next page

fehrest page

back page

7 - عبدالله .
8 - عبدالرحمان .
9 - حسين كه لقبش ((اثرم )) بود.
10 - طلحه .
11 - فاطمه (مادر اين سه نفر ((ام اسحاق )) دختر طلحة بن عبيدالله تيمى بود).
12 - ام عبدالله .
13 - فاطمه .
14 - ام سلمه .
15 - رقيه .
گذرى بر زندگى امام سوم حضرت حسين (ع)
ويژگيهاى زندگى امام حسين (ع)
بعد از امام حسن مجتبى (ع) مقام امامت به برادرش امام سوم حضرت حسين بن على (عليهماالسلام ) رسيد، بر اساس گفتار صريح جدش رسول خدا (ص) و پدرش ‍ على (ع) و بر اساس وصيت برادرش امام حسن (ع) كنيه او ((ابوعبدالله )) بود كه در شب پنجم شعبان سال چهارم هجرت (140) در مدينه چشم به اين جهان گشود.
مادرش فاطمه (عليهاالسلام ) او را به حضور رسول خدا (ص) آورد، آن حضرت از ديدار او شادمان شد و نامش را حسين گذارد و گوسفندى براى او قربانى كرد.
او و برادرش (حسن (ع)) به گواهى رسول خدا (ص) دو آقاى جوانان بهشت مى باشند و به اتفاق راءى همه علماى اسلام كه در آن هيچ شكى نيست ، آنان دو((سبط))(141) پيامبر رحمت هستند و امام حسن (ع) از سر تا سينه به پيامبر (ص) شباهت داشت و امام حسين (ع) از سينه تا پا شبيه پيامبر (ص) بود.
و حسن و حسين (عليهماالسلام ) دو محبوب خاص رسول خدا (ص) و دو گل خوشبوى مخصوص آن حضرت در ميان همه بستگان و فرزندانش بودند.
چند روايت در شاءن امام حسن و امام حسين (ع)
1 - ((زاذان )) مى گويد: از سلمان شنيدم مى گفت از پيامبر (ص) شنيدم درباره حسن و حسين (عليهماالسلام ) مى فرمود:
اللهم انى احبهما فاحبهما و احب من احبهما.
((خدايا! من حسن و حسين (عليهماالسلام ) را دوست دارم پس آنان را دوست بدار و ((نيز)) دوست بدار آن كسى را كه آنان را دوست بدارد)).
و نيز فرمود: ((كسى كه حسن و حسين (عليهماالسلام ) را دوست بدارد، او را دوست دارم و كسى را كه من دوست دارم خداوند او را دوست دارد و كسى را كه خدا دوست بدارد او را وارد بهشت مى كند و هر آن كس كه حسن و حسين (عليهماالسلام ) را دشمن دارد، من او را دشمن دارم و كسى را كه من دشمن بدارم ، خداوند او را دشمن بدارد و كسى را كه خداوند دشمن دارد او را داخل آتش ‍ هميشگى دوزخ گرداند)).
و نيز فرمود: ((اين دو فرزندم ، دو گل خوشبوى من هستند)).
2 - ((ابن مسعود)) نقل مى كند: ((رسول خدا (ص) نماز مى خواند (ديدم ) حسن و حسين آمدند و بر پشت رسول خدا (در سجده ) سوار شدند وقتى كه رسول خدا (ص) سر از سجده برداشت آنان را آرام گرفت و به زمين گذارد، وقتى كه به سجده دوم رفت ، باز آنان با هم بر پشت آن حضرت سوار شدند. پس از نماز، رسول خدا (ص) يكى را بر زانوى راست و ديگرى را بر زانوى چپ گذارد و فرمود: ((من احبنى فليحب هذين ؛ كسى كه مرا دوست بدارد، بايد اين دو را دوست بدارد)).
حسن و حسين (عليهماالسلام ) دو حجت خدا براى پيامبر (ص) در سرگذشت ((مباهله )) (كه قبلا خاطرنشان شد) بودند و دو حجت خدا در دين اسلام بعد از پدرشان امير مؤ منان على (ع) بودند.
3 - امام صادق (ع) نقل كرد كه امام حسن (ع) به اصحاب خود فرمود:
((خداوند داراى دو شهر است ؛ يكى از آنها در مشرق و ديگرى در مغرب است ، خداوند در اين دو شهر، افرادى را آفريده كه هرگز فكر نافرمانى از خدا نكرده اند، سوگند به خدا! در ميان اين دو شهر و در خود آن دو شهر، براى خداوند غير از من و برادرم حسين (ع) هيچ كس حجت بر بندگانش نيست )).
و نظير اين روايت از امام حسين (ع) نقل شده كه در روز عاشورا به پيروان ابن زياد فرمود:
((چرا شما براى جنگ با من همدست شده ايد، بدانيد كه سوگند به خدا اگر مرا بكشيد يقينا آن كس را كه حجت خدا بر شماست كشته ايد و سوگند به خدا بين((جابلقا)) و ((جابرسا)) (يعنى در همه دنيا) پسر پيغمبرى كه خداوند به وسيله او بر شما احتجاج كند، غير از من نيست )).
منظور امام حسين (ع) از ((جابلقا)) و ((جابرسا)) همان دو شهر (در مشرق و مغرب ) است كه در كلام امام حسن (ع) آمده بود.
مقام امام حسن و امام حسين (ع) در دوران كودكى
از براهين و نشانه هاى روشن اوج كمال حسن و حسين (عليهماالسلام ) (در دوران كودكى ) علاوه بر آنچه در جريان مباهله ذكر شد (كه پيامبر (ص) آن دو را كه كودك بودند با خود براى مباهله برد) يكى اينكه پيامبر (ص) با آنان (با اينكه كودك بودند) بيعت كرد(142) و آن حضرت در ظاهر با هيچ كودكى غير از آنان بيعت ننموده است .
ديگر اينكه : آيات قرآن در شاءن آنان به خاطر كردار نيكشان بر پيامبر (ص) نازل گرديد، با اينكه خردسال بودند و نظير آن در مورد هيچ كسى نازل نشده است ، خداوند در قرآن مى فرمايد:
و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا # انما نطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزاء و لا شكورا # انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا # فوقيهم الله شر ذلك اليوم و لقيهم نضرة و سرورا - و جزاهم بما صبروا جنة و حريرا.(143)
((آنان (پيامبر، على ، فاطمه ، حسن و حسين (عليهم السلام )) غذاى خود را به خاطر دوستى خدا، به مسكين و يتيم و اسير مى دهند (و مى گويند) ما شما را در راه خدا طعام مى دهيم ، از شما نه پاداشى مى خواهيم و نه سپاسگزارى ، بى گمان ما از پروردگارمان مى ترسيم در روزى كه گرفته روى و پريشان باشد، پس خداوند آنان را از شر آن روز نگاه داشت و آنان را شاد و خرم نمود و به خاطر صبر و شكيبائيشان ، خداوند بهشت و لباس حرير بهشتى را به آنان پاداش داد)).
اين گفتار خداوند، شامل حال حسن و حسين (عليهماالسلام ) همراه پدر و مادرشان شد و در ضمن بيانگر گفتار آن دو بزرگوار و حالت درونى آنان است و اين دو (گفتار، و حالت معنوى ) نشانگر آشكار امامت و حجت بزرگ حسن و حسين (عليهماالسلام ) بر مردم مى باشد، چنانكه قرآن خبر از سخن گفتن حضرت مسيح (ع) در گهواره مى دهد.(144) و همين معجزه و نشانه صدق نبوت او بود و حكايت از آن داشت كه او در پيشگاه خدا از ويژگى مخصوصى برخوردار است ، به خاطر آن كرامتى كه بيانگر مقام ارجمند او در پيشگاه خدا و برترى او بر ديگران است . و رسول خدا (ص) با صراحت به امامت امام حسين (ع) و امامت برادرش تصريح كرده است آنجا كه فرموده است :
ابناى هذان امامان قاما او قعدا؛ اين دو پسرانم ، دو امام هستند خواه بپا خيزند (و بجنگند) و خواه بنشينند (و صلح كنند))).
و وصيت امام حسن (ع) بر امامت او دلالت دارد، چنانكه وصيت امير مؤ منان على (ع) بر امامت امام حسن (ع) دلالت داشت بر اساس وصيت رسول خدا (ص) در مورد امامت امير مؤ منان على (ع) بعد از خودش .
امام حسين (ع) در دوران امامت
(پس از شهادت امام حسن (ع) در سال پنجاه هجرى ، امام حسين (ع) به مقام امامت رسيد و امامت او يازده سال به طول انجاميد كه حدود ده سال آن در زمان خلافت معاويه بود).
امامت امام حسين (ع) پس از شهادت امام حسن (ع) به دليل آنچه قبلا بيان شد، ثابت است و اطاعت از او بر همه مردم واجب خواهد بود هرچند به خاطر تقيه ، مردم را به امامت خود دعوت نكند و بر اساس پيمان صلحى كه بين او و معاويه بود، مى بايست به آن وفا كند. روش امام حسن (ع) در زمان معاويه همانند روش پدرش ‍ امير مؤ منان على (ع) بود، در اين جهت كه على (ع) با اينكه بعد از رسول خدا (ص) امام برحق بود، خاموش نشست (يعنى جنگ نكرد).
همچنين روش امام حسين (ع) در اين دوران ، همانند روش برادرش امام حسن (ع) پس از برقرارى صلح با معاويه بود كه با ترك جنگ و خوددارى زندگى مى كرد، اتخاذ اينگونه روش - در برهه اى از زمان - به پيروى از روش رسول خدا (ص) بود در آن وقت كه آن حضرت در مكه ((در شعب ابوطالب )) توسط مشركان محصور بود (كه ناگزير شد سه سال يعنى از سال هفتم تا نهم بعثت در آن شعب با خاموشى بسر برد) و يا در ماجراى هجرت و بيرون آمدن از مكه ، در غار پنهان شد و خود را از ديد مشركان ، پنهان ساخت .
هجرت و جهاد امام حسين (ع)
هنگامى كه معاويه (در نيمه رجب سال شصت هجرى ) از دنيا رفت و دوران صلح (آتش بس ) كه مانع آن بود تا امام حسين (ع) مردم را به امامت خود دعوت نمايد به پايان رسيد در محدوده توان و امكانات خود، مساءله رهبرى خود را آشكار ساخت و در هر فرصتى براى آگاهى بخشى به ناآگاهان استفاده نمود و رفته رفته يارانى به گرد او آمدند، آنگاه آن حضرت مردم را به جهاد و نبرد (با سلطنت يزيد و بنى اميه ) دعوت نمود و آماده جنگ شد و با اهل بيت و فرزندان خود از حرم خدا و حرم رسول خدا (ص) (از مكه و مدينه ) به سوى عراق رهسپار گرديد تا به كمك شيعيانش كه او را (به آمدن به كوفه ) دعوت نموده بودند، با دشمن جنگ كند.
امام حسين (ص) نخست پسرعمويش ((مسلم بن عقيل )) (ع) را به سوى كوفه فرستاد و او را براى دعوت مردم به جهاد و گرفتن بيعت از مردم برگزيد، مردم كوفه با او براى جهاد، بيعت كردند و پيمان وفادارى خود را به او اعلام داشتند و خيرخواهيش را به جان پذيرفتند، ولى طولى نكشيد كه (وقتى ورق برگشت ) آنان بيعت خود را شكستند و دست از يارى او كشيدند و او را تسليم دشمن نمودند و دشمن (در يك جنگ نابرابر) او را كشت و مردم كوفه از مسلم دفاع ننمودند. سپس ‍ (همين مردم اغفال شده ) براى جنگ با امام حسين از كوفه خارج شدند، آن حضرت را (در سرزمين كربلا) محاصره كردند و او را از رفتن به شهرها بازداشتند و آنچنان او را در تنگنا قرار دادند كه نه راه گريزى داشت و نه يار و ياورى و بين او و آب فرات جدايى انداختند تا اينكه بر او دست يافتند و آن حضرت را (در يك جنگ نابرابر) كشتند و آن بزرگوار در حالى كه تشنه لب ، مجاهد، شكيبا، مخلص و مظلوم بود به شهادت رسيد، بيعتش را شكستند، حريم حرمتش را دريدند و به هيچ وعده او وفا نكردند و هرگونه رشته پيمان با او را گسستند و آن حضرت همچون پدر و برادرش شهيد شد.
فراز و نشيبهاى عمر امام حسين (ع)
امام حسين (ع) روز شنبه دهم محرم سال 61 هجرى بعد از نماز ظهر، مظلوم و تشنه لب به شهادت رسيد در حالى كه شكيبا بود و براى خدا و دستيابى به فيوضات الهى (به جهاد تا سرحد شهادت ) اقدام كرد، در اين وقت 58 سال از عمرش ‍ مى گذشت ، هفت سال (اول عمرش ) را با رسول خدا (ص) گذراند، 37 سال را با پدرش امير مؤ منان على (ع) و 47 سال را با برادرش امام حسن (ع) سپرى نمود و مدت خلافتش بعد از برادرش يازده سال بود. در پاداش بلكه در وجوب زيارت مرقد شريف امام حسين (ع) روايات بسيار نقل شده است از جمله امام صادق (ع) فرمود:
زيارة الحسين بن على (ع) واجبة على كل من يقر للحسين بالامامة من الله تعالى .
((زيارت (قبر) امام حسين (ع) بر هركسى كه معتقد به امامت او از جانب خداست واجب است )).
و نيز فرمود: ((پاداش زيارت امام حسين (ع) معادل صد حج نيكو و صد عمره مقبول مى باشد)).
و رسول اكرم (ص) فرمود: ((من زار الحسين (ع) بعد موته فله الجنة ؛ كسى كه بعد از شهادت حسين (ع) مرقد او را زيارت كند، بهشت از براى اوست )).
و در اين باره روايات بى شمارى نقل شده است .(145)
فرزندان امام حسين (ع)
امام حسين (ع) داراى شش فرزند بود:
1 - على بن الحسين (امام سجاد) كنيه او ((ابومحمد)) بود، مادرش ((شاه زنان )) دختر يزدگرد (سوم ) بود.
2 - على بن الحسين (ع) (معروف به على اكبر) كه در كربلا در جريان عاشورا به شهادت رسيد، مادرش ((ليلى )) دختر ابوقرة بن عروة بن مسعود ثقفى بود.
3 - جعفر بن حسين كه فرزند نداشت و مادرش از قبيله قضاعيه بود، و جعفر در زمان حيات امام حسين (ع) از دنيا رفت .
4 - عبدالله ، كه در روز عاشورا در آغوش پدر بود، تيرى از جانب دشمن به او اصابت كرد به طورى كه سرش را از بدنش جدا نمود و به شهادت رسيد.
5 - سكينه ، كه مادرش ((رباب )) دختر امرء القيس بن عدى از قبيله كلبى بود.
6 - فاطمه كه مادرش ((ام اسحاق )) دختر طلحة بن عبيدالله از قبيله تيم بود.
گذرى بر زندگى امام چهارم حضرت على بن الحسين (ع)
ويژگيهاى زندگى امام چهارم (ع)
بعد از امام حسين (ع) مقام امامت به فرزندش امام على بن الحسين (عليهماالسلام ) رسيد، او را ((ابومحمد)) و ((زين العابدين )) مى خواندند و گاهى((ابوالحسن )) ياد مى كردند.
مادرش ((شاه زنان )) دختر كسرى (آخرين پادشاه سلسله ساسانى ) بود كه به او ((شهر بانويه )) مى گفتند. امير مؤ منان على (ع) حريث بن جابر حنفى را كارگزار جانب مشرق قلمرو حكومت (اسلامى ) قرار داد. بعدا حريث دو دختر يزدگرد (سوم ) را براى على (ع) فرستاد و آن حضرت ، شهر بانويه را به حسين (ع) بخشيد و از او امام زين العابدين (ع) به دنيا آمد و ديگرى را به محمد بن ابوبكر بخشيد، كه از او قاسم بن محمد، متولد شد و قاسم و امام سجاد (ع) با هم پسر خاله هستند.
و امام سجاد به سال 38 هجرى (پنجم شعبان ) در مدينه متولد شد، دو سال از آخر عمر جدش امير مؤ منان على (ع) را درك كرد و دوازده سال از عمر عمويش امام حسن (ع) را درك نمود و 23 سال با پدرش امام حسين (ع) بود و بعد از پدر، 34 سال عمر كرد و سرانجام (بنابر مشهور، در روز 25 محرم ) سال 95 هجرى در سن حدود 56 سالگى در مدينه از دنيا رفت و دوران امامت او 34 سال بود و قبرش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه ) در كنار قبر عمويش امام حسن (ع) است .
دلايل امامت امام سجاد (ع)
دلايل صدق امامت امام على بن الحسين (ع) بسيار است مانند:
1 - او بعد از پدرش امام حسين (ع) در جهت علم و عمل از همه مردم برترى داشت و به دليل عقل ، مقام امامت سزاوار آن كسى است كه در فضايل ، برترى دارد.
او نزديكتر به امام گذشته و سزاوارتر به مقام او نسبت به ديگران بود، هم در فضايل انسانى و هم از جهت نژاد و نسب و آن كس كه نزديكتر به امام قبل باشد، او سزاوارتر به عهده دارى مقام امامت است به دليل آيه ذوى الارحام .(146) و ماجراى حضرت زكريا (ع) كه در قرآن (147) آمده است .
3 - امامت از نظر عقل در هر زمانى لازم است و ادعاى مدعيان (دروغين ) امامت در زمان امام سجاد (ع) و در زمانهاى ديگر، بى اساس بود بنابراين ، مقام امامت تنها براى امام سجاد (ع) ثابت مى گردد؛ زيرا خالى بودن زمانى از امام ، محال مى باشد.
4 - از نظر عقل و روايات ثابت شده كه مقام امامت مخصوص عترت و خاندان پيامبر(148) (ص) است و ادعاى كسى كه قايل به امامت ((محمد حنفيه )) (فرزند على (ع )) است ، باطل و بى اساس است ؛ زيرا درباره امامت او نصى (روايت صريح از پيامبر و امامان قبل ) نرسيده ، بنابراين ، مقام امامت ، تنها براى على بن الحسين (عليهماالسلام ) ثابت مى گردد؛ زيرا در ميان دودمان پيامبر (ص) براى هيچ كس جز ((محمد حنفيه )) ادعاى امامت نشده است و محمد حنفيه نيز همانگونه كه بيان شد از اين مقام خارج است .
5 - يكى از دلايل امامت امام سجاد (ع) تصريح رسول خدا (ص) بر امامت اوست ، چنانكه ((روايت لوح )) بيانگر اين مطلب است ، اين روايت را جابر بن عبدالله انصارى از پيامبر (ص) نقل نموده است .(149)
و همچنين امام باقر (ع) آن را از پدرش و او از جدش و او از حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) دختر رسول خدا (ص) نقل نموده اند. و نيز جدش امير مؤ منان على (ع) در زمان حيات امام حسين (ع) به امامت امام سجاد (ع) تصريح نموده است .
و همچنين امام حسين (ع) به امامت آن حضرت ، وصيت نموده است و آن را به عنوان امانت به ام سلمه (يكى از همسران نيك رسول خدا (ص)) داده كه بعدا امام سجاد (ع) آن را از او گرفته است .(150) و اينكه تنها امام سجاد (ع) آن امانتها و وصيت را از ام سلمه درخواست نموده است دليل امامت درخواست كننده در ميان مردم است و اين خود بابى است كه جستجوگر در روايات به آن دست مى يابد و ما در اين كتاب در مقام شرح و بسط نيستيم تا به طور كامل به ذكر آن روايات بپردازيم و به همين مقدار اكتفا مى كنيم .
چند نمونه از فضايل امام سجاد (ع)
1 - ((عبدالعزيز بن ابى حازم )) مى گويد: ((از پدرم شنيدم مى گفت در ميان دودمان هاشم هيچ كس را برتر از على بن الحسين نديدم )).
2 - ((سعيد بن كلثوم )) مى گويد: در محضر امام صادق (ع) بودم از امير مؤ منان على (ع) سخن به ميان آمد، آن حضرت او را بسيار ستود و آنگونه كه شايسته اوست مدح كرد، سپس فرمود:
((سوگند به خدا! على بن ابيطالب (ع) در دنيا تا آخر عمر، هرگز لقمه حرام نخورد و هرگز به او پيشنهاد انجام يكى از دو كار خداپسندانه نشد مگر اينكه آن كارى را كه دشوارتر بود به عهده مى گرفت و براى رسول خدا (ص) هيچ حادثه سختى پيش نيامد، مگر اينكه على (ع) را (به كمك ) مى طلبيد به خاطر اعتماد و اطمينانى كه به او داشت .
و در ميان امت هيچ فردى جز على (ع) قدرت انجام كار رسول خدا (ص) را نداشت و كار على (ع) همانند كار مردى بود كه خود را بين بهشت و دوزخ ببيند و اميد پاداش ‍ اين و ترس عقاب آن داشته باشد. او از مال شخصى خود، هزار برده را براى خدا و نجات از آتش (خريد و) آزاد كرد، از مالى كه از دسترنج خود و از عرق جبين به دست آورده بود، او غذاى زن و بچه اش را از زيتون و سركه و خرما قرار داده بود و لباسش از كرباس بود كه اگر از آن چيزى از آستينش زياد مى آمد، آن را قيچى مى كرد (آرى او اينگونه ساده زندگى مى كرد) و در ميان افراد خانواده و فرزندانش ، هيچ كس در لباس و علم ، مانند على بن الحسين (عليهماالسلام ) شباهت به او نداشت .
چهره امام سجاد (ع) از ديدگاه امام باقر (ع)
(در دنباله روايت قبل از گفتار امام صادق (ع) آمده :) امام باقر (ع) روزى نزد پدرش ‍ امام سجاد (ع) آمده ، پدرش را ديد، او را در عبادت به گونه اى ديد كه هيچ كس را ياراى وصول به آن نيست ، او را ديد كه بر اثر شب زنده دارى ، چهره اش زرد شده و بر اثر گريه ، چشمهايش ناتوان گشته و بر اثر سجده بسيار، پيشانى و بينى او پينه بسته و بر اثر بسيارى عبادت (و نماز) پاها و ساق پاهايش ورم كرده است .
امام باقر (ع) مى فرمايد: وقتى پدرم را چنين ديدم ، بى اختيار از روى دلسوزى براى او گريستم ، او غرق درياى فكر بود، بعد از چند لحظه از ورودم به حضور او، به من فرمود:
((پسرم ! مقدارى از اين كتابها كه عبادت على بن ابيطالب (ع) در آن نوشته شده به من بده )). من آنها را به او دادم ، كمى آن را خواند و سپس در حالى كه اندوهناك بود، آن را به زمين گذارد و فرمود: ((من يقوى على عبادة على ؛ چه كسى را قدرت و نيروى عبادت كردن على (ع) هست ؟!))
3 - ((زرارة بن اعين )) مى گويد: شنيده شد گوينده اى در دل شب مى گفت :((كجايند پارسايان كه از دنيا دل كنده اند و به آخرت دل بسته اند؟)).
آواز آواز دهنده اى از جانب قبرستان بقيع شنيده شد ولى خودش ديده نمى شد كه مى گفت : ((ذلك على بن الحسين ؛ چنين شخصى ، على بن حسين (عليهماالسلام ) است )).
فرزندان امام سجاد (ع)
امام على بن الحسين (ع) داراى پانزده فرزند بود:
1 - محمد باقر (ع) كه كنيه اش ((ابوجعفر)) بود، مادرش (فاطمه ) ((ام عبدالله )) دختر امام حسن مجتبى (ع) است .
2 - عبدالله .
3 - حسن .
4 - حسين .
5 - زيد.
6 - عمر.
7 - حسين اصغر.
8 - عبدالرحمان .
9 - سليمان .
10 - على ، كه كوچكترين فرزند امام سجاد (ع) بود.
11 - خديجه .
12 - محمد اصغر.
13 - فاطمه .
14 - عليه .
15 - ام كلثوم .
مادرهاى اين فرزندان ، از شش نفر ام ولد بودند.
گذرى بر زندگى امام پنجم حضرت باقر (ع)
ويژگيهاى زندگى امام باقر (ع)
امام محمد باقر (ع) در بين برادرانش ، خليفه و جانشين پدرش امام سجاد (ع) بود و بعد از او به مقام امامت رسيد. امام باقر (ع) در فضايل انسانى و علم و پارسايى ، بر همه برادرانش برترى داشت و نامش در ميان شيعه و سنى ، از همه آنان بلندتر بود و در مقامهاى معنوى از همه بزرگتر و ارجمندتر بود.
در ميان فرزندان امام حسن و امام حسين (عليهماالسلام ) از هيچ كس مانند امام باقر (ع) علم دين ، آثار، روايات ، علوم قرآن و انواع فنون و آداب ، آشكار نشد.
باقى ماندگان از اصحاب رسول خدا (ص) و بزرگان تابعين و رؤ ساى فقها و دانشمندان مسلمين ، اركان دين و احكام اسلام را از آن حضرت نقل كرده اند و او در فضل و دانش ، نشانه عظيم علما و دانشمندان بود به طورى كه در اين راستا، ضرب المثل همه شده بود، نويسندگان و شاعران در وصف او، نثرها نوشته اند و شعرها سروده اند.
((قرظى )) (يكى از شاعران ) مى گويد:
يا باقر العلم لاهل التقى و خير من لبى على الاجبل
((اى شكافنده و آشكار كننده علم براى پرهيزكاران ! و اى برترين انسانى كه بر فراز كوهها(ى حجاز) لبيك گفتى !))
و مالك بن اعين جهنى (شاعر ديگر) در تمجيد آن حضرت مى گويد:
اذا طلب الناس علم القرآن وان قيل اين بن بنت النبى نجوم تهلل للمدلجين كانت قريش عليه عيالا نلت بذاك فروعا طوالا جبال تورث علما حبالا
يعنى : ((هرگاه مردم به كسب دانش قرآن بپردازند، قريشيان جيره خوار (سفره علم ) امام باقر (ع) هستند و اگر گفته شود پسر دختر پيامبر (ص) در كجاست ؟ با اين جستجو به شاخه هاى بلند (علم و دين كه وجود امام باقر (ع) سرشار از آن است ) دست يافته اى ، شاخه هايى به بلنداى ستارگانى كه نوربخش روندگان شب هستند و به بلنداى كوههايى كه دانش بسيار از آنها سرازير گردد)).
ابلاغ سلام پيامبر (ص) به امام باقر (ع)
امام باقر (ع) به سال 57 هجرى (سوم صفر يا آغاز ماه رجب ) در مدينه متولد شد و به سال 114 هجرى (هفتم ذيحجه ) در سن 57 سالگى در مدينه از دنيا رفت .
نسبت او، هم از ناحيه پدر و هم از ناحيه مادر به هاشم (جد دوم رسول خدا (ص) مى رسد و هم از دوطرف به امير مؤ منان على (ع) مى رسد (زيرا مادرش ((ام عبدالله )) دختر امام حسن مجتبى (ع) بود) پس او هم هاشمى است و هم علوى . قبر شريفش در بقيع (واقع در مدينه ) مى باشد.
امام صادق (ع) مى گويد: پدرم فرمود: نزد جابر بن عبدالله انصارى (صحابى بزرگ ) رفتم سلام كردم و او جواب سلام مرا داد و سپس گفت : ((تو كيستى ؟)) (اين در وقتى بود كه جابر نابينا شده بود) گفتم : ((محمد بن على بن حسين هستم )).
گفت : پسر جان ! نزديك بيا، نزديك او رفتم ، دستم را بوسيد و سپس خم شد كه پايم را ببوسد من كنار رفتم و نگذاشتم . سپس گفت : ((رسول خدا (ص) به تو سلام رساند)).
گفتم : ((سلام و رحمت و بركات خدا بر رسول خدا (ص) باد، او چگونه به من سلام رساند؟!)).
جابر گفت : ((روزى به حضور رسول خدا (ص) رفتم ، به من فرمود: اى جابر! شايد تو زنده بمانى تا با مردى از فرزندان من ملاقات كنى كه محمد بن على نام دارد)).
يهب الله له النور والحكمة فاقراءه منى السلام ؛ خداوند نور و حكمت به او ببخشد، سلام مرا به او ابلاغ كن .
دلايل امامت امام باقر (ع)
1 - در وصيت امير مؤ منان على (ع) به فرزندانش ، نام امام باقر (ع) آمده و به او سفارش شده است .
2 - مطابق روايات (كه يك نمونه آن در جريان جابر، ذكر شد) رسول خدا (ص) نام او را ذكر كرده و به عنوان ((باقرالعلوم )) (شكافنده علوم ) ياد نموده است .
3 - در ((حديث لوح )) مطابق نقل علماى شيعه ، آمده است كه جبرئيل آن را از بهشت به حضور رسول خدا (ص) آورد و رسول خدا (ص) آن را به فاطمه (سلام الله عليها) داد و در آن ((لوح )) نام همه دوازده امام (عليهم السلام ) نوشته شده است و در آن نام ((محمد بن على )) (امام باقر) به عنوان امام بعد از پدرش ، خاطرنشان شده است .(151)
4 - نيز از علماى شيعه نقل شده است كه خداوند ((نامه مهر شده ))اى كه داراى دوازده مهر بود، براى رسول خدا (ص) فرستاد و به پيامبر (ص) فرمان داد كه آن را به امير مؤ منان على (ع) بسپارد و به او دستور دهد كه اولين مهر آن را بشكند و طبق دستورهاى آن عمل كند و هنگام مرگش آن را به فرزندنش حسن (ع) بسپارد و به او دستور دهد مهر دوم را بشكند و به دستورات آن عمل كند و هنگام مرگش آن را به برادرش حسين (ع) بدهد و به او دستور دهد كه مهر سوم را بشكند و به دستورات آن عمل نمايد و هنگام مرگش آن را به پسرش على بن حسين (عليهماالسلام ) بسپارد و به او دستور دهد كه مهر چهارم را بشكند و به دستورات آن عمل نمايد و هنگام مرگش آن را به پسرش ((محمد بن على )) امام باقر (ع) بسپارد و به ترتيب مذكور به او دستور دهد كه هنگام مرگش آن را به پسرش بسپارد تا به آخرين امام برسد.
5 - روايات بسيارى از امير مؤ منان و امام حسن و امام حسين و امام سجاد (عليهم السلام ) نقل شده است كه به امامت امام باقر (ع) بعد از پدرش صراحت دارد.
6 - و روايات بسيارى را ساير راويان در فضايل آن حضرت نقل كرده اند كه ذكر آنها به طول مى انجامد و در اين كتاب كه بنايش بر اختصار است ، به همين مقدار مذكور كه بيانگر معانى همان روايات است ، كفايت مى شود.

# # #

مدت امامت امام باقر (ع) و عهده دارى و خلافت آن حضرت بر شؤ ون مردم بعد از پدرش نوزده سال ادامه يافت .
گفتارى از بزرگان در شاءن امام باقر (ع)
1 - ((عبدالله بن عطاء مكى )) مى گويد: ((دانشمندان و بزرگان علم را نديده ام كه پيش هيچ كس كوچكتر از آن جلوه كنند كه در نزد امام باقر (ع) آنگونه جلوه مى كنند)).(152)
و من خودم ((حكم بن عيينه )) را ديدم كه با آن مقام ارجمندى كه در نزد مردم داشت ، همانند كودكى كه در مقابل معلمش بنشيند، در حضور امام باقر (ع) مى نشست .
2 - ((جابر بن يزيد جعفى )) (كه از اصحاب بزرگ امام باقر (ع) بود) وقتى كه مطلبى را از آن حضرت نقل مى كرد، تعبيرش چنين بود:
حدثنى وصى الاوصياء و وارث علوم الانبياء محمد بن على بن الحسين (عليهم السلام ).
((وصى اوصيا و وارث دانشهاى پيامبران ، محمد بن على بن حسين (عليهم السلام ) براى من حديث كرد)).
فرزندان امام باقر (ع)
امام باقر (ع) داراى هفت فرزند بود كه عبارتند از:
1 - ابوعبدالله جعفر بن محمد (امام صادق (ع)).
2 - عبدالله (مادر اين دو ((ام فروه )) دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر است ).
3 - ابراهيم .
4 - عبيدالله (اين دو در زمان كودكى از دنيا رفتند، مادرشان ((ام حكيم )) دختر اسيد بن مغيره ، ثقفى است ).
5 و 6 - على و زينب كه مادرشان ، ام ولد بود.
7 - ام سلمه . كه مادرش ، ام ولد بود.
و درباره هيچيك از فرزندان امام باقر (ع) كسى اعتقاد به امامت نداشته ، جز در مورد جعفر بن محمد (امام صادق (ع)).
ضمنا بايد توجه داشت كه عبدالله برادر امام صادق (ع) به فضايل و نيكى شهرت داشت .(153)
گذرى بر زندگى امام ششم حضرت صادق (ع)
ويژگيهاى زندگى امام صادق (ع)
جعفر بن محمد، امام صادق (ع) در ميان برادرانش جانشين و وصى پدرش بود و بعد از پدر، عهده دار مقام امامت گرديد. او از نظر فضايل ، برترين آنان بود و در مقام و منزلت در نزد شيعه و سنى از همه برادرانش ، برتر و بلندمقام تر و نامدارتر بود. و به قدرى از علوم او نقل كرده اند كه در همه جا پخش شده و از مسافر و غير مسافر از گفتار آن حضرت بهره مند مى شدند و آن اندازه كه علما و دانشمندان از او نقل حديث كرده اند، از هيچكس از افراد خاندان آن حضرت ، آن اندازه نقل نكرده اند و راويان و اهل آثار، به قدرى كه از او بهره مند شده اند از ديگران بهره مند نشده اند، چرا كه دانشمندان حديث شناسى كه نام راويان مورد اطمينان از علوم آن حضرت را برشمرده اند - با همه اختلاف در عقيده و گفتار - به ((چهار هزار نفر)) مى رسد و دلايل صدق امامت امام صادق (ع) آنچنان آشكار است كه قلبها را حيران كرده و زبان دشمن را از اشكال تراشى و خرده گيرى لال نموده است . امام صادق (ع) به سال 83 هجرت (17 ربيع الاول ) در مدينه چشم به جهان گشود و در (25) ماه شوال ، سال 148 هجرى در سن 56 سالگى به شهادت رسيد.
قبر شريفش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه ) در كنار قبر پدر و جد و عمويش امام حسن مجتبى (ع) مى باشد. مادرش ((ام فروه )) نام داشت كه دختر قاسم بن محمد بن ابوبكر است .
آن حضرت 34 سال امامت كرد، پدرش امام باقر (ع) او را وصى خود قرار داد و به طور آشكار، به امامت او تصريح كرد.
دلايل امامت امام صادق (ع)
1 - ((ابوالصباح كنانى )) مى گويد: روزى امام باقر (ع) به پسرش امام صادق (ع ) نگاه كرد و فرمود: آيا اين شخص را مى نگريد؟ اين شخص از كسانى است كه خداوند در شاءن آنان فرموده است :
و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين .(154)
((اراده ما بر اين قرار گرفته كه به مستضعفين نعمت بخشيم و آنان را پيشوايان و وارثين روى زمين قرار دهيم )).
2 - ((جابر بن يزيد جعفى )) مى گويد: از امام باقر (ع) درباره امام صادق (ع) سؤ ال شد، فرمود: ((سوگند به خدا او قيام كننده آل محمد (ص) است )).
3 - ((على بن حكم )) از طاهر (يكى از ياران امام باقر) نقل مى كند كه گفت : من در حضور امام باقر (ع) بودم ، جعفر (امام صادق ) به پيش آمد، امام باقر (ع) فرمود:((هذا خير البرية ؛ اين شخص (از) برترين آفريدگان است )).(155)
4 - در ((حديث لوح )) (كه قبلا در شرح حال امام سجاد و امام باقر (عليهماالسلام ) ذكر شد كه از طرف خداوند به پيامبر (ص) رسيده و توسط جابر بن عبدالله انصارى به امام باقر (ع) نقل يافته ) تصريح به امامت امام صادق (ع) بعد از پدرش ، شده است .
5 - و همچنين دلايل عقلى (كه قبلا ذكر شد) بيانگر صدق امامت آن حضرت است ؛ زيرا به حكم عقل ، امام بايد برترين فرد امت باشد و امام صادق (ع) برترين فرد بود؛ چون برترى او در علم و زهد و عمل ، بر همه مردم و بر برادران و پسرعموهايش ‍ آشكار بود.
و نيز به حكم عقل ، امامت براى كسى كه داراى مقام عصمت ، همچون عصمت پيامبران نيست ، باطل و بى اساس است و همچنين كسى كه در علم و دانش ، كامل نيست شايستگى مقام امامت را ندارد.
و پرواضح بود كه مدعيان امامت در عصر آن حضرت ، نه داراى مقام عصمت بودند و نه به كمال علم در جهت دين رسيده بودند و همين مطلب دليل انحصار امامت به وجود امام صادق (ع) مى باشد؛ زيرا در هر زمانى به وجود امام معصوم (رهبرى كه گناه و اشتباه نكند) نياز است ، طبق آنچه كه قبلا ذكر شد.
6 - و نيز معجزاتى كه مطابق نقل راويان به وسيله امام صادق (ع) بروز كرده ، بيانگر صدق امامت او و حقانيت اوست و حاكى از بطلان ادعاى ديگر مدعيان امامت مى باشد.
به عنوان نمونه
((ابوبصير)) مى گويد: ((به مدينه رفتم و با كنيزك خود همبستر شدم ، سپس ‍ از خانه بيرون آمدم كه به حمام (براى غسل جنابت ) بروم ، عده اى از دوستان را ديدم كه به ديدار امام صادق (ع) مى روند، ترسيدم كه آنان از من پيشى گيرند و من توفيق ديدار آن حضرت را نداشته باشم لذا با آنان (در حال جنابت ) به راه افتادم تا به محضر امام صادق (ع) رسيديم ، وقتى در برابرش قرار گرفتم ، نگاهى به من كرد و فرمود:
((اى ابابصير! آيا نمى دانى كه براى شخص جنب روا نيست به خانه هاى پيامبران يا به خانه هاى فرزندان پيامبران بروند؟!))
شرمگين شدم و عرض كردم : ((اى فرزند رسول خدا (ص) جمعى از دوستان به محضر شما مى آمدند آنان را ملاقات كردم ديدم اگر با آنان به خدمت شما نيايم ، از ديدار شما محروم خواهم شد و ديگر هرگز چنين كارى نمى كنم ، سپس از محضر آن حضرت بيرون آمدم )).
و روايات بسيارى مانند روايت فوق نقل شده كه بيانگر معجزات و اخبار آن حضرت از غيب است كه ذكر آنها در اينجا به طول مى انجامد و در اينجا به همين مقدار اكتفا مى شود.
فرزندان امام صادق (ع)
امام صادق (ع) داراى ده فرزند بود:
1 - اسماعيل .
2 - عبدالله .
3 - ام فروه (كه مادرشان فاطمه دختر حسين پسر امام سجاد (ع) بود).
4 - موسى (ع).
5 - اسحاق .
6 - محمد.
7 - عباس .
8 - على .
9 و 10 - اسماء و فاطمه - كه از مادران مختلف بودند.
((اسماعيل )) بزرگترين فرزند امام صادق (ع) بود و امام صادق (ع) بسيار او را دوست داشت و به او علاقه نشان مى داد.
گروهى از شيعيان ، گمان مى كردند كه امام بعد از حضرت صادق (ع) اسماعيل است ؛ زيرا سن او از همه برادرانش بيشتر بود و امام صادق (ع) علاقه خاصى به او داشت و او را بسيار احترام مى كرد.
سرگذشت اسماعيل اولين پسر امام صادق (ع)
اسماعيل در زمان حيات امام صادق (ع) در ((عريض )) (دره اى در يك فرسخى مدينه ) از دنيا رفت ، اصحاب امام او را به مدينه به حضور امام صادق (ع) آوردند و جنازه او در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد.
نقل شده است كه امام صادق (ع) در مرگ اسماعيل بسيار ناراحت و اندوهگين شد و دنبال جنازه او با پاى برهنه و بدون ((ردا)) حركت مى كرد و دستور داد چند بار تابوت او را به زمين گذاردند و سپس بلند كردند و مكرر روپوش او را كنار مى زد و به صورت او نگاه مى كرد و با اين كار مى خواست به گروهى از اصحابش كه به امامت اسماعيل بعد از پدر معتقد بودند، بفهماند كه او مرده است و ديگر شبهه اى در مورد زنده بودن او بجاى نماند.
وقتى كه اسماعيل از دنيا رفت ، آنان كه معتقد به امامت او بعد از پدرش بودند، از اين عقيده دست كشيدند، تعداد اندكى از اصحاب امام صادق (ع) كه نه از اصحاب نزديك و نه از روايت كنندگان از جانب او بودند، بلكه از افراد دور و اطراف بودند، بر عقيده خود به امامت اسماعيل باقى ماندند!
بعد از شهادت امام صادق (ع) گروهى از اصحاب او، به امامت امام موسى بن جعفر (عليهماالسلام ) بعد از پدرش ، اعتقاد داشتند و بر همين عقيده باقى ماندند. ولى افراد ديگر (فرقه اسماعيليه ) بر دو گروه تقسيم شدند:
الف : گروهى از عقيده به زنده بودن اسماعيل دست برداشتند و به امامت پسر او((محمد بن اسماعيل )) معتقد شدند، بر اين اساس كه گمان كردند، امامت حق پدر او (اسماعيل ) بود و فرزند اسماعيل سزاوارتر به مقام امامت است تا برادر اسماعيل .
ب : گروه ديگر همچنان معتقدند كه اسماعيل زنده است و امام هفتم مى باشد، اين گروه اكنون بسيار اندكند كه نمى توان كسى را به اين نام ، نشان داد و اين دو گروه را به عنوان ((اسماعيليه )) مى نامند، ولى آنچه امروز از فرقه اسماعيليه معروف است ، همان گروه اولندكه مى گويند: ((امامت بعد از اسماعيل در ميان فرزندان او تا روز قيامت ادامه دارد)).
گذرى بر زندگى امام هفتم حضرت موسى بن جعفر (ع)
ويژگيهاى زندگى امام كاظم (ع)
پس از امام صادق (ع) مقام امامت به پسرش ابوالحسن امام موسى بن جعفر (عليهماالسلام ) (يعنى امام كاظم (ع)) رسيد، او سزاوار امامت بود چرا كه داراى همه جهات كمال و فضايل بود و پدرش امام صادق (ع) به امامت او تصريح نمود و نيز اشاراتى در اين باره كرد.

next page

fehrest page

back page