بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
فرازهايي از بيانات و رهنمودهاي مقام معظم رهبري در جمع هيئت دولت - 2/6/1387
|
» نامها و عنوانها و جايگاهها و كرسيها به انسان تشخص نميدهد؛ تشخص واقعى و شرف واقعى در معانى ديگرى است. |
|
شاخصه ها و خصوصيات ممتاز دولت نهم از ديدگاه مقام معظم رهبري |
| 1- اين دولت دولت كار است |
يكي از خصوصيات اين دولت اين است كه اين دولت، يك دولت كار است؛ دولت حركت و اقدام است.
انرژى و نشاطِ كار اين دولت، يك امر برجسته است. در خدمت به مردم جديت وجود دارد. رفتن به شهرهاى كوچك، همهى نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطهاى از كشور را از منظر خبرگى و كارشناسى دور قرار ندادن، اينها چيزهاى باارزشى است. |
| 2- عينيت بخشيدن به گفتمان امام(ره) |
خصوصيت ديگري كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلى اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ اين خيلى چيز باارزشى است. اين را هيچكس نمىتواند نديده بگيرد. هر دلبستهى به انقلاب، اين را قدر مىداند؛ هر كسى كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگردانى انقلاب تصور مىكند، بايد اين را قدر بداند. گفتمان عمومى دولت اينهاست؛ به طور خلاصه: زندهكردن و بازسازى برخى خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام؛ و مقابلهى با كسانى كه ميخواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسى را منسوخ كنند، يا از بين ببرند، يا ادعا ميكردند كه منسوخ شده و از بين رفته؛ اين چيز باارزشى است. |
| 3- عدالت خواهي |
عدالتخواهى در اين دولت پررنگ شد. شعار عدالتخواهى به صورت جدى بر روحيهى مسئولان، دولتمردان و برنامهها، پرتو افكند. |
| 4- استكبار ستيزي |
استكبارستيزى كه معناى ويژهى خودش را دارد در اين دولت تشخص و تميّز پيدا كرد.
معناى استكبارستيزى دشمنى كردن با دولتهاى دنيا نيست، معنايش دشمنى كردن با استكبار است.
استكبار از هر دولتى و از هر نظامى سر بزند آفتِ براى بشريت است. البته امروز امريكا و صهيونيزم مظهر استكبارند
هر جا، هر كس، هر دولتى و هر مجموعهاى كه نسبت به ديگران استكبار بورزند، آفتى در جامعهى بشرى و در نظام زندگى انسان به وجود مىآورند. ستيزهى با اين حالت هم يك حالت مطلوب اسلامى است.
|
| 5- عزت ملي و استقلال حقيقي |
مسئلهى اعادهى عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زيادهطلبى سياستهاى ديگران و ترك شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس مىكند؛ عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اينجا حاصل ميشود. استقلال به اين نيست كه انسان شعار استقلال بدهد يا حتى مثلاً در زمينههاى اقتصادى هم به يك رشد بالايى دست پيدا كند؛ نه، استقلال اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براى او اهميت قائل باشد، براى حفظ او تلاش و كار كند و در مقابل متعرضين و مستهزئين، شرمندهى اظهارات و جايگاه خود نباشد. ما متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، ميديديم كه بعضى از كسانى كه مرتبط با مسئولين بودند يا حتى خودشان مسئول يك بخشى بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمندهاند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جارى كنند يا آنها را پيگيرى كنند يا به آنها اهميت بدهند! اين براى يك جامعه خيلى بلاى بزرگى است؛ اين را شما نداريد. |
| 6- توقف روند غرب باوري و غرب زدگي |
روند غربباورى و غربزدگى را كه متأسفانه داشت در بدنهى مجموعههاى دولتى نفوذ ميكرد، متوقف كرديد؛ اين چيز مهمى است. يك عدهاى در جامعه، ممكن است به هر دليلى شيفتهى يك تمدنى يا يك كشورى باشند؛ اما اين وقتى به بدنهى مديران انقلاب و مجموعههاى انقلاب نفوذ ميكند، چيز خيلى خطرناكى مىشود. اين ديده ميشد؛ خب، جلويش گرفته شد. |
| 7- مقابله با گرايش سكولاريستي |
گرايشهاى سكولاريستى كه متأسفانه باز داشت در بدنهى مجموعهى مديران كشور نفوذ مىكرد جلويش گرفته شد. نظام انقلابى، بر مبناى دين و بر مبناى اسلام و بر مبناى قرآن شكل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليونى اين ملت برخوردار شده و جانهايشان را كف دستشان گرفتهاند و جوانهايشان را به ميدانهاى خطر فرستادهاند؛ آن وقت مسئولان يك چنين نظامى دم از مفاهيم سكولاريستى بزنند؟! «يكى بر سر شاخ و بن ميبريد»؛ يعنى خودشان بنشينند و بنا كنند بنِ اينمبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلى چيز خطرناكى بود. |
| 8-جرات در ايجاد تحول |
حالت روحى اين دولت اين است كه براى تحولآفرينى جرأت دارد و اقدام مىكند. نمىخواهم بگويم همهى اين اقدامها صددرصد درست است؛ نه، ممكن است يك جايى هم اشتباه باشد؛ اما نفس اينكه انسان حالت دليرى در مقابل مشكلات داشته باشد و تصميم بگيرد كه براى رفع مشكلات اقدام بكند، چيز باارزشى است. |
| 9- جرات در مقابله با فساد |
مقابلهى با فساد خيلى كار سختى است. يك وقتى بنده گفتم كه اين اژدهاى هفت سرِ فساد را به اين آسانى نميشود قلع و قمع كرد؛ خيلى كار سختى است. نه اينكه حالا بگويم قلع و قمع شده؛ نخير، الان هم قلع و قمع نشده؛ ليكن جرأت مقابلهى با آن هست. وقتى كه اجزاء مجموعه، خودشان آلودهى به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بيشتر است. بسيارى از مجموعههاى قبلى هم حقيقتاً پاكيزه بودند - يعنى آلودگى نداشتند - اما بالاخره جرأت در مقابلهى با فساد يك امتيازى است كه در شما هست. |
| 10- داشتن روحيه تهاجم در مقابل زورگويان بين المللي |
بهترين دفاع در مقابل زورگويان بين المللي تهاجم است. زورگويان بينالمللى، نقاط ضعف زيادى دارند: جنايت ميكنند، فساد ميكنند، به حقوق بشر تجاوز ميكنند، به حقوق ملتها تعدى ميكنند، انسانها را لگدمال ميكنند و همهى كارهاى زشت را انجام ميدهند؛ آخر هم طلبگار همهاند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى و با حالت طلبگارى، گفته و بيان بشود. اينجور نيست كه ما براى تهاجمات سياسى بينالمللى، بخواهيم پاسخ پيدا كنيم. يك وقتى از بنده - سالهاى اوايل - ميپرسيدند كه آقا، شما در مقابل اين حرف چه جوابى داريد؟ ميگفتم ما جواب نداريم؛ ما ادعا داريم و مدعى اينها هستيم؛ در قضيهى زن مدعى هستيم؛ در قضيهى حقوق بشر مدعى هستيم؛ در قضاياى حقوق اساسى انسانها مدعى هستيم. ما مدعى اينها هستيم؛ ما در مقام پاسخگويى نيستيم. چرا بايد سوال بكنند تا كسى مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بىجا ميكنند سؤال و ادعا ميكنند. اين روحيه، روحيهى خوبى است؛ روحيهى انقلاب اين است؛ اين است كه حقيقت را روشن و درخشان ميكند. |
| 11- حفظ روحيه مردمي و خاكي |
امتياز بعدي اين دولت روحيهى مردمى و خاكى اين دولت است؛ اين هم خيلى باارزش است؛ اين را قدر بدانيد. شما امتيازتان به تشخص ظاهرى و شكل و قيافه نيست؛ امتيازتان به همين است كه خودتان را با مردم همسطح كنيد، به شكل مردم و در ميان مردم باشيد، با مردم تماس بگيريد، با آنها انس پيدا كنيد، از آنها بشنويد. اين امتياز بزرگى است و در شما هست؛ آن را حفظ كنيد و نگه داريد. |
| 12-حفظ ساده زيستي |
سادهزيستى چيز باارزشى است . ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زيادهروى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعهمان ريشهكن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصلهتان را با طبقات ضعيف كم كردهايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد. |
|
وظايف دولت نهم در اداره امور كشور از ديدگاه مقام معظم رهبري |
| 1- رعايت قوانين |
قانون را اهميت بدهيد. قانون - وقتى كه با ساز و كار قانون اساسى پيش رفت - حتميت و جزميت پيدا ميكند.
ممكن است همان مجلس يا دولت يا ديگران مقدماتى فراهم كنند كه آن قانون عوض بشود - با طرحهايى كه در مجلس مىآيد، با لوايحى كه دولت ميدهد، با تصميمسازيهايى كه در بخشهاى مختلف انجام ميگيرد - عيبى ندارد؛ اگر قانون نقص دارد، ضعف دارد و غلط است، عوض بشود؛ اما تا مادامى كه قانون، قانون است، حتماً بايستى به آن عمل بشود و به آن اهميت داده بشود. من اين را تأكيد مىكنم. در بخشهاى مختلف همينجور است ممكن است يك چيزى را شما معتقد باشيد كه روال قانونىاش درست طى نشده، يا متصدى اين كار قوهى مجريه نيست؛ وقتى كه قانون مجلس - با همان ساز و كار قانون اساسى - به دولت ابلاغ شد، قوهى مجريه بايد آن را قانون بداند. حالا اگر چنانچه ضعف يا چيز ديگرى وجود دارد، عواملِ ديگرى وجود دارد كه اگر قانون مشكلاتى دارد، بايستى آن را از بين ببرند، به قانون اهميت بدهيد. |
| 2- نظارت بر زير مجموعه |
من اصرار و تأكيد دارم كه شما دوستان عزيز - كه مسئولان بالا و مديران ارشد هستيد - مسألهى نظارت بر زيرمجموعهى خودتان را بسيار اهميت بدهيد. چشمهاى بينا و بصير و باز شماست كه وقتى در دائرهى مسئوليتتان ميچرخد، ميتواند صحت كار و پيشرفت كار را تضمين كند. اگر چنانچه شما غفلت كرديد، ممكن است در همان بخشى كه غفلت كردهايد نابسامانى انجام بگيرد.
مجموعههاى انسانى مثل ماشين نيستند كه انسان يك دكمهاى را بزند و اين ماشين به خودى خود شروع كند به كار كردن. مجموعههاى انسانى مجموعههايى از ارادهها، فكرها، نظرها، سليقهها و خواهشهاى نفسانى صحيح و غلط هستند. خب، اين چيزى را كه شما تصميم گرفتيد، تدبير كرديد و بناست در مجموعهى شما انجام بگيرد، ممكن است يكجا با يك مانعى از همين خواهشها و فكرها و سليقهها و ارادههاى گوناگون برخورد بكند و متوقف بشود. ... بايد اين مانع را برطرف كنيد. اين نميشود مگر با نظارت. نظارت، بسيار مهم استم. |
| 3- پيگيري مصوبات |
مسألهى ديگر پيگيرى مصوبات است؛ بخصوص مصوبات سفرها و وعدههايى كه داده ميشود.
شما به جايى مسافرت ميكنيد؛ مثلاً گفته ميشود دولت صد يا دويست مصوبه براى آنجا داشت؛ بايد به طور جد دنبال كنيد كه اينها تحقق پيدا بكند. خب، ميدانيد كه بنده در زمينهى آمارگيرى و آماردهى زيرمجموعهها به مسئولان بالا، تجربهى طولانىاى دارم - هم در دورهى رياست جمهورى، هم بعد از آن - زياد اتفاق افتاده كه مىآيند و گزارش ميدهند كه آقا! اين كار شد، اين كار شد، اين كار شد! وقتى انسان نزديك ميرود، مىبيند كه گزارش دروغ نيست، اما درست هم نيست. يك نكتهاى در اين هست؛ به شما دروغ نگفتهاند، اما آنى كه شما ميخواهيد، اتفاق نيفتاده و انجام نگرفته است! پس مواظبت كنيد كه آن چيزى كه شما ميخواهيد، انجام بگيرد. گزارشهاى مكتوبى كه همراه با آمار و ارقام به ما ميدهند، ممكن است در آنها چنين اختلالى وجود داشته باشد. لذا بايد خيلى بادقت و احتياط و وسواس، اين مصوبات - بخصوص وعدههايى كه به مردم داده ميشود - تعقيب بشود و پيگيرى بشود. |
| 4- تعامل نظاممند با نخبگان و اهل نظر |
مسألهى بعدى، تعامل نظاممند با نخبگان و اهل نظر - حتى مخالفين - است؛ با اينها هم بايد تعامل كرد.
نخبگان جامعه را نبايد فراموش كرد. من اعتقادم اين است كه بر طبق فرمايش مولاى متقيان، آن جايى كه بين خواست نخبگان و خواست مردم - عامهى مردم - تعارض وجود دارد، خواست عامهى مردم مقدم است؛ اين همانى است كه در نامهى معروف حضرت و فرمان معروف حضرت به مالك اشتر، به اين معنا تصريح شده؛ اما هميشه از اين قبيل نيست. گاهى نخبگان نظرات اصلاحىاى دارند كه بايستى از اينها استفاده كرد. يعنى همچنانى كه گفته ميشود كه «همه چيز را همگان دانند»، «همه كار را هم همگان توانند»؛ واقعش اين جورى است. از نظرات و از نيرو و از كار همهى نيروها استفاده بشود. |
| 5- اطلاع رساني هنرمندانه |
يك مسأله، مسألهى اطلاعرسانى است كه من بارها گفتهام. البته خوشبختانه حالا مىبينم گاهى در آستانهى سفرها، اطلاعرسانيهاى خوبى انجام ميگيرد؛ ليكن در عين حال كم است. گزارش بايد واقعاً هنرمندانه باشد، نه به شكل گزارشهاى متعارف و عادى. وزرا بايد براى گزارش در بخشهاي مختلف برنامهسازى كنند. كار بسيار مشكلى است كه انسان بخواهد از عملكرد خود گزارشى بدهد كه باور مردم و اذعان مردم را همراه داشته باشد. اين كار هنرمندانهاى است و بايستى انجام شود. |
| 6- توجه به مقوله فرهنگ |
توجه به مقولهى فرهنگ خيلى مهم است. البته كارهايى شده؛ گزارشى هم كه دادند، اشارهاى به اين معنا داشت . بنده هم در جريان بسيارى از كارها هستم؛ اما در عين حالا مقولهى فرهنگ، بسيار مقولهى مهمى است؛ همان طور كه بارها گفتيم مثل هوايى است كه انسان در آن تنفس ميكند. همه - بزرگ، كوچك، بالا، پائين، قشرهاى مختلف، مسئول، غيرمسئول - در فضا تنفس ميكنند. اين فضا را درست كنيد، تا همه سالم تنفس كنند. |
| 7- توجه به انتقادها |
انتقاد با تخريب فرق دارد. متأسفانه خيليها تخريب ميكنند، ولى اسمش را ميگذارند انتقاد. آن جايى كه واقعاً انتقاد است و كسانى با نظر خيرخواهانه، نقاط مثبتِ كارى را توجه ميكنند و نقاط اشكالش را هم ذكر ميكنند، اينها را با سعهى صدر گوش بدهيد؛ نه اين كه همه جا قبول كنيد - چون ممكن است آن منتقد اشتباه كرده باشد - اما گوش كنيد تا آن جائى كه واقعاً درست است از شما فوت نشود. آدم متأسفانه مىبيند چيزهايى كه به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته ميشود، شكل همين تخريب را دارد: يعنى انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاى خوب، و درشت كردن و برجسته كردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتى بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند ديگر؛ ضعفها را بگويند، قوّتها را بگويند. جمعبندىِ كار يك دولت، آن وقتى است كه ضعفها و قوّتها را منصفانه پهلوى همديگر قرار بدهند . |
| 8- اتمام پروژه هاي نيمه كاره |
اولويت را به كارهايى بدهيد كه نيمهكاره مانده؛ شكوفايى اين است. ما گفتيم نوآورى و شكوفايى. نوآورى به معناى هى پروژهى جديد ايجاد كردن نيست. نوآورى يعنى نوآورى در فكر، در انديشه، راههاى نو را پيدا كردن و آنها را به عنوان برنامه و راهنماى كار در اختيار دولت - چه اين دولت، چه هر دولت ديگرى تا بيست سال آينده - قرار دادن؛ معناى نوآورى اين است كه شيوههاى نو را پيدا كنيم. بخشى از شكوفايى هم اين است كه كارهايى را كه شما تا حالا كردهايد، بتواند طعم خودش را به كام مردم بنشاند. |
| 9- نگاه محوري به مقوله پيشرفت و عدالت |
اين دههاى كه ما در پيش رو داريم، دههى پيشرفت و عدالت است. اين دو شعار، شعار دههى آينده است: پيشرفت، عدالت. نه اينكه تا حالا پيشرفت نكردهايم، نه اينكه تا حالا بكلى به عدالت بىاعتنائى شده باشد؛ نه، ما ميخواهيم در اين دهه يك پيشرفت جهشىِ همهجانبه و يك عدالتگسترى وسيعِ همهجانبه اتفاق بيفتد. خوشبختانه زمينههايش هم فراهم است. در اين دهه، گفتمان مسئولان كشور بايستى پيشرفت و توسعه باشد؛ پيشرفت و عدالت باشد. بدون معنويت و بدون عقلانيت، عدالت تحقق پيدا نميكند. اگر معنويت نشد، عدالت تبديل ميشود به ظاهرسازى و رياكارى؛ اگر عقلانيت نشد، عدالت اصلاً تحقق پيدا نميكند و آن چيزى كه انسان تصور ميكند عدالت است، مىآيد و جاى عدالت واقعى را ميگيرد. بنابراين معنويت و عقلانيت در تحقق عدالت شرط است. |
| 10- غافل نشدن از سند چشم انداز |
نقشهى راه، سند چشمانداز است. سند چشمانداز را هيچ نبايستى مورد غفلت قرار داد. اين حقيقتاً يك سند واقعى و يك نقشهى راهِ حقيقى است. بايد دستگاههاى نظارتى خودتان را محاسبه كنيد. حالا ديگران ممكن است نظارت بكنند، ممكن است نكنند؛ ممكن است نظارتشان درست باشد، ممكن است ناقص باشد؛ اما در درون خودِ مجموعهى قوهى مجريه - كه نقشش در رسيدن به اهداف چشمانداز، بسيار حساس است - دستگاههاى نظارتى را فعال كنيد، بعد ساز و كارهاى نظارتى را بكار بيندازيد تا ببينيم برنامهها و سياستها چقدر جلو رفته؛ يعنى اينجور نباشد كه سال دهم سند چشمانداز، نگاه كنيم و ببينيم پيشرفتى پيدا نكردهايم؛ نه، بايستى اينها را مرتباً رصد كنيد كه معلوم شود چقدر پيش رفتهايم و چقدر به آن اهداف نزديك شدهايم و چقدر زمينهها فراهم شده است. |
| 11- توجه به اصل 44 |
نكتهى ديگر مسئلهى سياستهاى اصل 44 است. خب، همه اعتراف دارند كه سياستهاى اصل 44 اگر اجرائى بشود، يك تحول در پيشرفت كشور - در زمينههاى اقتصادى و به تبع او در زمينههاى ديگر - بوجود مىآيد. اين هم مسئلهى بسيار مهمى است. قوى و كاملاً جدى اين سياستها را دنبال كنيد. |
| 12- اجراي طرح تحول |
اين مسئلهى طرح تحول هم كه اخيراً دولت مطرح كرده، اين هم از همان كارهاى بزرگ و از همان كارهايى است كه جرئتِ اقدام به آن كار، خودش باارزش است. همه اين سرفصلها را قبول كردهاند و قبول دارند. همين مسئلهى هدفمند كردن يارانهها، واقعاً چيز خيلى مهمى است؛ در دولتهاى قبل هم مطرح بوده منتها پيشرفت نميكرد. من توصيه ميكنم در اين كار حزم به خرج بدهيد؛ يعنى مطلقاً نگذاريد در اين قضيهى بزرگ، شتابزدگى به وجود بيايد. اين كار، كار مهم و كار بزرگى است؛ اگر انشاءاللَّه بتوانيد اين را خوب انجام بدهيد، يك قدم بلند براى پيشرفت كشور برداشتهايد؛ البته اگر خوب انجام نگيرد، آن وقت خطرها و ضررهايى هم دارد. يعنى مراقبت بكنيد كه هيچ عجله و شتابزدگى نباشد. توقف و ترسيدن از ورود در اين ميدان را به هيچ وجه توصيه نميكنم؛ اما نگاه كردنِ جلوى پا، نگاه كردن به چشماندازهاى دوردست و تبعاتى كه ممكن است به وجود بيايد و راه جلوگيرى از آن تبعات را توصيه ميكنم. |
| 13- پيشگيري از هر گونه بهانه جويي |
يك توصيهى ديگر اين است كه بهانه هم دست ديگران ندهيد. من مىبينم متأسفانه گاهى بهانههايى هم از طرف خودِ شما داده ميشود كه اين را هم بايستى توجه كنيد كه بهانه هم دست ديگران ندهيد؛ مراقبت كنيد؛ حزم كنيد. و گفت: «اتّقوا من مواضع التّهم». گفتند يك شيخى در يك مدرسهى دينى به طلبهاى گفت كه گفتهاند فلان طلبه، فلان مراودهى غلط را دارد. طلبه هم گفت: اتّقوا من مواضع التّهم، آشيخ تو هم! خلاصه اينكه مواظب باشيد، مراقبت كنيد؛ «اتّقوا من مواضع التّهم»؛ براى خودتان و براى دولت مسئله درست نكنيدو براى جنجالآفرينىها - كه كسانى دنبالش هستند - بهانه ندهيد. |