1- در احياء العلوم به جاى بين التّابعين ، بين النّابغين آمده است .
50- اگر آزاد مرد نعمتى را از دست بدهد براى او ننگ نيست ، ليكن اگر استقامت در برابر مصائب و شكيبايى را از دست دهد، ننگ است . 51- دشمن تو نتيجه و پديده دوست تو است پس نبايد دوستان زيادى داشته باشى زيرا هر دردى را كه نخستين بار احساس مى كنى از خوردن يا آشاميدن است . 52- حجر / 88: (بنابراين ) هرگز چشم خود را به نعمتهاى (مادى ) كه به گروه هايى از آنها (كفار) داديم ، ميفكن . 53- اين حديث را احمد، مسلم ، ترمذى و ابن ماجه - به طورى كه در الجامع الصغير آمده - به سند صحيح از ابوهريره نقل كرده اند. 54- فرقان / 20: و بعضى از شما را وسيله آزمايش بعضى ديگر قرار داديم ، آيا صبر مى كنيد؟ 55- هرگاه باب ذلت از جانب توانگرى گشوده شود، تو از سوى تنگدستى به بالاترين مرتبه مى رسى . 56- اين حديث را طبراى با اسناد ضعيف - به طورى كه در المغنى آمده - از حديث جرير نقل كرده است و احمد در ج 5، ص 258 نظير آن را از قول ابوامامه با اسناد نيكو نقل شده است . 57- يعنى زمان تاءليف كتاب . ظاهرا مؤ لف از اوضاع زمانه خود بسيار گله مند بوده است - م . 58- عراقى گويد: آنچه را كه مطين در مسند خود از حديث على بن ابى طالب عليه السلام به سند ضعيف نقل كرده اند، چنين معروف است : ((آفت علم فراموشى و افت زيبايى تكبّر است .)) 59- اين حديث را مسلم در ج 2، ص 190 و حاكم در مستدرك ، ج 1، ص 59 نقل كرده است ، و قبلا از قول عايشه و ديگران نقل شد. 60- اشاره به سخن آن حضرت دارد كه فرمود: ((اين دين استوار است ، با مدارا در آن وارد شويد.)) 61- اين حديث را احمد در مسند ج 2، ص 300 و حاكم در مستدرك ، ج 4، ص 171 و ترمذى و ابوداوود همگى از حديث ابوهريره نقل كرده اند و از كافى ، ج 2، ص 242 نظير آن گذشت . 62- از كمال شخص كامل چيزى كاسته نمى شود، مادامى كه سودى به خانواده اش مى رساند. 63- اين حديث را ابويعلى از قول ابوهريره درباره حمل پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) جامه هايى را كه خريده بود، و همچنين ابن عساكر و طبرانى - به طورى كه در الجامع الصغير آمده - به سند ضعيف در الاوسط نقل كرده اند. 64- كتاب الفنون از احمد بن مؤ دب و نزهة الابصار از ابن مهدى - به طورى كه در مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4، ص 23 آمده است . 65- هركه با مردم رقابت كند. از غم و اندوه بميرد، ولى شخص پر جراءت از آسايش و راحتى برخوردار است . 66- اين حديث را ترمذى در سنن ، ج 10، ص 157، باب ما جاء فى فضل الفقه على العبادة در ابواب علم از حديث ابوامامه نقل كرده است كه در ج 1، ص 16 اين كتاب گذشت . 67- فاطر / 10: سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى كند و عمل شايسته آنها را بالا مى برد. 68- آل عمران / 169: (اى پيامبر) هرگز گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شده اند مردگانند، بلكه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند، به سبب نعمتهايى كه خدا از فضل خود به آنها داده ، خوشحالند. 69- اين حديث را ترمذى و ابن حبان از فضالة بن عبيد به سند صحيح - به طورى كه در الجامع الصغير آمده است - نقل كرده اند. 70- جعفريات ، باب صفة الجهاد الاكبر، ص 78. 71- در ميان عيبهاى مردم هيچ عيبى را همچون نقص آنانى نمى بينم كه توانند به كمال برسند (ولى در بى كمالى نيستند). 72- فصلت / 53: بزودى نشانه هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى دهيم . 73- ذاريات / 20 و 21: و در زمين ، آياتى براى طالبان يقين است و در وجود خود شما، آيا نمى بينيد؟ 74- صافات / 137 و 138: و شما پيوسته صبحگاهان از كنار (ويرانه هاى شهرهاى ) آنها و شبانگاه عبور مى كنيد، آيا نمى انديشيد؟ 75- يوسف / 105: و چه بسيار نشانه اى (از خدا) در آسمانها و زمين وجود دارد كه آنها از كنارش مى گذرند و از آن روى مى گردانند! 76- اين جملات اقتباس از قرآن است و در سوره فصلت / 46 آمده است : و ما ربك بظلام للعبيد. 77- در كتاب احياء العلوم ، دو باب آمده كه از اين سه باب ، اولى و دومى را يكى شمرده است . 78- اين حديث را ترمذى در سنن ، ج 10، ص 116 آورده و مى گويد: اين حديث عجيبى است كه در ج 1، ص 19 گذشت . 79- اين حديث را ابوداوود در سنن ، ج 2، ص 325 روايت كرده است و در ج 1، ص 20 اين كتاب گذشت . 80- اين حديث را حاكم در مستدرك ، ج 2، ص 437 نقل كرده و بخارى در صحيح ، ج 1، ص 29 به آن اشاره كرده است . 81- برگرفته از آيه 37 سوره ق - م . 82- برگرفته از آيه 7 سوره روم - م . 83- و هرگاه نفوس اشخاص ، بزرگ باشند، در راه هدفشان جسمها را رنج دهند. 84- آدمهاى ترسو، ترس را دورانديشى مى پندارند در حالى كه آن حيله نفس فرومايه است . 85- من لا يحضره الفقيه ، باب ثواب زيارت پيامبر (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 86- من لا يحضره الفقيه ، باب ثواب زيارت پيامبر (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 87- من لا يحضره الفقيه ، باب ثواب زيارت پيامبر (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 88- من لا يحضره الفقيه ، باب ثواب زيارت پيامبر (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 89- من لا يحضره الفقيه ، باب ثواب زيارت پيامبر (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 90- من لا يحضره الفقيه ، باب ثواب زيارت پيامبر (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 91- من لا يحضره الفقيه ،باب فضل تربة الحسين 7، ص 304. 92- من لا يحضره الفقيه ،باب فضل تربة الحسين 7، ص 304. 93- من لا يحضره الفقيه ،باب زياة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 94- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 95- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 96- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 97- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 98- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 296. 99- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 100- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 101- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 102- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 103- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 104- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 105- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 106- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 107- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 108- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 109- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 110- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 111- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 112- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 113- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 114- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 115- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 116- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 117- من لا يحضره الفقيه ،باب زيارة قبر النبى (صلى اللّه عليه و اله )، ص 298. 118- اين حديث را بخارى ، مسلم و احمد و ابوداوود و نسائى و ابن ماجه از حديث ابوهريره ، ابوسعيد و ابن عمر - به طورى كه در الجامع الصغير آمده است - به سند صحيح نقل كرده اند. 119- ج 2، ص 159 همين كتاب . 120- اين حديث را مسلم در صحيح ، ج 7، ص 27 نقل كرده است . 121- اين حديث را احمد در مسند، ج 6، ص 145 نقل كرده و در آن آمده است : ((امت من از بين نمى روند مگر با نيزه و طاعون ...)) و سند حديث نيكوست و شايد منع قرار از طاعون به خاطر نقل و انتقال بيمارى از شهرى به شهرى باشد، لذا از رفتن به آن جا نيز منع شده است . 122- آخر اين حديث را احمد در ج 6، ص 421 و بيهقى آن را در الشعب نقل كرده و مى گويد: حديث مرسل است . 123- ابوحامد غزالى از آن سفرى كه انسان ، از شهرى به سبب عدم امكان انجام واجب دينى مهاجرت مى كند؛ غفلت كرده و از اين آيه فراموش كرده است : ان الذين توفاهم الملائكة ظالمى انفسهم قالوا كنا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها. 124- اين حديث را مسلم و بخارى نقل كرده اند و چند جا قبلا گذشت . 125- من لا يحضره الفقيه ، باب ما جاء فى السفر الى الحج و غيره من الطاعات ، ص 221. 126- من لا يحضره الفقيه ، باب ما جاء فى السفر الى الحج و غيره من الطاعات ، ص 221. 127- من لا يحضره الفقيه ، باب ما جاء فى السفر الى الحج و غيره من الطاعات ، ص 221. 128- من لا يحضره الفقيه ، باب الزاد فى السفر، ص 227. 129- من لا يحضره الفقيه ، باب اتخاذ السفرة فى السفر، ص 226. 130- من لا يحضره الفقيه ، ص 226. 131- من لا يحضره الفقيه ، ص 226. 132- من لا يحضره الفقيه ، باب ما يجب على المسافر فى الطريق ، ص 224. 133- من لا يحضره الفقيه ، باب الرفقاء فى السفر، ص 226. 134- من لا يحضره الفقيه ، باب المروة فى السفر، ص 230. 135- به موطّاء ملك ، ج 2، ص 247 و مسند احمد، ج 2، ص 24 و 34 و 86 و 81 آمده است سه سواره ولى در من لا يحضره الفقيه ، ص 225 مطابق متن است . 136- اين حديث را ابوداوود در ج 2، ص 34 از ابوهريره و طبرانى از ابن مسعود، به طورى كه در المغنى آمده - به سند حسن روايت كرده است . 137- اين حديث را ابوداوود در سنن خود، ج 2، ص 35 ضمن حديثى نقل كرده است . 138- من لا يحضره الفقيه ، باب كراهة الوحدة فى السفر، ص 225. 139- من لا يحضره الفقيه ، باب كراهة الوحدة فى السفر، ص 225. 140- من لا يحضره الفقيه ، باب كراهة الوحدة فى السفر، ص 225. 141- من لا يحضره الفقيه ، باب كراهة الوحدة فى السفر، ص 225. 142- من لا يحضره الفقيه ، باب كراهة الوحدة فى السفر، ص 225. 143- من لا يحضره الفقيه ، باب كراهة الوحدة فى السفر، ص 225. 144- من لا يحضره الفقيه ، باب الرفقاء فى السفر و وجوب حق بعضهم على بعض ، ص 226. و محاسن برقى ، ص 357. 145- من لا يحضره الفقيه ، باب الرفقاء فى السفر و وجوب حق بعضهم على بعض ، ص 226. و محاسن برقى ، ص 357. 146- من لا يحضره الفقيه ، باب الرفقاء فى السفر و وجوب حق بعضهم على بعض ، ص 226. و محاسن برقى ، ص 357. و نيز محاسن ابوعبداللّه برقى ، ص 357. 147- من لا يحضره الفقيه ، باب الرفقاء فى السفر و وجوب حق بعضهم على بعض ، ص 226. و محاسن برقى ، ص 357. و نيز محاسن ابوعبداللّه برقى ، ص 357. 148- من لا يحضره الفقيه ، باب الرفقاء فى السفر و وجوب حق بعضهم على بعض ، ص 226. و محاسن برقى ، ص 357. و نيز محاسن ابوعبداللّه برقى ، ص 357. 149- من لا يحضره الفقيه ، باب الرفقاء فى السفر و وجوب حق بعضهم على بعض ، ص 226. و محاسن برقى ، ص 357. و نيز محاسن ابوعبداللّه برقى ، ص 357. 150- المكارم ، ص 288. 151- المكارم ، ص 288. 152- من لا يحضره الفقيه ، باب تشييع المسافر و توديعه ، ص 225. 153- من لا يحضره الفقيه ، باب تشييع المسافر و توديعه ، ص 225. 154- من لا يحضره الفقيه ، باب تشييع المسافر و توديعه ، ص 225. 155- من لا يحضره الفقيه ، باب يستحب للمسافر من الصلاة اذا اراد الخروج ص 223 و محاسن برقى ، كتاب السفر، ص 358 - 345. 156- من لا يحضره الفقيه ، ص 224 - 222. 157- من لا يحضره الفقيه ، ص 224 - 222. 158- من لا يحضره الفقيه ، ص 224 - 222. 159- من لا يحضره الفقيه ، ص 224 - 222. 160- المكارم ، ص 284. 161- المكارم ، ص 284، تمام اين اخبار در كتاب محاسن باب السفر، ص 350، با سند آمده است . 162- المكارم ، ص 284، تمام اين اخبار در كتاب محاسن باب السفر، ص 350، با سند آمده است . 163- المكارم ، ص 284، تمام اين اخبار در كتاب محاسن باب السفر، ص 350، با سند آمده است . 164- من لا يحضره الفقيه ، باب ذكر اللّه عز و جل و الدعاء فى المسير، ص 224. 165- من لا يحضره الفقيه ، باب ذكر اللّه عز و جل و الدعاء فى المسير، ص 224. 166- من لا يحضره الفقيه ، باب ذكر اللّه عز و جل و الدعاء فى المسير، ص 224. 167- من لا يحضره الفقيه ، ص 229. 168- من لا يحضره الفقيه ، ص 229. 169- اين حديث را خرائطى - به طورى كه در كتاب المغنى آمده - از جابر نقل كرده و دارمى در ج 2، ص 214 و تمام صاحبان سنن از حديث صخر غامدى روايت كرده اند. 170- اين حديث را ابوداوود، در ج 2، ص 34 و احمد در ج 3، ص 455 از حديث كعب بن مالك نقل كرده اند. 171- من لا يحضره الفقيه ، باب الايام و الاوقات التى يستحب فيه السفر، ص 211. 172- من لا يحضره الفقيه ، باب الايام و الاوقات التى يستحب فيه السفر، ص 211. 173- من لا يحضره الفقيه ، باب الايام و الاوقات التى يستحب فيه السفر، ص 211. 174- من لا يحضره الفقيه ، باب الايام و الاوقات التى يستحب فيه السفر، ص 211. 175- من لا يحضره الفقيه ، باب الايام و الاوقات التى يستحب فيه السفر، ص 211. 176- من لا يحضره الفقيه ، باب الايام و الاوقات التى يستحب فيه السفر، ص 211. 177- من لا يحضره الفقيه ، باب افتتاح السفر بالصدقة ، ص 222. 178- من لا يحضره الفقيه ، باب افتتاح السفر بالصدقة ، ص 222. 179- من لا يحضره الفقيه ، باب افتتاح السفر بالصدقة ، ص 222. 180- اين حديث را ابن ماجه با سند ضعيف به شماره 2824 در كتاب خود آورده است . 181- اين حديث را طبرسى در كتاب مكارم ، ص 285 به طور مرسل نقل كرده است . 182- التهذيب ، ج 1، ص 316. بديهى است كه مقصود، روزه استحبابى است نه واجب - م . 183- اين حديث را حاكم در مستدرك ، ج 1، ص 445 نقل كرده و صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه ص 222. و ابويعلى ، بزاز و ابوداوود به طورى كه در مجمع الزوائد، ج 3، ص 213 آمده نقل كرده اند. 184- ج 2، ص 165، همين كتاب . 185- من لا يحضره الفقيه ، ص 232. 186- من لا يحضره الفقيه ، ص 232. 187- مكارم ، ص 298؛ اين روايت را پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) نقل كرده است كه به على (عليه السلام) فرمود و به او تعليم داد. 188- من لا يحضره الفقيه ، ص 222، شماره 5 و 6. 189- من لا يحضره الفقيه ، ص 222، شماره 5 و 6. 190- اين حديث را ترمذى از قول ابوقتاده در كتاب الشمائل ، ص 19، چاپ لكنهو كه به ضميمه سنن چاپ شده ، نقل كرده است و در ج 2، ص 165 گذشت . 191- ج 2، ص 165. همين كتاب . 192- اين حديث را مرحوم طبرسى در كتاب مكارم ، ص 292 نقل كرده است . 193- اين روايت را طبرسى در كتاب مكارم ، ص 292 نقل كرده است . 194- من لا يحضره الفقيه ، باب دعاء الضال عن الطريق ، ص 232. 195- من لا يحضره الفقيه ، باب دعاء الضال عن الطريق ، ص 232. 196- اين حديث را طبرسى در كتاب مكارم و ابن سنى در كتاب عمل اليوم و الليله ، ص 140 نقل كرده است . غول نوعى از جن و شيطان است و همچنين به معنى معصيت و هلاكت آمده ، بعضى تصور مى كنند كه در بيابانها غول وجود دارد و آنها را از راه گمراه مى سازد و هلاك مى كند. 197- من لا يحضره الفقيه ، باب ارتياد المنازل و الامكنه ، ص 230. 198- من لا يحضره الفقيه ، باب ارتياد المنازل و الامكنه ، ص 230. 199- من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص 228.
|