پسرم با دست خالى از دنيا نرو
لقمان حكيم به فرزندش مى گويد: يا بنى اياك اءن تخرج من الدنيا فقيرا و تدع اءمرك و اءموالك عند غيرك قيما فتصيره اءميرا.(348)
فرزندم ! مبادا از اين دنيا تهى مايه و بى چيز بيرون روى ، در حالى كه كار خود و سرپرستى اموالت را به شخص ديگرى واگذار مى كنى و او
را حاكم امور خود سازى .
از تنبلى پرهيز كن
امام موسى بن جعفر (عليه السلام ) به بعضى از فرزندان خود چنين مى فرمود: و اياك والضجر و
الكسل ، فانهما يمنعان حظك من الدنيا و الآخره .(349)
از تنگدلى و تنبلى پرهيز كن كه اين دو بهره تو را از دنيا و آخرت محروم سازند.
فرزندم قبل از مرگ توشه سفر برگير
لقمان حكيم به فرزند خود مى گويد: يا بنى بادر بعملك قبل اءن يحضر اءجلك
وقبل اءن تسير الجبال سيرا و تجمع الشمس و القمر.(350)
فرزندم ! به سوى عمل بشتاب ، پيش از آنكه مرگت فرا رسد و قبل از آنكه كوه ها به حركت در آيد و خورشيد و ماه جمع گردد.
ثمره خواب زياد در شب فقر معنوى است
جابربن عبدالله از پيامبر بزرگوار اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين روايت كرده است : قالت ام سليمان بن داود لسليمان يا بنى اياك
و كثره النوم بالليل فان كثره النوم بالليل تدع الرجل فقيرا يوم القيامه .(351)
مادر حضرت سليمان به او گفت : فرزندم شبها از خواب زياد پرهيز كن ، زيرا پرخوابى شبانه ، انسان را در روز قيامت فقير و نيازمند خواهد كرد.
شگفتى از كسى كه از كيفر مى ترسد اما...
على (عليه السلام ) به فرزند خود حسين (عليه السلام ) چنين مى فرمايد: اءى بنى العجب ممن يخاف العقاب فلم يكف و رجا الثواب فلم يتب و
يعمل .(352)
فرزندم ! شگفتا از كسى كه از كيفر مى ترسد اما دست از گناه برنمى دارد، و اميد ثواب دارد اما توبه نمى كند و به
عمل نمى پردازد.
پرهيز از عجب و تفريط در عبادات
مسؤ وليت ديگر پدر و مادر پس از تشويق فرزندان خود به عبادت و انجام
اعمال صالح اين است كه آنان را از خودبينى و زياده روى در عبادات باز دارند زيرا هر يك از اين دو زيانهايى در بر دارد.
لقمان حكيم به فرزند خود مى فرمود: يا بنى لايعجبك احسانك و لاتتعظمن بعملك الصالح فتهلك .(353)
فرزندم ! مبادا به احسان و عمل صالحت مغرور شوى و آن را بزرگ بشمارى ، كه هلاك خواهى شد.
در عبادت زياده روى نكن
فجيع عقيلى گويد: حدثنى الحسن بن على بن اءبى طالب (عليه السلام )
قال لما حضرت والدى الوفاه اءقبل يوصى الى اءن قال عليه السلام : (واقتصد فى عبادتك و عليك فيها بالاءمر الدائم الذى تطيقه .(354)
امام حسن (عليه السلام ) به من فرمود: هنگامى كه پدرم در حال احتضار بود شروع به وصيت كرد و فرمود: در عبادت ميانه رو باش و آنچه را كه
هميشه مى توانى انجام دهى و در توان توست انجام ده . (نه آنچه را كه تاب و توان آن را ندارى .)
اگر خداوند جوانى را دوست داشته باشد...
ابوبصير از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرد كه فرمود: مر اءبى و انا معه فى الطواف و اءنا حدث و قد اجتهدت فى العباده فرآنى و انا
اءنصاب عرقا فقال لى يا جعفر يا بنى ان الله اذا اءحب عبدا اءدخله الجنه و رضى عنه باليسير.(355)
(زمانى كه به همراه پدرم به حج مشرف شده بودم ) روزى با پدرم طواف مى كردم در حاليكه جوان بودم (در يكى از شوطها) سخت
مشغول عبادت بودم و عرق مى ريختم . در اين حال پدرم از كنارم عبور مى كرد، مرا ديد و فرمود: جعفر! فرزندم ! خداوند اگر بنده اى را دوست داشته
باشد او را به بهشت مى برد و از او به عبادتى اندك خشنود مى شود.
همچنين امام صادق (عليه السلام ) فرمود: اجتهدت فى العباده و انا شاب فقال لى اءبى يا بنى دون ما اءراك تصنع فان الله اذا اءحب عبدا رضى
منه باليسير.(356)
در جوانى سخت مشغول عبادت بودم پدرم به من فرمود: فرزندم (زياد خود را خسته مساز) كمتر از اين مقدار هم مى توانى انجام دهى بدرستيكه خداوند
اگر بنده اى را دوست داشته باشد به عبادت اندك او راضى خواهد بود.
بگونه اى روزه بگير كه تو را از نماز باز ندارد
امام صادق (عليه السلام ) از لقمان حكيم نقل مى كند به فرزندش گفت : و صم صوما يقطع شهوتك ولاتصم صوما يمنعك من الصلاه فان الصلاه
اءحب الى الله من الصيام .(357)
به گونه اى روزه بگير كه شهوتت را ريشه كن سازد نه آنچنانكه تو را از خواندن نماز باز دارد، زيرا نماز نزد خدا محبوبتر از روزه مى باشد.
5- موعظه و نصيحت
از ديگر اصول مسلمى كه تمام جوامع سخت بدان نيازمند مى باشند، مساءله موعظه و نصيحت است . يعنى سفارش و توصيه يكديگر به كارهاى نيك .
موعظه و نصيحت مخصوص دسته و گروه خاص نيست كه وظيفه اى همگانى است . در همان
حال كه افراد به خودسازى و تطهير روح و روان و اعمال خود مشغولند اين وظيفه را هم دارند كه ديگران را نيز تحت تاءثير قرار دهند و هيچ كس از
موعظه بى نياز نيست . بديهى است كه اگر اين اصل خوب رعايت شود بسيارى از انحرافات و فسادها از جامعه رخت خواهد بست . البته موعظه بايد
بنرمى و از سر صدق و خلوص و صميميت ادا شود نه با درشتى و بزرگمنشى ، كه تاءثير معكوس خواهد داشت .
قرآن مجيد مى فرمايد: يا اءيها الذين آمنوا قوا اءنفسكم و اءهليكم نارا وقودها الناس والحجاره عليها ملائكه غلاظ شداد لايعصون الله ما امرهم و
يفعلون ما يؤ مرون .(358)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد خود و كسان خود را از آتشى كه هيزم آن مردم و سنگها هستند، نگه داريد. بر آن آتش فرشتگان خشمگين و درشت گفتار،
گمارده شده اند كه هرگز خدا را نافرمانى نمى كنند و به آنچه كه فرمان داده شده اند،
عمل مى كنند.
اين آيه صراحت كامل دارد كه مؤ منان وظيفه دارند، خود و خانواده و فرزندان را از آتش جهنم دور نگه دارند و پيوسته با نصايح اخلاقى و يادآورى
آيات الهى به وظيفه شرعى و اخلاقى خود عمل كنند.
مفسرين در ذيل آيه شريفه روايات فراوانى از طريق شيعه و سنى نقل كرده اند.
كلينى به سند خود از عبدالاءعلى مولى آل سام از امام صادق (عليه السلام )
نقل مى كند: لما نزلت هذه الايه : يا اءيها الذين آمنوا قوا اءنفسكم و اءهليكم نارا جلس
رجل من المؤ منين يبكى و قال انا عجزت عن نفسى و كلفت اءهلى ؟! فقال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) حسبك اءن تامرهم بما تامر به
نفسك و تنهاهم عما تنهى عنه نفسك .(359)
وقتى اين آيه نازل گرديد مردى از مؤ منان نشست و گريست و گفت : من در نگه داشتن نفس خودم عاجز مانده ام ،
متكفل مسئوليت خانواده ام نيز شدم .
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: تو را همين بس كه آنان را امر كنى به آنچه كه نفس خود را امر مى كنى و نهى كنى از آنچه كه نفس
خود را از آن باز مى دارى .
همچنين در روايت ديگرى آمده است كه شخصى از رسول خدا پرسيد چگونه خانواده ام را (از گناه ) باز دارم ؟ فرمود: آنان را به آنچه كه خداوند امر
كرده امر كن و به آنچه كه از آن نهى كرده بازدار. پس اگر اطاعتت كردند تو آنها را باز داشته اى و اگر معصيت كردند بو به وظيفه ات
عمل كرده اى (360).
مراد از قوا انفسكم در آيه چيست ؟
علامه طباطبائى در ذيل آيه قوا اءنفسكم و اءهليكم نارا اين روايت را از تفسير الدر المنثور
نقل مى كند: على (عليه السلام ) فرمود: علموا اءنفسكم و اءهليكم الخير و اءدبوهم .(361)
خود و خانواده خود را به انجام كارهاى خير عادت دهيد و آنان را تربيت و نيك رفتارى بياموزيد.
6- ارتباط با جهان آخرت
كودكان و نوجوانان ، داراى فطرت پاك الهى اند. از اين رو دروغ نمى گويند مگر اينكه از والدينشان آموخته باشند. كودكان مى كوشند به
دوستانشان كمك كنند، به خوبى ها علاقه مند و از بدى ها گريزانند. اين فطرت الهام گرفته از خالق هستى است كه اين چنين زشتى ها و زيباييها
را به آنها آموخته است . با اينكه علم و دانش رسمى كسب نكرده و حتى به مدرسه گام ننهاده اند، اما مى فهمند كه راستگويى پسنديده و دروغگويى
زشت است ، حفظ امانت خوب و خيانت بد است ، كمك به ديگران خوب و ظلم بد است .
خداوند شناخت خوبى ها و بدى ها را به فطرت پاك او الهام كرده است فاءلهمها فجورها و تقواها ما بايد بينديشيم كه چگونه اين فطرت
پاك الهى در وجود فرزندانمان واكسينه شود و همچنان بى آلايش باقى بماند و در زندگى پرفراز و نشيب آينده هدايتگر آنها باشد. و چگونه آنها
را با زندگى راستگويان و درستكاران و خدا جويان پيوند بزنيم و از شيطانهاى وسوسه گر و خناسان شب پرست و زشت سيرتان تبهكار دور
سازيم ؟
بياييد با توجه به تعاليم پيامبران و پيشوايان راستين ، فرزندان دلبندمان را با معاد و زندگى ابدى آشنا سازيم ، سرانجام جهان را به آنان
بگوييم ، و آنان را در مسير واقعيت هاى زندگى هدفهاى والاى آن قرار دهيم . والدين همان گونه مسؤ
ول بزرگ كردن فرزندان و تاءمين كننده نيازهاى معيشتى و زيستى و اجتماعى آنها هستند، مهمتر از همه مسؤ
ول تربيت معنوى و فرهنگى نونهالان خويشند و از اين رو آشنا ساختن فرزندان با معارف الهى و سير زندگى بشر و جهان هستى به سوى خدا و
زندگى ابدى و بخصوص صحنه هاى زيباى بهشت وباغها و چشمه سارهايى آنان را از ركود فكرى و محدوديت افق ديد و نگرش نجات مى دهد.
ياد معاد يك محرك نيرومند و قوى است كه نوجوانان را نه تنها به سوى ارزش هاى انسانى ، هدايت مى كند بلكه استعداد آنان را براى بهسازى و
آبادى زندگى دنيوى و اخروى ، بيش از پيش به كار مى اندازد و شكوفا مى سازد زيرا آنان به اين باور مى رسند كه بايد در جهان آخرت از عهده
پاسخگويى به اعمال خوب و بد خود برآيند. نيز مى آموزند كه نبايد در دنيا سربار ديگران باشند، او در سايه ياد معاد، آزاد،
مستقل و با عزت خواهد زيست و توانش را به كار خواهد گرفت تا با استفاده از نعمت هاى الهى زندگى شرافتمندانه اى داشته باشد و با بهره
گيرى از اين نعمتها سعادت اخروى را نيز فراهم خواهد ساخت .
آرى نوجوان و جوانى كه معرفت به جهان آخرت در زندگى او راه يافته ، بكلى با كسانى كه به دور از تعاليم انبيا و بخصوص بى اعتقاد به
زندگى اخروى تربيت يافته اند، متفاوتند. باور به رستاخيز ابدى موج نيرومندى از مسؤ وليت الهى و عشق به خدمت در راه خدا، براى
وصول به وعده هاى بهشتى پديد مى آورد. در پرتو اعتقاد به معاد است كه روح فضيلت و درستكارى و ترك هواپرستى و هرزگى خوى دائمى
آدمى مى گردد. ياد آخرت و مسائل آن هيچ دلى را اشغال نمى كند جز آنكه شوائب و آلودگيها و تيرگيهاى فكرى و عملى را از آن مى شويد و مى
زدايد. بدين ترتيب زندگى هدفدار و با معنى مى گردد. و جوان و نوجوان مى تواند با اتكا به اين عقايد زندگى ساز شخصيتى استوار و
سرشار از اميد و اعتماد به نفس و ميل به سازندگى و خير خواهى داشته باشد و از بازار زندگى و بزنگاه حادثه ها و گرفتاريهاى روزگار به
سلامت و موفق و سعادتمند بيرون آيد و از هر آسيب فرساينده و خسار تبار ايمنى يابد و نشيب و فراز زندگى به عزت و استوارى او صدمه اى
نزند.
لقمان حكيم اين چنين فرزندش را هشدار مى دهد: يا بنى تعلمت سبعه آلاف من الحكمه فاحفظ منها اءربعه و مر معى الى الجنه ، احكم سفينتك فان
بحرك عميق ، و خفف حملك فان العقبه كؤ ود، واكثر الزاد فان السفر بعيد، واءخلص
العمل فان العمل فان الناقد بصير.(362)
فرزندم ! من هفت هزار حكمت ياد گرفتم و تو چهار حكمت از آنها را حفظ كن تا به همراه من به بهشت بيايى : كشتى خودت را محكم ساز كه درياى تو
بسيار عميق است ؛ بار خود را سبك ساز كه گردنه سختى در پيش رو دارى ؛ توشه زيادى همراه خود داشته باش زيرا مسافرت دور و درازى در پيش
دارى ؛ و عمل را خالص گردان زيرا آنكه اعمالت را مى سنجد به همه چيز آگاه و بيناست .
تذكرات معصومين (عليهم السلام ) در اهتمام به امر آخرت
روايات فراوانى از معصومين - عليهم السلام - وارد شده كه فرزندان خود را با جهان آخرت آشنا مى ساختند و آنان را موعظه مى كردند. از باب
نمونه به چند روايت اشاره مى نماييم :
خانه آخرت نزديك به توست
امام صادق مى فرمايد: لقمان حكيم به فرزند خود فرمود: انا منذ سقطت الى الدنيا استدبرت و استقبلت الآخره ، فدار اءنت اليها تسير اءقرب من
دار اءنت منها متباعد.(363)
من از زمانى كه چشم به دنيا گشودم به آن پشت كردم و به آخرت روى آوردم ، پس منزلى كه تو به سوى آن در حركت هستى ، به تو نزديكتر از
منزلى است كه به آن پشت كرده و در حال دور شدن از آن هستى .
چگونه انسان به خواب مى رود در حاليكه
لقان حكيم به فرزند خود مى گفت : يا بنى كيف ينام ابن آدم و الموت يطلبه ، و كيف
يغفل ولايغفل عنه .(364)
فرزندم ! چگونه فرزند آدم به خواب مى رود در حالى كه مرگ او را تعقيب مى كند، و چگونه در عفلت و بى خبرى است در حالى كه از او
غافل نيستند.
مرگ مانند خواب است
نيز به فرزندش فرمود: يا بنى كما تنام كذلك تموت و كما تستيقظ كذلك تبعث .(365)
فرزندم ! همانگونه كه مى خوابى ، مى ميرى و همچنانكه از خواب برمى خيزى در روز قيامت ، زنده خواهى شد.
اگر در مرگ و معاد شك دارى
امام باقر (عليه السلام ) فرمود: لقمان به فرزندش چنين توصيه مى كرد: يا بنى ان تك فى شك من الموت فادفع عن نفسك النوم و لن
تستطيع ذلك ، و ان كنت فى شك من البعث فادفع عن نفسك الانتباه ولن تستطيع ذلك فانك اذا فكرت فى هذا علمت اءن نفسك بيد غيرك ، و انما النوم
بمنزله الموت و انما اليقظه بمنزله البعث بعد الموت .(366)
فرزندم ! اگر در مرگ شك دارى پس خواب را از خود دور گردان ! در حاليكه بر چنين كارى قادر نيستى و اگر در معاد و رستاخيز شك دارى مانع
بيدارى خود از خواب شو در حاليكه هرگز بر چنين كارى تون ندارى ، و اگر درباره اين
مسائل بينديشى خواهى دانست كه جان تو به دست ديگرى است و همانا خواب تو بمنزله مرگ و بيدارى بعد از خواب بمثابه زنده شدن پس از مرگ
است .
آرزوهايت را كم كن و بياد مرگ باش
امام على (عليه السلام ) در ضمن وصيتى به فرزند خود امام حسن (عليه السلام ) مى فرمايد: يا بنى قصر
الاءمل واذكر الموت وازهد فى الدنيا، فانك رهين موت و غرض بلاء و طريح سقم .(367)
فرزندم ! آرزوهايت را كم كن و به ياد مرگ باش و در دنيا زهد و پارسايى را پيشه كن زيرا تو گروگان مرگ و آماج گرفتاريها و زمين خورده
بيماريها هستى .
بياد صحنه هاى پس از مرگ باش
لقمان به فرزند خود مى گفت : يا بنى انك مدرج فى اكفانك و محل قبرك و معاين عملك كله .(368)
فرزندم ! بى ترديد در پارچه كفن خويش پيچيده خواهى شد و در آرامگاهت جاى خواهى گرفت و تمام اعمالت را به چشم خواهى ديد.
اثر تربيتى ياد مرگ و معاد زندگى جوانان
1- دنيا در نظر او خوار و كوچك مى شود
على - عليه السلام - در وصيتى به فرزند خود امام حسن مجتبى (عليه السلام ) چنين مى فرمايد: و اكثر من ذكر الآخره و ما فيها من النعم و العذاب
الاءليم فان ذلك يزهدك فى الدنيا و يصغرها عندك .(369)
آخرت و آنچه را كه در آن است : از نعمتها و عذاب دردناك بسيار ياد مى كن ؛ زيرا تو را در دنيا زاهد و پارسا مى سازد و دنيا را در نظرت خوار و
بى مقدار مى گرداند.
2- به كم و ناچيز قناعت خواهد كرد
امام على (عليه السلام ) در ضمن وصيتى به فرزند خود امام حسين (عليه السلام ) مى فرمايد: و من اكثر ذكرالموت رضى من الدنيا
باليسير(370) هر كس زياد به ياد مرگ باشد به بهره اندكى از دنيا راضى و قانع خواهد بود.
3- آمادگى براى مرگ
نيز ضمن وصيتى به فرزند خود امام حسن مجتبى (عليه السلام ) مى فرمايد: يا بنى اكثر من ذكر الموت و ذكر ماتهجم عليه و تفضى بعد الموت
اليه و اجعله امامك حيث (تراه حتى ) يابيك و قد اخذت منه حذرك و شددت له ازرك و لاياءتيك بغته فيبهرك و لاياءخذ على عزتك .(371)
پسر جانم بسيار به ياد مرگ مى باش و به ياد آنچه كه ناگهان در آن واقع شوى و پس از مرگ به سوى آن كشانده شوى مرگ را پيش روى خود
مى دار تا آنگاه كه به تو برسد و تو از آن ايمن باشى و خود را پيش روى آن استوار نگهدارى مبادا تو را غافلگير و مدهوش سازد و عزتت را از
تو برگيرد.
4- برداشتن توشه براى آخرت
جوانى كه از دوران بلوغ در اثر راهنماييها و تلقينهاى خردمندانه پدر و مادر بتدريج با جهان آخرت آشنا مى شود، در مى يابد كه نعمتهاى دنيوى
ماندنى نيست از اين رو مى كوشد در مسير ابديتى كه پيش رو دارد براى خود توشه اى گيرد. و بر همين اساس زندگى آينده خود را تنظيم مى كند،
زيرا سعادت آينده را در گرو اعمال خويش مى داند و مى كوشد براى راه طولانى و گردنه هاى صعب العبور آينده توشه كافى برگيرد و تا آنجا
كه در توان دارد از هر نظر خود را آماده و شكيبا سازد.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: لقمان فرزندش را چنين پند داد:
فرزندم ! مردم پيش از تو براى فرزندان خود ثروتى گرد آورده بودند، ولى نه آن ثروت گرد آمده باقى ماند و نه كسانى كه ثروتها را
براى آنها گرد آورده بودند و بى گمان تو چون بنده مزدورى هستى كه به او دستورى داده و اجرتى برايش تعيين كرده اند، پس كارت را تمام كن
و اجرتت را به طور كامل بگير. (عزيز دلم ) در اين دنيا مانند گوسفندى مباش كه در ميان مزرعه اى سبز و پر آب و علف رها شده و آنچنان با حرص
و ولع مى خورد تا فربه شود اما غافل از آنكه مرگش به هنگام فربهى اوست . بلكه دنيا را مانند پلى بدان كه بر روى نهرى قرار دارد و از آن
مى گذرى و آن را وا مى گذارى و تا پايان روزگار به سويش بر نمى گردى آن را ويران كن و آبادش مساز كه به ساختنش ماءمور نيستى .
و بدانكه چون فرداى قيامت در برابر خداى عزوجل
بايستى ، از چهار چيز پرسيده شوى : 1- جوانيت را در چه راهى فرسودى ؟ 2- عمرت را در چه راهى نابود ساختى ؟ 3-4- دارايى ات را از كجا
فراهم آوردى و در چه راهى مصرف كردى ؟
پس كه به اين پرسشها پاسخ بگويى و پاسخ آنها را فراهم آر. (دلبندم )! بر آنچه از دنيا از دستت رفت افسوس مخور، زيرا (سرمايه ) اندك
دنيا را دوام و بقايى نيست و (حاصل ) فراوانش نيز از بلا ايمن نباشد پس آماده و بر حذر باش و در كار خود كوشش كن و پرده غفلت را از روى خود
بردار و متوجه احسان پروردگار خويش باش (و در سپاس نعمتهاى الهى كوشش كن ) و در دلت توبه را تازه دار و در زمان فراغت (به سوى نيكيها)
بشتاب ، پيش از آنكه آهنگ تو كنند، و مرگت فرا رسد و ميان تو و خواسته هايت مانع افكنده شود.(372)
امير مؤ منان (عليه السلام ) در نامه اى كه به فرزند خود امام حسن مجتبى مى نويسد چنين مى فرمايد:
فرزندم ! پيش رويت راهى است مشقت بار و طولانى و بشدت هراس آور. كه تو را از آن گريزى ، پس چاره اى نيست جز آنكه خوب پيش بينى كنى و
توشه خود را اندازه گيرى و سبك با باشى ، هرگز كوله بارى سنگينتر از آنچه توان
حمل آن را داشته باشى بر دوش مگير تا بر تو سنگينى نكند و هرگاه از نيازمندان كسى را يافتى كه زاد و راحله تو را بر مى دارد و هنگام نياز
به تو بازپس مى دهد، او را غنيمت شمار و نيز كسى را كه در حال توانگريت از تو وام مى گيرد و موعد پرداختنش را روز تنگدستى خويش مقرردار.
و بدانكه گردنه سخت و صعب العبورى در پيش دارى و به ناچار تو را بر بهشت يا دوزخ فرود مى آورد. سبكبار در آنجا خوشحالتر از سنگينى
بار است ، خود را آماده ساز پيش از آنكه در آن فرود آيى .(373)
7- اهميت دادن به نماز فرزندان
يكى از وظايف اصلى پدر ومادر اين است كه به نماز فرزندان خود فوق العاده اهميت
قائل شوند و فرزند خود را از دوران كودكى با اهميت آن آشنا سازند و به او تعليم دهند كه ، نماز ياد خداست و زندگى بى ياد خدا تاريك است ،
نماز تكيه گاه انسان است ، انسان بدون تكيه گاه هراسان و مضطرب است ، نماز اظهار بندگى و سپاسگزارى به درگاه خداوند بخشنده مهربان
است . نماز بيمه كننده انسان از لغزش و سقوط است ، جامعه نمازگزار از بسيارى فسادها و تبهكارى ها مصون است . نماز آرامشگر دلهاى مضطرب و
خسته و مايه صفاى باطن و روشنى روان است . نماز نور چشم پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و سفارش همه انبيا و اوصيا است ، نماز
نردبان تعالى روح به ملكوت معنويت است ، نماز احساس تنهايى انسان را
زايل مى كند، نماز نداى فطرت آدمى معراج مؤ من است ، نماز سخن گفتن بى واسطه با خالق هستى است ، نماز چون رودى
زلال و شفاف است كه آلودگيهاى روحى و روانى را مى شويد و دل را طهارت و نورانيت مى بخشد، نماز كليد بهشت است . نماز جهاد اكبر است ،
پيكارى بزرگ با دشمنان انسان ، به همين دليل است كه شيطان بيش از هر زمانى به هنگام نماز به سراغ انسان آمده و مى كوشد ذهن نمازگزار را
از خدا غافل سازد و به امور روزمره و مشكلات و نيازهاى آن متوجه سازد.
پسرم نماز را بر پادار
قرآن مجيد در آيات رفراوانى به اين امر مهم و سرنوشت ساز تاءكيد فراوان نموده و از جمله از زبان لقمان حكيم به فرزندش
نقل مى كند كه فرمود: يا بنى اءقم الصلاه و امر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر على ما اصابك ان ذلك من عزمم الاءمور.(374)
پسرم ! نماز را بر پادار و امر به معروف و نهى از منكر كن و در برابر مشكلاتى كه به تو مى رسد با استقامت و شكيبا باش كه اين از كارهاى
مهم و اساسى است .
استاد محقق آيه الله مكارم شيرازى در ذيل آيه ((اقم الصلوه )) مى نويسد:
(لقمان ) ((بعد از تحكيم پايه هاى مبداء و معاد كه اساس همه اعتقادات مكتبى است به مهمترين
اعمال يعنى مساءله نماز پرداخته مى گويد: پسرم نماز را برپادار... چرا كه نماز مهمترين پيوند با خالق است نماز قلب تو را بيدار و روح تو را
مصفا، و زندگى تو را روشن مى سازد. آثار گناه را از جانت مى شويد، نور ايمان را در سراى قلبت پرتو افكن مى سازد، و تو را از فحشا ومنكر
باز مى دارد.(375)
بنابراين بر پدران و مادران است كه فرزندان خويش را از دوران كودكى با اين وظيفه خطير و مهم الهى آشنا سازند و آنان را نسبت به خطرات آينده
، واكسينه و بيمه سازند، تا از انحراف و فساد مصون بمانند.
آن هنگام كه حضرت ابراهيم (عليه السلام ) به همراه فرزندش ، خانه خدا را بنيان نهاد و كار را به اتمام رساند، دستها را به سوى آسمان بلند
كرد و از خداوند چنين خواست : رب اجعلنى مقيم الصلاه و من ذريتى (376)
پروردگارا مرا و ذريه ام را بر پا كننده نماز قرار ده .
سفارش امير مؤ منان به فرزندان خود
امير مؤ منان (عليه السلام ) فرزندان خود را چنين به نماز سفارش مى فرمايد: الله الله فى الصلاه فانها خير
العمل ، انها عماد دينكم (377)
خدا را خدا را، درباره نماز، كه بهترين عمل و ستون دين شماست .
نماز ستون دين است
لقمان حكيم به فرزندش چنين وصيت كرد: يا بنى اقم الصلاه فان مثل الصلاه فى دين الله
كمثل عمود الفسطاط فان العمود اذا استقام نفعت الاءطناب و الاءوتاد والضلال و ان لم يستقم لم ينفع و تد ولا طنب و لا
ظلال .(378)
فرزندم ! نماز را برپادار. زيرا مثل نماز در دين خدا، همانند ستون خيمه است ، اگر ستون برپا باشد خيمه برپا خواهد بود و طناب و ميخ و سايه
هاى خيمه سودمند خواهد افتاد. اما اگر ستون خيمه برپا نباشد، از ميخ و طناب و سايه بهره اى نمى برى .
|