، قالَ: اِبْنِي هذا، ثُمَّ وَضَعَ يـَدَهُ عـَلى رَأ سِ الْحـسـنِ، ثُمَّ اِبْنِي هذا، ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلى رَأ سِ الْحُسَيْنِ، ثُمَّ سَمِيُّكَ يا عـَلِيُّ وَهـُوَ سـَيِّدُ الزُّهـّادِ وَزَيْنُ الْعابِدِينَ، ثُمَّ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ سَمِيِّى باقِرُ عِلْمِي وَ خا زِنُ وَحْيِ اللّه تعالى وَ سَيُولَدُ فِي زَمانِكَ فَاَقْرَئهُ يا أَخِي مِنّي السَّلا م ، ثُمَّ يُكْمَلُ اَحَدَ عَشَرَ اِماماً مـَعـَهـُمْ وِلْدُكَ مـَعَ مـَهـْدِيِّ اُمَّتـِي مـُحَمَّدٍ الَّذِي بِهِ يَمْلاُ اللّهُ اْلاَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً(102)
يعنى :
((اى رسـول خـدا! اسم ايشان را برايم بيان كن . (پيامبر) فرمود: اين پسرم ، سپس دستش را بـر سـر حسن گذاشت ، سپس ‍ اين پسرم ، و دستش را بر سر حسين گذاشت ، بعداً همنام تو اى على و او آقاى زاهدان و زينت عابدان است ، سپس ‍ پسرش محمد همنام من كه باقر علم مـن و خازن وحى خداوند تعالى است وى در زمان تو متولد خواهد شد، اى برادرم ! سلام مرا بـه او بـرسـان ! سـپـس شمار آنان به همراه فرزندان تو با افزودن مهدى امتم ((محمَّد)) بـه يـازده نـفـر كـامـل مـى گـردد. هـمـان كـسـى كـه خـداونـد بـه وسـيـله او زمـيـن را از عدل و داد پر مى كند، همانگونه كه از ظلم و جور پر شده است )).
نـاگـفـتـه نـمـانـد چـنـانـكـه بـارهـا گـفـتـه شـد مـنـظـور از نقل اين احاديث از كتب برادران اهل سنّت آن است كه بدانيم مهدى موعود عليه السّلام فرزند نـُهـم امـام حـسـيـن و فـرزنـد چـهـارم امـام رضـا و فـرزنـد بـلافـصل حضرت امام حسن عسكرى عليهم السّلام مى باشد. به عبارت ديگر: او يك انسان تعيين شده از طرف رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است نه اينكه بگوييم : هنوز مـتـولد نـشـده و بـعـداً مـتـولد خـواهـد شـد و نـمـى دانـيـم كـدام كـس از نسل فاطمه و حسين عليهماالسّلام است .
# # #
ولادت حضرت مهدى (ع)
در ايـن فـصـل ، ولادت مـهـدى مـوعـود ـ صـلوات اللّه عـليـه ـ از كـتـب بـزرگـان اهـل سـنـّت نـقـل مـى شـود و در هـمـه آنـهـا خـواهـيـم ديـد كـه او پـسـر بـلافصل حضرت امام حسن عسكرى ـ صلوات اللّه عليه ـ است . و نيز خواهيم ديد كه عده اى از آنان پس ‍ از نقل ولادت آن حضرت مى گويند: او همان مهدى منتظر از نظر اماميه است و يا مـى گـويـنـد: او امـام دوازدهم از نظر شيعه است ولى اين سخن در مطلب ما نقصى به وجود نـخـواهـد آورد؛ زيـرا در فـصـل گـذشـتـه اثـبـات كـرده ايـم كـه خـودشـان از رسـول خـدا صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم نـقـل كـرده انـد كـه بـه امام حسين عليه السّلام فرمود:
... اَنْتَ اَبُو ائِمَّةِ تِسْعَةٍ، تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ
ايـنـك كـلمـات بـزرگـان اهـل سـنـّت را از كـتـابـهـاى مـعـروفـشـان نقل مى نماييم :
1ـ عـزّالديـن ابـن اثـيـر(مـتـوفـاى 630)درحـوادث سال 260 هجرى مى نويسد:
وَفـِيـهـا تـُوُفِّيَ اَبـُو مُحَمَّدٍ الْعَلَويُّ الْعَسْكَرِيُّ وَهُوَ اَحَدُ اْلاَئِمَّةِ اْلاِثْنَيْ عَشَرَ عَلَى مَذْهَبِ اْلاِمامِيَّةِ وَ هُوَ والِدُ مُحَمَّدٍ(103) الَّذِي يَعْتَقِدُونَهُ الْمُنْتَظَرَ بِسِرْدابِ سامِرّا ءَ وَكانَ مَوْلِدُهُ سَنَةَ اِثْنتَيْنِ وَثَلا ثِينَ وَمِأَتَيْنِ(104)
يعنى :
((از جـمـله حـوادث سـال 260 آن بـود كـه در آن ابـومـحـمَّد عـسـكرى (امام حسن عسكرى عليه السـّلام ) وفـات يـافت و او يكى از امامان دوازده گانه به عقيده شيعه است كه ولادتش در سال 232 بود و او پدر محمَّد است كه شيعه او را ((منتظر)) نامند)).
ايـن مـورخ مـشـهور به ولادت حضرت مهدى عليه السّلام تصريح مى كند و او و پدرش را بـه عـقـيـده شـيعه از امامان دوازده گانه و منتظر مى نامد و اين هر دو را به شيعه نسبت مى دهـد. ولى روايـات فـصـل گـذشـتـه نـشـان مـى دهـد كـه عـقـيـده اهـل سـنـّت نـيـز در واقع چنين است و گر نه براى آنهمه احاديثى كه تصريح به نامهاى امـامـان دوازده گـانـه مـى كـنـد و يـا حـديـث اَوَّلُهـُمْ عـَلِيُّ وَ آخـِرُهـُمْ الْمـَهـْدِيُّو امثال آنها چه محملى مى توان پيدا كرد؟
2ـ عـمـادالديـن ابـوالفـداء اسماعيل بن نورالدين شافعى (متوفاى 732) مى گويد: على هـادى (امـام دهـم عـليـه السـّلام ) در سـال 254 هـجـرى در سامرّا وفات يافت ، او پدر حسن عـسـكـرى است و حسن عسكرى ، يازدهمين امام از ائمه دوازده گانه است و او حسن فرزند على زكـى ، فـرزنـد مـحـمد جواد، فرزند على الرضا، فرزند موسـى الكاظـم ، فرزند جـعفر الصــادق ، فرزند محـمد الباقـر، فرزند علـى زيـن العابديـن ، فرزند حسـين ، فرزند عـلــى بـن ابى طالـب اسـت كه ذكـرش گذشت ـ رضى اللّه عنهم اجمعين ـ ولادت حسن عسكرى در سال 230 بود و در ربيع الاوّل سال 260... در ((سرّ من راى )) از دنيا رفت و در كنار قبر پدرش على زكى به خاك سپرده شد. بعد اضافه مى كند:
وَالْحَسَنُ الْعَسْكَريُّ الْمَذْكُورُ هُوَ والِدُ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَظَرِ صاحِبِ السِّرْدابِ وَمُحَمَّد الْمُنْتَظَرُ الْمـَذْكـُورُ هـُوَ ثـانـِي عـَشـَرَ الاَئِمَّةِ اْلاِثـْنـَيْ عـَشـَرَ عـَلَى رأَي الاِمـامـِيَّةِ وَيـُقـالُ لَهُ الْقـائِمُ وَالْمـُنـْتـَظـَرُ وَالْمـَهـْدِيُّ وَالْحـُجَّةُ، وَوُلِدَ الْمـُنـْتـَظـَرُ الْمـَذْكـُورُ فـِي سـَنَةِ خَمْسٍ وَ خَمْسِينَ وَ مأَتيْنِ...(105)
يعنى :
((حسن عسكرى نامبرده پدر محمَّد منتظر صاحب سرداب است و به عقيده اماميّه او امام دوازدهم مى بـاشـد او را ((قـائم ))، ((مـهـدى )) و ((حـجـّت )) نـامـنـد و در سال 255 هجرى متولد شده است )).
ايـن مـورخ مـشهور نيز ولادت امام زمان عليه السّلام را محقق دانسته و او را دوازدهمين امام به عـقـيـده شـيـعـه گـفـتـه اسـت ولى دلايـل گـذشـتـه اثـبـات كـرد كـه بـه عـقـيـده اهـل سـنـّت نـيـز چـنـيـن اسـت . مـنـتـهـا دوران تـاريـك بـنـى امـيـّه و بـنـى عـبـّاس و قـبـل از آن نـگذاشته است آنچه در كتابها نوشته شده بر زبانها و آشكارا جارى شود تا آنكه ذكر مهدى عليه السّلام به نسيان كشيده نشود.
امـا جـريـان ((صاحب السرداب )) كه در بيان هر دو مورخ فوق گذشت و در كلمات ديگران نيز خواهد آمد، لازم است در اين رابطه توضيحى بدهيم :
در خـانـه حـضـرت امـام عـلى النـقـى عـليه السّلام سردابى بود كه آن حضرت و امام حسن عـسـكـرى عـليـهـمـاالسـلام در آن عبادت مى كردند اكنون نيز آن سرداب در صحن عسكريّين عـليـهماالسّلام باقى است و شيعيان به زيارت آن مى روند. آنجا فقط به علت معبد امامان بـودن ، مـقـدّس بـود و مـقـدس است ، شيعه عقيده ندارد كه امام زمان عليه السّلام در آن غايب شده و از آنجا ظهور خواهد كرد و اين به غلط مشهور شده است ؛ چنانكه بزرگان شيعه بر ايـن مـطـلب تصريح كرده اند. اگر منظور صاحب كتابها از ((صاحب السرداب )) اين سخن باشد قطعاً نادرست است .
بـاز هـمـيـن مـورخ در ص 49، ج 2 تـاريـخ خـود ضـمـن بـيان حالات معتمد عبّاسى و حوادث سـال 260 هـجـرى در بـيـان رحـلت امـام عـسكرى عليه السّلام به ولادت مهدى موعود عليه السّلام تصريح كرده ، چنين مى گويد:
وَفـِيـهـا تـُوُفِّىَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بـْنِ عـَلِىِّ بـْنِ الْحـُسـَيـْنِ بـْنِ عـَلِىِّ بـْنِ أَبـِى طـالِبٍ رَضـِىَ اللّهُ عـَنـْهُ وَهـُوَ الْمـَعـْرُوفُ بـِالْعـَسـْكـَري وَهـُوَ اَحـَدُ أَئِمَّةِ اْلاِثْنَيْ عَشَرَ عَلَى مَذْهَبِ اْلاِمامِيَّةِ وَهُوَ والِدُ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَظَرِ مِنْ سـِرْدابِ سـُرَّ مـَنْ رأَى عـَلَى زَعـْمـِهِمْ وَكانَ مَوْلِدُهُ سَنَةَ اِثْنَتَيْنِ وَثَلا ثِينَ وَمأَتَيْنِ حَسْبَما تَقَدَّمَ ذِكْرُهُ فِي سَنَةِ اَرْبَعٍ وَ خَمْسِينَ وَ مأَتَيْنِ
يعنى :
((همان سال حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب ـ رضي اللّه عنهم ـ معروف به عسكرى وفات يافت ، و او يكى از ائمّه اثـنـاعشر ـ بنا بر مذهب اماميه ـ مى باشد و به اعتقاد آنها پدر محمد كه انتظار ظهور او را از سـرداب سـامـرّا دارنـد مـى بـاشـد و ولادت او بـنـا بـر آنـچـه در سال 254 ذكرش گذشت ، سال 232 بوده است )).
بـاز در ايـنـجـا مـى بـيـنـيـم كـه دوازده امـام را نـام مـى بـرد و پـس از نقل رحلت حضرت عسكرى ـ صلوات اللّه عليه ـ مى گويد: او والد محمَّد منتظر است و اينكه مـى گـويـد: ((عـلى مـذهـب الامـامـيـه )) در پـاسـخ گـفـتـيـم كـه در مـذهـب اهل سنّت نيز چنين است .
3ـ ابوالفرج بن جوزى ضمن انكار عقيده شيعه درباره امامت ، به ولادت امام زمان (فرزند حسن عسكرى عليه السّلام ) تصريح كرده و مى گويد:
قـالُوا الاِمامَةُ فِي مُوسىَ بْنِ جَعْفَرٍ ثُمَّ فِي اِبْنِهِ عَلِيٍّ ثُمَّ اِلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ثُمَّ اِلى عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ثُمَّ اِلَى الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ(106) الْعَسْكَرىِّ ثُمَّ اِلَى اِبْنِهِ مُحَمَّدٍ وَهُوَ اْلاِمامُ الثّانِي عَشَرَ الْمُنْتَظَرُ الَّذِي يَزْعَمُونَ اَنَّهُ لَمْ يَمُتْ وَاَنَّهُ سَيَرْجَعُ فِي آخـِرِ الـزَّمـانِ فَيَمْلاَُ اْلاَرْضَ عَدْلاً(107)
يعنى :
((امـامـيـه مـى گويند كه امامت در موسى بن جعفر است ، سپس در فرزندش على ، سپس محمَّد بن على ، سپس على بن محمَّد، سپس حسن بن محمَّد عسكرى و بعد از او فرزندش محمَّد كه امام دوازدهـم مـى بـاشد كسى كه شيعه گمان مى كند او نمرده است و در آخرالزمان ظهور خواهد كرد و زمين را پر از عدل و داد خواهد نمود)).
ايـن شـخـص كه از علماى مشهور حنبلى است با آنكه امامت ائمّه عليهم السّلام را به صورت عدم قبول نقل مى كند ولى كلامش صريح است در اينكه حسن عسكرى عليه السّلام فرزندى بـه نـام ((م ح م د)) داشـتـه اسـت ، ابـن جـوزى در سال 597 در بغداد از دنيا رفته است .
4ـ مـسـعـودى ، ابـى الحـسـن عـلى بـن الحـسـيـن (متوفاى 346) رحلت حضرت عسكرى عليه السـّلام را از حـوادث سـال 260 هجرى گفته و به ولادت امام زمان عليه السّلام تصريح كرده و عين كلمات وى چنين است :
وَ فِي سَنَةِ سِتِّينَ وَ مأَتَيْنِ قُبِضَ اَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ مـُوسـىَ بـْنِ جـَعـْفـَرِ بـْنِ مـُحـَمَّدِ بـْنِ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ اَبِي طالِبٍ عليهم السـّلام فـِي خـِلا فـَةِ الْمـُعـْتَمَدِ وَهُوَ اِبْنُ تِسْعٍ وَ عِشْرِين سَنَةً وَهُوَ اَبُو الْمَهْدِيِّ الْمُنْتَظَرِ وَاْلاِمامِ الْثّانِي عَشَرَ عِنْدَ الْقَطْعِيَّةِ مِنْ الاِمامِيَّةِ وَهُمْ جُمْهُورُ الْشِيعَةِ(108)
يعنى :
((در سـال 260 هـجـرى ابـو مـحـمَّد حـسـن عـسـكـرى ... از دنـيـا رفـت و او 29 سال داشت و او پدر مهدى منتظر و امام دوازدهم نزد شيعه اماميّه است )).
نـا گـفـتـه نـمـانـد كـه شـيـعـه ، مـسـعـودى را شـيـعـه مـى دانـد و اهـل سنّت در عقيده اهل سنّت . حاج خليفه در كشف الظنون راجع به كتاب او سخن گفته است . به هر حال ، سخن او در نظر شيعه و اهل سنّت هر دو معتبر مى باشد. در اينجا بيشتر از اين مـجـال بـسـط مـقـال نـيست . به هر حال ، اين مورخ معتبر نيز ولادت امام عصر ـ صلوات اللّه عليه ـ را مسلّم و قطعى مى داند.
5ـ ابـن حـجـر هـيـثـمـى مـكـّى شافعى (متوفاى 974 هجرى ) در صواعق محرقه حالات امامان عـليـهـم السـّلام را نـقـل كـرده و چـون بـه امـام حـسن عسكرى عليه السّلام مى رسد، چنين مى نويسد:
ماتَ بِسُرَّ مَنْ رَأَى وَ دُفِنَ عِنْدَ اَبِيِهِ وَ عَمِّهِ وَ عُمُرُهُ ثَمانِيةٌ وَعِشْرُونَ سَنَةً وَيُقالَ: اِنَّهُ سُمَّ اَيْضاً وَلَمْ يَخْلِفْ غَيْرَ وَلَدِهِ اَبِي الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ الْحُجَّةِ وَعُمُرُهُ عِنْدَظ وَفاةِ اَبِيهِ خَمْسُ سِنِينَ لكِنْ آتاهُ اللّه فِيهاَ الْحِكْمَةَ وَيُسَمىَّ الْقاسِمُ (الْقائِمُ) الْمُنْتَظَرُ(109)
يعنى :
((امـام عـسـكـرى عـليه السّلام در ((سامرّا)) وفات يافت و نزد پدر و عمويش دفن گرديد، عـمـرش بـه وقـت رحلت 28 سال بود، به قولى او را مسموم كردند و از خودش فرزندى جـز ابـوالقـاسـم مـحـمَّد حـجـّت را بـاقـى نـگـذاشـت ، عـمـر او به وقت وفات پدرش پنج سال بود ليكن خدا در آن كمى سنّ به وى حكمت امامت را عطا كرده بود)).
با توجه به مطالب گذشته لازم است در اينجا به چند نكته اشاره كنيم :
اوّل :
چنانكه در فصل اوّل گـذشـت ابـن حـجـر مكّى از كسانى است كه به تواتر، حديث يكون بعدى اثنا عشر خليفة كلّهم من قريش اقرار كرده است ولى در تعيين آن دوازده نفر، كار به جايى نبرده و نتوانسته است مصداق آنان را بيان نمايد با آنكه عمـلاً حالات علـى عليه السّلام و يازده فـرزنـدش را مفـصلاً بيان كرده است !
دوّم :
ظـاهـراً در عبارت عند ابيه و عمّه به جاى ((عمّه )) ((عمته )) باشد؛ زيرا در ((سامرّا)) چهار بزرگوار در كنار هم دفن شده اند: امام هادى ، امام عسكرى ، نرجس خاتون ، مادر مهدى مـوعـود و حـكـيمه دختر امام جواد و عمّه امام حسن عسكرى عليهم السّلام و در آنجا كسى به نام عموى آن حضرت وجود ندارد.
سوّم :
اينكه درباره مهدى عليه السّلام گفته : لكن آتاه اللّه فيها الحكمة ابن حجر به امامت امـام زمـان عـليـه السـّلام اقـرار كرده است ؛ چنانكه درباره حضرت يحيى آمده است : ... وَ اتَيْنا هُ الْحُكْمَ صَبِيّاً(110) و حضرت عيسى عليه السّلام در گهواره فرموده است : ... اِنِّي عـَبـْدُاللّه اتـا نـِيَ الْكـِتـا بَ وَجـَعـَلَنـِي (111) بـه هـر حال ، ايشان قطع نظر از ولادت حضرت مهدى ـ صلوات اللّه عليه ـ به امامت وى نيز اشاره كرده است و شـايد چيزهايى هـم در مغزش بـوده كه محـيط، اجـازه گفـتن بـه او را نـداده است واللّه اعلم .
6ـ ابـن صـبّاغ ، نورالدين على بن محمَّد بن صبّاغ مالكى (متوفاى 855) در باره حضرت عسكرى عليه السّلام مى گويد:
وَكـانـَتْ مـُدَّةُ اِمـامَتِهِ سَنَتَيْنِ... وَ خَلَّفَ اَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ مِنَ الْوَلَدِ اِبْنَهُ الْحُجَّةَ الْقائِمَ الْمـُنـْتـَظـَرَ لِدَوْلَةِ الْحـَقِّ وَكـانَ قـَدْ اَخـْفـى مـَوْلِدَهُ وَ سـَتـَرَ اَمْرَهُ لِصُعُوبَةِ الْوَقْتِ وَخَوْفِ الْسُّلْطانِ وَ تَطلُّبِهِ للشِّيْعَةِ وَالْقَبْضِ عَلَيْهِمْ(112)
يعنى :
((مـدت امـامـت امـام حـسن عسكرى دو سال بود... و او بعد از خودش ، فرزندش حجّت قائم را بـاقـى گـذاشـت كـه بـراى حـكومت حق ، انتظارش كشيده مى شود، پدرش ولادت او را مخفى نـگاه داشته و جريانش را مستور كرده بود و آن به علت سختى كار و خوف از سلطان وقت بود كه شيعه را جستجو كرده و آنان را بازداشت مى نمود)).
ابن صبّـاغ نسـب ، ولادت و مـادر آن حضـرت را نيز مطـرح كــرده ، چـنين مى گويد:
وُلِدَ اَبـُو الْقـاسـِمِ مـُحـَمَّدٌ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ الْخالِصِ بِسُرَّ مَنْ رَأَى لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَخَمْسِينَ وَمأَتَيْنِ لِلْهِجْرَةِ وَأَمّا نَسَبُهُ فَهُوَ اَبُوالْقاسِمِ مُحَمَّدٌ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ الْخا لِصِ بْنِ عَلِيٍّ الْهادِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوادِ...(113)
يعنى :
((ابـوالقـاسـم مـحـمـد حـجـت ، پـسـر حـسـن خـالص در سـامـرا نـيـمـه شـعـبـان سـال 255 هجرى به دنيا آمد. اما نسبش : او ابوالقاسم ((محمد)) حجّت فرزند حسن خالص فرزند على هادى ، فرزند محمَّد جواد، فرزند على الرضا، فرزند موسى كاظم ، فرزند جـعـفـر صادق ، فرزند محمَّد باقر، فرزند على زين العابدين ، فرزند حسين بن على بن ابـى طـالب اسـت . مـادرش كـنـيـزى است به نام نرجس بهترين كنيز،نام اوراغيراز اين نيز گـفته اند، كنيه اش ابوالقاسم ، لقبش حجّت ، مهدى ،خلف صالح ، قائم ، منتظر، صاحب الزمان و مشهورترين آنان همان ((مهدى ))است )).
بدين طريق مى بينيم كه ابن صبّاغ هم به ولادت آن حضرت اشاره كرده و هم امامت او و امام دوازدهم بودنش را بيان نموده است .
نـاگـفـتـه نـمـاند كه ابن صبّاغ (114) از كتاب ارشاد مرحوم شيخ مفيد دانشمند و فقيه بـزرگـوار شـيـعـه بـه صـورت مـقبول چنين نقل مى كند: امام بعد از ابو محمَّد حسن عسكرى پسرش محمَّد بود، امام حسن عسكرى غير از وى پسرى نگذاشت . پدرش او را به طور مخفى در جـاى خـود گـذاشـت ، عـمـر وى بـه هـنـگـام رحـلت پـدرش پـنـج سـال بـود ولى خـداى تـعالى در آن سن و سال به او حكمت عطا فرمود، چنانكه به يحيى عـليـه السـّلام در حـال طـفـوليـت ، حـكـمـت عـطـا كـرد و او را در حـال كـودكـى ، امـام گردانيد ... وَآتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً(115) ، چنانكه عيسى بن مـريـم را در گهواره پيامبر كرد، عيسى عليه السّلام در آغوش مادرش چنين گفت : ... اِنّي عَبْدُاللّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني نَبِيّاً(116)
در ديـن اســـلام بـراى آن حـضـرت پـيـش از ولادتـش از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و از جدّش على بن ابى طالب و از بقيه پدرانش كـه اهـل اشـرف المـراتـب انـد خـبر صريح و نصّ وارد شده است . او صاحب شمشير و قائم مـنـتـظـر است چنانكه در اين رابطه خبر صحيح داريم ، او را پيش از قيامش دو تا غيبت هست ، يـكـى از ديـگرى مفصلتر مى باشد، اولى كه كوتاه بود از ولادتش تا انقطاع سفارت و نـيـابـت بـيـن او و شـيـعيانش بود (حدود 69 سال ) اما ديگرى طولانى است و در آخر، او با شـمـشـير قيام خواهد فرمود؛ زيرا خداوند فرموده : وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ اَنَّ الاَْرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ(117) و مصداق آن ، حكومت عدالت گستر و جهان شمول حضرت مهدى عليه السّلام است .
رسـول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده : لَنْ تَنْقَضِي اْلاَيّامُ واللَّيْالِى حَتّى يـَبـْعـَثَ اللّهُ رَجـُلاًمـِنْ اَهْلِ بَيْتِي يُواطِئُ اِسْمُهُ اِسْمى يَمْلاُ اْلاَرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً(118)
عـَنْ زُرَارَةَ قـالَ سـَمِعْتُ اَبا جَعْفَرٍ عليه السّلام يَقُولُ: اَلاَئِمَّةُ اْلاِثْنَيْ عَشَرَ كُلُّهُمْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عَلِيِّ بْنِ اَبِي طالِبٍ وَاَحَدَعَشَرَ مِنْ وِلْدِهِ
((و از زراره نـقـل شـده كه مى گويد: از ابو جعفر (امام باقر عليه السّلام ) شنيدم كه مى فـرمـود: امـامـان دوازده گـانـه هـمـه از آل مـحـمَّد صـلّى اللّه عليه و آله و سلّم هستند و آنان عبارتند از: على بن ابى طالب و يازده فرزندش )).
پـس از آنـكـه ابـن صـبـّاغ ايـن مـطـالب را بـه صـورت مـقـبـول و بـدون چـون و چـرا از ارشـاد نـقـل كـرده ، اضافه مى كند كه ابن خشّاب در كتاب ((مواليد اهل البيت )) سند را به على بن موسى عليه السّلام مى رساند كه فرمود: ((خلف صالح از نسل ابى محمَّد حسن بن على است و او صاحب الزمان و قائم مهدى است )).
عـَلِىُّ بـْنُ مـُوسـىَ الرِّضـا عـليـه السـّلام اَنَّهُ قالَ: الْخَلَفُ الصّالِحُ مِنْ وِلْدِ اَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَهُوَ صاحِبُ الزَّمانِ الْقائِمُ الْمَهْدِيُّا
امـا نـصّ بـر امـامـت وى از جـانـب پـدرش آن اسـت كـه مـحـمَّد بـن عـلى بـن بـلال مـى گـويـد: ((دسـتـور ابـى محمَّد حسن بن على عسكرى به من آمد و آن وقت از عمر آن حـضـرت فـقـط دو سـال مانده بود، به من از جانشين خود خبر داد، سپس وقتى كه فقط سه روز از عـمـرش بـاقـى مـانـده بود به من خبر داد كه جانشين او بعد از وى فرزندش خواهد بود)).
نـاگـفـته نماند كه ابن صبّاغ با آنكه مالكى مذهب است اين مطالب حقّه را بدون كوچكترين تـرديـد نـقـل مـى كـنـد و ايـن مـى رسـانـد كـه مـطـلب بـراى ايـن دانـشـمـنـد و امـثـال وى كـامـلاً روشـن و آفـتـابـى بـوده اسـت و گـر نـه يـك نـفـر از اهل سنّت ، آن هم از علمايشان چگونه مى تواند با اين صراحت و بى پرده سخن بگويد!
7ـ قرمـانى ، ابو العبـاس احـمد بن يوسـف دمشـقى (متـوفاى 1019 هـجرى ) مى گويد:
اَلْفَصْلُ الْحادِي عَشَرَ فِي ذِكْرِ الْخَلَفِ الْصّالِحِ اَلاِْمام أ بِى الْقاسِمِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْعـَسـْكـَرِيِّ رَضـِي اللّه عـَنـْهُ وَكـانَ عـُمـْرُهُ عـِنـْدَ وَفاةِ اَبِيهِ خَمْسَ سِنِينَ آتاهُ اللّه فِيهاَ الْحـِكـْمـَةَ كـَمـا اُوتـِيـهـا يـَحـْيـى عـليـه السـّلام ظصَبِيّاً وَكانَ مَرْبُوعَ الْقامَةِ حَسَنَ الْوَجْهِ وَالشَّعْرِ، اَقْنَىَ اْلاَنْفِ اَجْلَى الْجَبْهَةِ(119)
يعنى :
((فـصـل يـازدهـم كتاب در بيان حال خلف صالح امام ابى القاسم ((م ح م د)) فرزند حسن عـسـكـرى اسـت كـه عـمـرش بـه وقـت وفـات پـدرش پـنـج سـال بـود، ولى خدا به وى حكمت (و امامت ) عطا فرمود چنانكه به يحيى عليه السّلام داده شد، او متوسط القامه ، زيبا موى ، زيبا بينى (120) ، و گشاده پيشانى است )).
مـعـلوم مـى شـود كـه مساءله به قدرى واضح ، حتمى و يقينى بوده كه اين مورخ حتـى به ذكر قيافه و شمايل مبارك آن حـضرت نيز پرداخـته اسـت و ولادت وى را از حتميّات دانسته و با جمـله ((الخـلف الصـالح الامـام )) از آن بـزرگوار ياد كرده است .
8ـ حافظ، ابو عبداللّه محمد بن يوسف كنجى شافعى (متوفاى 658 هجرى ) مانند ديگران رحـلت حـضـرت عـسـكرى و ولادت حضرت مهدى را بيان كرده و او را امام منتظر ناميده است ، اينك عين كلام او را نقل مى كنيم :
وَ قـُبـِضَ (الْعـَسـْكـَريُّ عـَلَيْهِ السَّلامْ) يَوْمَ الْجُمُعَةِ لِثَمانٍ خَلَوْنَ مِنْ رَبِيعِ اْلاَوَّلِ سَنَةَ سِتِّينَ وَ مأَتَيْنِ وَلَهُ يَوْمَئِذٍ ثَمانٌ وَ عِشْرُونَ سَنَةً بِسُرَّ مَنْ رَأَى وَ دُفِنَ فِي الْبَيْتِ الَّذِي دُفـِنَ فـِيـهِ اَبـُوهُ وَ خـَلَّفَ اِبـْنـَهُ وَهـُوَ اْلاِمـامُ الْمـُنـْتـَظـَرُ وَنـَخـْتـِمُ الْكـِتـابَ وَ نـَرِدُهـُ مُنْفَرِداً(121)
يعنى :
((امـام عـسـكـرى ـ صـلوات اللّه عـليـه ـ روز جـمـعـه هـشـتـم ربـيـع الاوَّل در سـال 260 در سـامـرّا از دنـيـا رفـت و در خـانـه اى كه پدرش دفن شده بود دفن گـرديد پسرش را بعد از خود گذاشت و اوست امام منتظر، كتاب كفاية الطالب را در اينجا تمام كرده و حالات امام منتظر را در كتابى مخصوص مى نگاريم )).
نـاگـفـتـه نـمـانـد كـه : ايـن عـالم ، كـتاب كفاية الطالب فى المناقب را در حالات حضرت عـسكرى ـ صلوات اللّه عليه ـ تمام كرده ، آن وقت حـالات حضـرت مهدى عليه السّلام را در كـتـابـى بـه نـام :((البـيـان فـى اخبار صاحب الزمان )) نوشته است . حاج خليفه در كشف الظنون (122) مى گويد: ((البيان فى اخبار صاحب الزمان للشيخ ابى عبداللّه محمد بن يوسف الكنجى المتوفى سنة 658)) بنابراين ، در نسبت اين كتاب به او شكى نيست .
البـتـه جـاى بـسـيـار دقـت اسـت كـه ايـن حـافـظ مـشـهـور بـه طـور ارسـال مـسـلّم مـى گـويد: ((وهو الامام المنتظر))، خدايا! مطلب در نزد اين علما چقدر روشن و واضح و آشكار بوده كه بدون هيچ دغدغه مى گويند: ((و هو الامام المنتظر)) سبحان اللّه ! حيف كه خلافت امويان و عبّاسيان و غيره مانع ترويج اين حقايق شد.
9ـ شبـراوى ، عبـداللّه بن محـمد بن عامـر شبـراوى مصـرى شافـعى (متوفاى 1172 هجرى ) مانند ديگر مورخين و محدّثين رحلت امام عسكرى و ولادت امام مهدى عليهماالسّلام را چنين ذكر مى كند:
اَلثـّانـِي عـَشـَرَ مـِنَ اْلاَئِمَّةِ اَبـُوالْقاسِمِ مُحَمَّدٌ الْحُجَّةُ اْلاِمامُ قِيلَ هُوَ الْمَهْدِيُّ الْمُنْتَظَرُ، وُلِدَ اْلاِمـامُ مـُحـَمَّدٌ الْحـُجَّةُ اِبـْنُ اْلاِمـامِ الْحـَسـَنِ الْخـالِصِ رَضـِيَ اللّه عـَنـْهُ بـِسـُرَّ مَنْ رأَى لَيْلَةَ النِّصـْفِ مـِنْ شـَعْبانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَ خَمْسِينَ وَ مـأَتَيْنِ قَبْلَ مَوْتِأَبِيهِ بِخَمْسِ سِنينَ وَكانَ اَبُوهُ قَدْ اَخْفاهُ حِينَ وُلِدَ وَ سَتَرَ اَمْرَهُ لِصُعُوبَةِ الْوَقْتِ وَ خَوْفِهِ مِنْ الْخُلَفاء... وَكانَ اْلاِمامُ مـُحـَمَّدٌ الْحـُجَّةُ يـُلَقَّبُ اَيـْضـاً بـِالْمـَهـْدِىِّ وَالْقـائِمِ وَالْمُنْتَظَرِ وَالْخَلَفِ الصّالِحِ وَصاحِبِ الزَّمانِ وَاَشْهَرُها الْمَهْدِيُّ وَلِذ لِكَ ذَهَبَتِ الشِّيعَةُ: اَنَّهُ الّذِي صَحَّتِ اْلاَحادِيثُ بِأ نَّهُ يَظْهَرُ فِي آخِرِ الزَّمانِ وَاَنَّهُ مَوْجُودٌ فِي السِّرْدابِ(123)
يعنى :
((دوازدهـمين امام ابوالقاسم ((م ح م د)) حجّت است ، گويند: مهدى منتظر، اوست . امام ((م ح م د)) حـجـّت پـسـر امـام حـسـن خـالص در شـب نـيـمـه شـعـبـان سـال 255، پـنـج سـال پـيـش از وفـات پـدرش به دنيا آمد، پدرش ولادت او را به علت دشوارى وقت و ترس از خلفا... مخفى نگاه داشته بود، امام ((م ح م د)) حجّت ، لقبش مهدى ، قـائم ، مـنـتـظر، خلف صالح ، صاحب الزمان بود، اشهر القابش همان ((مهدى )) است . لذا شـيـعه معتقد شده است او همان است كه احاديث صحيحه مى گويند در آخرالزمان ظهور خواهد كرد و او در ((سرداب )) موجود است )).
در اينجا سه نكته را يادآور مى شويم :
اوَّل :
جـريـان سـرداب را در گذشته گفتيم كه سرداب قداستش فقط به علت معبد بودن است و عسكريين عليهماالسّلام در آن عبادت مى كردند و امام زمان عليه السّلام نه در سرداب غايب شده و نه در سرداب است و نه از آن ظهور خواهد كرد و اين به غلط مشهور شده است .
دوّم :
ايـنـكـه مـى گـويـنـد: ((شـيـعـه بـه مـهـدى مـوعود بودن او معتقد شده است )) گفته شد كه دلايـل اهـل سـنـّت نـيـز او را مـهـدى مـوعـود مـى دانـنـد، چـنـانـكـه در فصل قبلى نقل گرديد.
سوّم :
در كـلام شـبـراوى و ديـگـران گذشت كه امام حسن عسكرى عليه السّلام ولادت پسرش را از خـوف خـلفـا مـخفى نگاه داشته بود، مى گوييم چرا مخفى نگاه داشته بود، چرا ولادت يك نفر را مخفى نگاه دارند و چرا از خلفا بترسند؟ اين نيست مگر به جهت آنكه معلوم شده بود كه مهدى موعود فرزند حسن عسكرى عليهماالسّلام است والاّ علّتى نبود كه وى را مخفى نگاه دارد.
10ـ ابـن عـمـاد، عـبـدالحـىّ بـن احـمـد دمـشـقـى حـنـبـلى (مـتـوفـاى 1089 هـجرى ) در حوادث سال 260 هجرى مى گويد:
وَفـِيـها تُوُفِّيَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِىِّ بْنِ الْجَوادِ بْنِ عَلِي الرِّضاَ بْنِ مُوسَى الْكاظِمِ بْنِ جـَعـْفـَرٍ الْصـّادِقِ الْعَلَوىِّ الْحُسَيْنِىِّ، اَحَدُ الاِْثْنَيْ عَشَرَ الَّذِينَ تَعْتَقِدُ الرّافِضَةُ فِيهِمُ الْعِصْمَةَ وَهُوَ والِدُ الْمُنْتَظَرِ مُحَمَّدٍ صاحِبِ السِّرْدابِ(124)
يعنى :
((و در آن سال حسن بن على بن جواد بن على الرضا بن موسى كاظم بن جعفر صادق علوى حسينى وفات يافت ، او يكى از دوازده نفرى است كه شيـعه به عصـمت آنان اعتـقاد دارد و او پـدر ((محـمَّد منتـظر)) صـاحـب سـرداب مى باشد)).
بـه نـظـر مـى آيـد ايـن مـورخ و مـحـدّث ، چـنـانـكـه از كـلمـاتـش پـيـداسـت از نـقـل جـريـان اكـراه دارد ولى بـه نـاچـار ولادت حـضـرت مـهدى عليه السّلام را و اينكه او فـرزنـد حـسـن عـسـكـرى عـليـه السـّلام اسـت اقـرار و گـواهـى مـى دهد، و اى كاش ! ايشان دلايل گذشته را به نظر مى آورد و شايد در نظر داشته و مغلوب جوّ موجود شده است .
11ـ عبداللّه بسمل راجع به ولادت حضرت مهدى عليه السّلام چنين مى گويد:
اَلاِمـامُ الْمـَهـْدِيُّ اِسْمُهُ مُحَمَّدٌ كُنْيَتُهُ اَبُوالْقاسِمِ، لَقَبُهُ الْحُجَّةُ وَالْمَهْدِيُّ وَالْخَلَفُ الصّالِحُ وَالْقـائِمُ وَالْمـُنـْتـَظـَرُ وَصاحِبُ الزَّمانِ وَعُمْرُهُ عِنْدَ وَفاةِ اَبِيهِ خَمْسُ سِنيِنَ لكِنْ آتاهُ اللّهُ فِيهَا الْحِكْمَةَ(125)
يعنى :
((اسـم امـام مهدى ((محمَّد)) و كنيه اش ابوالقاسم است ، لقبش حجّت ، مهدى ، خلف صالح ، قـائم ، مـنـتـظـر و صـاحـب الزمـان مـى بـاشـد و در هـنـگـام وفـات پـــدرش پـنـج سـال داشـت ، لـكن در هـمان سن كـم ، خـداوند به او حكـمت عـطا فرمود)).
ايـن سـخـن نـظـيـر سـخـنـان قـبل است ، ولادت حضرت ، نزد صاحب كتاب ، يقينى بوده و از عـبـاراتـش كـامـلاً مـعـلوم مـى شـود كـه آن حـضـرت را امـام و فـرزنـد بلافصل حضرت عسكرى عليه السّلام مى داند و جمله لكِنْ آتاهُ اللّهُ فِيهاَ الْحِكْمَةِ
يعنى :
خـداونـد در آن پـنـج سـالگـى بـه او حـكـمـت عـطـا كـرده بـود نـظير ... وَآتَيْناهُ الْحُكْمَ صـَبـِيـّاً(126) كـه دربـاره حضرت يحيى عليه السّلام است قسم به عمرم كه اين عالم با اين بيان ، امامت آن حضرت را قبول كرده است . چه بيانى بالاتر از اين مى خواهيم ؟!
12ـ زِرِكلى ، آن حضرت ـ صلوات اللّه عليه ـ را از اعلام شمرده و به ولادت و مدت عمرش تا رحلت پدرش اشاره كرده و چنين مى گويد:
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ (الْخالِصِ) بْن عَلِي الْهادِيِّ اَبُوالْقاسِمِ آخِرُ اَلاَْئمَّةِ اَلاِْثْنَيْ عـَشـَرَ عـِنـْدَ اْلاِمـامِيَّةِ وَ هُوَ الْمَعْرُوفُ عِنْدَهُمْ بِالْمَهْدِيِّ وَصاحِبِ الزَّمانِ وَالْمُنْتَظَرِ وَالْحُجَّةِ... وُلِدَ فـِي سـامـِرّا وَمـاتَ اَبـُوهُ وَلَهُ مـِنَ الْعـُمـْرِ نـَحـْوُ خـَمـْسِ سـنـيـن ...وَقـِيـْلَفـِي تـارِيـخ ‌ِمَوْلِدِهِلَيْلَةَنِصْفِشَعْبانَسَنَةَخَمْسٍ وَ خَمْسِينَ وَمأَتَيْنِ(127)
يعنى :
((مـحـمَّد بـن حسن عسكرى (خالص ) فرزند على هادى ابوالقاسم آخرين ائمه دوازده گانه نـزد امـامـيّه مى باشد و او نزد اماميّه به مهدى ، صاحب الزمان ، منتظر و حجّت معروف است و در سـامـرّا بـه دنـيـا آمـده اسـت و وقـتـى پـدرش فـــوت كـرد، او پـنـج ســـال داشـت . بـعـضـــى تـولــد او را شـــب نـيـمـــه شـعـــبـان سـال 255 دانسته اند)).
اصـلاً ايـن عـبـارات نـورانـى دربـاره انـسـانـى كـه بـيـش از پـنـج سـال عـمر نداشته و از اعلام است جز امامت و مهدى موعود بودن چه معنايى مى تواند داشته بـاشـد؟ اى كـاش ! زركـلى مـقـدارى بـه خـودش زحـمـت داده روايـاتـى را كـه در فـصـل گـذشـتـه گـفـتـه ايـم بـه نـظر مى آورد و آن وقت مى ديد آيا امام دوازدهم بودن آن حضرت ((عندالاماميّه )) است يا ((عندالاماميّه واهل السنّه )) مى باشد.
13ـ ديار بكرى ، حسين بن محمد بن حسن مالكى (متوفاى 982) در مكّه معظمه درباره ولادت و نسب آن حضرت چنين مى گويد:
الثّانِي عَشَرَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضا يُكَنّى اَباَالْقاسِمِ وَ لَقـّبـَهُ الاِمـامـِيَّةُ بـِالْحُجَّةِ وَالْقائِمِ وَالْمَهْدِيِّ وَالْمُنْتَظَرِ وَصاحِبِ الزَّمانِ وَهُوَ عِنْدَهُمْ خاتَمٌ لِلاِثـْنـَيْ عـَشـَرَ اِمـامـاً... اُمُّهُ اُمُ وَلَدٍ اسـْمـُهـا صـَيـْقـَلُ وَ قـِيـلَ: سـَوْسَنُ وقيلَ: نَرْجِسُ وَقِيلَ: غـَيـْرُذلِكَ، وُلِدَ فـِي سـُرَّ مـَنْ رَأَى فـِي الثـّالِثِ وَالْعـِشـْرِيـنَ مـِنْ رَمَضانَ سَنَةَ ثَمانِينَ وَ خَمْسِينَ وَ مأَتَيْنِ(128)
يعنى :
((امـام دوازدهـم ((م ح م د)) پـسـر حسن ، پسر على ، پسر محمد، پسر على الرضاست ، كنيه اش ابـوالقاسم مى باشد، شيعه به او لقب حجّت ، قائم ، مهدى ، منتظر، و صاحب الزمان داده است ، از نظر شيعه او تمام كننده و خاتم امامان دوازده گانه است ... مادرش كنيزى است به نام صيقل و به قولى سوسن و به قولى نرجس و غير از آن نيز گفته اند، ايشان در روز بيست و سوم رمضان ، سال 258 هجرى در سامرّا متولّد شد)).
هـمـيـن مـورخ ، ضـمـن ذكـر رحـلت امـام عـسـكرى عليه السّلام باز به ولادت حضرت مهدى ـ صلوات اللّه عليه ـ اشاره كرده و چنين مى گويد:
وَفِي سَنَةِ سِتِّينَ وَ مأَتَيْنِ ماتَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِىِّ بْنِ الْجَوادِ بْنِ الرِّضا الْعَلَوىِّ اَحَدُ اْلاَئِمَّةِ الاِثْنَىْ عَشَرَ الَّذِينَ تَعْتَقِدُ اْلاِمامِيَّةُ الرّافِضيَّةُ عِصْمَتَهُمْ وَ هُوَ و الِدُ مُنْتَظَرِهِمْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ(129)
يعنى :
((در سـال 260 حـسـن بن على عسكرى يكى از امامان دوازده گانه كه شيعه به عصمت آنان عقيده دارد از دنيا رفت و او پدر محمَّد بن الحسن است كه شيعيان انتظارش را مى كشند)).
ايـن عـبـارتـهـاى نـورانـى و امـثـال آنـهـا نـشـان مـى دهـنـد كـه ولادت آن حـضـرت ، نـزد اهل سنّت از اوضح واضحات و اظهر من الشمس بوده است و دورانهاى تاريك بني اميّه و بنى عـبـّاس وغـيـره نـگـذاشته آنچه در كتابهاست به زبان آورده و مانند جهان تشيع ، ترويج شـود، چـنـانـكـه مـشـروحـاً در مـقـدّمـه گـفـتـه شـد. و ايـنـكـه انـتـظـار مـهـدى مـوعـود ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ را به شيعه نسبت داده و مى گويند: او امام دوازدهم نزد شـيـعـه اسـت ، عـلتـش غـفـلت از دلايـلى اسـت كـه در فـصـل سـابـق گـفـتـه شـد و گـر نـه آنـكـه در كـتـابـهـاى مـشـهور و معتبر مى خوانند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به امام حسين عليه السّلام فرمود:
اِنَّ اللّهَ اخـْتـارَ مـِنْ صـُلْبِكَ يا حُسَيْنُ تِسْعَةَ أَئمَّةٍ تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ... و يا فرمود: اَنْتَ حُجَّةٌ، اِبْنُ حُجَّةٍ اَخُو حُجَّةٍ وَاَبُو حُجَجِ تِسْعَةٍ تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ
چطور مى توانند بگويند كه او از نظر شيعه امام دوازدهم است و يا او كسى است كه شيعه او را ((منتظر)) مى داند؟!
14ـ ابن خلكان ، ابوالعبّاس شمس الدين برمكى اربلى شافعى درباره ولادت ، سن ، مادر و پدر آن حضرت ، چنين مى گويد:
اَبُو الْقاسِمِ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ بْنِ عَلِي الْهادِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوادِ ثانِي عَشَرَ اَلاَْئِمَّةِ اْلاِثـْنـَيْ عـَشـَرَ عـَلَى اِعـْتـِقـادِ الشِّيْعَةِ الاِمامِيَّةِ الْمَعْرُوفُ بِالْحُجَّةِ وَهُوَ الَّذِي تَزْعمُ الشِّيـعـَةُ اَنَّهُ الْمـُنـْتَظَرُ وَالْقائِمُ وَالْمَهْدِىُّ... كانَتْ وِلا دَتُهُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ مُنْتَصَف شَعْبانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَخَمْسِينَ وَمأَتَيْنِ وَلَمّا تُوُفِّيَ اَبُوهُ وَقَدْ سَبَقَ ذِكْرُهُ كانَ عُمْرُهُ خَمْسَ سِنينَ وَاسْمُ اُمِّهِ خـَمـْطٌ وقـيـل نـَرْجـِسُ... ذَكـَرَ ابـْنُ اْلاَزْرَقِ فـِي تـارِيخِ مَيّافارقين اَنَّ الْحُجَّةَ الْمَذُورَ وُلِدَ تاسِعَ شَهْرِ رَبِيع اْلاَوَّلِ سَنَةَ ثَمانٍ وَ خَمْسِينَ وَمأَتَيْنِ...(130)
يعنى :
((ابوالقاسم محمَّد بن حسن عسكرى بن على هادى بن محمد جواد، دوازدهمين امام از امامان دوازده گانه بنا بر اعتقاد شيعه مى باشد و معروف است به حجَّت و او همان است كه شيعه معتقد اسـت او مـنـتـظـر، قـائم و مـهـدى مـى بـاشـد... ولادتـش روز جـمـعـه نـيـمـه شـعـبـان سـال 255 بـوده وقـتـى كـه پـدرش وفـات يـافـت ـ كـه ذكـرش گـذشـت ـ پـنـج سـال داشـت ، اسـم مـادرش ((خـمـط)) و بـعـضـى نـرجـس گـفـتـه اند... ابن ازرق در تاريخ ((مـيـّافـارقـيـن )) گـفـتـه اسـت كـه حـجـّت مـذكـور در نـهـم مـاه ربـيـع الاَوَّل سال 258 متولد شده است )).
در ايـنـجـا نـيـز مـى بـيـنـيـم كـه ايـن مـورّخ مـعـروف ، ولادت آن حـضـرت را بـه طـور ارسـال مـسـلم مـى نـويـسـد و از ((ابـن ازرق )) نـيـز نـقل مى كند، او نيز مانند ديگران مساءله سرداب را عنوان كرده ـ كه در گذشته درباره آن سـخـن گـفـتـه شـد ـ ايـن نـقـلهـا نـشـان مـى دهـد كـه در ولادت آن حـضـرت و فـرزنـد بلافصل حضرت عسكرى عليه السّلام بودن آن مطلقاً شك و شبهه اى نبوده است و گر نه اين چنين بى دغدغه نقل نمى كردند.
15ـ قـاضـى بـهـلول بـهـجـت درباره امام عسكرى عليه السّلام مى گويد: ((امام عسكرى در سال 260 هجرى از دنيا رحلت فرمود و در سامرّا با پدر بزرگوارش در يك مقام مدفون است ، فرزندش فقط وليعصر و زمان ، حضرت محمَّد بود)).(131)
ايـشـان مـى گـويد: ((امام القائم المهدى صاحب العصر والزمان در تاريخ 255 هجرى در 15 شـعـبـان مـتـولد شـد، مـادرش امّ ولد و اسـمـش نـرجـس خـاتـون بـود و او پـنـج سـال داشـت كـه پـدرش از دنـيـا رفـت .... امـام تـا بـه حـال زنـده بـوده و وقـــتـى كـه خـــدا بـخـواهـــد ظـهـــور نـمـوده و روى زمـــيـن را از عـدل ، مـالامـال خواهد نمود)).(132)
نـاگـفـتـه نـمـانـد كـه ايـن دانـشـمـنـد مـعروف چنانكه كلماتش نشان مى دهد؛ مانند يك شيعه كامل ، به امام عصر ـ صلوات اللّه عليه ـ اعتقاد دارد.
16ـ حـافـظ ابن خشّاب ابى محمد عبداللّه بن نصر بغدادى (متوفاى 567 هجرى ) چنين مى گويد:
فِي ذِكْرِ الْخَلَفِ الصّالِحِ عَنِ الرّضا عليه السّلام قالَ اَلْخَلَفُ الصّالِحُ مِنْ وِلْدِ اَبِي مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي وَهُوَ صاحِبُ الْزَّمانِ وَهُوَ الْمَهْدِيُّ(133)
يعنى :
((امـّا سـخـن دربـاره خـلف صـالح (مـهـدى مـوعود) آن است كه از حضرت رضا عليه السّلام نقل شده كه فرمود: مهدى موعود از فرزندان حسن بن على عسكرى است و اوست صاحب الزمان و اوست مهدى )).
حـافـظ قـــنـدوزى حـنـفـى ايـــن ســـخـن را از غـايـــة المـــرام از ابـن خـشـّاب چـنـــيـن نقل مى كند:
عَنْ اِبْنِ الْخَشّابِ قالَ: حَدَّثَنا صَدَقَةُ بْنُ مُوسى قالَ: حَدَّثْنا اَبِي عَنْ عَلِي الرِّضا بْنِ مـُوسـىَ الْكـاظـِمِ قـالَ: الْخـَلَفُ الصّالِحُ مِنْ وِلْدِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْعَسْكَريِّ، هُوَ صاحِبُ الزَّما نِ وَهُوَ الْمَهْدِيُّ(134)
17ـ ابـْن ابـى الثلج بغدادى (متوفاى 325) درباره ولادت حضرت و پدر بزرگوارش مى گويد:
وُلِدَ الْخـَلَفُ عـليـه السـّلام سـَنـَةَ ثـَمـانٍ وَخـَمـْسـِيـنَ وَمـأَتَيْنِ (258) وَمَضَى اَبُو مُحَمَّدٍ وَللْخَلَفِ عَلَيْهِ السَّلا مُ سَنَتانِ وَاَرْبَعَةُ اَشْهُرٍ، اُخِذَ عَنِ الْحافِظِ مُحَمَّدِ بْنِ جَرِيرٍ الطَّبَرِي صاحِبِ الْتارِيخِ(135)
يعنى :
((خـلف صـالح (امـام زمـان عـليه السّلام ) در سال 258 به دنيا آمد، آنگاه كه پدرش ابو محمَّد از دنيا رفت ، مهدى عليه السّلام دو سال و چهار ماه داشت ، اين سخن از محمد بن جرير طبرى صاحب تاريخ معروف ، اخذ شده است )).
18ـ جـمـال الديـن احـمـد بـن على الحسينى معروف به ابن عقبه (متوفاى 828 هجرى ) چنين گفته است :
وَاَمـّا عـَلِيُّ الْهـادِيُّ فـَيـُلَقَّبُ بـِالْعـَسـْكـَرِيِّ لِمـَقـامـِهِ بـِسـُرَّ مـَنْ رَأَى وَكـانـَتْ تـُسَمّىَ الْعَسْكَرَ... وَاَعْقَبَ مِنْ رَجُلَيْنِ هُما اْلاِما مُ الْهُمامُ اَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ الْعَسْكَرِيُّ وَكانَ مِنَ الزُّهْدِ وَالْعـِلْمِ عـَــلَى اَمـــْرٍ عـَظـِيـِمٍ وَ هُوَ والِدُ اْلاِمامِ مُحَمَّدٍ الْمَهْدِيِّ ـ صلوات اللّه عليه ـ ثانِي عَشَرَ الاَئِمَّةِ عِنْدَ الاِمامِيَّةِ وَهُوَ الْقائِمُ الْمُنْتَظَرُ عِنْدَهُمْ مِنْ اُمِّ وَلَدٍ اِسْمُها نَرْجِسُ(136)
يعنى :
((عـلى هـادى عـليه السّلام لقبش عسكرى است چون در سامرّا كه عسكر ناميده مى شد سكونت داشـت از نـسـل وى دو نـفر است يكى امام ابو محمَّد الحسن العسكرى است كه در زهد و علم مقام بزرگى داشت و او پدر امام محمَّد مهدى ـ صلوات اللّه عليه ـ امام دوازدهم در نزد اماميه است و او همان قائم منتظر نزد آنان است و از كنيزى به نام نرجس متولد شده است )).
نـاگـفـتـه نـمـانـد كـه مـرحـوم شـيـخ آقـابـزرگ كـتـاب عـمـدة الطالب را در ((الذّريعه )) نقل كرده و آن را از كتب شيعه دانسته است . مرحوم محدّث قمّى در الكنى والالقاب فرموده : كـا نَ مـِنْ اَعـا ظـِمِ اْلاِمـا مِيَّةِ و نيز حاجى خليفه آن را در كشف الظنون آورده است . عبارت فوق نشان مى دهد كه او از اهل سنّت بوده است . واللّه العالم .
19ـ خـواجـه پـارسـا (مـتوفاى 822) ـ كه از بزرگان مذهب حنفى است ـ راجـع به ولادت ، پـدر، مـادر و فـرزند بـلافـصل بودن حضرت مهدى عليه السّلام چنين گفته است :
وَ مـِنْ اَئمَّةِ اَهـْلِ الْبـَيـْتِ الطَّيِّبـِينَ اَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ الْعَسْكَريُّ... وَماتَ وَدُفِنَ بِجَنْبِ اَبـِيـهِ... وَلَمْ يـَخـْلِفْ وَلَداً غـَيـْرَ اَبـِي الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَظَرِ الْمُسَمّىَ بِالْقائِمِ وَالحُجَّةِ وَالْمـَهـْدِيِّ وَصـاحـِبِ الزَّمـانِ وَخـاتـَمِ اْلاَئِمَّةِ الاِْثْنَىْ عَشَرَ عِنْدَ الاِْمامِيَّةِ وَكانَ مُوْلِدُ الْمُنْتَظَرِ لَيـْلَةَ النِّصـْفِ مـِنْ شـَعـْبـانَ سـَنـَةَ خـَمـْسٍ وخـَمـْسـِيـنَ وَمـأَتـَيـْنِ، اُمُّهُ اُمُّ وَلَدٍ يـُقـالُ لَهـا نَرْجِسُ(137)
ايـن عـالم مـعـروف نـيـز بـا ايـن عـبـارات نـورانـى ، رحـلت و مـحـل دفـن حـضـرت عسكرى عليه السّلام را معين كرده و آنگاه به يگانه فرزند بودن امام مـهـدى عـليـه السـّلام تـصـريـح مـى كند و همان القاب را بيان مى دارد كه شيعه از امامان عـليـهـم السّلام نقل كرده و از مادر والامقامش نيز نام مى برد و تاريخ ولادتش را نيز تعيين مى نمايد.
نگارنـده يقين دارد كه اگـر خواجه پارسـا دلايـل فـصل سابـق كتاب را پيدا كـرده و در نـظر مـى آورد از گـفتن ((عندالاماميـه )) مسلـماً صـرف نـظـر كـــرده و ((عـــنـدالمـسـلمـيـن )) مـى گـــفـت . ولى بـا در نـــظـر گـرفـتـن ادلــه فصل سـابق ، مطـلب كامـلاً آسان است .
20ـ حافظ قندوزى حنفى ، باب 79 ينابيع المودّه به نام : ((الباب التاسع والسبعون فى ذكر ولادة القائم المهدي عليه السّلام وزايجة ولادته ...)) را به ولادت حضرت مهدى ـ صلوات اللّه عليه ـ اختصاص داده است و در آن باب ، ولادت آن بزرگوار را از كتاب غيبت شـيـخ طوسى ، صواعق محرقه ابن حجر و فصل الخطاب خواجه پارسا و در ابواب ديگر از شعرانى و امثال او به طور ارسال مسلم نقل كرده است .
21ـ ابـن طـلحـه ، كـمـال الديـن شافعى (متوفاى 654) راجع به حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام فرموده : بزرگترين منقبت و مزيّتى كه خدا به او عطا فرموده آن است كه : مهدى موعود از صلب او و متولد از اوست ، اينك عين عبارت كتاب :
أَمـّا اسـْمـُهُ (الْعـَسْكَري عليه السّلام ) الْحَسَنُ وَ كُنْيَتُهُ اَبُو مُحَمَّدٍ وَلَقَبُهُ الْخالِصُ وَأَمّا مـَنـاقـِبـُهُ فـَاعـْلَمْ اَنَّ الْمـَنـْقـَبَةَ الْعُلْيا وَالْمَزِيَّةَ الْكُبْرى الَّتِي خَصَّهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِها وَقَلّدَهُ فَرِيدَها... اِنَّ الْمَهْدِىَّ مُحَمَّداً نَسْلُهُ الْمَخْلُوقُ مِنْهُ وَوَلَدُهُ الْمُنْتَسَبُ اِلَيْهِ(138)
ايـشـان در بـاب دوازدهـم كـه دربـاره مـهـدى مـوعـود عـليـه السـّلام بـه طـور مـفـصـل سخن گفته و راجع به ولادت ، نسب ، تاريخ ولادت ، نام مادر، القابش و غيره چنين گفته است :
فَاَمّا مُوْلِدُهُ فَبِسُرَّ مَنْ رَأَى فِي ثا لِثٍ وَ عِشْرِينَ سَنَةَ ثَمانٍ وَخَمْسِينَ وَمأَتَيْنِ لِلْهِجْرَةِ وَاَمـّا نـَسـَبـَهُ اَبـاً وَاُمـّاً فَاَبُوهُ الْحَسَنُ الْخالِصُ بْنُ عَلِي الْمُتَوكّلِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقانِعِ بْنِ عـَلِيٍّ الرِّضـا بـْنِ مـُوسـىَ الْكـاظـِمِ بْنِ جَعْفَرٍ الْصّادِقِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْباقِرِ بْنِ عَلِيٍّ زَيْنِ الْعـابِدِينَ بْنِ الْحُسَيْنِ الْزَّكِىِّ بْنِ عَلِيٍّ الْمُرْتَضى اَمْيرِ الْمُؤ مِنينَ وَ قَدْ تَقَدَّمَ ذِكْرُ ذلِكَ مـُفـَصَّلاً وَاُمُّهُ اُمُّ وَلَدٍ تـُسـْمـّى صـَيْقَل ... وَ أَمّا اِسْمُهُ فَمُحَمَّدٌ وَكُنْيَتُهُ اَبُو الْقاسِمِ وَلَقَبُهُ الْحُجَّةُ وَالْخَلَفُ الْصّ الِحُ وَ قِيلَ الْمُنْتَظَرُ(139)
يعنى :
((ولادتـش در بـيست و سوم (140) سال 258 هجرى ، در شهر سامرّا بوده امّا نسب او از طـرف پـدر و مـادر: پـدرش حـسـن خـالص فـرزنـد عـلى مـتـوكـل ، پـسـر محمد قانع ، فرزند على الرضا، پسر موسى كاظم ، پسر جعفر صادق ، پسر محمد باقر، پسر على زين العابدين ، پسر حسين زكى پسر على مرتضى امير المؤ مـنـيـن كـه حـالاتـش بـه طـور مـفـصـل يـاد شـده اسـت ، امـا مـادرش كـنـيـزى بـه نـام صـيـقـل اسـت ... و نام خودش محمَّد، كنيه اش ابوالقاسم ، لقبش حجّت و خلف صالح و به قولى منتظر مى باشد)).
بـبـيـنـيـد ايـن مـورّخ مـعروف ـ كه از اساطين شافعيه است ـ چطور مانند يك شيعه با كلمات درخـشـان و نـورانـى ، حـالات و نـسـب آن حـضـرت را تـرسـيـم مـى كـنـد كـه عـقـل حـيـران اسـت و ايـن نـشـان مى دهد كه اين حقايق و واقعيات در عصر صاحب كتاب ، چقدر روشـن و آشـكـار و مـسـلّم بـوده كـه يـك مورّخ و محدّث شافعى پا در ركاب كرده و چنين مى گويد.
البـتـه ابـن طـلحـه بـعـد از گـفـتـن ايـن سـخـنـان و نـقـل احـاديـث مـهـدى از رسـول خـدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مى گويد: اگر معترضى بگويد كه اين احاديث دربـاره مـهـدى صـحـيـح و مـورد اتـّفـاق اسـت و صـحـيـح و صـريـحـنـد در ايـنـكه مهدى از نـسـل فـاطـمـه و رسـول خـداصـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم و از عترت اوست و نامش نام آن حـضـرت اسـت و زمـيـن را پـر از عـدل و داد خـواهـد كـرد و او از نـسـل عـبـدالمـطـلب و از سـادات اهـل بـهشت است ، ولى اين روايت دلالت نمى كند كه او حتماً ابـوالقـاسـم محمَّد بن حسن حجّت و خلف صالح است ؛ چون اولاد فاطمه زياد است و هر كه تـا روز قـيـامـت از نـسـل فـاطـمـه بـه دنـيـا بـيـايـد مـى شـود گـفـت از نـسـل او و از عـتـرت طـاهـره و از اهـل بـيـت اسـت ، عـلى هـذا بـا هـمـه ايـن دلايـل باز دليل ديگرى احتياج است كه اثبات كند منظور از احاديث فوق ، همان مهدى موعود فوق است .
آن وقت ، صاحب كتاب ، شروع به جواب دادن كرده و در پنج يا شش صفحه اعتراض فوق را آورده و جـواب داده كـه منظور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همان مهدى فرزند بـلافـصـل امـام حسن عسكرى عليه السّلام است ، خوانندگان را به مطالعه آن توصيه مى كنم .
ولى حـيـف كـه ايـن دانـشـمـنـد، مـورّخ و مـحـدّث شـافـعـى ، دلايـلى را كـه مـا در فـصـل سابق آورديم نياورده و به آنها استدلال نكرده است ؛ اگر يك دفعه مى فرمود كه در مـقـتـل خـوارزمـى و در ارجـح المـطـالب آمـده كـه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به امام حسين عليه السّلام فرمود:
... أَنـْتَ اَبُو حُجَجِ تِسْعَةٍ تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ جواب كاملاً تمام و كافى بود و اعتراض معترض ، قطع مى گرديد.
22ـ شـمـس الديـن ، ابـو المـظـفـر سـبـط ابـن جوزى حنفى (متوفاى 654هجرى ) راجع به حضرت مهدى عليه السّلام چنين گفته است :
هـُوَ مـُحـَمَّدُ بـْنُ الْحـَسَنِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ مُوسىَ الرِّضاَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مـُحـَمَّدِ بـْنِ عـَلِىِّ بـْنِ الْحـُسـَيـْنِ بـْنِ عـَلِىِّ بـْنِ اَبـِي طـالِبٍ وَ كـُنـْيـَتـُهُ اَبـُو عـَبْدِاللّهِ وَاَبـُوالْقاسِمِ وَهُوَ الْخَلَفُ الْحُجَّةُ صاحِبُ الزَّمانِ، الْقائِمُ الْمُنْتَظَرُ وَهُوَ آخِرُ اْلاَئِمَّةِ اَنْبأ نا عـَبـْدُالْعَزيزِ بْنُ مُحَمُودِ بْنِ الْبَزّازِ عَنْ ابْنِ عُمَرَ قالَ: قالَ رَسُولُاللّه صلّى اللّه عليه و آله و سـلّم يـَخـْرُجُ فـِي آخـِرِ الزَّمـانِ رَجـُلٌ مـِنْ وِلْدِي اِسـْمـُهُ كـَاِسـْمـِي وَ كُنْيَتُهُ كَكُنْيَتِي يَمْلاُاْلاَرْضَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً فَذَلِكَ هُوَ الْمَهْدِيُّ...(141)
يعنى :
((او محمد بن حسن بن على بن محمد بن على بن موسى الرضا بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب و كنيه اش ابو عبداللّه و ابوالقاسم است و او خلف حجّت ، صـاحـب زمـان ، قـائم مـنـتـظـر و آخـريـن ائمـه اسـت . عـبـدالعـزيـز بن محمود بن بزاز به نقل از ابن عمر به ما گفت كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: در آخر زمان مـردى از فـرزنـدانـم كـه اسـم او مـثـل اسـم مـن و كـنـيـه او مـثـل كـنـيـه مـن اسـت خـارج مـى شـود و زمـيـن را پـر از عدل مى كند همانطور كه از ظلم پر شده باشد، او همان مهدى است )).
ايـن دانـشـمـند كه اول حنبلى بوده و بعد مذهب حنفى را اختيار كرده بى هيچ شك و ترديدى ، دوازده امـام عـليـهـم السـّلام را نـقـل كـرده و صـريـحـاً اظـهـار مـى دارد كـه مـنـظـور رسـول خـدا صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم از حـديـث ((يـخـرج ...)) هـمـان فـرزنـد بلافصل حسن عسكرى ـ صلوات اللّه عليه ـ است و مى گويد: حجّت و صاحب الزمان و قائم مـنـتـظـر، اوسـت . آنـگـاه قـول امـامـيـه را كـه امـام زمـان عليه السّلام زنده است به صورت مـقـبـول نـقـل كـرده و بـه اسـتـدلال آنـهـا اشـاره مـى كـنـد و بـا نـقـل قـصيده ابوالفضل يحيى بن سلامه كه در مدح ائمّه عليهم السّلام سروده است ، سخن خود را به پايان مى برد.
23ـ سيد مؤ من شبلنجى شافعى مصرى مى نويسد: ((رحلت ابو محمد حسن بن على در روز جـمـعـه هـشـتـم ربـيـع الا ول سـال 260 بـود و از فـرزندان ، فقط پسرش محمّد را باقى گذاشت )).(142)
آن وقـت در فـصـل بـعـدى دربـاره ولادت ، حـالات ، شمائل ، مادر و نوّاب آن حضرت چنين مى گويد:
فـَصـْلٌ فـِي ذِكـْرِ مَناقِبِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْخالِصِ بْنِ عَلِي الْهادِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوادِ بْنِ عَلِي الرِّضاَ بِنْ مُوسَى الْكاظِمِ بْنِ جَعْفَرٍ الْصّادِقِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبا قِرِ بْنِ عَلِي زَيْنِ الْعابِدِينَ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ أ بِي طالِبٍ رَضِيَاللّه عَنْهُمْ
ايـن عـالم پـس از ذكـرنـسـب مبارك آن حضرت چنين مى گويد: ((مادرش ام ولدى است به نام نـرجـس و بـه قولى صيقل و به قولى سوسن ، كنيه اش ابوالقاسم و اماميه به او لقب حـجـّت ، مـهدى ، خلف صالح ، قائم ، منتظر و صاحب الزمان داده اند ولى از همه مشهورتر هـمان ((مهدى )) است . آن حضرت متوسط القامه و زيباروى بود، موى سرش به شانه اش مـى افـتـاد، بينى زيبا(143) و پيشانى گشاده داشت و در زمان معتمد عبّاسى ، محمَّد بن عـثـمـان ، دربـانـش بـود؛ چنانكه ابن صبّاغ در فصول المهمّه گفته است او به عقيده اماميه آخرين امام از امامان دوازده گانه است ...)).

next page

fehrest page

back page