دختر، مادام كه دختر است بايد رفتارى دخترانه داشته باشد و در خانه و اجتماع با ظاهرى ساده و بدون آرايش و تزيين حاضر شود؛ اينك وقت تلاش
و تحصيل شماست و زمانى كه بزرگ شديد و تشكيل خانواده داديد، آن وقت مطابق با اقتضاى زندگى خانوادگى بايد به خود بپردازيد و در خانه
همانند يك زن ، زندگى كنيد.
بنابراين اولين قدم اساسى و عملى در كنترل خواسته ها و هوسهاى نفسانى ، مراقبت از نگاه و بى بند و بارى است . قرآن همان طور كه مردان را از
نگاه به زنان نهى مى كند، زنان را نيز از نگاه كردن و خيره شدن به مردان منع مى نمايد و صريحا هشدار مى دهد: به زنان مؤمن بگو كه چشمهاى
خود را (از حرام ) و دامان خود را از آلودگى ، نگاه دارند(98).
نگاه در واقع ، مقدمه اشتغال فكر به عواقب و خاطرات مربوط به آن است ، زيرا پس از نگاه ، صحنه هاى مهيج در ذهن باقى مى ماند و احساسها و
اراده انسان را تحت تسلط خود در مى آورد و انسان ، تابع شهوات خود مى گردد.
بايد دختر را از شركت در بعضى از برنامه هاى تفريحى يا ميهمانيهايى كه او را اجبارا به رفت و آمد و بر خورد با نامحرمان وادار مى سازد، منع
كرد، زيرا اين برخوردها اولين زمينه اختلال روحى و انحراف او را فراهم مى سازد.
عامل ديگرى كه نقش بسيار مؤ ثرى در تحريك ميل جنسى دارد، نيروى تخيل و فكر است . نيروى
تخيل كه خداوند، آن را براى بالندگى فكرى و آفرينندگى هنرى در وجود انسان به وديعت نهاده است ، در دوران جوانى ممكن است مورد سوء استفاده
قرار گرفته و تحت تاءثير و تسلط غريزه جنسى و وسوسه هاى شيطانى ، فرد به خود ارضايى پردازد. در بعضى موارد، حتى نفوذ يك فكر و
خيال هوس آلود، آن هم براى يك لحظه و مشغول نمودن فكر به آن ، كافى است كه انسان را از حالت طبيعى خارج كرده و
ميل جنسى او را تحريك نمايد.
بنابراين بايد همان طور كه چشم خود را از نگاههاى بى مورد و حرام باز مى داريم ، انديشه و
خيال خود را نيز از هرگونه تصور بى مورد و حرام نگه داريم و به محض خطور چنين فكرى ، خود را با فكر ديگرى
مشغول سازيم و سعى كنيم فكر قبلى را كاملا فراموش نماييم (99).
بنابراين براى اين كه جوان از چنگال اين تمايلها و كششها رهايى يابد و
عقل و منطق بر سرتاسر وجودش حاكم و فرمانروا باشد، لازم است كه با اجتناب از زمينه هاى انحراف به
عقل خود ميدان دهد و آن را با ايمان به خدا و انجام نيايش و عبادت تقويت كند تا بتواند در
مقابل تمايلهاى درونى و كششهاى بيرونى ، خود را كنترل نمايد و چشم و گوش بسته تسليم آنها نشود.
ديدگاه واقع بينانه
بيدار شدن غريزه جنسى در جوان ، نبايد مورد سوء استفاده افكار و انديشه هاى غلط واقع شود و نبايد به آن به عنوان يك پديده زشت و آلوده و
انحراف آميز نگاه شود.
همان طور كه گفته شد، بروز و ظهور ميل جنسى ، خود آيت و نشانه اى است از طرف خداوند كه به منظور بقاى
نسل ، در وجود بشر نهاده شده و داراى هدف و مقصدى عالى و هماهنگ با كل نظام آفرينش است .
آشكار شده غريزه جنسى در جوان و بالغ شدن وى به معناى اين نيست كه او از همه جهات - اخلاقى ، اجتماعى ، اقتصادى - پا به مرحله بلوغ نهاده و
آمادگيهاى لازم را براى ازدواج و تشكيل خانواده ، پيدا كرده است ، بلكه او بايد مدت زمان ديگرى را صبر كند تا از هر جهت ، پختگى مناسب را براى
تشكيل زندگى مشترك زناشويى به دست آورد.
در واقع ظهور غريزه جنسى ، در سنين جوانى ، به منزله بشارتى است در جهت رشد طبيعى فردى جوان كه او در آينده اى نه چندان دور، مى تواند
همانند هر انسان بزرگسالى تشكيل خانواده دهد. جوان نبايد بيش از اين درباره غريزه جنسى و
مسائل زندگى زناشويى ، جستجو و كنكاش كند، چرا كه پى گيرى بيش از حد و
تخيل و انديشيدن بيش از اندازه در اين باره ، موجب انحراف فكرى ، اختلال روانى و از بين رفتن آرامش روحى و عدم توفيق در درس و
تحصيل خواهد شد.
جوان بايد ارزش فرصتهاى دوران جوانى را بداند و با برنامه ريزى دقيق و حساب شده ، در
طول زندگانى خود، حداكثر بهره بردارى را از آن بنمايد.
دانشمندان بزرگ ، بيشترين موفقيت خود را، مرهون بهره گيريهاى صحيح از دوران جوانى خود مى دانند و با مطالعه و كسب تجربه هاى فراوان و
اندوختن دانشهاى بيشمار - در هنگام ميانسالى - از آنها نتايج پر بار علمى گرفته اند(100).
جوان بايد هوشيار باشد و در كارها و فعاليتهاى روزانه به عقل خود، ميدان دهد و بر عواطف و احساسها و غرايز خود تسلط يابد، تا بتواند
مسائل را درست ارزيابى كند.
بايد ريشه تمايلها و خواسته هاى خود را بررسى نمايد، اگر موافق عقل و قوانين شرع بود آن را
دنبال كند، و گرنه از انجام آن كار صرف نظر نمايد.
در اين مرحله از زندگى ، بايد بيش از پيش با خداى خود انس و الفت پيدا كند و در نيايشهاى خود از او يارى بخواهد، زيرا انسان در اين دوره بيشتر
از هر زمانى در طول دوران زندگانى خود مورد توجه خداوند است .
ابتداى بلوغ ، جوان هنوز مرتكب گناه و معصيت نشده ، صفحه دلش پاك و بى آلايش است . اگر خطايى مرتكب شود، زود توبه اش مورد
قبول خداوند، واقع خواهد شد. بيشتر توفيقات دانشمندان و علماى ارزشمند، بر اثر پاك زيستن در دوران جوانى است . در اين دوران بوده است كه
رابطه خود را با خالق خويش ، مستحكم كرده و به مقامهاى عالى روحى نايل گرديده اند.
جنگ ايران و عراق ، حوادثى را پيش آورد كه عملا نشان داد، انسانهاى پاكى كه در عنفوان جوانى با عشقى سرشار و قلبى مملو از ايمان به خدا، در
فعاليتهاى اجتماعى و مردمى خود با دلى شاد و لبى خندان و تلاشى خستگى ناپذير در صحنه هاى نبرد با دشمن ، چگونه انجام وظيفه كرده و به
كارهاى سازنده اى دست زدند و با درايت كامل به سوى كمال نهايى و قرب الهى پيش رفته و ره صد ساله را يك شبه طى نمودند.
اوقات فراغت
ايام جوانى به سرعت سپرى خواهد شد و بار ديگر باز نمى گردد. جوان بايد طورى برنامه زندگى خويش را تنظيم نمايد كه از اوقات فراغت
خود به نفع سازندگى روحى و روانى خويش بهره گيرد و براى ادامه تحصيل و
شغل مناسب در آينده ، آمادگى لازم را به دست آورد. بايد قدر فرصتها و ايام پر ارزش جوانى را بداند و آن را بيهوده هدر ندهد(101).
حضرت على عليه السلام مى فرمايد: ((پيش از آن كه دوره پيرى ات فرا برسد از جوانى خود استفاده كن (102))). و نيز مى فرمايد:
((كسى كه وقت خود را به كسالت و بيهودگى صرف كند، به خوشبختى نمى رسد.))
جوان بايد در زندگى اش برنامه و نظم داشته باشد، تا اوقاتش چراگاه وسوسه هاى شيطانى نگردد. او بايد از تفريح و ورزش براى سالم
سازى بدن در جهت پرورش روح ، استفاده كند، زيرا تفريح سالم ، انسان را از ملالت كارهاى يك نواخت زندگى ، رهايى مى بخشد. حضرت على
عليه السلام مى فرمايند: فرح و شادمانى ، باعث وجد و نشاط روح مى شود(103).
متاءسفانه بعضى از جوانان ما نمى دانند، چگونه از اوقات فراغت خود بهره جويند. گاهى در
خلال ايام تعطيلى و فراغت مرتكب گناه مى شوند، و دست به كارهاى نامشروع مى زنند و در نتيجه ، موجبات كسالت و پشيمانى خود و ديگران را
فراهم مى سازند. بنابراين ، جوان مى تواند قسمتى از فرصتهاى خود را پس از مطالعه دروس به ورزش و انجام فعاليتهاى جسمى و هنرى با
دوستان خوب اختصاص دهد؛ از اين رو انجام اعمال زير را در ايام فراغت پيشنهاد مى كنيم :
- استفاده از نرمش و حركتهاى سبك ، به طور مرتب و روزانه و يا هفته اى يك بار پرداختن به ورزشهاى سنگين ، مانند كوهنوردى ، شنا،
واليبال ، فوتبال ، كشتى و... ولى نبايد همه اوقات فراغت صرف ورزش شود، بلكه با برنامه ريزى از فرصتها استفاده شايسته اى به
عمل آيد.
- هر جوانى بايد استعدادهاى ذوقى خود را نيز شناسايى كند و با اختصاص دادن وقت مناسبى آن را پرورش دهد؛ مثلا، مى تواند در زمينه نقاشى ،
عكاسى ، خطاطى ، شعر، مكانيكى و الكترونيكى و غيره ، پس از خستگى از مطالعه ، پاره اى از فرصتهاى مرده را كه معمولا بدون استفاده باقى مى
مانند، به اين قبيل امور تفننى اختصاص دهد تا در اين زمينه ها تجربه اى كسب كند.
پرداختن به امور ذوقى از اين جهت اهميت دارد كه اولا: بر توانايى انسان مى افزايد. ثانيا: سبب تلطيف روح مى شود و زندگى را از حالت خشك و
بى روح ، خارج ساخته و شخصيت انسان را به صورت چند بُعدى (نه يك بعدى ) رشد مى دهد.
- در مطالعه بايد علاوه بر كتب درسى و كتابهاى مفيد در زمينه هاى اعتقادى ، اخلاقى ، تاريخى ، سياسى ، به افزايش اطلاعات عمومى و فراگيرى
تجويد و قرائت قرآن و زبانهاى خارجى نيز توجه داشت و در زمينه هاى مختلف بر اطلاعات خود افزود تا وسعت ديد پيدا نمود.
- پاره اى از مهارتهاى فنى و عملى نيز در زندگى پسران مورد نياز است و بهتر است در دوران جوانى با استفاده از اوقات فراغت به فراگيرى
آنها پرداخت ، از قبيل : تعمير وسائل مكانيكى ، برقى و... كه ما را براى زندگى آينده آماده مى سازند.
- پاره اى از مهارتهاى فنى و عملى نيز در زندگى دختران ، مورد نياز است و بهتر است در دوران جوانى با استفاده از اوقات فراغت به فراگيرى
آنها پرداخت ، از قبيل : دوزندگى و برش پارچه و لباس و آشپزى و درست كردن غذا و شيرينى كه دختران جوان را براى زندگى آينده ، آماده مى
سازد.
پس بايد در زندگى ، برنامه ريزى هم جانبه كرد و به پرورش استعدادهاى فكرى ، ذوقى ، هنرى ، علمى پرداخت تا ديدى واقع بينانه پيدا كرده
و شخصيتى جامع به دست آورد و به كمال انسانى نزديك شود.
نظم در جوان
نظام آفرينش بر اساس نظام و ترتيب بنا شده است و بر اساس نظم ، جريان دارد. رعايت نظم ، موجب هماهنگى انسان با طبيعت گرديده و در اين
راستا انسان از جهت روحى و روانى از سلامت و آرامش خاصى برخوردار خواهد بود.
آينده تحصيلى ، مرهون رعايت كامل نظم و ترتيب در زندگى اش مى باشد.
انسان در سايه نظم بهتر مى داند كه چگونه زندگى كند، چطور از اوقات فراغت خود به نحو شايسته اى بهره بردارى نمايد.
منظور از نظم و ترتيب ، انجام كارها و اعمال با هدف معين است كه از وحدت و هماهنگى لازم برخوردار باشد، به طورى كه با رعايت آن ، انسان
بتواند در مراجعه و دست يابى به كارها و موضوعات و وسائل و اصلاعات ، دچار سر در گمى و اتلاف وقت نگردد.
رعايت مقررات و قوانين جارى زندگى و قرار دادن هر چيزى در جاى معين خودش و انجام دادن هر كارى در وقت و زمان خود، نمونه اى از نظم است .
نظم ، شامل همه مسائل
زندگى ، از قبيل : لباس پوشيدن ، نظافت كردن ، خوردن ، خوابيدن ، مسواك زدن ، معاشرت با دوستان و
فاميل و همچنين چيدن وسائل و نوشت افزار و كتابهاى خود در جاى معين ، مطالعه كردن ، حفظ نمودن اطلاعات ، فراگيرى معلومات ، تفكر كردن و... مى
شود.
جوان بايد بداند، كى بخوابد، كى بيدار شود و چه وقت مطالعه كند و چه موقع تفريح و ورزش نمايد و چه زمانى كارهاى محوله خانه را انجام
دهد؛ مكان و زمان هر چيزى را به موقع تشخيص دهد و برايش برنامه ريزى كند؛ هر چيزى را به جاى خود بگذارد تا هنگام مراجعه به آن ، دچار
سردرگمى و آشفتگى نشود.
قواى ذهنى و عقلى جوان در سايه نظم ، ترتيب منطقى يافته و سبب موفقيتهاى درسى وى در آينده خواهد شد.
از طرفى رد سايه نظم ، زندگى تحت قاعده در مى آيد و فعاليتها و كارها نظام پيدا مى كند و با راحتى بيشترى انجام مى پذيرد؛ مشكلات
سريعتر حل مى شود و جوان از آشفتگى در كارها و مطالعه مطالب تكرارى ، بخصوص در كتب درسى رهايى مى يابد.
هدف عمده نظم در زندگى ، بهره گيرى و صرفه جويى در وقت و داشتن ضابطه و معيار صحيحى براى اندوختن اطلاعات در ذهن است .
همچنين رعايت نظم و ترتيب در زندگى روزمره از جهت روانى ، سبب مى شود كه جوان ، حتى هنگام
تحصيل و فراگيرى دانش ، اطلاعات علمى خود را تحت قاعده و نظم فراگيرد و يادگيرى ، به طور منظم صورت پذيرد، به گونه اى كه مطالب
، منسجم و به ترتيب در خزانه حافظه جايگزين شود و هرگاه شخص بخواهد به اطلاعات قبلى خود مراجعه كند و به راحتى و به سرعت ، اطلاعات
و مطالب در ذهنش حاضر شود. اين مساءله در آينده جوان ، تاءثير بسزايى دارد، بخصوص در دوران
تحصيل ، هنگامى كه مى خواهد خود را براى امتحانات و كنكور ورودى دانشگاه آماده سازد. رعايت نظم اصولا در سلامتى فكر و صحت جسم و
اعتدال روح و روان انسان ، بسيار مؤ ثر است .
بر پايه نظم است كه جوانان افكارشان شكل مى گيرد و زمينه ابتكارات و خلاقيتهاى هنرى ، علمى و فرهنگى در آنها فراهم مى گردد.
بى نظمى در جسم و جان ، آثار ناگوارى به جا مى گذارد و خارج شدن از قاعده طبيعت ، عوارض منفى در رفتار آدمى ايجاد مى كند.
معمولا افراد بى نظم در زندگى شان عصبانى و رفتارشان غير عادى و نامتعادل است ، زيرا خود بى نظمى در عكس العملهاى روحى و اخلاقى آنان
تاءثير متقابل داشته و سبب تضعيف اراده و زمينه ساز عوارض و ناكاميهاى فراوانى در زندگى تحصيلى آنان خواهد شد.
تجربه نشان داده است كه بى نظمى در فعاليتهاى حركتى و هوشى و عاطفى نيز تاءثير منفى دارد، بخصوص عكس العملهاى آن در دوران بلوغ به
صورت حادترى ظاهر مى گردد.
از طرفى بى نظمى ، سبب اتلاف وقت و ضايع شدن عمر و احساس ناراحتى و ايجاد روحيه شك و ترديد گرديده و خلاصه آثار نامطلوبى در
شخصيت فرد به جا مى گذارد؛ به همين جهت است كه از ديدگاه مولاى متقيان على عليه السلام آن قدر نظم در كارها و امور زندگانى اهميت دارد كه در
آخرين لحظه هاى حيات خود - كه معمولا حساسترين و پراهميت ترين سخنها گفته مى شود - در قسمتى از سفارشاتشان خطاب به دو فرزند عزيز
خويش ؛ امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام و همه جوانان آينده مى فرمايند: ((سفارش مى كنم به شما و همه فرزندانم و خانواده ام و
(همه ) كسانى كه سخن من به آنان مى رسد: به رعايت تقوا و نظم در كارها(104).
معاشرت با دوستان
معاشرت و همنشينى با دوستان سالم و با ايمان ، موجب رشد شخصيت اجتماعى و تقويت ارزشهاى اخلاقى و معنوى در جوان مى گردد. انتخاب دوستانى
كه از لحاظ درسى و اخلاقى شايسته اند، خود مى تواند بهترين بازوى موفقيت در آينده جوان باشد.
با دوستان خوب و مورد اعتماد مى توان در زمينه هاى درسى و مسائل اجتماعى و فرهنگى به
تبادل نظر و همكارى پرداخت . البته نشست دوستانه مى تواند در بالا بردن روحيه اجتماعى و اخلاقى و سطح بينش فكرى ، به يكديگر كمك كند،
به شرط آن كه دوستان خوب به مصداق اين حديث شريف كه ((مؤمن آينه برادر مؤمن است )) باشند و در اصلاح و رفع عيوب همديگر تلاش
نمايند، زيرا كوشش صميمانه براى اصلاح يكديگر موجبات ارتقاى اخلاقى خود و ديگران را فراهم مى سازد. از طرفى دوستى با افراد پست و
فرومايه - كه معولا آلوده به انحرافهاى اخلاقى هستند - يكى از زمينه هاى مضر و انحرافى جوان است .
دوستان منحرف و بى بند و بار و لاابالى ، سعى دارند كه احساسها و تجربه هاى راست يا دروغ خود يا ديگران را درباره
مسائل جنسى با حرص و ولع خاصى براى جوانان پاك و معصوم تعريف كنند و آنان را بدين طريق از راه بدر كنند...
گاهى يك دوست ناباب ، سرنوشت انسان را به طور كلى از مسير اصلى خود خارج كرده و او را در ورطه هولناك فساد و گمراهى و انحرافهاى
اخلاقى مى اندازد و موجبات تيره روزى وى را فراهم مى سازد. به همين علت ، قرآن كريم از عاقبت حسرت آور كسانى كه - در دنيا با دوستان منحرف
معاشرت داشته و به واسطه آنان به گناه و آلودگى كشيده شده اند - ياد مى كند و زبان
حال چنين افرادى را اين گونه توصيف مى نمايد: واى بر من ! اى كاش فلان شخص را دوست و رفيق خود نگرفته بودم (105).
بنابراين به عنوان يك اصل كلى مى توان به اين نكته اشاره كرد: ((يكى از مهمترين و حياتى ترين
مسائل جوانان ، مساءله دوست يابى و انتخاب دوست خوب و مناسب است ، به طورى كه اگر در اين زمينه دقت و احتياط لازم به
عمل نيايد، بقيه تلاشهاى تربيتى مثمر ثمر نخواهد بود.))
دختر جوان و پوشش
دختران جوان اگر به سعادت خويش علاقه مند باشند بايد از خودآرايى و خودنمايى در برابر مردان نامحرم خوددارى كنند. به تجربه ديده شده
كه دختران ناآگاه و ضعيف النفس بيشتر به خودآرايى و خودنمايى مى پردازند و سعى دارند كه ظاهرى دلفريب از خود نشان دهند و از توجه به
شخصيت واقعى و باطنى خود و كمالات روحى غفلت ورزند. غفلت از ياد خدا و ورود به گناه كم كم زمينه را براى انحطاط و
ابتذال آنها فراهم مى سازد.
حجاب ارزشى است كه رعايت آن به دختر، پاكى و سلامتى مى بخشد؛ او را همچون گوهرى درون صدف از شر آفتها، وسوسه ها و آلودگيها مصون
نگاه مى دارد و به خدا نزديك مى گرداند.
كسانى كه به بى حجابى و بدحجابى دست مى زنند، اكثرا نمى انديشند و
تعقل نمى كنند و تنها آلت دست وسوسه هاى نفسانى خود قرار مى گيرند.
خودنمايى و خودآرايى در صحنه اجتماع به شخصيت عفيف زن لطمه وارد مى سازد. با وقار بودن دختر و رعايت نمودن حريم بين محرم و نامحرم به او
اصالت مى بخشد و او را در ديدگان همه قابل تعظيم و احترام مى گرداند.
حجاب در واقع ، مصونيتى است براى دختر جوان كه او را از فرو ريختن شخصيت ، نجات مى بخشد و از طرفى پسران جوان را از خطر انحراف باز
مى دارد. در جوامعى كه بى حجابى را ترويج مى كنند، دختران بازيچه دست قدرتهاى استعمارگران مى شوند، به طورى كه از استوارى شخصيت و
تقدس و عفتى كه شايسته يك دختر پاكدامن و عفيف است تهى مى شوند.
تجربه نشان داده است كه مراعات حجاب در ميان دختران موجب حراست و سلامت روحى و نيز موفقيت آنان در زندگى آينده است .
عفت و حيا در زندگى انسان به قدرى اهميت دارد كه پيامبر لى الله عليه و الله مى فرمايند: الحياء هو الدين كله ؛ حيا تمام دين است . و امام
صادق عليه السلام مى فرمايند: لا ايمان لمن لا حياء له ؛ كسى كه حيا ندارد، ايمان ندارد.
استفاده از لباسهاى تنگ و برجسته نما يا عريان نمودن بخشى از بدن و در معرض ديد نامحرم قرار دادن ، علاوه بر مضرات بهداشتى آن ، عفت و
حياى دختر را خدشه دار مى سازد و مقدمات دورى از مبداء آفرينش را فراهم مى آورد. دختر جوان با رعايت حجاب ، خود را به خدا نزديك مى كند، زيرا
به كمك آن ، امنيت و آرامش مى يابد و افراد هرزه و لاابالى و منحرف را از نگاههاى آلوده محروم مى سازد. دختر عفيف و پاكدامن ، فطرتا از اين كه به
ديده شهوت آلود و هوس انگيز به او نگريسته شود در رنج ناراحتى است و اگر دخترى اين خصوصيت و حالت را نداشته باشد و حاضر باشد كه
بخشى از موى خود را نامحرم ببيند و همچنين از آن كه مورد بهره بردارى چشمهاى آلوده و هوس انگيز قرار گيرد، رنج و نفرتى احساس نكند، بايد
بداند كه در اثر گناه از فطرت سالم خود فاصله گرفته است و با آلودگى نگاههاى بيگانه ، خو پيدا كرده و به سراشيبى سقوط و فساد
نزديك گرديده و ارزشهاى والاى انسانى را از دست داده است .
از طرفى دخترى كه حريم حجاب را رعايت كند و خود را از دسترس نامحرمان دور نگاه دارد، همچون گوهر ذى قيمتى در درون صدف ، ارزش و احترام
خود را در نزد همگان افزايش داده و از ابتذال در امان مانده است .
پسران جوان نيز هر چند لاابالى و بى بند و بار باشند، باز در عمق روح خود براى دخترانى ارزش قائلند كه در دسترس و پيش پا افتاده و بى
بند و بار و بزك كرده نباشند و در درون خود اين گونه دختران را مى ستايند.
عفت و حيا از خصوصيات فطرى آدمى است ، چرا كه نظام آفرينش براى پاسدارى و نگهدارى از اين گوهر گرانبها و ارزشمند و همچنين براى حفظ
مقام و موقعيت زن ، زيبايى اش را در اين مى بيند كه او، همچون گوهرى با ارزش در درون صدف از هر گرد و غبار و آفات و آلايشى و به دور از
دسترس اين و آن باشد، چرا كه شى ء قيمتى را معمولا دور از دسترس همگان در يك جاى امن نگهدارى مى كنند، ولى
وسايل كم ارزش هميشه جلو دست و پاست .
بيشتر بانوان به تجربه دريافته اند: زمانى كه زن از درون اين صدف ارزشمند خارج شده ، لطمه بزرگى به شخصيت والاى خويش وارد
ساخته و همواره در اجتماع ، موجب سوء استفاده مردان پست و هرزه و نيز مايه لعن و طعن و تحقير جوانان متدين و عزيز واقع شده اند.
دخترى كه زيور خود را تنها در كانون گرم خانواده بپوشد و در بيرون از خانه و اجتماع با متانت و وقار و پوشيدگى ظاهر شود، هم در بين اعضاى
خانواده عزيز و گرامى است و هم در چشم ديگران ارزشمند. اگر دخترى پا را از حريم عفت و حجاب بيرون بگذارد نه تنها اولين ضربه را به
زندگى خانوادگى خود فرود آورده ، بلكه گناه بزرگى را مرتكب شده است و
نسل جوان پسر را كه در آينده به حال خود و اجتماع مفيد خواهند بود، در معرض تباهى و سقوط قرار داده است و با انحراف آنان ، ضربه اى مهلك به
آينده جامعه خود خواهد زد.
تجربه هاى تاريخى گذشته به ما نشان داده كه دشمنان ملتها هرگاه كه خواسته اند نسلى را از درون تهى كنند و سرمايه كشورى را غارت
نمايند و ذخيره ها و گنجينه هاى آن كشور را به يغما ببرند، از اين راه وارد شده اند.
وقتى رضاخان توسط انگليس بر ايران مسلط شد، يكى از ماءموريتهايش اين بود كه حجاب را از ميان برداد. آتاتُرك هم كه
عامل بيگانه در تركيه بود همين سياست را در پيش گرفت . در الجزاير نيز به همين حيله
متوسل شدند. البته بايد هوشيار بود كه در هر زمان ، شكل اين توطئه فرق مى كند. در اين زمان ممكن است از طريق زور و قلدرى وارد نشوند بلكه
با حيله ها و فريفتن نسل نو، تحت عنوان تجدد و تمدن و علم و عناوين ديگر، كارى كنند كه
نسل جوان با رضا و رغبت پذيراى بدحجابى شود.
خويشتن دارى جوان
ارزش هر انسانى قبل از هر چيز به گزينش ارزشها و ميزان دلبستگى به آنها در زندگى اش مربوط مى شود. معيار
تعادل او بستگى دارد به اين كه حقيقتا او تا چه اندازه بر اعصاب خود، مسلط بوده و از اعتماد به نفس برخوردار است .
هنگامى جوان مى تواند خود را صاحب اراده اى قوى فرض كند كه بتواند در
مقابل خواسته ها و اميال نفسانى اش بايستد و با صبر و بردبارى و به كارگيرى
عقل و انديشه ، مشكلات زندگى را يكى پس از ديگرى از سر راه خود بردارد و بر هوا و بر هوس خود غلبه كند(106). او بايد بداند كه همواره
در معرض بزهكارى و لغزش به سوى شهوات قرار دارد و تنها با تقويت ايمان و رعايت تقوا مى تواند بر اهريمن درون (تمايلات شهوانى و
وسوسه هاى شيطانى ) و دشمن برون (عوامل منحرف و دوستان ناباب ) پيروز شود.
اگر جوانى غفلتا مرتكب عمل انحرافى و معصيت گرديد، بايد بلافاصله در پيشگاه خدا توبه كند و تصميم جدى بر ترك گناه بگيرد تا رفتار
ناشايست به شكل يك خصلت زشت و ناروا در وجود او جايگزين نگردد و به صورت عادت ثانوى در نفسش رسوخ نكند.
او بايد بداند كه تواناييهاى لازم را براى اصلاح رفتار خويش دارد و در ضمن ، قدرت پذيرش او از افراد مسن بيشتر بوده و از تعصبهاى بيجا
به دور است .
قرآن كريم پس از بيان خطاهايى كه ممكن است انسان ، مرتكب آنها بشود توبه را به عنوان راه
حل اصلى اصلاح رفتارش پيشنهاد مى كند(107).
پيامبر بزرگ اسلام مى فرمايد: توبه از گناه و خطا به اين معناست كه فرد، ديگر قصد نداشته باشد كه به سوى آن گناه بازگردد(108).
جوان نبايد خطاى خود را هر چند هم اندك است كوچك بشمارد، تا اين كه در او ملكه (109) گناه پيدا نشود.
از رسول اكرم صلى الله عليه و الله نقل گرديده كه فرمود: محبوبتر از هر چيز، نزد خداوند، توبه جوانى است كه از گناه پشيمان شود و از
پيشگاه او آمرزش بخواهد(110).
اگر جوان ، مطيع خواسته ها و شهوتهاى خود گرديد، خود را به هلاكت مى اندازد(111).
|