|
آرى از راه رسد نور دل خير بشر | |
بهترين بانوى اسلام على را همسر |
|
اشك در ديده وى حلقه زنان همچو گهر | |
بگرفته است بكف دست دو فرخنده پسر |
|
همچنين دختركى ما لقا در بر اوست | |
آرى آن زينب كبرى بود و دختر اوست |
|
گوئيا ميدهدش طرز سخن گفتن ياد | |
گويدش دختركم داد سخن بايد داد |
|
ويژه در بزم يزيد بتر از صد شداد | |
داد خود گير و مرو هيچ به زير بيداد |
|
غير نامى نبود فرق پليد است پليد | |
هست امروز ابوبكر و به فرداست يزيد |
# # #|
گر بگوئى ز رسل ارث نماند بجهان | |
(لا نورث ) كه بود
جعل نمائى عنوان |
|
برو اى بى خبر از حكم خدا قرآن خوان | |
كه ز داود برد ارث سليمان بجهان |
|
گرچه از عهد پدر بد فدكم اندر دست | |
كه نه ارث است مرا ملك فك موهوبه است |
|
شاهد ار خواهى اين پادشه مردانست | |
هم حسينم چو حسن آگه از اين دستانست |
|
همچنين شاهد من يك دو تن از نسوانست | |
گرچه بالاتر از اين شاهد من قرآن است |
|
پاكى و صدق مرآيه تطهير گواست | |
تو چه گوئى كه گواه من
دل خسته خداست |
# # #