next page

fehrest page

back page

اما بالعكس شما مردم منافق پيوسته براى ما خاندان نبوت انتظار بلاها و فتنه ها داشتيد و منتظر اخبار وحشت انگيز و دهشت آميز بوديد چون اعلام جنگى مى شد خود را كنار مى كشيديد و پهلو تهى مى نموديد و به هنگام جنگ و كارزار عقب گرد ميكرديد و در ميدان نبرد و در صحنه جنگ با دشمن فرار را بر قرار اختيار مى نموديد.
چون خداوند متعال سراى جاودان پيغمبران خود را براى حبيب و پيغمبر خود حضرت محمد مصطفى پدر بزرگوارم برگزيد و اختيار فرمود و آرامگاه و ماءواى اصفيايش را براى او پسنديد و انتخاب نمود و منزلگاه او ساخت كينه هاى درونى و دوروئى شما مردم منافق ظاهر و آشكار و پرده دين دريده گرديد هر گمراهى مدعى و هر جاه طلبى بجولان در آمده شيطان صفت با مكر و تزوير سر از كمين گاه خود به در آورد و مركب جهالت در ميدان بطالت دوانيد و شما مردم منافق خو را بسوى خود فرا خواند چه او شما را مى شناخت لذا شما را آماده دعوت و منتظر فريب خويش يافت شما هم در پى مقصد شوم او دويديد و به آسانى در دام فريبش خزيديد و سريعا بسوى او گرويديد آتش انتقام را در دلهاتان برافروخت و اين كار ناشايسته موجب اين گرديد كه شما بر غير شتر خود داغ نهيد و در غير آبشخور خود بغير حق وارد شويد.
با آنكه از عهد و قرار فيمابين رسول الله و شما چيزى نميگذشت (شما مرتكب اين عمل باطل گرديديد و اين كار شما در حالى بود كه هنوز چند روزى از رحلت پيغمبرتان نگذشته بود و سوز سينه ما خاموش و جراحت دل ما التيام نيافته و جسد مطهر آنحضرت دفن نگرديده بود شما مردم به بهانه برنخاستن فتنه حق را از مسير خود خارج نموديد و حال اينكه شما بدست خود فتنه و شر ايجاد كرديد و خود در دام فتنه گرفتار آمديد و سقوط نموديد و جهنم را كه مجسمه قهر و غضب خدا است براى خود آماده ساختيد پس آگاه باشيد كه دوزخ ماءواى فتنه انگيزان و كافران است و محققا محيط بر كافرين است .
هيهات شما كجا و فتنه خواباندن كجا بنگريد شيطان شما را به كجا مى كشاند و بكجا سوق ميدهد و انى تؤ فكون . و هذا كتاب الله بين اظهركم اموره ظاهرة و احكامه زاهرة و اعلامه باهرة و زواجره لائحته و اوامره واضحته و قد خلفتموه وراء ظهوركم ارغبته عنه تريدون ام بغيره تحكمون (بئس للظالمين بدلا) آيه 50 كهف .
و من يبتع غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرين ) آيه 85 آل عمران - ثم لم تلبثوا الاريث ان تسكن نفرتها و يسلس قيادها ثم اخذتم تورون وقدتها و تهيجون جمرتها و تستجيبون لهتاف الشيطان الغوى و اطفاء انوار الدين الجلى و اهماد سنن النبى اصفى تسرون حسواء فى ارتغاء و تمشون لاهله و ولده فى الخمر و الضراء و نصبر منكم على مثل حز المدى و وخز السنان فى الحشا و انتم تزعمون اءلا ارث لنا افحكم الجاهليته تبغون و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون افلا تعلمون )
بلى تجلى لكم كالشمس الضاحيته انى ابنته ايها المسلمون اءاغلب على ارثيه يابن ابى قحافته افى كتاب الله ان ترث اباك و لا ارث ابى . (لقد جئت شيا فريا) افعلى عمد تركتم كتاب الله و نبذتموه وراء ظهوركم اذ يقول (و ورث سليمان داود) سوره نمل آيه 16. و قال فيما اقتص من خبر يحيى بن زكريا (ع) اذ قال رب و هب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب ) آيه 46 سوره مريم
و قال (والو الارحام بعضهم اولى ببعض فى كتاب الله ) آيه 75 سوره انفال .
و قال (يوصيكم الله فى اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين ) آيه 11 سوره نساء.
و قال و ان ترك خير الوصيه للوالدين و الاقربين بالمعروف حقا على المتقين ) آيه 180 بقره - و زعمتم الا حظوة لى و لا ارث من ابى لا رحم بيننا افخصكم الله بآيته اخرج منها ابى ام هل تقولون اهل ملتين لا يتوارثان و لست انا و ابى من اهل ملته واحدة ام انتم اعلم بخصوص القرآن و عمومه من ابى و ابن عمى فذونكها مخطومته مرحولته تلقاك يوم حشرك فنعم الحكم الله و الزعيم محمد و الموعد القيامته و عند الساعته ما تخسرون و لا ينفعكم اذ تندمون و لكل نباء مستقر و سوف تعلمون من ياءتيه عذاب يخزيه و يحل عليه و عذاب مقيم ).

فرمود اى مردم اينك اين كتاب خدا است كه در برابر چشم شماست مشاهده مى كنيد قرآن همه امورش ظاهر و هويدا و تمام احكامش روشن و فروزان و همه نشانه هايش آشكارا و همه اوامر و نواهى آن واضح و در تمام شئون نورانى و رهنما است .
اما شما دستورات آنرا با اين وصف درخشانى كه دارد متاءسفانه پشت سر افكنده ايد و به احكام آن عمل نميكنيد آيا از كتاب خدا روى بر تافته و از آن اعراض مى كنيد و تسليم بحكومت قرآن كه منطق وحى خدا است نمى شويد و مى خواهيد حاكمى غير از قرآن بگيريد كه در ميان شما داروى نمايد پس بد بدلى در قبال كتاب خدا براى خود انتخاب نموده و شما ستمكاريد.
خدا ميفرمايد هر كس دينى غير از اسلام و حاكمى غير از قرآن انتخاب كند در پيشگاه الهى هرگز پذيرفته نخواهد بود و او در آخرت در زمره زيانكاران خواهد بود.
اى مردم شما بعد از رحلت پپيغمبر ختمى مرتبت حق را كه خلافت از آنحضرت است غصب نموديد و مانع شديد كه حق بمستحق له برسد و بدون توقف بغصب حق شروع كرديد و بدعت ها در دين نهاديد و صداى شيطان گمراه كننده را اجابت نموديد و به پيروى از او نور دين را خاموش ‍ كرديد و تضييع حق كرديد.
شما هستيد كه سنتهاى پيغمبر اكرم را محو نموديد و در پس پرده بمكر و حيله و تزوير آثار و مآثر دين مبين اسلام را باين زودى فراموش ساختيد و بدعتهاى عصر و دوران جاهليت از نو شايع و رايج نموديد شما خوشحاليد كه كينه هائيكه از رسول اكرم (ص) در دل داشتند درباره خانواده اش بكار برديد در حاليكه نبى اكرم بود كه شما را از شقاوت بسعادت رسانيد و ما هم بر ضررها و فتنه و فساد و غصب شما مانند كسى كه با كارد و نيزه پوست او را پاره كنند و چاره نداشته باشد صبر و تحمل ميكنيم تا در پيشگاه حق و عدالت پروردگار وارد شويم .
شما گمان ميكنيد من از پدرم ارث نمى برم چه گمان باطل كه بر خلاف نص ‍ صريح قرآن است . آيا شما ميگوئيد من از پدرم ارث نمى برم اين حكم را از دوران جاهليت گرفته ايد.
اى مردم چه كس از خداوند بهتر و محكمتر حكم و قضاوت مى كند اما براى آنان است كه ايقان به آخرت دارند آيا شما نمى دانيد كه آخرتى و حسابى و كتابى است .
اى مردم مانند آفتاب و روشنى آن بر همه مشهود است كه من يگانه دختر پيغمبر خاتم هستم و حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم پدر من است .
اى گروه مسلمين آيا سزاوار است جاه طلبان بر من غلبه نمايند و حق مرا ببرند و شما از من حمايت نكنيد؟
يابن ابى قحافه افى كتاب الله ان ترث اباك و لا ارث ابى ،
اى پسر ابى قحافه آيا در كتاب خدا نوشته شده كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم عجب افتراء بزرگى بر خدا بسته اى و چه نسبتى بقرآن مى دهى . چه نسبت ناروائى آيا با علم بحكم قرآن و دانستن احكام ارث از روى عمد و از سر عناد كتاب خدا را ترك و به پشت سر انداخته و بر طبق آن عمل نمى كنى در حاليكه قرآن در باب ارث بآياتى چند تصريح نموده است و از آن جمله فرموده سليمان از پدرش داود ارث برد و نيز آنجا كه حكايت يحيى فرزند زكريا را بازگو مى كند مى فرمايد پروردگارا مرا از جانب خود فرزندى عطا فرما كه وارث من و خاندان يعقوب باشد. و نيز مى فرمايد بحكم خدا اولو الارحام و خويشاوندان رحمى بعضى بر بعضى در باب ارث تقدم دارند و سزاوارترند بحق خود.
و نيز فرموده خداوند شما را درباره اولاد و فرزندانتان وصيت و سفارش ‍ مى كند به نيكى و مقرر ميفرمايد كه سهم الارث يك پسر برابر بهره دو دختر است .
و نيز ميفرمايد بر شما واجب است كه نزديك مردن خود وصيت كنيد از براى والدين و خويشاوندان و بديده انصاف سفارش و به نيكى وصيت كنيد و اين شايسته متقين و پرهيزگاران است .
آيا شما بخيال باطل خود چنين پنداشته ايد كه من از پدرم هيچ بهره و نصيبى ندارم و از پدرم ارث نمى برم يا ميگوئيد هيچ قرابتى و خويشاوندى ميان ما وجود ندارد.
آيا خداوند آيه اى بدين گونه فرستاده كه مرا از فرزندى پدرم خارج كنيد و مرا از ارث پدرم ممنوع و محروم سازيد.
يا آنكه ميگويد اهل دو ملت از يكديگر ارث نمى برند آيا من و پدرم از اهل يك ملت نيستيم كه از اين جهت از ارث پدرم منع مى كنيد.
يا آنكه دعوى آن داريد كه از پدرم و پسر عمم على عليهما الصلوه و السلام به خاص و عام قرآن داناتر هستيد يا اساسا بمبدء و معاد و بما انزل الله ايمان و اعتقاد نداريد اگر اينطور است مركب خلافت را با تمام وسائل بدون معارض بگير و تصاحب كن تا در روز محشر در پيشگاه خداى دادگر از تو دادخواهى كنم اما بدان كه حضرت محمد (ص) دادخواه و خداوند حاكم و داور است وعده گاه من و تو در پيشگاه الهى در قيامت و يوم الحشر است در آن ساعت است كه گمراهان خواهند ديد كه زيان كرده اند و با خسران جبران ناپذير روبرو هستند و ندامت و پشيمانى براى شما نفعى و سودى و فايده اى در آنروز رستخيز نخواهد داشت .
كه براى هر خبر زمانى مقرر و وقتى معين است و بزودى خواهند دانست كه چه كسى بعذابى كه خوارش مى سازد گرفتار مى آيد و چه عذاب جاويد بر سر او فرود مى آيد و دامنگير او مى شود.
(ثم رمت (ع) بطرفها نحو الانصار) فقالت عليهاالسلام يا معشر الفتية و اعضاد الملته و حصنته الاسلام ما هذه الغميزه فى حقى و السنته عن ظلامتى اما كان رسول الله صلى الله عليه و آله ابى يقول المرء يحفظ فى ولده .
سرعان ما احدثتم و عجلان ذا اهالته و لكم طاقته بما احاول و قوه على ما اطلب و ازاول اتقولون مات محمد صلى الله عليه و آله فخطب جليل استوسع وهيه و استنهر فتقه و انفتق رتقه و اظلمت الارض لغيبته و كسفت النجوم لمصيبته و اكدت الآمال و خشعت الجبال و اضيع الحريم و ازيلت الحرمته عند مماته فتلك و الله النازلته الكبرى و المصيبته العظمى لا مثلها نازلته و لا بائقته عاجلته اعلن بها كتاب الله جل ثناوئه فى افنيتكم فى ممساكم و مصبحكم هتافا و صراخا و تلاوتا والحانا و لقبله ما حل بانبياء الله و رسله حكم فصل و قضاء حتم . (و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم على اعقابكم و من ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيئا و سيجزى الله الشاكرين )
آيه 144 سوره آل عمران .
سپس حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها رو بطرف انصار نمود و بآنان چنين فرمود اى گروه جوانان و اى بازوان توانمند ملت و اى ياوران اسلام و حافظين حدود احكام قرآن و پايگاه هاى دين چه سستى و سهل انگارى است در شما كه در حق من روا ميداريد با اينكه ميدانيد چه ظلم و ستمى بر من شده است . آيا پدرم رسول الله صلى الله عليه و آله نفرمود احترام و بزرگداشت مرد بايست در مورد اولاد و فرزندانش هم رعايت شود و احترام بفرزند احترام به پدر اوست اما شما چه زود دين و آئين خدا را تغيير داديد و فراموش نموديد و بدعتها پديد آورديد و اوضاع را واژگون گرديد و از راه راست منحرف و به بيراهه گام نهاديد و آنچه پدرم درباره من سفارش نموده بود بر خلاف آن رفتار كرديد و با چه عجله و سرعتى از فرزند دلبند رسول خدا دست كشيديد و در اين هنگامه بيدادگرى و ستمكارى او را تنها و مظلوم بحال خود گذارديد با آنكه شما را قدرت و توانائى بر حمايت من هست و شما مى توانيد اقدام بيارى من و احقاق حق بنمائيد.
آيا شما ميگوئيد پيغمبر خدا حضرت محمد (ص) از دنيا رفت و با رفتن او همه چيز تمام شد بنابراين دست از يارى فرزندش كشيده حاضر بدفاع از او و احقاق حق فرزند او نمى باشيد آرى مرگ پيغمبر ضربه هولناك و فاجعه عظيمى بود كه بر پيكر اسلام فرود آمد بر اثر رحلت آنحضرت اوضاع بكلى عوض گرديد زمين تاريك و ظلمانى و اختران و نجوم نقاب كسوف بر چهره كشيدند و اميدها تبديل بياءس و نااميدى و كوهها خاشع و متزلزل و حريم افراد شكسته و احرامات و گراميداشتها پايمال گرديد بخدا سوگند وفات آنحضرت حادثه بزرگ و مصيبت نازله كبرى و بزرگى بود كه مانندش نه در ازل بوده و نه در ابد خواهد آمد (چه پيغمبرى كه وجودش رحمت از براى تمام عالميان و نعمت از براى تمام جهان بود از اين عالم رخت بربست و بجوار رحمت حق عند مليك مقتدر شتافت و بلقاء الله پيوست .)
آيا اين فقدان رسول الله (ص) بايست باعث پشت كردن شما نسبت بدين خدا گردد اين مردن نه تنها براى خاتم انبياء بلكه براى جميع سفراء الهى بوده است و شما در قرآن كه هر صبح و شام آنرا تلاوت مى كنيد خدا از اين فاجعه خبر داده است و اين حكم حتمى و قضاى حتمى الهى است .
خدا ميفرمايد و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم على اعقابكم و من ينقلب على عقبيه فلن يضرالله شيا و سيجزى الله الشاكرين آيه 144 سوره آل عمران )
يعنى و محمد (ص) نيست مگر پيغمبرى از جانب خدا كه پيش از او پيغمبرانى بودند و از اين جهان در گذشتند آيا اگر او نيز بميرد يا كشته شود شما بدين و جاهليت خود باز ميگرديد پس هر كس بازگشت كند و از دين خدا برگردد بخدا ضررى نخواهد رسانيد بلكه خود را بزيان انداخته و هر كس شكر نعمت دين گذارد و در اسلام ثابت و پايدار ماند البته خدا جزاى نيك بشكرگذاران عطا خواهد كرد.
آنگاه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها طايفه اوس و خزرج را بنام مادرشان قيله مخاطب ساخته و فرمود: ايها بنى قيله اءاهضم تراث ابى و انتم بمراءى منى و مسمع و منتدى و مجمع تلبسكم الدعوه و تشملكم الخبرة و انتم ذووالعدد و العدة و الاداة و القوه و عندكم السلاح و الجنته توافيكم الدعوه فلا تجيبون و تاءتيكم الصرخته فلا تغيثون و انتم موصوفون و بالكفاح معروفون بالخير و الصلاح و النخبته التى انتخبت و الخيرة التى اخيرت قاتلتم العرب و تحملتم الكد و التعب و ناطحتم الامم و كافتحم البهيم فلا نبرح او تبرحون ناءمركم فتاءتمرون حتى اذا دارت بنارحى الاسلام و در حلب الايام و خضعت نعرة الشرك و سكنت فورة الافك و خمدت نيران الكفر و هداءت دعوة الهرج و استوسق نظام الدين فانى جرتم بعد البيان و اسررتم بعد الاعلان و نكصتم بعد الاقدام و اشركتم بعد الايمان (الا تقاتلون قوما نكثوا ايمانهم و هموا باخراج الرسول و هم بداؤ كم اول مرة اتخشوهم فالله احق ان تخشوه ان كنتم مؤ منين آيه 13 سوره توبه الا قد ارى ان قد اخلدتم الى الخفض و ابعدتم من هو احق بالبسط و القبض و خلوتم بالدعته و بخوتم من الضيق بالسعته و فمججتم ما وعيتم (و دسعتم الذى تسوغتم فان تكفروا انتم و من فى الارض جميعا فان الله غنى حميد) آيه 8 سوره ابراهيم . الا و قد قلت ما قلت على معرفته منى بالخذلته التى خامرتكم و الغدره التى استشعرتها قلوبكم و لكنها فيضه النفس و نفثته الغيظ و خور القناء و بثه الصدور و تقدمه الحجته فدونكموها فاحتقبوها دبرد الظهر نقبته الخف باقيته العار موسومته بعضب الله و شنار الابد موصولته بنار الله الموقده التى تطلع على الافئده فبعين الله ما تفعلون و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب . ينقلبون و انا ابنته نذير لكم بين يدى عذاب شديد فاعملوا انا عاملون و انتظروا انا منتظرون .
فاطمه زهرا عليهاالسلام در مقام استمداد طايفه بنى قيله را مخاطب ساخته و چنين فرموده است : اى پسران قيله (اى قبيله هاى اوس و خزرج ) آيا سزاوار است كه بظلم و ستم ارث مرا تصاحب كنند و حق مرا پايمال نمايند و شما حاضر و ناظر اعمال ظالمانه و غاصبانه آنها باشيد و دادخواهى مرا بشنويد و ساكت بمانيد با اينكه همه شما بر مظلوميت من مطلع و مستحضر هستيد در عين اينكه شما همه تان صاحب افراد و اعداد و اسباب و ادوات جنگ و قوه و نيرو و سپر و اسلحه مى باشيد.
من شما را بيارى اجراى حكم قرآن مى خوانم اما ميدانم شما مرا اجابت نمى كنيد و با آنكه ناله مرا مى شنويد بفرياد من نمى رسيد. در صورتيكه شما بشجاعت و دلاورى و مردانگى موصوف و به نيكوئى معروف هستيد شما اشراف و برگزيدگان مردم مسلمان بوديد كه به فضيلت برگزيده شديد و بخوبى ها شهرت يافتيد.
شما بوديد كه با قبايل گمراه عرب كارزارها و نبردها نموديد و رنج و تعب و محنت فراوان را تحمل كرديد و سرافراز از ميدان نبرد بيرون آمديد شما بوديد كه پيوسته در راه همگام ما و سر بر فرمان ما داشتيد تا اينكه آسياى اسلام بر محور وجود ما بگردش در آمد و شير در پستان مادر روزگار رو بفزونى نهاد و نعره شرك در گلو خفه شد و فوران گناه و فساد و دروغ بيارميد و فروكش كرد و آتش كفر افسرده و خامد و خاموش گرديد و دعوت هرج و فتنه و بى نظمى ساكن و متوقف ماند و دين و آئين الهى نظم و انتظام يافت .
اكنون چه باعث شده است شما را كه پس از آن احوال باز بحيرانى و سرگردانى دچار شده حقايق را پس از هويدا و آشكار شدن مكتوم و پنهان ميداريد شما را چه موجب شده است كه باين زودى نقض عهد نموده و بعقب بازگشته و به شرك و بى دينى گرائيده ايد. چرا با مردمى كه پيمانهاى خود را شكستند و پس از قبول اسلام و ايمان راه كفر و شرك را پيشه خود ساختند و همت و اهتمام و كوشش و پافشارى در اخراج و بيرون راندن رسول اكرم (ص) نمودند و بر ضد شما و دشمن از هر جهت بودند نمى جنگيد و پيكار نمى كنيد اينها در آغاز از خود شما شروع كرده اند آيا از آنها مى ترسيد و حال آنكه سزاوارتر آن است كه فقط از خدا بترسيد اگر به او ايمان و ايقان داريد.
مردم آگاه باشيد شما داريد در مسير ناحق قدم بر ميداريد چه شما با اين اعمال باطل خود در لغزش و اشتباه گرفتار شده ايد.
شما آن كسى را كه بايد و شايستگى در قبض و بسط امور جامعه دارد و احق بمنصب خلافت است و خلافت الهيه حق مسلم اوست از خود دور ساخته ايد و با راحتى و آسايش طلبى خلوت گزيده ايد و از سعادت پشت كرده رو بشقاوت آورده ايد شما هستيد كه معارف الهيه را كه به وسيله پدرم و پسر عمم آموخته و فرا گرفته ايد از دل بيرون ريختيد و بهمان داءب جاهليت و عادت ديرينه خود كه كفر و شرك است بازگشت نموديد. اى مردم بدانيد اگر شما و همه اهل عالم بكفر و شرك گرائيد خدا غنى و بى نياز است و در خور ستايش است .
(گر جمله كائنات كافر گردند بر دامن كبرياش ننشيند گرد)
مردم من آنچه وظيفه بيان و ابلاغ و اتمام حجت بود بشما گفتم در عين اينكه ميدانم گفتار من در شما تاثيرى نخواهد بخشيد چه شما مردمى خيانت پيشه و در چنگال زبونى گرفتاريد و چنان نيست كه دلهاى شما مستشعر بر اين حقايق و واقعيات نباشد. اما
(بر سيه دل چه سود خواندن وعظ نرود ميخ آهنى در سنگ )
ميدانستم كه كناره گرفتن شما از ما با گوشت و پوست شما آميخته و احساس كردم كه مكر و فريب و وسوسه بدلهاى شما رسوخ كرده و سراسر وجود شما را فرا گرفته است و گفتارم در شما مردم منافق خو بلااثر است .)
ولى چه كنم كه دلى پرخون دارم و دردها و الم ها و اندوهها در سينه ام جمع شده است خواستم تا با شما اتمام حجت كنم و عذرى براى كسى باقى نماند:
اكنون كه جريان چنين است اين مركب خلافت را بگيريد و بناحق غصب كنيد و هرگز رهايش مسازيد اما بدانيد و آگاه باشيد پشت اين شتر مجروح و زخم است داغ ننگ و رسوايى ابدى همراه اوست و شما را آسوده نخواهد گذارد
(توان بحلق فرو بردن استخوان درشت ولى شكم بدرد چون بگيرد اندر ناف )
شما با آتش قهر و غضب و خشم خدا روبرو هستيد و آخر الامر شما را خشم خدا بيازارد (آتشى كه هر دم فروزد و مجسمه قهر خداست و دل و جان را بسوزد.)
آنچه مى كنيد در نزد خدا حاضر است و ستمكاران به زودى در مى يابند كه به چه مكانى باز مى گردند.
و انا انبته نذير لكم من دختر پيامبرى هستم كه سمت و عنوان نذير داشت و شما را از عذاب الهى بر حذر مى داشت . حال شما آنچه در توان داريد انجام دهيد ما نيز آنچه وظيفه خود مى دانيم بدان عمل مى كنيم شما منتظر نتيجه عمل خود باشيد و ما نيز منتظر داورى حق خواهيم بود فانتظروا انا منتظرون
فاجابها ابوبكر عبدالله بن عثمان
فقال يا ابنته رسول الله لقد كان ابوك بالمومنين عطوفا كريما رؤ فا رحيما و على الكافرين عذابا اليما و عقابا عظيما فان عزوناه وجدناه اباك دون النساء و اخا لبعلك دون الاخلا اثره على كل حميم و ساعده فى كل امر جسيم لا يحبكم الا كل سعيد و لا يبغضكم الا كل شقى فانتم عترة رسول الله (ص) الطيبون و الخيرة المنتجبون على الخير ادلتنا و الى الجنته مسالكنا و انت يا خيرة النساء و ابنته خير الانبياء صادقته فى قولك سابقته فى وفور عقلك . غير مردودة عن حقك و لا مصدودة عن صدقك و والله ما عدوت راءى رسول الله و لا عملت الا باءذنه .
انى سمعت رسول الله (ص) يقول (نحن معاشر الانبياء لا نورث ذهبا و لا فضته و لا دارا و لا عقارا و انما نورث الكتاب و الحكمته و العلم و النبوة و ما كان لنا من طعمته فلولى الامر بعدنا ان يحكم فيه بحكمه .
و قد جعلنا ما حاولته فى الكراع و السلاح يقابل به المسلمون و يجاهدون الكفار و يجادلون المردة ثم الفجار و ذالك باجماع من المسلمين لم اتفرد به وحدى و لم استبد بما كان الراى فيه عندى و هذه حالى و مالى هى لك و بين يديك لا نزوى عنك و لا ندخر دونك و انت سيدة امته ابيك و الشجرة الطيبه لبنيك لا يدفع مالك من فضلك و لا يوضع من فرعك و اصلك و حكمك نافذ فيما ملكت يداى فهل ترين ان اخالف فى ذالك اباك صلى الله عليه و آله .

ابوبكر بداد خواهى فاطمه زهرا سلام الله عليها چنين پاسخ داد
اى دختر پيغمبر اكرم و رسول خاتم پدرت نسبت به اهل ايمان عطوف و كريم و مهربان و بود و نسبت به كافران مظهر قهر خدا و عذاب دردناك و عقاب عظيم الهى اگر در نسبت آنحضرت دقت نماييم آن بزرگوار را پدر تو مى دانيم نه پدر زنان و بانوان ديگر و نيز او را برادر شوهر تو مى شناسيم نه برادر مردان ديگر و ما مى دانيم كه پيغمبر اكرم على را از همه خويشاوندان برتر و در كارهاى بزرگ او را ياور و جز سعادتمندان شما را دوست ندارد و جز شقاوتمندان و بدكاران شما را دشمن نگيرد شما عترت پاك و پاكيزه رسول خدا و برگزيدگان خدا از خلق جهان مى باشيد و شماييد كه بهر خير و صلاح و فلاح راهبر ما و بسوى جنت و بهشت ما را رهنماييد.
و تو اى برگزيده بانوان جهان و اى دختر بهترين پيغمبران در گفتارت راست مى گويى و در عقل و وفور دانش و بينش بر همه مقدم هستى و هرگز از حقت بر كنار نخواهى بود و در راستى و درستى گفتارت شك و ترديدى نيست .
اما بخدا سوگند من از راءى رسول الله تجاوز نكردم و آنچه كردم برخصت و جواز و اذن او بود من خود از رسول الله شنيدم كه مى فرمود ما گروه پيغمبران دينارى و درهمى و خانه و مزرعه اى به ارث نمى گذاريم ارث ما پيغمبران همان كتاب و حكمت و علم نبوت است و آنچه طعمه و وسيله ارتزاق داريم در اختيار ولى امر است كه بعد از ما براءى خود حكم مى كند.
و در موضوع فدك كه تو در طلب آن هستى راءى ما اين است كه منافع آن صرف تهيه اسبان و اسلحه جنگ گردد تا مسلمانان با كفار بمقابله پردازند و بر آنها در مقام جهاد و مجادله و مبارزه فايق آيند و مردم بدكار و فاجر را دفع نمايند.
و اين امر راءى از من تنها نيست بلكه مسلمين بر اين امر اجماع كردند و من براءى خود مستبد و خودسر نيستم و اين كيفيت حال من بود.
و اين مال و آنچه دارم اينك در اختيار تو مى گذارم و از تو دريغ ندارم و براى ديگرى ذخيره و انباشته نكرده ايم .
تو سيده و خاتون امت پدرت مى باشى و شجره طيبه فرزندان خود هستى كسى انكار فضل و فضيلت تو را ندارد و از اصل و فرع تو كسى نمى داند مرتبه اى بزدايد حكم تو در اين اموال شخصى من نافذ است آيا تو خود روا ميدارى كه در اين باب خلاف حكم پدر بزرگوارت عمل نمايم .
حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها به ابوبكر پاسخ مى دهد.
فقالت عليهاالسلام : سبحان الله ما كان رسول الله صلى الله عليه و آله عن كتاب الله صادفا و لا لاحكامه مخالفا بل كان بتبع اثره و يقفو سوره افتجمعون الى العذر اعتلالا عليه بالزور و هذا بعد وفاته شبيه بما بغى له من الغوائل فى حياته . هذا كتاب الله حكما عدلا و ناطقا فصلا يقول (يرثنى و يرث من آل يعقوب و ورث سليمان داود. فبين عزوجل فيما وزع عليه من الاقساط و شرع من الفرايض والميراث و اباح من حظ الذكران و الاناث ما ازاح علته المبطلين و ازال التظنى و الشبهات فى الغابرين كلا بل سولت لكم انفسكم امرا فصبر جميل و الله المستعان على ما تصفون . آيه 18 سوره يوسف .
حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود (سبحان الله ) هيچگاه حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله از كتاب خدا قرآن روى گردان نبود و هرگز بر خلاف احكام قرآن حكمى نمى فرمود بلكه پيوسته اثر قرآن را تبعيت و پيروى مينمود و ابدا مخالف قرآن سخنى نمى گفت (مگر مى شود كسيكه خود آورنده قرآن و مجرى احكام آن است بر خلاف منطق وحى از خود چيزى بگويد كه مطابق نص صريح قرآن نباشد (زهى تصور باطل زهى خيال محال ) اين شمائيد كه بر اساس غدر و مكر و فريب و حيله و تزوير اجماع مى كنيد و بر خلاف حكم قرآن خبر جعل مى نمائيد و آنرا ناقض حكم قرآن قرار ميدهيد و با اين دروغ و افترا به پيامبر خدا مى خواهيد حق دخترش را غصب و پايمال نماييد اين حيله كه شما پس از رحلت آنحضرت دسيسه قرار داده ايد شبيه به همان حيله است كه در زمان حيات پدرم براى هلاكت آنحضرت مرتكب شديد اينك كتاب خدا حاكم و ناطق بالحق و فاصل بين حق و باطل است . قرآن ميفرمايد قانون ارث از جانب خدا تشريع و اين نظامنامه از طرف خدا تعيين گرديده است چنانكه مى فرمايد و ارث من و خاندان يعقوب باشد و صريحا مى فرمايد سليمان از داود و فرزندان يعقوب از يعقوب ارث بردند و آنچه كه مربوط به سهم الارث هر يك از وراث اعم از ذكور و اناث است با بيان روشن مقرر و معين فرموده است تا جاى بهانه گيرى براى پيروان باطل و گمان شبهه براى احدى باقى نماند.
پس اى ابوبكر چنين نيست كه تو ميگوئى و نسبت دروغ بپدرم ميدهى اين خلاف نص صريح قرآن است بلكه تمايلات نفسانى شما اين را بوجود آورد و اين خبر را جعل نموده و براى شما زينت داده است .
اكنون براى من صبر جميل بهتر است و خدا را در اين باره بايد به مدد و يارى طلبيد.
(فقال ابوبكر:) صدق الله و رسوله و صدقت ابنته انت معدن الحكمته و موطن الهدى و الرحمه و ركن الدين و عين الحجه لا ابعد صوابك و لا انكر خطابك هولاء المسلمون بينى و بينك قلدونى ما تقلدت و باتفاق منهم اخذت ما اخذت غير مكابر و لا مستبد و لا مستاءثر و هم بذالك شهود.
ابوبكر مجددا پاسخ داد و گفت آرى خدا و رسولش راست گفته اند و دخت پيامبرش هم نيز گفتارش راست مى باشد.
تو اى دختر پيغمبر ختمى مرتبت معدن و كنز حكمت و موطن هدايت و رحمت هستى . تو ركن و ستون دين و سرچشمه حيات و حجت هستى گفتارت راست ميدانم و خطابه تو را انكار نمى كنم .
اينك اين مسلمانان هستند كه اين قلاده را بر گردن من انداخته اند آنچه را كه من تصرف نموده ام باتفاق ايشان و آراء آنها بوده است من در مقام مكابره با كسى نبوده ام و كارى به تنهائى انجام نداده ام و ايشان خود شهود گفتار منند.
(فالتفتت فاطمه عليهاالسلام الى الناس ):
و قالت معاشر الناس المسرعته الى قيل الباطل المعضيته على الفعل القبيح الخاسر افلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها كلا بل ران على قلوبكم ما اساءتم من اعمالكم فاخذ بسمعكم و ابصاركم و لبئس ما تاءولتم و ساء به ما اءشرتم و شر مامنه اعتضتم لتجدن و الله محمله ثقيلا و غبه وبيلا اذ كشف لكم الغطاء و بان ماورائه الضراء و بدالكم من ربكم ما لم تكونوا تحتسبون و خسر هنالك المبطلون .
سوره غافر آيه 78
پس از اتمام گفتار ابوبكر حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها خطاب به حضار مسجد چنين فرمود: اى مردم كه براى شنيدن سخنان بيهوده بسرعت رو بباطل مى رويد و از كردار زشت و قبيح و زيانبار چشم بر هم مى نهيد.
آيا تدبر در قرآن نمى كنيد كه قرآن چگونه حكم فرموده يا قفل و مهر باطله بر دلهاى شما زده اند بلكه اعمال زشت شما پرده بر دلهاى شما كشيده و صفحه دلهايتان را تيره كرده و اين تيره گى گوشهاى شما را كر و چشمهاى شما را كور نموده است .
شما آيات قرآن را بد تاويل نموديد و اشاره ناپسند كرديد و به بدراهى رهنمون شديد و قرآن را به بد خبرى معاوضه و تبديل گرديد.
بخدا سوگند تحمل اين بار براى شما بسيار سنگين و ثقيل و عاقبتى مالامال از وزر و وبال در پيش دارد آنگاه كه پرده ها بركنار رود خسران و زيان جبران ناپذير اين امر براى شما آشكار گردد و در آنوقت است كه به بطلان كارتان آگهى حاصل خواهيد كرد سپس رو بقبر رسول الله نمود و با ابياتى چند حكايت از حال خود فرمود كه ما از ذكر آن صرف نظر نموديم .
چند روزيست كه پيغمبر والاى كريم رخت بسته ز جهان جانب جنات نعيم
شده با رحلت او عالم اسلام يتيم هر كه را مى نگرى قلب وى از غصه دونيم
هر كجا ميگذرى ناله و غوغا باشد گرد محنت برخ يثرب و بطحا باشد
# # #
خاصه امروز كه گوئى غم و رنج دگر است مسجد ختم رسل مركز آشوب و شر است
بر سر منبر بوبكر و به نزدش عمر است هر كه از مسجديان بينى چشمش ‍ به در است
گوئيا منتظر آمدن فاطمه اند كه سوى در نگران منتظران آن همه اند
# # #
آرى از راه رسد نور دل خير بشر بهترين بانوى اسلام على را همسر
اشك در ديده وى حلقه زنان همچو گهر بگرفته است بكف دست دو فرخنده پسر
همچنين دختركى ما لقا در بر اوست آرى آن زينب كبرى بود و دختر اوست
گوئيا ميدهدش طرز سخن گفتن ياد گويدش دختركم داد سخن بايد داد
ويژه در بزم يزيد بتر از صد شداد داد خود گير و مرو هيچ به زير بيداد
غير نامى نبود فرق پليد است پليد هست امروز ابوبكر و به فرداست يزيد
# # #
بر زنان گرچه جهاد است در اسلام حرام ليك هنگام دفاعند به مردان همگام
در دفاع حق خود بايد كردن اقدام نيست رهبانيت و عزلت اندر اسلام
مرد و زن خرد و كلان در ره آئين و هدف چون من و تو همه را بايد جان اندر كف
# # #
آرى اسلام كه تا قلب اروپا رفتى سبب آن بود كه يك تن نه براحت خفتى
هر مسلمانى شمشير بكف بگرفتى ترك جان در ره ناموس شريعت گفتى
هر مجاهد به روى پرچم خود بنوشت مصطفى گفته كه در سايه تيغ است بهشت
# # #
الغرض فاطمه نزديك به منبر گردد سر بوبكر به تعظيم و ادب بر گردد
نظرش جانب آندخت پيمبر گردد خواهد اندر بر صديقه سخنور گردد
كه امان هيچ نخواهد دهدش دخت رسول به سخن آيد و فرمايد كاى خصم جهول
# # #
تو نه آنى كه از آن پيش كه آيد پدرم بت پرستيدى و بودى پى دينار و درم
پدرم با كمك همسر فرخنده فرم پاك از لوث بتان كرد همه بيت و حرم
تا كه امروز تو از نعمت اسلام چنين گرچه اندر خور تو نيست شدى صدرنشين
# # #
عرب آنروز كه خود نعمت اسلام نداشت در جهان مدنيت ابدا نام نداشت
وز سر جهل و ستم لحظه آرام نداشت در ره علم و ادب هيچ زمان گام نداشت
اگر امروز چنين دولت سرمد دارد همه از پرتو تعليم محمد (ص) دارد
# # #
اين محمد نه مگر هست گرامى پدرم كه شد از دست من و خاك الم شد بسرم
آب غسلش نشدى خشك كه خون شد جگرم بشكستيد ز كين پهلو با ضرب درم
عمر از امر تو سوزاند در خانه من قنفذش كرد سيه پشت من و شانه من
# # #
گر بگوئى ز رسل ارث نماند بجهان (لا نورث ) كه بود جعل نمائى عنوان
برو اى بى خبر از حكم خدا قرآن خوان كه ز داود برد ارث سليمان بجهان
گرچه از عهد پدر بد فدكم اندر دست كه نه ارث است مرا ملك فك موهوبه است
شاهد ار خواهى اين پادشه مردانست هم حسينم چو حسن آگه از اين دستانست
همچنين شاهد من يك دو تن از نسوانست گرچه بالاتر از اين شاهد من قرآن است
پاكى و صدق مرآيه تطهير گواست تو چه گوئى كه گواه من دل خسته خداست
# # #
گفت و آنقدر دليل آورد آن دخت رسول كه شد عاجز بجوابش و سپس ‍ كرد قبول
ليك ننموده ز روى حيل و مكر قبول هيچ دانى ز چه ننمود قبول او ز بتول
ديد بى ملك فدك نام على (ع) بر فلك است غصب حقش نشود تا كه بدستش فدك است
# # #
آرى اين قاعده و رسم ستمكارانست كه تهى خواهند از مردم با همت دست
وز همين راه بر اين طايفه بدهند شكست يار دون همت و پست است بلى دنيى پست
بى سبب نيست كه گرديد قرين زر با زور زور گويند به نيروى زر اين قوم جسور
# # #
ليك با اين همه حق مى شود آخر پيروز قدرت باطل آرى نبود جز دو سه روز
چهره روشن حق گردد عالم افروز (خوشدلا) ناله مظلوم بود ظالم سوز
نه همين فاطمه روز عدوى خود شب كرد روز را شب به يزيد و صف او زينب كرد
# # #
اى مسلمانان امروز شما از زن و مرد پيروى بايدتان از على و زهرا كرد
على آن بود كه با ظلم و ستم كرد نبرد فاطمه نيز چو خود زينب كبرى پرورد
تا كه با عون حسينش صف خصمان شكنند مشت ها دست بهم داده و سندان شكنند
# # #
هست در خاتمه اظهار چنين نكته ضرور كه رسول عربى مظهر رحمان غفور
داد آزادى زن را بجهانى دستور اندران عصر كه دختر بشدى زنده بگور
ليك آزادى اسلام بدى ربانى نى كه آزادى بى دينى و شهوت رانى

next page

fehrest page

back page