next page

fehrest page

back page

متاءسفانه دانشمندان با علم و اطلاع و انواع بيمارى هاى آميزشى ، بيشتر آلوده مى گردند و به مفاسد اخلاقى و گناهان زيادترى دامن مى زنند و هيچ توجهى به عواقب بعدى آن ندارند.
عوامل زيبائى يا زشتى كودك ؟!
با توجه به روايات اسلامى و نظريات پزشكان و پيشرفت علوم و تكنيك امروزه ثابت شده كه غذا نقش مهمى در زشتى و هم در زيبايى كودك دارد. در اين مورد به چند حديث از ائمه (عليه السلام ) توجه مى نماييم :
الصادق (عليه السلام ) نظر الى غلام جميل و قال : ينبغى ان يكون ابو هذا اكل سفر جلا ليلة الجماع .(55)
امام صادق (عليه السلام ) در رهگذر بچه زيبايى را ديد و فرمود: شايسته است ، كه پدر اين كودك در شب همبسترى ميوه به خورده باشد.
و در روايتى ديگر امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
و اطعموا حبالاكم فانه يحسن اولادكم .(56)
ميوه (به ) را به زنان باردار بخورانيد، اطفال شما زيبا مى شوند. با اين دستورالعمل معلوم مى گردد كه زيبائيها و زشتيهاى كودك مى تواند به دستور پدر و مادر باشد.
زيبائيها و زشتيهاى كودك از كيست ؟!
بوعلى سينا حكيم بزرگوار، زيبائيها و زشتيها و هرگونه نواقص خلقت را به والدين نسبت مى دهد ودر كتاب (قانون ) چنين مى گويد:
1- يكى از عوامل تكوين قوه اى است كه از همان آغاز، در (منى ) موجود است كه شكل دادن و تكامل جنينى به عهده آن است ، اين قوه در كار خود كوتاه آمده است .
2- نقص و بدتركيبى ممكن است به علتى در موقع جدا شدن از رحم پيدا شده باشد.
3- شايد قنداق كردن و به دست گرفتن طفل علت بد تركيبى باشد.
4- گاهى عامل بدتركيبى و بد شكلى ، خارجى است مانند افتادن و ضربه خوردن .
5- ممكن است طفل قبل از سخت شدن و نيرو يافتن اندام ، حركتهايى كرده است كه موجب كج و كولكى بدن شده است .
6- بيماريهايى مانند جذام ، سل ، تشنج ، سست اندامى و تمدد و جابجائى اعضاء.
7- فربهى مفرط و يا لاغرى بيش از اندازه .
8- ممكن است علت بد شكلى ، ورمها و شايد هم هنگام وضع (حمل ) باشد.
9- بد شكلى گاهى بر اثر زخم و قرحه ههايى است كه ممكن است اثر بد بجا گذاشته باشد.(57)
هرگونه عوامل زشتى و زيبائى با والدين خاصه با مادر است .
بنابراين ، هر يك از اين عوامل موجب بدتركيبى و بدشكلى مى شود، امام مهمترين عوامل زشتى چهره و بدشكلى بر اثر سوء تغذيه است . خوردنيها و نوشيدنيهاى مانده و كهنه شده و نامناسب ديگر در نطفه پدر و مادر و جنين آثار زشت و ناهنجارى را بيادگار خواهد گذاشت . بنابراين ، زشتيها و زيباييها و كوتاهى يا بلندى قد و موزونى و ناموزونى قامت فرزند غالبا از طريق وراثت سپس تغذيه والدين بوجود مى آيد.
بنيانگذار زيبائى نسلها والدينند
آيا انسان همانند همه موجودات وابسته به نظام تكوينى عالم است ؟ قانون وراثت پاسخگوى اين سؤ ال است .
اگر خواهان فرزند زيبا و باطراوت و باذكاوت و نابغه باشيد بناچار، همسرى دارى اوصاف شايسته و زيبائى خاص مورد نظر، انتخاب نمائيد، و سپس از راه تغذيه سالم و استفاده از ميوه هاى مناسب فصل به خواسته هاى خود خواهيد رسيد، حاصل اينكه قانون وراثت نقش خود را ايفا خواهد كرد.
سخنى از اميرمؤ منان على (عليه السلام ) دليل بر حقيقت مطالب فوق الذكر است كه فرمود:
جميل المقصد يدل على طهارة المولد.(58)
مقصد زيبا دليل پاكزادگى و زيبائى است .
جمال و زيبائى مقصد يعنى همسر جميله و زيبا، شما را به پاكى و آراستگى مولد و فرزند زيبا دلالت و هدايت مى نمايد بلى زيبائى خواست هر انسان است و فطرة هر انسانى خواهان آن مى باشد.
ان الله جميل و يحب الجمال ،
خداوند مظهر تام و تمام زيبائى و جمال است و زيبائى را نيز دوست مى دارد.
همسر زيباى شما مادر فرزندان زيباى آينده شما خواهد بود، زيبايى او منتقل به فرزند شما خواهد شد. همين طور زيباييهاى چشم بادامى و ابروى كمانى و پيوسته و بينى قلمى و متناسب و لبهاى ياقوتى و قشنگ و صورت و گونه هاى سرخ و... به فرزند انتقال مى يابد، بنابراين ، اگر بخواهيد فرزندان زيبا و خوش قد و قامت و شايسته داشته باشيد در كنار ديانت و تقوا به جمال و زيباييهاى خدا داده همسرتان كه مادر يا پدر فرزندان آينده شما هستند، توجه بيشترى داشته باشيد.
ناگفته نماند كه به ندرت از والدين بدقيافه و كريه و سياه پوست و ممكن است فرزندانى زيبا و صاحب جمال و خوش قد و قامت به وجود آيند، كه آن نيز از تبحر و تخصص اين والدين است ، چرا كه با غذا و انتفاع از ميوه هايى چون گلابى ، به ، سيب و بعضى گياهان داروئى مى توان در اوقات مضاجعت ، و همبسترى بويژه دوران حمل ، و رضاع و دوران طفوليت ، زشتيهاى وراثتى از والدين را به زيبائى تبديل نمود. بنابراين ، زن و مرد نازيبا و بدقيافه و بد قد و قامت از داشتن فرزندان زيبا نبايد تا اميد باشند، بعلت اينكه آنها مى توانند با علل و عوامل خارجى و با تغذيه خوب و مناسب ، به فرزندان زيبا و نمكين دست بيابند.
پس علل و عوامل زشتى و نازيبايى كودك را بايد به پاى پدر و مادر گذاشت چون غالبا هرگونه نقص عضو و معايبى را كه كودك از مادر هنگام تولد به همراه مى آورد، از يكى يا از هر دو (پدر و مادر) مى باشد، چرا كه ، در حين همبسترى در حال مستى ، ترس و تشويش و يا كامگيريهاى نامشروع كه تواءم با وحشت و دلهره است ، در نطفه تاءثير ناهنجارى مى گذارد. تمام اين عوامل و واكنشها در كودك مظلوم كه چنين والدين ستمكار با چنان حالاتى تكون يافته و به دنيا مى آيد، موجب مى شود كه كودك با نواقص جسمى و روحى متولد شود و بزرگ گردد و به يك عضو فاسد و عاطل و باطل در جامعه تبديل شود. همچنين زشتيها و نابسامانيهاى جسمى و زننده و قبيح كودك ، اثر وراثت يا سوء تغذيه مادر و يا بيماريهاى تالاسمى و يا ازدواج فاميلى والدين است ، كه براى تمامى عمر، كودك را عليل و بيمار و ناقص نموده و طفل را در نزد دوستان و همكلاسيها و همكار و همسر، شرمسار و متاءثر مى نمايد. بويژه در امر ازدواج گاهى به قدرى عاجز مى گردد كه ، پست ترين كسى حاضر نيست با او ازدواج نمايد.
بنابراين ، ثابت شده است كه بالاخره ، زشتيها و زيباييها، اندامهاى موزون و ناموزون ، سلامت و بيمارى ها، از پدر و مادر نشاءت مى گيرد، و از راه اسپرم و اوول به وسيله ژنها و كروموزومها به فرزندان منتقل مى گردد و احيانا عقده حقارت و خود كم بينى به وسيله نقص عضو و ديگر معايب در آنها پديد مى آورد تا جايى كه گاهى آنها را به بيماريهاى روانى گرفتار مى نمايد افراد ناقص الخلقة ، يعنى ، افرادى كه از كودكى معلول جسمى و يا عقلى و يا نقص عضو دارند، همواره اين كمبودها در آنها موجب شده است كه خود را در ميان همنوعان خويش زبون و خوار و ناتوان ببينند و احساس كنند مانند كودكى كه بر اثر فلج يك دست ، و يا يك پا، پيوسته در جمع كودكان ديگر نتوانند به طور برابر همبازى شوند و يا در بازى آنان شركت كنند.
معايب جسمى و روانى كودك ؟!!
كودكانى هستند كه از ضعف مفرط و نقص عضو بدنى و روانى بشدت در عذابند نقص عضو بدنى شامل خيلى چيزها مى شود، از يك لكه كوچك در صورت يك دختر جوان و زيبا، يا كجى استخوان بينى ، يا كجى پا، و يا معايب ستون فقرات و يا شش انگشتى ، و يا كورى مادرزادى ، و يا منگل بودن كودك ، و يا زشتيها و ناهمواريهاى قد و قامت و امثال آن انسان را از اول تا آخر عمر زير فشار عقده حقارت ، عذاب روحى و شكنجه روانى مى دهند، و حتى كار او گاهى به ديوانگى و بيمارى روانى و حتى گاهى انتحار و خودكشى مى انجامد(59)
آرى ، زشتى و نازيبايى موجب شرمسارى انسان مى گردد، به عنوان نمونه به داستانى در اين مورد توجه نماييد:
جاحظ يكى از مردان تحصيل كرده و دانشمندى است كه در قرن سوم هجرى مى زيسته ، كه كتابها و آثارى هم از وى به جا مانده است . وى مردى زشت رو و قبيح المنظر بوده است . او به خاطر دشمنى با اميرالمؤ منين (عليه السلام ) مورد حمايت خلفاى عباسى قرار گرفته بود.
جاحظ روزى به شاگردان خود گفت : در تمام دوران زندگى هيچ كس مانند يك زنى مرا شرمسار و خجلت زده نكرده است ، روزى در رهگذر با زنى برخوردم ، وى از من خواهش كرد همراه او بروم ، مرا به در دكان يك مجسمه ساز برد و مرا به صاحب دكان نشان داد و گفت : مثل اين شيطان !
اين كلمه را گفت و رفت ، من متحير ماندم ، وقتى زن مرا ترك كرد و رفت از صاحب دكان سؤ ال كردم قضيه چه بود و اين زن چه گفت ؟!
مجسمه ساز جواب داد: اين زن به من سفارش داده بود، مجسمه شيطانى را براى او بسازم ، به او گفتم من كه صورت شيطان را نديده ام تا شكل او را بسازم ، تا اينكه امروز شما را نزد من آورد و گفت : مجسمه شيطان را مانند قيافه شما بسازم .(60)
اين زشتى و وقاحت شكل و قيافه و تيرگى و سياهى را جاحظ از پدر و مادرى زشت رو و بدقيافه از راه ژن و كروموزوم ها كسب كرده و به دست آورده است ، كه يكى از والدين اگر با يك زيبا روى سفيد چهره خوش قيافه ازدواج مى كرد. ممكن بود بيست و پنج در صد تا پنجاه درصد، زشتيهاى موروثى خود را در فرزند آينده اش تبديل به سفيدى ، ملاحت و زيبائى مى كرد، چرا كه ژن در انتقال اوصاف و اخلاق ، و نژاد سياه و سفيد نقش ‍ بسزائى را دارد بنابراين پدرم ، مادرم ، زشتيها و زيبائهايم وابسته به شما و موروثى شما والدين است .
عوارض پرخورى و پرخوابى
پرخورى و پرخوابى مادر آبستن ، ممكن است انحطاط فكرى و بيماريهاى جسمى و تخذير روحيات خود و كودكش را فراهم سازد و علل و بيماريهاى بيشترى آينده كودك او را تهديد نمايد بنابراين والدين مسئول و متعهد توجه خاصى براى تغذيه خود در بهسازى جنين و فرزند خود داشته باشند و حتى برنامه و اندازه گيرى منظمى در رابطه با خواب و خوراك مادر رعايت شود.
امام على (عليه السلام ) در فساد نفس و زيان و ضرر با پرخورى و پرخوابى چنين گوشزد مى نمايد:
كثرة الاكل و النوم تفسدان النفس و تجلبان المضرة (61)
زياد خوردن و زياد خوابيدن باعث فساد و تباهى مزاج و ايجاد بيماريها و عوارض زيانبارى را فراهم مى سازد. كه در فوائد كم خوردن مى فرمايد:
قلة الاكل يمنع كثير من اعلال الجسم .(62)
كم خورى مانع از انواع بيماريهاى جسم مى گردد.
پيشرفتهاى علمى و تكنيك عصر حاضر در تغذيه سالم موجبات سهولت و آسانى زندگى بشريت را فراهم ساخته راهها را كوتاه ، بيماران (صعب العلاج ) را درمان ، و رفاهيات جوامع بشرى را فراوان كرده است بلى از راه تكنيك و دانش پيشرفته از چوب جنگل بيش از دويست نوع غذا تهيه و به بازار مصرف ارائه شده است ولى با تبديل طبيعيات و نعمتهاى الهى به صنايع غذائى دنياى امروز، مصنوعى بودن اغذيه و با مخلوط بمواد شيميائى ، نفتى و ساير افزودنيهاى مجاز...!!! ديگر مى باشد بيماريهاى جنون گاوى در انگليس كه بعلت سوء تغذيه و يا تغذيه غير مجاز گاوها، و... موجب چنين بيماريهايى كشنده و نابود كننده گاوها و بشريت شده است و... و مسموم كردن گوشت لاك پشتهاى دريائى براى نجات و جلوگيرى از انقراض نوع اين حيوان از دست آنهائى كه لاك پشت مى خورند و به بد يا خوب بودن و حلال و حرام آن هيچ توجهى ندارند. و....وابسته بصنايع غذائى دنياى تكنيك و عصر اتم و پيشرفته است . اما شما مسلمانان متعهد و مؤ من ، شما خانواده هاى نجيب و اصيل ، خود و فرزندانتان را از غذاهاى بازار و خصوصا فرآوردهاى غذائى شركتهاى غربى و شرقى چندان اعتماد نكنيد و اصلا اطمينان ننمائيد و اين غذاهاى آلوده را مورد استفاده خود و خانواده محترم خود قرار ندهيد يعنى سعى كنيد از غذاهاى طبيعى و سالم و دور از مواد شيميائى و مشكوك و مشتبه استفاده نمائيد و از زندگى سالم و تغذيه حلال بهره مند گرديد. غذاى سالم مسلم است كه موجبات سلامت جسم انسان را فراهم مى سازد. امام على (عليه السلام ) فرمود:
بالصحة تستكمل اللذة (63)
بسبب صحت و تندرستى لذت هاى انسان كامل مى گردد.
و آدمى كه از غذاى سالم و حلال تغذيه كند هم لذت او كامل مى شود و هم استعدادهاى خلاق و هوش و ذكاوت فوق العاده و سرشار بدست مى آورد.
در استفاده از غذاهاى سالم و مخصوصا سبزيجات خوردنى ، در روايتى از حضرت رضا (عليه السلام ) اين توصيه را بجان و دل مى خريم كه آن حضرت در سر سفره نشسته بود به خادمش فرمود:
اما علمت انى لا اءكل على مائدة ليس عليها خضراء فاءت بها.(64)
آيا ندانستى كه من از سر سفره اى كه در آن سبزى خوردنى نباشد غذا نمى خورم برو و سبزى بياور.
خادم سبزى تهيه كرد و آورد و امام رضا (عليه السلام ) غذا را با سبزى ميل فرمود: در اهميت اين مسئله مى دانيد كه امام (عليه السلام ) اطلاع كافى از خواص و ويژگيهاى غذا و مفاد و آثار غذاها، دارد و علم و آگاهى دقيقتر حضرت امام به آثار و فوائد غذاها و سبزيجات خوردنى درسى براى ما پيروان آن حضرت مى باشد.
اخطار به مادران باردار از داروهاى شيمايى
اجتناب از داروهاى شيميايى كه خود ايجاد بيماريهاى فراوان جنبى مى نمايد و توسط پزشكان هم گوشزد شده است . امام رضا (عليه السلام ) در اين باره مى فرمايد:
ليس من دواء الا و هو يهيج داء
هيچ دوايى نيست ، مگر آن كه مرض را (در آدمى ) تهييج مى نمايد و بيمارى و عارضه ديگرى ايجاد مى كند.
بنابراين ، با استفاده از انواع سبزيها و خوردنيها و آشاميدنيهاى طبيعى و حلال مى توان جلوگيرى از خيلى از بيماريها و علل و عوارض آن را گرفت ، به ويژه مادرانى كه در دوران حمل و باردارى هستند، بايد از خوردن هر نوع دارو در حد امكان پرهيز نمايند تا از عوارض جنبى داروهاى شيميايى در روح و جسم خود و مخصوصا فرزندى كه در رحم دارند در امان بمانند.
خطابم به تو اى پدر، اى مادر، با استفاده از مواهب طبيعت نعمتهاى الهى و ماءكولات و مشروبات سالم و بى نقص و عيب و حلال و پاكيزه نسبت به سلامت جسم و روح خود خدمت نمائيد و در حفظ الصحه و بهداشت جسم و روح خود بكوشيد تا من ، پسر يا دختر شما نيز از سلامت روح و جسم سالم شما والدين بهره مند و برخوردار باشيم .
نامگذارى كودك
براى كودكان نام خوب انتخاب نمائيد:
هر موجودى در عالم هستى ، نامى و نشانى دارد. براى هر چيزى از قبيل گياهان حيوانات و جمادات ، و.... نامى و اسمى كه مشخص آن از ديگرى باشد ضرورت دارد انسان كه اشرف مخلوقات و موجودى عاقل و ناطق و متشخص است و همه موجودات جهان هستى براى ادامه حيات و زندگى او آفريده شده اند، به اين نام و نشان نيازمندتر و سزاوارتر است شايسته است كه براى اين موجود برتر، نامى برتر از ساير موجودات انتخاب شود كه در فراخور حال و شرافت و كرامت انسانى او باشد پيامبر بزرگ اسلام در انتخاب نام نيكو براى كودك به حضرت على (عليه السلام ) چنين فرمود:
حق الولد على والده ان يحسن اسمه و ادبه (65)
انتخاب اسم و نام خوب و تاءديب و تربيت فرزند حقى است كه فرزندان از پدران خويش انتظار مى برند.
بنابراين نام نيكو براى فرزندان انتخاب كردن يك تكليفى شرعى و دينى و اخلاقى براى والدين است .
انتخاب نام ، لقب و كنيه زيبا
آرى ، نام ، لقب ، كنيه و شهرت انسان بايد از يك معنا و مفهوم مناسب و نيكو در خور منزلتهاى نسبى او تعيين گردد. نام و القاب و اكناب قبايل مختلف را مى توان نشاءت گرفته از فرهنگ و سنتهاى محلى آن قبيل و عشيره دانست ، گرچه بعضى مسائل موجود و عادات و رسوم مخصوصا در بعضى قبايل موجب شد كه نامها و القاب و كنيه هاى قبايل بر آن معيارها انتخاب شود، مثلا، مردمى كه در قبيله آنها افراد شجاع دلير و متهور وجود دارد، آن قبيله را غالبا به بنى اسد (فرزند شير) كنيه مى دادند و فرزندان اهل قبيله را به نامهاى مثل اسد نام مى نهادند و يا در قبيله هايى كه در آن انسانها همانند (سگ ) دارى تهور و درندگى بودند و به دشمنان حمله مى كردند، فرزندان آن قبيله را به (بنى كلاب ) فرزندان سگ مى ناميدند بخاطر تهور و جراءت و شجاعت ايشان چنين نامگذارى مى نمودند.
اما در اسلام نام و لقب و كنيه يكى از مفاخر و شرافت شايسته انسانى و هر مسلمانى محسوب مى شود، كه بايستى از نامها و القاب خوب و با معنا انتخاب شود، چون نامهاى زشت و زننده و داراى معانى و مفاهيم بد و ناهنجار كه موجب هتك حرمت انسان ميگردد مثل ابن عصفور، يعنى فرزند گنجشك خوب قهرا اين دانش آمور در نزد همكلاسيهايش او را صدا بزنند آقاى ابن عصفور برخيز بپاى تابلو بيا و فلان مساءله رياضى يا فيزيك را حل كن ، دانش آموزان كلاس براى او مى خندند و او نيز بشدت احساس ‍ حقارت و شرمندگى مى كند.
بنابراين پدر مادر، براى من نام نيكو و شايسته انتخاب كنيد و موجبات مسرت و خرسندى مرا فراهم سازيد و كرامت انسانى مرا حفظ و حراست نمائيد.
نقش تربيتى نام و شغلنيكو
هر پدرى وظيفه شرعى و وجدانى اش اقتضا دارد كه براى فرزند خويش ‍ نامى شايسته و شغلى حلال و متناسب با آن فراهم سازد.
در روايتى آمده است كه مردى به رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم عرض كرد:
حق اين فرزند بر من چيست ؟ حضرت فرمود:
تحسن اسمه و ادبه و تضعه موضعا حسنا(66)
از اين حديث شريف چنين برمى آيد كه اسلام مسئله نام و شغل را فوق العاده اهميت مى دهد.
پيامبر فرمود: نام نيكو برايش انتخاب كن و به درستى ادبش نما و به كار خوب و مناسب بگمارش .
والدينم ، اين حق بزرگ من بر شما است كه مرا به نام نيكو و شايسته كه در خور شاءن و مقام انسانى من است براى من انتخاب نمائيد و براى من شغلى و هنرى مناسب و پاك و حلال اختيار و انتخاب كنيد.
نام نيكو گرامى ترين عطيه والدين به فرزند است
اگر عطيه و هديه شايسته ، كه براى يك عمر به فرزندتان مى بخشيد بهتر است نام نيكو و شايسته براى او انتخاب نمائيد. پيامبر بزرگ اسلام در نامگذارى فرزندان ، مى فرمايد:
ان اول ما ينحل احدكم ولده الاسم الحسن .(67)
اولين و بهترين عطيه هر يك از شما براى فرزندش نام نيكو و شايسته ايست كه براى او انتخاب مى نمايد.
پدرم ، مادرم ، بهترين هديه جاويد شما براى من فرزند، همانا نام زيبائى است كه از شما براى من بيادگار مى ماند.
گاهى بعضى از نامها غرورانگيز و حالت خودستائى دارد و فخر و مباهات مى آورد. پيامبر اكرم بعضى از نامهاى غرورانگيز از مسلمانان را عوض ‍ مى نمود.
ابى رافع مى گويد: زينب دختر ام سلمه اسمش بره نيكوكار بود از اين كلمه بوى خودستائى و خودپسندى استشمام مى شد، عده اى درباره او مى گفتند با اين اسم مى خواهد ادعاى پاكى نمايد. لذا براى آنكه مورد بدگمانى مردم واقع نشود رسول گرامى اسلام نام او را به زينب تغيير داد.
چرا اعراب فرزندانشان را بنامهاى حيوانات مى ناميدند؟!
در بين اعراب نامهاى حيوانات مثل شير، پلنگ ، سگ و... را براى بچه هاى خويش انتخاب مى كردند. احمد بن اثيم مى گويد: از امام رضا (عليه السلام ) پرسيدم براى چه اعراب اسم فرزندانشان را به نامهاى سگ ، يوزپلنگ ، شير و نظاير آنها نامگذارى مى كنند؟
حضرت فرمود:
كانت الاعراب ، اصحاب حرب و كانت تهور على العدو باسماء اولادهم .(68)
عربها اهل جنگ و تهور بودند و بر دشمنان خود مى تاختند، بدينوسيله دوست داشتند فرزندانشان را به نام حيوانات مى ناميدند.
حضرت صادق (عليه السلام ) در تاءكيد و توصيه به شيعيان خويش در نامگذارى دخترانشان به اسامى حضرت فاطمه عليها السلام مى فرمايد:
لفاطمة (عليه السلام ) تسعة اسماء عند الله عزوجل ، فاطمة ، الصديقة ، المباركة ، الطاهرة ، الزكية ، الراضية ، المرضية ، المحدثة ، و الزهراء عليها السلام .
براى حضرت فاطمه سيده نساء العالمين نزد خداوند نه اسم معروف مى باشد. سزاوار است شيعيان و مسلمانان دختران عزيز و محترم خويش را به يكى از اين اسماء بنامند و دختران خويش را به اين نام گرامى بدارند.
نامهاى تحقيرآميز جاهليت
عربها مردان جنگ و نبرد بودند، اسمهايى را روى فرزندان خود مى گذاشتند تا وقت صدا زدن ، در دل دشمن ايجاد هول و هراس نمايد.
با اين كه اين اسامى در بين ايشان معمول بود، اما گاهى در بين خودشان مورد تحقير و توهين قرار مى گرفتند و با اين اسمها همديگر را توبيخ و سرزنش مى نمودند.
نام يكى از رؤ ساى عشاير عرب جاريه بود، جاريه يك نوع مار و افعى است . اين مرد بسيار قوى ، صريح اللهجه و با شخصيت بود ولى نامش را جاريه گذاشته بودند. او و طرفداران و قبيله اش از حكومت ظالمانه معاويه ناراضى بودند و در دل نسبت به وى كينه و دشمنى داشتند. معاويه كه بدبينى جاريه و طايفه او را احساس كرده بود، تصميم گرفت روزى در محضر مردم به او توهين كند و نامش را وسيله تمسخر و تحقير قرار دهد. فرصتى پيش آمد و جاريه با معاويه روبرو شد، معاويه به تمسخر گفت :
چقدر تو نزد قوم و قبيله ات پست و ناچيزى كه اسم تو را جاريه مارگذاشته اند؟!
جاريه فورا و بدون تاءمل گفت :
ما كان اهونك على قومك اذ سموك معاويه ، وهى الانثى من الكلاب .
اين معاويه : چقدر تو نزد قوم و قبيله ات پست و ناچيزى كه اسم تو را معاويه : سگ ماده گذاشته اند.!
معاويه كه تصور نمى كرد، كسى جراءت كند معناى اسمش را به ميان آورد، سخت ناراحت شد و گفت : بى مادر! ساكت باش !
جاريه جواب داد: من مادر دارم كه مرا زاييده است ، به خدا سوگند! دلهايى كه بغض تو را در سينه خود مى پرورانند، در سينه هاى ماست و شمشيرهايى كه با آنها با تو نبرد خواهيم كرد در دستهاى ماست . تو قادر نيستى به ستم ما را هلاك كنى و نمى توانى به زور بر ما حكومت نمايى . تو در زمامدارى بر ما عهد و پيمانى سپرده اى ما نيز طبق آن پيمان و عهد قول شنوايى داده ايم . اگر تو به پيمانت وفا كنى ، ما هم به اطاعت و فا داريم و اگر تخلف نمايى ، بدان ، كه ، پشت سر ما گروه مردان نيرومند و شمشيرهاى برنده است .
معاويه كه سخت شكست خورده بود، گفت :
لا كثر الله فى الناس مثلك يا جاريه
خداوند مانند تو را در جامعه زياد نكند اى جاريه !
در اين حكايت به زشتى نام هاى اين هر دو، معاويه و جاريه برخورد مى كنيم ، كه موجب شرمسارى و ناراحتى آنان گرديد.
نامهاى نفرت انگيز:
در اين داستان ، يكى ديگر از جاهائى كه معاويه ..... در رابطه با نامش ‍ شكست خورد و بيچاره شد، داستانش با شريك بن اعور، است كه در زشتى نامگذارى بر او، موجب تنبه و عبرت براى همه است .
مردى بنام شريك بن اعور، سيد و بزرگ قوم خود بود و وى در زمان معاويه زندگى مى كرد و شكل بدى داشت و اسمش را شريك ناميدند كلمه شريك اسم خوبى براى انسان نيست ، پدرش را اعور، يعنى يك چشم مى گفتند، در يكى از روزهائى كه معاويه در اوج قدرت بود. شريك بن اعور به مجلس ‍ او آمد. معاويه از اسم نامطلوب وى و پدرش و نيز از شكل او بدش آمده بود از اين فرصت استفاده كرده و او را به باد تحقير و اهانت گرفت و گفت :
والله انك لشريك و ليس من شريك و انك ابن اعور، و الصحيح خير من الاعور، و انك لدميم والوسيم خير من الدميم ، فبم سودك قومك .
نام تو شريك است و براى خدا شريكى نيست ، تو پسر اعورى و سالم بهتر از اعور است ، صورت زشت و بدگلى دارى ، خوشكل و زيبا بهتر از بدگل چرا قبيله ات تو را به سيادت و آقايى برخود انتخاب كرده اند؟! شريك در جواب گفت : به خدا سوگند! تو معاويه هستى و معاويه سگى است كه عوعو مى كند و تو عوعو كردى نامت را معاويه گذاشته اند، تو فرزند حربى و سلم و صلح از حرب و جنگ بهتر است ، تو فرزند صخرى و زمين هموار از سنگلاخ و صخر بهتر است با اين همه زشتيها چگونه به مقام زمامدارى نايل آمدى ؟!
سخنان شريك بن اعور چنان معاويه را شكست داد و خشمگين كرد كه معاويه شريك را قسم داد كه از مجلسش خارج شود.(69) نامهاى زشت و بد معناى هر دو نفر موجب نفرت و طنز و سرزنش يكديگر شده و موجبات خشم و دشمنى در بين ايشان را فراهم ساخته و هر دو را به جان هم انداخته است ، يعنى صفتى زشت تر از نام بد در يكديگر سراغ نداشتند كه به آن صفت سرزنش گرفتند معاويه گفت تو شريكى و خدا شريك ندارد و.... و شريك به او مى گفت تو معاويه اى تو سگ ماده اى و عوعو كردى ترا سگ ناميدند.
بنابراين حق نامگذارى بر فرزندان براى پدر و مادر است آيا ناسزاها و ملعنت ها بر آن والدينى نيست كه چنين نامهاى زشت و بى مفهوم و بد معنا براى فرزندان مى گذارند؟!!

next page

fehrest page

back page