next page

fehrest page

back page

تجربه نشان داده است ، جوانانى كه به خدا ايمان داشته و در حوادث زندگى به او توكل مى كنند، ترس و اضطراب به دلشان راه نمى يابد و همواره در صحنه هاى زندگى با عزمى راسخ و اراده اى پولادين در برابر حوادث ، پايدارى نشان مى دهند، بطورى كه اطرافيان را شيفته شجاعت و ابتكار خود كرده و به شگفتى وامى دارند.
صحنه هاى جنگ در سالهاى اخير، ذخيره ذى قيمتى از اين تجربه ها است ، كه چگونه جوانان ، روحيه سلحشورى را در خانه و خانواده تقويت مى كردند، بطورى كه يك نوجوان تازه بالغ در جبهه نبرد، بدون سلاح ، چندين نفر از افراد دشمن را به اسارت در آورده و آنان را تا مرز اردوگاه خود، يك تنه آورده و تحويل نيروهاى خودى مى داد.
خشم در جوان
در جوان ، خشم يك حالت تهاجمى و دفاعى است كه هرگاه منافع و مصالح شخصى اش به خطر افتد، يا مانعى در رسيدنش به هدف پيش آيد و يا در انجام كارى ناتوان باشد، در او ظاهر مى گردد.
واكنشهاى خشم در نوجوان بسيار متفاوت است ، به خصوص در اوايل بلوغ ؛ در عده اى به صورت تمرد و سرپيچى و در برخى به صورت داد و فرياد كشيدن و در عده اى ديگر به صورت سكوت همراه با اخم و گوشه گيرى و افسردگى نمايان مى شود؛ زمانى به صورت عكس العملهاى تكرارى از قبيل : كوبيدن پا به زمين و يا در را به ديوار زدن ، ظاهر مى گردد.
مدت زمان خشم در نوجوان بيش از كودكان است و عوامل محرك خشم در نوجوان گاهى چيزهايى است كه از آن محروم مى شود و بين او و آرزوهايش ‍ فاصله مى افتد و يا از خواسته هاى آنى اش جلوگيرى مى شود؛ مثلا، مى خواهد بخوابد، مانع خوابيدن او مى شوند و يا او را از خواب بيدار مى كنند و يا دست به كارى مى زند، اما از انجام آن ناتوان است و يا زمانى كه خود و خانواده اش مظلوم واقع مى شوند و يا وقتى كه اطرافيان به اشيا و وسايل او دست درازى مى كنند.
گاهى خشم متاءثر از عوامل طبيعى است ، مثل (تغيير) هواى خيلى سرد و يا حرارت سوزان و طوفان ، گاهى هم خشم در مقابل رفتار والدين ، پديد مى آيد.
جوان در تمام اين حالتها بايد خونسردى خود را حفظ كند و سعى نمايد تعادل خود را از دست ندهد و قبل از هر عمل يا عكس العملى كه مى خواهد انجام دهد، عاقلانه بينديشد، چرا كه ميدان دادن به غضب ، انسان را در زندگى كم كم به يك حالت حساسيت عصبى مى كشاند؛ در اين هنگام ، عقل رو به ضعف مى گرايد. افراط در خشم و غضب موجب مى شود كه شخص ، مبتلا به نوعى جنون گردد و هر عملى را كه عقل ، مجاز نمى داند از او صادر شود.
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: غضب ، ايمان را فاسد مى گرداند، همچنانكه سركه ، عسل را(13). و نيز از امام صادق (عليه السلام) نقل گرديده است كه درباره غضب فرمود: كليد هر شر و بدى ، خشم است (14).
جوان در رابطه با والدين و دوستان و زير دستان خود، بايد خشم خود را كنترل كند، اما هنگامى كه مى بيند حقى ناحق مى شود، ديگر نبايد دم فرو بندد، بلكه در اين صورت بايد خشم خود را بطور طبيعى و معقول اظهار نمايد و از حق دفاع كند، ولى از جاده عدالت و اعتدال خارج نشود.
در مورد پيامبر بزرگ اسلام نقل گرديده است كه او به خاطر دنيا خشمگين نمى شد، اما هرگاه پاى حق به ميان مى آمد و حقى ناحق مى شد، غضبناك مى گرديد و احدى را نمى شناخت و آرام و قرار نمى گرفت تا اين كه حق را به حقدار برگرداند و ستم را از ستمديده برطرف نمايد(15).
محبت
محبت و دوستى يكى از عواطف بسيار مهم و با ارزش در جوان است ، به خصوص كه در دوران بلوغ شديد بوده و مى توان آن را يكى از ويژگيهاى اين دوران دانست . احساس دوستى و ابراز محبت به ديگران ، همسالان و بزرگترها، نشانگر يكى ديگر از نيازهاى طبيعى اوست .
هنگام بلوغ ، محبت و دوستى در جوان به جنس مخالف هم پديد مى آيد. اين كشش نشانه اى از رحمت الهى است كه خداوند براى استوارى نظام خانواده و گزينش همسر در آينده براى او تدارك ديده است .
در حقيقت اين احساس محبت يكى از اساسى ترين شالوده هاى نظام خانواده در روابط اجتماعى او در آينده به شمار خواهد آمد و بناى استوار زندگى خانوادگى او را در آتيه تشكيل خواهد داد. خداوند در قرآن مى فرمايد: و از نشان هاى قدرت الهى ، اين است كه براى شما از جنس ‍ خودتان همسرى بيافريد تا اين كه در كنار او آرامش يابيد و بين شما رحمت و محبت ، جارى كرد(16).
احكام دوران بلوغ
بنا به نظر مراجع دينى ، دختر بعد از تمام شدن نه سال قمرى (17) و پسر پس از اتمام پانزده سال قمرى بالغ مى شود.
كسى كه به حد بلوغ رسيده ، نماز و روزه بر او واجب مى شود و بايد براى انجام احكام شرعى مورد احتياج خود از مجتهد جامع الشرايط تقليد كند. علايم رشد و بلوغ ، اختصاص به انسان ندارد، بلكه آفريدگار جهان در همه موجودات عالم ، اعم از انسان ، حيوان و نبات به نحوى خاص ، اين پديده شگفت انگيز را قرار داده است كه پس از چندى در آنها استعداد بارورى و توليد مثل ، بطور طبيعى نمايان مى گردد. در انسان ، اين علامت در دختر نوجوان به صورت رگل (حيض ) ظاهر مى شود. انسان ، اشرف مخلوقات است و اين حالت ((حيض )) در او آيت و نشانه اى است از قدرت پروردگار بزرگ كه دختر جوان بايد با آن آشنا گردد؛ احكام آن را بداند و رعايت نمايد. توضيح مطلب به اين ترتيب است كه دختر هنگامى كه به سن بلوغ مى رسد، زمانى برايش فرا مى رسد كه احساس مى كند مقدارى خون با كمى سوزش از او خارج مى شود(18).
او نبايد از اين واقعه نگران باشد، چرا كه خداوند متعال با ايجاد دستگاه جنسى در جسم او - بمنظور بقاء نسل - و بروز آن در دوران جوانى و بلوغ ، مى خواهد نويد آمادگى مادر شدن را كه ارزشى بس بزرگ است به او بدهد.
در اين زمان است كه پا به عرصه تكليف مى گذارد و احكام الهى بر وى جارى مى گردد. او بايد پس از اتمام دوران حيض (19) كه معمولا مدت آن 6 يا 7 روز است غسل نمايد، حتى اگر در آخر وقت نماز، از خون ، پاك شد بلافاصله بايد غسل كند و نماز بخواند. انجام غسل با احكامى كه وارد شده ، موجب پاكى جسم و صفاى روحى او مى شود. در هنگام غسل ، مستحب است بگويد: اللهم طهرنى و طهر قلبى (20) كه به او آرامش خاص مى بخشد. در اين هنگام ، نماز و تمامى احكامى كه براى بزرگسالان واجب گرديده ، بر او نيز واجب مى شود(21). جوان اينك وارد مرحله جديدى از زندگانى اش شده و در پيشگاه حضرت حق ، مقام و منزلت ويژه اى دارد؛ وى مورد خطاب آفريدگار جهان واقع شده و بايد پاسخگوى اعمال خود باشد(22).
او در اين مرحله از زندگانى خود، بايد بداند كه تمام اعمال ، حركات ، رفتار و گفتار و حتى تصوراتش تحت محاسبه الهى قرار مى گيرد و اگر خود را در معرض هدايت مبداء آفرينش و در مسير قانون الهى قرار دهد و هماهنگ با برنامه هاى نظام خلقت عمل كند، هر روز كه از عمر گرانقدر او مى گذرد، يك قدم به سوى كمال و سعادت جاودانى ، نزديك مى شود.
او بايد قدر گوهر جوانى خود را بداند و اين مرحله حساس و پر فراز و نشيب زندگى را خوب درك كند. همواره خود را در محضر خداوند، حاضر و ناظر ببيند و در نمازش از او يارى جويد و دعا كند(23) تا بتواند در برابر همه مسايل و مشكلاتى كه در آينده برايش پيش مى آيد، پايدارى نشان دهد و بر همه آنها غلبه يابد.
اهميت دوران بلوغ از ديدگاه اسلام
از نظر اسلام ، اين قسمت از زندگى انسان ، بسيار اهميت دارد(24). در اين دوران است كه بناى اساسى شخصيت فردى و اجتماعى جوان پايه ريزى مى شود. روش تربيتى اسلام بر اين امر تاءكيد دارد كه جوان اين دوران را با معرفت و پاكى سپرى كند، چرا كه :
در جوانى پاك بودن شيوه پيغمبرى است ورنه هر گبرى به پيرى مى شود پرهيزگار(25)
در اين دوران حساس ، جوان واقعا نمى داند چه كند و چه چيزى در وجود او دارد اتفاق مى افتد. تغييرات عمومى بدن و تاءثيرات روانى ، آن چنان سريع و همه جانبه است كه او را دچار تشويش و نگرانى مى كند و برخوردها و ارتباطهاى او را با اطرافيان و خانواده اش دچار مشكل مى سازد.
از اين رو در اين زمان است كه او شديدا نياز به محبت دارد و در پى يافتن يك نقطه اتكاى روانى و روحى است و دوست دارد، ديگران به شخصيتش ‍ احترام بگذارند و او را مورد توجه قرار داده و به حساب آورند. به همين مناسبت است كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) ضمن بيان مراحل تربيت ، هفت سال سوم زندگى مقدماتى انسان - كه همان دوران بلوغ و جوانى است (26) - والدين و مربيان را سفارش مى فرمايند كه ، در اين سنين به جوان به عنوان يك شخصيت بزرگسال بنگرند و به او اعتماد نموده و در كارها با وى مشورت كنند؛ در زندگى ، نظر او را دخالت داده و به او مسؤ وليت بدهند تا شخصيتش شكوفا گردد. جوان در اين مرحله خود را همرديف با ساير اعضاى خانواده مى پندارد و انتظار دارد كه از احترام متقابل ، برخوردار باشد؛ از اين رو پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: من به تمام شما مسلمانان ، توصيه مى كنم كه نسبت به جوانان با نيكى و نيكوكارى رفتار كنيد و به شخصيت آنان احترام بگذاريد(27).
در اسلام به جوان شخصيت داده شده و تاريخ اسلام ، گوياى اين مطلب است . پيامبر بزرگوار اسلام در آخرين لحظه هاى عمر خويش فرماندهى سپاه عظيمى را كه مى خواست به كشور روم اعزام كند، به عهده جوانى به نام ((اسامه بن زيد)) قرار مى دهد.
در گذشته ، بعضى از علماء بزرگ ما، دوران بلوغ و تكليف را براى نوجوانان خود جشن مى گرفتند و بزرگان را دعوت نموده و در مراسم باشكوهى از او به عنوان يك فرد بالغ نام برده و حضار مجلس به او تبريك مى گفتند؛ به او اين طور مى فهمانيدند كه اين مرحله از زندگى شما سرآغاز حيات با ارزش و جديدى است كه همانند ساير بزرگسالان رشد يافته ، مورد خطاب خداوند قرار مى گيرى و مسؤ وليت پيدا مى كنى و بايد خود تصميم بگيرى ؛ تو ديگر بزرگ شده اى ، در رفت و آمدها، در نشست و برخاستها و در ارتباط با ديگران بايد حريم و حدود الهى را رعايت كنى ... و بدين سان با او به عنوان يك شخصيت رشد يافته ، رفتار مى كردند. همين امر به پرورش و رشد روحى و روانى او كمك مى كرد و كم كم او را براى پذيرفتن وظايف پر مسؤ وليت زندگى آينده آماده مى ساخت .
سيد بن طاووس (يكى از بر جسته ترين علماى قرن ششم هجرى كه توفيق تشرف به خدمت حضرت ولى عصر (عج ) را داشته اند) درباره دوران بلوغ و تكليف فرزندش خطاب به وى چنين مى گويد: اگر من با مراحم و عناياتى كه خداوند، مرحمت فرموده ، زنده بمانم ، روز تشرف تو را به سن تكليف (بلوغ ) عيد قرار مى دهم و 150 دينار، صدقه خواهم داد.
اگر بلوغ تو فرا رسد با اين كار، قيام به خدمت حضرتش خواهم كرد، زيرا مال از اوست و من و تو بنده او هستيم . پس اى فرزندم محمد! به ياد عظمت مقام و كمال و بخشندگى حضرتش باش كه در اين هنگام به تو اهميت داده و فرشتگانش (28) را به سوى تو فرستاده تا اعمال عبادى را حفظ نمايند و در روز حساب ، گواه بر تو باشند.
پس در دوران بلوغ و رشد خود، حق آنان را ادا كن و طاعت الهى را به جاى آور! در اوقات زندگى خود با ايشان به خوبى و نيكى مصاحبت و همنشينى كن ، بطورى كه غير از خوبى و زيبايى از تو چيزى نبينند و نشنوند.
اگر گاهى غفلتى از تو سر زند و از ياد خدا غافل شوى ، فورا توبه كن و بدون تاءخير، در مقام جبران آن بر آى و صدقه بده ، كه صدقه ، آتش گناه را خاموش ‍ مى گرداند. و چون به سن و سالى كه خداوند جل جلاله تو را به كمال عقل مشرف فرمايد، برسى و صلاحيت و شايستگى سخن گفتن و روبه رو شدن (در نماز) با حضرتش را به تو عطا كند و شايستگى ورود به ساحت قدسى اش را به اطاعت و بندگى به تو مرحمت فرمايد، آن روز را در نظر بگير و تاريخ آن را يادداشت كن و آن را از بهترين و بزرگترين اعياد خود قرار بده و هر ساله در آن روز تجديد شكر خدا بنما و صدقه بده و بيش از پيش ‍ به طاعت خداوند بپرداز(29).
كشمكشهاى درونى و عوامل مهيج بيرونى
در انسان كششها و تمايلات مختلفى وجود دارد. خداوند اين كششها و تمايلات و غرائز طبيعى را براى هدف و مقصودى عالى در وجود بشر به وديعت نهاده است . جوان در اين مرحله از دوران زندگى خود، علاوه بر ميل به غذا و استراحت و غريزه جنسى ، مجهز به قوه عقلانى است . قوه تعقل و تفكر او در اين زمان از جهت آمادگى براى فعاليت به كمال خود مى رسد(30).
جوان نبايد به همه خواسته ها و تمايلاتى كه در ذهن و خاطره اش وارد مى شود، بلافاصله جامه عمل بپوشاند، بلكه بايد در كارها، پس از تفكر و انديشه كافى و بررسى همه جانبه آن ، عاقلانه تصميم بگيرد، زيرا نفس ‍ انسانى همواره از سويى در معرض دعوت به كارهاى خير و عقلانى و از سوى ديگر در معرض وسوسه به كارهاى شر و شهوانى قرار دارد(31). كسى در اين صحنه نبرد و مبارزه داخلى پيروز مى گردد كه جانب عقل را مراعات كند. در قرآن كريم تاءكيد فراوانى درباره انديشيدن در كارها و تعقل نمودن در امور، شده است (32).
با بروز تمايلات جنسى در اين دوران ، جوان بيشتر مورد هجوم وسوسه هاى شيطانى قرار مى گيرد و به همين جهت است كه تكليف پيدا مى كند؛ لذا پاك ماندن جوان در اين دوران ، ارزش فراوان دارد. در حديثى آمده است كه خداوند به جوان پرهيزگار مباهات مى كند و به ملائكه مى فرمايد: به بنده ام نظر كنيد كه شهوتش را به خاطر من ترك كرده است (33).
جوان در اين دوران با مسائل و حوادث گوناگونى رو به رو خواهد شد و براى بارور شدن شخصيتش در معرض آزمايشهاى فراوان الهى قرار خواهد گرفت ؛ در محيط زندگى او زمينه هاى بسيارى براى رشد و سعادت و يا سقوط و شقاوت پيش خواهد آمد.
او با افراد آلوده و بى بندوبار و منحرف ، مواجه خواهد شد و در معاشرتهاى روزانه ممكن است با پسران جوانى رو به رو گردد كه عفت اخلاقى و ضوابط شرعى را رعايت نمى كنند؛ لذا موقعيتى براى انحراف جوان فراهم مى شود... دختر جوان در اين هنگام بايد كاملا هوشيار باشد و قدر عفت و پاكى و سلامت روانى خود را بداند و دامن خود را آلوده نسازد و زمينه را براى نگاههاى آلوده جوانان بى بندوبار و هوسباز فراهم نكند، بلكه بايد خويشتن دارى كند.
دختر، مادام كه دختر است بايد رفتار دخترانه داشته باشد و در خانه و اجتماع با ظاهرى ساده و بدون آرايش و تزيين حاضر شود؛ اينك وقت تلاش و تحصيل شماست و زمانى كه بزرگ شديد و تشكيل خانواده داديد، آن وقت مطابق با اقتضاى زندگى خانوادگى بايد به خود بپردازيد و در خانه همانند يك زن ، زندگى كنيد.
بنابراين اولين قدم اساسى و عملى در كنترل خواسته ها و هواهاى نفسانى مراقبت از نگاه و بى بندوبارى است . قرآن همان طور كه مردان را از نگاه به زنان نهى مى كند، زنان را نيز از نگاه كردن و خيره شدن به مردان منع مى نمايد و صريحا هشدار مى دهد: به زنان مؤمن بگو كه چشمهاى خود را (از حرام ) و دامن خود را از آلودگى ، نگاه دارند(34).
نگاه در واقع ، مقدمه اشتغال فكر به عواقب و خاطرات مربوط به آن است ، زيرا پس از نگاه ، صحنه هاى مهيج در ذهن باقى مانده و احساسها و اراده انسان را تحت تسلط خود در مى آورد و انسان ، تابع شهوات خود مى گردد.
بايد دختر را از شركت در بعضى از برنامه هاى تفريحى يا ميهمانى هايى كه او را اجبارا به رفت و آمد و برخورد با نامحرمان وادار مى سازد، منع كرد، زيرا اين برخوردها اولين زمينه اختلال روحى و انحراف او را فراهم مى سازد.
عامل ديگرى كه نقش بسيار مؤ ثرى در تحريك ميل جنسى دارد، نيروهاى تخيل و فكر است . نيروى تخيل كه خداوند آن را براى بالندگى فكرى و آفرينندگى هنرى در وجود انسان به وديعت نهاده است ، در دوران جوانى ، ممكن است مورد سوء استفاده قرار گرفته و تحت تاءثير و تسلط غريزه جنسى و وسوسه هاى شيطانى ، درس و تحصيل را رها كرده و به دنبال ايجاد روابط ناسالم باشد. در بعضى موارد حتى نفوذ يك فكر و خيال هوس آلود، آن هم براى يك لحظه و مشغول شدن فكر به آن ، كافى است كه انسان را از حالت طبيعى خارج كرده و ميل جنسى او را تحريك نمايد؛ بنابراين بايد همان طور كه چشم خود را از نگاه هاى بى مورد و حرام باز مى داريم ، انديشه خيال خود را نيز از هرگونه تصور بى مورد و حرام نگه داريم و به محض خطور چنين فكرى ، خود را با فكر ديگرى مشغول سازيم و سعى كنيم فكر قبلى را كاملا فراموش نماييم (35).
بنابراين براى اين كه جوان از چنگال اين تمايلات و كششها رهايى يابد و عقل و منطق بر سرتاسر وجودش حاكم و فرمانروا باشد، لازم است كه با اجتناب و دورى از برخوردهاى نامشروع و زمينه هاى انحراف به عقل ميدان دهد و آن را با ايمان به خدا و انجام نيايش و عبادت ، تقويت كند تا بتواند در مقابل تمايلات درونى و كششهاى بيرونى ، خود را كنترل نمايد و تسليم چشم و گوش بسته آنها نشود.
ديدگاه واقع بينانه
بيدار شدن غريزه جنسى در نوجوان ، نبايد مورد سوء استفاده افكار و انديشه هاى غلط واقع شود و به آن به عنوان يك پديده زشت و آلوده و انحراف آميز نگاه شود.
همان طور كه گفته شد، بروز و ظهور ميل جنسى ، خود آيت و نشانه اى از طرف خداوند است كه به منظور بقاى نسل در وجود بشر نهاده شده و داراى هدف و مقصدى عالى و هماهنگ با كل نظام آفرينش ‍ است .
آشكار شدن غريزه جنسى در جوان و بالغ شدن وى به معناى اين نيست كه او از همه جهات - اخلاقى ، اجتماعى و اقتصادى - پا به مرحله بلوغ نهاده و آمادگيهاى لازم را براى ازدواج و تشكيل خانواده ، پيدا كرده است ، بلكه او بايد مدت زمان ديگرى را صبر كند تا از هر جهت ، پختگى مناسب را براى تشكيل زندگى مشترك زناشويى به دست آورد.
در واقع ظهور غريزه جنسى ، در سنين نوجوانى ، به منزله بشارتى است - در جهت رشد طبيعى فردى جوان - كه در آينده اى نه چندان دور، او مى تواند همانند هر انسان بزرگسالى تشكيل خانواده دهد.
جوان نبايد بيش از اين درباره غريزه جنسى و مسائل زندگى زناشويى ، جستجو و تحقيق كند، چرا كه پى گيرى بيش از حد و تخيل و انديشيدن بيش از اندازه در اين باره ، موجب انحراف فكرى ، اختلال روانى و از بين رفتن آرامش روحى و عدم توفيق در درس و تحصيل خواهد شد.
جوان بايد ارزش فرصتهاى دوران جوانى را بداند و با برنامه ريزى دقيق و حساب شده ، در طول زندگانى خود، حداكثر بهره بردارى را از آن بنمايد.
دانشمندان بزرگ ، بيشترين موفقيت خود را، مرهون بهره گيريهاى صحيح از دوران جوانى خود مى دانند و با مطالعه و كسب تجربه هاى فراوان و اندوختن دانشهاى بى شمار - در هنگام ميان سالى - از آنها نتايج پر بار علمى گرفته اند(36).
جوان بايد هوشيار باشد و در كارها و فعاليتهاى روزانه به عقل خود ميدان دهد و بر عواطف و احساسها و غرايز خود تسلط يابد تا بتواند مسائل را درست ارزيابى كند.
بايد ريشه تمايلات و خواسته هاى خود را بررسى نمايد؛ اگر موافق عقل و قوانين شرع بود آن را دنبال كند وگرنه از انجام آن كار، صرف نظر نمايد.
در اين مرحله از زندگى بايد بيش از پيش با خداى خود انس و الفت پيدا كند و در نيايشهاى خود از او يارى بخواهد، زيرا انسان در هيچ زمانى در طول دوران زندگانى خود، تا اين حد مورد توجه خداوند نيست .
ابتداى بلوغ ، نوجوان هنوز مرتكب گناه و معصيت نشده ، صفحه دلش پاك و بى آلايش است ؛ اگر هم خطايى مرتكب شود، توبه اش زود مورد قبول خداوند واقع خواهد شد. بيشتر توفيقات دانشمندان و علماى ارزشمند، بر اثر پاك زيستن در دوران جوانى است ؛ در اين دوران بوده كه رابطه خود را با خالق خويش ، مستحكم كرده و به مقامهاى عالى روحى نايل گرديده اند.
جنگ ايران و عراق حوادثى را پيش آورد كه عملا نشان داد، انسانها پاكى كه در عنفوان جوانى با عشقى سرشار و قلبى مملو از ايمان به خدا، در فعاليتهاى اجتماعى و مردمى خود، با دلى شاد و لبى خندان و تلاشى خستگى ناپذير، در صحنه هاى نبرد حق عليه باطل ، چگونه انجام وظيفه كرده و به كارهاى سازنده اى دست زدند و با درايت كامل به سوى كمال نهايى و قرب الهى پيش رفته و ره صد ساله را يك شبه طى نمودند.
اوقات فراغت
ايام جوانى به سرعت سپرى خواهد شد و ديگر بار باز نمى گردد.
جوان بايد طورى برنامه خويش را تنظيم نمايد كه از اوقات فراغت خود به نفع سازندگى روحى و روانى خويش بهره گيرد و براى تشكيل خانواده و تربيت فرزند در آينده ، آمادگى لازم را به دست آورد؛ بايد قدر فرصتها و ايام پر ارزش جوانى را بداند و آن را بيهوده هدر ندهد(37).
حضرت على (عليه السلام) مى فرمايد:
پيش از آن كه دوره پيرى ات فرا برسد از جوانى خود استفاده كن (38).
و نيز مى فرمايد: كسى كه وقت خود را به كسالت و بيهودگى صرف كند، به خوشبختى نمى رسد. جوان بايد در زندگى اش برنامه و نظم داشته باشد، اوقاتش چراگاه وسوسه هاى شيطانى نگردد.
او بايد از تفريح و ورزش براى سالم سازى بدن در جهت پرورش روح استفاده كند، زيرا تفريح سالم انسان را از ملالت كارهاى يكنواخت زندگى ، رهايى مى بخشد. حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند: فرح و شادمانى باعث وجد و نشاط روح مى شود(39).
متاءسفانه بعضى از جوانان ما نمى دانند چگونه از اوقات فراغت خود بهره جويند؛ گاهى در خلال ايام تعطيلى و فراغت ، مرتكب معصيت و گناه مى شوند و دست به كارهاى ناشايست مى زنند و در نتيجه ، موجبات كسالت و پشيمانى خود و ديگران را فراهم مى سازند(40). بنابراين جوان مى تواند قسمتى از فرصتهاى خود را پس از مطالعه دروس ، به ورزش و نيز فعاليتهاى فكرى و هنرى با دوستان خوب اختصاص دهد. موارد زير براى اوقات فراغت پيشنهاد مى گردد:
- از نرمش و حركات سبك به طور مرتب و روزانه و يا هفته اى يك بار از ورزشهاى نيمه سنگين استفاده نمايد. بايد در انجام آنها برنامه اى وجود داشته باشد و از فرصتها استفاده شايسته اى به عمل آيد.
- هر جوانى بايد استعدادهاى ذوقى خود را نيز شناسايى كند و پرداختن به خياطى ، طراحى و دوزندگى ، گلدوزى ، قالى بافى و مليله دوزى ، آشپزى و غيره كه مى توان پس از خستگى از مطالعه ، پاره اى از فرصتهاى مرده را كه معمولا بلا استفاده باقى مى ماند، اختصاص به اين قبيل امور تفننى داد و در عين حال از آن ، بهره جست .
پرداختن به امور ذوقى از اين جهت ، اهميت دارد كه اولا: بر توانايى انسان مى افزايد. ثانيا: سبب تلطيف روح او مى شود و زندگى را از حالت خشك و بى روح ، خارج ساخته و شخصيت انسان به صورت چند بعدى (نه يك بعدى ) رشد مى يابد.
- در مطالعه بايد علاوه بر كتب درسى به افزايش اطلاعات عمومى و فراگيرى قرائت قرآن و تجويد و زبانهاى خارجى و كتابهاى مفيد در زمينه هاى اعتقادى ، اخلاقى ، ادبى ، تاريخى و سياسى نيز توجه داشته و در زمينه هاى مختلف بر اطلاعات خود افزود تا وسعت ديد پيدا نمود.
- پاره اى از مهارتهاى فنى و عملى نيز در زندگى ، مورد نياز است و بهتر است در دوران جوانى با استفاده از اوقات فراغت به فراگيرى آنها پرداخت ، از قبيل : دوزندگى و برش پارچه و لباس و آشپزى و درست كردن غذا و شيرينى كه دختر جوان را براى زندگى آينده ، آماده مى سازد.
پس بايد در زندگى ، برنامه ريزى همه جانبه كرد و به پرورش استعدادهاى فكرى ، ذوقى ، هنرى ، علمى پرداخت تا ديدى واقع بينانه پيدا كرده و شخصيتى جامع به دست آورده و به كمال انسانى نزديك شود.
نظم در جوان
وجود نظم در زندگى جوان يكى از مسائل بسيار مهم بوده و موفقيت او در آينده تحصيلى ، مرهون رعايت كامل نظم و ترتيب در زندگى اش مى باشد؛ انسان در سايه نظم بهتر مى داند كه چگونه زندگى كند، چطور از اوقات فراغت خود به نحو شايسته اى بهره بردارى نمايد.

next page

fehrest page

back page