next page

fehrest page

back page

پژوهشگران علوم امروز، مشاهير و اعلام فردايند:
حضرت امام زين العابدين عليه السلام به طالبان علم و دانش نظر مى افكند، آنان را به حضور مى طلبيد و به ايشان چنين مى گفت :
مرحبا بكم انتم ودائع العلم و يوشك اذا انتم صغار قوم ان تكونوا كبار آخرين (115)
امام سجاد عليه السلام به دانش پژوهان علوم دين در راه تشويقشان آنان را نزد خود فرا مى خواند و مى فرمود: اميد است همواره در گشايش و راحت باشيد اى محصلين ، شما امانتداران علم و دانشيد. امروز نوجوانان اين جامعه هستيد و عنقريب بزرگان جامعه ديگر خواهيد بود.
حضرت امام به او صافى شايسته طالبان علم و دانش را ستوده است و تحسين دانشجويان به امانتدارى علم اينكه از اندوخته هاى علمى بخوبى پاسدارى و حراست نمايند تا از كودكان امروز و از بزرگان علم و عمل فردا باشند.
حضرت على عليه السلام فرمود: جهل الشباب معذور، و علمه محصور(116)
على عليه السلام فرمود: عذر نادانى جوان پذيرفته و مقبول است و دانش او در جوانى محدود و محصور مى باشد.
قوانين و آئين نامه هاى آموزشى بر همين معيار تصويب شده است ، كه تا سيكل و يا سوم راهنمائى دروس مختلف را دانش آموز بايد بياموزند. ولى از سيكل به بالا، رشته تخصصى انتخاب مى شود. كه ديگر رشته مثلا شيمى از فيزيك ، و رياضى از تجربه و ديگر رشته ها هيچ اطلاعى ندارند، چرا كه يك نوجوان استعداد و كشش بيش از اين ندارد و مغز عامه جوانان از انديشيدن در محور همه علوم و تخصصها ظرفيت بيش از اين ندارد، ولى قدرتمندى پاره اى از انسانها اعم از زن يا مرد فوق العاده است كه چندين رشته تخصص ‍ و علوم را فرا مى گيرند.
از فرصتهاى طلائى كه همانا دوران جوانى و عنفوان شباب است حدود هيجده تا بيست سالگى بايد اكثريت بهره ورى را نمود، در اين دوره از جوانى است كه پايه و اساس يك زندگى درخشان آينده پى ريزى مى گردد و سعادت و خوشبختى جوان با اعضاى خانواده اش تضمين مى شود. پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ان لله ملكا ينزل فى كل ليلة فينادى يا ابناء العشرين جدوا و اجتهدوا(117)
فرشته الهى هر شب به جوانان بيست ساله ندا مى دهند و مى گويند كوشش ‍ و جد و جهد كنيد و براى نيل به كمال و سعادت آينده مجاهده نمائيد.
اسلام توصيه و تاءكيد بر معنويت فقط را منظور و مد نظر ندارد، بلكه كمال و رشد علمى و عملى و مادى و اقتصادى را مورد تاءكيد قرار مى دهد.
در اين حديث پيامبر بزرگ اسلام بيست ساله ها را امر و فرمان به جد و جهد نموده و دعوت به تلاش براى رسيدن به كمال مى نمايد.
جوان !! پرارزشترين دوران جوانيت به باد رفت !!
توبيخى و سرزنشى بالاتر از اين نيست كه يك جوان به سن هيجده سال رسيده هنوز از خواب غفلت بيدار نشده است ، و هيچ تداركى براى آينده اش و براى دنيا و آخرت خويش نديده است .
از امام صادق عليه السلام در قول خداى تعالى منقول است كه فرمود:
(اولم نعمركم مايتذكر فيه من تذكر) توبيخ لابن ثمانى عشرسنة (118)
حضرت فرمود: اين آيه ملامت و سرزنش جوانان غافلى است كه به هيجده سالگى رسيده اند و از فرصت جوانى خود استفاده نمى كنند.
سنين هيجده سالگى شاخص هشدار دهنده اى است كه خاصه پسران را به ثمره شيرين يا تلخ حيات رسانده است . و كارنامه قبولى يا ردى زندگى آينده را به حد نصاب پيوسته و امضاء مى نمايد. يك برهه از زندگى سپرى شده و آمپر حيات ، اعلان خطر كرده است . و از اين پس توان رشد و ترقى كاسته مى شود پس بكوشيد تا به سن هيجده سالگى به كمال علمى ، عملى ، هنر، و صنعت راه يابيد كه تا در اين دوران از سنين عمر به حد نصاب رشد معنوى و مادى راه يابيد.
جوان و مشكلات اقتصادى و اجتماعى روز:
پيشرفت دانش و تكنيك ، كارها را آسان و راهها را نزديك و مشكلات فرهنگى را حل كرده است ، ولى هزينه هاى زندگى را هم سنگينى تر، و مشكل علم و دانش آموزى و بالاخره كار و مسكن را دشوارتر نموده است .
حضرت مولى الموحدين على (عليه السلام ) فرمود: جهل الشباب معذور، و علمه محصور(119)
عذر نادانى جوان پذيرفته و مقبول است و دانش او در جوانى محدود و محصور مى باشد.
اگر جوانى در جهالت و نادانى بيسوادى و بى هنرى مانده عذرش خواسته است چون امكانات تحصيل نداشت ، و هزينه كسب هنر و دانش براى او ميسر نبود، اكثريت قاطع نسل جوان ، خسارت و زيان و ضرر پدر و مادرهائى را مى كشند كه هزينه تحصيل و يا كسب و كار فرزندانشان را تاءمين نكردند، و اغلب محروميتهاى جوانان از مسامحه كاريها و سهل انگارى اولياء محترم مى باشد، بنابراين والدين در رشد و تكامل ، يا ركود و تنزل فرزندان ، مؤ ثر و نقش دارند.
جوان در راه تاءمين نيازهاى دوران بزرگسالى :
نسل جوان با تعيين رشته هاى علمى دانشجوئى كه مورد علاقه شان مى باشد در حقيقت همان علوم و صنايع و فنونى را دنبال مى كنند كه در آينده بشدت مورد نياز ايشان و جامعه مى باشد.
حضرت امير (عليه السلام ) فرمود: اول الاشياء يتعلمها الاحداث الاشياء التى اذا صاروا رجالا احتاجوا اليها(120)
بهترين چيزها كه شايسته است جوانان بياموزند، چيزهائى است كه در بزرگسالى مورد نيازشان باشد و بتوانند در زندگى اجتماعى از آموخته هاى دوران جوانى خود استفاده نمايند.
حديث شريف كونوا من ابناء الزمان شايد از حضرت امير (عليه السلام ) باشد كه آن بزرگوار در خطاب به رهروان مكتب و مذهب خويش ‍ مى فرمايد فرزند زمان خويش باشيد. بعضى با تعبيرات خويش بد استفاده مى كنند، اما معناى واقعى سخن امام اين است كه فرزند زمان باشيد يعنى شرايط روز و نيازهاى جامعه خويش را خود بدست آوريد و خواسته هاى مشروع روزتان را به دست غير نسپاريد.
آموزشهاى مجدانه جوانى سعادت و خوشبختى آينده است :
همزمان با مراجعت افتخار آفرينان المپياد رياضى نوجوانان كشور ما كه از كشور تايوان برگشتند و در بين بيش از 70 كشور جهان 5 مدال طلا و يك مدال نقره دريافت داشتند. بلى تحمل رنج و تعب تحصيل علم و دانش ، آينده را درخشان مى سازد و سيادت و سعادت دوران بزرگسالى و پيرى را تضمين مى نمايد.
حضرت على (عليه السلام ) فرمود: تعلموا العلم صغارا تسودوا به كبارا(121)
در خردسالى علم و دانش بياموزيد تا در بزرگسالى به برترى و سود برى و سيادت نائل آئيد.
و در جاى ديگر حضرت فرمود: من لم يتعلم فى الصغر لم يتقدم فى الكبر(122).
كسى كه در كودكى تحصيل علم و دانش ننمايد در بزرگى و بزرگسالى پيشرفت و تقدم اجتماعى نخواهد داشت .
حقا كه دانش پژوهان علوم در راه پيشرفت و تكامل ، دانش لازم روز را كسب نمودند و براى ايران و ملت و مملكت خويش افتخار آفريدند، و اينها الآن جزء نوابغ كشورند و در آينده چراغهاى پرفروغ خانواده خويش و جامعه خواهند بود و شما جوانان انقلابى كشور سعى كنيد با ابتكارات و نوآوريهاى علمى و فرهنگى براى ملت و كشور خويش افتخار بيافرينيد و چشم و چراغ ملت باشيد. و در دوران بزرگسالى و پيرى سود برده و خانواده و ملت و مملكت خويش را سرافراز نمائيد.
نقش تربيت در آئين دوست يابى
در آئين دوست يابى اسلام از طرف خاندان وحى ، دوستى و مصاحبت با ضالين و گمراهان را مورد نهى قرار داده است گرفته و شما جوانان سعى كنيد هرگز با چنين مردمى مصاحبت و دوستى براه نيندازيد.
حضرت على بن الحسين امام سجاد (عليه السلام ) به بعضى از فرزندانش ‍ فرمود: يا بنى انظر خمسة فلا تصاحبهم و لا تحادثهم و لاترافقهم فى طريق . فقال يا ابت من هم ؟ قال (عليه السلام ) اياك و مصاحبة الكذاب فانه بايعك باءكلة او اقل من ذلك و اياك و مصاحبة البخيل فانة يخذلك فى ماله احوج ما تكون اليه و اياك و مصاحبة الاحمق فانه يريد ان ينفعك فيضرك و اياك و مصاحبة القاطع الرحمه فانى وجدته ملعونا فى كتاب الله .(123)
حضرت على بن الحسين (عليه السلام ) بعضى از فرزندان خود را مخاطب ساخت و فرمود: فرزند عزيزم متوجه پنج گروه باش كه با آنان مجالست نكنى و هم كلام نشوى ، در مسافرت با آنها رفاقت ننمايى ، عرض كرد پدر جان آنان كيانند؟ حضرت سجاد (عليه السلام ) فرمود: از مجالست با دروغ پرداز پرهيز كن چه او مانند سرابى است كه مطالب را برخلاف واقع نشان مى دهد، دور را در نظرت نزديك و نزديك را دور جلوه مى دهد، از رفاقت با گناهگار و لاابالى اجتناب كن زيرا او تو را به يك لقمه يا كمتر از آن مى فروشد، از رفاقت بخيل پرهيز نما كه او در ضرورى ترين مواقع احتياج ، تو را يارى نخواهد كرد از رفاقت با احمق اجتناب كن كه او نفعت را اراده مى كند و از نادانى به تو ضرر مى زند از مصاحبت كسى كه قطع رحم كرده است بپرهيز كه او در كتاب آسمانى مورد لعن و نفرين قرار گرفته است .
برعامه مسلمين و شيعيان جهان بويژه تو جوان امروز، كه پدر فردائى و تو دختر امروز كه مادر فردائى ضرورت دارد تا از سخنان سيد الساجدين در انتخاب دوست و مصاحبت دقت كن و هركسى را لايق دوستى و رفاقت باخود نبينى .
با دوستانت مدارا كن تا محبوب خدا گردى
جوان ، براى كسب محبوبيت بيشتر از پيشگاه خداوند مهربان با دوستانت مدارا كن و سعى كن كه مهربان تر از او باشى پيامبر مهربان امت فرمود:ما اصطحب اثنان الا كان اعظمهما اجرا و احبهما الى الله تعالى ارفقهما بصاحبه (124)
دو نفر كه با هم رفاقت كنند آنكه نسبت به رفيقش با مداراتر است اجرش ‍ اعظم است و خداوند وى را بيشتر دوست مى دارد.
برادرم ، جوان عزيز!
مداراى بيشتر با دوستانت موجبات محبوبيت و كرامت نفس ترا به پيشگاه خداوند مهربان فراهم مى سازد. بلى !! برادر دوستانى انتخاب كن كه - آنان را دوست بدارد و از دوستى با ضالين و گمراهان براى كسب رضاى خدا اجتناب كن و با دوستان خوب اگر مدارا كنى در اين صورت است كه خداوند دوستت مى دارد و لذا بكوش كه اين جايگاه عزتمند را به خود اختصاصى دهى . و محبوبيت از طرف ذات اقدس بارى تعالى را براى خود كسب كنى كه خدا دوستت بدارد نه شيطان و شيطان صفتان . از شياطين هميشه اجتناب كن و از ايشان دور باش .
با گمراهان مصاحبت و دوستى مكن :
در انتخاب دوست ، و اينكه چه كسى صلاحيت مصاحبت با شما را دارد حضرت على مى فرمايد: اياك و صحبة من الهاك و اغراك فانه يخذلك و يوبقك .(125)
از رفاقت با كسى كه اغفالت مى كند و فريبت مى دهد كه سرانجام مايه خوارى و هلاكت خواهد شد اجتناب كن .
برادرم در انتخاب دوست ، با كسى كه از صداقت و درستى و امانت برخوردار نيست بپرهيز و از دوستى او تفكر صحيح و اخلاق وارسته ات را از دست مده . على (عليه السلام ) كه مرشد انس و جن و عرب و عجم است نظر مباركش در انتخاب رفيق آن است كه مردان و زنانى كه با فريبكارى و اغفالگرى خود هر لحظه طرحى پيشنهاد مى كنند و رنگ عوض مى نمايند و از درستى اعمال و اخلاق بهره مند نيستند دوستى و رفاقت تو با چنين افرادى موجب گمراهى و گاهى هلاكت مى گردد لذا انتخاب دوست يا سرنوشت و آبروى تو سر و كار دارد، بكوش دوست صديق و مهربان بيابى و قدرش را بدانى . كه هر كس صلاحيت مصاحبت و دوستى با تو فرد شايسته را ندارد.
عزاب بدان امت منند!!
جوانهاى پاك و مؤ من در اسلام بحمد الله زياد به چشم مى خورند، دختران خليق و با ايمان و پاكدامن فوق العاده زيادند، ولى اكثريت قاطع جوانانى كه به سنين ازدواج مى رسند و آنهائى كه از تقواى الهى و ايمان برخوردار نيستند همچون حيوان افسار گسيخته دست به هر جنايت و فساد اخلاقى مى زنند تا جائى كه تجاوز به محارم را نيز بر خود حلال مى نمايند.
رسول گرامى اسلام مى فرمايد: شرار امتى عزابها(126)
جوانان بى همسر بدترين افراد امت من هستند.
در روايت آمده مردى به نام عكاف ، زن نمى گرفت ، روزى به محضر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) شرفياب شد. حضرت پس از اينكه از امكانات مالى و سلامت جسمى او پرسشهائى كرد و او جواب مثبت داد در كمال صراحت فرمود: تزوج و الا فانت من المذنبين (127) ازدواج كن و الا از گناهكاران خواهى بود. يعنى گناه و شيطان به آدم بى زن ، خيلى نزديك است .
جوانى نوعى جنون است
براى پسران و دختران دورانى است ، كه جنون و ديوانگى به همراه دارد، يعنى در دوران شباب و جوانى بيشترين جوانان گمراه شده و نمى توانند سرنوشت زيبائى را براى آينده خود رقم بزنند.
پيامبر بزرگ اسلام مى فرمايد:
الشباب شعبة من الجنون ، و النساء حبالة الشيطان (128)
جوانى شعبه اى از ديوانگى است و زنان دام شيطانند.
دوران جوانى ، دوران نبوغ فكرى و تبلور رشد، كمال و كرامت انسانى است ، هرگاه جوان اين نيروى خلاق و كار آمد جوانى را در مسير تعلم و آموزش و پرورش قرار ندهد. در وادى تحير و سرگردانى دو صد پا از جنون و ديوانگى فراتر خواهد رفت ، و در اين حالت هيچ تمايزى بين پسر و دختران نيست ، هر دو به نوعى گرفتارند، و اما اينكه چرا زنان دام شيطانند را بعد از جنون جوانى ذكر كرد؟ بايد گفت چه بسا جنون جوانى از عشق به زن و بر عكس ‍ به وجود مى آيد، و از همين راه دختر و پسر و زن و مرد گرفتار عشق و عاشقى مى گردند و مجنون وار يكديگر را تعقيب مى نمايند و مشكل بزرگ جوانان و مردان همين است كه در دوران جنون جوانى بتوانند از دام زنها رهائى يابند و زنان و دختران هم گرفتار عشق پسران و مردانند و اگر به سرنوشت صحيح زندگى مهر صحت وسلامت و ديانت بزنند و از دام حيله و مكر زنان بى بندو بار بدر آيند. در حقيقت جنون جوانى گرفتارى در دام پر مكر و حيله زنان است . اى جوان ، آب ندامت و توبه به آتش گناهان و غفلتهاى گذشته بپاش ، و از چنگال جنون جوانى و نادانى بدرآ و بگريز و به وادى عقل و درايت و كمال و رشد علمى و عملى وارد شو كه سعادت و خوشبختى خود را تضمين خواهى كرد.
تربيتهاى ضد فضيلت و ضد انسانيت !
انسان در تاريخ دستخوش تحولات و تغييرات فاحش قرار دارد، بيشترين اهداف شوم استعمارگران و استثمارگران در جوامع بشرى روى جوانان اعم از دختر و پسر سرمايه گذارى مى شود.
آريستوم حاكم جابر گوم سعى مى كرد كه رشادت جوانان را كم كند و تبديل به خفت و خوارى نمايد، او دستور مى داد كه نوجوانان مانند دوشيزگان بايستى زلفهايشان را بگذارند دراز شود و موهايشان را با گلها آرايش كنند و پيراهنهاى رنگارنگ كه تا پاشنه پاى آنها بيايد بر تن نمايند، وقتى نزد معلم رقص و موسيقى مى روند، زنها بر ايشان چتر و باد بزن و عطر ببرند و در گرمابه به آنها شانه و آئينه بدهند اين طرز پرورش تا بيست سالگى ادامه داشت .(129)
نظر بسيارى از حاكمان و سردمداران لائيك ، كمونيسم ، ماركسيسم ، لنينيسم و اگزيستانسياليسم مثل آريستوم ، جنايتكار حاكم بر گوم ، اين چنين است ، خيلى از كشورهاى عالم اسلامى ، هم اكنون از غربيها آموخته اند، دو پا هم به آنطرف تر رفتند اگر فرهنگ آزادى خواهى و سنت سئيه هرج و مرج و فرهنگ ضد فضيلت بر انسانها تحميل گردد و با سعادت و فضائل انسانى مبارزه گردد مثل آريستوم كه مى گويد پسران لباس دختران بپوشند و دختران هم لباس پسران ، و در آرايشگاهها و در حمام دختران و زنان براى پسران شانه و آينه ببرند، و زلفهايشن را مثل دختران ، و دختران مثل پسران آرايش ‍ نمايند و... اين فرهنگ و سنت سيئه به سراشيبى سقوط و پستى مى گرايد و بر خلاف نظام آفرينش در حركت مى باشند.
بنابراين خود با وجدان بيدار و آگاه خويش قضاوت كنيد بعد از اينكه شاهد بر اين همه فضائح و قبايح آزادى باشيد سپس به آن بگرويد؟! و چشم و گوش و سر دل را ببنديد، و سپس هر كارى كه مى خواهيد بكنيد!!!
محبوبترين انسانها جوانان تائبند:
توبه در سنين جوانى امتيازات بسيارى را به خود جلب كرده است و توبه پشيمانى از گناه در جوانى محبوبيت خاصى به پيشگاه خداوند دارد.
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) ما من شى ء احب الى الله من شاب تائب (130)
پيغمبر اكرم فرمود: محبوبتر از هر چيز نزد خداوند جوانى است كه از گناه توبه كند و از پيشگاه الهى طلب آمرزش مى نمايد.
چرا جوان تائب به پيشگاه خداوند محبوب است ؟
چشم پوشى از همه لذائذ و زيبائيها، و نقد موجود را رها كردن و لذائذ مادى جلوه هاى زرق و برق حيات را پشت سر افكندن و آخرت ناديده و نسيه را نگريستن ، و به خدا و دين و دل به پيامبران باختن ، كار حضرت فيل است لذا جوان تائب محبوبترين انسانها به پيشگاه حضرت احديت است .
جوان و بازگشت او به اصالت و فطرت اسلامى خويش :
توبه در جوانى بازگشت به خدا و فطرت پاك اسلامى خويش است ، و احراز و بدست آوردن اين خصيصه در جوانى گرامى تر و پرارزشتر است .
پيامبر گرامى اسلام فرمود: التوبة حسنة لكنه فى الشباب اءحسن (131)
توبه از گناه هميشه پسنديده است ولى در سنين جوانى بهتر و نيكوتر است .
در جوانى پاك بودن شيوه پيغمبرى است ورنه هر گبرى به پيرى مى شود پرهيزكار
در بيانى ديگر پيامبر بزرگوار اسلام جوان تائب از گناهان اخلاقى و ساير معاصى را محبوبترين انسانها به پيشگاه خداوند معرفى كرده است و مى فرمايد: ما من شى ء احب الى الله من شاب تائب (132) محبوبتر از هر چيز نزد خداوند جوانى است كه از گناه توبه كند و از پيشگاه الهى طلب آمرزش نمايد.
در جوانى پاك زيستن با همه توان گناه ، و چشم از همه تلذذ، و تكيف حرام پوشيدن هنر است ، همت و مقاومت خدا پسندانه است . پاك زيستى ، و از سلامت نفس و عمل شايسته برخوردار بودن نشان سعادت و احراز انسانيت كامل و نيكبختى تام و تمام است ، و اختيار هم با شما است ، كه تا چه راهى را برگزينى ، و خجالت چه كسى را داشته باشى ، خدا؟! يا شيطان ؟!!! انتخاب با تو است .
در بوستان قلبت بذر گلهاى محمدى (صلى الله عليه و آله و سلم ) بيفشان :
دلهاى نوجوانان همانند زمين مساعد و هموار خالى از هر نوع گل و گياه و خار و علفهاى هرزه است كه هر بذر گل و خارى در آن بپاشى مى پذيرد. امام على (عليه السلام ) فرمود: و انما قلب الحدث كالارض الخالية ما القى فيها من شى ء قبلته .(133 )
على (عليه السلام ) مى فرمايد: دل نوجوان مانند زمين آماده اى است كه از هر سبزه و گياه خالى باشد، هر بذرى كه در آن افشانده شود مى پذيرد و در آغوش خود به خوبى مى پرورد.
اى نوجوان ، برادرم :
خواهرم ، دخترم !! قلب تو نيز همانند قلب پاك برادران و خواهران عفيفه و نجيب و همانند قلب پاكان خالى از هرگونه غل و غش مى باشد، و شما نيز در راه پيشبرد معنويت و كمال وجودى از آنها كه از عقل و درايت و معنويت و روح پاك و رشد كمال بيشترى برخوردارند كمتر ندارى ، پس بكوش در زمين مساعد و شايسته دلت بذر همه فضائل و رشد و كمال و كرامت انسانى را بپاشى و تو نيز پا يا پاى برادرانت و خواهرانت كه به او عزت و سرافرازى راه يافتند راه يابى ، و در فرداى ديگر در بوستان حيات و زندگيت فرزندانى رشد و تربيت مى يابند تا تو نيز غنچه هاى زيبا و گلهاى محمدى (صلى الله عليه و آله و سلم ) در دامنت بپرورانى . هم اكنون به تهذيب نفس ‍ و به آرايش دل و اصلاح صورت و سيرت پاكت بپرداز، كه امروز را به فردا و فرداهاى ديگر نينداز كه فرصتهاى طلائى چون ابر بهارى درگذر است .
آنجا كه والدين عاق فرزند صالح مى گردند!!
حق است كه با زحمات طاقت فرسا و بى شائبه والدين كه براى فرزندان متحمل مى گردند در صورت عدم اطاعت عاقشان كنند ولى پيامبر اسلام مى فرمايد: يلزم الوالدين من العقوق لولدهما اذا كان الحا ما يلزم الولد لهما(134)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: همان طور كه فرزند عاق پدر و مادر مى شود پدر و مار نيز عاق فرزند شايسته مى شوند.
پدر و مادر وظيفه شناس و غير متعهد كه حقا در حقوق فرزند خويش ‍ خيانت مى نمايند و از هر جهت مانع رشد و تكامل مادى و معنوى فرزند خود مى شوند سزاوار است كه فرزندان شايسته و صالح والدين بى فضيلت و بى ايمان را تحت عاق خويش قرار مى دهند.
معلم و كارهاى ارزشى او
ارزش هاى وجودى انبياء در كار تعليم و تربيت و پرورش انسانها است ، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود انما بعثت معلما من براى تعليم و تربيت مبعوث شده ام ، معلمى كار انبياء است و معلم شغل و كار پيامبران را بعهده گرفته است . و كار تربيتى معلم چنانچه پيامبر خاتم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود. برات آزادى از آتش جهنم را در بردارد، هر چند كه مستوجب آتش بود چرا كه معلم شايسته در ديوان محاسبات الهى معاف است . پيامبر بزرگوار اسلام مى فرمايد: من ربى صغيرا حتى يقول لااله الا الله لم يحاسبه الله (135)
كسيكه فرزند كوچكى را تربيت كند و او را صحيح تعليم و پرورش دهد بقدرى كه توان گفتن لا اله الا الله داشته باشد خداوند در قيامت از او حسابرسى نخواهد كرد و اعمالش را محاسبه نمى كند. لقمان حكيم فرزندش را اينطور تربيت نمود و به او فرمود: اى فرزند عزيزم نماز بپادار و امر به معروف و نهى از منكر كن و بر اين كار از مردم نادان هر آزار و اذيتى بينى صبر پيش گير، كه اين صبر و تحمل در راه تربيت و هدايت خلق ، نشانه اى از عزم ثابت (مردم بلند همت ) در امور لازم عالم است .(136)
سوگند به قلم و به آنچه كه مى آموزد: و اين نيز از عظمت اسلام و پيش رفت مسلمين است كه مروج علم و دانش بشر شده است . در كتاب قرآن و روانشناسى مى خوانيم :
خداوند به قلم سوگند ياد كرده است . و اين خود نشان دهنده ارزش والاى قلم و كتابت است ، و اشاره به اين است كه قلم و نوشتن در كار آموزش و فراگيرى دانش تاءثير تعين كننده اى دارد.
ن والقلم و ما يسطرون .(137)
قسم به نون كه نام نور و ناصر حق يا لوح زرين نور خدا است .
و قسم به قلم و آنچه (تا ابد در لوح محفوظ) خواهد نگاشت .
هيچ مكتبى و مذهبى همانند اسلام علم و دانش را ترويج نكرده است .
اين آيه از قرآن با سوگند به قلم شعار ترويج علم و دانش را سر مى دهد و روشنفكران ، دانشجويان ! بهوش باشيد كه هيچ مكتب و مذهبى بيشتر و برتر از اسلام به علوم و فنون توجه نداشته است و به كسب علوم و فنون اسلام دلبسته شده و عاشق بدست آوردن آن باشيد و به هر قيمتى در اكتساب و اكتشاف آن بكوشيد.
دانستنيهاى جوان و تاءمين نيازهاى آينده !
رشته هاى تخصص كه امروز جوانان در دانشگاهها دوره اش را مى بينند تماما نيازهاى آينده جامعه و ايشان را تضمين نمى نمايند. كارشناسان و كاردانان از ابتكار عمل بيشترى برخوردار شوند و طرح و برنامه ريزى عميقترى بنمايند.
از على (عليه السلام ) است كه فرمود:اولى الاشياء اءن يتعلمها الاحداث الاشياء التى اذا صاروا رجالا احتاجوا اليها(138)
بهترين مطالبى كه شايسته است جوانان بياموزند چيزهايى است كه در بزرگسالى مورد نيازشان باشد بتوانند در زندگى اجتماعى از آموخته هاى دوران جوانى استفاده نمايند.
بنابراين معلمم با علوم و دانش و فنونى كه براى من انتخاب مى نمائيد نياز خود و جامعه اسلامى و آينده مرا در نظر بگيريد و مرا براى زمانهائى دور و دراز مدت مترقى و متمدن بسازيد و از علوم و دانش مفيد و مؤ ثر بمن بياموزيد كه بتواند جامعه و آينده ام را درخشان سازد.
معلمم ، فطرت آگاهم را شكوفا كن
در شكوفا ساختن فطرت دينى و عقيدتى كودك ، مدرسه و معلم چه نقشى دارند؟
قوانين زندگى براى آنكه كامل باشند بايد بصورت فطرى در آيند. كسيكه در آغاز زندگى به شناخت خوبى و بدى عادت كرده ، در تمام عمر انتخاب خوبى و بدى عادت كرده ، در تمام عمر انتخاب خوبى و پرهيز از بدى ها براى او آسان خواهد بود، انسان همانطور كه از آتش مى ترسد از بدى ها نيز بايد بهراسد. آتش گناه هم سوزاننده است و هم رسوا كننده . پس مبادا به آتش گناه سوخته و رسوا شويد. عهد شكنى و دروغگوئى و خيانت بنظر نه تنها اعمالى ممنوع مى باشد، بلكه غير ممكن مى نمايد براى بسط و گسترش ‍ اين واكنشها در فرد، محيطى ضرورى است كه در آن اصول اخلاقى بطور دائم مورد توجه باشد.
فقط وجود الگو و سرنوشت درست است كه مقررات زندگى را به ذهن ياد آورى مى كند. نويسنده معتقد است كه تمايلات غريزى انسان به سوى بديها متمايل تر و بيشتر است تا به خوبيها، و مى گويد: در انسان نيز همانند بعضى از حيوانات تمايل غريزى بتقليد وجود دارد. ولى بديها را خيلى آسانتر از خوبيها تقليد مى كنند، كودك طرز فكر و عمل افرادى را كه مى شناسد و يا مى شنود و مى خواند و فرا مى گيرد؛ رفقا، استادان ، پدر و مادر، و بخصوص ستاره هاى سينما و شخصيتهاى حقيقى و يا فرضى را كه در روزنامه ها و مجلات مى خواند سر مشق خود قرار مى دهد، بقول فلتون در اين سراشيب تقليد كودكان ، اگر آنانرا بدست افراد بى فضيلتى بسپارند معايب بيحدى ببار خواهد آورد فقط كسانى مربى خوبى هستند كه به آنچه ميگويند معتقد باشند و عمل كنند.(139)
طبق نظريه اين دانشمند مدرسه ، محيط زيست و غريزه نقش مهمى در تربيت دارند.
حافظ گويد:
در اين چمن نكنم سرزنش به خود روئى چنانكه پرورشم ميدهند مى رويم
به نوعى كه كودك و نوجوان را بپرورانند رشد مى يابد و تربيت مى پذيرد.

next page

fehrest page

back page