اصولا نفس انسان ، ميل به بدى دارد(112) و جوان ، تنها با ايمان و توجه به خدا مى تواند آن را به طرف خوبيها بكشاند. حضرت على عليه
السلام مى فرمايد: ((نفس خود را به خوبى ها وادار كن ، زيرا نفس تو به طرف بديها
متمايل است (113).)) آن گاه مى فرمايد كسى كه جلو خواسته هاى خود را گرفت به ارزش والاى انسانى دست يافت .
جوان با رعايت خويشتن دارى (تقوا) بايد خود را براى زندگى آينده آماده سازد و بداند كه اين دوران كوتاه به زودى سپرى خواهد شد و او نيز به
گروه بزرگسالان خواهد پيوست و در آينده اى نه چندان دور عهده دار مسؤوليت اجتماعى شده و
تشكيل زندگانى خانوادگى خواهد داد. بايد بداند و هوشيار باشد(114) كه : كسانى در پذيرش و انجام مسؤوليت اجتماعى و خانوادگى موفق
خواهند بود كه دوران بلوغ و جوانى را به پاكى و سلامتى گذرانيده و از آلودگيهاى جنسى در امان بوده باشند... كسانى كه بتوانند در فرداى
زندگى خود، حقوق متقابل فرد و اجتماع ، خانواده و همسر را رعايت كرده و به سعادت و نيكبختى حقيقى دست يايند.
فصل چهارم : انحرافات جنسى و راه درمان آن
انحرافات جنسى و راه درمان آن
خروج انسان از مرز قوانين طبيعى حاكم بر نظام آفرينش ، انحراف نام دارد.
غريزه جنسى كه مبداء آفرينش ، آن را جهت خير و كمال و بقاى نسل بشر در وجود انسان به وديعت نهاده است ، ممكن است مورد سوء استفاده و تجاوز
قرار گيرد(115).
خود ارضايى ، يك نوع انحراف جنسى است كه جسم و روان را ضعيف كرده و اين نوع شهوت رانى با طبيعت آدمى مغاير است (116).
پيدايش اين عادت شوم در جوان ، بيش از هر چيز ديگر، قدرت اراده اش را ضعيف كرده و شخصيتش را تباه خواهد ساخت . جوان منحرف با اين كار،
موجبات تضعيف قواى ادراكى و عقلى و زمينه پيدايش پيرى زودرس را براى خود فراهم خواهد ساخت (117).
زمينه ها
زمينه هاى انحراف جنسى در شرايطى كه انسان رشد مى يابد و پا به مرحله بلوغ مى گذارد، فراوان بوده و ممكن است در دوران زندگى بسيارى از
جوانان پيش آيد و شهوت جنسى آنان را تحريك نمايد و در نهايت موجبات آلودگى و انحراف آنها را فراهم سازد.
تخيلات تحريك آميز جنسى و عوامل محرك محيطى به عنوان زمينه هاى انحرافند، اما
عامل سومى كه موجب دعوت انسان به سوى انحراف جنسى مى گردد، همان وسوسه هاى شيطانى است كه در اين صورت بايد از شر وسوسه هاى
شيطانى به خداوند پناه برد.
زمانى كه انسان در شرايط محيطى نامساعد و تحريك آميز قرار گيرد، خواسته هايى در او ظاهر مى شود. شيطان اين خواسته هاى نفسانى را در
نظرش زيبا و دلفريب جلوه مى دهد و به گونه اى خناسانه و مخفيانه از درون ، فرد را به سوى ارتكاب و انجام
عمل ، وسوسه مى كند و بايد همواره به خدا پناه برد(118).
از سوى ديگر، عقل نيز از درون انسان به مقابله برمى خيزد و انجام كار مورد نظر را مجاز نمى داند. شيطان براى انحراف از كششها و تمايلهاى
غريزى استفاده كرده و فرد را به ارضاى نامشروع شهوات جنسى فرا مى خواند؛ در
مقابل ، عُقلا و دانشمندان و پيامبران و هاديان الهى جهت هدايت انسان به نيروى
عقل و گرايش فطرى خير خواهى در انسان ، تكيه كرده و او را به ارضاى مجاز و منطقى غرايز جنسى دعوت مى كنند.
اين جنگ و ستيز(119)؛ يعنى مقابله عقل و شهوت ، ايمان و هواى نفس ، نيروى الهى و نيروى شيطانى ، در وجود انسان همواره در جريان است و
بخصوص در ابتداى دوران بلوغ ، ظهور بيشترى مى يابد و تا آخر عمر ادامه دارد.
هر كدام در موقعيتهاى زندگى ، غالب شوند، شخصيت فرد به همان سو، ميل پيدا مى كند و پرورش مى يابد. اگر
عقل و ايمان بر او حاكم باشد، هدايت و رستگار و اگر شهوت و شيطان بر او تسلط يابد، گمراه و زيانكار خواهد شد.
نفس اماره در وجود آدمى - بر اثر وسوسه هاى شيطان - سعى دارد كه بر عقل (120) تسلط يافته و آن را اسير خواسته هاى خود گرداند و انسان
را در مسيرى بكشاند كه ظاهرا گناه و فساد آن معلوم نيست .
از طرفى عقل تلاش دارد كه مهار نفس را به كمك ايمان در دست گرفته و آن را
كنترل نمايد و در جهت خير و كمال و سلامت جسم و روان هدايت كند.
بنابراين ، شخصيت انسان هميشه در معرض كشمكش بين عقل و شهوت ، خير و فساد، پاكى و آلودگى ، سلامتى و انحراف است و اين جنگ و گريز،
همواره ادامه دارد. تنها كسى مى تواند از اين صحنه جنگ و مبارزه درونى ، جان سالم بدر برد كه خود را مجهز به سلاح ايمان و تقوا نموده و از
ابتداى جوانى به خودسازى و جهاد با نفس بپردازد.
بايد در نظر داشت كه اين كار، شدنى است و خداوند متعال - كه يگانه قدرت و
محل اتكا و توكل و نجات دهنده انسان ضعيف در همه بلاها و گرفتاريهاست - بر اثر دعا و نيايش به يارى و كمك انسان آمده و او را در اين نبرد دائمى
پيروز مى گرداند. ما در تاريخ كم نداريم انسانهاى وارسته اى كه در بزرگترين صحنه هاى نبرد درونى و بيرونى نفسانى و اجتماعى ، پيروز
و سربلند گشته و در دوران حيات خود با افتخار، زندگى كرده اند.
ديدگاه صحيح
قرآن كريم ، داستان ايام جوانى حضرت يوسف عليه السلام را بازگو مى كند كه چگونه در دوران حساس بلوغ و جوانى در معرض سخت ترين
امتحان و خطرناكترين واقعه تاريخى زمان خود قرار گرفت و با اراده اى قوى و ايمانى راسخ ، سر بلند از اين آزمون الهى خارج شده و در قله
شرافت و عفاف جاى مى گيرد و شخصيتش براى جوانان به عنوان اسوه و نمونه اى
كامل هميشه جاويد باقى مى ماند.
جوان مؤمن ، با بينش صحيحى كه از اسلام الهام گرفته است ، مى داند كه هر واقعه ناگوارى كه در زندگى انسان اتفاق مى افتد - در صورتى
كه خود، مسؤول پديد آمدن آن نباشد - در حكم آزمايش و ابتلايى از طرف خداوند، تلقى مى شود كه هدف از آن ، سازندگى و رشد و
كمال انسان است (121).
با مراجعه به زندگى رهبران الهى و دانشمندان و انسانهاى بزرگ در طول تاريخ ، ملاحظه مى شود كه بيشتر آنان آگاهانه با دشواريها و حوادث
گوناگون زندگى دست و پنجه نرم كردند و در نتيجه ، موفقيتشان در بزرگسالى مرهون صبر و استقامتى است كه در برابر سختيها در دوران
كودكى و نوجوانى از خودنشان داده اند.
عشق و جوانى
احساسات محبت آميزى كه در دوران جوانى رخ مى دهد و تحت عنوان ((عشق )) خوانده مى شود، ممكن است مورد سوء استفاده قرار گرفته و جوان را از
جاده مستقيم كمال ، منحرف سازد.
عشق نوعى ((كشش )) و جاذبه اى نيرومند است كه بين انسان و يك موجود خارجى ، براى رسيدن به يك هدف ، ايجاد مى گردد. اگر منشاء آگاهانه
و انگيزه ، الهى داشته باشد، يكى از عاليترين تجليات روحى انسان و از پرشكوهترين جلوه هاى آفرينش به شمار مى رود؛ اما اگر همين جاذبه
((عشق )) تنها ريشه اى غريزى و شهوانى داشته باشد و انگيزه شيطانى پيدا كند، از مظاهر نفس اماره بوده و در اين حالت ،
عقل و ايمان را در وجود آدمى تضعيف مى كند، به طورى كه فرد عاشق ، ديوانه وار براى رسيدن به معشوق خود به هر كار نامشروعى دست مى زند
تا به كام خود برسد، حتى اگر در نظر مردم هم رسواييهايى به بار آورد(122).
پسران و دختران جوان بايد مراقب اين دامهاى خطرناك و گوناگون باشند كه با نام دروغين ((عشق پاك )) بر سر راه آنان قرار مى گيرد؛
دامهايى كه پس از افتادن در آن غالبا رهايى از آن ، بسيار دشوار است و كفاره لحظه اى غفلت و خوش بينى بيجا و تسليم دشمن در برابر الفاظ
رياكارانه و تو خالى را، گاهى در يك عمر هم نمى توان پرداخت ؛ بخصوص كسانى كه از نظر ((محبت )) كمبودهايى دارند و در محروميت به
سر برده اند، خيلى زود تسليم اين اظهار عشقها و محبتهاى ظاهرى و دروغين شده و به دام افراد منحرف و حرفه اى مى افتند.
اگر پسر و دختر جوان ، در ابتداى بلوغ ، بناى مهم و مقدس ازدواج خود را با انحراف جنسى آلوده نكنند و با حفظ احساساتى پاك تا زمانى مناسب
صبر كنند و به طور منطقى و آگاهانه اساس ازدواج را بر معيارهايى ارزشمند و والا قرار دهند، سعادت زندگى آنان تضمين خواهد شد، زيرا علاقه
و عشق آنها به يكديگر مبنايى الهى و معنوى داشته و جنين بنايى بسيار محكم و استوار خواهد بود و پس از
تشكيل خانواده از هم نخواهد پاشيد.
اقدام شتاب زده در اين باره در ابتداى جوانى ، موجبات سرگردانى و رسوايى و برد عاقبتى را براى آنان به بار خواهد آورد. بنابراين ، محبت و
عشقى مطلوب است كه در سايه ، ايمان به خدا با در نظر گرفتن شرايط مناسب و آمادگى روحى ، اقتصادى و شغلى
حاصل شود. چنين انتخابى براى جوان ، قابل اطمينان بوده و مى تواند مقدمه يك زندگى آرام بخش و سعادتمندانه باشد.
در غير اين صورت ، دوستيها و دلبستگيهاى غيرعاقلانه ، كه تفكرى منطقى به
دنبال آن نباشد، با كمال تاءسف موجب ارتباطهاى نامشروع - به صورت نامه ، تلفن و ملاقات در كوچه و خيابان - مى شود كه عشقهاى دروغين و
هوسهاى زودگذرى بيش نخواهند بود و نقطه پايانى آن ارضاى كامجوييهاى گناه آلود و بى قيد و شرط است و پس از آن با فرونشستن آتش هوس
و شهوت از هم جدا شده و بعد از اندكى همه چيز فراموش مى گردد و ((عشق سوزان ))
مبدل به حالت پشيمانى و غم و اندوه و بى آبرويى و رسوايى و سردرگمى در آغاز زندگى خواهد شد و اين خود اختلالها و ناسازگاريهاى
مراحل بعدى زندگى را به دنبال خواهد داشت .
ميدان ندادن به عقل و باز گذاردن عرصه شهوت ، چشم و گوش انسان را كور و كر مى كند، به طورى كه عواقب و خيم و خطرناك آن را تنها پس از
ارتكاب عمل مى فهمد، زيرا قبل از عمل ، رسوايى كار ناپيدا و پوشيده است (123).
علل پيدايش انحراف جنسى
معمولا پيدايش روابط نامشروع و انحراف جنسى در جوان بر اثر علتهاى زير به وجود مى آيد:
1 - مساعد نبودن شرايط خانوادگى و محيط زندگى .
2 - رعايت نكردن حريم بين زن و مرد.
3 - عدم توجه والدين به احكام دينى زناشويى در ارتباط با يكديگر.
4 - بى توجّهى به مجالستها و همنشينى با افراد بى بند و بار و لاابالى و منحرف خانواده هاى
فاميل .
5 - برنامه نداشتن در اوقات فراغت و بيكار بودن .
6 - رفت و آمد در محيطهاى آلوده و چشم چرانى .
7 - گوش دادن به گفت و گوهاى افراد منحرف و آلوده درباره مسائل جنسى و كسب اطلاع نادرست و نامناسب و نداشتن آگاهى صحيح از
مسائل بلوغ .
8 - نارساييهاى ذهنى و عدم كسب موفقيتهاى تحصيلى و درسى .
9 - خيال پردازيهاى انحراف آميز در هنگام تنهايى .
10 - تحريكات جنسى از طريق عكسها و تصويرها.
11 - ضعف ايمان و نداشتن تربيت صحيح دنى .
12 - همنشينى با دوست و رفيق منحرف .
همه اينها مى تواند زمينه هاى بروز انحرافات جنسى را در جوان فراهم سازد.
اگر بخواهيم همه اين عوامل را در يك كلام ، خلاصه كنيم ، بايد بگوييم كه رعايت نكردن راه و روش زندگى صحيح و عدم توجه والدين به
توصيه هاى دينى در امر روابط زناشويى در محيط خانوادگى و فاميلى چه در زمان كار و يا در ايام فراغت ، موجبات پديد آمدن اين انحرافات را
فراهم خواهد ساخت . اگر در ريشه هاى پيدايش انحرافات جنسى - از قبيل روابط نامشروع بين دختر و پسر، همجنس گرايى ، استمنا - تحقيق نماييم
مى بينيم كه هر خانواده اى كه حريم بين زن و مرد و دختر و پسر را رعايت نكرده باشد به نوعى از انواع انحراف جنسى مبتلا گرديده است (124).
هشدار
اگر جوان در هنگام پيدايش حالت انحراف جنسى و از جمله خود ارضايى ، و روابط نامشروع به انحرافى بودن و خطرناك بودن
عمل خود توجه نكند و آن را ترك ننمايد كم كم اين رفتار شكل عادت به خود مى گيرد؛ عادتى ريشه دار و كشنده كه جوان پاك را آلوده ساخته و
نيروى شاداب جوانى و خلاقيت و استعدادهاى او را به نابودى مى كشاند، به طورى كه ادامه آن ، موجب عواقب شوم و ناگوارى خواهد شد(125).
بايد دانست كه خطرناكتر از اين براى جوان - پس از آگاهى به پيامدهاى شوم آن - ياءس و نااميدى است كه در راه مبارزه با اين عادت به خود راه مى
دهد، زيرا نوميدى بزرگترين سد راه نجات مبتلايان به اين بيمارى خواهد بود.
پس جوان به محض آگاهى به زيانها و خطرهاى اين كار به جاى هر گونه سستى و ياءس و اضطراب بى فايده ، بايد با اعتماد
كامل به نصرت الهى ، اقدام به ترك آن كند و بداند كه اگر واقعا قصد ترك آن را داشته باشد، قطعا موفق خواهد شد(126).
بازگشت با تغيير بينش جوان
جوان مبتلا به انحراف جنسى و روابط نامشروع ، بايد بداند كه او قادر خواهد بود و مى تواند از اين
عمل زشت ، دست بردارد و تصميم جدى و حقيقى به توبه بگيرد، بخصوص كه سن چندانى از او نمى گذرد و اين كار هنوز به صورت عادت در عمق
وجودش رخنه نكرده است .
با قدرى همت و يارى خواستن از خدا، به زودى مى تواند از اين رفتار نابهنجار - كه ويرانگر سلامتى و سرمايه جوانى اوست - دست بردارد و خود
را از چنگال اين عادت شوم نجات بخشد و به زندگى عادى و پاك خويش باز گردد؛ در هر
حال ، بايد بداند كه اگر اسلام ، اين اعمال را نهى كرده ، حكمتى جز مصلحت فرد و جامعه را منظور نداشته است (127).
راه علاج
جوانى كه مبتلا به عمل خطرناك و زيان آور خود ارضايى جنسى گرديده ، بايد لحظه اى به خود بيايد و به جاى ياءس (128) و فرار از درك
واقعيت و پناه بردن به تخيلات گمراه كننده ، عاقلانه بينديشد و بار ديگر، اثرهاى شوم اين عادت زشت را در نظر آورد و عاقبت اين انحراف
مرگبار را در جلو چشم خود مجسم كند.
ضعف و سستى به خود راه ندهد و بداند كه اگر واقعا بخواهد و تصميم بگيرد، مى تواند به سرعت ، اين عادت را از خود دور كند.
در حديث آمده است كه روزى شخصى به خدمت امام صادق (عليه السلام ) شرفياب شد و عرض كرد: بيچاره فلانى مبتلا به انحراف جنسى شده و از
خود هيچ گونه اراده اى ندارد.
حضرت با عصبانيت فرمود: چه مى گويى ! آيا او حاضر است اين عمل را پيش روى مردم هم انجام دهد؟
- عرض كرد: نه .
فرمود: پس معلوم مى شود به اراده و اختيار خود اوست .
حضرت على عليه السلام فرمود: افراد با ايمان ، همچون كوه ، سرسخت و با استقامتند.
فردى كه به اين انحراف ، مبتلا شده است ، اگر سرانجام ناخوشايند آن را در دنيا از يك طرف و عذاب دردناك آخرت را از طرف ديگر در نظر آورد،
به خود خواهد آمد و خدا را ناظر و حاضر بر اعمال خود خواهد ديد و تصميم به ترك اين
عمل خواهد گرفت . او بايد بداند كه خوشبختانه زود متوجه اين عمل انحرافى و زيانبار شده و ريشه عادت به اين
عمل در وجودش مستحكم نگرديده است ؛ با اراده اى قوى و توكل به خدا مى تواند آن را ترك كند او هرگز نبايد خود را يك فرد نفرين شده و مطرود
درگاه خدا بداند، بلكه بايد جدا به لطف و رحمت الهى اميدوار باشد.
توصيه هاى عملى
چون عمل انحراف جنسى (خودارضايى ، همجنس گرايى ، زنا) از جمله گناهان كبيره به شمار مى رود، فرد مبتلا به آن ، ابتدا خود را تطهير نمايد،
وضو بگيرد و دو ركعت نماز به جا آورد و درباره گناهان گذشته خود از پيشگاه خداوند طلب آمرزش كند و از او بخواهد(129) كه وى را در راه
ترك اين عادت شوم يارى دهد؛ سپس نكته هاى زير را دقيقا به مرحله اجرا در آورد و
عمل نمايد:
1 - خود را از محيطها و موقعيتهاى تحريك آميز دور نگه دارد و از خلوت گزينى نيز اجتناب ورزد.
2 - از پوشيدن لباسهاى تنگ و چسبيده خوددارى ورزيده و از تماس و لمس نمودن اعضاى بدن خود يا ديگران شديدا دورى گزيند.
3 - از نگاه به نامحرم و چشم چرانى خوددارى ورزد.
4 - تخيلات و تفكرات خود را كنترل كند و بداند هر آنچه كه به ذهن و انديشه اش مى گذرد، خداوند به آن ، آگاه است و در اين زمينه مسؤوليت دارد
و بايد تنها به آنچه كه عقل و قوانين شرعى تاءييد مى كنند بينديشد تا رستگار شود، زيرا
تخيل و تصور درباره مسائل جنسى و شهوت آلود منجر به تحريكهاى مداوم گرديده و نيروى حيات را از بين برده و انسان را از
مسائل حقيقى و واقعى زندگى باز مى دارد(130).
5 - بيكارى منشاء تمام انحرافهاست ، با توجه به اين كه دوران جوانى ، دوران پرشور و حساس عمر به حساب مى آيد، شايسته است كه جوان با
برنامه ريزى دقيق براى اوقات شبانه روزى به يارى كار و تلاش مداوم در زمينه هاى تحصيلى و علمى و مطالعاتى و كارهاى ذوقى و تفريحى ،
حداقل زمان لازم را به خوابيدن اختصاص دهد و زمانى به بستر رود كه خواب بر او مستولى شده ، تا زود به خواب رود.
6 - با اشتغال به مطالعه كتب سودمند و آموزشهاى فنى و هنرى در اوقات فراغت ، زمينه موفقيتهاى خود را فراهم سازد.
7 - در تيمها و گروههاى ورزشى شركت فعال داشته باشد و نيز در فعاليتهاى تربيتى ، فرهنگى و مذهبى شركت نمايد، زيرا اين اشتغالات در
افزايش ايمان و توفيق در ترك معاصى به وى كمك مى نمايد.
فعاليتهاى سالم و جهت دار سودمند، مقدار فراوانى از انرژيهاى جوان را به خود اختصاص مى دهد و از تحريكهاى جنسى و شهوت انگيز جلوگيرى
مى نمايد، چرا كه مبتلايان به اين عادت زشت ، بيشتر ميل به گوشه گيرى دارند. شركت در فعاليتهاى تربيتى و اجتماعى و گروههاى قرآن در
مساجد و كتابخانه ها و تماس با افراد مؤمن و پاك در تقويت روحيه و ايمان اين گونه جوانان بسيار مؤ ثر است .
8 - با دوستان مؤمن و خوب ، رفت و آمد و مجالست داشته باشد و حتى المقدور سعى كند، نمازها را در
اول وقت و با جماعت به جا آورد. بايد مطلقا از همنشينى و رفت و آمد با دوستان و رفقاى بى بند و بار و منحرف (ولو از نزديكان و خويشاوندان )
دورى گزيند.
9 - قبل از خوابيدن حتما وضو بگيرد و در هنگامى كه به بستر مى رود سوره
قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس (معوذتين ) و ((آية الكرسى )) را با توجه و حضور قلب بخواند و با ذكر خدا به خواب
برود.
10 - حتى المقدور هفته اى يك يا دوبار، روزه بگيرد. اين عمل در تقرب او به خدا و افزايش ايمان ، بسيار مفيد بوده و در تقويت اراده اش نقش
بسزايى دارد(131).
11 - در برنامه غذايى خود دقت كند و از مداومت در مصرف بعضى از خوردنيهاى محرك و مقوى شهوت كه اصطلاحا ((گرم )) گفته مى شود،
مثل : گردو، خرما، كشمش ، پسته ، گز {خربزه ، پياز، شيرينى جات } خوددارى ورزد و يا كمتر
ميل نمايد و بيشتر به غذاهايى كه اصطلاحا ((سرد)) است روى آورد.
12 - دختر جوان بايد حريم محرم و نامحرم را حفظ بنمايد و از توقف در محل خلوت با فرد نامحرم جدا دورى گزيند، زيرا شيطان و نفس اماره قوى
است ؛ اگر شخص ثالثى نباشد، وسوسه هاى شيطانى بر عقل انسان ، غلبه كرده و زمينه انحراف و گناه براى هر دو طرف ، فراهم خواهد شد.
13 - از شوخى و خنده با نامحرمان خوددارى كرده و در صحبت كردن با آنان مراعات جدى بودن كلام را بنمايد و حالت و صدا را طورى نازك و ظريف
نكند كه موجب انحراف پسران جوان شود، چنان كه در قرآن كريم مى فرمايد: در گفتارتان نرمى نشان ندهيد تا دلهاى بيمار بر شما طمع نورزند
و سخن را درست ادا كنيد(132).
14 - دختران بايد در ايام عادت ماهانه از ورزشهاى سخت و سنگين و دشوار خوددارى نمايند و از آب سرد و شنا بپرهيزند.
15 - جوان بايد تمايلات و افكار خود را از توجه به روابط نامشروع به روابط صحيح و مشروع و به سوى ازدواج و زندگى آينده معطوف
سازد و بداند كه دير يا زود اين ايام سپرى خواهد شد و او در آينده اى نه چندان دور بايد به انتخاب همسرى پاك بپردازد و در خود، آمادگيها و
شايستگيهاى لازم را براى چنين زندگى سعادتمندانه كه بيش از هر چيز، نياز به سلامتى جسمى و روانى دارد، فراهم سازد.
همواره و در هر حال با ذكر و ياد خدا انس و الفت داشته باشد، زيرا در قرآن آمده است : آگاه باشيد كه تنها با ياد خدا قلبها آرامش مى
يابد(133)؛ همچنين هر كس از ياد خدا فاصله گيرد، زندگانى بر او سخت و دشوار خواهد گشت (134).
جوانان بايد قدر جوانى و پاكى خود را بدانند؛ در حفظ و نگهدارى آن ، نهايت مراقبت را بنمايند و از معرض هرگونه تحريكها و وسوسه هاى
شهوانى خود را دور كنند و به هيچ وجه حاضر نشوند در محيطهاى آلودن و با افراد منحرف و بى بند و بار مجالست و ارتباط داشته باشند. البته
در اين راه گاهى ممكن است خللى در تصميم آنان پديد آيد، ولى بايد استقامت و پشتكار را از دست ندهند و با ايمانى
كامل به يارى خدا اميد داشته باشند تا در حفظ اين پاكى موفق بمانند و عفت و نجابت خود را حفظ كنند.
چند حكم فقهى
- نگاه كردن زن به بدن نامحرم ، حرام است .
- دختر بايد بدن و موى خود را از پسر و مرد نامحرم بپوشاند، بلكه احتياط واجب آن است كه بدن و موى خود را از پسرى هم كه بالغ نشده ، ولى
خوب و بد را مى فهمد بپوشاند.
- نگاه كردن به شرمگاه ديگرى حرام است و احتياط واجب آن است كه به شرمگاه بچه كوچك كه خوب و بد را مى فهمد، نگاه نكند.
دستوراتى كه اسلام آورده براى پاك و سالم ماندن انسان و جامعه است .
خالقى كه آفريننده بشر است برنامه سعادت و هدايت او را ارائه نموده است كه به مصلحت فرد و جامعه است و اجتماعى كه آن را رعايت كند، هرگز
دچار مفسده اى نخواهد شد.
از طرفى براى يك دختر جوان و با ايمان اگر چه ممكن است لحظه اى ميل جنسى به شدت برسد و موقتا افكار او را تحت تاءثير قرار دهد، اما
اتكاى به خدا و صبر و استقامت و تحمل همراه با عصمت و تقوا در برابر فشار و محروميتها و ناگواريها سبب گشايش باطنى و نورانيت قلبى خواهد
شد(135).
دختر با ايمان بايد بداند اين دوران ، هنگام شكوفايى روحى و قلبى خواهد بود او تازه در اين مسير پرتلاطم ، قدم گذارده و در آينده ممكن است با
مشكلاتى بيشتر و رو به رو شود، ولى در اثر مقاومت و تقوا و تزكيه نفس ، صاحب روحى لطيف و متعالى گرديده و به درجه اى ارتقا خواهد يافت
كه اين قبيل مسائل براى او در سطحى بسيار پايين قرار مى گيرد، به طورى كه لذات معنوى پاكى و عفاف را در قلبش كه مصفا به صفاى ايمان
گرديده حس خواهد كرد. وقايع و حوادث خوبى برايش اتفاق خواهد افتاد، خوابهاى خوب و شيرينى از اوليا و ائمه معصومين ، به او نويد خواهد داد
و با علم ملكوت ، ارتباط برقرار خواهد نمود و به حالات عرفانى خواهد رسيد كه لحظه اى از آن را، كسانى كه غرق در شهوت و
پول پرستى و مال دوستى و زرق و برق و زيور پرستى هستند درك نخواهند كرد.
اما بايد اين جوانان پاك و تزكيه يافته ، توجه داشته باشند كه نبايد زمانى به خود مغرور شده و از توفيقاتى كه خداوند نصيبشان كرده ،
غافل شوند، چرا كه با يك لحظه غفلت همه آنچه را كه بر اثر تقوا به دست آورده اند از دست خواهند داد و در سراشيبى سقوط قرار خواهند گرفت ،
زيرا نفس چون اژدهايى مى ماند كه در نهانگاه روح انسان بيدار است و با كوچكترين غفلت بر
عقل ، غلبه يافته و همه پاكى و عفت انسان را نابود مى سازد.
فصل پنجم : مسؤوليت تربيت
مسؤوليت تربيت
پدر و مادر نسبت به تربيت فرزندانشان مسؤولند، پيامبر اكرم صلى الله عليه و الله فرمودند:
((فرزندان خود را تربيت كنيد، به راستى كه شما درباره آنها مورد سؤ
ال واقع خواهيد شد(136))).
امام سجاد عليه السلام نيز درباره حق فرزند مى فرمايد:
((و اما حق فرزندت بر تو اين است كه بدانى وجود او از توست و اعمال نيك و بد او در اين دنيا وابسته به توست ، تو در برابر خوب تربيت
كردن و راهنمايى كردن او به سوى پروردگار و اطاعت وى مسؤول هستى ، پس
عمل تو درباره او، همانند عمل كسى باشد كه مى داند در نيكى كردن به او، پاداش و در كوتاهى نسبت به او، كيفر مى بيند(137))).
امام سجاد عليه السلام از خداوند مى خواهند كه :
((مرا در تربيت فرزندانم يارى فرما(138))).
رسول اكرم صلى الله عليه و الله مى فرمايد:
|