next page

fehrest page

back page

همان طور كه قرآن كريم وعده داده ، روزى خواهد آمد كه بشر خود را بشناسد و به دقايق آيات انفسى نيز پى ببرد و بين ماده و معنى تعادل و موازنه برقرار شود، البته در آن روز حق و فضيلت آشكار مى گردد و بشر در ظل ايمان ، زندگى انسانى دست مى يابد و در كمال آسايش و آرامش امرار حيات مى كند. ولى در دوره كنونى كه تمام توجه معطوف به امور مادى است و جنبه هاى معنوى عملا به دست فراموشى سپرده شده است ، بشر راه پستى و انحطاط اخلاقى را مى پيمايد و پيوسته بر مقدار جرايم و جنايات خويش ‍ مى افزايد و در نگرانى و فشار روحى زندگى مى كند.
و من اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا.(616)
آن كس كه از ياد خدا روى گرداند، زندگى اش در مضيقه و تنگى مى گذرد و همواره با فشارهاى مادى و معنوى مواجه است .
((با وجود حكومت مقتدر ماده و ماشين بر انسان و استفاده هاى سرشار از آن ، بشر فرسنگ ها از سعادت دور است و مهجور. انسان معاصر با تكيه بر علوم مادى ، كيهان پيمايى مى كند، ولى از دنياى درون خود بى خبر است و توجهى به آن ندارد، يا بهتر بگوييم ، فرصت توجه بدان را ندارد.
انسان معاصر، بر اثر ماشينيسم ، از نظر مادى مراحل ترقى را پيموده ، اما متاسفانه ، همين انسان آمر يا عامل يا شاهد است كه در گوشه و كنار جهان با ماشين هاى مخرب جنگى انسان ها كشته مى شوند، از گرسنگى مى ميرند، هنوز زور بر حق مى چربد و اغلب به صورت پنهان و آشكار قانون جنگل در ميان انسان ها حكمفرماست .
از نظر فردى نيز دلهره و ترس و عدم امنيت انسان را بيچاره كرده است . سرعت ماشينيسم ، فرصت درون نگرى و خودشناسى را از انسان گرفته است . انسان ديگر انسان نيست . ماشينى است كه به طور يكنواخت كار مى كند و براى امكان كار، مى خورد و مى خوابد و براى اين كه چنين دور و تسلسل جهنمى ادامه يابد، توليد نسل مى كند كه انسان ها همچو ماشين ها بيايند و بروند و كار كنند و بميرند. اين تسلسل است كه هر روز بيشتر انسان را از سعادت و رضايت و خودشناسى و ديگر دوستى و يكتاپرستى دور مى دارد، زيرا به معنى توجهى ندارد.
انسان معاصر، بر اثر ماشينيسم ، در نوسان بين اوج مادى و حضيض معنوى به سرگيجه دچار است ، هوش و انديشه و عواطف وى دچار ركود و خمودى شده است . فقط حس و حركت است كه به فعاليت ادامه مى دهد. حيوان نيز چنين است . پس آيا انسان معاصر حيوانى بيش نيست ؟))(617)
در اين دنياى تيره و تاريك ، كه خوددوستى و مادى گرى بر آن حاكم است ، جوانان مسلمان بايد از تعاليم آسمانى اسلام به شايستگى استفاده كنند و با به كار بستن برنامه هاى آن ، خودشناس و خداشناس ، دگر دوست و خدمتگزار مردم و خلاصه انسان واقعى باشند و بدين وسيله خويش را سعادتمند و خوشبخت سازند.
جوانان مسلمان براى جلب رضاى الهى و نيل به مقام شامخ انسانى موظف اند قسمتى از اوقات فراغت خود را به احياى جنبه هاى معنوى و جلب لذايذ روحانى اختصاص دهند و با ستايش و پرستش پروردگار، با اقامه حق و فضيلت و با محبت به مردم و خدمت به انسان ها، خود را از حضيض حيوانيت و پستى هاى آن برهانند و موجبات تعالى و تكامل خويش را فراهم آورند.
خلاصه ، جوانان بايد بدانند كه ايام شباب يكى از نعمت هاى بزرگ خداوند و از بهترين فرصت هاى زندگى براى تخلق به مكارم اخلاقى و احياى جنبه هاى انسانى است . آنان موظف اند از اين نعمت زودگذر قدردانى كنند و در اوقات فراغت ، شخصيت روحانى و معنوى خويش را پرورش دهند و خود را انسان واقعى بسازند.
قال على عليه السلام : احسنوا صحبة النعم قبل فراقها فانها تزول و تشهد على صاحبها بما عمل فيها.(618)
على عليه السلام فرموده است : از نعمت هايى كه در اختيار داريد، خوب استفاده كنيد، پيش از آن كه شما را ترك گويند. چه آن كه نعمت هاى زودگذر از كف مى روند و شهادت مى دهند كه صاحبشان با آنها چگونه رفتار نموده است .
30. جوان و تفريحات زيان بخش
قال الله العظيم فى كتابه : ((يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما))(619)
يكى از تمايلات غريزى بشر كه بايد حتما تحت مراقبت كامل و رهبرى صحيح قرار گيرد و طبق برنامه هاى منظم و هدايت مربيان شايسته ، در جاى خود با اندازه گيرى ارضا شود، تمايل به تفريح است .
بشر، به كشش طبيعى براى رفع خستگى اعمال روزانه و رهايى از آداب و رسوم اجتماعى ، به پناه تفريح و تفرج مى رود و اوقات فراغت خود را با كارهاى مسرت بخش و فرح انگيز مى گذراند، تا موقتا از قيد و بندهاى عادى آزاد گردد و چند ساعتى بدون احساس ‍ مسؤ وليت ، سرگرم نشاط و شادمانى باشد.
كسى كه در اين مواقع حساس ، به دلخواه خود دنبال كامجويى و لذت طلبى مى رود و در راه ارضاى غريزه تفريح ، بى قيد و شرط از هواى نفس خويش پيروى مى نمايد، سرانجام به عوارض نامطلوب مواجه گشته و احيانا به مصائب و آلام غير قابل جبران دچار خواهد شد.
قال على عليه السلام : من فعل ما شاء لقى ما ساء.(620)
على عليه السلام فرموده است : هر آن كس كه در كارها به صلاح و فساد توجه نمى كند و تنها بر طبق ميل نفسانى و خواهش دل عمل مى نمايد، در نتيجه ، با بدى ها و ناملايمات رو به رو خواهد شد.
بدبختانه ، در قرون گذشته ، مردم بسيارى در كارهاى تفريحى به راه خطا رفتند و بر اثر نداشتن مربى لايق يا بى اعتنايى به برنامه هاى صحيح تربيتى ، از مسير خير و مصلحت منحرف شدند. اينان به منظور كامرانى و جلب لذت زودگذر، از خواهش دل پيروى كردند و به نام خوشگذرانى ، در ساعات فراغت به پاره اى از سرگرمى هاى بد و خطرناك دست زدند و خويشتن را به عادات مضر معتاد ساختند و موجبات تيره روزى و بدبختى خود را فراهم آوردند.
اين سوء تشخيص ، نه تنها در ادوار گذشته معمول بوده و مصائبى به بار آورده است ، بلكه در دنياى كنونى صنعت و ماشين نيز همان روش هاى ناپسند با شدت بيشتر و تنوع زيادتر ادامه دارد و كم و بيش مردم جهان ، عموما، و نسل جوان ، خصوصا، از عوارض شوم آن عادات مضر و خانمان بر باد ده رنج مى برند.
قال النبى صلى الله عليه و آله : خلتان كثير من الناس فيهما مفتون الصحة و الفراغ .(621)
رسول اكرم (ص ) فرموده است : بيشتر مردم درباره دو خصلت دچار گمراهى و ضلالت هستند. يكى در مورد سلامت و صحت و آن ديگر در امر فراغت و بيكارى .
بشر در موقعى كه سالم است ، به خطر بيمارى فكر نمى كند و با افراط در غذا و زياده روى در پاره اى از اعمال ، از مسير بهداشت منحرف مى شود و سلامت خود را از دست مى دهد. همچنين در اوقات فراغت ، به عنوان تفريح و شادكامى ، به كارهاى خلاف مصلحت دست مى زند و براى نيل به لذايذ بيشتر، خود را تيره روز و بدبخت مى نمايد.
براى آن كه جوانان از عوارض شوم تفريحات مضر مصون بمانند و در ساعات فراغت ، خويشتن را به پليدى ها آلوده نكنند، لازم است دو نكته را همواره مورد توجه جدى خويش قرار دهند و با تصميم قاطع آنها را به كار بندند.
اول ، خود را از اسارت تقليد دگران آزاد سازند و با واقع بينى و به كمك تعاليم دينى و راهنمايى هاى علمى ، سرگرمى هاى خوب و بد را به درستى تشخيص دهند و كوركورانه تحت تاءثير آداب غلط و عادات ناپسند محيط خود يا اوضاع و احوال جهان خويش قرار نگيرند و مانند مردمى نباشند كه قرآن شريف درباره آنان فرموده است :
و اذا فعلوا فاحشة قالوا وجدنا عليها آباءنا.(622)
زمانى كه مرتكب عمل خلاف عفت و اخلاق مى شدند، براى تصحيح و توجيه آن مى گفتند: پدران ما چنين مى كردند.
دوم ، بنده تمايلات نفسانى و تمنيات غريزى خود نباشند و عنان نفس سركش را همواره در دست داشته باشند. از لذايذ مشروع زندگى به اندازه صحيح استفاده كنند و از لذايذ مضر و خلاف مصلحت چشم بپوشند و به خاطر داشته باشند كه پايان لذت جويى هاى ناسنجيده و بى حساب ، فساد و تباهى است .
قال على عليه السلام : ضابط نفسه عن دواعى اللذات مالك و مهملها هالك .(623)
على عليه السلام فرمود: كسى كه نفس خود را در مقابل انگيزه هاى لذايذ نگاه مى دارد، مالك تمايلات خويشتن است و آن كس كه نفس سركش را در راه نيل به لذايذ آزاد مى گذارد، در معرض نابودى و هلاكت است .
اينك براى مزيد آگاهى و اطلاع نسل جوان ، در اين بحث ، پيرامون بعضى از تفريحات مضر و زيان بخش گفت و گو مى كنيم و با استفاده از تعاليم اسلامى و تحقيقات علمى دانشمندان بشر، پاره اى از خطرات جسمى و روانى آن ها را مورد بررسى قرار مى دهيم تا جوانان براى حفظ سلامت و تاءمين سعادت خويش ، از آن تفريحات ناسالم برحذر باشند و خويشتن را از عوارض شوم آن ها مصون نگاه دارند.
ميگسارى و قماربازى ، دو عمل تفريحى خطرناك و دو سرگرمى زيان آورى است كه در طول قرن هاى متمادى ، بين ملل و اقوام بشرى معمول بوده و مفاسد بى شمارى به بار آورده است . در دنياى امروز نيز نوشابه هاى الكلى و قمار، با مقياس وسيع ترى ، براى بسيارى از مردم جهان وسيله تفريح و سرگرمى است و جوامع بشرى بيش از پيش گرفتار عوارض خانمانسوز اين دو عامل بدبختى و فساد هستند.
اين نكته قابل انكار نيست كه مشروبات الكلى ، از نظر اقتصادى ، براى كشورهايى كه به كار توليد يا تجارت آن اشتغال دارند، حايز اهميت است . خانواده هاى زيادى بدين وسيله ارتزاق مى كنند و ماليات هاى سرشارى عايد خزانه دولت ها مى شود و خلاصه درآمدى كه از اين راه به دست مى آيد، رقم قابل ملاحظه اى را تشكيل مى دهد.
از نظر اقتصادى ، تا سال 1949، بيش از چهار ميليون نفر فرانسوى ، قسمت اعظم يا تمام درآمد خود را از راه توليد يا تجارت نوشابه هاى الكلى به دست مى آوردند و به طور قطع اكنون آمار توليدكنندگان و بازرگانان الكل ، از اين رقم تجاوز كرده است .
در راءس همه بايد توده كشاورزان فرانسه را كه به كشت انگور اشتغال دارند، در نظر داشت . سطحى كه زير كشت مو مى باشد، از يك ميليون و پانصد هزار هكتار تجاوز مى كند و در قسمت شمال غرب فرانسه ، سطح وسيعى به كشت سيب اختصاص يافته و گروه كثيرى به توليد شراب سيب اشتغال دارند كه در اين آمار منظور نشده است .))(624)
قمار نيز مانند مشروبات الكلى منبع درآمد مالى و داراى ارزش اقتصادى است . در بعضى از كشورها براى قمار موسسات بزرگى ساخته شده و ثروتمندان جهان را براى قمار بازى به خود جلب مى كنند و از اين راه درآمدهاى زيادى عايد مى گردد كه قسمتى به عنوان ماليات به خزانه دولت مى رود و قسمت ديگر نصيب صاحبان موسسات و كاركنان آنها مى شود.
جنبه اقتصادى و منافع مالى نوشابه هاى الكلى و قمار، در چهارده قرن قبل ، مورد توجه رسول اكرم بوده و در قرآن شريف از آن گفت و گو شده است . ولى به اين جهت كه زيان و ضرر اين دو عامل فساد از سودشان بيشتر بوده ، آيين اسلام شراب و قمار را بر مسلمين تحريم كرد تا در مقابل دست يافتن به منافع اقتصادى ، دچار ضررهاى بزرگ تر مادى و معنوى نشوند.
يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما.
خداوند به پيغمبر فرموده درباره شراب و قمار از تو پرسش مى كنند، در جواب بگو: اين دو كار حاوى گناه بزرگ و منافعى براى مردم است ، ولى گناهش از سودش زيادتر است .
بدبختانه ، سود جويى چنان حجاب عقل حكومت ها و ملت هاست كه منافع نقد شراب و قمار را مى بينند و بدان اهميت مى دهند، ولى به زيان هايى كه از اين راه دامنگير جامعه مى شود، توجه نمى كنند و به فرض توجه ، اهميت نمى دهند.
((تا سال 1949، تعداد پياله فروشى ها در فرانسه ، از 054/455 مى گذشته است . براى هر 86 نفر، يك پياله فروشى بوده و امروز در سراسر فرانسه ، براى هر 68 نفر، يك نوشابه فروشى داير است .
مسئله مهم تر، وضع مالى خود دولت است كه ماليات هنگفت از توليد، توزيع و مصرف الكل عايد خزانه مى شود. در مقابل اين درآمد، سيل بيماران ، ديوانگان ، مرگ و ميرهاى زودرس ، حوادث رانندگى و تقليل عمومى راندمان كار براى دولت چه اهميت دارد؟ به قول پروفسور پرن : دولت فرانسه به حساب درآمد روز مى انديشد و نمى تواند خسارات و كسر درآمد ملى دو سال ، پنجاه سال و ده سال بعد را در نظر آورد. دولت فرانسه به سيلى نقد، يعنى درآمد حاصل از الكل اهميت مى دهد. وزراى دارايى فرانسه به تعادل فورى بودجه نظر دارند و نتوانسته اند به فكر آينده اطمينان بخشى باشند.))(625)
نوشابه هاى الكلى و قمار، زيان هاى مشترك و زيان هاى اختصاصى بسيار دارند كه در منابع دينى از آنها ياد شده و اولياى گرامى اسلام صريحا خاطرنشان ساخته اند. دانشمندان بشر نيز بر اساس تحقيقات علمى و روش هاى تجربى به وجود آن زيان ها اعتراف نموده و در كتاب هاى خود آورده اند. براى مزيد اطلاع جوانان در اين بحث به پاره اى از آنها اشاره مى شود.
يكى از زيان هاى مشترك شراب و قمار، كه از نظر روانى و اجتماعى مهم و قابل ملاحظه است و مى تواند مفاسد بسيارى به بار بياورد، دشمنى و خصومتى است كه بر اثر اين دو عامل فساد بين افراد ايجاد مى شود، مشروب و قمار، حس بدبينى و كينه توزى را در نهاد آدمى بيدار مى كند، محيط محبت و دوستى را تيره و تار مى سازد و زمينه انتقامجويى و اعمال خشم را مهيا مى نمايد.
انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوة و البغضاء فى الخمر و الميسر.(626)
شيطان قصد دارد به وسيله شراب و قمار روابط شما را با يكديگر تيره كند و بين شماها دشمنى و كينه برانگيزد.
دكتر ايتوف مى گويد:
((الكل خالق بزرگ خيالات واهى است . چون در مستى حس حقيقت جويى كاهش يافت و مست دستخوش افكار باطل گرديد، هر سخن اطرافيان و يا حركت دگران را تعبيرى نا به جا مى نمايد و از همين جاست كه او را آتش خشم و غضب به هيچ و پوچ برافروخته و بسا كه جنايات سهمناك به وقوع مى پيوندد.))(627)
((دشمنى ها و خصومت هايى كه در اثناى بازى ورق روى مى دهد، نيازى به تفسير و توضيح ندارد. اين نكته را بايد يادآور شد كه حتى در متمدن ترين جوامع و دوستانه ترين بازى ها، به خوبى مى توان آثار تجليات غرايز مخرب را به صورت لطيف تر و ملايم تر مشاهده كرد.
در بازى پوكر نيازى بدان نيست كه انگيزه هاى مخرب ، تغيير صورت دهد. بازى پوكر خود مبنى به جنگ و مبارزه است . در اين بازى ، تا حدودى كه مقررات اجازه مى دهد، هر بازيكنى مى كوشد تسلط خود را بر بازيكن ديگر تحميل نمايد. او ممكن است طرف ديگر را درباره نيروى خودش اغفال كند و به اشتباه بيندازد و به قول معروف بلوف بزند، زيرا هدف بازى ، يا اغفال طرف ديگر درباره نيروى حقيقى خود است و يا آن كه اثبات اين نيرو مى باشد.
بازى شطرنج نيز از هر حيث مظهر تمايل انسان به تلطيف غرايز مخرب خود است ، با اين تفاوت كه در اين بازى ، نسبت به بازى هاى ديگر، قواى خصومت آميز صريح تر و گشاده تر عرضه شده است . اين بازى به صورت يك جنگ بازى يعنى يك نمايش جنگ بين دو كشور است . ارنست جانس ، ضمن مطالعه استادانه روان شناسى شطرنج ، خاطرنشان مى كند: مسلم است كه انگيزه بازيكنان شطرنج تنها جنبه مبارزه طلبى بازى شطرنج كه خاص همه بازى هاى مبارزه اى است ، نمى باشد بلكه انگيزه اى زشت تر و ناپسندتر دارد كه همان جنبه پدركشى اين بازى است . زيرا هدف اين بازى ، اسير كردن و مات كردن است . جان هس از اين كه در دوران اقامت در زندان شطرنج بازى كرده بود، احساس ندامت مى كرد، زيرا معتقد بود كه بدين طريق عواطف نامطلوب خويش را بروز داده است .))(628)
يكى ديگر از زيان هاى مشترك شراب و قمار كه مى تواند آدمى را به راه گناه و ناپاكى سوق دهد و بى پروا به جرايم و جنايات وادارش ‍ سازد، دريدن پرده شرم و آزرم است .
بعضى از افراد، كه پابند اخلاق و ايمان نيستند و به مقررات قانونى اعتنا ندارند، تنها به سبب حياى از مردم به پاره اى از گناهان دست نمى زنند و از ترس نفرت عمومى ، قسمتى از خواهش هاى غير مشروع خويش را سركوب مى كنند. در واقع شرم و حياى اجتماعى براى اين گروه ضامن اجراى قوانين اخلاقى و اجتماعى است .
قال الصادق عليه السلام : فان من الناس من لولا الحياء لم يرع حق والديه و لم يصل ذارحم و لم يؤ د امانه و لم يعف عن فاحشة .(629)
امام صادق عليه السلام به مفضل فرموده است : بعضى از مردم اند كه اگر حيا نمى بود، حق پدر و مادر و همچنين حق ارحام و بستگان خود را مراعات نمى نمودند. اگر حيا و ترس از ملامت مردم نمى بود، هيچ امانتى را بر نمى گرداندند و از هيچ فحشا و بى عفتى چشم پوشى نمى كردند.
بدبختانه مشروب و قمار دو عامل خطرناكى هستند كه مى توانند پرده حيا را پاره كنند و احساس شرم را از صفحه خاطر بزدايند و افراد را چنان در گناه جسور و بى باك سازند كه از هيچ كس و در هيچ شرايطى اظهار انفعال نكنند و بى پروا به هر ناپاكى و جنايتى دست بزنند.
قال على بن الحسين عليه السلام : و الذنوب التى تهتك العصم شرب الخمر و اللعب بالقمار.(630)
حضرت سجاد عليه السلام فرموده است : شرابخوارى و قماربازى از گناهانى است كه پرده ها را پاره مى كند و شرم و حيا را از ميان بر مى دارد.
((نوشابه هاى الكلى پس از استعمال سريعا جذب خون مى شود و خون در مسير خود، مغز و مغز حرام را بى نصيب نمى گذارد و در نتيجه ، عمل سلسله اعصاب رو به ضعف مى رود و كف نفس ، كه ارادى بود و منشاء شرم و حيا در انسان است و مانع از بروز اعمال وقيحانه است ، از كف به در مى رود. به عبارت ديگر، الكل عالى ترين اعمال مغزى ، يعنى اعمال توافقى آن را فلج مى نمايد.
چون شرم و حيا از بين رفت ، بالمآل ارتكاب اعمال شنيع و قبيح براى اشخاص مست ، به علت ضايع شدن قوه درك قباحت ، تسهيل مى شود. جنايات جنسى ، آدم كشى ، ضرب و جرح ، دزدى و ولگردى در بسيارى از موارد، متعاقب استعمال نوشابه هاى الكلى رخ مى دهد.))(631)
((الكل شرم و حيا را از بين مى برد، پرده عفت ها را از هم مى درد و شخص را از كليه قيود و رسوم اجتماعى ، مذهبى و اخلاقى آزاد كرده ، نداى وجدان را خفه مى سازد و فرشته را تبديل به اهرمن مى نمايد. اولين قدمى كه از جاده عفاف بيرون نهاده مى شود، غالبا در حين مستى است ، زيرا مستى كه آمد، عقل و وجدان به در مى رود و در غياب عقل و وجدان ، عفت مفهومى ندارد.
پسران و دختران و زنانى كه گمراه مى گردند، كسانى هستند كه در جاده زندگى ، نخست فريب دختر را خورده و در مصاحبت وى از شاهراه صلاح منحرف شده ، لاجرم در بيابان وحشتناك زندگى سرگردان و آخرالامر در منجلاب نكبت و بدبختى غرق گرديده اند.))(632)
كسى كه در قمار مى بازد و از رقيب خود شكست مى خورد، عقلش تيره و تار مى گردد. پرده شرم و حياءاش پاره مى شود. غريزه تخريب و خصومتش به هيجان مى آيد و ممكن است در آن موقع به جرايم بزرگ و جنايات غير قابل جبرانى دست بزند.
((به طورى كه همه مى دانند، همان قواى خصومت آميز و مخربى كه تصور مى رود بازى جذب مى كند، گاهى موجب پيدايش ‍ عقده هاى شديدتر و منازعات خطرناك مى گردد و اين حقيقت ، نه تنها در بازى هاى كودكانه مصداق دارد، بلكه در بازى بزرگان نيز فراوان مشاهده مى گردد.))(633)
((كارگر 39 ساله اى در كافه اى ضمن قمار، تمام دستمزد هفته خود را باخت . در نتيجه به هيجان آمد و چاقوى خود را بيرون كشيد. شخصى كه جزء بازيكنان نبود، گفت : ژان چاقو را كنار بگذار، اما اين كارگر بى درنگ چاقو را در قلب او فرو كرد.))(634)
يكى از زيان هاى اختصاصى نوشابه هاى الكلى ، كه در روايات اسلامى بدان اشاره شده و در رديف علل تحريم شراب به حساب آمده است اثر سوئى است كه روى عقل بشر مى گذارد. ميگسارى خرد را تيره و تار مى كند و عقل را از درك واقعيت ها عاجز و ناتوان مى سازد.
عن الرضا عليه السلام قال : ان الله تعالى حرم الخمر لما فيها من الفساد و بطلان العقول فى الحقائق و ذهاب الحياء من الوجه .(635)
حضرت رضا عليه السلام فرمود: خداوند شراب را حرام كرده است براى آن كه شراب مايه فساد است . به علاوه ، عقل را از درك حقايق ساقط مى كند و آدمى را در مواجهه با مردم بى شرم و حيا مى نمايد.
شرابخواران بر اثر سم جانكاه الكل همواره در معرض آسيب عقلى قرار دارند و دو قسم ديوانگى آنان را تهديد مى كند. اول جنون حاد و دوم جنون مزمن .
جنون حاد عبارت از ديوانگى كوتاه مدتى است كه به نام مستى عارض شرابخوار مى گردد و چند ساعتى عقلش را تيره و تار مى كند و بر اثر آن ، گفتار و رفتارش از وجهه عقلانى خارج مى شود و به كارهاى جنون آميز دست مى زند و احيانا مرتكب جنايت مى گردد.
((الكل با زايل كردن عقل ، قدر و منزلتى براى آدمى باقى نمى گذارد. با مستى ، همه مفاسد روحى و اجتماعى پديد مى آيد و همه موانع اخلاقى در هم مى شكند. چون عنان نفس از كف به در رفت ، آن چه كه آدمى را جلو مى گرفت و به خويشتن دارى وا مى داشت ، از ميان برمى خيزد و عقلى نيست كه به آدمى نهيب زند اين كار را بكن و آن كار را منماى ، اين سخن را بگوى و لب از فلان گفتار فرو بند.))(636)
نكند عاقل مستى نخورد دانا مى
ننهد مرد خردمند سوى پستى پى
چه خورى چيزى كز خوردن آن چيز تو را
نى چنان سرو نمايد به نظر سرو چو نى
گر كنى بخشش گويند كه مى كرد نه او
ور كنى عربده گويند كه وى كرد نه مى
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : الخمر ام الخبائث .(637)
رسول اكرم فرموده است : شراب مادر تمام پليدى ها و منشاء همه ناپاكى هاست .
قيل لاميرالمومنين عليه السلام : انك تزعم ان شرب الخمر اشد من الزنا و السرقة فقال نعم !... و ان شارب الخمر اذا شرب زنى و سرق و قتل النفس التى حرم الله عزوجل و ترك الصلوة .(638)
به على عليه السلام گفته شد: شما عقيده داريد شرب خمر بدتر از زنا و دزدى است ؟
فرمود: ((بلى )). و سپس استدلال كرد كه شارب الخمر وقتى مى مى خورد و مست مى شود، زنا مى كند، به سرقت دست مى زند، آدم مى كشد و فريضه نماز را ترك مى نمايد.
((الكل بزرگ ترين عامل مولد جرم است . علت 75 درصد قتل ها و 38 درصد ضرب و جرح و 82 درصد حريق هاى عمدى ، الكليسم بوده است .
60 درصد اطفال و جوانان كمتر از 18 سال ، كه در سال 1940 به دادگاه شهر نانت فرستاده شدند، اقرار كردند كه قبل از ارتكاب جرم مقدار قابل توجهى شراب نوشيده بودند. به طور خلاصه ، الكل پيوسته مشغول تهيه مشترى براى زندان ها مى باشد.))(639)
جنون مزمن عبارت از ديوانگى ثابت و مداومى است كه الكليست ها، يا به لغت مذهبى ، مدمن الخمرها، دچار آن هستند و سرانجام كارشان به تيمارستان مى كشد. در نظر اولياى گرامى اسلام ، گناه مدمن الخمر به قدرى عظيم است كه آن را در رديف بت پرستى و شرك به خداوند بزرگ شناخته اند.
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : مدمن الخمر كعابد وثن اذا مات و هو مدمن عليه يلقى الله عزوجل حين يلقاء كعابد وثن .(640)
رسول اكرم فرموده است : كسى كه بطور مداوم شرب خمر مى كند، مانند كسى است كه بت مى پرستد و اگر با همان آلودگى و اصرار در ميگسارى بميرد، خداوند را مانند بت پرست ملاقات خواهد كرد.
((الكليسم با ديوانگى رابطه مستقيم دارد. دكتر پلوزل ، كه صلاحيت فنى او مورد قبول عالم پزشكى است ، مى گويد: الكليسم آدمى را به ديوانگى سوق مى دهد و مى توان گفت در اشخاص بالغ ، به نسبتى كه در حدود 17 درصد نوسان مى كند، الكل عامل مستقيم ديوانگى است . در مناطقى كه الكل بسيار مصرف مى شود، شماره ديوانگان چند برابر مناطقى است كه مصرف الكل آنها ناچيز است . بنابراين ، شماره ديوانگى هر شهر متناسب با تعداد مى فروشى هاى آن است .
در زمان پوانكاره (1934 - 1860)، كه سال ها نخست وزير فرانسه و از سال 1913 تا 1920، رئيس جمهور آن كشور بود، دويست هزار ديوانه بر اثر الكل در فرانسه تشخيص داده بودند.

next page

fehrest page

back page