جناب حجة الاسلام مهدوى اصفهانى فرمود:
مرحوم بختيارى زاده از اوتاد روزگار و از اصحاب خاص حضرت بقية الله عليه السلام
بود به قدرى رابطه من با او عاطفى بود كه او مرا فرزند خويش مى پنداشت او طى
الارض داشت ولى خود نمى دانست ! هيچ كس ايشان را سوار بر ماشين نديد و گاه به
اعتراض و در كمال سادگى مى گفت چرا مردم با ماشين به مشهد مى روند تا مشهد كه راهى
نيست !
از: او داستانهاى زيادى دارم :
1. شبى در عالم رؤ يا ديدم كه به حرم حضرت اباعبدالله عليه السلام رفته ام ناگهان
متوجه شدم مقدارى از اطراف قبر شكافته شده است پس دو مشت خاك از خاك قبر مطهر
برداشته و به جيبهايم ريختم .
صبح كه از خواب بيدار شدم بسيار از خواب آن شب لذت بردم ولى چيزى از آن نمى
فهميدم به هنگام درس وقتى از خانه بيرون آمدم ناگاه با مرحوم بختيارى زاده مواجه شدم
او با لبخند شيرينى فرمود:
بيا اين دو مشت مهر و تسبيح كربلا را بگير امروز صبح آنها را از اطراف حرم حضرت
سيدالشهدا عليه السلام برايت خريدارى كرده و آوردم . تو ديشب در عالم رؤ يا دو مشت
خاك قبر برداشتى من نيز اين مهر و تسبيح ها را برايت آوردم .
2. شبى در خواب بودم ناگهان مرحوم بختيارى زاده فرياد زد:
سيد على بيدار شو وقت نماز شب است .
با ناراحتى گفتم : چرا نمى گذارى بخوابم !؟
ولى به هر حال با اصرار او بلند شده و نماز شب را خواندم فرداى آن روز فرمود: ديشب
خواب بودى ديدم ملائكه دور خانه ات حلقه زده اند پس تو بيدار كردم تا نماز شبت تو
از بين نرود. (13)
امين صالح
حجة الاسلام سيد محمد آل طه فرمود:
در قديم ، جنب شركت مسافربرى شمس العماره نبش چهار راه بازار قم سرايى وجود
داشت كه به سراى وجود داشت كه به سراى حاج محسن زاد معروف بود. روزى مرحوم زاد
تصميم به تعمير سراى فوق گرفت ، پس به تعمير آن پرداخت .
پس از تعميرات برخى به او پيشنهاد كردند كه اگر درب ورودى آن سراى تجارى را
درست كند، قيمت مغازه هاى آن سرا، از نظر سرقفلى فوق العاده ترقى مى كند.
پس او بر اين كار تصميم گرفت ، ولى در مقام
عمل متوجه شد، انجام تعميرات فوق ، بستگى به تخريب مغازه اى دارد كه در اجازه مرحوم
حاج ميرزاباقر رحمه الله است .
پس عصا زنان به نزد او آمده و با شرمندگى گفت :
حاج ميرزاباقر! آيا مغازه ام را تخليه مى كنى ؟
او بدون معطلى گفت :
آيا به من مهلت مى دهى كه تا فردا اثاث مغازه را به خانه
منتقل كنم ، در غير اين صورت همين الان وسايل را
منتقل مى كنم !؟
ز دلبرى نتوان لاف زد به آسانى
|
هزار نكته در اين كار هست تا دانى .
|
زهى حميده خصالى كه گاه فكر صواب
|
تو را رسد كه كنى دعوى سليمانى .
|
صاحب سراى فوق ، مرحوم حاج محسن زاد كه از تدين مرحوم حاج ميرزا باقر سخت به وجد
آمد بود، گفت :
از خير درست كردن درب سرا و سود فراوان ناشى از آن گذشتم ، آقا ميرزا! در همين مغازه
باقى بمان !
همت مردانه مى خواهد گذشتن از جهان
|
يوسفى بايد كه بازار زليخا، بشكند (14)(15)
|
ايثار صالح :
عابد متعبد مرحوم حاج سيد مهدى خرازى رحمه الله
نقل فرمود:
سالها پيش با تعدادى از دوستانم با ماشينهاى قديمى آن دوران ، به سوى مكه روان
شديم . پس از رسيدن به حجاز و گذشتن از ميان جاده هاى شنى ، بيابانهاى كويرى
بدون آب و آبادانى ، كم كم از نظر تاءمين آب به مضيقه افتادم ، پس از گذشت چند روز،
به ناچار به جاى وضو همگى نماز را با تيمم خوانده و از سنگ و كلوخ نيز براى
طهارت بدن استفاده مى كرديم .
با ادامه مسافرت در بيابان حجاز، و گذشت يكى دو روز، جيره بندى آب سخت تر و كمتر
آب نوشيده مى شد و همگان يكديگر را بر رعايت استفاده درست از آب توصيه مى كرديم ،
ولى ناگهان در همان ايام متوجه عربى بيابانى در كنار جاده شده كه ملتمسانه با دست
به دهانش زده و به اشاره از ما تقاضايى آب مى كرد. مسافرين ابتدا با دادن آب به وى
مخالفت كرده و حفظ جان خويش را بر ساير افراد ترجيح مى دادند، ولى بالاخره با
اصرار من و اين كه خود از سهميه ام صرف نظر مى كنم ، آنان به ناچار
قبول كردند كه يك ليوان آب در اختيار او قرار داده شود. (16)
پس ماشين ايستاده و آن مرد نيز با سخنى خود را به ماشين رساند آنگاه من از سهم جيره
بندى شده خويش ليوان آبى به او دادم آن مرد نيز با ولع بسيار آب را نوشيد، دوباره
ليوان آبى ديگر خواست ، پس به او داده شد به ناگاه زبانش كه از تشنگى بند آمده
بود، باز شد و در كمال تعجب و حيرت مسافرين بلافاصله گفت :
السلام عليك يا اباعبدالله عليه السلام .
من و ساير مسافرين كه هرگز انتظار ديدن يكى از محبين و شيعيان
اهل البيت عليه السلام آن هم در صحراى سوزان حجاز را نداشتم ، فوق العاده از اين كه او
از تشنگى نجات داده شد، خوشحال شده و ساير مسافران نيز به وجد آمده چند ليوانى
ديگر به او آب داده تا او را از آب سيراب نمايند
چون ذره مى دوند به هر گوشه عاشقان
|
شايد به آفتاب جهانتاب برخوردند.(17)
|
در طول مسافرت سخت خويش اثر وضعى اين ايثار و نجات جان يك انسان مسلمان را به
وضوح به دفع بلاياى فراوان را ديديم . (18)
تاجر صالح :
حجة الاسلام سيد محمد آل طه فرمود:
در دوران نهضت ملى شدن نفت توسط مرحوم كاشانى رحمه الله بازارى متدينى به نام
حاج حميد طباطبائى رحمه الله در سراى اسفنديارى بازار تهران وجود داشت كه با
استفاده از دو حجره و انبار اجاره اى به تجارت مى پرداخت . روزى مالك اصلى آن سراى
بازار، كليه مغازه ها و انبار آن سرا را به خاطر پيشنهاد بسيار خوب به بانك پارس
فروخت .
بازاريانى كه در آن سرا به تجارت
مشغول بودند، به هوس گرفتن حق سرقفلى تلاش فراوانى را آغاز كردند و در
عين حال به احترام مرحوم حاج حميد طباطبائى رحمه الله كه فردى شاخص ، متدين و معروف
در بازار تهران بود، اقدام خودسرانه پرهيز كرده و او را بر نحوه تخليه مغازه ها آن
با سود سرشارش مسؤ ول كردند.
نماينده بانك پارس به نزد مرحوم حاج حميد طباطبائى رحمه الله آمده و مى گويد: چقدر
به شما مغازه داران در اين سراى بازار، بايد پرداخت تا مغازه ها تخليه شود؟
او بدون هيچ معطلى مى گويد: هيچ !!
نماينده بانك پارس مى پرسد: چطور!؟
او مى گويد: اين مغازه ها و حجرات تا ديروز ملك ديگرى بود، امروز بانك شما مالك آن
است ، شما چقدر به من مهلت مى دهيد، تا اين مغازه ها را تخليه كنم ؟
نماينده بانك پارس مبهوت شده و با احترام فراوان مى گويد: هر چقدر كه مى خواهد!
ايشان مى گويد: من ظرف يكى دو روز آن را تخليه مى كنم .
او به سرعت مغازه اى را در سراى مسجد جامع تهران تهيه و
وسايل خويش را با گارى به آنجا منتقل مى نمايد.
به دنبال تخليه مغازه از سوى ايشان ، ساير مغازه داران نيز بدون كوچكترين مقامتى
كليه مغازه هاى سراى اسفنديارى را تخليه و به بانك پارس
تحويل مى دهند!
چند روز بعد همان نماينده بانك پارس ، نزد وى آمده ، با شرمندگى هر چه تمام تر چكى
به مبلغ ده هزار تومان كه ارزش امروز آن تقريبا
معادل با يكصد ميليون تومان فعلى است به ايشان مى دهد و مى گويد: اين مبلغ از سوى
بانك پارس به خاطر هزينه حمل وسايل شما پرداخت شده است ، لطفا آن را بگيرد!؟
حاج حميد طباطبائى رحمه الله لبخندى زده و مى گويد: اولا: هزينه اين
حمل وسايل من 30 تومان شده است ؛ ثانيا: اين
وسايل مال شخصى من است ربطى به شما ندارد، بنابراين من به اين
پول نيازى ندارم ! (19)
رفتار اين مرد بزرگ ، نه تنها بازار تهران را تكان داد، بلكه وزير اقتصاد و دارايى
آن زمان ، اين نحوه برخورد مرحوم طباطبائى رحمه الله را در هيئت دولت مصدق مطرح و از
سوى دولت ، بانك موظف به قدردانى مى شود!
چند روز بعد از طرف بانك ، نامه اى به مرحوم حاج حميد طباطبائى رحمه الله فرستاده
مى شود كه جنابعالى هر چقدر نياز داشته باشد مى توانيد از اعتبارات بانك
پول برداشت كنيد.
ولى حاج حميد طباطبائى رحمه الله با بى اعتنايى هرچه تمام تر نامه را به گوشه اى
انداخته و به دليل آلوده بودن اموال بانك به ربا تا آخر عمر حتى يك
ريال از اعتبار مخصوص بانك استفاده نكرد.
لقمه نانى كه باشد شبهه ناك
|
در حريم كعبه ابراهيم پاك .
|
گر به دست خود، فشاند تخم او
|
ور، به گاو چرخ ، سازد شخم او.
|
ور، مه نو، در حصادش داس كرد
|
ور، به سنگ كعبه اش دستاس كرد.
|
ور، به آب زمزمش سازد عجين
|
مريم آسا پيكرى ، از حورالعين .
|
ور بخواند بر خميرش ، بى عدد
|
ور تو بر خوانى ، هزاران بسمله
|
بر سر آن لقمه پر ولوله (20)
|
رفتار عالمانه و متدينانه او وى را به مدارج بلند معنوى رسانيد، تا جايى كه يكى از
دوستان موثق او نقل كرد كه :
سنت دائمى مرحوم حاج حميد طباطبائى رحمه الله در زيارت اين بود كه پس از تشريف به
عتبات عاليات مقيد بود كه حتما يكايك دوستانش را دعا كند و براى فاجران از آنها طلب
مغفرت و براى صالحان آن ، علو درجات بطلبد. در دورانى كه او به كربلا تشرف
يافته بود، شبى به خاطر كارى ، عجله كرده و برخى از دوستانش را به هنگام دعا
فراموش و يا قلم دعا مى اندازد.
همان شب او يكى از دوستانش كه سابقه اى نه چندان خوب داشته است را اعتراض كنان
به خواب ديده و مى گويد: چرا امشب مرا فراموش كردى ؟!(21)
پى نوشتها:
(1) شهريار.
(2) پيامبر عظيم الشاءن اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
همانا سكوت اولياء خدا، ذكر و ياد خداست و نگاههايشان نگاه عبرت آميز. گفتارشان
حكيمانه است و گشت و گذارشان ميان مردم مايه بركت مى باشد اگر اجلهاى آنان معين و
مقرر نبود از شدت ترس از عذاب جهنم و شوق به پاداشهاى بهشتى روح در جسم شان
باقى نمى ماند.
(3). حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
همانا خداوند متعال ولى خود را در ميان بندگانش پنهان نموده پس به هيچ وجه بنده اى
از بندگان خدا را كوچك نشماريد شايد او ولى خدا باشد و شما نمى دانيد.
(4).پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
وقتى وارد بهشت شدم اكثر اهل بهشت را ساده دلان يافتم ، منظور از ساده دلان كسانى
هستند كه نسبت به شر بى توجه بوده در كارهاى خير، عاقلانه مى انديشند، و در هر ماه
سه روز روزه مى گيرند.
(5).پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
هركس ولى مرا اهانت كند مرا به مبارزه و جنگ خوانده است .
(6). حضرت امام محمد باقر عليه السلام مى فرمايد:
على بن الحسين عليه السلام فرمود: همانا كه اولياء خداوند كسانى هستند كه فرائض را
ادا كنند و سنن رسول خدا را به كار گيرند و از محارم خدا بترسند و از خوشيهاى
زودگذر دنيا دورى كنند.
(7) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
براى آنكه آنها تحمل نمودند آنچه را كه شما
تحمل نمى كنيد و طاقت امرى را داشتند كه شما طاقت آن را نداشتيد.
(8). حافظ.
(9) اديب السلطنة .
(10). پيامبر عظيم الشان صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
اولياء خداوند سه خصلت دارند: اطمينان كامل به خدا در همه امور بى نياز بودن از هر
چيزى به واسطه خداوند و نيازمند بودن نسبت به خدا در همه كارها.
(11) حضرت زكريا فرزندش را ناراحت و مشغول به خود ديد پس فرمود:
پروردگارا از تو فرزندى خواستم كه از آن منتفع شوم به من فرزندى دادى كه از
آن منفعتى نمى برم . خداوند فرمود، از من طلب ولى نمودى و ولى جز اين نمى شود، نيكان
هدف بلا مى باشند.
(12). حافظ.
(13). حضرت امام رضا عليه السلام مى فرمايد:
مؤ من به حقيقت ايمان نمى رسد مگر آنكه سه خصلت در او باشد.
خصلتى از خدا و خصلتى از پيامبر و خصلتى از وليش اما خصلت پروردگار آن است كه
راز كتمان كند خداوند عزوجل فرمود: خدا عالم به غيبت است و كسى را بر غيبت خود آگاه
نمى كند مگر آن رسولى را كه شايسته بداند.
(14). پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد، مهمان خود را گرامى بدارد.
(15) حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
مكارم و خصلت هاى كريمانه ده تا است كه در حد توان براى
تحصيل آنها بايد تلاش نمود، يكى از آن خصلتها، گرامى داشتن مهمان است .
(16). حضرت اميرالمومنين امام على عليه السلام مى فرمايد:
اگر خدا به كسى ثروتى عنايت فرمود؛ بهتر است كه آن را در راه صله رحم و
گرامى داشت مهمان مصرف كند.
(17). پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
مهمان همراه با روزى خود وارد منزل ميزان مى شود و هنگام خروج گناهان
اهل منزل را با خود مى برد.
(18)پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
ملائكه داخل نمى شود به خانه اى كه مهمان در آن وارد نشود.
(19) حضرت اميرالمومنين عليه السلام را ناراحت ديدند:
علت ناراحتى او را جويا شدند در پاسخ عرضه داشت ، يك هفته است كه مهمانى بر من
وارد نشده .
(20) خدا در قرآن مى فرمايد:
و طايفه جنيان را بيشتر از آتش گداخته خلق كرديم .
(21). خدا در قرآن مى فرمايد:
اگر ما خواستيم به هر انسانى هدايت لازمش را از روى اجبار مى داديم ولكن وعده حق و
حتمى من آن است كه دوزخ را از كافران جن و انس پر سازم .
(22) خدا در قرآن مى فرمايد:
و آنچه در زمين و آسمانها بود تمام را رام و مسخر شما گردانيد همانا كه در اين كار
براى مردم بافكر، آيات قدرت خدا كاملا پديدار است .
(23) خدا در قرآن مى فرمايد:
و يكى از آيات لطف الهى آن است كه براى شما از جنس خودتان جفتى بيافريد كه در
بر او آرامش يافته و با هم انس گيرد و ميان شما راءفت و مهربانى برقرار فرمود در
اين امر نيز براى مردم با فكرت ادله علم و حكمت حق آشكار است .
(24) پيامبر عظيم الشان صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
كسيكه دوست دارد پاك و پاكيزه بديدار خداوند برود، بايد ازدواج كند.
(25). پيامبر عظيم الشان صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
كسيكه بخاطر خدا ازدواج كند، و بخاطر خدا در تزويج ديگران اقدام كند به ولايت
الهى دست يافته است .
(26) پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
ازدواج سنت و روش من است هر كس فطرت مرا دوست دارد به سنت من
عمل كند.
(27) پيامبر عظيم الشان صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
ازدواج سنت و روش من است ، و كسيكه به سنت من
عمل نكند از من نيست ، ازدواج كنيد كه به افزونى عده شما بر ساير امتها افتخار مى كنم
.
(28) پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
براى خود همسرى انتخاب كنيد همانا انتخاب كردن همسر باعث زياد شدن روزى مى
شود.
(29) حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
كسيكه از ترس فقر ازدواج نكند نسبت بخدا
(عزوجل ) بدگمانى كرده است همانا خداوند (عزوجل ) بعد از دستور ازدواج فرموده اند:
اگر نيازمند باشند خداوند با فضل خود بى نيازشان مى كند.
(30) حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
كسى كه واسطه ازدواج شخصى مجردى شود،روز قيامت مورد توجه و عنايت الهى قرار
مى گيرد.
(31) پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
كسى كه براى برادر ايمانى خود، همسرى انتخاب كند: تا با او انس گرفته ،
كارهايش استوار گردد و در كنارش آسايش يابد. خداوند عالم براى او همسر بهشتى
(حورالعين ) انتخاب مى كند و او را با دوستان (راستگو) از
اهل خانه و برادرش محشور و همدم و همنشين مى فرمايد.
(32) حضرت امام كاظم عليه السلام مى فرمايد:
در آن روز كه سايه اى جز سايه عرش نيست در سايه عرش الهى پناه مى گيرند،
مردى كه به برادر مسلمان خود همسر داده ، يا او را در امور زندگى يارى كرده ، و يا
اينكه راز او را پنهان نموده است .
(33) محمد حسين كريمى .
(34) حضرت امام مهدى عليه السلام مى فرمايد:
اما در تحليل
مسائل جديده به روايان حديث ما مراجعه كنيد چرا كه آنان حجت من بر شما هستند، و من حجت
خدا هستم .
(35). حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
همانا خداوند عزوجل آنچه را با مردم فرستاده و به آنها معرفى كرده بر آنها حجت
قرار مى دهد.
(36). حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
و هيچ بدعتى پديد نيامده مگر آنكه به واسطه آن سنتى ترك شده است ، از بدعت ها
دورى كنيد و ملتزم راه راست باشيد...
(37) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
... اهل بدعت آنانند كه : با امر خدا و كتاب خدا و پيامبرش مخالفت باشند و طبق نظر و
هواهاى نفسانى خود عمل مى كنند، اگر چه تعدادشان زياد باشد.
(38) حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
هر كس مردم را به اطاعت خود بخواند در حاليكه در ميان آن مردمان كسى عالم تر از او
باشد همانا بدعت گذار و گمراه كننده است .
(39) حضرت اميرالمومنين امام على عليه السلام مى فرمايد:
همه امور در گرو اوقات مخصوص به خود مى باشد.
(40)حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
فرصتهاى خوب را غنيمت بشماريد چرا كه فرصتها به سرعت ابر مى گذرد.
(41) حافظ.
(42). حضرت امام حسن عليه السلام مى فرمايد:
اى پسر آدم ، از همان ابتدا به ضايع كردن عمرت پرداختى ، آنچه در دست توست
براى آنچه در پيش دارى چيزى بردار چرا كه مؤ من زاد و توشه بر مى گيرد در حالى
كه كافر به عيش و نوش مى پردازد.
(43). حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
فرصت را غنيمت شمار قبل از آن كه باعث اندوه و ندامت تو گردد.
(44). حضرت اميرالمومنين امام على عليه السلام مى فرمايد:
اى مردم الان ، الان : قبل از ندامت و پشيمانى و
قبل از آن كه جانها از آنچه در حق خدا كوتاهى نموده اند حسرت بكشند و
قبل از آنكه بگويى اگر خدا مرا هدايت مى كرد من پرهيزكار بودم ، و
قبل از آنكه بگويى اگر براى من بازگشتى به دنيا بود من نيكوكار مى شدم ، هم اكنون
فرصتها را غنيمت شمار.
(45) پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
از يارى خواب بپرهيزيد چرا كه زيادى خواب در روز قيامت مايه فقر و تنگدستى
شخص مى باشد.
(46) حضرت امام كاظم عليه السلام مى فرمايد:
خداوند از بنده پرخواب و بكار، خشمگين است .
(47) حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
زيادى خواب باعث از دست دادن دين و دنيا مى شود.
(48) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
همانا كه براى هر حقى حقيقتى و براى هر صوابى نورى است .
(49) حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
... نور قلب را طلب نمودم و آن را در تفكر و گريه يافتم ، و برگه عبور از جهنم را
طلب كردم پس آن را در صدقه يافتم ، و زيبايى و نورانيت چهره را طلب كردم پس آن را
در نماز شب يافتم .
(50) پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
در دعاآمده است : پروردگارا در قلب و زبان و ديده و گوشم و در سمت راست و چپ
بدنم و از بالا پائين و از مقابل و پشت سرم و در درون وجودم نورى باعظمت قرار بده
.
(51) حاليا مصلحت وقت در آن مى بينم
|
كه كشم رخت به ميخانه و خوش بنشينم .
|
جام مى گيرم و از اهل ريا دور شوم
|
يعنى از اهل جهان پاكدلى بگزينم .
|
جز صراحى و كتابم نبود يار و نديم
|
تا حريفان دغا را به جهان كم بينم .
|
سر به آزادگى از خلق برآرم چون سرو
|
گر دهد دست كه دامن ز جهان در چينم .
|
بنده آصف عهدم دلم از راه مبر
|
كه اگر دم زنم از چرخ بخواهد كنيم .
|
بر دلم گرد ستمهاست خدايا مپسند
|
|
كه مكدر شود آيينه مهر آيينم . (52) حضرت |
اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
در وصف سالكان راه خدا: همانا كه عقل خود را زنده نموده و نفس اماره اش را گشته است
تا بدنش به تحليل رفته و اخلاقش پسنديده شده ، هميشه در
حال پيودن مراتب كمالات است تا رسيدن به آخرين مرحله
كمال و استقرار در بهشت جاودان .
(53) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
همانا! از دنيا گفته اند، چون دنيا از همه چيزى پست تر است . و آخرت را آخرت گويند
چون مكافات و پاداش در آنجا است .
(54) حضرت اميرالمومنين عليه السلام مى فرمايد:
بهترين وسيله براى بدست آوردن آخرت ، دنيا است .
(55)حضرت اميرالمؤ منين اما على مى فرمايد:
دنيا منتهاى ديد كوردلان و چيزى ماوراى آن را نمى بيند، اما ديد شخص بينا در آن نفوذ
كرده از آن ميگذرد و سراى جاودان را در وراى آن مى بيند. بنابراين براى رسيدن به آن
سرا آماده كوچ است . و تنها توشه اى از دنيا بر مى گيرد ولى كوردلان به دنيا
دل بسته و براى اقامت در آن زاد و توشه مى اندوزد.
(56) از حضرت امام باقر عليه السلام پرسيدند:
چه كسى از همه با ارزش تر است ؟) امام فرمود: كسى كه خود را با ارزشتر از دنيا
بداند.
(57) ناشناس .
(58) خدا در قرآن مى فرمايد:
اى مردم از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه را بخورد.
(59) حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
جدال با شمشير، از طلب رزق حلال آسانتر است .
(60) پيامبر عظيم الشان صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
ترك ذره اى از حرام ، نزد خداوند از انجام صد حج با
مال حلال محبوبتر است .
(61) پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
ترك لقمه اى از حرام نزد خداوند از دوهزار ركعت نماز مستحبى محبوبتر است .
(62) پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
خداوند عزوجل بدنى را كه با حرام تغذيه شده از بهشت محروم مى كند.
(63). پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
هر كس لقمه اى از حرام بخورد نماز چهل شب او
قبول نمى شود.
(64) حافظ.
(65) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
امانتدارى كنيد، ولو در حق قاتلان فرزندان پيامبران .
(66) حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
از خدا پروا داشته باشيد و در حق سفيدپوست و سياه پوست اداى امانت كنيد اگر چه
جزو حروريان و يا شاميان (دشمنان امام على عليه السلام ) باشد.
(67) پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
كسى كه امانت دار نيست ، ايمان ندارد.
(68) پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
امانتدارى باعث افزونى رزق مى شود.
(69) پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
امانتدارى باعث بى نيازى مى شود.
(70) ناصر خسرو.
(71) پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
خيانت در امانت سبب فقر مى شود.
(72) ركن الدين محمود سمنانى .
(73) خدا در قرآن مى فرمايد:
در آن خانه آيات و نشانه هاى روشن از جمله مقام ابراهيم
خليل است هر كه داخل آن شود در امان است و بر هر كس كه توانايى رسيدن بدان جا را
داشته باشد، حج و زيارت آن خانه واجب است و هر كه به سبب انكار حج بيت الله كافر
شود به خود زيان رسانيده است البته از اطاعت خلق بى نياز است .
(74) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
حج جهاد هر انسان ناتوان است .
(75) حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
حج خانه خدا بر شما باد، همواره به خانه خدا برويد چرا كه در رفتن شما به حج
سختيهاى دنيا و ترسهاى روز قيامت برطرف مى شود.
(76) حضرت امام باقر عليه السلام مى فرمايد:
حج آرام بخش دلها است .
(77) حضرت امام زين العابدين عليه السلام مى فرمايد:
حج و عمره را بجا آوريد كه به واسطه آن جسم شما مى يابد و روزيتان اصلاح مى
شود. حاجت مردم و عيال شما كفايت مى شود.
(78) حضرت امام باقر عليه السلام مى فرمايد:
بدون اين سه خصلت هيچ حج كننده اى ارزش ندارد، ترسى كه او را از معصيتها باز
دارد و صبرى كه به واسطه آن خشمش را كنترل كند و رفتار نيكو با همنشينان .
(79) مشفق كاشانى .
(80) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
نيكى خلق و خوى خوبان است ، و بدى خلق و خوى اشرار و بدان مى باشد.
(81)خدا در قرآن مى فرمايد:
...تا توانى (به خلق )نيكى كن ، چنان كه خدا به تو نيكويى و احسان كرده و هرگز
در زمين فتنه و فساد بر مينگيز كه خدا مفسدان را ابدا دوست نمى دارد.
(82)پيامبر عظيم الشان السلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
زينت علم احسان است .
(83)حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
احسان غنيمت است
(84)حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
شما را به احسان و نيكى توصيه مى كنم چرا كه بهترين كشت و سودآورترين كالاست
(85)حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
احسان هركس زياد شود ياران و خدمتكارانش زياد مى شود.
(86)حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
هر كسى كه به مردم احسان كند محبت دائمى آنها را كسب مى نمايد.
(87)پيامبر عظيم الشان السلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
دلها نسبت به آنهايكه به او نيكى كرده اند
تمايل و نسبت به كسانيكه به او بدرفتارى كرده اند نفرت دارد.
(88)پرتو بيضايى
(89)حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
احسان ، انسان را نرم مى كند.
(90)حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
(91) خدا در قرآن مى فرمايد:
اگر نيكى و احسان كنيد به خود احسان نموده اند...
(92) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
اگر احسان كنى در واقع به نفس خود اكرام نموده اى و به آن احسان كرده اى و اگر
بدى مى كنى به نفس خود ستم نموده اى و به آن زيان رسانده اى
(93) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
بهترين احسانها ايثار است .
(94) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
ايثار بالاترين درجه احسان است .
(95) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
ايثار بالاترين مرحله احسان است .
(96) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
ايثار غايب و نهايت احسان است .
(97) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
ايثار فضيلت و بزرگوارى است .
(98) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
ايثار اخلاق پاكان و منش خوبان است .
(99) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
با ساير مردم بر اساس انصاف و با مؤ منين براساس ايثار معامله كن .
(100) خواجوى كرمانى .
(101) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
خداوند سبحان از حق خود، حقوقى را بر مردم فرض نمود و آنها را با هم برابر قرار
داد، بعضى از آنها به واسطه بعضى ديگر واجب مى شود و برخى از آنها واجب نمى
گردند مگر با برخى ديگر.
(102) حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام مى فرمايد:
خداوند سبحان حقوق بندگانش را بر حق خود مقدم نمود، هر كس حقوق بندگان خدا را ادا
كند حتما حق را ادا مى كند.
(103) خدا در قرآن مى فرمايد:
خداوند از آنها راضى و آنها از خدا راضى هستند و اين بهشت مخصوص كسى است كه از
خدا بترسد (و به اطاعت پرداخت .
(104) رجا اصفهانى .