next page

fehrest page

back page

جان ديويى مى گويد:
((البته ميل به تفريح مخالف با اخلاق نيست و بر عكس علاقه به نشاط و آميزش و اجتماع ، يكى از استوارترين پايه هاى اخلاق و رفتار مطلوب است . لكن ، متاسفانه ، تفريح و نشاط با هيجان هاى مخصوص ، تحريك هاى شديد، قلقلك دادن حواس و برافروختن آتش اشتها براى التذاذ فورى ، بدون كمترين توجه به عواقب وخيم آن ، مشتبه شده است . اين نوع تفريح ها و لذت جويى ها نشانه اضمحلال و ذوب شدن است . فعاليتى كه از تحريك عادى و معمولى محروم گردد، براى خود مجراى نامطلوبى مى يابد، مجرايى كه از خوى و رفتار و اخلاق آدمى منفك است و سرانجام آن نابودى و تباهى است .))(560)
چه بسيار جوانانى كه در راه كامرانى و لذت تفريح به مواد مخدر و مشروبات الكلى معتاد شدند. به قمار و اعمال منافى عفت و اخلاق آلوده گشتند و بر اثر فرومايگى و پستى ، شخصيت انسانى خود را از كف دادند و سرانجام حياتشان با سيه روزى و بدنامى پايان پذيرفت .
اكنون نيز چه بسيارند جوانانى كه از ذلت و خوارى آنان پند نياموختند و از بدبختى و سقوطشان عبرت نگرفتند و براى كاميابى و نيل به لذايذ، همان راه هاى خطرناك را مى پيمايند و با شتاب خويشتن را به پرتگاه سقوط و تباهى نزديك مى كنند.
قال على عليه السلام : عجبت لمن عرف سوء عواقب اللذات كيف لا يعف .(561)
على عليه السلام فرموده است : عجب دارم از آن كس كه عواقب بد لذت هاى مضر را مى داند، چگونه از آنها دست نمى كشد.
لازم است اين نكته به جوانان خاطرنشان شود كه عمر، پرارزش ترين سرمايه در زندگى بشر است . قسمتى از اين سرمايه گران قدر، در ساعات كار براى انجام وظيفه مصروف مى شود و قسمتى در ساعات فراغت ، براى تفريح و تفرج . انسان عاقل كسى است كه ساعات تفريح را نيز در راه صحيح و سود بخش بگذراند و از اوقات فراغت به نفع يكى از جهات مادى يا معنوى خويش استفاده نمايد.
به عبارت روشن تر، تفريح به معنى لاابالى گرى و بى بندوبارى نيست . تفريح به معنى بيكارگى و اتلاف وقت نيست . تفريح به معنى آلوده شدن به پليدى هاى گناه و سيئات اخلاقى نيست و خلاصه تفريح به معنى ايجاد بدبختى و سيه روزى نيست . بلكه تفريح عبارت از فعاليت هاى مطبوع و لذت بخش است كه خارج از برنامه كار روزانه ، در ساعات فراغت انجام مى شود و باعث انبساط روح و مسرت خاطر مى گردد و روى جسم و جان اثر مفيد مى گذارد.
((تفريح ، يك وسيله مؤ ثر براى پرورش قواى جسمانى و فكرى و اخلاقى افراد و بهترين عامل براى جلوگيرى از تبه كارى و جنايات است . ورزش و تفريح تنها جنبه سرگرمى ندارد، بلكه به منزله عاملى براى تاءمين سلامتى جسمانى و اجتماعى به شمار مى رود. توسعه امكانات براى فعاليت تفريحى امروز به منزله يكى از وظايف اساسى هر جامعه به حساب آمده است .))(562)
دكتر كارل مى گويد:
((ارضاى وحشيانه شهوات ممكن است جلب نوعى اهميت نمايد، ولى هيچ چيز غير منطقى تر از آن زندگى نيست . اگر زندگى منحصر به رقصيدن و به دور شهر با اتومبيل چرخيدن و سينما رفتن و راديو شنيدن باشد، چه سودى دارد؟ تفريح بدون آن كه متضمن نفعى باشد، فرصت هايى را كه كارگران بر اثر تكامل ماشين ها و حسن تهيه محصول به دست آورده اند، عبث بر باد مى دهد.
زحمات مصروفه ، حداقل چهار ساعت در روز به طول زندگى افزوده است . يعنى اوقات گران بهايى كه اگر كسى آن را عاقلانه مصرف كند مى تواند تعليم بگيرد، جسم و جانش را نيرومند كند، كسب شخصيت نمايد و وظيفه انسانيت خود را انجام دهد.
بسيارى از كارگران جوان هفته اى سه يا چهار شب را در سينماها و موزيك هال ها و دانسينگ ها مى گذرانند. مطالعه رمان هاى كم مايه و پرگويى هاى روزانه بقيه وقت آزاد را پر مى كند. گوش دادن به دروغ پردازى هاى راديو وسيله ديگرى براى اتلاف عمر است . راديو نيز مانند سينما و موزيك هال ، كاهلى كاملى به كسانى مى بخشد كه با آن سرگرم اند.))(563)
براى آن كه جوانان از ساعات فراغت خود به شايستگى استفاده كنند و آن را در فعاليت هاى مفيد و سودمند مصروف دارند، در اينجا به بعضى از تفريحات سالم و لذت بخشى كه در برنامه هاى اسلامى آمده و در دنياى امروز نيز مورد توجه است ، اشاره مى شود تا مگر جوانان ، در مواقع بيكارى ، خود را به آن تفريحات سرگرم كنند و از نتايج جسمى و روانى آنها بهره مند گردند.
يكى از تفريحات مطبوع و نشاطانگيز، كه آثار درخشانى در بهبود جسم و پرورش فكر دارد، مسافرت است . در آيين اسلام ، مسافرت يكى از وسايل تفريح و لذت شناخته شده و در روايات مذهبى مورد توجه مخصوص قرار گرفته است . به شرط آن كه سفر براى معصيت و به منظور اجراى برنامه هاى غير مشروع و نيل به لذت هاى ناروا نباشد.
فى وصية النبى صلى الله عليه و آله لعلى (ع ) قال يا على : لا ينبغى للرجل العاقل ان يكون ظاعنا الا فى ثلاث مرمة لمعاش او تزود لمعاد او لذة فى غير محرم .(564)
رسول اكرم (ص ) در وصاياى خود به على عليه السلام فرمود: سزاوار نيست انسان عاقل به سفر برود، مگر براى سه منظور: يا براى تجارت و تحصيل درآمد و اصلاح معاش ، يا براى نيل به كمالات معنوى و تعالى روح و ذخيره معاد، يا براى تفريح و تفرج و جلب لذايذ مباح .
در اين حديث ، مسافرت گروه اول و دوم سفر تفريحى ، به معنى موضوع بحث ما نيست ، زيرا گروه اول براى امرار معاش و تاءمين زندگى به سفر مى روند و در واقع سفر آنها انجام وظايف در ساعات كار است . گروه دوم نيز براى اداى فريضه مذهبى يا انجام وظيفه معنوى به سفر مى روند و آن نيز سفر تفريح و تفرج نيست . تنها سفر تفريحى ، براى گروه سوم است كه در مواقع فراغت و به منظور نيل به لذايذ مباح مسافرت مى كنند.
اولين اثر مفيد مسافرت و تغيير محيط زندگى ، سلامت جسم و تحصيل نشاط و مسرت است . كسانى كه براى رفع خستگى كار مداوم و تجديد قوا در ايام فراغت به سفر مى روند، از طرفى به تفريح مطبوع و دلپذيرى نايل شده و از طرف ديگر به سلامت و نيرومندى خويش كمك كرده اند.
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : سافروا تصحوا.(565)
رسول اكرم (ص ) فرموده است : مسافرت كنيد تا صحيح و سالم بمانيد.
((موضوع تغيير آب و هوا، از زمان قديم بسيار معمول بوده است و بيمارانى كه بيمارى هاى سخت و لاعلاج داشتند، بدين نحو درمان مى كردند. امروز هم مسافرت جزء برنامه هاى قطعى مردم قرار گرفته و يكى از مهم ترين عوامل تندرستى محسوب مى شود. به طور كلى ، امروز از نظر پزشكى ثابت شده است كه زندگى و كار و خوراك يكنواخت ، براى شخص ضرر دارد و اعضا زودتر فرسوده و ناتوان مى گردند. پس تغيير زندگى و تنوع بايد جزء برنامه بهداشتى قرار گيرد.
در مسافرت ، به گردش و راهپيمايى بپردازيد و بدانيد كه يك راه رفتن ساده ، خود جزء بهترين ورزش ها محسوب مى شود و اقلا روزى چند ساعت پياده روى كنيد، بدين وسيله ، خون بهتر جريان مى كند. غدد ترشحات داخلى و كليه اعضا بهتر وظايف خود را انجام مى دهند. سموم بدن دفع مى شوند و شما شاداب و خرم مى شويد. اعصاب تسكين يافته و خواب بهتر مى گردد و ديگر احتياج به داروى خواب آور و مسكن نداريد. يك مسافرت مطلوب از صدها شيشه قرص و شربت مسكن و ويتامين ها و آمپول هاى مقوى بيشتر اثر دارد.))(566)
دومين اثر مفيد مسافرت ، بالا رفتن سطح فهم و ازدياد معلومات و بسط اطلاعات و پرورش شخصيت است . كسى كه به منظور تفريح و تفرج و فارغ از كار روزانه مسافرت مى كند و به شهرها و كشورهاى مختلف وارد مى شود، فرصتى پيدا مى كند تا از وضع محيطهاى مختلف طبيعى و اجتماعى آگاه گردد. پيشرفت ها و عقب ماندگى ها و آبادى ها و ويرانى ها را از نزديك مشاهده كند. مردمانى را با چهره هاى جديد و خلقيات متفاوت ببيند. به آداب و رسومى كه در نظرش تازگى دارد برخورد كند. با فكرى آرام و مطمئن درباره آنها بينديشد و از نيك و بدش استفاده علمى و عملى نمايد و ارزش شخصيت خود را بالا ببرد.
قال النبى صلى الله عليه و آله : سافروا فانكم ان لم تغنموا مالا افدتم عقلا.(567)
رسول اكرم (ص ) فرموده است : مسافرت كنيد. چه اگر در سفر نفع مالى عايدتان نشود، از فوايد عقلى بهره مند خواهيد شد.
در ديوانى كه به على عليه السلام نسبت داده شده ، چنين آمده است .
تغرب عن الاوطان فى طلب العلى
فسافر ففى الاسفار خمس فوائد
تفرج هم و اكتساب معيشة
و علم و آداب و صحبة ماجد(568)
براى نيل به تعالى و ترقى ، از وطن هاى خود دور شويد و مسافرت كنيد، كه در سفر پنج فايده است : سفر باعث تفريح و انبساط روح است و اندوه تاءمين معاش است . مسافرت وسيله فرا گرفتن علم و تجربه است . مسافرت به انسان آداب زندگى مى آموزد و آدمى در سفر با افراد با فضيلت و خليق برخورد مى كند و با آنان دوست مى شود.
خلاصه ، مسافرت يكى از تفريح هاى سالم و نشاط آور است و با تسهيلاتى كه صنايع ماشينى براى مسافرت فراهم آورده ، جوانان مى توانند قسمتى از ايام فراغت ساليانه خود را به مسافرت اختصاص دهند و از فوايد اين تفريح ثمربخش برخوردار گردند.
يكى از تفريحاتى كه در دنياى كنونى مورد توجه كامل قرار گرفته و با سرعت گسترش مى يابد مسئله ورزش است . جوانان امروز، در شرق و غرب ، از ورزش به گرمى استقبال نموده اند و قسمتى از اوقات فراغت خود را در حركات ورزشى يا تماشاى فعاليت هاى ورزشكاران در مسابقات ورزشى مى گذرانند. صاحب نظران عقيده دارند كه ورزش در شرايط زندگى ماشينى ، علاوه بر جنبه تفريحى ، يك وظيفه بهداشتى است و براى حفظ سلامت افراد جامعه ضرورت دارد.
در ادوار گذشته و روزگار پيش از انقلاب صنعتى ، تمام افراد مردم كم و بيش فعاليت عضوى و حركات بدنى داشتند و براى انجام كارهاى روزانه ، دست و پا و اعصاب و عضلات خود را به كار مى انداختند و نيروهاى خود را در تلاش معاش مصروف مى داشتند و بر اثر آن اعمال تطابقى ، بدن آنها منظم بود و در نتيجه سالم و نيرومند بودند.
در دنياى كنونى صنعت ، مشاغل يدى و اعمال بدنى تقريبا از ميان رفته و كارهاى سخت و پر زحمتى كه ديروز با نيروى انسانى به وسيله دست و پا و عضلات انجام مى شد، اكنون همه آن كارها با سرعتى بيشتر و به مقدارى زيادتر به وسيله ماشين انجام مى شد و در نتيجه عضلات و اعصاب و ديگر قواى جسمانى به قدر كافى فعاليت ندارد و بر اثر آن توازن داخلى بدن مختل گشته و اعمال تطابقى از وضع طبيعى خود خارج شده است . اين امر براى سلامت و نيرومندى مردم زيان بخش است .
((در تمدن جديد، گرچه تلاش هاى عضلانى يك باره از بين نرفته ، ولى خيلى كمتر از پيش شده و در بسيارى از موارد، ماشين جاى زندگى عادى را گرفته است .
با حذف تلاش هاى عضلانى در زندگى روزانه ، بدون آن كه خود متوجه باشيم ، سيستم هاى عصبى احشايى را از تمرين هايى كه براى حفظ تعادل محيط داخلى لازم است ، محروم ساخته ايم . مى دانيم كه عضلات هنگام كار اكسيژن و قند زياد مصرف و حرارت ايجاد مى كنند و مقدارى اسيد لاكتيك در جريان خون مى ريزند. براى تطابق با اين تغييرات ، بدن بايستى قلب و دستگاه تنفس و كبد و لوزالمعده و كليه ها و غدد مترشحه عرق و سيستم عصبى مركزى و سمپاتيك را به كار بيندازد. امروز ما اعمال بدنى خود را فقط در برخى لحظات و بعضى از روزها به فعاليت وا مى داريم و در غير اين موارد اعمال تطابقى ما در حال خمود باقى مى ماند.(569)
فقدان نظم داخلى سبب ترك تلاش ارادى مى گردد و به افراط در آسايش و راحت طلبى در زندگى منجر مى شود و در نتيجه اعمال تطابقى به حال خمود در مى آيد و تلاش هاى دائمى عروق و اندام هاى و دستگاه عصبى ، كه معرف مبارزه عليه گرسنگى و خواب و خستگى و تغييرات جو است ، ضايع مى ماند. تلاش ، شرط اصلى پرورش بافت ها و روان است .))(570)
ورزش ، به مقدار قابل ملاحظه اى اعضاى بدن را به فعاليت وامى دارد و به توازن قواى جسمانى كمك مى كند. حركات ورزشى ، خلايى را كه بر اثر ترك تلاش هاى عضلانى به وجود آمده ، پر مى كند و تا حدودى اعمال تطابقى بدن را تنظيم مى نمايد. در دنياى كنونى صنعت و ماشين ، ورزش تا اندازه اى به جاى كارهاى عضلانى ، شخم زنى ، بيلدارى ، پياده روى ، باربرى و ديگر اعمال بدنى مردم در روزگار گذشته است . خلاصه ، ورزش از طرفى يك عمل تفريحى نشاط آور و سرگرم كننده در ساعات فراغت است و از طرف ديگر وسيله مؤ ثرى در حفظ سلامت بدن و نيرومندى جسم است .
گرچه مسئله ورزش و مسابقات ورزشى به معنايى كه امروز توجه جهانيان را به خود جلب كرده و به اشكال مختلف اجرا مى شود، در آيين مقدس اسلام مورد بحث و گفت و گو واقع نشده است ، ولى در صورتى كه اعمال ورزشى امروز جنبه عقلايى داشته باشد و ورزشكار آسيبى به خود و دگران نرساند و باعث جرم و جنايت نشود و اگر ورزش به عنوان يك تفريح سالم و منزه و به منظور سلامت بدن و نيرومندى جسم باشد، نه تنها از نظر مقررات اصولى اسلام بلامانع است ، بلكه با توجه به اين مطلب كه اولياى گرامى اسلام به سلامت و نيرومندى پيروان خود علاقه دارند، مى توان گفت ورزش مفيد و سلامت بخش ، مطلوب پيشوايان مذهبى است .
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : طوبى لمن اسلم و كان عيشه كفافا و قواه شدادا.(571)
رسول اكرم (ص ) فرموده : خوشبخت كسى كه آيين اسلام را پذيرفته و به قدر معاش خود درآمد دارد و قواى بدنش نيرومند است .
قال على عليه السلام : الصحة افضل النعم .(572)
على عليه السلام فرموده : سلامت بدن بهترين نعمت هاى خداوند است .
در چهارده قرن قبل ، يعنى دوره قيام رسول اكرم ، ورزش يك امر ضرورى بهداشتى در حيات اجتماعى بشر نبود. چه آن كه مردم آن روز براى تاءمين معاش به قدر كافى فعاليت جسمانى و حركات عضلانى داشتند و اعمال تطابقى بدنشان خود به خود صورت مى گرفت . به علاوه ، چون كارها به وسيله دست و با نيروى انسانى انجام مى شد، اوقات فراغتشان آن قدر زياد نبود كه در جست و جوى كارهاى تفريحى و سرگرم كننده باشند.
با اين حال ، پيشواى گرامى اسلام ، از اوقات كوتاه فراغت مردم استفاده كرد و بعضى از اعمال ورزشى و تفريحى را به منظور هدفهاى مخصوص مورد تشويق و تاءييد قرار داد تا به وسيله آن ، پاره اى از مصلحت هاى اجتماعى را تاءمين نمايد و در ضمن پيروان خود را از انحرافاتى كه ممكن بود در مواقع بيكارى دامنگيرشان شود، مصون نگاه دارد.
مسابقه اسب دوانى و همچنين مسابقه تيراندازى در اسلام به عنوان دو عمل ممدوح و پسنديده به حساب آمده و در ترغيب مردم به اين دو مسابقه ، روايات بسيارى رسيده است . با آن كه پيروى اسلام قماربازى و برد و باخت را بر پيروان خود تحريم نموده و آنان را از اين عمل برحذر داشته است ، ولى در مسابقه اسب دوانى و تيراندازى ، شرط بندى و برد و باخت را امضا نموده و قانونا آن را مجاز شناخته است تا بدين وسيله تمايل تفوق طلبى و برترى جويى مردم را تحريك كند و آنان را براى كسب افتخار و امتياز، به رقابت يكديگر وادار سازد و در نتيجه به فنون سوارى و تيراندازى تسلط كامل يابند.
اولياى گرامى اسلام ، علاوه بر تشويق مردم ، خود شخصا در اين مسابقات مكرر شركت كردند و پيروزى هاى درخشانى به دست آوردند، تا جايى كه در بعضى از مواقع زبردستى و مهارتشان باعث تعجب بينندگان مسابقه مى شد.
عن ابى لبيد قال : سئل ابن مالك هل كنتم تتراهنون على عهد رسول الله صلى الله عليه و آله فقال نعم . راهن رسول الله (ص ) على فرس له فسبق فسر بذلك و اعجبه .(573)
از انس بن مالك سئوال شد: آيا شما در زمان پيغمبر براى مسابقه شرطبندى مى كرديد؟ جواب داد: بلى ، پيغمبر اكرم خود روى اسبى كه داشت ، شرطبندى كرد و مسابقه را برد و اين پيروزى باعث مسرت و اعجاب آن حضرت شد.
چند نفر از مشركين براى دستبرد به گوسفندهاى مردم ، به اطراف مدينه آمدند. رسول اكرم و جمعى از مسلمين براى سركوبى آنان بر اسب ها سوار شدند و به خارج مدينه روى آورند. مشركين كه احساس خطر نموده بودند، به سرعت فرار كردند و خود را از دسترس مسلمين دور ساختند...
فقال ابو قتاده : يا رسول الله ان العدو قد انصرف فان راءيت ان نستبق . فقال نعم . فاستبقوا فخرج رسول الله سابقا عليهم .(574)
ابو قتاده كه يكى از سواران بود، به حضرت عرض كرد: دشمن برگشته است . اگر موافقت فرماييد، در اين فرصت يك مسابقه اسب دوانى برقرار كنيم . رسول اكرم جواب مثبت داد. مسابقه آغاز شد، سرانجام آن حضرت از همه پيشى گرفت و مسابقه را برد.
روى ان النبى صلى الله عليه و آل 7ه مر بقوم من الانصار يترامون فقال رسول الله (ص ): انا مع الحزب الذى فيه ابن الاردع فامسك الحزب الآخر و قالوا لن يغلب حزب فيه رسول الله فقال ارموا فانى ارمى معكم فرمى مع كل واحد منهم رشقا.(575)
رسول اكرم بر مردمى از انصار كه مشغول تيراندازى بودند، گذر كرد و داوطلب شد كه در مسابقه آنها شركت كند.
فرمود: من با گروهى كه ابن اردع در آن است همكارى مى كنم .
دسته مقابل با شنيدن سخن آن حضرت ، از تيراندازى دست كشيدند و گفتند گروهى كه رسول اكرم در آن تيراندازى كند، هرگز مغلوب نخواهد شد. براى آن كه مسابقه تعطيل نشود، فرمود:
من با هر دو گروه همكارى مى كنم .
مجددا مسابقه شروع شد و پيغمبر با هر دو دسته تيراندازى كرد.
عن ابى عبدالله عليه السلام : انه كان يحضر الرمى و الرهان .(576)
امام صادق عليه السلام شخصا در مسابقه تيراندازى حاضر مى شد و در شرطبندى آن شركت مى فرمود.
امام صادق عليه السلام فرمود: من در معيت پدرم به مجلس هشام بن عبدالملك در شام وارد شديم . او بر كرسى خلافت نشسته بود. نظاميان و نزديكانش در اطراف وى برپا ايستاده بودند. در ديدگاه خليفه ، هدف براى تيراندازى قرار داشت و بزرگان قومش در حضور وى تيراندازى مى كردند. به محض آن كه وارد مجلس شديم ، از پدرم خواست كه با شيوخ عرب تيراندازى كند.
حضرت فرمود: من پير شده ام . ممكن است مرا معاف بدارى .
قسم ياد كرد غير ممكن است و به يكى از شيوخ بنى اميه اشاره كرد كه كمانت را به امام باقر بده . پدرم ناچار كمان را گرفت . تيرى در آن گذارد و رها كرد. تير در وسط هدف نشست . سپس تير ديگرى گرفت و آن را روى تير اول نشاند و سوفار آن را شكافت و خلاصه چند تير روى هم زد. اين قدرت تيراندازى و هدف گيرى ، هشام را مبهوت و پريشان خاطر ساخت . به امام باقر عرض كرد مهارت شما از تمام تيراندازان عرب و عجم بيشتر است و سپس آن حضرت را به سرير خود دعوت كرد. از جا برخاست دست در گردن پدرم انداخت و او را طرف راست خود نشاند. آنگاه دست به گردن من انداخت و مرا در سمت راست پدرم نشاند و به امام باقر گفت : اين تيراندازى را از كه آموخته ايد و در چه مدتى فرا گرفته ايد؟
فقال قد علمت ان اهل المدينه يتعاطونه فتعاطينه ايام حداثتى ثم تركته .(577)
فرمود: مى دانى كه اهل مدينه مسابقات تيراندازى به پا مى كردند و با علاقه در آن شركت مى نمودند. من نيز در ايام جوانى به اين كار علاقه داشتم و در آن وارد بودم و سپس ترك كردم . اكنون كه از من خواستى ، به روزگار جوانى برگشتم و تير انداختم .
هشام گفت : من هرگز تصور نمى كردم كسى روى زمين اين چنين تيراندازى كند، آيا فرزند شما جعفر نيز مثل شما تيرانداز است ؟ حضرت باقر فرمود: ما همه وارث كمالات پيغمبر اكرم هستيم .
گرچه مسابقه اسب دوانى و تيراندازى ، از اين جهت كه عضلات را به فعاليت وامى دارد و باعث تقويت جسم مى شود، جنبه ورزشى دارد و از اين نظر كه در ساعات فراغت وسيله سرگرمى و مايه وجد و سرور است ، جنبه تفريحى دارد، ولى هدف اساسى پيشواى اسلام در تشويق اين مسابقه ، عالى تر از جهات ورزشى و تفريحش بود. پيغمبر اكرم مى خواست عموم مردم در آن روز فنون نظامى و تعاليم سربازى را فرا گيرند و براى مقابله با دشمن مجهز شوند تا در ميدان جنگ به خوبى از حقوق اسلام و مسلمين دفاع نمايند و كشورشان را از هجوم بيگانگان محافظت كنند.
در دنياى امروز، كه وضع سربازى و تمرين هاى نظامى تغيير كرده است ، اگر بعضى از جوانان در اوقات فراغت به مسابقه اسب دوانى و تيراندازى دست يابند مى توانند از جنبه ورزشى و تفريحى آن به خوبى استفاده كنند. از طرفى به سلامت و نيرومندى خود كمك كنند و از طرف ديگر قسمتى از ساعات فراغت خويش را با تفريح سالم و نشاط آور بگذرانند.
شناورى براى جوانان يكى ديگر از ورزش هاى مفيد و ثمربخش و از تفريحات سالم و نشاط آور است كه مورد توجه پيشواى اسلام قرار گرفته و پيروان خود را به فرا گرفتن آن تشويق كرده است .
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : علموا ابنائكم الرمى و السباحة .(578)
رسول اكرم فرموده است : به فرزندان خود تيراندازى و شنا بياموزيد.
شنا عضلات را به حركت در مى آورد. بدن را به فعاليت وامى دارد. جسم را تقويت مى كند و به آدمى نيرو مى بخشد. شنا در ساعات فراغت يكى از مسائل سرگرمى و تفريح و مايه شادمانى و مسرت است . به علاوه ، كسى كه شنا مى داند، قادر است در موقع پيشامد خود را از آب برهاند يا غريقى را نجات دهد.
ورزش هاى مفيد و نيرو بخش ديگرى نيز وجود دارد كه جوانان مى توانند در ساعات فراغت از آنها استفاده كنند، از قبيل پياده روى ، كوهنوردى ، حركات سالم ورزشى و خلاصه هر قسم فعاليت عاقلانه و بى ضررى كه باعث تاءمين سلامت بدن و تقويت جسم مى شود.
سلامت و نيرومندى بدن شرط اساسى هر پيروزى و موفقيت در زندگى بشر است . انسان بيمار و ناتوان نه قادر است به امور علمى و دينى بپردازد و نه مى تواند امور مادى و دنيوى خود را به درستى اداره كند.
در زندگى ماشينى امروز، كه مردم به اندازه كافى فعاليت جسمانى و حركات عضلانى ندارند و بر اثر اختلال اعمال تطابقى و ناموزونى تعادل داخلى ، سلامتشان در معرض خطر قرار گرفته است ، ناچار بايد از حركات ورزشى استفاده كنند و خود را به فعاليت وادارند.
دنياى كنونى ، برنامه ورزش را پيوسته براى تمام مردم گسترش مى دهد و به طور مختلف آنان را در اين راه تشويق مى نمايد. در محيط مدارس و دانشگاه ها ورزش را الزامى نموده و جوانان را به انجام كارهاى ورزشى ملزم ساخته است . براى بزرگسالان نيز وسايل ورزش را مهيا نموده و همه جا در دسترس مردم قرار داده است تا عموم طبقات بتوانند خود را نيرومند كنند و از قوت و سلامت جسم برخوردار گردند.
ويل دورانت مى گويد:
((يك دانشجوى عينكى چينى گفت كه دانشگاه هاى آمريكايى اتحاديه هاى ورزشى هستند كه در آن وسايلى هم براى مطالعه صاحبان بنيه هاى ضعيف موجود است . هر فيلسوفى بايد مانند افلاطون ورزشكار باشد و اگر نباشد فلسفه او مورد شك و ترديد است .
نيچه مى گويد: شرط اول هر انسان شريف آن است كه حيوان كاملى باشد. تعليم و تربيت بايد بر اين اساس نهاده شود. تربيت بدنى بايد همسنگ تربيت ذهنى باشد.))(579)
بدبختانه ، پاره اى از اعمال وحشيانه و ضد اخلاق به نام ورزش و به عنوان تفريح و سرگرمى در جهان متمدن امروز معمول گشته است و عواطف بعضى از جوانان ساده دل به سوى آن جلب شده و كوركورانه به انحراف و كجروى گراييده اند.
مشت زنى كه يك عمل خشن و بى رحمانه است و در آدمى خوى درندگى و سبعيت را بيدار مى كند، از كارهايى است كه مورد تشويق دنياى كنونى قرار گرفته و براى آن مسابقات مهم تشكيل مى شود به برنده مسابقه جايزه بزرگ مى دهند و مخالفت افراد واقع بين و با تشخيص تا كنون مؤ ثر واقع نشده است .
((مفسر روزنامه نيويورك تايمز، چاپ نيويورك ، به اندازه اى از ديدن يك مسابقه بكس ناراحت شده كه روزنامه را وادار كرده كه از مقامات شهر نيويورك بخواهد مسابقات مشت زنى را تحريم كنند. روزنامه مهم آمريكايى در سرمقاله خود تحت عنوان پستى مى نويسد: آن صحنه هاى سبعانه كه ديده شد، اسباب رسوايى ورزش مشت زنى و موجب نفرت تماشاگران گرديد. مگر ممكن است يك نفر كه خود را قهرمان جهان مى داند، اين قدر پستى نشان دهد.

next page

fehrest page

back page