next page

fehrest page

back page

احترام كودك در حال نماز
گاهى كودكان خرد سال به هنگامى كه پدر يا مادر مشغول خواندن نماز هستند يا از طولانى شدن نماز آنان و يا از گرسنگى بى تابى مى كنند و يا دوست دارند در آن حال از سر و گردن پدر و مادر بالا رفته و بر پشت آنان سوار شوند و بازى كنند.
در اين هنگام پدر و مادر متحير مى مانند كه چه كنند، آيا نماز واجب را شكسته و به خواسته هاى فرزندشان پاسخ مثبت دهند، و يا نماز را ادامه داده و به داد و فرياد و گريه او بى اعتنا باشند؟
آنچه كه مى توان از سيره پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اهل بيت اطهار (عليهم السلام ) آموخت اين است كه نه بايد از ياد خدا غافل ماند و به نماز بى اعتنايى كرد و نه اينكه مهر و عاطفه كودك و نيازهاى او را بى اهميت دانست و به فراموشى سپرد. نماز را بايد كامل و با توجه به جا آورد، اما مى توان با در نظر گرفتن نيازهاى كودكان آن را به اختصار برگزار نمود، گاهى هم مى توان در حال نماز به نيازها و عواطف اطفال پاسخ مناسب داد، در عين حال وضع و حال نمازگزار را هم حفظ نمود.
پيامبر به احترام كودكان نماز را كوتاه مى كند
عبدالله بن سنان از امام صادق (عليه السلام ) نقل مى كند: صلى رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) بالناس الظهر، مخفف فى الركعتين الاءخيرتين ، فلما انصرف قال له الناس : هل حدث فى الصلاه شى ء؟ قال : و ما ذاك ؟ قالوا: خففت فى الركعتين الاءخرتين . فقال لهم : اءو ما سمعتم صراخ الصبى .(169)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نماز ظهر را با مردم به جماعت گذارد و دو ركعت آخر را به سرعت تمام كرد. پس از نماز مردم گفتند: يا رسول الله آيا در نماز حادثه اى رخ داد؟ حضرت پرسيد: مگر چه شده است عرض كردند: دو ركعت آخر نماز را با سرعت خوانديد. فرمود: مگر صداى شيون و فرياد كودك را نشنيديد؟ انس بن مالك گويد: كان رسول الله يسمع الصبى مع امه و هو فى الصلاه فيقراء بالسورة الخفيفه او القصيره .(170)
هنگامى كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در حال نماز صداى كودكى را كه با مادرش بود مى شنيد، سوره هاى سبك و كوتاه قرائت مى كرد.
طولانى كردن سجده به احترام كودك :
روايت شده است كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، مردم را به نماز فرا خواند و حضرت امام حسن مجتبى (عليه السلام ) طفل خردسال صديقه اطهر (عليها السلام ) نيز با آن حضرت بود، پيامبر كودك را كنار خود نشاند و به نماز ايستاد و در ميانه نماز يكى از سجده ها را خيلى طول داد. راوى حديث گويد: من سر از سجده برداشتم ، ديدم امام حسن از جاى خود برخاسته و روى كتف پيامبر نشسته است وقتى نماز تمام شد نمازگزاران گفتند: يا رسول الله از شما چنين سجده اى نديده بوديم گمان كرديم بر شما وحى نازل مى شود فرمود: وحى نازل نشد، فرزندم حسن ، در حال سجده ، بر دوشم سوار شد، نخواستم شتاب كنم و كودك را بر زمين بگذارم ، آنقدر صبر كردم تا طفل ، خود از دوشم پايين آمد.(171)
شيردادن فرزند در حال نماز
عمار ساباطى از امام صادق (عليه السلام ) روايت مى كند: لا باءس اءن تحمل المراءه صبيها و هى تصلى و ترضعه و هى تتشهد.(172)
اشكالى ندارد كه زن كودك را در حال نماز با خود بردارد و در حالى كه تشهد مى خواند به او شير دهد.
ساكت كردن فرزند در حال نماز
على بن جعفر برادر امام موسى بن جعفر (عليه السلام ) گويد: ساءلته عن المراءه تكون فى صلاه الفريضه و ولدها الى جنبها يبكى و هى قاعده هل يصلح لها اءن تتناوله فتقعده فى حجرها و تسكته و ترضعه ؟ قال لاباءس .(173)
از آن حضرت درباره زنى پرسيدم كه مشغول نماز واجب است و فرزند او در كنارش گريه مى كند آيا جايز است در حال نشسته كودك را بغل بگيرد و به دامن خود بنشاند و او را آرام كند و شير بدهد؟ فرمود: اشكالى ندارد.
بيرون نكردن كودكان از صفهاى جماعت
برخى از نمازگراران با مشاهده نونهالان در صفهاى نماز جماعت بسرعت عكس العمل منفى نشان داده و با عصبانيت آنان را از اجتماع نمازگزاران كنار مى زنند يا از مسجد بيرون مى كنند.
اين برخوردهاى غلط كه از سر ناآگاهى و جمود رخ مى دهد، روحيه مذهبى كودكان را تضعيف مى كند و آنان را نسبت به اعمال مذهبى و مراكز عبادى بى رغبت مى سازد. در صورتى كه بذرهاى ايمان و گرايش دينى بايد از اوان طفوليت در دل كودكان كاشته شود و آنان بتدريج به مراسم مذهبى و مراكز عبادى خو بگيرند و علاقه مند شوند و لحظه هايى كه در مساجد و محافل مذهبى به سر مى برند با شادى و نشاط و تحسين و تشويق پيوند بخورد و جزء خاطرات شيرين و هميشگى كودكان گردد.
جابر گويد: ساءلته عن الصبيان اذا صفوا فى الصلاه المكتوبه ، قال : لا تؤ خروهم عن الصلاه وفرقوا بينهم .(174)
از امام باقر (عليه السلام ) درباره كودكانى پرسيدم كه در نماز جماعت شركت كرده اند، حضرت فرمود: آنان را در نماز، به صفهاى آخر واپس ‍ نرانيد؛ بلكه (با ايستادن بزرگترها) در ميانشان جدايى بيفكنيد.
به اين بربيت هم احترام كودكان محفوظ مى ماند و هم از اينكه مسجد به جاى بازى و سرگرمى كودكان مبدل گردد، جلوگيرى مى شود.
سلام كردن به كودكان
سلام دادن به كودكان ، نشانه تواضع و بزرگى و نرمخويى و سبب ارج نهادن به شخصيت كودكان و خلق و خويى پيامبرانه و سنت خوب محمدى (صلى الله عليه و آله و سلم ) است .
پيامبر بزرگوار اسلام تا زنده بود اين سنت نيكو را فراموش نكرد و پيوسته به بزرگ و كوچك سلام مى كرد و مى فرمود: خمس لا اءدعهن حتى الممات ... والتسليم على الصبيان ليكون سنة من بعدى .(175)
پنج چيز است كه تا لحظه مرگ آنها را ترك نمى كنم ... يكى از آنها سلام گفتن به كودكان است تا اين رفتار، پس از من ، (در ميان مسلمانان ) سنت گردد.
عيبجويى نكردن از كودكان
هشام بن عروه از پدر خود نقل مى كند: روزى مردى در حضور پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به خاطر عملى كه فرزندش انجام داده بود از او عيبجويى كرد. پيامبر به وى فرمود: انما ابنك سهم من كنانتك .(176) فرزندت تيرى از تيرهاى تيردان تو است . يعنى فرزندت پاره تن تو و ذخيره آينده توست و تو با توهين به شخصيت او هم به خود ضربه مى زنى و هم اينكه كسى را تضعيف مى كنى و بى مقدار مى سازى كه در آينده به تو يارى خواهد رساند و پشتيبان تو خواهد بود و هر عمل نيكى كه انجام دهد، تو نيز از اجر و پاداش آن بهره مند خواهى شد.
خطاب نيكو به فرزندان
از ديگر موارد احترام و تكريم كودكان آن است كه از دوران كودكى آنان را با اوصاف و لقبهاى نيكو و شايسته صدا بزنند. اسمها و لقبهايى نيكوست كه حاكى از مهر و محبت و يادآور خير و فضيلت باشد. صدا كردن كودك با اين قبيل اسمها و لقبها علاوه بر تشديد روابط مهرآميز، شخصيت كودكان را به خوب بودن و رشد و كمال يافتن تشويق و تحريك مى كند و عظمت خاصى در روح آنان مى دمد كه آثار نيكوى آن از ياد نخواهد رفت .
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: بادروا اءولادكم بالكنى قبل اءن تغلب عليهم الاءلقاب .(177)
پيش از آنكه لقب هاى زشت بر فرزندانتان غلبه پيدا كند لقبها و كنيه هاى خوب بر آنان بگذاريد.
مشاوره با نوجوانان
از بهترين نمونه هاى بارز احترام و تكريم فرزندان آن است كه از اوايل نوجوانى مورد مشورت والدين قرار گيرند. اين گونه توجه و عنايت به نوجوانان انديشه و تفكر آنان را بارور مى سازد و استعدادهاى عقلى نهفته در وجودشان را به سوى خلاقيت و نو آورى علمى و استقلال فكرى و نظردادن در مسايل مختلف سوق مى دهد. مشورت با فرزندان در مسايل گوناگون خانوادگى و نظر خواهى از آنان در مباحث علمى واجتماعى ، بتدريج تواناييهاى بالقوه آنان را آشكار مى سازد و فرزندان را در اداره زندگى خود در آينده آگاه و توانمند مى گرداند.
مرحوم طبرسى در مكارم الاخلاق از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين روايت مى كند: الولد سيد سبع سنين و عبد سنين و وزير سبع سنين .(178)
پيامبر فرمود: فرزند آدمى هفت سال اول زندگى سرور و بزرگ است و در هفت سال دوم (7 تا 14) مطيع و فرمانبردار و در هفت سال سوم (15 تا 21) وزير خانواده و مشاور پدر و مادر است .
زمينه سازى اجتماعى براى رشد استعدادهاى كودكان
در كودكان و نوجوانان استعدادهاى فوق العاده اى نهفته است ، شكفتن اين استعدادها نيازمند زمينه سازى است . پدر و مادر مى توانند با زمينه سازيهاى مؤ ثر اجتماعى رشد استعدادهاى كودكان را تسريع ببخشند.
به عنوان مثال : اگر كودكى در منزل قرآن را به زيبايى تلاوت مى كند در مجامع عمومى نيز از او خواسته شود تا براى ديگران همان آيات و سوره ها را تلاوت كند.
يا اگر شعرى ، سخنى و هنرى مى داند، از او خواسته شود تا پيش دوستان و خويشان و در محافل و نشستهاى خانوادگى و اجتماعى دانسته ها و مهارتهايش را آشكار سازد، اين امر سبب مى شود كه فرزندان به تواناييهاى خود اطمينان يابند و احساس سرور و بالندگى كنند و بيش از پيش به مسائل فرهنگ علاقه مند شوند و از احساس حقارت نيز كه مايه ركود استعدادهاست رهايى پيدا كنند.
شيخ صدوق (رحمه الله عليه ) روايت مى كند: روزى حضرت امير مؤ منان (عليه السلام ) در مسجد در حين خطابه رو به مردم كرده و فرمود: سلونى قبل ان تفقدونى از من سؤ ال كنيد قبل از آنكه مرا از دست بدهيد. اما هيچكس از جاى بر نخواست تا سؤ الى از آن حضرت كند.
آنگاه امير مؤ منان (عليه السلام ) پس از بجا آوردن حمد و ثناى الهى و درود فرستادن بر پيامبر بزرگوار نگاهى به امام حسن مجتبى انداخت و فرمود: فرزندم حسن برخيز به منبر برو و سخنى بگو تا قريش پس از من تو را كوچگ نشمارند، و نگويند: حسن چيزى نمى داند.
امام حسن مجتبى فرمود: پدر جان چگونه به منبر بروم و سخنى بگويم در حالى كه تو در ميان مردم نشسته اى و به سخنانم گوش مى دهى و مرا مى بينى ؟!
امير مؤ منان (عليه السلام ) فرمود: پدر و مادرم فداى تو باد، من خود را پنهان ساخته ، به سخن تو گوش فرا مى دهم و تو را در حال خطابه مى بينم ، در حالى كه تو مرا نخواهى ديد.
امام ممجتبى (عليه السلام ) به دستور پدر عمل كرد، بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و آل او فرمود: مردم از جدم رسول خدا شنيدم كه مى فرمود: من شهر علمم و على دروازه آن است . آيا مى توان بدون عبور از دروازه وارد شهر علم شد پس از منبر به زير آمد. اميرمؤ منان (عليه السلام ) از جاى برخاست و فرزندش را در آغوش كشيد.
آنگاه به فرزند ديگرش ، حضرت امام حسين (عليه السلام ) فرمود: فرزندم ! تو نيز برخيز و بر منبر برو و سخنى بگوى كه قريش تو را پس از من كوچك نشمارند و نگويند كه حسين بن على چيزى نمى داند، اما چنان سخن بگوى كه ادامه سخن برادرت باشد.
امام حسين (عليه السلام ) به دستور پدر عمل كرده ، و به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى و صلوات بر پيامبر و آل او، فرمود: مردم ! از رسول خدا شنيدم كه مى فرمود: على شهر هدايت است پس هر كس داخل آن شود نجات پيدا كرده است و هر كس از آن تخلف كند هلاك شود.
حضرت از جاى برخاست و در حالى كه او را بر سينه و قلب خود مى فشرد به مردم فرمود: اى مردم شاهد باشيد اين دو فرزندان رسول خدا، امانتى هستند كه آن حضرت به من سپرده است . و من اين دو را به عنوان امانت در بين شما مى گذارم . مردم بدانيد كه پيامبر از شما درباره اين دو خواهد پرسيد (كه با آنان چه كرده ايد؟)(179)
در روايتى ديگر از اما باقر و امام صادق (عليهم السلام ) آمده است كه امير مؤ منان (عليه السلام ) به فرزند خود امام حسن مجتبى فرمود: سخن بگوى امام حسن عذر آورد كه چگونه سخن بگويم در حالى كه نگاهم به چهره ات مى افتد پس آن حضرت كنيزان خود را جمع كرد و به آنان فرمود: برخيزيد و سخنرانى فرزندم را گوش كنيد امام خود را چنان از نظر پنهان كرد كه تنها سخنان امام حسن را گوش كند و در پايان خطبه از جا برخاست و بر سر فرزند خود بوسه زد و فرمود: پدر و مادرم به فداى تو، و اين آيه را تلاوت فرمود: ذرية بعضها من بعض والله سميع عليم .(180)
7- دعاى پدر و مادر در حق فرزندان
فرزندان موظفند در حق پدر ومادر دعا كنند، و از خداوند برايشان طلب آمرزش نمايند. قرآن مى فرمايد: و قل رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا(181) و بگو پروردگارا آن دو را رحمت كن همان گونه كه مرا در كودكى تربيت كردند.
ليكن فرزندان ، خود، بيشتر محتاج دعاى پدر و مادرند، زيرا در آغاز راهند و به كمك والدين نياز مبرم دارند، و دعاى پدر و مادر در حق فرزندان از دعاهايى است كه زود مستجاب مى شود. از اين رو اگر مى بينيم برخى در زمره صالحان و فرزانگان قرار گرفته اند بى تاءثير از دعاهاى پدر و مادر بدين مقامات نرسيده اند؛ و اگر برخى نيز به بد عاقبتى گرفتار شده اند چه بسا عكس العمل نارضايتى والدين را چشيده و بدين روز افتاده باشند. بنابراين دعاى پدران و مادران براى فرزندانشان نقشى مؤ ثر و سرنوشت ساز دارد. پيامبران (صلى الله عليه و آله و سلم ) و پيشوايان معصوم اين درس را عملا به ما آموخته اند. آنان براى خوبى سرنوشت آينده فرزندانشان از خدا كمك مى خواستند و به نيايش مى پرداختند.
حضرت ابراهيم براى خود و فرزندانش چنين دعا مى كند: ربنا واجعلنا مسلمين لك و من ذريتنا امة مسلمه لك .(182)
حال كه به اهميت دعاى والدين براى سلامتى و سعادت فرزندان واقف شديم ، اين واقعيت را در سيره و سخن اهل بيت جستجو مى كنيم :
دعاى پيامبر براى كودكان
عايشه گويد: كان رسول الله يؤ تى بالصبيان فيدعو لهم و يبرك عليهم ...(183)
روش پيامبر اين بود كه كودكان را به محضرش مى آوردند و آن حضرت براى آنان دعا و طلب خير و بركت مى فرمود.
استغفار يعقوب براى فرزندان خود
از امام صادق (عليه السلام ) پيرامون اين فرمايش حضرت يعقوب كه به فرزندانش گفت : ((در آينده براى شما طلب مغفرت خواهم كرد))، فرمود: يعقوب طلب مغفرت براى فرزندان خود را تا فرارسيدن سحرگاه شب جمعه به تاءخير انداخت .
نماز امام صادق (عليه السلام ) از طرف فرزندان خود
عمر بن يزيد گويد: كان ابو عبدالله (عليه السلام ) يصلى عن ولده كل ليله ركعتين و عن والده فى كل يوم ركعتين ... و كان يقراء فيهما انا اءنزلناه فى ليله القدر و انا اءعطيناك الكوثر.(184)
برنامه امام صادق (عليه السلام ) اين بود كه هر شب از طرف فرزندان خود، و هر روز از طرف پدر خود دو ركعت نماز مى خواند و در آن دو ركعت سوره قدر و كوثر را قرائت مى نمود.
دعاى امام زين العابدين (عليه السلام ) در حق فرزندان خود
امام زين العابدين (عليه السلام ) در صحيفه سجاديه در حق فرزندان خود چنين دعا مى فرمايد: ((بار خدايا! به من نعمت عطا فرما بماندن فرزندانم ، وبه شايسته گردانيدن ايشان براى (اطاعت و پيروى از) من ، و به بهره بردن من از ايشان . بار خدايا! عمرشان را براى من دراز گردان و مدت زندگانيشان را بسيار نما، و خردانشان را براى من پرورش ده ، و ناتوانشان را نيرومند ساز، و تن ها و كيشها و خوهايشان را براى من سالم بدار، و در جانها و اندامشان و در هر چه از كار ايشان به آن مى كوشم تندرستى ده (از دردها و پيشامدهاى ناروا نگاهداريشان فرما) و روزيهايشان را براى من و به دست من فراوان گردان و ايشان را نيكوكاران و پرهيزكاران (از گناه ) و بينايان (راه حق ) و شنوندگان (سخن راست ) و فرمانبران خودت و دوستداران و پنددهنگان براى دوستانت و كينه داران براى همه دشمنانت (كه به تو نگرويده اند) قرار ده آمين .
بار خدايا بازوى مرا به وسيله ايشان استوار گردان ، كجى مرا به آنان راست نما(در سختى و گرفتارى و پريشانى آنها را كمك من گردان ) و عدد و شماره (اهل و خويش ) مرا به آنان افزون كن ، و مجلس مرا به ايشان بيارا (آنانرا اهل علم و دانش و فضل و كمال قرار ده ) و ياد مرا به آنها زنده بدار، و در نبودنم مرا به سبب ايشان بى نياز كن ، (آنها را جانشين من گردان ) و به وسيله اينان مرا بر حاجت و خواسته ام يارى فرما، و ايشانرا براى من دوستدار و مهربان و روى آور و (در كمك و يارى ) پابرجا، و (در انجام دستورم ) فرمانبر قرار ده ، نه گناهكار و بدكننده و مخالفت كننده و خطاكار. و مرا در پرورش و تاءديب (راه پسنديده نمودن ) و نيكى كردن ايشان يارى فرما، و مرا از جانب خود افزون بر ايشان فرزندان نرينه ببخش ، و آنان را براى من نيك قرار ده ، و آنها را در آنچه (در اين راز و نياز كه ) از تو خواسته ام ياورم گردان و مرا و فرزندانم را از شيطان رانده شده (از رحمتت ) پناه ده ... بار خدايا همه آن خواسته ها را به توفيق و جور شدن اسباب كار و رحمت و مهربانيت به ما عطا فرما، و ما را از آتش پناه ده ، و مانند آنچه از تو براى خود و فرزندانم در دنياى كنونى و آخرت آينده خواستم به همه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان ببخش ...))(185)
مستجاب بودن سه دعا
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: ثلاث دعوات لايحجبن عن الله ... دعاء الوالد لولده اذا بره و دعوته عليه اذا عقه ...(186) سه دعاست كه از لطف و رحمت و استجابت الهى محروم نمى ماند... دعاى پدر براى فرزند خود، در صورتى كه به پدر نيكى كرده باشد. و نفرينش در صورتى كه به پدر بى مهرى و از او نافرمانى كرده باشد.
بالا رفتن درجات در اثر استغفار والدين
ابوالقاسم كوفى از پيامبر اكرم روايت كند كه : ان العبد ليرفع له درجه فى الجنه لايعرفها من اءعماله ، فيقول : رب انى لى هذه ؟ فيقول : باستغفار والديك لك من بعدك .(187)
بنده اى را در بهشت يك درجه بالاتر مى برند كه آن را دستاورد اعمال خود نمى داند. به پروردگار خطاب مى كند: پروردگارا اين درجه از كجا به من داده شده است ؟
خداوند مى فرمايد: به خاطر طلب آمرزشى كه پدر و مادرت پس از تو برايت انجام دادند.
دعاى خير مجلسى در حق فرزند شيرخوارش : ((آقا احمد - سبط استاد اكبر بهبهانى - در مرآه الاءحوال به توسط بعضى ثقات از ملا محمد تقى - مجلسى - نقل كرده كه فرمود: و در بعضى از شبها بعد از فراغ از نماز شب و تهجد بر من حالتى عارض شد، كه دانستم در اين حال اگر دعا كنم ، مستجاب مى شود. فكر مى كردم چه دعايى بكنم ، و از خدا چه بخواهم ، كه ناآگاه صداى گريه محمدباقر از گهواره بلند شد، من عرض كردم : خداوند! به حق محمد و آل محمد - صلوات الله عليهم اجمعين - كه اين فرزند مرا مروج دين و ناشر احكام خير المرسلين قرار بده و او را موفق كن به توفيقات بى نهايت خود...(188)

8- شكيبايى در سوگ فرزند
از ديگر ويژگيهاى خوب يك پدر و مادر نمونه اين است كه در سوگ فرزند از دست رفته شان هر چند هم كه عزيز و بزرگوار باشد بردبارى نشان دهند و چيزى كه موجب خشم پروردگار است ، بر زبان نياورند. اين صفت والاى اخلاقى از پيامبر و معصومين و علماى بزرگ براى ما به يادگار مانده و حاكى از تعالى فكرى و سعه وجودى آنان است ؛ زيرا آنان به واقعيات جهان و ماهيت زندگى دنيوى كه سراپا آزمايش است و اقفترند و روح بزرگشان در برابر پيشامدهاى دلخراش آسيب چندانى نمى بيند.
پيامبر در سوگ فرزندش ابرهيم
هنگامى كه ابراهيم فرزند رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در حال احتضار بود، حضرت فرمود: لولا اءن الماضى فرط للباقى و ان الاخر لاحق بالاءول لحزنا عليك يا ابراهيم ، ثم دمعت عينه و قال : تدمع العين و يحزن القلب و لانقول الا مايرضى الرب و انا بك يا ابراهيم لمحزونون .(189)
اى ابراهيم اگر نبود كه آنكه از دست مى رود به ديار باقى مى شتابد و ماندگان به رفتگان ملحق مى شوند ما بشدت بر تواندوهگين بوديم ؛ سپس چشمش ‍ پر از اشك شد و فرمود: ديده اشك ميريزد و دل غمگين مى شود و ليكن جز آنچه رضاى خدا است نمى گوييم و گر چه اى ابراهيم براى تو غمناكيم .
امام باقر (عليه السلام ) در سوگ فرزند خود
يوينس بن يعقوب از عده اى نقل كند كه گروهى خدمت امام باقر شرفياب شدند؛ در حالى كه يكى از فرزندان آن حضرت مريض بود.
آنان امام را غمگين و مضطرب ديدند، به يكديگر گفتند: به خدا قسم بيم آن مى رود كه اگر به اين طفل آسيبى برسد و از دينا برود در امام اثر ناخوشايندى پديد آورد. چيزى نگذشت كه از داخل خانه صداى شيون بلند شد. امام از جاى برخاست و به اندرون رفت . اما برخلاف انتظار بسرعت نزد ما برگشت در حالى كه چهره اش گشاده بود.
به امام عرض كرديم : جان ما به فدايت ما آن چنان بر تو ترسناك بوديم كه اگر اين طفل از دينا برود شما را به حالى ببينيم كه براى هميشه ما را غمگين و محزون كند.
امام فرمود: ما دوست داريم كسى كه مورد علاقه ماست سلامتيش را باز يابد اما اگر فرمان الهى بيايد همه در برابر آنچه كه مورد مهر و رضاى اوست تسليم هستيم .(190)
امام صادق (عليه السلام ) در سوگ اسماعيل
زمانى كه اسماعيل فرزند امام صادق (عليه السلام ) در حال احتضار بود مردم ، امام را در آن حال بسيار بى تاب و مضطرب ديدند به صورتى كه گاهى به درون خانه مى رود و گاهى بيرون مى آيد، زمانى مى ايستد و زمانى ديگر مى نشيند؛ اما وقتى كه اسماعيل از دنيا رفت امام به اندرون رفت و تميزترين لباس خود را پوشيد؛ سرش را شانه كرد و به مجلسى كه داشت برگشت و در جاى خود نشست . اما از مصيبت وارده سخنى نگفت گويى هرگز مصيبتى بر او وارد نيامده است . به حضرت عرض كردند: چرا از اين واقعه سخين نمى گويى حضرت فرمود ما اهل بيتى هستيم كه خدا را درآنچه كه مى پسندند اطاعت مى كنيم و آنچه را كه دوست داريم از او مى خواهيم و اگر آن را به ما ارزانى داد، خدا را سپاس مى گوييم و اگر با ما آن كند كه دوست نمى داريم راضى خواهيم بود.(191)
امام رضا (عليه السلام ) از پدرش امام موسى (عليه السلام ) روايت مى كند كه : وقتى خبر در گذشت اسماعيل به امام صادق رسيد حضرت با ياران خود نشسته و آماده صرف غذا بودند، امام لبخندى زد و غذاى خود را طلبيد و شروع به خوردن كرد.
امام صادق (عليه السلام ) در آن روز بهتر از روزهاى ديگر غذا تناول كرد همچنين ، ياران خود را بيش از پيش به خوردن غذا تشويق فرمود و بر ايشان غذا آورد. آنان از اينكه هيچ اثرى از غم و اندوه در چهره امام مشاهده نمى كردند سخت شگفت شده بودند. زمانى كه از غذا دست كشيدند به آن حضرت عرض كردند امروز امر عجيبى از تو مشاهده كرديم ، شما به مصيبت چنين فرزندى گرفتار آمده ايد اما چنانيد كه پيش از اين بوده ايد. حضرت فرمود: چرا چنين نباشم در حالى كه از راستگوترين راستگويان به من خبر رسيده كه من و شما نيز خواهيم مرد. سپس فرمود: براستى گروهى كه مرگ را شناخته باشند و آنچه را كه مرگ از آنها به خاطر سپرده انكار نكرده وامر خود را به آفريدگارشان واگذار مى كنند.(192)

next page

fehrest page

back page