next page

fehrest page

back page

نمونه اى از اشعار سفيان عبدى
علامه امينى در كتاب الغدير اشعار زيادى از عبدى نقل كرده كه به يك نمونه اشاره مى كنيم :
احب النبى المصطفى وابن عمه عليا وسبطيه و فاطمه الزهرا
هم اءهل بيت اءذهب الرجس عنهم واءطلعهم افق الهدى اءنجما زهرا
موالاتهم فرض على على كل مسلم و حبهم اءسنى الذخائر للاخرى
و ما انا للصحب الكرام بمبغض فانى اءرى البغضاء فى حقهم كفرا(450)
14- بزرگداشت اعياد اسلامى
اعياد اسلامى از خاطرات فراموش نشدنى تاريخ اسلام است . بويژه روز عيد غدير كه در اين روز على (عليه السلام ) توسط رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به خلافت و جانشينى آن حضرت منصوب شد و بدين وسيله دين خدا كامل گشت ، زيرا امامت دنباله نبوت است .
روز عيد غدير روز به ثمر نشستن تلاشهاى بى امان رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) است بدين جهت اين روز فرخنده نزد امامان از بزرگترين عيدهاى اسلامى بوده است .
امام صادق (عليه السلام ) اين روز را بسيار بزرگ مى شمرد و در مقايسه با روزهاى ديگر اهميت و فضيلت خاصى به اين روز قائل بود.
قاسم بن يحيى از جد خود حسن بن راشد چنين روايت مى كند:
به امام صادق عرض شد آيا غير از عيد فطر و عيد قربان و روز جمعه عيد ديگرى نيز براى مؤ منان هست ؟
حضرت فرمود: نعم لهم ما هو اءعظم من هذا. يوم اقيم اءميرالمؤ منين (عليه السلام ) فعقد له رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) الولايه فى اءعناق الرجال و النساء بغدير خم . فقلت و اءى يوم ذاك ؟ قال ... يوم ثمانيه عشر من ذى الحجه . قال : ثم قال : والعمل فيه يعدل العمل فى ثمانيه شهرا و ينبغى اءن يكثر فيه ذكر الله عزوجل والصلاه على النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) و يوسع الرجل فيه على عياله .(451)
آرى براى مؤ منان عيدى است كه از آن چه كه گفتى مهمتر است و آن روزى است كه امير مؤ منان على (عليه السلام ) به پا داشته شد (يعنى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) او را به خلافت منصوب كرد).
سپس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) ولايت حضرتش را در غدير خم برگردن تمامى مردان و زنان نهاد. عرض كردم : آن چه روزى است ؟... فرمود: روز هيجدهم ماه ذى حجه .
سپس فرمود: (عبادت ) و كار نيك در آن روز برابر با هشت ماه - عبادت - و عمل صالح است .
و سزاوار است كه در اين روز خدا بسيار ياد شود و بر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) درود فرستاده شود ونيز سزاوار است كه مردى در اين روز بر اهل و عيال خود اسباب راحتى و گشادگى فراهم كند.
آرى يادبود مناسبتهاى اسلامى و بويژه عيد فرخنده غدير زنده كردن اسلام و عمل به سفارشهاى اهل بيت اطهار است و چه نيكوست كه در اين روز با تقديم هدايايى كوچك و بزرگ به اعضاى خانواده و بخصوص فرزندان ، آنان را دلشاد كنيم ، در ضمن به آنها توضيح دهيم كه امامت و ولايت چه معنايى دارد و اين يادبودها براى چيست .
15- آمادگى براى روز جمعه
پيشوايان اسلام براى بزرگداشت روز جمعه حساسيت و اهميت خاصى نشان داده اند. و براى آن برنامه هاى ويژه اى معين كرده اند.
توصيه شده كه در اين روز آدابى همچون ؛ خواندن دعاى امام زمان (عليه السلام )، دعاى ندبه ، دعاى سمات و نماز جمعه به عمل آيد، افراد به نظافت شخصى و استحمام و... بپردازند. و مهمتر از همه تاءكيد شده كه حتما در اين روز فرصتى به آموزشهاى دينى و عقيدتى اختصاص داده شود. پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((واى بر مسلمانى كه در هر هفته ، روز جمعه را براى آموختن دستورات الهى خالى نگذارد.(452)))
از اين گذشته حتى در باب تهيه مايحتاج زندگى نيز سفارشهايى رسيده ، از جمله :
پيامبر فرمود: اشتروا لصبيانكم اللحم و ذكروهم يوم الجمعه .(453)
براى فرزندان خود گوشت تهيه كنيد و فضيلت روز جمعه را براى آنان بيان نماييد.
امير مؤ منان (عليه السلام ) فرمود: اءطرفوا اءهاليكم فى كل ليله جمعه بشى ء من الفاكهه كى يفرحوا بالجمعه .(454)
در هر شب جمعه مقدارى ميوه تهيه كنيد تا فرزندان براى فرا رسيدن روز جمعه شادى و خوشحالى كنند. در روايتى به جاى شب جمعه ، روز جمعه ذكر شده است .(455)
فصل هفتم : فرزند و جامعه
1- برخوردهاى اجتماعى فرزندان
از آنجايى كه فطرت انسانى بر انس و رابطه با يكديگر پايه گذارى شده ، دوست دارد هميشه زندگى جمعى داشته باشد و از انزوا و گوشه گيرى متنفر است .
زندگى جمعى ، آداب و شرايطى دارد تا محيط را براى زندگى سالم و تواءم با آرامش آماده كند و زمينه هاى نزاع و دشمنى را از ميان بردارد. از اين رو پيشوايان الهى (عليهم السلام ) براى تحكيم روابط بين انسانها و تحقق زندگى مطلوب و متعالى توصيه هايى بيان فرموده اند كه بدون شك به كار بستن اين دستورات الهى سلامت همه جانبه جامعه و روابط نيكوى انسانى را تضمين خواهد كرد كودكان و نوجوانان بخش عظيمى از اجتماع را تشكيل مى دهند شخصيت آنان و نحوه آشنايى شان با آداب و روابط و نوع برخوردهاى اجتماعى در دوران كودكى و نوجوانى شكل مى گيرد. و اين والدين هستند كه با نقش حياتى و تاءثير همه جانبه خود در سرنوشت كودكان مسير زندگى آنها را رقم مى زنند. اگر والدين به كودكان تعليم دهند كه آنان از عزت نفس و كرامت شخصيت برخوردارند و ديگران هم همين طور. بنابراين احترام به شخصيت خود و ديگران جزء خوى و خصلت دائمى كودكان مى گردد و از فخر فروشى بى معنا و تعدى به حقوق ديگران و بدخلقى و خشم بر آنها رويگردان مى شوند و به دهها صفت نيكوى اخلاقى آراسته مى گردند كه زمينه ساز موفقيت و خوشبختى در زندگى اجتماعى و همزيستى تكاملى با ديگر همنوعان است .
خلاصه : ارزش ها و ضدارزش هايى كه در جامعه به چشم مى خورد به طور عمده ريشه در رفتار و گفتار والدين از طريق رفتار با فرزندان دارد و نوع تربيتى كه از خانواده به فرزندان الهام و تلقين مى شود و آنها را سمت و سو مى دهد، جامعه حال و آينده را هم شكل و جهت مى دهد و دانه هايى كه درون خانه و خانواده كاشته مى شود در دل اجتماعات انسانى برگ و بار مى دهد.
شناخت شخصيت خود
نخستين درسى كه بايد اوليا به فرزندان خود بياموزند اين است كه آنان را در خودشناسى يارى كنند و به آنها تعليم دهند كه خداوند انسانها را عزيز، باكرامت ، آزاد و با سرشتى پاك و آسمانى آفريده است و دوست ندارد آدمى به دست خويش خوار و ذليل گردد.
انبياء الهى نيز مبعوث شدند تا انسان را براى رسيدن به قله هاى كمال و كرامت هدايت نمايند. از اينرو بر والدين است كه به فرزند خود تبيين كنند كه : تو با اين كرامت انسانى در جامعه زندگى مى كنى و اگر خداى نخواسته روزى اين كرامت را بر باد دهى مردم براى تو هيچ ارزشى قائل نخواهند شد. سپس فرزندان را به آنچه كه شخصيت شان را خوار و بى مقدار مى سازد و به آبرو و حيثيت آنان لطمه مى زند آگاه سازند.
اظهار فقر باعث انحطاط شخصيت است
لقمان حكيم به فرزند خود گفت : يا بنى ذقت الصبر واءكلت لحاء الشجر فلم اءجد شيئا اءمر من الفقر فان بليت به يوما، ولاتظهر الناس عليه فيستهينوك و لاينفعوك بشى ء، ارجع الى الذى ابتلاك به فهو اءقدر على فرجك ، وسله من ذا الذى ساءله فلم يعطه او وثق به فلم ينجه .(456)
فرزندم من طعم گياه تلخ صبر را چشيدم و پوست درخت را خوردم و چيزى تلخ ‌تر ازفقر نيافتم .
پس اگر روزى به فقر مبتلا شدى به مردم اظهار نكن كه در اين صورت تو را كوچك و پست مى شمارند و نفعى نيز به تو نمى رسانند.
فرزندم - در اين حالت - به سوى كسى باز گرد كه تو را به فقر مبتلا ساخته و تو را مورد آزمايش قرار داده است (و از او بخواه تا گرفتاريت را بر طرف سازد). زيرا او تواناتر است كه در كارت گشايش حاصل كند. فرزندم نيازت را از خدا بخواه ، كيست كه از حضرتش چيزى درخواست كرده باشد اما خدا به او عطا نكند يا به خدا اعتماد كند و او نجاتش ندهد!
به دارايى ديگران چشم ندوز
ابو حمزه ثمالى گويد: دعا حذيفه بن اليمانى ابنه عند موته فاءوصى اليه و قال : يا بنى اءظهر الياءس مما فى اءيدى الناس فان فيه الغنى و اياك و طلب الحاجات الى الناس فانه فقر حاضر.(457)
خذيفه بن يمان در حال احتضار فرزند خود را طلبيد، و به او چنين سفارش ‍ كرد: فرزندم ! از آنچه كه در دست مردم است ماءيوس و نااميد باش ، زيرا دارايى و بى نيازى تو در همين است (كه به ثروت ديگران چشم ندوزى )، مبادا نيازهايت را از مردم مطالبه كنى چرا كه فقر واقعى چيزى جز اين نيست .
عزت مؤ من در بى نيازى او از مردم است
على (عليه السلام ) به فرزند خود امام حسين - عليه السلام - مى فرمايد: اءى بنى عز المؤ من غناه عن الناس .(458)
فرزندم ! بزرگى و سروزى مؤ من در بى نيازى او از مردم است .
خود را در جامعه ذليل مكن
لقمان حكيم به فرزند خود مى فرمايد: يا بنى اياك ان تستذل فتخزى .(459)
فرزندم ! مبادا خودت را خوار و بى مقدار كنى كه رسوا خواهى شد.
اگر عزت دنيا را مى خواهى
از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه لقمان به فرزند خود مى گفت : ... فان اردت اءن تجمع عز الدنيا فاقطع طمعك مما فى اءيدى الناس ، فانما بلغ الاءنبياء و الصديقون ما بلغوا بقطع طمعهم .(460)
اگر مى خواهى سرورى و قدرت دنيا از آن تو گردد، حرص و آز خود را از داراييهاى مردم منصرف و ريشه كن ساز. زيرا پيامبران و صديقان به هر مقامى كه دست يافته اند در پرتو بركندن حرص و آز بوده است .
احترام به شخصيت ديگران
همچنانكه براى هر كس حفظ آبرو و شخصيت خويش واجب است و به سادگى نبايد آن را از كف بدهد، احترام به شخصيت ديگران نيز در جامعه امر ضرورى است .
از اينرو پدر و مادر بايستى به فرزندانشان بيان كنند كه ديگران نيز همانند آنان داراى شخصيت و آبرو هستند. همچنانكه آنان حاضر نيستند كه در جامعه ، مورد تمسخر و تحقير واقع شوند، ديگر افراد جامعه نيز متقابلا همين انتظار را دارند و نبايستى مورد مسخره و استهزا قرار گيرند. بنابراين بياييم و با درك بهترى از شخصيت ديگران روح محبت و اخوت و تعاون را در جامعه تحكيم سازيم ، و اين جز در پرتو عمل به آداب اجتماعى اسلامى ميسر نخواهد شد. برخى از اين سنتهاى نيكو عبارتند از:
داشتن برخورد سالم
لقمان حكيم به فرزند خود گفت : يا بنى ابدء الناس بالسلام و المصافحه قبل الكلام .(461)
فرزندم ! قبل از آنكه با مردم سخن آغاز كنى ، تو خود در سلام كردن و مصافحه نمودن پيشقدم شو.
زبان سرخ سر سبز مى دهد بر باد
همچنين لقمان به فرزند خود فرمود: يا بنى من لايكلف لسانه يندم .(462) فرزندم ! هر كس زبانش را به مشقت نيندازد و حفظ نكند، پشيمان مى گردد.
از درشتى با مردم پرهيز كن
امير مؤ منان (عليه السلام ) ضمن وصيتى به امام حسن مجتبى فرمود: قولوا للناس حسنا كما اءمركم الله .(463)
با مردم به نيكويى سخن بگوييد همان گونه خداوند شما را بدان امر كرده است .
على - عليه السلام - به فرزند خود امام حسين (عليه السلام ) مى فرمايد: و اءعلم اءى بنى انه من لانت كلمته وجبت محبته .(464)
بدان فرزندم ! هر كس كه سخنش نرم و شيرين گردد، مهر و محبت ش بر همگان ضرورت يابد.
اخلاقت را با همه مردم خوب كن
لقمان به فرزندش فرمود: يا بنى اياك و الضجر و سوء الخلق و قله الصبر. فلا يستقيم على هذه الخصال صاحب ، واءلزم نفسك التؤ ده فى امورك و صبر على مؤ ونات الاخوان نفسك و حسن مع جميع الناس خلقك ، يا بنى ان عدمك ما تصل به قرابتك و تتفضل به على اخوانك ، فلا يعدمنك حسن الخلق و بسط البشر، فانه من اءحسن خلقه ، اءحبه الاءخيار و جانبه الفجار.(465 )
فرزندم ! مبادا بى قرار و بد اخلاق و كم حوصله باشى ، زيرا با داشتن اين خصلتها هيچ دوستى برايت باقى نمى ماند، نفس خود را وادار تا در امور صبر و حوصله داشته باشد، همچنين در رفع مشكلات برادرانت صبر و تحمل به خرج بده و با تمام مردم اخلاقى نيك داشته باش .
فرزندم ! اگر هم نتوانى با خويشاوندانت پيوند داشته باشى و بر برادرانت لطف و احسان كنى ، امام هرگز خوش خلقى و گشاده رويى را از كف منه ، زيرا هر كسى اخلاق خود را نيكو گرداند خوبان او را دوست خواهند داشت و بدكاران از او دورى خواهند گزيد.
بد اخلاقى موجب پراكنده شدن دوستان
على (عليه السلام ) به فرزند خود محمد حنفيه فرمود: اياك والعجب و سوء الخلق و قله الصبر فانه لايستقم لك على هذه الخصال الثلاث صاحب ولايزال لك عليها من الناس مجانب .(466)
مبادا به خودبينى و بد اخلاقى وبى صبرى مبتلا شوى زيرا با اين صفات هيچ دوستى برايت باقى نمى ماند و پيوسته تعدادى از مردم از تو كناره مى گيرند.
دريغ ورزيدن بهتر از بداخلاقى است
على - عليه السلام - به فرزند خود امام حسن مجتبى فرمود: و لبعض ‍ امساكك على اءخيك مع لطف خير من بذل مع جنف .(467)
بى ترديد اگر با لطف و مهربانى چيزى را از برادرت دريغ دارى ، بهتر از آن است كه با روى ترش چيزى به او بدهى .
فخر نفروش و تكبر نكن
على (عليه السلام ) به فرزند خود امام حسين فرمود: من تكبر عن الناس ‍ ذل .(468)
هر كس بر مردم گردن فرازى كند، زبون گردد.
جدال و خصومت نداشته باش
حضرت سليمان - عليه السلام - به فرزند خود مى فرمود: ((يا بنى اياك والمراء فانه ليست فيه منفعه و هو يهيج بين الاخوان العداوه .(469 )
فرزندم ! مبادا جدال كنى ، زيرا هيچ سودى به حال تو ندارد، علاوه بر اين كه موجب دشمنى بين برادران هم خواهد شد.
پرهيز از استهزا و تحقير ديگران
على (عليه السلام ) به فرزند امام حسن مجتبى مى فرمايد: يا بنى لاتستخفن برجل تراه اءبدا، ان كان اكبر منك فعد اءنه اءبوك و ان كان منك فهو اءخوك ، و ان كان اءصغر منك فاحسب انه ابنك .(470)
فرزندم ! هيچگاه (در برخوردهايت ) كسى را تحقير مكن زيرا او يا بزرگ تر از توست كه بايد او را به جاى پدر خود به حساب آورى و يا همانند توست كه برادرت مى باشد و يا كوچك تر از توست كه بايد او را فرزند خود محسوب كنى .
كسى را تحقير نكن شايد او ولى الله باشد
آبى در كتاب نثر الدرر از امام باقر (عليه السلام ) نقل مى كند كه آن حضرت به فرزند خود امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: ان الله خباء ثلاثه اشياء فى ثلاثه اءشياء خباء رضاه فى طاعته فلا تحقرن من الطاعه شيئا فلعل رضاه فيه . و خباء سخطه فى معصيته فلا تحقرن من المعصيه شيئا فلعل سخطه فيه ، و خباء اولياءه فى خلقه فلا تحقرن اءحدا فلعل الولى ذلك .(471)
خداوند سه چيز را در سه چيز پنهان كرده است : 1- رضاى خود را در طاعتش پنهان ساخته پس هيچ طاعتى را حقير و كوچك مشمار شايد كه رضاى خدا در همان باشد. 2- خشم خود را در نافرمانى اش پنهان كرده پس ‍ هيچ معصيتى را كوچك مشمار كه شايد خشم خدا در همان باشد. 3- اولياى خودش را در ميان بندگانش پنهان كرده پس هيچ كسى را تحقير مكن كه شايد او ولى خدا باشد.
شخص مبتلا و مريض را مسخره نكن
لقمان حكيم به فرزند خود فرمود: يا بنى لاتشمت بالموت و لاتسخر بالمبتلى و لاتمنع بالمعروف .(472)
فرزندم ! مرگ را شماتت مكن ، شخص بيمار را مسخره منما و از كارهاى خير خوددارى مورز.
تعارف بيجا نكن
درباره امام صادق (عليه السلام ) نقل است كه : اتاه مولى له فسلم عليه و معه ابنه اسماعيل فسلم عليه و جلس فلما انصرف اءبو عبد الله انصرف معه الرجل ، فلما انتهى اءبو عبد الله الى باب داره و ترك الرجل و قال له ابنه اسماعيل يا اءبه اءلا كنت عرضت عليه الدخول فقال يكن من شاءنى ادخاله ، قال فهو لم يكن يدخل ، قال : يا بنى انى اكره ان يكتبنى الله عراضا.(473)
يكى از ياران امام صادق (عليه السلام ) نزد آن حضرت آمد و سلام كرد و به اسماعيل فرزند امام نيز كه آنجا بود سلام كرد و نشست . اندكى بعد امام آنجا را ترك گفت و آن مرد نيز با او همراه شد. زمانى كه امام بدر خانه خويش ‍ رسيد، از آن مرد جدا شد اسماعيل به حضرت گفت پدر جان آيا نمى خواستى او را براى ورود به خانه تعارف كنى ؟ امام فرمود: آمادگى پذيرايى او را نداشتم . اسماعيل گفت : او كه داخل خانه نمى آمد. امام فرمود: فرزندم ، من دوست نمى دارم كه خداوند بر من عيب و خللى بنويسد.
گذشت داشته باش
على (عليه السلام ) به فرزند خود امام حسن فرمود: واقبل عذر من اعتذر اليك واقبل العفو من الناس .(474)
عذر كسى را كه از تو پوزش بخواهد بپذير، و پذيراى عفو و گذشت از مردم باش .
على بن جعفر از برادر بزرگوار خود امام كاظم (عليه السلام ) چنين روايت كرده است : اءخذ اءبى بيدى ثم قال : يا بنى ان اءبى محمد بن على اءخذ بيدى كما اءخذت بيدك قال : و ان اءبى على بن الحسين اءخذ بيدى و قال : يا بنى ... و ان شتمك رجل عن يمينك ثم تحول الى يسارك واعتذر اليك فاقبل منه .(475)
پدرم دست مرا گرفت و فرمود: فرزندم ! پدر من امام باقر - روزى - دست مرا گرفت همانگونه كه من دست تو را گرفته ام و به من فرمود: پدرم على بن الحسين (عليه السلام ) دست مرا گرفت و فرمود:... اگر شخصى كه در طرف راستت نشسته بود و به تو دشنام داد و سپس به سمت چپ تو رفت و پوزش خواست ، عذر او را بپذير.
حفظ اسرار ديگران
از ديگر مسائل مهمى كه فرزند بايد در روابط اجتماعى خود با ديگران رعايت كند مساءله حفظ اسرار برادران و دوستان خود مى باشد كه بى احترامى و بى وفايى به دوستان و سبب ضعف روابط دوستانه و بلكه مايه سلب آبرو و حيثيت خويشتن است .
على (عليه السلام ) به امام حسن فرمود: ... ولاتذع سره و ان اءذاع سرك .(476)
اسرار دوستت را فاش مكن اگر چه سر تو را فاش كرده باشد.
على (عليه السلام ) به امام حسين فرمود: و من هتك حجاب غيره انكشفت عورات بيته .(477)
هر كس پرده (آبرو و شخصيت ) ديگرى را پاره كند، عيبهاى خانواده خودش هويدا گردد.
پرهيز از ظلم به ديگران
ظلم و ستم از گناهان كبيره است ظلم به ديگران موجب سلب آرامش و امنيت جامعه مى شود و حد و مرزهاى روابط و حقوق اجتماعى افراد را به هم مى ريزد و منشاء نابسامانيهاى عظيمى مى گردد.
كودكان بايد در خانواده و از رفتارهاى والدين ياد بگيرند كه به حقوق ديگران و شخصيت آنها و مال و ثروت و متعلقات آنها احترام بگذارند. و حق هيچ كسى را ضايع نكنند، اگر چه بسيار ناتوان باشد وتوان و زبان دفاع از حق خويش را نداشته باشد. مخصوصا در دوره كودكى و نوجوانى از هر گونه آزار و اذيت ديگران بپرهيزند و ناخشنودى و رنج ديدن ديگران را رنج و ناراحتى خود و ناخشنودى حق تعالى بدانند.
ابوحمزه ثمالى از امام باقر (عليه السلام ) نقل مى كند: لما حضرت على بن الحسين الوفاه ضمنى الى صدره ثم قال : يا بنى اوصيك بما اءوصانى به اءبى حين حضرته الوفاه ، و بما ذكر ان اءباه اءوصاه به فقال يا بنى : اياك و ظلم من لايجد عليك ناصرا الا الله .(478)
هنگامى كه پدرم در آستانه رحلت بود مرا به سينه اش چسبانيد و فرمود: فرزندم ! تو را سفارش مى كنم به آنچه كه پدرم در حال احتضار بمن سفارش ‍ فرمود و اين وصيتى بود كه پدرانش نيز به آن سفارش كرده بودند، سپس ‍ امام فرمود: فرزندم مبادا بر كسى كه جز خدا ياورى نمى يابد ستم روا دارى .
فقر و تنگدستى بهتر از طغيان و ظلم است
لقمان حكيم به فرزند خود فرمود: يا بنى الفقر خير من اءن تظلم و تطغى .(479)
فرزندم ! فقر و بيچارگى بهتر از آن است كه نسبت به ديگران طغيانگرى و تعدى كنى .
لقمان به فرزند خود فرمود: يا بنى لاترث لمن ظلمته و لكن ارث لسوء ما جنيته على نفسك و اذا دعتك القدره الى ظلم الناس فاذكر قدره الله عليك .(480)
فرزندم ! براى كسى كه به او ستم كرده اى گريه و زارى مكن ؛ بلكه بر جنايتى كه بر نفس خود روا داشته اى گريه كن . و هرگاه قدرت و مقام تو را به ظلم و ستم بر مردم متمايل سازد به ياد آور قدرتى را كه خداى متعال بر تو دارد.
پرهيز از دشمنى با مردم
على (عليه السلام ) به امام حسن (عليه السلام ) مى فرمايد: يا بنى بئس ‍ الزاد الى المعاد العدوان الى العباد.(481)
فرزندم ! بدترين توشه براى آخرت دشمنى با بندگان خداست .
لقمان حكيم به فرزند خود مى گويد: يا بنى لاتكالب الناس فيمقتوك و لا تكن مهينا فيذلوك و لا تكن حلوا فاكلوك و لا مرا فيلفظوك .(482 )
فرزندم ! بر سر دنيا با مردم جنگ و ستيز مكن كه كينه و نفرت تو را به دل خواهند گرفت و به كسى اهانت مكن كه تو را خوار و بى مقدار سازند و نه (چنان ) شيرين باش كه تو را بخورند و نه (چنان ) تلخ ، كه تو را به دور افكنند.
پرهيز از مقابله به مثل
همواره روش معصومين (عليه السلام ) بر اين بوده كه در برابر ستم و يا اسائه ادب ديگران مقابله به مثل نمى كردند مگر آنجا كه احكام الهى مورد بى اعتنايى قرار گيرد. اما در آنچه كه مربوط به مسائل شخصى مى شد، گذشت داشتند چرا كه در عفو و گذشت لذتى مى يافتند كه در انتقام نيست .
على (عليه السلام ) به امام حسن (عليه السلام ) فرمود: و لا تطلبن مجازاه اءخيك و ان حثا التراب بفيك .(483)
فرزندم ! در پى انتقامجويى از برادرت مباش گرچه به دهانت خاك بپاشد.
على (عليه السلام ) به فرزند خود امام حسن (عليه السلام ) مى فرمايد: واءطع اءخاك و ان عصاك وصله و ان جفاك .(484) و از برادرت اطاعت كن گر چه نافرمانى تو را كرده باشد و با او پيوند داشته باش اگر چه به تو جفا كرده باشد.
على (عليه السلام ) به امام حسن (عليه السلام ) مى فرمايد: احمل نفسك مع اءخيك عند صرمه على الصله ، و عند صدوره على اللطف والمسئله و عند جموده على البذل تباعده على الدنو، و عند شدته على اللين و عند جرمه على الاعتذار حتى كانك له عبد و كاءنه ذو نعمه عليك و اياك ان تضع ذلك فى غير موضعه او تفعله بغير اءهله .(485)
چون برادرت از تو ببرد خود را وادار به پيوند با او كن ، و چون ازتو روى گرداند به لطف و مهربانى و درخواست ارتباط و دوستى با او روى آور. و هنگامى كه خست و بخل نشان دهد تو بخشش و احسان كن . و چون دورى كند تو نزديك كن و چون نسبت به تو درشتى ورزد تو نرمش كن ، و چون نسبت به تو خطايى مرتكب شود، از او عذر خواهى كن ، به صورتى كه گويا تو بنده او هستى و او ولى نعمت تو است ، و مبادا اين خوشرفتارى را نا به جا به كارگيرى و با كسى كه اهل آن نيست چنين رفتار كنى .

next page

fehrest page

back page