ارتباط سالم و سازنده والدين با يكديگر
در يك سيستم ارتباطى مانند خانواده ، تبادل اطلاعات و احساسات چگونه بايد صورت گيرد و براى برقرارى يك ارتباط سالم چه بايد كرد؟
همان طور كه بيان شد ارتباط سالم و خوب ، ارتباطى است كه دو طرفه باشد و هر دو بر اساس احترام
متقابل در فضايى مناسب ، تبادل افكار و احساسات نمايند، براى يكديگر ارزش
قايل شوند، به نظرات يكديگر اهميت داده و با صميميت ، مشكلات ، دردها و شاديها و انتظارات و آرزوها را با هم در ميان بگذارند. اين خود، در كاهش
دردها مؤ ثر است و در مواقع دشوار و بروز مشكلات ، به راه حلهاى مناسب مى انجامد.
به حرفها و سخنان يكديگر كاملا گوش دادن (186)، بزرگوارانه خطاى يكديگر را ناديده گرفتن (187)، با يكديگر هم احساس شدن و با
احساس همدردى به مبارزه با مشكلات پرداختن ، از ويژگيهاى خانواده متعادل و با ايمان است . در چنين خانواده اى ارتباط بين زن و شوهر در جوى آرام
، سرشار از محبت و مملو از سرور و تواءم با صميميت و ارزش گذارى به شخصيت يكديگر، انجام مى پذيرد:
و من اياته اءن خلق لكم من انفسكم اءزواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمه ان فى ذلك لايات لقوم يتفكرون .
((و از نشانه هاى قدرت اوست كه برايتان از جنس خودتان همسرانى بيافريد تا به ايشان آرامش يابيد و ميان شما دوستى و مهربانى نهاد. در اين
عبرتهايى است براى مردمى كه تفكر مى كنند(188))).
مهمترين و باشكوهترين تجليات ارتباط سالم بين زن و شوهر روابط گرم و دوستانه فرزندان ، در عين حفظ احترام
متقابل است كه خود مايه آرامش روان و التيام آلام روحى و عاطفى اعضاى خانواده مى شود.
تلاش براى تبادل عاطفى و اثبات صادقانه علاقه و صميميت در جوى معنوى ، كه هر يك ديگرى را آيت و نشانه الهى و وسيله تعالى و رشد خود حس
كند، موجب صميميت و پايدارى بناى مقدس خانواده خواهد شد و دوام و استحكام اين شبكه ارتباطى را تضمين خواهد كرد. آگاهى از شيوه هاى صحيح
ارتباط(189) و مبادلات فكرى و عاطفى زمينه هاى روشنى پيش روى هر يك خواهد گذاشت تا هر يك ، از واژه ها و كلمات محبت آميز و ارزشمندى كه
شخصيت يكديگر را حفظ نموده و احترام متقابل را افزايش دهد، استفاده كند. كلماتى كه در اين مناسبات انسانى سبب خواهد شد، ارتباط قلبى روز به
روز عميقتر شده و آثار شكوهمند آن بر روابط سايه افكند و در گسترش رفتار محترمانه با فرزندان تاءثير گذارده . يك نمونه از اين كلمات ،
كه پيامبر صلى الله عليه و آله توصيه فرموده اند، چنين است كه : اگر كسى كه به همسرش بگويد: ((تو را دوست دارم (190))) اين جمله
هرگز از دل او خارج نخواهد شد.
ابراز محبتهاى قلبى و احترام به شخصيت همسر و گفت و گوهاى مسرت بخش ، موجب علاقه مندى زن به زندگى مشترك در پرتو ارزشهاى والاى
اخلاقى و معنوى خواهد شد. چرا كه در اين بناى استوار و مقدس خانواده ، زن از شوهر تعهدى محكم و استوار گرفته است :
... و اءخذن منكم ميثاقا غليظا.
((و زنان از شما عهد و پيمانى محكم گرفته اند(191))).
در اين ارتباط، مرد نقش و مسؤوليتى بارزتر به عهده دارد؛ چرا كه قوام دهنده بناى مقدس زندگى خانواده است :
الرجال قوامون على النساء بما فضل اللّه بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم ؛
((مردان قوام دهنده و عهده دار كارهاى زنانند. به آن جهت كه خداوند بعضى را بر بعضى برترى داده و از آن جهت كه از
اموال خود نفقه مى دهند(192))).
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با كرامت و بزرگوارى در بذل عواطف و احترام ، روابطى گرم و صميمانه و محيطى سرشار از اميد و اطمينان به
وجود مى آورند و مى فرمايند:
خيركم خيركم لاءهله و اءنا خيركم لاهلى ...(193).
((بهترين شما كسى است كه براى خانواده اش بهتر است و من از همه شما براى خانواده ام بهترم .))
...فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّه .
((پس زنان شايسته فروتنانى تابع هستند كه در غياب همسر خود، اسرار او را در برابر حقوقى كه خداوند قرار داده ، حفظ مى
نمايند(194))).
ويژگيهاى ارتباط سالم زن و شوهر
1 - بخشى از اوقات خود را در زندگى شبانه روزى ، مخصوص ارتباط با خانواده خود قرار مى دهند.
2 - در ارتباط متقابل خود با همسر، همواره احترام متقابل را حفظ مى كنند و هر يك وظيفه مجزا و متفاوت به عهده داشته كه
تكميل و تكوين خانواده ، مرهون تلاش هر دو است .
3 - در ارتباط كلامى ، با لحنى محبت آميز و با نيتى خيرخواهانه وارد مى شوند.
4 - اشكالها و انتقادها را دور از حضور فرزندان بازگو و حل و فصل مى كنند.
5 - انتقادها با رعايت احترام در حد ظرفيت طرف مقابل عنوان مى شود به طورى كه به حيثيت وى ، لطمه وارد نمى كند.
6 - انتقاد با اظهار جنبه هاى قوت و تكيه روى نقاط مثبت آغاز و زمان و فرصت اصلاح به يكديگر داده مى شود.
7 - در ابراز احساسات ، انتقادها و ارشادها، شخصيت و عزت نفس فرد، همواره حفظ مى شود.
8 - طرفين ممكن است از اشتباههاى يكديگر اطلاع داشته باشند، ولى بزرگوارانه آنها را ناديده مى گيرند(195).
9 - در صورتى كه طرف مقابل خطاكار است ، اين سخن على عليه السلام را آويزه گوش نموده است كه با سكوت ، او را عقوبت و يا اصلاح كند:
اعقل الناس من لا يتجاوز الصمت فى عقوبة الجهال (196).
((داناترين مردم كسى است كه در عقوبت ناآگاهان ، از سكوت تجاوز نكنند.))
10 - در اظهار انتقاد همواره حس عيب پوشى و رازدارى را بر اساس : ...هن لباس لكم و انتم لباس لهن ...(197)؛ آنها پوشش شمايند و شما
پوشش آنهاييد حفظ كرده و گاهى اوقات سكوت و خاموشى را سازنده تر از سخن گفتن مى بينند(198).
11 - اوقات خوش خانه در ارتباط با يكديگر، به سخنان و گفتارى كه موجب رشد و تعالى شخصيت خود و فرزندان مى شود، صرف مى گردد.
يكى از لحظات مسرت بخش و معنوى يك خانواده در ارتباطى سالم ، هنگامه نماز است ، آن گاه كه تمام
اهل خانه با دلى آكنده از محبت و سرشار از عشق ، روى به درگاه خدا به نماز مى ايستند و با دلى خاضع و خاشع ندا در مى دهند:
رب اجعلنى مقيم الصلوة و من ذريتى ربنا و تقبل دعاء.
((پروردگارا، مرا و فرزندانم را از بر پاى دارندگان نماز قرار ده ، پروردگارا دعاى مرا بپذير(199))).
از آنجايى كه مردان در اين ارتباط مسؤوليت مديريت خانواده را به عهده دارند، بايد از حلم و بردبارى و عفو و گذشت بسيار برخوردار باشند،
قرآن مى فرمايد:
...و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان اللّه غفور رحيم # انما اءموالكم و اءولادكم فتنة واللّه عنده اءجر عظيم # فاتقوااللّه ما استطعتم و اسمعوا و
اءطيعوا و اءنفقوا خيرا لاءنفسكم و من يوق شح فاءولئك هم المفلحون .
((و اگر عفو كنيد و چشم بپوشيد و از خطاهايشان درگذريد، خداوند آمرزنده و مهربان است . جز اين نيست كه
اموال و فرزندان شما وسيله آزمايش شما هستند و حال آنكه پاداش بزرگ نزد خداست . پس تا مى توانيد تقوا پيشه كنيد. بشنويد و اطاعت كنيد و به
سود خود از مالتان انفاق كنيد و آنان كه از حرص نفس خويش در امان مانده اند رستگارند(200))).
در هر صورت مدير خانواده مسؤوليت بيشترى در گرمى و شادابى خانواده به عهده دارد و اگر هم گاهى نقاط ضعفى و يا اشكالى به ذهنش خطور
مى كند، بايد توجّه داشته باشد كه خداوند در قرآن ، مردان را اين گونه راهنمايى و هدايت نموده است :
...و عاشروهن بالمعروف فان كرهتموهن فعسى اءن تكرهوا شيئا و يجعل اللّه فيه خيرا كثيرا.
((با زنان به نيكى رفتار كنيد و اگر شما از آنان ناخشنوديد، - بايد توجّه داشته باشيد كه - چه بسا چيزى را شما خوش نداريد و خداوند در آن
خير بسيارى قرار داده است (201))).
البته در اين باره مسؤوليت ، تحمل ، بردبارى و تبعيت زن در مقابل شوهر نيز مورد تاءكيد واقع شده است (202).
ويژگيهاى ارتباط ناسالم زن و شوهر
1 - اصرار و پافشارى در سخن خود
2 - ديگرى را مقصر و خود را بى عيب و نقص دانستن
3 - اصرار و پافشارى بر بى گناهى خويش
4 - سرزنش كردن و طعنه زدن
5 - خود را بالاتر از ديگران دانستن
6 - مسخره كردن
7 - احساسات طرف مقابل را درك نكردن و احساس همدردى و همدلى نكردن
8 - با لحن نامناسب و خشن سخن گفتن (203)
9 - هميشه حالت تدافعى به خود گرفتن
10 - جواب انتقاد را با انتقاد پاسخ گفتن
11 - شخصيت و حرمت ديگرى را در نظر نگرفتن
12 - توهين كردن (204)
13 - نقطه ضعف طرف را رو كردن
14 - به جاى برخورد مؤ دبانه با مشكل ، شخصيت مقابل را زير سؤ ال بردن
15 - توجهى به سخنان و گفتار طرف مقابل نكردن
16 - نارضايتى را بطور مستقيم با لفظى زننده ابراز كردن
17 - مخاصمه ، مجادله و مشاجره كردن (205)
18 - سوء ظن داشتن
19 - عزت نفس ديگرى را لكه دار كردن
20 - نيكى را با بدى پاسخ گفتن
21 - خرده گيريهاى پياپى ، انتقادها، تهديدها، تذكرات مكرر، وارسى كردنها، علّت يابيهاى بى مورد و دخالت كردن هاى بيجا، همه زمينه ايجاد
ارتباط سالم را بكلى از بين مى برد.
فصل ششم : روشهاى ارتباط با كودكان و نوجوانان
قال موسى عليه السلام : يا رب اءى الاءعمال اءفضل عندك ؟ قال : حب الاءطفال فانى فطرتهم على توحيدى ؛
حضرت موسى عليه السلام عرض كرد: پروردگارا چه اعمالى نزد تو بالاتر است ؟ خطاب رسيد: دوست داشتن كودكان ، زيرا من آنان را بر
فطرت يگانه ام آفريدم (206))).
(امام صادق عليه السلام )
ارتباط با كودكان و نوجوانان
چگونه مى توان با كودكان ارتباطى سالم و صحيح برقرار كرد؟
آيا مى توان در برقرارى ارتباط با كودكان از مهارت بيشترى برخوردار شد؟
يكى از مهمترين و پيچيده ترين ارتباطها، ارتباط با كودكان است كه نياز به مهارت ، ظرافت ، صبر و بردبارى بيشترى دارد.
اولين نياز روانى كودك ، مهر و محبت و دوست داشتن اوست . شما ممكن است كودك خود را دوست داشته باشيد؛ ولى مهم چگونگى اظهار اين محبت است . هر
كودكى براى داشتن احساس امنيت ، بايد مورد محبت قرار گيرد. ابراز محبت ، موجب دلگرمى و علاقه مندى كودك به شما و زندگى خواهد شد. ارتباط
ميان شما و او، بستگى كامل به نحوه ابراز محبت (207) شما دارد. توجّه به خواسته هاى او برخورد مؤ دبانه و احترام با رفتارهاى كلامى و
غيركلامى ، همه اظهار محبت است .
احساس امنيت در كودك سبب مى گردد زمينه پيوند شما با او توسعه يابد و در اين رابطه رفتار صحيح را نيز بياموزد.
راه مناسب آغاز دوستى با كودكان ، كاهش انتقادها و توقعات و به حداقل رسانيدن صحبتهاى منفى در مورد كارهاى آنهاست . با نق زدن و خرده گيريهاى
پياپى از رفتار و كارهاى كودكان نمى توان آنان را اصلاح كرد. والدين و مربيان بايد صبر و حوصله داشته باشند، براى اين كار وقت بگذارند
و برنامه ريزى داشته باشند. پيش از شروع روشهاى جديد تربيتى به آثار سوء روشهاى قبلى توجّه داشته باشند، زيرا آنها تا مدتى
بازتاب نامناسب خود را دارند و مدتى طول مى كشد تا كودك با روشهاى تربيتى جديد آشنا و بازتاب آثار قبلى برطرف شود.
براى ايجاد ارتباط سالم با كودكان و به كارگيرى روشها و شيوه هاى مؤ ثر در برخورد با آنان ، مهمترين مساءله تدارك زمان و فرصتهاى
برنامه ريزى شده است .
شما به عنوان والدين و مربى و معلم ضرورى است كه وقت كافى صرف كنيد(208)، تا بتوانيد رابطه اى مثبت ميان خود و كودكان به وجود
آوريد. در زندگى ماشينى امروز معمولا اين بُعد مهم تربيتى ، يعنى وقت گذارى براى ايجاد روابط صحيح و سالم در محيط خانه و يا مدرسه به
مخاطره افتاده است . گذاشتن وقت برنامه ريزى شده براى ايجاد ارتباط مثبت با كودكان ، از صرف چندين ساعت مجادله ، بحث و مشاجره جلوگيرى مى
كند.
در مرحله اوّل براى برقرارى ارتباط با كودكان ، ما نيازمند شناخت آنان هستيم .
انا معاشر الانبياء امرنا اءن نكلم الناس على قدر عقولهم ؛
ما پيامبران الهى موظفيم كه با انسانها به اندازه سطح فكر و توانايى عقلى آنان سخن بگوييم (209))).
قدم اوّل : شناخت (210) سطح درك و ميزان فهم كودكان
در ارتباط با كودكان ، اغلب توجهى به مراحل رشد ذهنى ، سطح درك و ميزان فهم آنان نمى شود؛ يعنى ، مى انگاريم كه كودك هم درست مانند ما مى
فهمد و آنچه را احساس و درك مى كنيم او هم همان طور احساس و درك مى كند؛ در حالى كه اين طور نيست . توجّه دقيق به
مراحل رشد، سطح تواناييهاى عقلى ، ميزان اطلاعات و خزينه كلمات و معانى آنها، از وظايف اوليه شناخت و كار اوليا و مربيان در ارتباط با كودكان
است .
ما عموما توجّه به سطح توانايى هاى عقلى و ظرفيت ذهنى كودكان نداريم .
اين كه آيا كودك در مرحله حسى حركتى و درك و فهم اعمال ملموس است ، يا براى آموختن و درك مفاهيم انتزاعى و مجرد آمادگى دارد؟ خيلى دقت نمى كنيم
و نمى دانيم كه كودكان به نحوى متفاوت از بزرگسالان مى انديشند.
بنابراين در درجه اوّل ، بايد بفهميم كه كودك از جهت رشد ذهنى و عقلى در چه مرحله اى است .
قدم دوّم : شناخت سطح درك اخلاقى كودكان
اين كه بايد دانست كودكى كه ما با وى مى خواهيم ارتباط برقرار كنيم از جهت عاطفى و اخلاقى در چه سطحى قرار دارد. آيا در مرحله اى است كه
كارهاى ارزشى و اخلاقى را براساس پيامدها و نتيجه هاى ملموس آنى و ظاهرى آن ارزيابى مى كند، يا اين كه مى تواند نيت و هدف ارزشى را كه در
پس هر عمل و كارى نهفته است ببيند و درك كند؟ آيا به مرحله اى رسيده است كه ارزش هر كارى را قطع نظر از جو اقتدار والدين و مربيان و به دور
از تاءييد و يا تصديق ديگران ، خود آزادانه و آگاهانه ، درك و احساس نمايد يا نه ؟ البته درك و رشد اخلاقى جداى از
مراحل رشد عقلى و ذهنى كودك نيست .
بايد توجّه داشته باشيم ، كودك با وى در ارتباط هستيم در چه مرحله اى از رشد اخلاقى و عاطفى به سر مى برد، تا متناسب با همان مرحله با وى
سخن بگوييم ، نه اين كه او را با سخنانى كه حتّى معناى تحت اللفظى آن را نمى داند، زير رگبار پند و اندرزهاى اخلاقى قرار دهيم و تصور ما
اين باشد كه او همه مسائل را فهميده و از فردا همه را مو به مو اجرا خواهد كرد.
قدم سوّم : شناخت موقعيت فعلى و آمادگى روانى كودك
هنگامى كه مى خواهيم با كودك ارتباط برقرار كنيم ، بايد بدانيم او در چه حالى است و در چه موقعيتى از جهت روانى و روحى قرار دارد؟ آيا در
وضعيت هيجانى است ، در حال خشم و غضب است ، در غم و اندوه به سر مى برد و يا در حالت سرور و شادى و سرشار از خوشحالى است ؟ شناخت
موقعيت فعلى كودك كمك بزرگى در نحوه برقرارى ارتباط با وى مى كند. اگر توجهى به اين حالتها نداشته باشيم و يا به آن دقت نكنيم در
برخورد اوليه و ارتباط با كودكان ، دچار مشكل و دشوارى خواهيم شد مثلا، وقتى كودك در اوج هيجانات و احساسات شديد خود به سر مى برد و با
سرعت از كنار ما مى گذرد، گوش به حرف كسى نمى دهد و به هيچ وجه حرفهاى ما را نمى پذيرد؛ در اين حالت ما به سادگى نمى توانيم با وى
ارتباط برقرار كنيم .
وقتى كودك با انبوهى از شكايتها و گله ها از طرف مدرسه و يا همسالان ، به خانه باز مى گردد و با حالت عصبانى و احساسات شديد و هيجانى
در مقابل پدر و مادر و يا ساير اعضاى خانواده قرار مى گيرد، برخورد در چنين موقعيتى كار ساده اى نيست ، مهارت مى خواهد. اگر به اين حالتها
توجهى نشود و موقعيت روحى و عاطفى كودك ناديده گرفته شود، بهترين پيامها و رساترين گفته ها با مقاومت و بيزارى كودك روبه رو مى گردد.
كافى است در بين پيامهايى كه براى ايجاد ارتباط رد و بدل مى شود يك پيام اشتباهى داده شود، در اين صورت تمام نظام فكرى و روانى كودك
به هم مى ريزد و موجب عكس العملهاى شديد و نامتعادل او مى گردد و در نتيجه ، موقعيت ارتباط را
متزلزل مى سازد.
بايد در اين حالت ، وضع كودك را كاملا درك كنيم ، خود را به جاى او بگذاريم و فضاى خود را در حد او
تنزل دهيم (211) تا بتوانيم احساسات او را درك كنيم . در اين موقعيت ، زمان امر و نهى ؛ زمان ارزيابى ، قضاوت ، انتقاد، راهنمايى و هدايت نمى
باشد و زمان درخواست و اظهار انتظارات و توقعات از وى نيست ، بخصوص اگر خيلى عصبانى شده باشد. در اين حالت ، او نه چشمش مى بيند و نه
گوشش مى شنود. هرگونه ارتباط كلامى از طرف پدر و مادر، با عكس العمل تندى از طرف كودك رد خواهد شد. گاهى اوقات ، سكوت گوياتر از
كلام است (212). بنابراين سومين قدم در جهت ارتباط با كودك ، درك موقعيت عاطفى و روانى فعلى كودك است .
عود اءذنك حسن الاستماع ؛
((گوشت را به خوب شنيدن عادت بده (213)))
قدم چهارم : گوش دادن كامل به سخنان و اظهار نظرهاى كودك
والدين و يا مربى بايد به طور جدى و با رويى گشاده ، به سخنان و اظهار نظرها و احساسات كودك گوش دهند. گوش دادن به سخنان كودك ،
موجب تخليه احساسات ، آرامش روانى و كاهش فشار روحى وى مى شود. ما بايد هميشه شنونده خوبى براى كودكان باشيم . بايد آنان را متقاعد
سازيم كه به گوش كردن اهميت مى دهيم (214).
بايد به كودك اجازه دهيم كه باورها و احساسات خود را صادقانه بيان كند و از عدم پذيرش از سوى ما ترسى نداشته باشد. اگر بخواهيم مستمع
خوبى باشيم ، گاهى لازم است كه سكوت كنيم و مدتى بعد پاسخ دهيم (215).
قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رحم اللّه من اعان ولده على بره قلت : كيف يعينه على بره ؟
قال : يقبل ميسوره و يتجاوز عن معسوره ؛
خدا رحمت كند كسى را كه فرزندش را در اعمال نيكش يارى دهد، سؤ ال شد چگونه در نيكى اش يارى دهد؟
فرمودند: آنچه در توان اوست بپذيرد و از سختگيريها درگذرد(216).
قدم پنجم : پذيرفتن كودك آن چنان كه هست نه آن چنان كه بايد باشد
بايد احساسات كودك را بپذيريم و هرگز با صراحت و تندى خواسته هاى او را رد نكنيم . گوش دادن و پذيرش كودك ، زمينه ايجاد ارتباط عاطفى
را با وى فراهم خواهد كرد. پذيرش كودك را مشروط به چگونگى رفتارش نكنيم .
پذيرش احساسات كودك ، چه منفى و چه مثبت (217) به منزله تاءييد احساسات وى نيست ، بلكه زمينه اى به وجود مى آورد، براى آرام كردن و
هدايت احساسات منفى وى در جهت مثبت .
در مقابل احساسات هيجان آميز كودك بايد خاموش بود؛ چرا كه هر سخنى ممكن است او را به عصبانيت بيشتر بكشاند. از طرفى بايد بگذاريم ، به
طور طبيعى كودك پيامدهاى رفتار خويش را تجربه كند تا ياد بگيرد كه در زندگى چگونه با آنها كنار بيايد و طعم بعضى از ناكاميها و شكستها
را بچشد تا براى زندگى ، ساخته شده و مقاوم بار آيد. در اين زمينه بايد به كودك فرصت داد. متاءسفانه بعضى از والدين تا كودك كوچكترين
ناراحتى پيدا مى كند و چيزى را از دست مى دهد و يا مانعى براى او حاصل مى شود، سعى دارند كه در اولين فرصت آن را تهيه كنند و يا آن مانع را
برطرف سازند و حتّى نمى گذارند در يك لحظه هم ، طعم ناكامى را بچشد. اين گونه كودكان افرادى حساس ، زود رنج و كم ظرفيتى مى شوند
كه در فرداى زندگى چندان مقاومتى از خود نشان نمى دهند، زود شكست مى خورند، در برخورد با مشكلات ، تاب و
تحمل دشواريها را ندارند و در زندگى همواره احساس ناتوانى و ياءس و نااميدى مى كنند.
بعضى اوقات بايد سكوت كرد تا او همانند كسى كه جلو آينه ايستاده است خودش را خوب ببيند. آن گاه وقتى آرامش يافت ، رفتار خود را ارزيابى
خواهد كرد. بايد احساسات كودكان را جدى بگيريم و آنها را انكار نكنيم ، طرز رفتار و تلقى آنان را زير ضربات انتقاد و داد و فريادهاى خود
نگيريم ؛ چرا كه كودكان وسيله تشفى خاطر ما نيستند. اگر در اين موقعيت بخواهيم آنها را موعظه و نصيحت كنيم ، از كارهاى آنها عيب و ايراد بگيريم
و يا عيب آنها را گوشزد كنيم ، از ما مى رنجند و موضع دفاعى به خود مى گيرند. چون اين حالت ، خوشايند آنان نبوده و در اين موقعيت ، ديگر
گوششان به حرفهاى ما به هيچ وجه بدهكار نيست .
كودكان در برخورد با مسائل ، مشكلات و حوادثى كه برايشان پيش مى آيد بى تجربه و بسيار حساسند و رنجهاى ناگفته دارند و مى خواهند با
بيان احساسات و تخليه آن ، هرچه زودتر حالت ناخوشايند را از خود دور كنند. پذيرفتن و درك احساسات و هم احساس شدن با آنان به عنوان
بهترين راه حل در برقرارى ارتباط با كودكان ضرورت دارد. اين روش به سرعت فشار روحى و احساسات ناخوشايندى را گريبان گيرشان شده ،
كاهش داده و آنان را از يك فشار روحى نجات مى بخشد. پس از تخليه احساسات به حالت طبيعى و
متعادل اوليه باز مى گردند.
المؤمن مرآه المؤمن (218)؛
انسان مؤمن آينه انسان مؤمن است .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
قدم ششم : احساس همدردى و همدلى
احساس همدردى و همدلى با شروع كلماتى اطمينان بخش آغاز مى شود. در اين موقعيت ، بايد خيلى با احتياط و حساب شده سخن گفت . احساس همدردى
بايد با بيان و توصيف واقعى احساسات كودك ، بدون ارزيابى قضاوت صورت گيرد. سخنان ما بايد همچون آينه ، بدون
دخل و تصرف ، انعكاسى واقعى از رفتار و احساسات كودك باشد. بطورى كه او خودش را عينا در انعكاس گفتار ما، آن چنان كه هست ، ببيند و حس
بكند. اين سبب مى شود كه با بازگو كردن احساسات وى ، كاملا از نظر روحى و عاطفى ، امنيت يابد و آرامشى نسبى براى وى فراهم شود. در اين
صورت با كمى سكوت به تفكر واداشته مى شود و سبب مى گردد كه كودك ، خودش را بدون اين كه احساس كند تحت فشار قرار دارد، خوب ببيند و
بينديشد و همانند كسى كه در مقابل آينه ايستاده است نقاط منفى و مثبت خود را به طور واقعى مشاهده كند و در رفع نقايص خود بكوشد. كودك زمانى
درست فكر مى كند كه از نظر عاطفى درست احساس كند و نگرانى نداشته باشد.
پس از لحظه اى خاموشى ، پدر و مادر يا مربى ، زمينه لازم را در جهت ارتباطى مثبت و سازنده براى راهنمايى و هدايت كودك پيدا خواهند كرد و با
ظرافتى خاص ، با كلمات و واژه هائى حساب شده به گفت و گو مى پردازند.
بايد فضايى محبت آميز و خالى از ترس به وجود آورد تا كودكان قادر باشند احساسات خود را اظهار كنند، زيرا راه يابى به ذهن كودكان ، راه
يابى به دل آنان است .
بيشتر باورهايى كه كودكان درباره خود دارند، همان عقيده اى است كه احساس مى كنند بزرگترها نسبت به آنها دارند.
اءكرموا اولادكم ، ولا يرهقه و لا يحزق به ؛
كودكانتان را گرامى داريد و برايشان ارزش قايل شويد. آنان را تحت فشار قرار ندهيد و به طغيان وادار نسازيد(219).
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
روش آزاد منشانه ، زمينه اى براى جهت دهى به احساسات كودك
مسؤوليت رفتار كودك را به عهده خودش بگذاريم ، به او مجال دهيم كه در كارهاى خود تصميم بگيرد. فرصت تشخيص بدهيم كه بفهمد كدام راه
مناسبتر است . بگذاريم عملا با واقعيات و نتايج رفتار خود روبه رو شود و با مشكلات دست و پنجه نرم كند. به طور طبيعى و منطقى در
عمل ، عواقب نامناسب كارها را با سوء رفتار خويش ربط دهد و نتيجه گيرى منطقى كند. تذكرات مكرر، تشويق و تنبيه هاى آنى و فراوان ، فرصت
تفكر، تاءمل و قدرت تصميم گيرى را از كودك مى گيرد و سبب مى شود وى به صورت شرطى
عمل كند، با فكر و سنجيده عمل نكند و در نتيجه ، خود را مسؤول رفتار و كارهاى خويش احساس نكند؛ به عبارت ديگر، دخالت بيجا نكردن و فرصت
دادن به كودك سبب مى شود كه او در عمل به درستى و يا نادرستى رفتار خويش پى ببرد و در نتيجه خود را مسؤ
ول رفتار خويش تلقى نمايد.
|