نقد و پژوهش
اگر شواهد مردود دانستن همسرى شهربانو با امام حسين همانند اين موارد باشد همگى
قابل نقد مى باشد. زيرا در مورد خدشه نخست همان گونه كه اشاره شد، بحث موضوع فقهى نيست تا سند موثق يا صحيح راه گشا باشد. در
موضوع كلامى و تاريخى اگر سند صحيح هم باشد! باور و اعتقاد نخواهد آورد.
دو ديگر اين كه در موضوع تاريخى و اعتقادى به ويژه اگر در مورد ائمه باشد اگر منابع متعدد معتبر آن را ثبت نموده باشند و شواهد جانبى نيز
آن را تاءييد نمايد و با باورهاى مستند و مبرهن ناسازوارى نداشته باشد، انگيزه اى بر رد آن وجود نخواهد داشت . همسر شدن دختر پادشاه بر
فرض اين كه نامسلمان هم باشد و به آيين ديگر آسمان باور داشته باشد با هيچ اعتقاد و باور شيعى در تضاد نيست .
و اما در مورد روشن شدن مسجد به ورود دختر پادشاه نيز مى توان گفت نوع شاهزادگان از
جمال و جلال بهره مند هستند منظور از روشنائى مسجد همين جمال و جلال وى مى باشد گرچه
اصل پاكى و متدين بودن وى نيز منتفى نيست كه شخص ولو دختر پادشاه از شايستگى و معنويت برخوردار بوده باشد.
و اما اين كه امام على فرموده باشد دختران پادشاه را نمى توان فروخت . نويسنده از اين جهت ترديد دارد كه مگر اين حكم در زمان پيامبر از جانب خدا و
يا رسول الله (صلى الله عليه و آله ) تشريع شده است . در اين باره مى توان گفت ممكن است سخن امام جنبه اخلاقى دارد كه با بزرگان قوميت ها و
مليت ها برخورد شايسته نمود، اگر چه مستحق بردگى هم باشند با آنان بزرگوارانه و كريمانه برخورد شود تا تشويق به گرايش به اسلام
شوند.
ديگر اين كه امام على (عليه السلام ) خود امام معصوم و مبين احكام شريعت است اگر سخن وى جنبه اخلاقى هم نداشته باشد و از لحاظ سند صحيح
باشد چون فرمايش امام است مى شود حكم شرعى ، كه فرزندان رهبران پادشاه از اين حاكم معاف باشند گرچه چنين چيزى در فقه ثابت نيست ليكن
اگر جهات ديگر مدرك درست مى شد آثار آن مترتب مى شد.
در مورد نكته چهارم كه دختر جد خودش را نفرين مى كند، اين اظهارات نفرين نيست اين اظهار تاءسف و تاءثر است كه در آن شرايط اندوه بار به ياد
شكوه و عزت از كف نهاده افتاده كه چگونه دختران هرمز به اسارت در آمده اند.
در مورد نكته پنجم كه امام سجاد به تبار پدر و مادر خويش افتخار كند نيز هيچ اشكالى را پديد نمى آورد. زيرا زنى كه از تبار كفر اين
شايستگى داشته كه همسر امام قرار و به يقين از شايستگى بهره مند افتخارآميز خواهد بود.
و اين كه گفته شد ازدواج اين دختر با امام حسين در سال هاى خلافت عمر با ولادت امام سجاد (عليه السلام ) بعد از چهارده
سال همخوانى ندارد نيز جاى شگفت است چگونه همخوانى ندارد، چه اشكال دارد. همسرى بعد از چندين
سال از گذشت ازدواج فرزند به دامن آورد؟!
و اما نكته آخرين اين نويسنده كه در جايى نگاشته شده كه در هنگام گريز يزدگرد، همه هدم و حشم وى همراه بوده اند كسى از وى اسير نشده ، يعنى
مسلمانان به بارگاه يزدگرد دسترس پيدا نكردند تا دختران وى را به اسارات گيرند.
اين سخن نيز بدور از واقعيت هاى جنگ است ، در جنگ هر روى دادى احتمال وقوع دارد. شايد دختران وى را به گونه اى ربوده اند و يا شايد در هنگام
وحشت عقب نشينى و گريز در اثر آشفتگى از مدار امنيتى يزدگرد بدور افتاده و گرفتار دشمن شده اند و... و چه منبعى بهتر و اطمينان بخش از
كافى كلينى آيا نقل كلينى به مقدار، طبرى و يا مسعودى مورد اعتماد نيست ؟ البته به اين معنا نيست كه كسى نتواند به كلينى نقد وارد سازد فضاى
نقد نسبت به هر كسى همواره گشوده است .
با اين بيان روشن مى شود كه مطالب ياد شده جز استبعاد چيز ديگرى نيست . و انگيزه اى وجود ندارد كه كسى روى دادهاى تاريخى كه با باورهاى
مبرهن شيعه ناسازگار نيست ، مورد ترديد قرار گيرند. و اين موضوع با باورهاى اعتقادى شيعه در تضاد نيست زيرا بر فرض آن دختران كافر
بوده به دين زرتشت يا هر باور ديگر بوده باشند، چنين مطلبى با باورى اعتقادى ناسازگارى نيست . زيرا همانند آن در مورد امامان ديگر وجود
دارد. چنان كه مادر امام كاظم (عليه السلام ) حميده برده و كنيز بوده است و نيز مادر امام رضا ((تكتم )) كنيز بوده است و مادر امام جواد (عليه
السلام ) ((سبيكه )) و مادر امام هادى (عليه السلام ) ((سمانه )) و مادر امام عسگرى ((حديثه )) همگى كنيز بوده اند و كنيز همان اسيران
از بلاد كفر بوده اند كه به دست مسلمانان به اسارت در آمده بودند.
بر اين اساس اين شواهد دليل بر ساختگى بودن اين موضوع نمى تواند باشد. البته زيارتگاه به نام بى بى شهربانو در اطراف شهر رى
امرى ديگرى است و ممكن است موهوم باشد، ليكن اين دو موضوع نبايد به يكديگر آميخته شوند. همان نكته مشهور يعنى همسر بودن شهربانو كه لقب
هاى گوناگون براى وى عنوان شده است ، مى تواند صحيح باشد. اين شواهد
دليل بر مردود بودن آن نمى تواند باشد. و نيز هيچ شاهد معتبر تاريخى گواهى نمى دهد كه شهربانو در حادثه كربلا حضور داشته باشد، و
الله سبحانه هو العالم .
بخش دوم : برخى فضايل امام حسين (عليه السلام )
پاك ترين ها
به لحاظ اهتمام مقصد انسان و نيز خطرهاى كه در سر راه رسيدن به مقصد كمين نموده اند. راهبران آگاه و مطمئن از هر خطر پذيرى بايسته است ، تا
كاروان انسان ها را به جايگاه اصلى است كه استقرار در جوار الهى است برساند، الى ربك يومئذ المستقر.(44)((قرارگاه همگان در آن روز
جوار پروردگار توست )). بدون ايمن سازى راه و راهنما رسيدن به اين مقصد هيچ گاه ممكن نخواهد بود. به همين جهت خداى سبحان هم راه را شفاف
و تبيين و معرفى نموده است و هم راهبران را كه از هر گونه گزند در امان باشند برگزيده و معرفى نموده است . رهبرى جامعه از آن مقدار اهتمام
بهره ور است كه خداى سبحان در مورد آن دخالت نموده و شايسته ترين افراد را به اين امر پايه اى برگزيده است . آغازين روز زندگى انسان را
در اين سرا با زندگى رهبرى الهى و مصون از هر خطر شروع نموده است .
با اين توضيح علت اين كه پيامبران بايد معصوم از هر گناه و مصون از هر خطا باشند شفاف مى گردد. زيرا راه بسيار مهم و بدون اين دو
ويژگى پيمودن آن فراهم نخواهد شد. اگر راهبر خود در معرض لغزش باشد هيچ گاه نخواهد توانست كاروان با اين عظمت را به مقصد رساند. به
همين جهت سخن از حراست و اسكورت انبيا توسط حراست هاى ويژه است ، تا رساندن پيام وحى به انسان ها از هر خطر مصون . مانند فانه يسلك من
بين يديه و من خلفه رصدا ليعلم آن قد ابلغوا رسالات ربهم .(45)((پيامبر را از هر جهت حراست مى نمايد تا وحى و رسالت الهى سالم به
گوش مردم برسد.)) راهبران دينى بايد معصوم از هر گناه و مصون از هر خطا باشند در غير اين صورت اطمينان مردم به آنان فراهم نخواهد شد.
پس از بى نيازى جامعه از رسول
آسمانى با تداوم رسالت رسولان آسمانى نياز به رهبران الهى با همان ويژگى هاى عصمت بايسته مى باشد.
خداى سبحان براى تاءمين اين هدف بعد از رسول الله (صلى الله عليه و آله ) افرادى را به جانشينى حضرت برگزيده است كه افزون بر
شايستگى هاى ديگر از ويژگى عصمت بهره مند مى باشند.
عصمت در انبيا و امامان يعنى همان معصوم بودن از هر گناه كوچك و بزرگ در
طول عمر خويش و مصون بودن از خطا و نسيان در محدوده رسالت دينى خويش . اين افراد كه پاك و مطهر از هر گناه و آلودگى مى باشند به طور
مشخص عصمت آنان به تاءييد خداى سبحان رسيده و افراد آنان نيز مشخص شده اند.
خداى سبحان در قرآن عترت رسول الله (صلى الله عليه و آله ) را كه راهبران جامعه و جانشينان حضرت مى باشند، به عنوان پاك ترين هاى جامعه
كه هيچ آلودگى زندگى آنان را تهديد ننموده است معروفى مى نمايد، انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس
اهل البيت و يطهركم تطهيرا.(46)قرآن سند عصمت عترت رسول الله (صلى الله عليه و آله ) مى باشد. و منظور از عترت حضرت هم حضرت
فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) و على بن ابى طالب دو ريحانه رسول الله (صلى الله عليه و آله ) حسن و حسين و نه نفر از فرزندان حسين عليها
السلام مى باشند. كه نص روايت اين حقيقت پا فشارى دارد.(47) كه حسين از زمره پاك ترين هايى است كه رهبرى جامعه را به عهده گرفته است .
حق محورى
راهبرى جامعه از نهادهاى اصيل و با اهتمام است كه از نخستين گام انسان بر روى كره خاكى مورد اهتمام دين آسمانى بوده است . رهبرى انبيا در تداوم
همين محور در ميان جامعه شكل گرفته و خداى سبحان افراد مطمئن از هر جهت در اين راستا برگزيده است . انديشه و رفتار و گفتار آنان از هر خطر
كژراهگى مصون است .
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) براى تداوم اين نهاد در ميان مسلمانان به دستور وحى اهتمام ويژه بر اين محور مى نمودند و موضوع رهبرى پس
از خودش را همواره طرح و شرايط و اهتمام آن را گوشزد مى نمودند. رسول الله تعداد افرادى كه بعد از وى در راءس مخروط و هرم رهبرى قرار
دارند، با نام و نشان معروفى و ويژگى هاى مهم آنان را نيز به گوش همگان رساندند.
از شرايط محورى ويژگى هاى مهم رهبرى حق محورى آنان است كه حضرت به طور فراگير آنان را حق محور در انديشه و رفتار معرفى نمود، تا
مردم با اطمينان و آرامش خاطر راه آنان در پيش گيرند. رسول الله در مورد عترت فرمودند: انى سلم لمن سالمهم و حرب لمن حاربهم و محب لمن احبهم
و مبغض لمن ابغضهم .(48)((آنان كه با عترت در تسالم هستند من نيز با آنان در مسالمت مى باشم و آنان كه با عترت در ستيزند، من نيز با
آنان در ستيز خواهم بود. من دوستدار دوستان عترت ، دشمن دشمنان آنان مى باشم )).
موضع گيرى عترت در جنگ و صلح و ساير امور اجتماعى همانند موضع گيرى
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) بر اساس حق است هيچ گونه خطر انحراف در انديشه و رفتار آنان پديد نمى آيد، كه در اين صورت حق
فراگير مطلق عنوان نمودن آنان خطا خواهد بود.
موضع گيرى هاى آنان ، محبت و بغض آنان براساس حق است چيزى به ناحق محبوب آنان قرار نمى گيرد و يا عداوتى ناحق بر اساس خواهش هاى
نفسانى از آن شكل نمى گيرد. بغض و عداوت آنان نسبت به دشمنان حق ، بر اساس حق است محبت آنان نيز به حق و به مظاهر حق است . اين گونه
تاءييد مطلق و فراگير فقط در مورد عترت رسول الله (صلى الله عليه و آله ) مى تواند
شكل گيرد كه از عصمت و مصونيت بهره ور مى باشند.
بر اساس اين فضيلت آنان كه به عترت رسول الله (صلى الله عليه و آله ) در آويختند و ستيز نمودند در واقع با
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) ستيز نمودند كه در ايمان آنان مى توان ترديد نمود. كه چالشگران
اهل بيت بر دو گروه ، آگاه و ناآگاه تقسيم مى شوند. چالشگر ناآگاه از مقام آنان ،
حداقل عنوانى كه بر آن منطبق است فسق است . چالشگر آگاه به منزلت آنان به ويژه اگر به حد جنگ و ستيزه باشد. براساس اين باورهاى مستند
به وحى از دايره ايمان بيرون خواهد رفت كه مى توان گفت :مخالفوا العتره فسقه و محاربوهم كفره ،كه در كتاب هاى كلامى اين عنوان به چشم
مى خورد توضيح بيشتر نيز دارد كه در صورت نياز به آن كتاب ها مراجعه خواهد شد.(49) و حسين (عليه السلام ) از زمره همين عترت حق محور است
.
حسين (عليه السلام ) همتاى قرآن
ارزشمندترين سند در انديشه و رفتار قرآن كلام زيباى خداست ، كه از هر خطر مصون مانده و مى ماند. قرآن منبع انديشه و معارف وحيانى است كه
معيار انديشه و رفتار صحيح در همه عرصه ها مى باشد. تمام انديشه ها و رفتارها در ارزيابى بايد با اين محك سنجيده شوند، كه در صورت
ناسازوارى با آن ، انديشه نخواهند بود.
از ميان انسان ها نيز انسان هايى نيز همتاى قرآن با ويژگى هاى قرآن تجلى يافته اند، كه همانند قرآن معيار انديشه و رفتار مى باشند.
انگيزه اين انتخاب ، شايد اين باشد كه بهانه ها را از دست بهانه جويان بگيرد كه نمى توان تمام شؤ ون زندگى را همساز و هماهنگ با حقيقت وحى
ساخت . خداى سبحان از ميان انسان ها برخى را به عنوان معيار و الگو برگزيده است ، كه تمام شؤ ون زندگى را همساز و هماهنگ با حقيقت وحى
ساخت . خداى سبحان از ميان انسان ها برخى را به عنوان معيار و الگو برگزيده است ، كه تمام شؤ ون زندگى انديشه و رفتار همگون با وحى
است و هيچ گونه كژراهگى در انديشه و رفتار آنان وجود ندارد همانند قرآن حق محض در ابعاد انسانى اند.
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) عترت خويش را عدل و همتاى قرآن معرفى نمود: انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله
عزوجل و عترتى .(50)و منظور خود را از عترت نيز شفاف توضيح داد. من العتره ،
فقال انا و الحسن و الحسين و الائمه التسعه من ولد الحسين تاسعهم مهديهم .(51)از حضرت سؤ
ال نمودند منظور از عترت چه كسانى مى باشند، فرمودند، منظور من و حسن و حسين و نه امام از فرزندان حسين (عليه السلام ) كه نهمين آنان مهدى آنان
است مى باشد. كه حسين (عليه السلام ) همتاى قرآن است .
برترين بهشتيان
گرچه نوع فضايل سبطين حسن و حسين مشترك است و در كتاب امام حسن (عليه السلام ) الگوى زندگى بسيارى از اين عنوان تحقيق شده است ، ليكن
دريغ است كه اين فضيلت هاى برجسته كه آنان را مهتر و برترين همگان معرفى مى نمايند در كتاب مربوط به امام همام نيايد.
بهشتيان همه پاك و همه در سن جوانى هستند. همان گونه كه افراد آلوده به بهشت راه ندارند، درهاى بهشت به رخ پيران نيز گشوده نخواهد شد.
بهشت منزلگاه پاكان الهى است ، و بهشتيان در جوار حق مى آرمند، الى ربك يومئذ المستقر.(52)
و تا انسان پاك و مطهر نگردد به جوار حق و بهشت برين راه نمى يابد.
تا انسان اندك آلودگى دارد به وادى پاكان راهش نمى دهند. انسان بايد تلاش كند خود را به رفتارهاى آلاينده آلوده نكند و اگر در دامن وى اندكى
آلودگى فراهم شد، بايد فورا با آب زلال توبه شستشو دهد. و اگر نداد از راه ديگر مانند شفاعت و... و اگر نشد با عذاب و احيانا سوزاندن
آلودگى پاك مى شود. در حال جان دادن ، در شب اول قبر، در عالم برزخ در عالم قيامت ، اگر تمام اين
مراحل طى شد و هنوز آلودگى باقى باشد، در جهنم كه از مظاهر و نعمت هاى الهى است ، شستشو داده مى شود، و آلودگى ها پاك و زدوده مى گردد،
تا به بهشت راه پيدا مى كند.
از اين بخش نتيجه فراهم است كه بهشت جاى پاكان است . و نيز بر اساس رهنمودهاى وحيانى چون بهشت مكانى است كه انواع تلذذ و كاميابى ها به
بهترين شيوه در آنجا فراهم است و چون بهترين مرحله لذت جويى و كاميابى دوران جوانى است ، بهشتيان همه جوان خواهند بود و در آنجا كسى نه
پير وارد مى شود و نه در بهشت فرسودگى و پيرى راه پيدا مى كند. دليل هاى اين ادعا در جاى ديگر آورده شده و تكرار نمى گردد.(53)
بر اين اساس بهشتيان همه جوانند. و حسين همانند برادرش حسن سيد و سالار و برتر و مهتر جوانان بهشت است يعنى سيد و سالار همه بهشتيان است ،
كه الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنه .(54)
از روايات متواترى است كه از رسول الله (صلى الله عليه و آله ) درباره اين دو مهتر صادر شده است .
ريحانه الرسول صلى الله عليه و آله
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) با اين كه همسران متعدد داشتند و فرزندان متعدد نيز خداى سبحان به ايشان هديه فرمود، ليكن تنها همسرى كه
در دامن آن فرزند (غير از ماريه قبطيه ) به دامن آورد خديجه كبرى بود. و از ميان فرزندان حضرت تنها كسى كه
نسل رسول الله (صلى الله عليه و آله ) از وى تداوم يافت ، فاطمه زهرا ( عليها السلام ) مى باشد.
فرزندان فاطمه ثمره ميوه زندگى رسول الله (صلى الله عليه و آله ) مى باشند و به لحاظ ويژگى هاى ممتاز آنان عنوان ها گوناگون درباره
آنان به كار رفته است .
از دو فرزند زهرا (حسن و حسين ) با عنوان گل هاى خوشبوى رسول الله (صلى الله عليه و آله ) ياد شده است و چون بنياد فرزندان زهرا ملكوتى و
از سراى بهشت است ، زيرا آنان عصاره ميوه هاى بهشتى اند كه به اين سرا راه يافته اند؛ بوى بهشت از آنان همواره متصاعد مى باشد. در اين باره
حديث فراوان نقل شده است كه : هما ريحانتاى من الدنيا يعنى الحسن و الحسين (55)و نيز در روايت آمده
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) هر گاه مشتاق بوى بهشت مى شد اين دو ريحانه را مى بوييد. كه اينان گلهاى باغ مصطفى در دنيا و آخرت مى
باشند. گل هاى خوشبويى كه دنيا و بهشت رضوان با بوى آنان عطرآگين است .
حسين (عليه السلام ) وارث رسول الله صلى الله عليه و آله
هر دين الهى كه همانند آب زلال و شفاف و بدون هيچ گونه آلودگى به بشر ارزانى مى شود. بعد از اين كه دين در دسترس بشر قرار گرفت در
خطر آلوده شدن به انواع انحراف ها دارد. بر همين اساس نخله ها يعنى مرام هاى ساخته اوهام بشرى ، همواره در كنار مله ها يعنى دين هاى آسمانى قرار
دارد. عنوان ملل و نحل خاستگاهش همين است كه ملل دين هاى آسمانى ، نحل مرام ها و ساخته هاى اوهام بشرى .
بر اين اساس نحله ها همواره دين ها را تهديد مى نمايند و اگر دينى به خواهد جاودانه بماند بايد از خطر تحريف مصون و از شر نحله ها در امان
باشد.
اساس اديان ديگر آسمانى را متاءسفانه نحله ها واژگون معرفى نموده اند.
دين اسلام تنها دينى است كه از خطر تحريف و نيز از شر نحله ها در امان مانده است . گرچه نحله هاى فراوان و رنگارنگ نيز در جامعه اسلامى
پديدار شده اند، ليكن توان آنها در آن حد نبوده است ، كه اساس دين را در معرض خطر قرار دهند. بلكه دين
اصيل و زلال و شفاف همواره در دسترس همگان قرار دارد كه حق زلال و شفاف از
باطل تيره و تاريك تفكيك شده است ، قد تبين الرشد من الغى .(56)
نقش اصلى در مصونيت دين رسول الله (صلى الله عليه و آله ) از خطر تحريف عترت است . عترت
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) در تداوم دين زلال رسول الله (صلى الله عليه و آله ) نقش
اول را ايفا نموده است . كه اگر عترت نبود نحله ها چه بسا دين رسول الله (صلى الله عليه و آله ) نيز همانند ساير دين ها دست خوش تحريف مى
ساختند.
در ميان عترت افزون بر اميرالمؤ منين (عليه السلام ) حسن و حسين نقش محورى و برجسته ايفا نموده اند و همان گونه كه در نوشتار امام مجتبى
توضيح داده شده صلح حسن مجتبى با نهضت امام حسين (عليه السلام ) همانند دو لبه يك قيچى هستند كه ريشه هاى درخت خبيثه حزب عثمانيه و بنى
اميه را خشكاندند. در اين ميان نقش حسين از همگان برجسته تر است . اگر همان گونه كه در بخش زمينه ها همين نوشتار آمده است سياست هاى حزب
عثانيه و جريان هاى اجتماعى كه بنى اميه به حركت آورده بودند چالشگرى بر عليه دين بود. اگر نبود نهضت حسينى كه پرده نفاق از چهره آنان
افكند و چهره پنهان آنان را آشكار سازد و آنان را رسواى همه جهان اسلام نمايد، خطر تحريف اساس دين را تهديد مى نمود.
بر اين اساس نقش حسين در تداوم دين رسول الله (صلى الله عليه و آله ) نقش محورى است . نهضت حسين دين
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) جاويدان و پايدار ساخت . از اين رو مى توان به مضمون فرمايش
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) بهتر آشنا شد كه فرمود:حسين منى و انا من حسين (57).((حسين از من و من از حسينم )) اين فرمايش كه
كتاب هاى روايى شيعه و سنى را مزين ساخته است نقش محورى نهضت حسينى را شفاف مى سازد كه حسين از
رسول الله است .
روشن است كه حسين فرزند رسول الله (صلى الله عليه و آله ) است . اما اين كه
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) و پايدارى دين حضرت از بركت نهضت حسينى است كه حسين باعث پايدارى دين خدا شد. حسين باعث تداوم يافتن
دين زلال محمدى شد.
كشتى بر امواج
جامعه همانند اقيانوس است كه انسان ها بر آن شناورند. اقيانوس حركت طوفان ها در اقيانوس باعث خيزش امواج مهيب است كه شناگران را تهديد مى
سازد. در جامعه نيز فرهنگ ها و انديشه هاى متضاد باعث خيزش طوفان ها و امواج سهمگين مى شود.
براى رسيدن به ساحل اقيانوس ، چه بسا فن شنا شخص را كفايت نكند، نياز به كشتى و آب نورد مطمئن است كه در درون آن قرار گرفته با
اطمينان و آرامش به ساحل برسد.
در جامعه نيز يك انديشه كه انديشه زلال وحيانى است انديشه آرامش و مطمئن است . انديشه هاى چالشگر حق كه اگر كاربرد انديشه درباره آنان
گزاف نباشد كه هست . همانند امواج سهمگين طوفان زا هستند كه انسان ها را تهديد مى نمايند. انسان در خطر سرگردانى در اقيانوس و در خطر
گرداب ها نياز به مشعل هدايت و وسيله اى همانند كشتى و آب نورد مطمئن دارد. گمراهى ها در زندگى انسان فرجام نيك وى را تهديد مى نمايند.
رهنمونى كه انسان را از اين سرگردانى ها راهيابى مى كند و از اين گرداب ها نجات مى دهد انديشه و رفتار عترت
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) است .
مثل اهل بيتى كمثل سفيه نوح من ركبها نجى و من تخلف عنها غرق .(58)
رهنمون هدايت و كشتى نجات در امواج خروشان باطل ، حسين است كه : ان الحسين مصباح الهدى و سفينه النجاه .(59)
آنان كه حسين را امام برگزيدند خطر امواج آنان را تهديد نخواهد كرد زيرا كه روش حسين پيام هاى نهضت حسين در سخت ترين و پيچيده ترين امواج
راهگشاى آنان خواهد بود.
زينت عرش ، زينت بهشت
آن سرا نمود هستى ها و بودهاى اين سراست و هر موجودى به هر مقدار در اين سرا موزون و زيبا باشد در آن سرا نيز تجلى همين زيبايى هاست . چون
زيبايى انسان به ارزش هاى انسانى الهى وى است ، كه آن انسانى زيبا و وارسته است كه از ايمان و عقيده و رفتار شايسته بهره ور باشد. كه
زيبا به ايمان است كه خداى سبحان ايمان را محبوب و زينت انسان هاى مؤ من قرار داده است : و لكن الله حبب اليكم الايمان و زينه فى قلوبكم
.(60)
هر انسان به مقدار ايمانش در آن سرا زيبايى و نور دارد. هنگامى ايمان و باورها مراتب داشت زيبايى ها نيز
مراحل خواهد داشت . و چون ايمان اهل بيت برترين ايمان است ، زيبايى آنان نيز برترين و زيباترين زيبايى ها خواهد بود. به همين جهت عترت
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) به ويژه حسن و حسين از آن مقدار زيبايى بهره ورند، كه خداى سبحان به آن افتخار مى كند و عرش خدا و نيز
بهشت خدا با زيبايى ها و جلوه هاى حسن و حسين آزين بندى مى شود. ان الله
عزوجل تزين بهما جنته ، يزين الله بهما عرشه .(61) خداى سبحان بهشت خود را و نيز عرش خود را با زيبايى حسن و حسين آزين بندى مى
نمايد. عرش خدا كه زيباترين است و بهشت خدا كه جلوه جمال خداست ، زيباتر به زينت حسن و حسين جلوه گر مى شود.
خامس آل عبا
در مدت كوتاه زندگى پر بار رسول الله (صلى الله عليه و آله ) زمينه هاى فراوان در جهت معرفى
فضايل اهل بيت فراهم آمد. رسول الله (صلى الله عليه و آله ) از هر فرصت مناسبى در جهت معرفى
آل الله بهره مى برد.
حضرت وارد حجره ام سلمه از همسران خود مى شود و از وى مى خواهد كه كسا و عباى يمانى كه در نزد وى بوده به نزد حضرت آورد، وى عباى يمانى
را به نزد حضرت مى آورند. حضرت از اميرالمؤ منين ، فاطمه و حسن مى خواهد در زير عباى يمانى قرار گيرند. پنجمين نفرى كه اجازه مى يابد زير
عباى يمانى قرار گيرد حسين مى باشد.
آنگاه همسر رسول الله (صلى الله عليه و آله ) ام سلمه نيز از حضرت اجازه مى خواهد تا وارد جمع شود، كه حضرت ضمن دعا در حق وى ، همسرش را
از شركت در جمع ياران منع مى كند. زيرا اين يك موقعيت ويژه است و غرض از آن بيان يك ويژگى بزرگ
اهل بيت است كه ديگران همراه آنان نمى باشند. بعد از اين كه همگى در زير عبا قرار گرفتند حضرت مى فرمايد: هولاء
اهل بيتى .اينان همان كسانى هستند كه خداى سبحان وعده داده دامن آنان را از هر آلودگى پاك گرداند. كه اين تطهير سند عصمت آنان مى باشد.
و چون حسين (عليه السلام ) پنجمين فردى بوده است كه در زير عبا قرار مى گيرد، حضرت به عنوان ((خامس
آل عبا)) لقب مى گيرد: و هو خامس اهل الكساء(62)
|