next page

fehrest page

back page

قابل توجه اينكه در مقام معرفى اصحاب كساء محور فاطمه (ع) است
(فاطمه عصمت كل كنز خفى ازلى فاطمه عالمه از حق بخفى و به جلى )
(فاطمه روح نبى همسر و همتاى ولى فاطمه عاليه اى كش نبد از زوج على (ع))
(فرد و بى مثل بد آنگونه كه حى متعال )
(اى تو را آسيه و مريم و هاجر حوا خادمه در پى كسب شرف و شان به سزا)
(در مديح تو همين بس بود اى سر خدا كابتدا نام تو فرمود ز اصحاب كساء)
(از خداوند ملائك چو نمودند سئوال )
(با چنين جاه و شرف اى شده مات تو عقول قصد آزار تو كردند چرا قوم جهول )
(آن سفارش كه بحق تو همى كرد رسول (ص) رفتشان سر بسر از ياد و نمودند قبول )
(بهر خود قهر خدا خشم نبى سوء مآل )
بيان سر اينكه چرا خداى عزوجل در مقام معرفى اصحاب كساء فاطمه عليهاالسلام را محور قرار داده است :
با اينكه دانستن اين سر مانند ساير اسرار الهى در دسترس فهم و ادراك همه كس نيست مگر كسانيكه سر سپرده مقام نبوت و ولايت و سرمست صهباى عرفان و معرفت از ميكده قرآن و عترت و تعليم يافته مكتب اهل بيت عصمت و طهارت و معادن عرفان و حكمت محمد و آل اطهار (ع) او كه در حقيقت خزان علم ذات احديت جلت عظمته هستند و اگر مكتب ولايت كليه مطلقه الهيه و دانشگاه لاهوتى آنها نبود اسرار و حقايق نسبت بعلوم ماوراء الطبيعه به هيچوجه براى بشر قابل ادراك نبود و بشر نمى توانست به عقل خود بآن برسد.
(از رهگذر خاك سر كوى شما بود هر نافه كه در دست نسيم سحر افتاد)
اينك شرفياب مى شويم محضر انور حضرت باقر عليه الصلوه و السلام كه شكافنده علوم اولين و آخرين است به بينيم نسبت به اصل شجره طيبه رسالت و عنصر نبوت كه اس اساس اسلام و شريعت محمديه (ص) است چه بيانى فرموده است : از كتاب مجمع البحرين فى اللغه ماده (شجر) ملاحظه شود قال الباقر عليه السلام : الشجره الطيبته رسول الله صلى الله عليه و آله و فرعها على عليه السلام و عنصر الشجره فاطمته عليهاالسلام و ثمرتها اولادها و اغصانها و اوراقها شيعتها: حضرت امام باقر عليه السلام در اين بيان نورانى خود اصل شجره رسالت و عنصر نبوت را فاطمه زهرا سلام الله عليها معرفى مى نمايد و اين كلام معجز نظام كاشف از آن است كه اساس اسلام محور وجود فاطمه دختر والاگهر پيغمبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم برقرار و بقا و دوام قرآن و دين باين عنصر ثابت و استوار است زيرا حضرت فاطمه ام الائمته الاطهار بل ام ابيها است به بيانى كه سابقا تحت عنوان (تحقيق نير عرشى محور ام ابيها) نموديم : پس بجاست كه در مقام معرفى خدا در حديث شريف كساء محور فاطمه زهراى اطهر باشد زيرا فاطمه است كه مقوم جهت روحانيت حضرت ختمى مرتبت و منشا ظهور تفصيلى ولايت كليه مطلقه آنحضرت است و فاطمه است كه مقصد اصلى در نظام خلقت است .
حديث الكساء نظما للسيد الاجل محمد بن العلامته السيد مهدى القزوينى الحلى النجفى رضوان الله تعالى عليهما)
(روت لنا فاطمته خير النساء (ع) حديث اهل الفضل اصحاب الكساء)
(تقول ان سيد الانام (ص) قد جائنى يوما من الايام )
(فقال لى انى ارى فى بدنى ضعفا اراه اليوم قد انحلنى )
(قومى على بالكسا اليمانى و فيه غطينى بلا توانى )
(قالت فجبته و قد لبيته مسرعته و بالكسا غطينه )
(و كنت ارنو وجهه كالبدر فى اربع بعد ليال عشر)
(فما مضى الا يسير من زمن حتى اءتى ابو محمد الحسن (ع))
(فقال يا اماه انى اجد رائحته طيبته اءعتقد)
(بانها رائحته النبى اخى الوصى المرتضى على (ع)
(قلت نعم ها هو ذا تحت الكساء مدثر به مغطى و اكتسى )
(فجاء نحوه ابنه مسلما مستاذنا قال له ادخل مكرما)
(فما مضى الا القليل الا جاء الحسين السبط مستقلا)
(فقال يا ام اشم عندك رائحته كانها المسك الذكى )
(و حق من اولاك منه شرفا اظنها ريح النبى المصطفى (ص))
(قلت نعم تحت الكساء هذا بجنبه اخوك فيه لاذا)
(فاقبل السبط له مستاذنا مسلما قال له ادخل معنا)
(و ما مضى من ساعته الا و قد جاء ابوهما الغضنفر الاسد)
(ابوالائمته الهداه النجباء المرتضى رابع اصحاب الكساء)
(فقال يا سيده النساء و من بها زوجت فى السماء)
(انى اءشم فى حماك رائحته كانها الورد الندى فائحته )
(يحكى شذاها عرف سيد البشر و خير من لبى و طاف و اعتمر)
(قلت نعم تحت الكساء التحفا و ضم شبليك و فيه اكتتفا
فجاء يستاذن منه سائلا منه الدخول قال فادخل عاجلا
قالت فحبت نحوهم مسلمته قال ادخلى محبوبته مكرمته
فعندما بهم اضاء الموضع و كلهم تحت الكساء اجتمعوا
نادى اله الخلق جل و علا يسمع املاك السماوات العلى )
اقسم بالعزه و الجلال و بارتفاعى فوق كل عالى
ما من سما رفعتها مبنيته و ليس ارض فى الثرى مدحيه
و لا خلقت قمرا منيرا كلا و لا شمسا اضائت نورا
و ليس بحر فى المياه يجرى كلا و لا فلك البحار تسرى
الا لاجل من هم تحت الكساء من لم يكن امرهم ملتبسا
قال الامين قلت يا رب و من تحت الكسا بحقهم لنا ابن
فقال لى هم معدن الرسالته و مهبط التنزيل و الجلالته
و قال : هم فاطمته و بعلها و المصطفى و الحسنان نسلها)
(فقلت يا رباه هل تاذن لى ان اهبط الارض لذاك المنزل )
(فاغتدى تحت الكساء سادسا كما جعلت خادما و حارسا)
(قال نعم فجائهم مسلما مسلما يتلوا عليهم انما)
(يقول : ان الله خصكم بها معجزه لمن غدا منتها)
(اقراءكم رب العلا سلامه و خصكم بغايت الكرامته )
(و هو يقول معلنا و مفهما املاكه الغر بما تقدما)
قال على : قلت يا حبيبى املاكه الغر بما تقدما)
(قال النبى و الذى اصطفانى و خصنى بالوحى و اجتبانى )
(ما ان جرى ذكر لهذا الخبر فى محفل الاشياع خير معشر
الا و انزل الاله الرحمته و فيهم حفت جنود جمته )
من الملائك الذين صدقوا تحرسهم فى الدهر ما تفرقوا
كلا و لا طالب حاجته يرى قضائها عليه قد تعسرا
الا قضى الله الكريم حاجته و انزل الرضوان فضلا ساحته
كلا و ليس فيهم مغموم الا و عنه كشفت هموم
قال على نحن و الاحباب اشياعنا الذين قدما طابوا
فزنا بما نلنا و رب الكعبته فليشكرن كل فرد ربه
الحق علامه عاليقدر اعمال هنرمندى نموده كه عين متن حديث شريف كساء را در قالب نظم ريخته و بدون اينكه تصرفى در عبارات آن نمايد آنرا برشته نظم در آورده است روحش شاد و درود بر روان پاكش باد خدايش او را با اهل بيت عصمت صلوات عليهم محشور فرمايد:
ترجمه تحت اللفظى اين ابيات عاليات كه مضمون حديث شريف نورانى سابق الذكر است )
اين روايت معتبر مشهور محور حديث كساء از لسان حضرت فاطمه سلام الله عليها كه بهترين بانوان در جهان هستى و نظام حق پرستى است شرف صدور يافته و بما رسيده است و در صحت آن نزد اهل معرفت شك و ترديدى نيست فاطمه (ع) سيده نساء عالمين من الاولين و الاخرين اين چنين فرموده است :
روزى از روزها حضرت خير الانام پدر عالى مقام نزد من آمد و فرمود من در بدن خود احساس ضعفى مى كنم برخيز و كساء يمانى را برايم بياور و من را در آن بپوشان من هم امر او را سريعا اجابت نموده حضرتش را در آن كساء پوشانيدم و در اين موقع به چهره نورانى او نظاره كردم مانند ماه شب چهارده مى درخشيد.
اندكى از اين واقعه نگذشت كه ابو محمد حسن (ع)طالع شد و گفت مادرم بوى خوشى استشمام مى نمايم (احساس مى كنم بوى معطر روح بخش ‍ حضرت نبى اكرم جدم خاتم انبياء برادر وصى خود حضرت على مرتضى صلوات الله عليهما باشد.
گفتم آرى پسرم قضيه آنچنان است كه تو احساس نموده اى اينك جدت حضرت ختمى مرتبت خود را زير كساء پوشانيده است :
آنگاه بسوى آنحضرت رفته و سلام عرضه داشته و اجازه خواست زير كساء برود و جدش باو فرمود با احترام و مكرمت داخل شو.
پس اندكى نگذشت كه حسين (ع) سبط رسول الله (ص) مستقلا آمد و گفت مادرم بوى خوشى مانند مشك پاكيزه شده نزد تو استشمام مى كنم و قسم بحق آن كسى كه شرافت خود را بتو عطا فرموده اين بوى نبى ختمى پيغمبر برگزيده خداست گفتم آرى فرزندم چنين است اينك برادرت حسن هم در كنار آن بزرگوار است در اينموقع حسين هم رو بجناب كساء آورده و با كسب اجازه و سلام بر جد امجدش در زير كساء داخل و شرفياب محضر انور آنحضرت گرديد.
سپس چيزى نگذشت كه پدر آن دو بزرگوار شير شجاع حضرت اسدالله على مرتضى (ع) از راه رسيد آنكه ابو ائمته و هدايت كننده و برگزيده خدا و چهارمين نفر از اصحاب كساء است آنگاه خطاب بملكه ملك و ملكوت حضرت زهرا نموده و گفت اى سيده نساء عالمين و اى كسى كه در آسمان با او ازدواج نموده ام .
اينك من بوئى بشمامم مى وزد كه گويا گل تازه ائيست كه از بوى خوشش مرا سرمست نموده و بايست بوى خوش وجود مفخر عالميان سيد البشر بهترين كسى كه تلبيه گفته و عمره بجا آورده است بوده باشد (اين نسيم خوش بوى وزان حاكى از وجود اوست كه جهانى را به نسيم علم و حكمت خود معطر ساخته است ).
گفتم آرى على جان چنين است كه تو مى گوئى بلى حضرتش در زير كساء آرميده و دو شبل مرتضى شير بچه گان حضرتت را در بغل خويش بلطف و عنايت در بر گرفته است سپس جلو آمده از حضرت ختمى مرتبت اذن ورود گرفت و با سرعت مشرف بزيارت آن بزرگوار شده و داخل در تحت كسا گرديد:
پنجمين كس از اصحاب كساء حضرت فاطمه زهراى اطهر دختر والا گهر پيغمبر خاتم است كه فرمود من هم بسوى آنان رفته با تقديم عرض سلام بر پدرم فرمود داخل شو دختر عزيزم كه تو بسيار محترم و گرامى هستى :
چون بوسيله آن انوار خمسه كه همه مظاهر تامه الله نورند آن موضع نورانى شد و همگى در زير كساء جمع و اجتماع آل عبا در آن جايگاه برقرار شد آنگاه از صنع الوهى جل و علا نداى لاهوتى مآب بسمع قاطبه املاك سموات و كاخ نشينان ملكوت اعلى رسيد و ندا در داد
من كه خداوند عالم و آفريننده عالم و آدم خالق و جميع مخلوقات هستم سوگند ياد مى كنم و قسم مى خورم كه بعزت و جلال و كبريائى و ارتفاع مقام علياى صمدى الوهى خودم كه فوق آن مقام و مرتبه اى در رفعت متصور نيست همانا هيچ آسمانى و زمينى و هيچ ماه تابان و قمر منيرى و هيچ منظومه شمسى و خورشيد نور فشانى و هيچ بحرى و دريائى و هيچ فلك و فلكى و بالجمله هيچ مخلوق و موجودى اعم از مبدعات و منشات و مخترعات و مكونات على الاطلاق را نيافريدم مگر جهت خاطر همين كسانى كه در تحت كساء قرار دارند جبرئيل ملك مقرب دربار الهى عرض ‍ كرد پروردگارا چه كسانى در زير كسايند تو را بحق آنان قسم مى دهم كه هويت ايشان را براى من بيان و آنان را بمن معرفى فرما:
ذات اقدس حق تعالى و مبدء اعلى در جواب جبرئيل فرمود هم اهل بيت النبوه و معدن الرساله (هم فاطمته و ابوها و بعلها و بنوها):
جبرئيلا ايشان كه نظام كل طفيل وجود آنان مى باشد ايشان خاندان جليل نبوت و معدن رسالت و گنجينه هاى علم و حكمت هستند ايشان فاطمه اند و پدر فاطمه ايشان فاطمه اند و شوهر فاطمه ايشان فاطمه اند و فرزندان فاطمه :
جبرئيل عرضه داشت پروردگارا آيا مرا اجازت و رخصت مى دهى كه بروم بسوى زمين نزد ايشان در خدمت آنان ششمين نفر در تحت كساء باشم خداوند متعال فرمود آرى برو و شرفياب شو بمحضر ايشان و با ابلاغ سلام من بر ايشان آيه شريفه تطهير را بر آنان تلاوت نما جبرئيل فرمان الوهى و رب جليل را امتثال و سلام خداوند متعال را ابلاغ نموده آيه انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا. آيه 33 سوره احزاب : را ره آورد خود حسب الامر پروردگار قرار داده و عرض نمود ذات اقدس ‍ الوهى شما را به اين تطهير از تمام ارجاس اختصاص داده است و كرامت را مختص شما قرار داده و اين از فضل عظيم بى نهايت ذات احديت جلت عظمته مى باشد كه اين درجه عاليه را مخصوصا بشما عطا و افاضه فرموده است :
سپس حضرت ولى الله اعظم مرتضى (ع) از حضرت رسول خاتم محمد مصطفى (ص) سئوال كرد و عرض نمود اى حبيب من بفرما جلوس و نشستن ما در اينجا چه بهره و فائده بر آن مترتب است و نفعش بحال امت و شيعيان ما چيست . حضرت نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود سوگند بكسى كه مرا برتبه نبوت ختميه برگزيده و بوحى اخص الخاصى در مقام قرب او ادنى مخصوص ساخته و مرا از ميان كل ماسوى در نظام هستى منتخب و مختار خود قرار داده است كه فوائد بسيار و بهره هاى بى شمار از اين جلوس ما در اين موضع عائد و نصيب دوستان و شيعيان ما مى شود:
از جمله اينكه ياد اين ماجرا و خبر نافع اثر در هر مجلس و محفل كه از ناحيه شيعيان و پيروان ما مطرح شود و بميان آيد خداوند متعال و ذات ذى الجلال و الاكرام رحمت خاصه رحميه خود را نازل و جنودى ربانى از سپاه و لشكريان خود از ملائك و فرشتگان الهى كه قواى پخش رحمت و فيض ‍ پروردگارند بطور دسته جمعى محور آنان جمع و اطراف آنان را مى گيرند و بركات ما را بر آنان نازل و فيض و رحمت ما را بر آنان اشراق و متجلى مى سازند و پيوسته آن فرشتگان و مامورين انتظام الهى از آنان حراست و حفاظت و نگهبانى مى نمايند تا هنگامى كه از آن مجلس نورانى متفرق و پراكنده شوند.
نه تنها همين است كه از فوائد بلكه تشكيل مجلس و محفل ذكر حديث كساء موجب رفع غموم و كشف هموم و برطرف شدن اندوه آنان گردد.
و نيز از جمله فواد ذكر حديث كساء در مجالس و محافل آن است كه جاجت حاجتمندان اداء و نياز نيازمندان روا و گرفتارى هائيكه در نظر دشوار است بلطف و عنايت پروردگار مرتفع شده ارباب حاجت مشمول فضل خدا گرديده رضوان و خوشنودى خود را شامل حال ايشان كند و بهتر از اين فائده اى متصور نيست . پس از بيان خاتم پيغمبران در رابطه حديث شريف كسا و ذكر فوائد آن امير اهل ايمان على عليه السلام گفت شكر بى نهايت خدايرا كه ما و پيروان واقعى ما را نائل باين فيض خاص و نعمت عظمى گردانيد و اين سعادت را به شيعيان ما عطا نمود و بايست در قبال اين نعمت و سعادت و رستگارى شاكر و سپاس گذار پروردگار خود بوده باشيم .
شئون كماليه و فضائل حضرت فاطمه سلام الله عليها از حيطه احصاء خارج است :
شكى نيست كه شئون كماليه و فضائل حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بى نهايت است و بهمين جهت است كه از حيطه احصاء و شماره بيرون است و كافى است براى اثبات اين واقعيت اسماء و القاب آنحضرت زيرا از آن جهت كه بانوى بانوان بهشتى ما فى الوجود و بزرگترين زنان از حيث مقام و مرتبه و رفعت شاءن مى باشد سيده نساء عالمين من الاولين و الاخرين ناميده شده است :
و از آن جهت كه مظهر رحمت رحيميه الهيه است (رحيمه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه مختار و برگزيده خداست (صفيه ) ناميده شده است
و از آن جهت كه داراى شرافت نسبى و حسبى و شخصى است (شريفه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه مظهر جمال ذات كل الجمال الوهى است (جميله ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه مظهر ذات كل الجلال الوهوى است (جليله ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه او انسان فرشته خو است (انسيه حوراء) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آنحضرت در نهايت كمال عقلانى و روحى و جسمى است او را (رشيده ) ناميده اند.
و از آن جهت كه آنحضرت داراى اعلى مرتبه عصمت است (معصومه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت در منتهى درجه پاكدامنى است (عفيفه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت در اعلى مرتبه عطوفت و مهربانى است (عطوفته ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت در اعلى مرتبه راءفت و دلسوزى است (رؤ فه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آنحضرت حبيبه الله و محبوب خداست لذا (حبيبه الله ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت داراى مقام ولايت كليه است (ولية الله ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه حضرت وجودش موجب بقاى دين اسلام است (بقيه النبوه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت وجودش منشاء خير كثير است (كوثر محمدى ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت روحش و خونش از روح و خون نبى است بضعه رسول الله است .
و از آن جهت كه آن حضرت ركن اساسى دين و هدايت است (ركن الهدى ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت صادره نخستين و دره صدف آفرنيش است دره بيضاء است .
و از آن جهت كه آن حضرت تارك دنيا و مافيها است (زاهده ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت دائما به پرستش خداى يكتا اشتغال داشته (عابده ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت هميشه مستغرق در شهود شروق نور حق بوده است . (عارفه و شاهده ) ناميده شده است :
شيخ الرئيس رئيس الحكماء بوعلى سينا در نمط عارفين در كتاب اشارات در تعريف زاهد و عابد و عارف چنين گفته است :
المعرض عن متاع الدنيا و طيباتها يخص باسم الزاهد: المواظب على نفل العبادات من القيام و الصيام و نحوهما يخص باسم العابد المنصرف بفكره الى قدس الجبروت مستديما لشروق نور الحق فى سره يخص باسم العارف .
بنابراين حضرت فاطمه عليهاالسلام هم زاهده و هم عابده و هم عارفه است و نيز از آن جهت كه آن حضرت خاتون دنيا و آخرت و ملكه ملك و ملكوت است (مليكه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت مفطومه از هر شر و بدى و آراسته بهر خير و خوبى بوده (فاطمه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت در تمام گفتارش صادق و راستگو و نيز آنچه پدر بزرگوارش حضرت ختمى مرتبت از صقع الوهى آورده از هر جهت مورد تصديق او بوده است (صديقه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت هميشه با فرشتگان هم صحبت و ملائكه از عوالم علوى بر او نازل و مكالمه با آنان داشته است بدين سبب (محدثه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت از هر جهت و هر بابت راضى و خوشنود بقضاء الهى بوده است (راضيه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت تمام افعال و اعمال و كردار و رفتارش بتمام جهات مورد رضايت و خوشنودى پروردگارش بوده (مرضيه ) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت مربى و مقوم جنبه روحانيت حضرت ختمى مرتبت محمد مصطفى (ص) پدر بزرگوارش مى باشد و ولادت ثانويه روحانيه حضرت رسول اكرم (ص) از بطن اجمال بطور تفضيل در مرتبه وجود ائمه اطهار (ع) اظهار و تحقق يافته است لذا (ام ابيها) ناميده شده است .
و از آن جهت كه آن حضرت نور وجودش مظهر (الله نور است و سراسر آفاق عالم جبروت و عالم ملكوت و عالم ناسوت را اين نور فرا گرفته است و در واقع جهان هستى را منور و روشن ساخته است لذا وجود مقدسش ‍ (زهرا) ناميده شده است .
و تمام اين شئون كماليه و فضائل نامتناهى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بر اساس برهان و عرفان و اسناد و مدارك محكم استوار است و نظر باينكه بناى ما بر اختصار است و اين گفتار عنوان نمونه و ذره اى از خروار و قطره اى از بحار و درياى كمال و فضائل آن مظهر كل الجمال و الجلال است بهمين مقدار مجمل و مختصرا اكتفا نموديم و در عين حال از وجود خود حضرت فاطمه زهراى اطهر دختر والاگهر پيغمبر خاتم معذرت خواسته و از آن مظهر رحمت واسعه الهيه اميد و عفو و بخشش داريم .
حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها شفيعه محشر است
شكى نيست كه امر شفاعت در نشائه دنيا و آخرت باذن الله است و مراد اذن تكوينى است كه با اعمال قوه ولايتى تحقق پذيرد و اساسا شفاعت باذن خداست و اينكه در اخبار و روايات معتبره صادره از مقام عصمت بما رسيده است كه حضرت فاطمه زهراى اطهر دختر پيغمبر در محشر شفاعت مى كند كه حضرت فاطمه زهراى اطهر دختر پيغمبر در محشر شفاعت مى كند بلحاظ آن است كه آنحضرت داراى مقام ولايت كليه مطلقه است و حق همه گونه تصرف و اختيار مطلق باذن الله دارد:
ولايت كليه مطلقه حضرت فاطمه سلام الله عليها در نزد اهل معرفت بحق آن حضرت ثابت و مبرهن است و به همان براهين و دلائل عقليه و نقليه كه اثبات ولايت كليه مطلقه حضرت ختمى مرتبت و خلفاء آنحضرت گرديده است نيز ولايت حضرت فاطمه عليهاالسلام بر كرسى اثبات نهاده شده است چه همه نور واحدند مضافا به اينكه حضرت امام صادق كاشف حقايق عليه السلام فرموده است كه ما حجتيم بر شما و جميع خلايق جهان و مادر ما حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها حجت است بر ما و از كلام معجز نظام امام همام عليه السلام مستفاد مى شود كه حضرت فاطمه ام الائمه در تمام شئون ولايت با آنها شركت دارد و همان طوريكه حضرت ختمى مرتبت و اوصياى قديسين آنحضرت در قيامت از امت اسلاميه و شيعيان و محبان خود شفاعت مى نمايند نيز حضرت فاطمه (ع) شفاعت مى فرمايد.
((لمولفه ))
حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مرآت خدا و فى الواقع آئينه ايزدنما است
(كيست زهرا آئينه ايزد نما كيست زهرا آئينه ذات خدا)
(كيست زهرا مظهر كل الجمال كيست زهرا مظهر كل الجلال )
(كيست زهرا مظهر كل الكمال آئينه حسن جمال ذوالجلال )
(كيست زهرا آئينه ذات ودود مظهر و مجلاى حى لا يموت )
(كيست زهرا عاشق ذات خدا مظهر اسماء و اوصاف خدا)
(كيست زهرا دخت احمد مصطفى (ص) مظهر كل الكمال كبرياء
(كيست زهرا شوهر او مرتضى (ع) كفو بى مانندش ز جمله ماسوى )
(گر نبودى خلق حيدر تا ابد لم تكن للفاطمه كفوا احد)
(كيست زهرا ام بابايش رسول مانده در تعبير آن جمله عقول )
(كيست زهرا كوثر اعطاى رب كش عطا فرمود اين كوثر به اب )
(كيست زهرا مادر يازده گهر آن امامان بحق فخر بشر
(كيست زهرا پنجم از آل عبا محور تعريف اصحاب كسا)
(فاطمه هم عارف است و عابد است تارك دنيا بدى چون زاهد است )
(آنكه بد مستغرق بحر وصال غرق بد اندر شهود آن جمال )
(آنكه او مستغرق عشق خداست كى نظر او را به جمله ماسوا است )
(عصمت او مورد رشك ملك پا زده بر ماسوى و بر فلك )
(او ندارد اعتنائى بر فدك آن فدك از بهر تو كرده محك )
(بى نياز از دنيى و عقباستى در مقام قرب او ادناستى )
(راستى او فاطمه زهراستى ثروت او (علم الاسما)ستى )
(شافعه در محشر كبراستى حشمت او عرصه عقباستى )
(در قيامت جلوه او را به بين جلوه زهرا به بين در يوم دين )
(دختر پيغمبر عاليمقام سايه تو بر سر ما مستدام )
(جان (ربانى ) ثناگوى تو باد تا قيامت يا كه تا يوم التناد)
عن النبى الختمى صلى الله عليه و آله قال : ان الله تعالى اذا بعث الخلايق من الاولين و الاخرين نادى ربنا من تحت عرشه : يا معشر الخلايق غضو ابصاركم لتجوز فاطمته بنت محمد سيده نساء العالمين على الصراط فتغض ‍ الخلايق كلهم ابصارهم فتجوز فاطمته على الصراط لا يبقى احد فى القيامته الا غض بصره عنها الا محمد و على و الحسن و الحسين و الطاهرين من اولادهم فانهم اولادها فاذا دخلت الجنته الحديث .
در كتاب بحار علامه مجلسى از حضرت نبى اكرم و رسول خاتم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرموده در حشر كلى كه خدا خلق اولين و آخرين را مبعوث و بعرصه محشر مى آورد منادى پروردگار ما از تحت العرش ندا مى كند خطاب به قاطبه خلايق كه اينك حضرت فاطمه دختر پيغمبر خاتم كه سيده نساء عالمين است مى خواهد بر صراط بگذرد و عبور فرمايد بنابراين لازم بر شما است كه عموما (غضوا ابصاركم ) و باقى نماند احدى مگر اينكه چشم خود را از رويت و شهود آن ملكه ملك و ملكوت ببندد مگر حضرت محمد و على و امام حسن و امام حسين و اولاد طاهرين آنان چه ايشان اولاد حضرت فاطمه اند پس با اين حشمت و جلال زهراى اطهر عليهاالسلام داخل بهشت مى شود و عموم محبان آن سيده نساء عالمين با چنگ زدن بدامن كساء حضرتش رهسپار جنت شوند و بدين وسيله از آتش دوزخ نجات يابند:
(اللهم اجعلنا من شيعتها و محبيها و اجعلنا من المشمولين لشفاعتها يوم القيامته آمين .
اهميت مقام محبين حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
فى حديث طويل قال ابو جعفر عليه الصلوه و السلام : (و الله يا جابر انها ذالك اليوم (يعنى يوم القيامه الكبرى ) لتلتقط شيعتها و محبيها كما يلتقط الطير الحب الجيد من الحب الردى فاذا صار شيعتها معها عند باب الجنته يلقى الله فى قلوبهم ان يلتفقوا فاذا التفقوا فيقول الله عزوجل يا احبائى ما التفاتكم و قد شفعت فيكم فاطمته بنت حبيبى : فيقولون يا رب احببنا ان يعرف قدرنا فى هذا اليوم : فيقول الله يا احبائى ارجعوا و انظروا من احبكم لحب فاطمته : انظروا من سقاكم شربته فى حب فاطمته انظروا من رد عنكم غيبته فى حب فاطمته : خذوا بيده و ادخلوا الجنته : قال ابو جعفر عليه السلام و الله لا يبقى فى الناس الا شاك او كافر او منافق الحديث (از كتاب شريف بحار الانوار علامه مجلسى ره در ضمن حديثى طولانى صادر از لسان حضرت امام باقر شكافنده علوم اولين و آخرين اين چنين نقل شده است كه حضرتش فرموده قسم بخدا اى جابر در روز قيامت و محشر كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مانند پرنده اى كه دانه خوب را از بد جدا مى سازد آنحضرت (با شناختى كه از شيعيان و محبان خود دارد آنان را (بلطف و عنايت از ميان خلق در صحنه محشر برگرفته و از دوزخ نجات مى دهد.
هنگاميكه شيعيانش با آن حضرت نزديك درب بهشت مى رسند خداوند بدلها و قلوب آنان القا مى كند كه برگرديد و توجه و التفات كنيد همينكه برگشته و توجه مى كنند حق تعالى مى فرمايد اى دوستان من چرا برگشته ايد با اينكه من در بين شما فاطمه دختر حبيبم را شفيعه شما دوستانم تعيين كرده ام مى گويند پروردگارا دوست داريم در چنين روزى قدر و منزلت ما شناخته گردد.
آنگاه حق تعالى مى فرمايد برگرديد و ببينيد چه كسى شما را بخاطر حب و دوستى فاطمه دوست داشته است بنگريد چه كسى شما را بخاطر حب و دوستى فاطمه اطعام كرده است و لباس پوشانيده است ببينيد چه كسى شما را به خاطر حب و دوستى فاطمه يك بار به شربتى سيرآب نموده است نظر كنيد چه كسى غيبتى را از شما بلحاظ حب و دوستى فاطمه برگردانده است شما موظف هستيد دست ايشان را گرفته آنان داخل در بهشت نمائيد: آنگاه دارد كه حضرت امام باقر عليه السلام فرمود بخدا سوگند در بين مردم كسى نماند مگر آن كه شاك و يا كافر و يا منافق باشد وگرنه باقى همه شان اجماعا داخل در بهشت مى شوند: واقعا چه قدر مايه سعادت و خوشبختى است كه انسان نامش در عداد شيعيان و محبان ملكه ملك و ملكوت حضرت فاطمه زهرا صلوات عليها و على ابيها و بعلها و بينها در اين جهان ثبت گردد تا در نشائه آخرت و جهان ابد مدت مشمول شفاعت زهراء اطهر دختر والاگهر پيغمبر كه شفيعه محشر است و از شيعيان و محبان خود شفاعت مى فرمايد واقع گردد: اللهم اجعلنا من شيعتها و محبيها. آمين :
(لمولفه الربانى )
فردا كه هر كسى به شفيعى زند دست مائيم دست دامن معصومه فاطمه
هر كس به دل محبت زهراى مطهر است اندر پناه فاطمه در روز محشر است
زهرا شفيعه است و شفاعت كند ز ما علم اليقين مراست بلكه شهودى بماجرا
يا رب بحق فاطمه آن كوثر رسول بنما شفاعت حضرت زهرا مرا شمول
تا سايه عنايت زهرا است بر سرم كى بيم و ترس مراست ز صحراى محشرم
(ربانى ) از ازل ز محبان فاطمه (ع) در محشرش بشفاعت زهرا است خاتمه
اشراق نهم : بيان ازدواج حضرت فاطمه زهراء با حضرت على مرتضى ولى الله اعظم عليهما الصلوه والسلام
در اخبار آمده كه نسبت بحضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مظهر جمال رب متعال كه در حسب و نسب و فضائل و كمالات شخصى شهره ملك و ملكوت بود و بحد بلوغ رسيده بود براى خواستگارى آن نابغه روزگار اشخاص بزرگى از حضرات مهاجر و انصار محضر انور پيامبر بزرگوار شرفياب شده خواستار ازدواج با دختر والاگهر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم شدند ولى از آنجا كه حضرت ختمى مرتبت جز با اراده و مشيت ذات احديت مبادرت به هيچ كارى نمى كند. تقاضاى خواستگاران را نپذيرفت و دست رد بر سينه آنان زده و فرمود من در انجام اين كار منتظر امر و فرمان پروردگارم هستم تا فرمان خدا چه باشد و چه دستورى بدهد من بفرمانش عمل خواهم كرد و دخترم فاطمه را باو تزويج خواهم نمود.
دارد كه حضرت نبى خاتم منتظر امر الهى بود كه جبرئيل حامل وحى بر آنحضرت نازل گرديد و پس از ابلاغ سلام خدا به آن حضرت گفت ذات احديت مى فرمايد لو لم اخلق عليا لها لما كان لفاطمه ابنتك كفو على وجه الارض آدم فمن دونه : يعنى اگر من على مرتضى را نيافريده بودم براى دخترت فاطمه بر روى زمين از آدم و بعد از او تا قيامت كفو و همتائى نبود: از بحار الانوار محدث عاليقدر مجلسى : و لنعم ما قيل :
حق چو نديد همسرش در همه ممكنات از آن واجب و لازم آمدش ‍ خلقت حيدر آورد)
جبرئيل عرض كرد خدمت حضرت ختمى مرتبت كه خداوند متعال امر فرموده كه دخترت فاطمه را به ازدواج حضرت على مرتضى در آورى زيرا احدى در نظام وجود از غيب و شهود لياقت و شايستگى همسرى با او را جز على عليه السلام ندارد بلكه آنكه كفويت در تمام شئون كماليه با فاطمه (س ) دارد منحصرا على (ع) است لذا حسب الامر و فرمان صادر از صقع الوهى پيغمبر اكرم (ص) فاطمه (ع) دخترش را بعنوان همسرى بعلى (ع) داد (و اين ازدواج مباركباد).
پس ولايت اين ازدواج با خدا بود و خطبه خوان عقد ازدواج جبرئيل و ندا كننده ميكائيل و دعوت كننده اسرافيل و پخش كننده نقل و شيرينى و حلويات ملكوتى عزرائيل (كه اين چهار نفر حاملين عرش ربوبى ) هستند و شهود اين واقعه مباركه ملائكه عوالم عاليه و سافله بوده است :
و ضمنا دستور از صقع ربوبى صادر گرديد كه شجره طوبى ميوه هاى خود را نثار نمايد درخت طوبى هم به نثار در ابيض و سفيد و ياقوت احمر و سرخ و زبرجد اخضر و سبز و لؤ لؤ تازه پرداخت و حور العين آنها را جمع نموده و بيكديگر هديه ميدادند اين گفتار درربار از كتاب بحار الانوار علامه مجلسى متخذ است :
و نيز در روايت ديگر از جابربن عبدالله نقل شده است كه هنگاميكه حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله فاطمه زهرا (س ) را بامير اهل ايمان على مرتضى (ع) تزويج فرمود ذات اقدس حقتعالى و مبدء اعلى از فوق العرش خود آندو بزرگوار را با يكديگر تزويج نموده و جبرئيل خطبه خوان و ميكائيل به معيت هفتاد هزار فرشته شهود عقد بوده اند: از بحار مجلسى :
مطابق مستفاد از اخبار معتبره عقد ازدواج فاطمه زهرا با على مرتضى (ع) با چندين خطبه واقع گرديده كه بعضى سماوى و بعضى ارضى و برخى در عرش و برخى در فرش انجام گرفته است كه ما بلحاظ رعايت اختصار بيكى از آن خطب تبركا در اين مقام اكتفاء مى نمائيم : در حديث طويلى آمده است :
اوحى الله الى الامين جبرئيل ان ارق منبر الكرامته فرقى حتى استوى على المنبر واقفا فقال خطيبا: الحمد لله الذى خلق الارواح و فلق الاصباح و صور على عرشه خمسة الاشباح محى الاموات
جامع الشتات و مخرج النبات و منزل البركات بارى الانام و منشى الغمام لا تشتبه عليه الاصوات و لا تخفى عليه اللغات لا تاخذه نوم و لا نسيان و نشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له :
و نشهد ان محمدا عبده و رسوله و نشهد ان على بن ابيطالب خليفته نبيه و اشهدوا يا ملائكته المقربين و الملائكته الراكعين و الملائكته المسبحين و جميع اهل السماوات و الارضين بانى زوجت سيدة نساء العالمين بنت محمد الامين فاطمه الزهراء بعلى بن ابى طالب سيد الوصين الا ان لها بامر رب العالمين خمس الدنيا ارضها و سمائها و برها و بحرها و جبالها و سهلها و اوحى الله تعالى اليهم انى قد زوجت ولى و وصى رسولى عليا ابن ابى طالب بسيدة نساء العالمين فاطمه الزهراء
: (از جنبه العاصمه صفحه 100)
مفاد اين حديث شريف نورانى اين است كه ذات اقدس الوهى بملك مقرب دربار خود وحى نمود كه بر منبر عرشى كرامت قرار گيرد و با خواندن خطبه اى تزويج حضرت فاطمه (ع) را بحضرت ولى الله اعظم على عليه السلام اعلام نمايد.
لذا جبرئيل در خطبه اش چنين گفت حمد و سپاس خداوندى را كه خالق ارواح و فالق اصباح و مصور صور پنجگانه اشباح و محيى اموات و جامع الشتات و گرد آورنده پراكنده ها و بيرون آورنده نبات و گياهان و نازل كننده بركات و هستى بخش انام و مردمان و پديد آورنده قمام و ابرها است .
آن خدائى كه اصوات بر او مشتبه و لغات بر او پوشيده و مخفى نشود و او را خواب و فراموشى فرا نگيرد.
و شهادت و گواهى ميدهم بيگانگى و يكتائى او باينكه جز او خدائى نيست و شريكى در كشور هستى براى او نيست و نيز شهادت و گواهى ميدهم كه حضرت ختمى مرتبت محمد بنده مقرب و رسول او است و نيز شهادت و گواهى مى دهم كه حضرت على بن ابى طالب (ع) خليفه و جانشين نبى اكرم (ص) است :
شما اى فرشتگان مقرب دربار ربوبى و اى ملائكه راكعين و مسبحين و شما اى جميع ساكنين سماوات و ارضين همه تان شاهد و گواه باشيد كه من بانوى زنان جهانيان و سيده نساء عالمين كه دختر والاگهر حضرت خاتم النبين كه مشتهر به محمد امين مى باشد حضرت ملكه ملك و ملكوت عليا مكرمه فاطمه زهرا را بحضرت على بن ابيطالب سيد و سالار اوصياء تزويج نمودم آگاه باشيد و بدانيد كه حسب الامر حضرت رب العالمين خمس دنيا اعم از زمين و آسمان و بر و بحر و جبال و دشت به او متعلق است و از آن اوست .
و ذات اقدس ذوالجلال و الاكرام به آنان وحى فرمود كه من كه مالك الملك و الملكوت و صاحب العز و الجبروتم اينك من ولى و وصى رسولم على ابن ابيطالب را بسيده نساء عالمين فاطمه زهرا تزويج كردم .

next page

fehrest page

back page