next page

fehrest page

back page

يك آمار سوئيسى نشان مى دهد كه در مدت پنج سال ، از 1926 تا 1930، از مردانى كه در تيمارستان بسترى شده اند، 5/22 درصد داراى بيمارى هاى روانى ناشى از الكل بوده و 6/7 درصد امراض روانى ديگر داشته اند كه تواءم با الكليسم بوده ، يعنى جمعا 1/30 درصد بيماران روانى را نوشابه هاى الكلى به تيمارستان كشانده است .))(641)
بعضى تصور مى كنند نوشابه هاى الكلى موقعى روى عقل و جسم اثر بد مى گذارد و به آدمى ضرر مى زند كه در مصرف آن زياده روى شود، و گرنه كسى كه به مقدار كم از آن استفاده مى كند، نه تنها زيان نمى بيند، بلكه ممكن است در مزاجش اثر مفيد بگذارد.
چنين پندار غلطى از نظر تعاليم دينى و تحقيقات علمى مطرود شناخته شده است . اولياى گرامى اسلام ، در قرون گذشته ، نوشابه هاى الكلى را به مقدار كم يا زياد صريحا تحريم كرده اند و دانشمندان امروز نيز عقيده دارند كه نوشابه هاى الكلى ، ولو به مقدار كم ، سبب اختلال در كار سلول هاى مغزى مى شود.
فقه الرضا عليه السلام عن رسول الله صلى الله عليه و آله قال : كل شراب يتغير العقل منع كثيره و قليله حرام .(642)
حضرت رضا عليه السلام از رسول اكرم (ص ) نقل كرده كه فرموده است : هر قسم مشروب الكلى كه از نوشيدنش عقل تغيير مى كند، زياد و كمش حرام است .
عن معاويه بن وهب عن ابى عبدالله عليه السلام قال قال رسول الله (ص ): كل مسكر حرام فما اسكر كثيره فقليله حرام . قال قلت فقليل الحرام يحله كثير الماء. فرد عليه بكفه مرتين لالا.(643)
امام صادق عليه السلام از رسول اكرم (ص ) حديث كرده است كه هر چيز مست كننده حرام است و چيزى كه زيادش مست مى كند، كمش نيز حرام است . راوى حديث سئوال كرد: آيا حرام كم را آب زياد حلال مى كند؟ حضرت دوباره كف دست خود را داد كه نه نه .
و عنه عليه السلام قال قال رسول الله (ص ): كل مسكر حرام قال قلت اصلحك الله كله حرام ؟ فقال نعم الجرعة منه حرام .(644)
و نيز از رسول اكرم (ص ) نقل كرده است كه فرمود: هر ماده سكرآور حرام است . راوى مى گويد پرسيدم به هر مقدار باشد ممنوع است ؟ فرمود: بلى ، نوشيدن يك جرعه آن هم حرام است .
((كاپلين ، روان پزشك معروف و شاگردانش ثابت كرده اند كه جذب الكل در خون ، ولو آن كه ميزان آن هر قدر ناچيز بوده باشد، درجه دقت و قدرت فهم و ادراك را ضعيف مى كند و در مقابل ، ترشحات انسانى زيادتر مى شود و همبستگى عضلات و اعصاب و اسكلت براى حركت عادى و جا به جا شدن دچار اختلال مى گردد.))(645)
((چندى پيش پزشكان متخصص از چهار گوشه جهان براى شركت در كنگره جهانى مبارزه با الكل و الكليسم ، در واشنگتن اجتماع كردند.
دكتر كنزلى ، كه سال هاى زيادى را به تحقيق در زمينه الكليسم گذرانده است ، در نخستين جلسه اين كنگره گفت : حتى مصرف كم الكل مى تواند ضايعات مغزى بسيارى را سبب شود. وقتى انسان از نوشيدن مقدار كمى الكل احساس لذت و شادمانى مى كند، نمى داند به نابودى سلولهاى مغزى خود كمك كرده است !
مردم خيال مى كنند مصرف الكل به ميزان كم نه تنها خطرى ندارد، بلكه شايد ضرورى نيز به نظر برسد. بعضى ها چنين مى پندارند كه اگر در مجالس لبى تر كنند، گرفتار اعتياد نمى شوند، يا الكل در آن ها ضايعات مغزى به وجود نمى آورد، در حالى كه تحقيقات وسيعى كه در اين زمينه شده است ، نشان مى دهد كه مشروبات الكلى ، حتى به ميزان بسيار كم ، سبب اختلال در كار سلول هاى مغزى مى شود.
دكتر پنينگتون نيز كه گزارشى در چهار صفحه به كنگره ارائه داد، عقيده دارد الكل بى شك از خطرناك ترين دشمنان بشر است و آنهايى هم كه به خيال خود گاه و بى گاه كمى مشروب مى نوشند، در معرض خطرات ناشى از وجود اين دشمن قرار دارند.))(646)
يكى ديگر از زيان هاى بزرگ مشروبات الكلى ، كه از نظر دينى و علمى ثابت و محقق است ، عيوب و نقايص موروثى است ، كه از افراد الكليست به فرزندانشان منتقل مى شود. فرزند شخص الكلى تنبل و كودن و عصبانى است و پيوسته در معرض بيمارى هاى گوناگون قرار دارد و اگر نطفه در حين مستى والدين يا يكى از آنها منعقد شود، عوارض عصبى و روانى سخت ترى دامنگير فرزند خواهد بود.
دكتر كارل مى گويد:
((مستى زن يا شوهر در لحظه آميزش ، جنايت واقعى است ، زيرا كودكانى كه در اين شرايط به وجود مى آيند اغلب از عوارض ‍ عصبى يا روانى درمان ناپذير رنج مى برند.))(647)
اولياى گرامى اسلام براى آن كه جامعه را از خطر مواليد معلول و ناقص الخلقه مصون نگاه دارند، به پيروان خود اكيدا توصيه كرده اند كه با شارب الخمر ازدواج نكنند و دختران پاك خود را به همسرى افراد الكليست در نياورند.
قال ابو عبدالله عليه السلام : من زوج كريمته من شارب الخمر فقد قطع رحمها.(648)
امام صادق عليه السلام فرموده : هر كس دختر خود را به شرابخوار بدهد، با اين عمل رحميت او را قطع كرده است .
عن النبى صلى الله عليه و آله : من زوج كريمته من شارب الخمر فكانما ساقها الى الزنا.(649)
رسول اكرم (ص ) فرموده است : هر كس دختر خود را به همسرى شارب الخمر در آورد، مانند آن است وى را به راه زنا و بى عفتى سوق داده باشد.
عن الصادق عليه السلام : ايما امراءة اطاعت زوجها و هو شارب الخمر كان لها من الخطايا بعدد نجوم السماء و كل مولود يلد منه فهو نجس .(650)
هر زنى به آميختن با شوهر شرابخوار خود تن در دهد، به عدد ستارگان آسمان خطا كرده و فرزندى كه از آن آميزش توليد مى شود، پليد و ناپاك است .
((پروفسور آرندل در مقاله اى كه تحت عنوان الكليسم و كودكان در مجله پزشكى نانت منتشر كرد، نوشت : مرگ كودكان الكليك بيش از مجموع مرگ و مير كودكان سيفليسى و مسلول است . به طور كلى كودكان الكليك در برابر بيمارى هاى عفونى مقاومت ندارند. كودكان شيرخوار به ورم معده و امعاء مبتلا هستند. كودكان بزرگ تر در معرض حملات تب هاى گوناگون مى باشند.
اطفال كه از پدران الكليك به وجود آمده و زنده بمانند، غالبا ضعيف ، عليل و مبتلا به تشنجات شديد بوده و قدرت دفاعى آنها در مبارزه با مشكلات حيات ، ناچيز و در برابر عفونت هاى مختلف بسيار حساس خواهند بود. نقص بدنى ، مانند عدم تقارن صورت ، انحراف ستون فقرات ، كر و لالى ، كودك نمايى و عوارض ناشى از نارسايى غده تيروئيد و همچنين ضايعات دماغى ، مانند عقب ماندگى ، بلاهت ، عدم رشد، تصلب مغزى ، داء الرقص ، ماليخوليا، ديوانگى هاى حاد، هيسترى و غيره در آنان فراوان ديده مى شود.))(651)
عوارض زيان بخش مشروبات الكلى منحصر به ضايعات سلولى مغزهاى افراد الكليست يا عيوب و نقايص موروثى فرزندانشان نيست ، بلكه اين سم خانمانسوز، روى اندام افراد الكليك نيز اثر بد مى گذارد و آنان را به عوارض جسمى خطرناكى مبتلا مى سازد.
عن الرضا عليه السلام : الخمر تورث انفساد القلب و يسود الاسنان و يبخر الفم .(652)
حضرت رضا عليه السلام فرموده است : شراب باعث عوارض قلبى است و در آن ضايعاتى به وجود مى آورد. شراب دندان ها را سياه و دهان را متعفن و بدبو مى كند.
و عنه عليه السلام :... و هو يورث مع ذلك الداء الدفين .(653)
و نيز فرموده است : مشروبات الكلى علاوه بر تمام زيان ها، باعث ايجاد بيمارى هاى نهانى در اعضاى داخلى بدن است .
((الكل سريعا و بدون آن كه تغيير ماهيت دهد، به همان شكل خالص وارد خون مى شود. بنابراين دستگاه گردش خون ، يعنى قلب و عروق ، كه معبر اين سم قرار مى گيرند، در معرض آسيب آن خواهند بود.
در بيشتر حالات ، قلب را زرهى از چربى مى پوشاند كه كاملا مزاحم كار كردن آن است . زيرا بدين ترتيب ، انقباض و انبساط نمى تواند به سهولت انجام گيرد و بطن چپ قلب ، ديگر نخواهد توانست به آسانى و با نيروى كافى خون ها را به داخل شريان براند. وقتى كار بدين جا كشيد، خفقان و تنگ نفس هاى شديد پديد آمده و انجام هر كار فعالى دشوار مى شود. اتساع قلب و بزرگ شدن آن با بى كفايتى كامل طپش دائمى ، خفقان هاى شبانه و سكته قلبى گريبانگير مى شود.))(654)
((هيچ عنصرى از بدن نيست كه به آفت الكل دچار نشود. الكل به كليه اعضا آسيب رسانده و همه را از پاى در مى آورد. آن كه دست به مشروب مى زند تا عمرى به خوشى و مستى بگذراند و خود را مصنوعا شاد سازد، بايد بداند كه چون معتاد شد، ديگر خوشى به سراغ او نخواهد آمد.
الكل مخاط زبان را خراب كرده و حس ذائقه را از بين مى برد. به علاوه ، بر اثر خرابى كبد، زبان هميشه به رنگ سرخ و داراى باره اى كثيف خواهد بود. كمتر معتاد الكلى است كه از معده خود شكايتى نداشته باشد و به سوء هاضمه ، تشنج معده ، شكم درد و استفراغ صبحگاهان دچار نباشد.))(655)
يكى از اعمال مهم كبد، تجزيه و خنثى كردن سمومى است كه به داخل آن راه پيدا مى كند. متاسفانه كبد روى سم الكل اثرى ندارد، بر عكس اين ماده سمى قدرت تحريكى خود را روى كبد نيز اعمال مى نمايد.
كبد براى مقابله با اين تحريك و به منظور اين كه سم الكل نتواند به سلول هاى اصلى آن ، كه در واقع هر يك لابراتوار كوچكى مى باشد، برسد، بر ضخامت بافته اى كه اطراف سلول هاى مزبور قرار دارد، مى افزايد و اگر اين وضع ادامه يابد، كبد سفت و سخت مى شود و سلول ها در حجراتى مستحكم محبوس خواهند شد. در اين هنگام است كه مى گويند كبد تشمع يافته و مبتلاى بدان محكوم به مرگ خواهد بود.))(656)
نوشابه هاى الكلى نه تنها روى افراد يك مملكت اثر بد مى گذارد و اشخاص را عليل و ناتوان مى سازد و مقاومت مزاجشان را در برابر هجوم بيمارى ها تضعيف مى كند، بلكه اين سم خانمانسوز به شخصيت ملت ها نيز آسيب مى رساند. آنان را پست و زبون مى نمايد. نيروى مقاومت ملى و دفاع اجتماعى را در وجودشان تضعيف مى كند و در نتيجه موقع هجوم دشمن خيلى زود از پاى در مى آيند.
((فرانسه نيمى از محصول شراب اروپا را توليد مى كند و اروپا نيمى از محصول شراب دنيا را. با اين حال فرانسه آن چه را توليد مى كند براى مصرفش كافى نيست . به عبارت ديگر، يك چهارم محصول شراب دنيا در فرانسه تهيه مى شود و اين مقدار شراب براى فرانسوى ها، كه يك شصتم جمعيت دنيا را تشكيل مى دهند، كافى نيست . اگر بگوييم يكى از علل عمده سقوط سريع فرانسه در جنگ دوم جهانى ، افراط آن ملت در استعمال نوشابه هاى الكلى بوده است ، سخنى به گزاف نگفته ايم . به سال 1945، كه نيروى اشغالگران به كمك متفقين از سرزمين فرانسه رانده شد و آن كشور آزاد گرديد، فورا بزرگان و علماى قوم به تحقيق برخاستند تا علت اين شكست فاحش را بيابند. يكى از علل بزرگ و موجبات بدبختى فرانسويان ، الكليسم و عادت به ميگسارى تشخيص داده شد. در اين باره دكتر هوير و دكتر دوشن مى نويسند: مبالغه نخواهد بود اگر بگوييم اشاعه الكليسم در ارتش و مردمان غير نظامى ، از علل مستقيم و موجبات عمده شكست ما مى باشد.
دكتر سيكاردو پلوزل ، تحت عنوان الكليسم از گذرگاه اجتماعى ، مى نويسد: الكليسم يكى از مهم ترين علل مصيبت ماست . وى اعلاميه اى را كه تحت عنوان تاءثير الكليسم در شكست سال 1940 به آكادمى پزشكى پاريس تسليم نمود، به اين عبارت خاتمه داد. به طور خلاصه ، الكليسم نه فقط به واسطه نوشابه هاى تقطير شده ، بلكه به خصوص به واسطه شراب ، در بين ساير عوامل ، يكى از علل شكست 1940 مى باشد.
روى اين اعلاميه ، كميسيون الكليسم آكادمى پزشكى فرانسه نيز به اتفاق آرا قطعنامه اى به اين مضمون تصويب كرد:
بين عوامل متعددى كه در شكست فرانسه به سال 1940 مؤ ثر بوده اند، الكليسم مزمن و حاد، بر اثر نوشابه هاى تقطير شده و شراب ، نقشى بازى كرده كه آكادمى وظيفه دار است آن را اعلام كند.
آرى ، آن زمان كه ملت آلمان شب و روز كار مى كرد، جوانان آلمانى تعليمات نظامى مى ديدند و ارتش آلمان تجهيز مى شد، ملت فرانسه شب و روز در ميگسارى به سر مى برد و ديد آن چه را كه انتظار نداشت .))(657)
گر چه دنياى امروز بر اثر تحقيقات علمى و پيشرفت هاى تجربى به زيان هاى گوناگون مشروبات الكلى واقف گشته و به مقدار قابل ملاحظه اى از نتايج خطرناك آن آگاه شده است ، ولى با كمال تاءسف مشاهده مى شود كه هواى نفس بر جهان بشر حاكم است و به رغم عقل و مصلحت ، تمام كشورهاى پيشرفته و در حال رشد، كم و بيش ، به اين سم مهلك آلوده هستند و هم اكنون ميگسارى يكى از وسايل تفريح و سرگرمى بسيارى از مردم جهان در ساعات فراغت و بيكارى است . جالب آن كه مردم بعضى از كشورهاى متمدن مانند اعراب وحشى دوره جاهليت ، به ميگسارى و شرابخوارى مباهات مى كنند و آن را نشانه برترى و مردانگى مى پندارند.
((بسيار دشوار است كه به كارگر فرانسوى فهمانده شود كه الكل براى كار او ضرورت ندارد. الكل نشانه ادب و مردانگى نيست . فرزند كارگر فرانسوى تا لب به مى نزند در خود احساس حقارت مى كند و نوشيدن شراب را دليل بزرگى و مردانگى خود مى پندارد. همسر كارگر، ظاهرا اگر نزد ديگرى از ميگسارى شوهرش گله گذارى مى كند، باطنا او را مى ستايد و در خود احساس غرور مى كند. اين است طرز فكر و روحيه آن ملت .))(658)
خلاصه آن كه شرب خمر يكى از تفريحات مضر و زيان بخش و از گناهان كبيره است . اولياى گرامى اسلام ، شارب الخمر را مستحق كيفرهاى دنيوى و اخروى دانسته و از وى بيزارى و برائت جسته اند، مگر آن كه از عمل خود توبه كند و از راهى كه رفته است باز گردد.
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : لا ينال شفاعتى من شرب المسكر و لا يرد على الحوض لا و الله .(659)
رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرموده است : به خدا قسم شرابخوار در قيامت به شفاعت من نايل نمى شود و در كنار كوثر به من وارد نخواهد شد.
عن ابى عبدالله عليه السلام قال : شارب المسكر لا عصمه بيننا و بينه .(660)
امام صادق عليه السلام فرموده : شارب الخمر از مصونيت هاى وابسته به ما بى بهره است و از وى برى و بيزاريم .
جوانان اگر خواهان سعادت مادى و معنوى هستند و به سلامت عقل و جسم خود علاقه دارند، بايد به پيروى از تعاليم عالى اسلام از اين تفريح و سرگرمى خطرناك چشم پوشند و خويشتن را در ساعات فراغت با آن سم جانكاه مسموم ننمايند و براى جلب لذت و كاميابى زودگذر، جوانى خود را تباه نسازند.
شنيدم كه ساقى به ميخواره گفت
اگر راست خواهى فرح در شراب است
شنيد اين سخن مرد دهقان و گفت
غلط كرد ساقى فرح در شباب است
لازم است جوانان بدانند كه اسلام نه تنها شرب خمر را بر مسلمين تحريم نموده ، بلكه شركت آنان را در مجالس شرابخوارى دگران نيز اجازه نداده است . زيرا مشاهده ميگسارى دگران مى تواند طبع متجاوز را تحريك كند و آدمى را به گناه شرب خمر وادار سازد.
ز دست ديده و دل هر دو فرياد
كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
يكى از افسران ارتش منصور دوانيقى ، به مناسبت ختنه فرزند خود مجلس ضيافتى در حيره تشكيل داد و جمعى از رجال و معاريف را به آن مهمانى دعوت كرد. امام صادق عليه السلام نيز از مدعوين آن مجلس بود. موقعى كه مهمانها كنار سفره مشغول صرف غذا بودند، يكى از مدعوين آب طلبيد. پيشخدمت به جاى آب ، كاسه شرابى آورد. همين كه ظرف شراب را به دست مهمان داد، امام صادق عليه السلام از جا برخاست و سفره را ترك گفت . صاحب منزل علت حركت آن حضرت را پرسيد. در جواب فرمود:
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : ملعون من جلس على مائده يشرب عليها الخمر.(661)
رسول اكرم (ص ) فرمود: مطرود از رحمت حق است كسى كه در كنار سفره اى بنشيند كه در آن شرب خمر مى شود.
قمار نيز علاوه بر زيان هاى مشتركى كه با شراب دارد و بدان اشاره رفت ، خود داراى زيان اختصاصى است . قمار باز بر اثر شكست در قمار، وضع غير عادى به خود مى گيرد و دچار هيجان شديد روحى مى شود و براى آن كه شكست خويش را جبران نمايد، از خواب و استراحت چشم مى پوشد، كار روزانه خود را ترك مى گويد و همچنان به بازى ادامه مى دهد تا مگر بر حريف خود غلبه كند و ضمير ناراحت و طوفانى خويش را آرام نمايد و اگر باز هم با شكست مواجه گردد و در نتيجه تمام هستى خود را ببازد، دست بر نمى دارد و به اميد پيروزى ممكن است سرمايه هاى شرافت خود را در ميان بگذارد و ديوانه وار آن ها را در معرض بازى قمار قرار دهد.
در عصر جاهليت ، قمار بازى به صورت هاى مختلف در بين مردم رايج بود، بازيكنان ، در آغاز با اموال خود برد و باخت مى كردند و موقعى كه يكى از طرفين بازى ، تمام اموال نقدى و جنسى خود را مى باخت ، زن خود را در معرض قمار مى گذارد و اگر او را نيز مى باخت ، زن موظف بود خانه شوهر را ترك گويد و خود را در اختيار برنده قمار قرار دهد.
عن ابى عبدالله عليه السلام قال : كانت قريش تقامر الرجل باهله و ماله فنهاهم الله عزوجل عن ذلك .(662)
امام صادق عليه السلام فرمود: قريش مال خود و زن خود را در معرض برد و باخت قرار مى داد و قمار مى زد. خداوند اين عمل ناروا را تحريم نمود و آنان را از اين كار برحذر داشت .
بدبختانه ، اين نادانى به عرب قبل از اسلام اختصاص ندارد. چه بسا مردمى كه بر اثر شكست در قمار به هيجان آمده اند و براى جبران شكست ، زن خود يا شرافت خويش را در معرض بازى قرار داده و سرانجام آن ها را نيز باخته اند.
((مكزيكو، خبرگزارى فرانسه ، 25 نوامبر، ريكاردو لموس ، يكى از اعضاى اركستر جاز تلويزيون مكزيك ، كه علاقه زيادى به بازى پوكر داشت ، ديشب در منزل خود يك مجلس قمار تشكيل داد و پس از آن كه تمام موجودى خود را به رفقا باخت ، تصميم گرفت بر سر تنها چيزى كه برايش باقى مانده بود، بازى را ادامه دهد و آن هم زنش بود.
متاءسفانه در آخر بازى زنش را نيز باخت و چون همسرش در مقابل اصرار وى حاضر نشد خود را به برنده بازى تسليم كند، آن قدر او را زد تا از حال رفت . اكنون زن بدبخت در بيمارستان بسترى است و اميدى به بهبود او نيست .))(663)
((تاسيت ، مؤ لف رومى ، از عشق آلمان ها به قمار نقل مى كند كه آنان حتى آزادى خود را قمار مى كردند و اگر مى باختند در اسارت برنده در مى آمدند.))(664)
به صريح قرآن شريف و روايات اسلامى ، آيين مقدس اسلام در چهارده قرن قبل ، تمام اقسام قمار را بر مسلمين تحريم كرده است . به علاوه ، درآمدى كه از راه برد و باخت به دست مى آيد غير قانونى شناخته و پيروان خود را از تصرف در آن اموال برحذر داشته است .
عن الرضا عليه السلام قال : ان الله تبارك و تعالى نهى عن جميع القمار و امر العباد بالاجتناب منها و سماها رجسا فقال رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه .(665)
حضرت رضا عليه السلام فرمود: خداوند تمام اقسام قمار را تحريم كرده و به مردم فرمان داده است كه از آن اجتناب نمايند. خداوند قمار را پليدى خوانده و آن را عمل شيطانى دانسته و مردم را از آن برحذر داشته است .(666)
قال ابو عبدالله عليه السلام فى قول الله عزوجل : و لا تاءكلوا اموالكم بينكم بالباطل قال ذلك القمار.(667)
در قرآن شريف آمده است كه اموال يكديگر را به باطل و به طور غير مشروع تصرف نكنيد. امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه فرموده است : مقصود مالى است كه از مجراى قمار به دست مى آيد.
فريد وجدى مى گويد:
((در قرن 16، قمار، در سراسر اروپا بين عموم مردم شايع بود و قمارخانه هاى بزرگى وجود داشت . تنها در پاريس 37 قمارخانه مهم در دسترس قماربازان بود. اين وضع تا مدتى پس از انقلاب كبير فرانسه همچنان ادامه داشت . سپس مؤ سسات قمار بازى به 9 قمارخانه تقليل داده شد و مقرر گرديد كه اجازه تاءسيس قمارخانه جديد تنها به كسانى داده شود كه ماليات بسيار سنگينى به پليس ‍ مخفى فرانسه پرداخت نمايند.
در سال 1837 حكومت فرانسه صدور اجازه تاءسيس قمارخانه را با پرداخت ماليات مقرر نيز ممنوع كرد و در اين موقع 7 قمارخانه عمومى در پاريس و چهار قمارخانه خصوصى در كاخ حكومت وجود داشت كه يكى از آن چهار قمارخانه مختص بانوان بود.
در انگلستان ، در سال 1853، قمار ممنوع شد، ولى پس از منع قانونى ، 18 قمارخانه براى قمار بازى اعيان داير بود. آمريكا در سال 1855 و پروس در سال 1854 و آلمان در سال 1882 قمار را تحريم كردند. آيين اسلام ، قرن ها پيش از تمام اين كشورهاى متمدن قمار را تحريم نموده است .))(668)
بدبختانه در دنياى امروز بازى قمار به عنوان يكى از تفريحات مطبوع و دلپذير به حساب آمده و مردم بسيارى از ساعات فراغت خود را با سرگرمى برد و باخت مى گذرانند. بعضى به اين كار ناپسند چنان معتاد شده اند كه قسمت مهمى از عمرشان در قماربازى طى مى شود و همواره از زيان هاى روحى و عصبى و اخلاقى و مالى آن رنج مى برند.
جوانان عاقل و باهوش هرگز پيرامون قمار بازى نمى گردند و ساعات فراغت خود را در اين سرگرمى مضر و زيان بخش مصروف نمى دارند و افكار و اعصاب خود را فرسوده نمى كنند و موجبات تيره روزى و بدبختى خويش را فراهم نمى سازند.
جوانان با ايمان و مال انديش ، به پيروى از تعاليم آسمانى اسلام ، نه تنها قمار نمى زنند و خود را به اين گناه بزرگ آلوده نمى كنند، بلكه در مجلس قمار نيز شركت نمى نمايند و بى جهت باعث بدنامى و احيانا انحراف خود نمى شوند.
خيال باخت جوان را كند به صورت پير
كه چون در آينه بيند شود ز خويش برى
قمار برد ندارد چنان كه از اول
قمار بازى گفتند نى قمار برى
قمار باز چو دندان كشيده اى ماند
كه درد مى كشد و مى كند مديحه گرى
خلاصه سرمد اگر باخت بينوا گردد
وگر كه برد شود كاسبى اش مفتخورى
يكى ديگر از تفريحات مضر و زيان بخش ، كه بدبختانه در بسيارى از ممالك جهان مخصوصا كشورهاى پيشرفته غرب نفوذ كرده و نسل جوان را آلوده نموده و پيوسته با سرعت رو به افزايش مى رود، استفاده از مواد مخدر و نشاطانگيز است .
بشر به طور طبيعى مايل به جلب لذايذ و مشتهيات نفسانى است . كوشش مى كند تا هر چه بيشتر موجبات كامرانى و خشنودى خويش ‍ را فراهم آورد و در زندگى از لذايذ زيادترى برخوردار گردد. مواد مخدر، كه خود يكى از نيرومندترين وسايل كاميابى و لذت است و مى تواند جوابگوى اين تمايل طبيعى باشد، قهرا مورد علاقه لذت طلبان قرار مى گيرد و با آغوش باز از آن استقبال مى كنند، غافل از آن كه اين مواد لذت بخش و نشاط آور، عوارض بسيار خطرناكى در پى دارد و زيان هاى غير قابل جبرانى به بار مى آورد. انسان عاقل هرگز براى نيل به يك لذت كوتاه مدت و زودگذر، خويشتن را گرفتار مصيبت بزرگ و درد پايدار نمى نمايد.
قال على عليه السلام : لا يقوم حلاوة اللذه بمراره الآفات .(669)
على عليه السلام فرموده است : شيرينى لذت زيان بخش به تلخى آفات و عوارض دردناك آن نمى ارزد.
پيشرفت علوم و بسط صنايع ماشينى در تمام شئون زندگى مردم اثر گذارد و اوضاع جوامع انسانى را به كلى دگرگون ساخت . بشر در پرتو علم ، به اسرار نهفته خلقت پى برد و از خاصيت بسايط طبيعى و تركيبات شيميايى آگاه شد و هزارها پديده صنعتى و مواد مصنوعى در اختيار بشر گذارد و موجبات بهزيستى و رفاه مردم را فراهم آورد. ولى به موازات عرضه پديده هاى مفيد و سودبخش ، پديده هاى مضر و زيان بارى را نيز به جوامع بشرى عرضه كرد و مفاسد گوناگون به بار آورد. هروئين و مارى جوانا و ال . اس . دى و ديگر مواد مخدر، ارمغان تمدن جديد و از پديده هاى مضر اين تمدن است .
چه بسيار جوانانى كه بر اثر اعتياد به مواد مخدر، شخصيت انسانى و فضايل اخلاقى خود را از دست دادند. زبون و فرومايه شدند. به دزدى و جنايت آلوده گشتند و سرانجام با سيه روزى و بدبختى جان سپردند.

next page

fehrest page

back page