28. جوان و ساعات فراغت
قال الله العظيم فى كتابه : افمن كان على بينه من ربه كمن زين له سوء عمله و
اتبعوا اهوائهم .(539)
تفريح و سرگرمى در زندگى بشر يك ضرورت حياتى است كه در طفوليت به
صورت بازى هاى كودكانه انجام مى شود و در بزرگسالى ، به اعتبار تفاوت تربيت
هاى خانوادگى و شرايط محيط اجتماعى ، به
شكل هاى مختلفى تحقق مى پذيرد.
ميل به تفريح ، يكى از خواهش هاى طبيعى است كه با سرشت انسان آميخته شده و از آغاز
زندگى تا پايان عمر همواره ثابت و پايدار است . ارضاى اين
تمايل ، براى تمام طبقات مردم ، در سنين مختلف ، لذت بخش و مايه شادى و مسرت است .
قال
على عليه السلام : السرور يبسط النفس و يشير
النشاط.(540)
على عليه السلام فرموده است : فرح و شادمانى باعث بهجت و انبساط روح و مايه تهييج
وجد و نشاط است .
كارهاى تفريحى ارزش اقتصادى ندارند، ولى روى فعاليت هاى اقتصادى و وظايف اجتماعى
اثر بسيار مفيد مى گذارند. به وسيله تفريح ، نياز جسم و جان برآورده مى شود و
لذتش مايه خشنودى و آرامش خاطر مى گردد. تفريح ، آدمى را با شادى و مسرت براى كار
و كوشش مهيا مى كند و در راه فعاليت هاى اقتصادى و اجتماعى ، با نيروى بيشتر آماده مى
سازد.
عن الرضا عليه السلام : اجعلوا لانفسكم حظا من الدنيا باعطائها ما تشتهى من
الحلال و ما لا تثلم المروة و لا سرف فيه و استعينوا بذلك على امور
الدنيا.(541)
حضرت رضا عليه السلام فرموده است : از لذايذ دنيوى نصيبى براى كاميابى خويش
قرار دهيد و تمنيات دل را از راه هاى مشروع برآوريد. مراقبت كنيد در اين كار به مردانگى
و شرافتتان آسيب نرسد و دچار اسراف و تندروى نشويد. تفريح و سرگرمى هاى لذت
بخش ، شما را در اداره زندگى يارى مى كند و با كمك آن بهتر به امور دنياى خويش
موفق خواهيد شد.
سرگرمى و تفريح ، آدمى را از ملالت كارهاى يكنواخت و خسته كننده زندگى خلاص مى
كند و براى مدت كوتاهى ، بار سنگين مسئوليت را از دوش وى بر مى دارد و زنجيرهاى
وظايف روزمره را موقتا از دست و پايش مى گشايد. تفريح ، براى استراحت بدن و جبران
خستگى هاى ناشى از كار، يك نياز اساسى و اجتناب ناپذير است .
عن على عليه السلام : لكل عضو من البدن استراحة
.(542)
على عليه السلام فرموده است : هر يك از اعضاى بدن به استراحت احتياج دارد.
ساعت تفريح ، يكى از بهترين فرصت هاى سودبخش در حيات بشر است . در موقع
تفريح و سرگرمى ، محيط زندگى رنگ ذوق و ابتكار به خود مى گيرد و لطف و صفاى
مخصوصى پيدا مى كند. روح سبك بال و پرنشاط مى شود. عواطف و احساسات شكوفا مى
گردند و آدمى در خود احساس آزادى و حريت مى نمايد.
قال اميرالمؤ منين عليه السلام : اوقات السرور خلسه
.(543)
على عليه السلام فرموده : مواقع تفريح و شادمانى فرصت است . (افراد
عاقل فرصت ها را مغتنم مى شمارند و از آن ها به نفع خوشبختى و سعادت خويش استفاده
مى كنند.)
((سرگرمى هاى گوناگون ، به منزله وسايلى براى رهايى و آزاد كردن عواطف
فشرده و محبوس و فرار از حقايق تلخ زندگى است و به طورى كه
كيمبال يانگ ، در كتاب جامعه شناسى خويش خاطر نشان مى كند، اين سرگرمى ها به
افراد اجازه مى دهد كه براى چند ساعتى از تعهدات خود، به عنوان پدر يا فرمان بردار
جامعه برهند و با دخول در يك دنياى رويايى ساختگى ، از دلهره و نگرانى نجات يابند.
به همين جهت است كه به تماشاى مناظر خنده آور
اشتغال مى ورزند و در نقاط سرگرم كننده ازدحام مى
كنند.))(544)
در آيين مقدس اسلام ، تمايل به تفريح ، مانند ساير خواهش هاى طبيعى بشر مورد توجه
واقع شده و به شايستگى ارضا مى شود. در بعضى از روايات دست يافتن به مشتهيات
و لذايذ مشروع ، در رديف امور مربوط به معاش و معاد قرار گرفته و خاطرنشان شده است
كه مسلمان شايسته قسمتى از وقت خود را به جلب لذت هاى مباح اختصاص مى دهد و موجبات
بهجت و انبساط خود را فراهم مى سازد و براى انجام وظايف دينى و دنيوى آماده مى شود.
عن الرضا عليه السلام قال : و اجتهدوا ان يكون زمانكم اربع ساعات . ساعة لله
لمناجاته و ساعه لامر المعاش و ساعه لمعاشره الاخوان الثقات و الذين يعرفونكم
عيوبكم و يخلصون لكم فى الباطن و ساعه تخلون فيها للذاتكم و بهذه الساعه
تقدرون على الثلاث الساعات .(545)
حضرت رضا عليه السلام فرموده است : كوشش كنيد اوقات روز شما چهار ساعت باشد.
ساعتى براى عبادت و خلوت با خدا، ساعتى براى تاءمين معاش ، ساعتى براى آميزش و
مصاحبت برادران مورد اعتماد و كسانى كه شما را به عيوبتان واقف مى سازند و در باطن
نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتى را به تفريحات و لذايذ خود اختصاص دهيد و
از مسرت و نشاط ساعت تفريح ، نيروى انجام وظايف ساعات ديگر را تاءمين نماييد.
عطش تفريح و ميل به سرگرمى هاى لذت بخش زمانى بروز مى كند كه آدمى از فكر
معيشت فارغ گشته و ضروريات زندگى خود را تهيه كرده باشد. كسى كه ناچار است
همه روزه كار كند و براى حفظ حيات و تاءمين معاش خويش تلاش نمايد، موقعى كه
سرگرم فعاليت هاى روزانه است ، در فكر گردش و تفريح نيست ، او تنها در اين فكر
است كه با سعى و كوشش كار خود را انجام دهد و درآمدى
تحصيل كند تا قوت و غذا و لوازم زندگى خويش را مهيا سازد. اما وقتى
مشكل بزرگى راحل كرد و با تاءمين معيشت ، خاطر خود را مطمئن و آرام ساخت ،
تمايل تفريح در نهادش بيدار مى شود و او را به ارضاى تمنيات و مشتهياتش تحريك
مى كند. در اين موقع است كه وى راه تفريح و تعيش را در پيش مى گيرد و از پى
كامرانى و جلب لذت مى رود.
((تفريح وقتى اهميت خاص مى يابد و مورد توجه
كامل قرار مى گيرد كه جامعه به درجه تكامل لازم رسيده و مبارزه براى حيات جنبه مداوم
نداشته باشد و افراد در مواقع معين بتوانند به تفريح و سرگرمى بپردازند. در هر جا
كه نيازمندى هاى اساسى بشر كاملا تاءمين گردد، تفريح و سرگرمى مقام مهمى در
زندگى احراز مى كند. گزارش هاى مربوط به فرهنگ هاى اوليه حاكى است كه اهميت و
ميزان زمانى كه وقف تفريح مى گردد و همچنين درجه پيشرفت و
تكامل سرگرمى ها، بستگى كامل به رفاهيت مادى جامعه
دارد.))(546)
نكته شايان دقت آن كه بر اثر انقلاب صنعتى و توسعه كارهاى ماشينى ، ساعات فراغت
مردم به مقدار قابل ملاحظه اى افزايش يافته و مسئله تفريح و تفرج جنبه عمومى و
همگانى به خود گرفته است .
در دوره كشاورزى و روزگار پيش از انقلاب صنعتى ، كه كار روزانه با دست يا
ابزارهاى ساده ابتدايى انجام مى شد، قسمت اعظم وقت و قواى مردم در راه تاءمين معاش و
تهيه ضروريات زندگى مصروف مى گرديد و موقعى كه از كار دست مى كشيدند،
نيروى اضافى در وجودشان باقى نمانده بود كه آن را به وسيله تفريح و سرگرمى
هاى فرح آور آزاد سازند، ناچار به بستر خواب پناهنده مى شدند تا خستگى روزانه را
جبران كنند و نيروى تازه اى براى فرداى خود ذخيره نمايند. تنها افراد متمكن و مرفه ،
كه در امر معاش نيازى به فعاليت هاى بدنى نداشتند، از تفريحات گوناگون استفاده
مى كردند و نيروى زايد خود را بدان وسيله آزاد مى ساختند.
اكنون در دنياى صنعت ، نيروى ماشين در بيشتر موارد جايگزين نيروى انسانى شده و
كارهايى كه ديروز به وسيله دست و قوت بازو و صرف نيروى كارگر انجام مى شد،
امروز به وسيله ماشين انجام مى پذيرد و با صرف وقت كم و نيروى ناچيز، چندين
برابر محصول ديروز به دست مى آيد.
ديروز يك كارگر دستباف روزى دوازده ساعت كار مى كرد و در موقع بافندگى ناچار
بود از دست و پا و چشم و فكر و تمام قواى بدن خويش استفاده كند و همه آن ها را به كار
اندازد، تا چند متر پارچه متوسط و ناصاف ببافد و از درآمد آن معاش خويش را تاءمين
نمايد و موقعى كه خسته و كوفته از پشت دستگاه بافندگى خارج مى شد، نيروى ذخيره
اى نداشت تا از پى تفريح و گردش برود و آن را آزاد نمايد.
در جهان كنونى ، كه پارچه بافى هاى دستى جاى خود را به ماشين هاى عظيم خودكار داده
، وضع كارگران بافنده به كلى دگرگون شده است . از طرفى ، نيروى برق و
قدرت ماشين جايگزين نيروى انسانى شده و كارگر وظيفه اش تنها مراقبت و نظارت بر
كار ماشين و احيانا انجام دادن يك عمل بسيار ساده است . از طرف ديگر، ساعت كار ماشين و
زيادى محصول ايجاب كرده است كه ساعات كار
تقليل يابد. در نتيجه يك كارگر بافنده وقتى از كار فارغ مى شود، چند ساعت وقت آزاد
و مقدار زيادى نيروى ذخيره در بدن دارد. به همين جهت ، با بى صبرى از پى تفريح و
تفرج مى رود تا از ساعات فراغت خود استفاده كند و نيروى باقيمانده را در لذت و
كامرانى آزاد سازد.
((جورج لوندبرگ ))، در كتاب خود به نام بيكارى چنين مى نگارد: ايام بيكارى
عبارت از ايامى است كه طى آن ، ما از روشن ترين و رسمى ترين وظايف خود، كه براى
انجام آن مزد مى گيريم و با اين كه ملزم به انجام آن هستيم ، آزاد باشيم . مسئله بيكارى ،
بر اثر پيشرفت اختراعات ، كه بيش از پيش كار انسان را كمتر كرده اند، به وجود آمده
است .
در سال 1840، در آمريكا، هفته كار هر كارگر در حدود 84 ساعت بود و
حال آن كه در سال 1930 به پنجاه ساعت و كمتر
تقليل يافت . اينك ساعات كار در هفته ، در بسيارى از كشورها به 40 ساعت
تنزل يافته است و احتمال مى رود از اين ميزان نيز كمتر
شود.))(547)
در روزگار گذشته ، نقطه اصلى و هدف اساسى زندگى اجتماعى در نظر مردم كار و
فعاليت بود و تفريح و تفرج را يك امر فرعى و غير ضرورى مى شناختند. زيرا در آن
موقع كارها به وسيله دست و با نيروى محدود انسانى انجام مى شد و در نتيجه بازده كار
بسيار كم و مقدار توليد ناچيز بود. ضرورت زندگى ايجاب مى كرد مردم هر چه بيشتر
كار كنند تا محصول زيادترى به دست آورند.
در دنياى كنونى درست قضيه بر عكس شده است . تفريح و تفرج و جلب لذت ، نقطه
اصلى و هدف اساسى زندگى شناخته شده و چند ساعت كار وسيله اى است كه در مواقع
فراغت ، به تفريح بهترى دست يابند و از تعيش و كامرانى بيشترى برخوردار گردند.
زيرا كارها با نيروى ماشين انجام مى شود و بر اثر آن به قدرى سطح توليد بالا
رفته كه در بعضى از كالاها به مقدار محصول چندين برابر ميزان مصرف است .
((در گذشته ، انسان براى تاءمين نيازمندى هاى اساسى خويش ناگزير بود به
كارهاى دشوار تن دهد و مداوم كار كند و در نتيجه ، كار به نظر احترام و بيكارى به ديده
نفرت نگريسته مى شد و حال آن كه اكنون اوضاع به كلى دگرگون شده است . امروز،
انسان بر اثر توانايى توليد، بيش از ميزان مصرف خود، آن هم با
بذل جزئى از مساعى و وقتى كه در گذشته به كار مى برد، نمى تواند با همان ديده
احترام ديرين به كار بنگرد. رب النوع كار بايد از كرسى پر
جلال و جبروت ديرين خويش فرود آيد و جاى خود را به الهه تفريح بدهد.
ما بايد اين نكته را درك كنيم كه ايام بى كارى ، يعنى ايامى كه بايد به خوشى و
تفريح بگذرد، تنها زمانى است كه زندگى را شايسته زندگى كردن مى سازد و ايام
ديگر را ما تنها از آن لحاظ تحمل مى كنيم كه در غنى ساختن و با ارزش كردن ايام بيكارى
و فراغت ما اثر دارد.))(548)
دير زمانى است كه مهندسين هوشمند در صنايع ماشينى تحولاتى را به وجود آورده اند و
بر اثر آن زندگى مردم در كشورهاى صنعتى دگرگون شده است . از طرفى ، قسمت
اعظم ماشين ها به وسيله لوازم و ابزارهاى فنى ، خودكار شده و ديگر جايى براى صرف
نيروى انسانى يا دخالت دست كارگر باقى نمانده است . در نتيجه اين
تحول ، كارگر در ساعات كار نيروى خود را
اعمال نمى كند و همچنان در وجودش باقى مى ماند. موقعى كه ساعات كار پايان مى
پذيرد، با عجله و بى صبرى از محيط كارگاه خارج مى شود تا خود را به تفريحى كه
از آن لذت مى برد، سرگرم سازد و نيروى نهفته خويش را بدان وسيله آزاد نمايد. از
طرف ديگر، با تغييرات فنى و دقيقى كه در صنايع صورت گرفته ، كار ماشين ها
سريع تر شده و سطح توليدشان بالا رفته است و بر اثر آن ساعات كار كارگران
كاهش يافته و بر اوقات فراغتشان افزوده شده است .
خودكار شدن ماشين ها و ازدياد ساعات بى كارى ، بر مقدار جرايم و جنايات افزوده و
ممالك پيشرفته صنعتى را با مشكلات بسيار عظيمى مواجه ساخته است . جامعه شناسان
محقق در اين انديشه اند كه مردم در ساعات فراغت چه كنند؟ اوقات بى كارى خود را
چگونه بگذرانند و نيروى ذخيره خويش را در چه راهى صرف نمايند؟ چه بايد كرد كه
جامعه در اوقات بيكارى راه فساد و تباهى در پيش نگيرد و موجبات سقوط و بدبختى خود
را فراهم نسازد؟
((نهرو، نخست وزير فقيد هندوستان مى گويد: يكى از مهم ترين مسايلى كه در برابر
ماست و در سال هاى آينده ، مخصوصا در ايالات متحده آمريكا و ساير كشورهايى كه از
لحاظ اقتصادى پيش رفته اند و اكنون صنايع و امور اقتصادى ايشان به ميزان وسيع به
شكل خودكار در مى آيد، مطرح خواهد شد، ساعات فراغت و بيكارى است .
در كشورهاى تكامل نايافته ، چون هند، اين مسئله به آن اندازه كه در ايالات متحده و در
اروپا، به خصوص در كشورهاى اسكانديناوى پيش مى آيد، مطرح نيست . اين مسئله در
آمريكا از همه جا شديدتر است و ظاهرا در آينده وسعت و دامنه بيشتر هم پيدا خواهد كرد.
در روزنامه هاى سراسر جهان مطالبى درباره فساد و جنايات جوانان و انحطاط عمومى
اصول اخلاقى و انضباط روحى جامعه بشرى مى خوانيد كه بيشتر در جامعه هاى
ثروتمندتر و مرفه تر پيش مى آيد. آيا با اين مسئله تازه استفاده از ساعات فراغت چه
بايد كرد؟
يافتن پاسخى براى اين سؤ ال اهميت فراوان دارد، زيرا اگر به درستى به آن
نپردازيم ، يك نوع فرسودگى روحى و اخلاقى نسبت به خود تمدن پيش خواهد
آمد.))(549)
وقتى شما مسئله بيكارى را حل كرديد، مسئله بعدى و بزرگ تر، به كار بستن زمان
فراغت و بيكارى مطرح مى شود، تا وقتى كه انسان
مشغول كار است و به خاطر زنده ماندن خود تلاش مى كند، چه اين تلاش به صورت سخت
و دشوارى باشد كه در كشور ما وجود دارد و چه به صورت ملايم تر كه در بعضى
كشورهاى مترقى هست ، در هر حال سرگرم مى باشد. اما وقتى كه
مسايل اجتماعى و اقتصادى اش حل شد و خودكار شدن كارها نيز بار سنگين كار را از دوشش
برداشت ، با مسايل تازه اى مواجه مى شويم كه هرگز پيش از آن سابقه نداشته است .
مانند مسايل جنايات جوانان ، تجاوزات جنسى ، افزايش
قتل و كشتار، رواج مشروبات الكلى ، طغيان نيروهاى ويران كننده ، هرج و مرج و صدها
ميكروب ديگر كه موجب بيمارى روحى و انحطاط اخلاقى مى
گردد.))(550)
ساموئل كينگ مى گويد:
((بر اثر كاهش ساعات كار طى سالهاى اخير، تفريح با فعاليت ساعات بيكارى
تبديل به يك مسئله اجتماعى حياتى گرديده و توجه بسيارى از محققان را به خود معطوف
داشته است . مطالعات اين دانشمندان نشان مى دهد مادام كه ما نتوانيم به طور عاقلانه
اوقات روز افزون بيكارى خودمان را به سر بريم ، چه در زندگى و چه در شخصيت ما
اختلالاتى روى خواهد داد. افراد بشر همواره طبعا
مايل به داشتن اوقات بيكارى بيشترى بوده اند، لكن اينك مواجه با اين خطر شده اند كه
اوقات فراغتشان بيش از آن است كه در خور آن اند و بيم آن مى رود كه بر اثر عدم
توانايى امرار اين اوقات ، به طور عاقلانه ، خطرات بزرگى براى خودشان و جامعه
به وجود آورند. به همين جهت است كه مسئله گذراندن ساعات بيكارى ، امروز يكى از
دشوارترين مسائلى است كه تا كنون اكثر ملل جهان و به ويژه باختريان با آن مواجه مى
باشند.))(551)
توسعه اقتصاد صنعتى ، كشورهاى پيشرفته را غنى و ثروتمند ساخت و بنيه مالى مردم
را تقويت كرد. در نتيجه ، راه ارضاى غرايز و تمايلات نفسانى آنان هموار گرديد. در
كشورهاى صنعتى ، نيروى ماشين براى توليد
محصول و تاءمين معاش مردم به كار افتاد و به آسانى موجبات رفاه و آسايش مردم را
فراهم آورد. در عوض ، نيروهاى صرفه جويى شده مردم در مسير لذت و كامرانى به
حركت درآمد و به جاى كار و كوشش ، راه شهوترانى و عياشى را در پيش گرفتند.
خلاصه ، ثروت فراوان ، زندگى مرفه ، كار كم ، فراغت زياد و نيروى سرشار،
شرايط مساعدى را براى تاخت و تاز غرايز به وجود آورد و زمينه تجاوز و طغيان افراد
خودسر را مهيا ساخت .
كلا ان الانسان ليطغى . ان راه استغنى .(552)
آدمى به طغيان و سركشى مى گرايد، موقعى كه ثروتمند مى شود و خويشتن را غنى و
بى نياز مى بيند.
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : فو الله ما الفقر اخشى عليكم ولكنى اخشى
عليكم ان تبسط لكم الدنيا كما بسطت على من كان قبلكم فتنافسوها كما تنافسوها و
تهلككم كما اهلكتهم .(553)
رسول اكرم (ص ) فرمود: به خدا قسم از فقر و تنگدستى بر شما نمى ترسم ، بلكه
از آن مى ترسم كه ثروتمند شويد و دنياى شما گشايش يابد، همان طور كه پيش از
شما كسانى تمكن يافتند، آن گاه مانند آن ها به زياده روى دچار شويد و سرانجام ،
ثروت شما را هلاك كند، چنان كه آنان را تباه ساخت .
ويل دورانت مى گويد:
((ثروت مملكت ما، در عصر حاضر، اصول اخلاقى محكم و خشن مهاجرين سابق به آمريكا
را، بيشتر از هر انقلاب ادبى ، به بى بند و بارى نفوس از قيد جسته
بدل كرد. روزهاى آخر هفته كه براى استراحت و عبادت بود، به ايام عيش و لذايذ دنيوى
نامحدود بدل گشت و اين خود نشانه بارزى بر تغيير اخلاق و زندگى دور از قيد و بند
ما تواند بود.
هنگام تنگدستى ، تقوا آسان است و اگر پيروى از هوى و هوس به قيمت گران تمام
شود، مى توان آن را ترك گفت . اما اگر جيب ها از
پول مالامال شد و انسان توانست خود را از چشم همسايگان بپوشاند، حفظ تقوا بسى
دشوار است . علماى اخلاق ، بيهوده از تن آسايى و تفنن طلبى امروز مى نالند، زيرا اين
گونه دواعى هميشه در ما بوده است و فقط امروز فرصت ظهور آن دواعى به دست آمده است
و تا موقعى كه وضع اقتصادى دگرگون نشود، كار بدين
منوال خواهد بود. تا پيشرفت ماشين ايام فراغت را بيشتر مى كند و
اعمال ذهنى را جانشين كارهاى جسمانى مى سازد، قوايى كه بايد در رنج بدنى صرف
شود، در خون ذخيره خواهد شد و حساسيت ما را در برابر شهوات روز به روز بيشتر خواهد
كرد.))(554)
تمايل به تفريح كه به قضاى حكيمانه الهى در نهاد بشر آفريده شده ، يكى از
تمنيات فطرى انسان است و مانند ساير غرايز و خواهش هاى طبيعى بايد
تعديل شود و با اندازه گيرى صحيح و دور از افراط و تفريط، در جاى خود ارضا
گردد. اين موضوع در گذشته مورد توجه اولياى گرامى اسلام قرار گرفته و ضمن
روايات متعددى ، تعاليم لازم را به پيروان خود داده اند.
متاسفانه در دنياى صنعت و ماشين ، كه ساعات فراغت به مراتب بيشتر شده و مسئله
تفريح و جلب لذت اهميت زيادترى پيدا كرده است ، دانشمندان ، به موقع خود در اين باره
فكرى نكردند و برنامه جامع و كاملى را كه موافق سعادت و مصلحت باشد، طرح ننمودند.
در نتيجه ، بسيارى از جوانان در كشورهاى صنعتى ، خودسرانه و بدون راهنمايى صحيح
، در ساعات فراغت مرتكب اعمال ناروايى شدند و به نام تفريح و خوشگذرانى ، موجبات
بدبختى و سقوط خود و دگران را فراهم آوردند و اين روش نادرست همچنان ادامه دارد.
((فعاليت اوقات بيكارى ، كه در گذشته جنبه اختيارى داشت و محدود به خانه بود، بر
اثر هجوم روستاييان به شهرها و اختراعات بزرگى مانند
اتومبيل و سينما و راديو و تلويزيون ، دستخوش تغييرات شگرفى شده است . متاءسفانه
، همان طور كه لوندبرگ در كتاب خود خاطرنشان مى كند،
مسايل ناشى از افزايش اوقات بيكارى بشر از جانب دانشمندان اجتماعى مورد توجه
كامل قرار نگرفته است ، زيرا جامعه شناسان هنوز تحت تاءثير همان نظريه اقتصادى
ديرين هستند كه محصول را مهم تر از مصرف مى داند و به كار بيش از بيكارى توجه
دارد. گو اين كه بيكارى روز به روز اهميت بيشترى كسب مى كند. برخى از جامعه شناسان
، حتى بيكارى را به منزله يك موضوع احساساتى تلقى كرده و آن را در خارج از حيطه
تحقيقات علمى قرار مى دهند و حال آن كه بر عكس ، اين مسئله بايد مورد توجه
كامل آنان قرار گيرد. زيرا تنها تحقيقات علمى است كه مى تواند روشن كند انسان اوقات
بيكارى خود را چگونه مى تواند با حداكثر استفاده به سر برد. حتى مى توان گفت
چگونگى امرار اوقات بيكارى ، تا اندازه اى كيفيت تمدن ملتى را روشن مى
كند.))(555)
جوانان به طور طبيعى مايل اند در ساعات فراغت ، از تفريح هاى لذت بخش و نشاط آور
استفاده كنند و بدين وسيله موجبات مسرت خاطر و خشنودى نفس خويش را فراهم آورند و از
فوايد آن برخوردار گردند. ولى براى آن كه در
اعمال اين تمايل تندروى نكنند، قطعا به راهنمايى و هدايت صحيح احتياج دارند.
اولياى گرامى اسلام ، در برنامه هاى تعليماتى خود،
تمايل لذت را تعديل كرده و آن را با مقياس مصلحت و سلامت اندازه گيرى نموده اند.
لذايذى را كه باعث انبساط روح و مايه وجد و شادمانى است و آسيبى به خوشبختى و
سعادت بشر نمى رسانند، امضا كرده و بهره مندى از آنها را به پيروان خود اجازه داده اند
و ضمنا خاطر نشان ساخته اند كه لذايذ مباح ، آدمى را در انجام وظايف روحانى و معنوى
يارى مى كند.
عن ابى عبدالله عليه السلام قال : ينبغى للمسلم
العاقل ان يكون له ساعة يفضى بها الى عمله فيما بينه و بين الله
عزوجل و ساعة يلاقى اخوانه الذين يفاوضهم و يفاوضونه فى امر آخرته و ساعة يخلى
بين نفسه و لذاتها فى غير محرم فانها عون على تلك الساعتين
.(556)
امام صادق عليه السلام فرمود: شايسته است مسلمان
عاقل ساعتى از روز خود را براى كارهايى كه بين او و خداوند انجام مى گيرد، اختصاص
دهد و ساعتى برادران ايمانى و دوستان خود را ملاقات كند و در امور معنوى و اخروى با
آنان گفت و گو نمايد و ساعتى نفس خود را با لذايذ و مشتهياتش ، كه گناه نباشد، آزاد
بگذارد و اين ساعت لذت ، آدمى را در انجام وظايف دو ساعت ديگر كمك مى كند.
لذت هايى كه به جسم و جان ضرر مى رسانند و با سعادت و سلامت بشر ناسازگارند
و سرانجام تيره روزى و بدبختى به بار مى آورند، در اسلام ممنوع شناخته شده و
اولياى مذهب ، پيروان خود را از آلوده شدن به آنها بر حذر داشته اند.
قال على عليه السلام : نزهوا انفسكم عن دنس اللذات و تبعات الشهوات
.(557)
على عليه السلام فرموده است : خويشتن را از آلودگى لذات پليد و عوارض بد شهوات
منزه و پاك نگاه داريد.
و عنه عليه السلام : لا خير فى لذة توجب ندما و شهوة تعقب
الما.(558)
و نيز فرموده است : خير و خوبى يافت نمى شود در لذتى كه پشيمانى به بار مى آورد
و شهوتى كه درد و ناراحتى از پى دارد.
پيشرفت علوم طبيعى و صنايع ماشينى ، پديده هاى لذت بخشى را به وجود آورد و لذايذ
تازه اى را در اختيار بشر گذارد. افزايش ساعات فراغت و آزادى هاى بى حساب ، زمينه
را براى بهره بردارى از آن لذايذ آماده كرد. نيروهاى مالى و انسانى در تاسيس مراكز
عياشى به كار افتاد و موسسات خوشگذرانى به طور روز افزون گسترش يافت .
جوانان كامجو و هوسباز فرصت مناسبى به دست آوردند تا هر چه بيشتر از لذايذ دنياى
ماشين استفاده كنند و از خوشى هاى گوناگونش برخوردار گردند،
غافل از اين كه بعضى از آن لذايذ، مخالف مصلحت و منافى با سعادت و سلامت بشر است
و سرانجام بدبختى هاى غير قابل جبرانى به بار خواهد آورد.
((ميل به تفريح ، جنبه بين المللى پيدا كرده است و كليه افراد بشر به ايام بيكارى
ابراز علاقه بيشترى مى كنند و استفاده از تفريح را حق مسلم خود مى دانند. در آمريكا،
نهضت خوشگذرانى توسعه شگرفى يافته و قسمت اعظم سرمايه ملت صرف آن مى
گردد.))(559)
|