بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

فرازهايي از بيانات و رهنمودهاي مقام معظم رهبري در جمع هيئت دولت -  2/6/1387

» نامها و عنوانها و جايگاهها و كرسيها به انسان تشخص نميدهد؛ تشخص واقعى و شرف واقعى در معانى ديگرى است.
» در روايت داريم كه «اشراف امّتى حملة القران و اصحاب اللّيل». اشرافيت در نظامهاى مادى معنايى دارد، ولى در نظام اسلامى اشرافيت معناى ديگرى دارد.
» آن كسانى كه اصحاب‏الليل‏اند - كسانى هستند كه براى خدا در شب قيام ميكنند - يا كار دشوار را براى مردم در شب انجام ميدهند، يا آن كسانى كه حملةالقرآن هستند و با قرآن انس دارند و با نور قرآن و هدايت قرآن حركت ميكنند، «اشراف» اينها هستند.
» كسانى كه پول دارند، ثروت دارند و جايگاه اجتماعى دارند، آنها در منطق و در نظام ارزشى اسلامى «اشراف» محسوب نميشوند.



شاخصه ها و خصوصيات ممتاز دولت نهم از ديدگاه مقام معظم رهبري

1- اين دولت دولت كار است يكي از خصوصيات اين دولت اين است كه اين دولت، يك دولت كار است؛ دولت حركت و اقدام است.

انرژى و نشاطِ كار اين دولت، يك امر برجسته است. در خدمت به مردم جديت وجود دارد.

رفتن به شهرهاى كوچك، همه‏ى نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطه‏اى از كشور را از منظر خبرگى و كارشناسى دور قرار ندادن، اينها چيزهاى باارزشى است.

2- عينيت بخشيدن به گفتمان امام(ره) خصوصيت ديگري كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلى اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ اين خيلى چيز باارزشى است. اين را هيچكس نمى‏تواند نديده بگيرد. هر دلبسته‏ى به انقلاب، اين را قدر مى‏داند؛ هر كسى كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگردانى انقلاب تصور مى‏كند، بايد اين را قدر بداند.

 گفتمان عمومى دولت اينهاست؛ به طور خلاصه: زنده‏كردن و بازسازى برخى خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام؛ و مقابله‏ى با كسانى كه ميخواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسى را منسوخ كنند، يا از بين ببرند، يا ادعا ميكردند كه منسوخ شده و از بين رفته؛ اين چيز باارزشى است.

3- عدالت خواهي عدالت‏خواهى در اين دولت پررنگ شد.

 شعار عدالت‏خواهى به صورت جدى بر روحيه‏ى مسئولان، دولتمردان و برنامه‏ها، پرتو افكند.

4- استكبار ستيزي  استكبارستيزى كه معناى ويژه‏ى خودش را دارد در اين دولت تشخص و تميّز پيدا كرد.

معناى استكبارستيزى دشمنى كردن با دولتهاى دنيا نيست، معنايش دشمنى كردن با استكبار است.

استكبار از هر دولتى و از هر نظامى سر بزند آفتِ براى بشريت است. البته امروز امريكا و صهيونيزم مظهر استكبارند

هر جا، هر كس، هر دولتى و هر مجموعه‏اى كه نسبت به ديگران استكبار بورزند، آفتى در جامعه‏ى بشرى و در نظام زندگى انسان به وجود مى‏آورند. ستيزه‏ى با اين حالت هم يك حالت مطلوب اسلامى است.

5- عزت ملي و استقلال حقيقي

مسئله‏ى اعاده‏ى عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زياده‏طلبى سياستهاى ديگران و ترك شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس مى‏كند؛ عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اينجا حاصل ميشود.

استقلال به اين نيست كه انسان شعار استقلال بدهد يا حتى مثلاً در زمينه‏هاى اقتصادى هم به يك رشد بالايى دست پيدا كند؛ نه، استقلال اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براى او اهميت قائل باشد، براى حفظ او تلاش و كار كند و در مقابل متعرضين و مستهزئين، شرمنده‏ى اظهارات و جايگاه خود نباشد.

ما متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، ميديديم كه بعضى از كسانى كه مرتبط با مسئولين بودند يا حتى خودشان مسئول يك بخشى بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمنده‏اند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جارى كنند يا آنها را پيگيرى كنند يا به آنها اهميت بدهند! اين براى يك جامعه خيلى بلاى بزرگى است؛ اين را شما نداريد.

6- توقف روند غرب باوري و غرب زدگي

روند غرب‏باورى و غرب‏زدگى را كه متأسفانه داشت در بدنه‏ى مجموعه‏هاى دولتى نفوذ ميكرد، متوقف كرديد؛ اين چيز مهمى است.

يك عده‏اى در جامعه، ممكن است به هر دليلى شيفته‏ى يك تمدنى يا يك كشورى باشند؛ اما اين وقتى به بدنه‏ى مديران انقلاب و مجموعه‏هاى انقلاب نفوذ ميكند، چيز خيلى خطرناكى مى‏شود. اين ديده ميشد؛ خب، جلويش گرفته شد.

7- مقابله با گرايش سكولاريستي

گرايش‏هاى سكولاريستى كه متأسفانه باز داشت در بدنه‏ى مجموعه‏ى مديران كشور نفوذ مى‏كرد جلويش گرفته شد.

نظام انقلابى، بر مبناى دين و بر مبناى اسلام و بر مبناى قرآن شكل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليونى اين ملت برخوردار شده و جانهايشان را كف دستشان گرفته‏اند و جوانهايشان را به ميدانهاى خطر فرستاده‏اند؛ آن وقت مسئولان يك چنين نظامى دم از مفاهيم سكولاريستى بزنند؟! «يكى بر سر شاخ و بن ميبريد»؛ يعنى خودشان بنشينند و بنا كنند بنِ اين‏مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلى چيز خطرناكى بود.

8-جرات در ايجاد تحول

حالت روحى اين دولت اين است كه براى تحول‏آفرينى جرأت دارد و اقدام مى‏كند.

نمى‏خواهم بگويم همه‏ى اين اقدامها صددرصد درست است؛ نه، ممكن است يك جايى هم اشتباه باشد؛ اما نفس اينكه انسان حالت دليرى در مقابل مشكلات داشته باشد و تصميم بگيرد كه براى رفع مشكلات اقدام بكند، چيز باارزشى است.

9- جرات در مقابله با فساد

مقابله‏ى با فساد خيلى كار سختى است.

يك وقتى بنده گفتم كه اين اژدهاى هفت سرِ فساد را به اين آسانى نميشود قلع و قمع كرد؛ خيلى كار سختى است. نه اينكه حالا بگويم قلع و قمع شده؛ نخير، الان هم قلع و قمع نشده؛ ليكن جرأت مقابله‏ى با آن هست.

وقتى كه اجزاء مجموعه، خودشان آلوده‏ى به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بيشتر است. بسيارى از مجموعه‏هاى قبلى هم حقيقتاً پاكيزه بودند - يعنى آلودگى نداشتند - اما بالاخره جرأت در مقابله‏ى با فساد يك امتيازى است كه در شما هست.

10- داشتن روحيه تهاجم در مقابل زورگويان بين المللي

بهترين دفاع در مقابل زورگويان بين المللي تهاجم است.

زورگويان بين‏المللى، نقاط ضعف زيادى دارند: جنايت ميكنند، فساد ميكنند، به حقوق بشر تجاوز ميكنند، به حقوق ملتها تعدى ميكنند، انسانها را لگدمال ميكنند و همه‏ى كارهاى زشت را انجام ميدهند؛ آخر هم طلبگار همه‏اند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى و با حالت طلبگارى، گفته و بيان بشود. اينجور نيست كه ما براى تهاجمات سياسى بين‏المللى، بخواهيم پاسخ پيدا كنيم.

يك وقتى از بنده - سالهاى اوايل - ميپرسيدند كه آقا، شما در مقابل اين حرف چه جوابى داريد؟ ميگفتم ما جواب نداريم؛ ما ادعا داريم و مدعى اينها هستيم؛ در قضيه‏ى زن مدعى هستيم؛ در قضيه‏ى حقوق بشر مدعى هستيم؛ در قضاياى حقوق اساسى انسانها مدعى هستيم. ما مدعى اينها هستيم؛ ما در مقام پاسخگويى نيستيم. چرا بايد سوال بكنند تا كسى مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بى‏جا ميكنند سؤال و ادعا ميكنند. اين روحيه، روحيه‏ى خوبى است؛ روحيه‏ى انقلاب اين است؛ اين است كه حقيقت را روشن و درخشان ميكند.

11- حفظ روحيه مردمي و خاكي

امتياز بعدي اين دولت روحيه‏ى مردمى و خاكى اين دولت است؛ اين هم خيلى باارزش است؛ اين را قدر بدانيد.

شما امتيازتان به تشخص ظاهرى و شكل و قيافه نيست؛ امتيازتان به همين است كه خودتان را با مردم هم‏سطح كنيد، به شكل مردم و در ميان مردم باشيد، با مردم تماس بگيريد، با آنها انس پيدا كنيد، از آنها بشنويد. اين امتياز بزرگى است و در شما هست؛ آن را حفظ كنيد و نگه داريد.

12-حفظ ساده زيستي

ساده‏زيستى چيز باارزشى است .

ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست.

فاصله‏تان را با طبقات ضعيف كم كرده‏ايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.

 



وظايف دولت نهم در اداره امور كشور از ديدگاه مقام معظم رهبري

1- رعايت قوانين قانون را اهميت بدهيد. قانون - وقتى كه با ساز و كار قانون اساسى پيش رفت - حتميت و جزميت پيدا ميكند.

ممكن است همان مجلس يا دولت يا ديگران مقدماتى فراهم كنند كه آن قانون عوض بشود - با طرحهايى كه در مجلس مى‏آيد، با لوايحى كه دولت ميدهد، با تصميم‏سازيهايى كه در بخشهاى مختلف انجام ميگيرد - عيبى ندارد؛ اگر قانون نقص دارد، ضعف دارد و غلط است، عوض بشود؛ اما تا مادامى كه قانون، قانون است، حتماً بايستى به آن عمل بشود و به آن اهميت داده بشود. من اين را تأكيد مى‏كنم. در بخشهاى مختلف همين‏جور است

 ممكن است يك چيزى را شما معتقد باشيد كه روال قانونى‏اش درست طى نشده، يا متصدى اين كار قوه‏ى مجريه نيست؛ وقتى كه قانون مجلس - با همان ساز و كار قانون اساسى - به دولت ابلاغ شد، قوه‏ى مجريه بايد آن را قانون بداند. حالا اگر چنانچه ضعف يا چيز ديگرى وجود دارد، عواملِ ديگرى وجود دارد كه اگر قانون مشكلاتى دارد، بايستى آن را از بين ببرند، به قانون اهميت بدهيد.

2- نظارت بر زير مجموعه من اصرار و تأكيد دارم كه شما دوستان عزيز - كه مسئولان بالا و مديران ارشد هستيد - مسأله‏ى نظارت بر زيرمجموعه‏ى خودتان را بسيار اهميت بدهيد. چشمهاى بينا و بصير و باز شماست كه وقتى در دائره‏ى مسئوليتتان ميچرخد، ميتواند صحت كار و پيشرفت كار را تضمين كند. اگر چنانچه شما غفلت كرديد، ممكن است در همان بخشى كه غفلت كرده‏ايد نابسامانى انجام بگيرد.

مجموعه‏هاى انسانى مثل ماشين نيستند كه انسان يك دكمه‏اى را بزند و اين ماشين به خودى خود شروع كند به كار كردن. مجموعه‏هاى انسانى مجموعه‏هايى از اراده‏ها، فكرها، نظرها، سليقه‏ها و خواهشهاى نفسانى صحيح و غلط هستند. خب، اين چيزى را كه شما تصميم گرفتيد، تدبير كرديد و بناست در مجموعه‏ى شما انجام بگيرد، ممكن است يكجا با يك مانعى از همين خواهشها و فكرها و سليقه‏ها و اراده‏هاى گوناگون برخورد بكند و متوقف بشود. ... بايد اين مانع را برطرف كنيد. اين نميشود مگر با نظارت. نظارت، بسيار مهم استم.

3- پيگيري مصوبات مسأله‏ى ديگر پيگيرى مصوبات است؛ بخصوص مصوبات سفرها و وعده‏هايى كه داده ميشود.

شما به جايى مسافرت ميكنيد؛ مثلاً گفته ميشود دولت صد يا دويست مصوبه براى آن‏جا داشت؛ بايد به طور جد دنبال كنيد كه اينها تحقق پيدا بكند.

 خب، ميدانيد كه بنده در زمينه‏ى آمارگيرى و آماردهى زيرمجموعه‏ها به مسئولان بالا، تجربه‏ى طولانى‏اى دارم - هم در دوره‏ى رياست جمهورى، هم بعد از آن - زياد اتفاق افتاده كه مى‏آيند و گزارش ميدهند كه آقا! اين كار شد، اين كار شد، اين كار شد! وقتى انسان نزديك ميرود، مى‏بيند كه گزارش دروغ نيست، اما درست هم نيست. يك نكته‏اى در اين هست؛ به شما دروغ نگفته‏اند، اما آنى كه شما ميخواهيد، اتفاق نيفتاده و انجام نگرفته است! پس مواظبت كنيد كه آن چيزى كه شما ميخواهيد، انجام بگيرد. گزارشهاى مكتوبى كه همراه با آمار و ارقام به ما ميدهند، ممكن است در آنها چنين اختلالى وجود داشته باشد. لذا بايد خيلى بادقت و احتياط و وسواس، اين مصوبات - بخصوص وعده‏هايى كه به مردم داده ميشود - تعقيب بشود و پيگيرى بشود.

4- تعامل نظام‏مند با نخبگان و اهل نظر مسأله‏ى بعدى، تعامل نظام‏مند با نخبگان و اهل نظر - حتى مخالفين - است؛ با اينها هم بايد تعامل كرد.

نخبگان جامعه را نبايد فراموش كرد. من اعتقادم اين است كه بر طبق فرمايش مولاى متقيان، آن جايى كه بين خواست نخبگان و خواست مردم - عامه‏ى مردم - تعارض وجود دارد، خواست عامه‏ى مردم مقدم است؛ اين همانى است كه در نامه‏ى معروف حضرت و فرمان معروف حضرت به مالك اشتر، به اين معنا تصريح شده؛ اما هميشه از اين قبيل نيست. گاهى نخبگان نظرات اصلاحى‏اى دارند كه بايستى از اينها استفاده كرد. يعنى همچنانى كه گفته ميشود كه «همه چيز را همگان دانند»، «همه كار را هم همگان توانند»؛ واقعش اين جورى است. از نظرات و از نيرو و از كار همه‏ى نيروها استفاده بشود.

5- اطلاع رساني هنرمندانه

يك مسأله، مسأله‏ى اطلاع‏رسانى است كه من بارها گفته‏ام. البته خوشبختانه حالا مى‏بينم گاهى در آستانه‏ى سفرها، اطلاع‏رسانيهاى خوبى انجام ميگيرد؛ ليكن در عين حال كم است.

گزارش بايد واقعاً هنرمندانه باشد، نه به شكل گزارشهاى متعارف و عادى.

وزرا بايد براى گزارش در بخشهاي مختلف برنامه‏سازى كنند.

كار بسيار مشكلى است كه انسان بخواهد از عملكرد خود گزارشى بدهد كه باور مردم و اذعان مردم را همراه داشته باشد. اين كار هنرمندانه‏اى است و بايستى انجام شود.

6- توجه به مقوله فرهنگ

توجه به مقوله‏ى فرهنگ خيلى مهم است. البته كارهايى شده؛ گزارشى هم كه دادند، اشاره‏اى به اين معنا داشت .

بنده هم در جريان بسيارى از كارها هستم؛ اما در عين حالا مقوله‏ى فرهنگ، بسيار مقوله‏ى مهمى است؛ همان طور كه بارها گفتيم مثل هوايى است كه انسان در آن تنفس ميكند. همه - بزرگ، كوچك، بالا، پائين، قشرهاى مختلف، مسئول، غيرمسئول - در فضا تنفس ميكنند. اين فضا را درست كنيد، تا همه سالم تنفس كنند.

7- توجه به انتقادها

انتقاد با تخريب فرق دارد. متأسفانه خيليها تخريب ميكنند، ولى اسمش را ميگذارند انتقاد.

آن جايى كه واقعاً انتقاد است و كسانى با نظر خيرخواهانه، نقاط مثبتِ كارى را توجه ميكنند و نقاط اشكالش را هم ذكر ميكنند، اينها را با سعه‏ى صدر گوش بدهيد؛ نه اين كه همه جا قبول كنيد - چون ممكن است آن منتقد اشتباه كرده باشد - اما گوش كنيد تا آن جائى كه واقعاً درست است از شما فوت نشود.

آدم متأسفانه مى‏بيند چيزهايى كه به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته ميشود، شكل همين تخريب را دارد: يعنى انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاى خوب، و درشت كردن و برجسته كردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتى بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند ديگر؛ ضعفها را بگويند، قوّتها را بگويند. جمع‏بندىِ كار يك دولت، آن وقتى است كه ضعفها و قوّتها را منصفانه پهلوى همديگر قرار بدهند .

8- اتمام پروژه هاي نيمه كاره

اولويت را به كارهايى بدهيد كه نيمه‏كاره مانده؛ شكوفايى اين است.

ما گفتيم نوآورى و شكوفايى. نوآورى به معناى هى پروژه‏ى جديد ايجاد كردن نيست.

نوآورى يعنى نوآورى در فكر، در انديشه، راه‏هاى نو را پيدا كردن و آنها را به عنوان برنامه و راهنماى كار در اختيار دولت - چه اين دولت، چه هر دولت ديگرى تا بيست سال آينده - قرار دادن؛ معناى نوآورى اين است كه شيوه‏هاى نو را پيدا كنيم.

بخشى از شكوفايى هم اين است كه كارهايى را كه شما تا حالا كرده‏ايد، بتواند طعم خودش را به كام مردم بنشاند.

9- نگاه محوري به مقوله پيشرفت و عدالت

اين دهه‏اى كه ما در پيش رو داريم، دهه‏ى پيشرفت و عدالت است. اين دو شعار، شعار دهه‏ى آينده است: پيشرفت، عدالت. نه اينكه تا حالا پيشرفت نكرده‏ايم، نه اينكه تا حالا بكلى به عدالت بى‏اعتنائى شده باشد؛ نه، ما ميخواهيم در اين دهه يك پيشرفت جهشىِ همه‏جانبه و يك عدالت‏گسترى وسيعِ همه‏جانبه اتفاق بيفتد. خوشبختانه زمينه‏هايش هم فراهم است. در اين دهه، گفتمان مسئولان كشور بايستى پيشرفت و توسعه باشد؛ پيشرفت و عدالت باشد.

بدون معنويت و بدون عقلانيت، عدالت تحقق پيدا نميكند. اگر معنويت نشد، عدالت تبديل ميشود به ظاهرسازى و رياكارى؛ اگر عقلانيت نشد، عدالت اصلاً تحقق پيدا نميكند و آن چيزى كه انسان تصور ميكند عدالت است، مى‏آيد و جاى عدالت واقعى را ميگيرد. بنابراين معنويت و عقلانيت در تحقق عدالت شرط است.

10- غافل نشدن از سند چشم انداز

نقشه‏ى راه، سند چشم‏انداز است. سند چشم‏انداز را هيچ نبايستى مورد غفلت قرار داد. اين حقيقتاً يك سند واقعى و يك نقشه‏ى راهِ حقيقى است.

بايد دستگاههاى نظارتى خودتان را محاسبه كنيد. حالا ديگران ممكن است نظارت بكنند، ممكن است نكنند؛ ممكن است نظارتشان درست باشد، ممكن است ناقص باشد؛ اما در درون خودِ مجموعه‏ى قوه‏ى مجريه - كه نقشش در رسيدن به اهداف چشم‏انداز، بسيار حساس است - دستگاههاى نظارتى را فعال كنيد، بعد ساز و كارهاى نظارتى را بكار بيندازيد تا ببينيم برنامه‏ها و سياستها چقدر جلو رفته؛ يعنى اينجور نباشد كه سال دهم سند چشم‏انداز، نگاه كنيم و ببينيم پيشرفتى پيدا نكرده‏ايم؛ نه، بايستى اينها را مرتباً رصد كنيد كه معلوم شود چقدر پيش رفته‏ايم و چقدر به آن اهداف نزديك شده‏ايم و چقدر زمينه‏ها فراهم شده است.

11- توجه به اصل 44

نكته‏ى ديگر مسئله‏ى سياستهاى اصل 44 است. خب، همه اعتراف دارند كه سياستهاى اصل 44 اگر اجرائى بشود، يك تحول در پيشرفت كشور - در زمينه‏هاى اقتصادى و به تبع او در زمينه‏هاى ديگر - بوجود مى‏آيد. اين هم مسئله‏ى بسيار مهمى است. قوى و كاملاً جدى اين سياستها را دنبال كنيد.

12- اجراي طرح تحول

اين مسئله‏ى طرح تحول هم كه اخيراً دولت مطرح كرده، اين هم از همان كارهاى بزرگ و از همان كارهايى است كه جرئتِ اقدام به آن كار، خودش باارزش است.

همه اين سرفصلها را قبول كرده‏اند و قبول دارند. همين مسئله‏ى هدفمند كردن يارانه‏ها، واقعاً چيز خيلى مهمى است؛ در دولتهاى قبل هم مطرح بوده منتها پيشرفت نميكرد.

من توصيه ميكنم در اين كار حزم به خرج بدهيد؛ يعنى مطلقاً نگذاريد در اين قضيه‏ى بزرگ، شتابزدگى به وجود بيايد. اين كار، كار مهم و كار بزرگى است؛ اگر ان‏شاءاللَّه بتوانيد اين را خوب انجام بدهيد، يك قدم بلند براى پيشرفت كشور برداشته‏ايد؛ البته اگر خوب انجام نگيرد، آن وقت خطرها و ضررهايى هم دارد. يعنى مراقبت بكنيد كه هيچ عجله و شتابزدگى نباشد. توقف و ترسيدن از ورود در اين ميدان را به هيچ وجه توصيه نميكنم؛ اما نگاه كردنِ جلوى پا، نگاه كردن به چشم‏اندازهاى دوردست و تبعاتى كه ممكن است به وجود بيايد و راه جلوگيرى از آن تبعات را توصيه ميكنم.

13- پيشگيري از هر گونه بهانه جويي

يك توصيه‏ى ديگر اين است كه بهانه هم دست ديگران ندهيد. من مى‏بينم متأسفانه گاهى بهانه‏هايى هم از طرف خودِ شما داده ميشود كه اين را هم بايستى توجه كنيد كه بهانه هم دست ديگران ندهيد؛ مراقبت كنيد؛ حزم كنيد. و گفت: «اتّقوا من مواضع التّهم». گفتند يك شيخى در يك مدرسه‏ى دينى به طلبه‏اى گفت كه گفته‏اند فلان طلبه، فلان مراوده‏ى غلط را دارد. طلبه هم گفت: اتّقوا من مواضع التّهم، آشيخ تو هم! خلاصه اينكه مواظب باشيد، مراقبت كنيد؛ «اتّقوا من مواضع التّهم»؛ براى خودتان و براى دولت مسئله درست نكنيدو براى جنجال‏آفرينى‏ها - كه كسانى دنبالش هستند - بهانه ندهيد.