1- من عمل صالحا من ذكر اءو انثى و هو مؤمن فلنحيينه حياه طيبه .
(نحل (16)، آيه 97).
2- امام على عليه السّلام انّ اوّل عبادة اللّه معرفته و اصل مرفته توحيده ... (تحف
العقول ، ص 49).
3- لقمان (31) آيه 13.
4- و ما ارسلنا من قبلك من رسول الاّ نوحى اليه انّه لا اله الاّ اءنا فاعبدون ؛ ما پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم ، جز آن كه به او
وحى كرديم كه جز من خدايى نيست ، پس مرا بپرستيد!)) (انبيا (21) آيه 25).
5- اين كلمه لا اله الاّ اللّه زياد شنيده شده و در موقعيّتهاى مختلف ، چون تشييع جنازه و يا حتّى در مواقعى كه افراد، عصبانى هستند تكرار مى
شود. همچنين از نظر روانى در اثر تكرار و شنيدن زياد، اين كلمه عادّى شده ، به طورى كه ديگر هيچ گاه به معنا و مفهوم عميق و نقش حيات بخش و
مؤ ثّر آن در زندگى توجّهى نمى شود.
توحيد نه تنها يك نوع بحث ذهنى است ، بلكه به عنوان زير بناى عمل و رفتار، تصميم و اراده و ملاك ارزشهاى اخلاقى و انسانى مطرح است . نقش
توحيد را در سر و وضع و رفتار و عمل ، نگاه و احساس ، و در روابط فردى و اجتماعى مى توان مشاهده كرد.
توحيد نه تنها در بحثهاى طولانى كلامى و فلسفى صرف مطرح است ... كه در برخورد دو انسان و طرح دوستى آن دو در شيوه راه رفتن يك فرد در
كوچه و خيابان ، شركت كردن در يك مجلس و گفت و گو با يكديگر، در بين همكاران و هم مباحثه ايها و همچنين در برخورد با كودكان و زيردستان و
همسر و حتّى در نشستن بر سر يك سفره ، به سادگى مى توان حضور توحيد را به چشم ديد و در نخستين نگاه مى توان تشخيص داد كه در اين
محيط، توحيد حكم مى كند يا شرك (در انواع مختلفش ) بنابراين ، هر جا كه اثرى از توحيد نباشد، بى شك مرتبه اى از شرك حاضر است ، زيرا
اين دو با هم نقيضند، ممكن نيست هر دو باشند و ممكن نيست هيچ كدام نباشند.
6- عظم الخالق فى انفسهم فصغر مادونه فى اعينهم ؛ آفريدگار در وجودشان بزرگ جلوه مى كند و غير خداوند در نظرشان كوچك مى
نمايد)) (نهج البلاغه ، خطبه متّقين ).
7- قال الصادق عليه السّلام فى جواب عنوان البصرى : ...فان اردت العلم فاطلب اولا فى نفسك حقيقه العبوديه ، و اطلب العلم باستعماله
و استفهم الله يفهمك ، قال عنوان : يا ابا عبدالله ، ما حقيقه العبوديه ؟ قال عليه السّلام : ثلاثه اشياء: ان لا يرى العبد لنفسه فيما خوله الله
ملكا، لاءن العبيد لا يكون لهم ملك يرون المال مال الله يضعونه حيث اءمرهم الله به ، و لا يدبرالعبد لنفسه تدبيرا، و جمله اشتغاله فيما اءمره
تعالى به او نهاه عنه ، فاذا لم يرالعبد لنفسه فيما خوله الله تعالى ملكا هان عليه الانفاق فيما امره الله تعالى اءن ينفق فيه ، و اذا فوض العبد
تدبير نفسه على مدبره هان عليه مصائب الدنيا و اذا اشتغل العبد بما اءمره الله تعالى و نهاه لا يتفرغ منهما الى المراء و المباهاه مع الناس ، فاذا
اءكرم الله العبد بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا، و ابليس ، و الخلق ، و لا يطلب الدنيا تكاثرا و تفاخرا، و لا يطلب ما عندالناس عزا و علوا، و لا
يدع ايامه باطلا، فهذا اوّل درجه التقوى ...؛ عنوان بصرى از امام صادق عليه السّلام درباره علم سؤ
ال كرد. امام فرمود: دانشى كه در نزد ماست آموختنى نيست ، بلكه نورى است كه خدا بر
دل كسى كه مى خواهد هدايتش كند مى افكند؛ پس اگر خواستى از چنين داشى بهره مند گردى در آغاز بايد حقيقت بندگى را در خود طلب كنى و دانش را
با به كاربستن آن طالب باشى و از خدا درخواست فهم كنى تا خداوند به تو بفهماند.
- يا ابا عبداللّه حقيقت بندگى در چيست ؟
- در سه چيز است :
1 - آن كه بنده خدا در تمام آنچه كه خداى تعالى در اختيار وى قرار داده است مالكيتى براى خود نبيند، زيرا بندگان حقيقى ، مالك هيچ چيز نمى
شوند. مال را مال خدا مى بينند و هر جا كه خداى تعالى دستورشان فرموده ، مصرف مى كنند.
2 - آن كه بنده براى خودش تدبيرى نداشته باشد.
3 - و همه مشغوليتهاى وى در اطاعت از اوامر و نواهى خدا باشد. پس هنگامى كه بنده در داده هاى الهى براى خود مالكيتى نبيند، انفاق براى او آسان مى
شود و هرگاه بنده اى تدبير امور خود را به مدبرش واگذار كرد، مصيبتهاى دنيا بر او آسان مى شود و هرگاه بنده اى به آنچه خداى تعالى امر
و نهى فرموده ، مشغول باشد، فراغتى به او دست نمى دهد تا به مجادله و مباهات با مردم بپردازد و اگر خداى تعالى بنده اى را از روى اكرام به
اين سه صفت موفق بدارد، دنيا و شيطان و خلق همگى در نظر او خوار و بى مقدار مى شوند و از روى زياده طلبى و يا فخر فروش دنيا را نمى
طلبند و آنچه را كه در نزد مردم است به خاطر فخر يافتن و برترى جستن طلب نمى كنند و روزگار خود را به بطالت نمى گذرانند و (تازه )
اين اولين درجه تقوا است ...)).
(بحارالانوار، ج 1، ص 224 - 226).
8- غررالحكم ، ج 7، ص 387.
9- ذاريات (51) آيه 21.
10- غررالحكم ، ج 7، ص 378.
11- غررالحكم ، ج 7، ص 378.
12- غررالحكم ، ج 7، ص 378.
13- شمس (91) آيه 9.
14- اعلى (87) آيه 14.
15- امام باقر عليه السّلام مى فرمايد: لا يقبل عمل الاّ بمعرفة ... (تحف
العقول ، ص 215). قال على عليه السّلام يا كميل ! ما من حركة الاّ و اءنت محتاج فيها الى معرفة ؛ اى
كميل ، هيچ عمل و حركتى نيست مگر آن كه تو در انجام آن به معرفت و آگاهى نياز دارى . (تحف
العقول ، ص 171).
16- يكى از آقايان كه سنّى هم از او رفته بود مى گفتند: نمى دانم چرا فرزندم اين طورى شده : نماز نمى خواند... با وجودى كه من چيزى
درباره او كم نگذاشتم ، حتّى اخيرا هم برايش يك ماشين خريدم ، ولى باز توجّهى به حرف من نمى كند!
17- كهف (18) آيه 104 - 105.
18- تحريم (66) آيه 6.
19- ((آرزوهاى دور و دراز مرا از رسيدن به سود واقعى به دور داشته است )). (دعاى
كميل ).
20- العلم فى الصّغر كالنّقش فى الحجر؛ دانش در كودكى همانند نقش در سنگ است .
21- مكارم الاءخلاق ، ص 227.
22- نهج البلاغه ، كلام 31.
23- كسى كه سر از خواب بردارد و در امور مسلمانان ، اهتمام نداشته باشد، مسلمان نيست ، حديث نبوى .
24- يكى از موقعيّتهاى مناسب
براى قصّه گويى هنگام خواب كودك است .
25- هيچ سرمايه و ارثى بالاتر از ادب نيست ((على عليه السّلام )).
26- دع ابنك سبع سنين ، ويؤ دب سبع سنين ، والزمه نفسك سبع سنين
(وسائل الشّيعه ، ج 5، ص 125).
27- يا ايّها الّذين امنوا قوا انفسكم و اهليكم نارا (تحريم (66) آيه 6).
28- تفسير الميزان ، ج 19، ص 689.
29- ر.ك : پانوشتهاى بخش اول .
30- يك عامل عرضى در طول اين مقرّرات و دستورها و آداب تربيّتى وجود دارد كه اگر محقّق نباشد همه اينها هيچ است و بى اثر، و آن تغذيه
از لقمه حلال است ، كه اگر ممرّ معاش و زندگانى فردى از طريق حرام تاءمين شود و يا مخلوط با حرام باشد، ناخودآگاه در شخصيّت و روحيّات و
حتّى افكار او بازتاب منفى خواهد داشت . مراعات كردن همه دستورهاى تربيّتى در جهت رشد و پرورش كودك ، بدون تغذيه از روزى
حلال همانند، پاشيدن بذر مناسب در شوره زار است كه حاصلى در بر نخواهد داشت .
31- الولد سيّد سبع سنين ، و عبد سبع سنين ، و وزير سبع سنين (طبرسى ، مكارم الاخلاق ، ص 222).
32- دع ابنك يلعب سبع سنين و يؤ دّب سبع سنين و الزمه نفسك سبع سنين .
(وسائل الشّيعه ، ج 5، ص 125).
33- قال على عليه السّلام : ولدك ريحانتك سبعا... در هفت سال اول فرزندت همچون برگ خوشبويى (نازك و ظريف ) است (لذا خيلى حساب
شده بايد با وى برخورد كرد). ((شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 20، ص 343)).
34- قال الصّادق عليه السّلام : الغلام يلعب سبع سنين ... فرزند هفت
سال اول بازى مى كند. (كافى ، ج 6، ص 47).
35- قال على عليه السّلام : ولدك ريحانتك سبعا... (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 20، كلمه 937، ص 343).
36- قال
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : اءولادنا اءكبادنا، صغراؤ هم اءمرااءنا... فرزندان ما جگر گوشه هاى ما هستند خردسالانشان فرمانرواى ما
هستند... .
37- يستحب عرامة الغلام فى صغره ليكون حليما فى كبره (وسائل الشيعه ، ج 15، ص 198).
38- قال
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : عرامة الصّبى فى صغره زيادة فى عقله فى كبره تحرّك و جنب و جوش كودك در خردسالى نشانه زيادى
عقل او در بزرگسالى است . (بحارالانوار، ج 4، ص 378).
39- قال الصّادق عليه السّلام : ...و يؤ دّب سبع سنين (وسائل الشّيعه ، ج 5، ص 125).
40- عن ابى عبداللّه عليه السّلام : ...و يتعلّم الكتاب سبع سنين ... (كافى ، ج 6، ص 47).
41- قال النّبى صلّى اللّه عليه و آله : ...و عبد سبع سنين ... (مكارم الاخلاق ، ص 15).
42- قال الصّادق عليه السّلام : ...و يتعلّم الكتاب سبع سنين ... (كافى ، ج 6، ص 47).
43- قال الصّادق عليه السّلام : و يؤ دّب سبع سنين ... (وسائل الشّيعه ، ج 5، ص 125).
44-
قال موسى بن جعفر عليه السّلام : مروا صبيّانكم بالصّلوة اذا كانوا اءبناء سبع سنين ... (مستدرك
الوسائل ، ج 2، ص 558).
45- ...ويؤ دّب سبع سنين ... (وسائل الشيعه ، ج 5، ص 125).
46- عن ابى عبداللّه عليه السّلام قال : بادروا اءحداثكم بالحديث قبل ان يسبقكم اليهم المرجئة ششش (كافى ، ج 6، ص 47).
47- اهداف تربيّتى دوره دبستان .
48- فقال عليه السّلام : عليك بالاءحداث فانّهم اءسرع الى كلّ خير (روضة الكافى ، ص 93).
49- اهداف تربيّتى دوره دبستان .
50- والدين در اين دوران حسّاس بلوغ بايد توجّه داشته باشند كه با رفتار خود به شعله ور شدن حسّاسيّت جنسى جوان خود كمك نكنند؛ مثلا،
از رفت و آمدها و ديد و بازديدهايى كه جوان با جنس مخالف زياد برخورد پيدا مى كند اجتناب ورزند، بخصوص از رفت و آمد با
فاميل و بستگانى كه بى بند و بارند جدّا پرهيز كنند.
51- قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : اوصيكم بالشّبان خيرا فانّهم اءرقّ اءفئدة (كتاب شباب قريش ، ص 1).
52- قال الصّادق عليه السّلام : ...والزمه نفسك سبع سنين ... (وسائل الشّيعه ، ج 5، ص 135).
53- قال
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : و وزير سبع سنين ... (مكارم الاخلاق ، ص 15).
54- مبانى تعليم و تربيّت ، ص 77، شكوهى يكتا.
55- قال الصّادق عليه السّلام : ...و يتعلّم الحلال و الحرام سبع سنين (كافى ، ج 6، ص 47).
56- عليكم انفسكم ... (مائده (5) آيه 105).
57- دكتر استاس چسر، پزشك و روان شناس معروف انگليسى 1989 م .
58- علم حضورى : ما هر يك خويشتن خود را بلافاصله و بدون واسطه ، به محض اين كه به ((خود))توجّه كنيم ، مى يابيم ؛ ادراك ما از
خودمان علم حضورى است ، اما در علم حصولى اين طور نيست .
صورت اشيا در ذهن ما به واسطه حواس حاصل مى شود و آن گاه ما آن را درك مى كنيم .
(براى مطالعه بيشتر به كتاب آموزش فلسفه ، نوشته استاد محمّد تقى مصباح ، ج
اول ، بحث ((علم حضورى )) مراجعه شود)).
59- بل الانسان على نفسه بصيرة # ولو اءلقى معاذيرة (قيامة (75) آيه 14 و 15).
60- معرفة النّفس اءنفع المعارف حضرت على عليه السّلام .
61- من عرف نفسه فقد عرف ربّه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله .
62- از لحاظ علمى ثابت شده است كه غدد مترشّحه داخلى و خارجى هر چه تهيّه مى كنند، مورد احتياج خود بدن است ، اما غدد جنسى ، چه در مرد و
چه در زن ، از رديف غددى هستند كه هم ترشّحات داخلى و هم ترشّحات خارجى دارند. ترشّحات داخلى آنها كه هورمونهاى جنسى محسوب مى شوند،
براى برخى فعّاليّتهاى بيولوژيكى بدن و بلوغ جنسى ضرورى است ، مانند تستسترون testosterone، پروژسترون progestrone و
استروژن estrogen، ولى ترشّحات خارجى غدد تناسلى در مرد، همان مايع منى است كه
شامل اسپرماتوزوئيد است ، كه مورد احتياج خود شخص نبوده و براى ايجاد نسلى ديگر به كار مى آيد.
63- براى ايجاد آثار جسمى و ظاهرى بلوغ در هر جنسى ؛ مثلا، كلفت شدن صدا و رشد عضلانى در پسرها بايد غدد جنسى مربوطه (بيضه ها)
به كار افتند و شروع به ترشّح موادّى به نام هورمن (hormone) جنسى كنند. اين مواد بعد از ترشّح توسط گردش خون به تمام اعضا و
سلولهاى بدن رسيده و در آنها بخصوص در اعضاى جنسى تغييراتى به وجود مى آورند كه آنها را مجموعا آثار و علايم ثانويّه جنسى مى گويند.
در مقابل ، آن عدّه از آثار و علايمى را كه شخص از بدو تولّد دارد و مشخّص كننده جنس اوست ، علايم اوّليّه جنسى مى نامند.
64- انزال منى را در خواب ، ((احتلام )) گويند. تعداد دفعات آن در اشخاص مختلف فرق مى كند.
احتلام در خواب ، امرى طبيعى است و موجب اعتدال جسمى و روحى است . ظهور احتلام قاعدتا در اوّلين
مراحل بعد از بلوغ بايد صورت بگيرد، امّا معمولا بر اثر علل مختلف ديگر،
مثل آب و هوا، نژاد، شرايط جغرافيايى و محيط زندگى ، بروز آن تا چند ماه به تاءخير مى افتد. اگر فردى دچار احتلام پياپى شود؛ مثلا، هر شب
يا غالب شبها دچار آن گردد و اين وضع ادامه يابد، اين امر ممكن است عوارضى در پى داشته باشد و موجب ضعف جسمى و روحى شود. خوردن شام
سبك ، پرهيز از پرخورى و تغذيه موادّ محرّك ، مانند ادويه جات و موادّ قندى و گرمى و تخليه مثانه از ادرار
قبل از خواب ، كنترل ذهن از انحراف به افكار و خيالهايى كه هيجانات روحى و عصبى به
دنبال دارد و نيز سحر خيزى غالبا منجر به كنترل احتلامهاى مكرّر و بازگشت آن به
حال طبيعى مى شود؛ امّا در صورت عدم بهبود و ادامه آن ، مخصوصا در جوانانى كه دچار ضعف بنيه هستند، مراجعه به پزشك ممكن است لازم باشد.
65- از اين رو غالبا اتّفاق مى افتد كه مربّى يا والدين ، هنگامى كه كودك به سن بلوغ مى رسد، شكايت مى كنند:
((مثل اين كه او به كلّى عوض شده است .))
66- از جمله تجلّيات اين دوران ((حسّ استقلال طلبى )) و ((آزاد انديشى )) است و بلكه به
قول دكتر دوريس اودلوم : ((اوّلين تجلّى و ظهور تغييرات حاصله در دوران بلوغ ، كه بزرگسالان را از وجود تغييراتى در اخلاق و رفتار
نوجوانان آگاه مى كند، همين درخواست استقلال است كه براى خود، دامنه وسيعى دارد.))
67- در اين دوران براى نوجوان بهترين موقعيّت است كه در فعّاليّتهاى گروهى و تربيّتى مدارس شركت كند و خلاّقيّتهاى فرهنگى و هنرى
خود را نمايان سازد.
68- اءوصيكم بالشّبان خيرا فانّهم اءرقّ افئدة (ميزان الحكمة ، ج 5، ص 5).
69- البته هستند جوانانى كه عاقلانه و منطقى فكر كنند و كمتر تابع احساسات زودگذر خود باشند و با واقعيّتها درست برخورد كنند.
70- ولقد خلقنا الانسان فى اءحسن تقويم ما انسان را به بهترين نظام خلق بيافريديم . (التين (95) آيه 4).
71- اگر جوان با تحقيق دقيق به جهان بينى نپردازد و با اصول جهان بينى اسلامى آشنا نگردد، افكار و انديشه هاى خشك علمى ،
عقل او را در حساسترين و فعالترين دوران عمر، مغلوب انواع تخيلها و توهمهاى
خيال انگيز و رؤ ياهاى طلايى خواهد نمود. در چنين شرايطى جوان قادر به تشخيص راه درست از نادرست و موضع گيرى صحيح از ناصحيح نخواهد
بود، زيرا او در عالم رؤ ياهاى شيرين دوران جوانى غوطه ور شده و از حقايق و مسلمات جهان خارج و شناخت مبداء
كمال و آفرينش و و سايل تكامل و نزديكى به آن ، جدا شده و بى خبر مانده است .
72- الغضب يفسد الايمان كما يفسد الخلّ العسل (اصول كافى ). 73- الغضب مفتاح
كل شر (بحارالانوار، ج 73، ص 266).
74- قال على عليه السّلام : كان النبى صلّى اللّه عليه و آله لا يغضب للدنيا فاذا اغضبه الحق لم يعرفه احد و لم يقم لغضبه شى ء حتى
ينصر له . (ميزان الحكمة ، ج 7، ص 24).
75- و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة (روم (30) آيه 21).
76- در اين جا غرض از محل مخصوص ، اطراف عورت است و مستحب است كه اين مو برطرف شود و بهداشت آن ، رعايت گردد.
77- خداوند مرا پاك گردان ، و قلب و روح مرا نيز پاك نما!
78- و اءقم الصلوة لذكرى ؛ نماز را براى ياد من بپادار (طه (20) آيه 14).
79- دعا وسيله كمال و رشد جوان است . خداوند مى فرمايد: ادعونى استجب لكم ؛ (غافر (40) آيه 60) بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما
را)) و در آيه ديگر مى فرمايد: و اذا سالك عبادى عنى فانى قريب اجيب دعوة الداع اذن دعان فليستجيبوالى وليؤ منوا بى لعلهم يرشدون ؛
ترجمه : و هنگامى كه بندگانم درباره من از تو سؤ ال
كنند، در پاسخ ايشان بگو همانا من نزديكم و دعاى دعا كننده را اجابت مى كنم . هرگاه مرا بخوانند، پس بايد دعوت مرا اجابت كنند و به من ايمان
بياورند، باشد كه راه يابند.)) (بقره (2) آيه 186).
80- منظور از نه سال ، تمام شدن نه سال و وارد شدن به سن ده سالگى است ، نه پا گذاشتن به نه سالگى . نه
سال قمرى ((سه ماه و چند روز)) جلوتر از نه سال شمسى است و تعيين تفاوت دقيق ، متوقف است بر اين كه معلوم شود كه دختر در چه ماهى متولد
شده است .
81- جدا شدن و فرو ريختن مخاط داخل رحم به درون رحم كه به علت پارگى عروق (در اثر جدا شدن مخاط) مى باشد و با فشار به بيرون
هدايت مى شود، اصطلاحا رگل و يا قاعدگى گفته مى شود. در اصطلاح شرعى اين
عمل ((حيض )) و فردى كه در مرحله خونريزى قاعدگى است ((حائض )) ناميده مى شود. در اسلام براى شخص خائض ... احكام و وظايف خاصى
وجود دارد كه هر دختر مسلمانى بايد آنها را فراگيرد. مدت زمان خونريزى قاعدگى 5 الى 7 روز بوده و فاصله بين آغاز دو
رگل ، معمولا حدود يك ماه يا 28 روز مى باشد. اين مدت و فاصله را (ايام حيض ) كه از زمان آغاز خونريزى قاعدگى تا پايان خونريزى
طول مى كشد، اصطلاحا عادت ماهانه هم مى گويند.
علائم خون در قاعدگى
خون حيض به طور غالب دارى اين صفات است : 1 - سرخ يا سرخ مايل به سياهى . 2 - غليظ. 3 - گرم . 4- بيرون آمدن با فشار و كمى سوزش .
شرايط تحقق حيض
خونى كه دختر مى بيند با چهار شرط، خون حيض است كه اگر يكى از چهار شرط را نداشته باشد خون حيض نيست .
الف - دختر كمتر از نه سال و زن بيشتر از پنجاه سال نداشته باشد.
ب - از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر نباشد.
ج - در سه روز، استمرار داشته باشد.
د - ميان دو حيض ، دست كم ده روز فاصله باشد.
82- براى شخص حائض ، مستحب است كه در ايام حيض در اوقات نماز، پنبه را عوض كرده و وضو بگيرد و به اندازه وقت خواندن نماز، رو به
قبله بنشيند و با حضور قلب تسبيحات حضرت زهرا عليه السلام را بگويد.
83- خداوندا مرا پاك گردان ، و قلب و روح مرا نيز پاك نما!
84- بر دختر در اين زمان واجب است كه تمامى بدن خود به جز گردى صورت و دستها تا مچ را از نامحرم بپوشاند؛ البته بايد سعى كند از
لباسهايى كه توجه نامحرم را به خود جلب مى كند، اجتناب ورزد.
عبادتهايى كه با وضو، غسل و يا تيمم بايد انجام شود بر شخص حائض حرام است ، مانند نماز، روزه طواف ، اعتكاف ، بر خلاف نماز ميت .
نمازهايى را كه در اين ايام نخوانده قضا ندارد، ولى روزه هايى را كه نگرفته بايد بعدا قضا كند.
85- و اقم الصلوة الذكرى ؛ نماز را براى ياد من بپادار. (طه (20) آيه 14).
86- در حديث آمده است : ((خداوند، فرشتگانى دارد كه هر شب ، فرود مى آيند و به جوانان بيست ساله ندا مى دهند: براى رسيدن به
كمال و سعادت خود كوشش كنيد)). (مستدرك الوسائل ، ج 2، ص 353).
87- سعدى .
88- الولد سيد سبع سنين و عبد سبع سنين و وزير سبع سنين (مكارم الاخلاق ، ص 222).
89- قال
رسول الله صلى الله عليه و الله : اءوصيكم بالشبان خيرا (ميزان الحكمة ، ج 1، ص 349).
90- ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد؛ سخن از خير و شر به زبان نياورد (انسان ) جز آن كه در نزد او فرشته اى نگهبان و آماده
(نوشتن ) است . (ق (50) آيه 18).
91- سيد بن طاووس ، كشف المحجة .
92- گرچه قوه تعقل در جوان تقويت مى شود، ولى او به كمال عقلى نمى رسد، زيرا
عقل براى تكامل ، محتاج علم و تجربه است . او به تدريج به تحصيل علم و اندوختن تجربه ، به
كمال عقلى نزديكتر مى شود؛ لذا بايد جوان از مشورت و مطالعه غفلت نكند، زيرا بزرگترين نقطه ضعف جوان نداشتن بصيرت در امور است . جوان
بايد با جدى گرفتن تعقل ، جلو تخيل را در خود بگيرد؛ تخيل ، جولان فكر در خارج از موازين عقلانى و منطقى است . بنا به عللى كه در روان
شناسى توضيح داده مى شود، تخيل در جوان قوى است .
93- همه اين نيروها و خواسته ها و كششها ابزارهايى هستند در دست عقل كه براى فعاليتهاى حياتى و
تكامل انسان در شؤ ون مختلف زندگى از آنها استفاده مى كند. اگر نيروى عقل ، قوى باشد و خير و شر و مصلحت و مفسده را خوب تشخيص دهد و تسلط
خود را بر نيروهاى ديگر حفظ كند، انسان در راه صحيح قرار مى گيرد و به طرف سعادت ابدى پيش مى رود، ولى اگر به غريزه شهوتش و يا
به احساسها و عواطفش ميدان دهد، در اين صورت ، كم كم نداى عقل خاموش مى گردد و مغلوب هواى نفس ، واقع شده و انسان به سراشيبى سقوط و
انحطاط اخلاقى افتاده و از حيوان هم پست تر مى گردد و در نتيجه به طرف شقاوت ابدى مى گرايد.
94- كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تعقلون (بقره (2) آيه 242). در قرآن در بيش از صد آيه به انديشيدن در كارها و پديده ها
سفارش شده است .
95- ان الله تعالى يباهى بالشاب العابد للملائكه يقول : انظروا الى عبدى ! ترك شهوته من اءجلى (ميزان الحكمه ، ج 5، ص 9).
96- قل للمؤمنين يغضوا من اءبصارهم و يحفظوا فروجهم (نور (24) آيه 30).
97- بايد توجه داشت كه حريم زن و مرد نه تنها در محيط خارج از خانواده و
فاميل ، بايد حفظ شود، بلكه بايستى در بين فاميل و بستگان نزديك نيز اجرا شود، نبايد پنداشت كه وابستگيهاى خانوادگى و اين كه (مثلا) از
بچگى با هم بزرگ شده اند، مصونيتى در اين مورد به وجود مى آورد.
98- قل للمؤمنات يغضضن من ابصار هن و يحفظن فروجهن . (نور (24) آيه 31).
99- براى اين كه افكار باطل و شهوت انگيز به ذهن انسان ، خطور نكند، بايد تا آن جا كه مى تواند از ياد خدا غفلت نورزد و اوقات خود را
با برنامه هاى مفيد و سودمند پر كند تا ديگر مجالى براى وسوسه هاى بيجا و
تخيل و توهم درباره صحنه هاى شهوت انگيز باقبى نماند، چرا كه بيكارى منشاء تمام انحرافات است (بخصوص در ايام تعطيلى تابستان ) لذا
دانش آموزان و جوانان عزيز بايد اوقات فراغت خود را با برنامه ريزى صحيح به مطالعه در كتابخانه ها و يا تحقيقات علمى و فعاليتهاى فنى
و ابتكارى كه زمينه هاى اختراع و اكتشاف را در آنان فراهم مى سازد، مشغول كنند، در ضمن از شركت در فعاليتهاى ورزشى و سالم سازى بدن ،
غفلت نورزند.
100- اگر زندگى شخصيتهاى علمى و محققان ، نوابغ و دانشمندان مذهبى و متفكران بزرگ را مورد مطالعه قرار دهيم ، متوجه خواهيم شد كه همه
آنان افرادى بوده اند كه از خوش گذرانيها و هوسبازيها خود را كنار كشيده اند و احتياجهاى طبيعى و غريزى خود را از طريق مشورع و
معقول با صبر و بردبارى و در موقع مناسب اعمال كرده اند. محال است كسى ادعا كند: در عين حالى كه
ميل جنسى سراسر وجودش را تحت تسلط خود در آورده ، از نظر درسى و مطالعه و تحقيقات علمى لطمه اساسى بر او وارد نشده باشد! چنين ادعايى
فريبى بيش نبوده ، بخصوص در دوران جوانى ، تحقق چنين امرى از محالات است . انسانهاى حقيقى و شخصيتهاى بزرگ و به
كمال رسيده ، همگى در رديف كسانى بوده اند كه با پاكى و تقوا زيسته و هرگز عظمت روحى و شخصيت معنوى خود را با روابط نامشروع آلوده
نكرده اند.
101- تا جوانيد فكرى كنيد، نگذاريد پير و فرسوده شويد ((امام خمينى (ره )، جهاد اكبر)).
102- بادر شبابك قبل هرمك (غررالحكم ، ص 340).
103- السرور يبسط النفس و يثير النشاط (غررالحكم ، ص 157).
104- قال على عليه السلام : اءوصيكما و جميع ولدى و اءهلى و من بلغه كتابى بتقوى الله و نظم اءمركم (نهج البلاغه ).
105- يا ويلتى ليتنى لم اتخذ فلانا خليلا (فرقان (25) آيه 28).
106- اصولا بايد توجه داشت كه انسان جز از طريق خويشتن دارى نمى تواند به انسانيت ، دست يابد، زيرا نفس و غريزه به طور طبيعى به
طرف لذات و شهوات تمايل دارد و اگر انسان در برابر اين كششهاى غريزى مقاومت نكند، عملا قدم به قدم به ورطه حيوانيت و سقوط و تباهى
نزديكتر مى شود.
انسانيت از اين جا آغاز مى شود كه انسان در برابر كششهاى نفسانى مقاومت و پايدارى كند و تسليم
اميال و شهوات زودگذر خود نگردد تا زمينه براى رشد و پرورش استعدادهاى روحى و ملكوتى در او فراهم شود. بدن چنين خويشتن دارى راه به
روى انسانيت و معنويت ، بكلى مسدود است .
لذا مى توان گفت كه لازمه هر كمالى در انسان خويشتن دارى در برابر اميال و شهوات است . از طرفى
تحمل هرناگوارى و محروميتى همراه با يك گشايش باطنى و راحتى است ، چنان كه قرآن مى فرمايد: فان مع العسر يسرا؛ با هر سختى البته
گشايشى و راحتى است . (شرح (94) آيه 5).
107- الا الذين تابوا من بعد ذلك و اصلحوا فان الله غفور رحيم (نور (24) آيه 5).
108- قال صلى الله عليه و الله : هو ان يتوب الرجل من ذنب و ينوى ان لا يعود اليه ابدا. (ميزان الحكمه ، ج 1، ص 522).
109- ملكه حالت و صفتى پايدار در فرد است كه به صورت عادت در مى آيد و تغيير آن بسيار
مشكل بوده و در بعضى اوقات ، محال است .
110- ما من شى ء احب الى الله تعالى من شاب تائب (ميزان الحكمة ، ج 5، ص 5).
111- من اطاع نفسه شهواتها فقد اعانها على هلكتها؛ هر كس نفسش از شهواتش پيروى بنمايد به تحقيق به هلاكتت خود كمك كرده است .
112- ان النفس لاءمارة بالسوء الا ما رحم ربى ؛ به راستى كه نفس ، انسان را به سوى بدى امر مى كند، مگر اين كه مورد رحمت خداوند
قرار بگيرد. (يوسف (12) آيه 53).
113- قال على عليه السلام : اكره نفسك على الفضائل فان الرذائل مطبوع عليها. (مستدرك
الوسائل ، ج 2، به نقل از ميزان الحكمة ، ص 310).
114- المؤمن كيس ؛ مؤمن زيرك است .
|