|
مرغ دلم طايرى است قدسى و عرش آشيان | |
از قفس تن ملول سير شده زين جهان |
|
از در اين خاكدان چون بپرد مرغ ما | |
باز نشيمن كند بر سر آن آشيان |
|
چون بپرد مرغ ما سدره بود جاى او | |
تكيه گه باز ما كنگره عرش دان |
|
سايه دولت فتد بر سر عالم بسى | |
گر بزند مرغ ما بال و پرى در جهان |
|
در دو جهانش مكان نيست بجز فوق چرخ | |
كان وى آن معدن است جان وى از لا مكان |
|
عالم علوى بود جلوه گه مرغ ما | |
آب خور او بود گلشن باغ جنان |
|
چون دم وحدت زنى حافظ شوريده دل | |
خامه توحيدكش بر ورق انس و جان |
پس بدين جهت بود كه فاطمه زهرا سلام الله عليها از خبر مرگ قريب الوقوع خويش و پيوستن بپدر بزرگوارش حبيب الله خاتم انبياء حضرت
محمد مصطفى عليه و آله افضل التحيته و الثناء بسيار مسرور و خوشحال گرديد و دانست كه بزودى خطاب الوهى بحكم