حضرت بسيار ناراحت شده و اشك از چشمانش جارى گرديد و بعد او را روى زانوى خود نشانيد و فرمود ناراحت مباش ، من از امروز پدر تو و دخترم
فاطمه (سلام الله عليها) خواهر تو است . كودك شادمان شد و برخاست و فرياد زد: اى بچه ها، ديگر مرا سرزنش نكنيد كه پدرم از پدرهاى شما
بهتر است . آن گاه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) دست او را گرفتند و به خانه دخترشان فاطمه (سلام الله عليها) بردند و گفتند دخترم :
اين كودك ، فرزند ما و برادر تو است ، از او نگهدارى كن . فاطمه (سلام الله عليها) نيز جامه اى پاكيزه بر او پوشاند، سرش را روغن زد و ظرف
خرمايى پيش روى او گذاشت و فرمود: حسن و حسينم بياييد و با هم غذا بخوريد.
بعد از رحلت حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) او بر سر خود خاك مى ريخت و فرياد مى زد: وا ابتاه امروز من يتيم شدم و همه مردم از
سوز او مى گريستند.(139)
سيره حضرت زهرا (سلام الله عليها)
حضرت زهرا- سلام الله عليها - امام حسن (عليه السلام ) را در دوران كودكى بالا و پايين مى انداخت و با او بازى مى كرد و به او مى فرمود:
|
اشبه اباك يا حسن | |
واخلع عن الحق الرسن | |
واعبد الهاذا منن | |
ولاتوال ذا الاحن (140) |
حسن جان مانند پدرت باش و حق را از بند اسارت به در آور و خدايى را بپرست كه پر
فضل و احسان است و از دشمنان كينه توز پيروى مكن .
شيوه هاى گوناگون مهرورزيدن به كودكان
بوسيدن فرزند
ابراز محبت شيوه هاى گوناگونى دارد، بهترين آنها، بغل كردن ، درآغوش فشردن ، نوازش كردن ، سخن گفتن ملايم و دلپذير، بازى كردن با
فرزند و بوسيدن او است .
دل پاك كودك آئينه اى است درخشان و اظهار محبت پدر و مادر به فرزند خود و به خصوص بوسيدن او، آئينه روح كودك را جلا مى دهد و به طور
خلاصه مهرورزى والدين ضامن سلامت روحى و تعادل عاطفى كودك است .
شايد فلسفه سفارشهاى اكيد اسلام به بوسيدن فرزندان نيز در همين نكته مهم نهفته باشد.
در روايات قبل به برخى از شيوه هاى اظهار محبت اشاره شد و پرتوى از سيره معصومين - عليهم السلام - نيز در اين باره ملاحظه گرديد. اينك با
توجه به اهميت ((بوسيدن فرزندان )) به چند روايت در اين باب اشاره مى كنيم .
بوسيدن فرزندان نيكويى است :
فضل بن اءبى قره از امام صادق (عليه السلام ) و او از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )
نقل فرمود كه : من قبل ولده كتب الله له حسنه ...(141)
هر كس فرزند خود را ببوسد خداوند براى او يك نيكويى مى نويسد.
ابن عمر از پيامبر نقل مى كند كه : القبله حسنه والحسنه عشره .(142)
بوسيدن (فرزند) نيكويى است و پاداش هر نيكويى ده برابر است .(143)
آثار اخروى بوسيدن فرزندان :
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: قبلوا اءولادكم فان لكم بكل قبله درجه فى الجنه ما بين
كل درجتين خمسمائه عام .(144)
فرزندان خود را ببوسيد زيرا به هر بوسه اى رتبه اى است در بهشت و فاصله دو رتبه از يكديگر پانصد
سال است .
مهر پيامبر به فرزندان خود:
علاقه و محبت پيامبر نسبت به فرزندان آن چنان زياد بود كه هيچ گاه پوشيده نمى ماند و گاه در
حال سخن گفتن با مردم به فرزندان خود ابراز محبت و علاقه مى كرد و آنها را مكرر مى بوسيد.
پيامبر ابراهيم را مى بوسيد:
انس بن مالك گويد: ما راءيت اءحدا كان اءرحم بالعيال من رسول الله - صلى الله عليه و آله -، كان ابراهيم مسترضعا له فى عوالى المدينه و
كان ظئره قينا فكان ياءتيه وان البيت ليدخن فياءخذه فيقبله .(145)
هيچ كس را نسبت به اءهل و عيال خود مهربان تر از پيامبر نديدم ، پيامبر در دوران شير خوارگى فرزندش ابراهيم ، براى او دايه اى در اطراف
مدينه گرفته بود و با اينكه خانه دايه در اثر شغل آهنگرى همسرش پر از دوده بود، اما پيامبر به نزد خود مى رفت و وى را مى بوسيد.
توضيح : عوالى مدينه به روستاهاى اطراف مدينه گفته مى شود. جالب توجه اين است كه پيامبر آن چنان به فرزندان خود پر عاطفه و مهربان
بود كه دورى راه را بر خود هموار مى كرد و پى در پى به فرزند خود سر مى زد و او را مى بوسيد.
پيامبر ابراهيم و حسين را مى بوسد:
ابن عباس گويد: كنت عند النبى و على فخذه الاءيسر ابنه ابراهيم و على فخذه الاءيمن الحسين بن على و هو تاره تاره
يقبل هذا و تاره يقبل هذا.(146) در خدمت پيامبر بودم در حالى كه فرزندش ابراهيم بر زانوى چپ
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نشسته بود و حسين بن على بر زانوى راستش و حضرت گاهى اين را مى بوسيد و گاهى آن را.
پيامبر و حسنين :
ابوهريره گويد: خرج علينا رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) و معه الحسن و الحسين هذا على عاتقه و هذا على عاتقه و هو يلثم هذا مره و
هذا حتى انتهى الينا، فقال له رجل يا رسول الله انك لتحبهما؟ فقال : من اءحبها فقد اءحبنى ...(147)
روزى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) با حسن و حسين - عليهما السلام - به سوى ما مى آمد، در حالى كه هر يك از آن دو بر يكى از شانه
هاى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نشسته بودند و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بارى اين را مى بوسيد و بارى ديگر آن را تا
اينكه به نزد ما رسيد، يكى از ياران به آن حضرت عرض كرد يا رسول الله اين دو را بسيار دو ست مى دارى !
فرمود: هر كه اين دو را دوست بدارد بى ترديد به من مهرورزيده است .
مردى كه هرگز فرزندانش را نمى بوسيد:
حسن بن على بن يوسف ازدى مردى از امام صادق (عليه السلام ) نقل كند كه مردى به حضور پيامبر رسيد و عرض كرد: ما قبلت صبيا لى قط، فلما
ولى قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) هذا رجل عندى اءنه من اهل النار.(148)
يا رسول الله من تاكنون هيچ يك از فرزندانم را نبوسيده ام . هنگامى كه از نزد آن حضرت بيرون رفت پيامبر - كه از شدت قساوت و بى رحمى او
سخت شگفت زده شده بود - فرمود: اين مرد نزد من از اهل جهنم است .
تعجب اقرع بن حابس از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ):
ابو هريره گويد: اءبصر اءقرع بن حابس النبى و هو يقبل حسينا فقال ان لى عشره من الولد ما قبلت واحدا منهم
فقال النبى : انه من لايرحم لايرحم .(149)
روزى اقرع بن حابس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را مشاهده كرد كه امام حسين (عليه السلام ) را مى بوسد، اءقرع گفت : من ده فرزند دارم
و تا كنون يكى از آنها را نبوسيده ام پيامبر فرمود: هر كس مهر و محبت نداشته باشد
مشمول لطف و رحمت قرار نمى گيرد.
3- بازى با فرزندان
يكى ديگر از راههاى اظهار محبت پدر يا مادر به فرزند اينست كه با در نظر گرفتن موقعيت سنى كودك
وسايل بازى و سرگرمى متناسبى براى او تهيه كنند، علاوه بر اين شايسته است گاهى نيز با كودك همبازى شوند، يا به درخواست كودك براى
همبازى شدن با او پاسخ مثبت بدهند.
زيرا مشاركت والدين در بازى فرزندان خود اگر چه اندكى از وقت آنان را مى گيرد، اما آثار بسيار نيكويى دارد، بازى علاوه بر اينكه براى
كودكان بسيار سرورانگيز و نشاط بخش است ، مايه رشد استعدادها و تلطيف عواطف آنان نيز خواهد شد، بازى اگر به قاعده و سالم باشد مى تواند
تفكر كودك را رشد دهد، به همين جهت گفته اند: بازى تفكر كودك است .
پيامبر بزرگوار و اهل بيت عصمت - عليهم السلام - ضمن تاءكيد و سفارش بسيار بر اين مساءله خود به شخصه با فرزندان خويش همبازى مى
شدند و يا اينكه دست كم بر بازى آنان نظارت مى كردند و كودكان را مورد تشويق قرار مى دادند.
اءصبغ از اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) چنين روايت مى كند: من كان له ولد صبا.(150)
هر كس كه كودكى دارد بايستى خود را تا حد طفوليت تنزل دهد.
همچنين شيخ صدوق (رحمه الله عليه ) در كتاب من لا يحضره الفقيه از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه : من كان عنده صبى
فليتصاب له (151) هر كس كودكى داشته باشد بايد با وى كودكانه رفتار نمايد. مرحوم حر عاملى اين مساءله را در بابى تحت عنوان
باب استحباب التصابى مع الولد و ملاعبته ذكر كرده و از دو روايت پيشين استحباب بازى كردن با فرزند را نتيجه گرفته است .
حسنين (عليهم السلام ) بر پشت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ):
ابن اءبى نجيح گويد: كان الحسن و الحسين يركبان فوق ظهر النبى و يقولان
حل حل و يقول النبى نعم البعير بعيركما.(152)
امام حسن (عليه السلام ) و امام حسين (عليه السلام ) بر پشت پيامبر سوار مى شدند و
((حل حل )) مى گفتند و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمود: نيكو شترى است ، شتر شما.
تعجب عيينه از بازى كردن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با حسنين (عليهم السلام ):
علقمه از ابوسلمه روايت كرده است كه : ان رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) كان يدلع لسانه للحسن و الحسين (عليهم السلام ) فيرى
الصبى لسانه فيهش اليه ، فقال عيينه بن بدر الفزارى والله ليكون الابن رجلا قد خرج وجهه و ما قبلته قط
فقال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ): من لم يرحم لا يرحم .(153)
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) زبان خود را براى حسن و حسين (عليه السلام ) بيرون مى آورد و همين كه چشم كودك به زبان مى افتاد
بطرف او مى دويد.
مردى بنام عيينه بن بدر فزارى (كه شاهد اين شيرين كارى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نسبت به حسنين بود) از روى شگفتى گفت : به
خدا سوگند! پسرم مرد گشته و بر صورتش موى رسته است ، با اين حال تاكنون حتى براى يك بار هم او را نبوسيده ام .
پيامبر كه از سنگدلى عيينه سخت در شگفت شده بود فرمود: هر كه لطف و مهر نشان ندهد مورد مهر و محبت قرار نگيرد.
بازى پيامبر با حسين (عليه السلام ) در كوچه
مردى بنام يعلى عامرى از محضر رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) خارج شد تا به ضيافتى كه دعوت شده بود، برود. ناگاه حسين
(عليه السلام ) را ديد كه با كودكان مشغول بازى است . طولى نكشيد كه
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به همراه اصحاب خود از منزل خارج شدند وقتى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) حسين (عليه
السلام ) را ديد، از اصحاب جدا شد و در حالى كه به سوى فرزندش قدم بر مى داشت دستانش را گشود تا او را در آغوش بگيرد. كودك خنده كنان
اين سو و آن سو مى گريخت و رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز خندان از پى او مى دويد و سرانجام كودك را گرفت و دستى زير
چانه او و دست ديگر را پشت گردن او گذاشت و لب بر لبش نهاد و او را بوسيد.(154)
تشويق و نظارت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر كشتى حسنين (عليهم السلام ):
از امير مؤ منان على (عليه السلام ) نقل شده است كه : روزى حسن وحسين نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با هم كشتى گرفتند پيامبر (صلى
الله عليه و آله و سلم ) فرمود: حسن بجنب !. عرض كردم اى رسول خدا! بزرگتر را بر عليه كوچكتر تشويق مى كنى ! پيامبر (صلى الله عليه و
آله و سلم ) فرمود: جبرئيل مى گويد: حسين بجنب ! و من مى گويم حسن بجنب !(155)
4- وفاى به وعده
دستور ديگرى كه اسلام پدران و مادران را بدان موظف ساخته و بر آن تاءكيد فراوان كرده ، عملى كردن وعده هايى است كه آنان به فرزندان خود
مى دهند.
زيرا با عمل نكردن به وعده ها شخصيت فرزندان خويش را تحقير كرده و به آنان درس دروغگويى مى دهند و با گفتار بى
عمل خود سخنانى را هم كه در آينده خواهند گفت ، از پيش بى اعتبار مى سازند. بدون شك اين شيوه سلوك با فرزندان در روايات مردود شمرده شده و
والدينى كه وعده هايى بى پايه و اساس به فرزندان خود مى دهند مورد نكوهش قرار گرفته اند.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد: اءحبوا الصبيان وارحمو هم فاذا وعدتموهم ففوا لهم فانهم لايرون الا اءنكم ترزقونهم .(156
)
كودكان را دوست بداريد و به آنان اظهار محبت كنيد. پس اگر به آنان وعده اى داديد، به آن وفا كنيد، زيرا آنان روزى خود را به دست شما مى
بينند. على (عليه السلام ) از پيامبر نقل مى كند كه : اذا وعد اءحدكم صبيه فلينجز.
هر يك از شما، اگر به فرزند خود وعده اى مى دهد بدان وفا كند، حارث اعور از على (عليه السلام )
نقل مى كند كه لا يصلح من الكذب جد ولاهزل ، ولا اءن يعد اءحدكم صيه ثم لا يفى به ، ان الكذب يهدى الى الفجور، والفجور يهدى الى
النار.(157)
دروغ گفتن شايسته نيست ، به جد باشد يا به شوخى و ياوه و نيز سزاوار نيست كه كسى از شما وعده اى به فرزندش بدهد و سپس به آن وفا
ننمايد، دروغگويى به تبهكارى مى انجامد و تبهكارى به آتش دوزخ .
امام كاظم (عليه السلام ) فرمود: اذا وعدتم الصغار فاءوفوا لهم فانهم يرون انكم الذين ترزقونهم و ان الله ليس يغضب لشى ء كغضبه
للنساء والصبيان .(158)
اگر به كودكانتان وعده داديد وفا كنيد زيرا آنان مى پندارند كه روزيشان به دست شماست ؛ به راستى خداوند بر هيچ چيز آن چنان خشم نمى
گيرد كه به خاطر زنان و كودكان . از مجموع اين روايت چنين استفاده مى شود:
1- اولا لزومى ندارد كه به فرزند خود وعده چيزى بدهيد، اما اگر وعده اى داديد حتما به آن وفا كنيد، زيرا آثار منفى خلف وعده نسبت به بزرگ و
كوچك يكسان است . و جمله ((ففوا)) يا ((فلينجز)) كه در روايت آمده تصريح مى كند كه عملى ساختن وعده واجب است .
2- همان گونه كه شما از خداوند و حتى از بندگان او انتظار نداريد كه به وعده هايى كه داده اند وفا نكنند، كودكان شما نيز، انتظار ندارند كه
نسبت به وعده هايى كه به آنان مى دهيد عمل نكنيد.
3- وفا نكردن به اين قبيل وعده ها در روايات تجاوز به حقوق كودك محسوب شده است و چون كودك نمى تواند از حق خود دفاع كند، زيرا زير
پاگذاشتن حق او خشم الهى را بر خواهد انگيخت ؛ كه خداوند پشتيبان محرومان و ناتوانان است .
4- در اثر وفا نكردن به وعده هاى دروغين دريچه اى به روى فرزندان خود باز مى كنيد كه اولين ره آورد آن پيدايش روحيه نفاق و دروغگويى در
كودكان است ؛ زيرا كودكان بيشتر، از سيره عملى والدين درس مى گيرند تا سخنان آنها و به اين ترتيب احساس مى كنند كه دروغ گفتن زشت نيست و
وفاى به عهد و پيمان ضرورى نيست و هيچ مانعى ندارد كه براى حفظ ظاهر و نشان دادن عنايت خويش به ديگران وعده هايى به آنها بدهيم اما با
هزار بهانه و معذرت خواهى امروز و فردا كنيم و سرانجام نيز از عملى كردن وعده هايمان شانه خالى كنيم .
بى ترديد اين گونه رفتارهاى ناپسند زمينه ساز انحرافات گوناگون كودكان و سبب دورى آنها از پاكى و صداقت خواهد شد.
5- رعايت عدالت و مساوات بين فرزندان
يكى ديگر از وظايف اخلاقى پدران و مادران اين است كه هميشه سعى كنند بين فرزندان خود، بر اساس عدالت و مساوات رفتار كنند، و هيچ گاه پسر
را بر دختر يا فرزندى را بر فرزندان ديگر مقدم ندارند و يا نزد بچه ها، يكى را بيش از همه مورد مهر و محبت و نوازش قرار ندهد. اگر مى
بوسند تمام بچه ها را ببوسند، اگر سوغاتى مى خرند براى همه بچه ها بخرند.
بديهى است كه پدر ومادر از ثمره تلخ اين تبعيضها بى بهره نمى مانند و اعتماد بچه ها از آنان سلب مى شود، علاوه بر اين با دست خود آتش
حسادت ، دشمنى و كينه ورزى را بين فرزندانشان شعله ور مى سازند، البته جز اين هم ، نبايد انتظار داشت .
نعمان بن بشير از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه : اتقوالله و اعدلوا بين اءولادكم كما تحبون اءن يبروكم .(159
)
از خدا بترسيد و بين فرزندانتان ، با عدالت رفتار كنيد، همان گونه كه دوست داريد آنان به شما نيكى كنند.
اينك به يارى خدا با دستورات و رهنمودهاى معصومين - عليهم السلام - در خصوص اين مساءله مهم تربيتى آشنا مى شويم .
ماجراى يوسف و برادرانش را تكرار نكنيد:
عياشى از مسعده از امام صادق (عليه السلام ) چنين روايت مى كند: قال والدى والله انى لاصانع بعض ولدى و اءجلسته على فخذى و افكر له فى
الملح و اكثر له الشكر و ان الحق لغيره من ولدى و لكن مخافه عليه منه و من غيره لئلا يصنعوا به ما فعلوا بيوسف اخوته ، و ما
اءنزل الله سوره يوسف الا اءمثالا لكيلا يحسد بعضنا بعضا كما حسد يوسف اخوته و بغوا عليه فجعلها حجه و رحمه على من تولانا ودان بحبنا و من
نصب لنا الحرب .(160)
پدرم (امام باقر (عليه السلام ) ) فرمود: به خدا سوگند! من گاهى با يكى از فرزندانم بيش از حد نرمى و مدارا مى كنم . او را بر زانو مى نشانم
و به شيرين كارى با او مى پردازم ، و از او تعريف و تمجيد مى كنم . در حالى كه مى دانم حق با ديگر فرزندانم است ، اما از اين ترس دارم كه
مبادا ماجراى حضرت يوسف و آنچه كه برادرانش با او كردند بر سر او بيز بيايد و در حقيقت خداوند
متعال اين سوره را جز براى درس عبرت نازل نكرده است . از بهر آنكه بعضى از ما بر بعضى ديگر حسد مورزند، چنان كه برادران يوسف بر او
حسادت و ستم كردند.
خداوند اين حكايت را براى پيروان و شيفتگان ما رحمت و بر دشمنان آشكار ما حجت قرار داد.
عدالت بين پسر و دختر
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نسبت به تبعيض قائل شدن بين پسران و دختران ، بسيار حساس بودند. نمونه گويايى از اين حساسيت
اين است كه :
روزى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) گرماگرم سخن گفتن با ياران بود. پسر بچه اى آمد و به نزد پدر خود - كه در گوشه اى از مجلس
نشسته بود - رفت . پدرش دستى به سر او كشيد و او را بر زانوى راست خود نشانيد اندكى بدين
حال بود كه دختر خردسال آن مرد آمد و به طرف پدرش رفت ، چون به نزديك او رسيد مرد دستى به سرش كشيد و در كنار خود بر زمين نشانيد.
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) (كه تبعيض و بى عدالتى او را مشاهده كرد) به او فرمود: چرا او را بر زانوى چپ خود ننشاندى !
آن مرد (كه به رفتار نادرست خود پى برده بود، به دستور پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
عمل كرد و) دخترش را بر زانوى ديگر نشانيد. رسول خدا فرمود: الآن عدالت را رعايت كردى .(161)
عدالت در بوسيدن فرزندان :
بوسيدن كودك نشانه و رمز مهر و محبت است ؛ در اين مورد نيز تبعيض بين كودكان روا نيست .
نعمان بن بشير از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه فرمود:
ان الله تعالى يحب ان تعدلوا بين اءولادكم حتى فى القبل .(162) پروردگار دوست دارد كه بين فرزندانتان عدالت را رعايت كنيد حتى در
بوسيدن آنان و عن النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ): اءنه نظر الى
رجل له ابنان فقبل اءحدهما و ترك الاخر فقال النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) فهلا ساويت بينهما.(163)
روزى پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) ديد كه دو فرزند خود را به همراه داشت . يكى را بوسيد و ديگرى را واگذاشت
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به او فرمود: چرا بين دو فرزندت برابرى را رعايت نكردى ؟
عدالت در هديه دادن به كودكان :
هديه اگر چه غالبا كالايى مادى است اما حاكى از مهر و محبت هديه دهنده است . محبتى كه در
دل پنهان بماند و به راهى و شيوه اى تجلى نيابد از بين مى رود يا وجودش مورد ترديد قرار مى گيرد. در سخنان
اهل بيت (عليهم السلام ) است كه به يكديگر هديه دهيد تا مورد مهر و محبت قرار گيريد.
كودكان روحى حساس و لطيف دارند و هديه دادن والدين به آنها گواه صادقى بر محبت آنها به فرزندان خويش است . اما در اين باره نيز افراط و
تفريط و تبعيض و تفاوت روا نيست . و به جاى آنكه سودمند افتد، سبب ايجاد حسادت واختلاف بين فرزندان مى گردد.
1- نعمان بن بشير از پبامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه : اعدلوا بين اءولادكم فى
النحل كما تحبون ان يعدلوا بينكم فى البر و اللطف .(164)
بين فرزندان خود در دادن هديه به عدالت رفتار كنيد همانگونه كه دوست داريد آنان نيز در نيكى و لطف و محبت به شما به عدالت رفتار كنند.
2- ابن عباس از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ): ساووا بين اءولادكم فى العطيه ، فلو كنت مفضلا اءحدا لفضلت النساء.(165)
وقتى هديه اى به فرزندانتان مى دهيد بين آنان مساوات را رعايت كنيد و اگر من كسى را بر ديگرى مقدم مى داشتم هر آينه زنان را مقدم مى داشتم . از
اين روايت در مى يابيم كه تبعيض گذاشتن بين فرزندان روا نيست ، اگر قرار باشد فرزندى را بر فرزندان ديگر مقدم بداريم ، دختران بدين
امر سزاوارترند.
3- محمد بن نعمان و حميد بن عبدالرحمن نقل مى كنند كه : ان بشير بن سعد جاء بالنعمان بن بشير الى
رسول الله فقال : انى نحلت ابنى هذا العبد فقال رسول الله و كل ولدك نحلت ؟
قال : لا. قال : فاردده .(166)
روزى بشير بن سعد فرزند خود نعمان را به محضر پيامبر آورده ، عرض كرد: من به اين فرزندم بنده اى هديه كردم ، پيامبر (صلى الله عليه و
آله و سلم ) فرمود: آيا به تمام فرزندانت چنين بخششى كردى ؟ عرض كرد: خير. يا
رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اين را هم كه به او داده اى باز پس گير.
4- جابر روايت مى كند كه : قالت امراءه بشير انحل ابنى غلاما و اشهد لى
رسول الله ، فاءتى رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) فقال ان ابنه فلان ساءلتى اءن
اءنحل ابنها غلاما، قالت اشهد لى رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )
فقال (صلى الله عليه و آله و سلم ) له ؟ نعم . قال : فكلهم اعطيت مثل ما اءعطيت
قال : لا قال : فليس يصلح هذا و انى لا اشهد الا على حق (167).
همسر بشير به شوهر خود گفت بنده اى به فرزندم عطا كن و رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم ) را هم بر اين بخشش شاهد بگير. بشير به
محضر پيامبر آمد و عرض كرد:
دختر فلانى از من خواسته كه به فرزندش بنده اى عطا كنم و شما را نيز بر اين بخشش شاهد بگيرم . پيامبر فرمود: يعنى بنده از آن فرزندش
گردد؟
عرض كردم : آرى . پيامبر (صلى الله عليه و آله وسلم ) فرمود: آيا به همه فرزندانت چنين بخششى كرده اى ؟
عرض كردم : نه . پيامبر (صلى الله عليه و آله وسلم ) فرمود: اين كار روا نيست و بى ترديد من جز به حق شهادت نمى دهم .
6- احترام و تكريم فرزند
فرزندان شما در هر سنى كه باشند براى خود شخصيت و احترام قائلند، دوست دارند به شخصيت آنان توجه شود و مورد احترام و تكريم قرار
گيرند. از اين رو سزاوار است كه پدر و مادر به اين گرايش فطرى توجه كنند و روحيه كودكان را با عزت نفس و اعتماد به نفس تربيت و تحكيم
كنند؛ از جمله در مهمانيها و ديدارهاى خانوادگى و عمومى آنان را همانند ديگران گرامى بدارند و به شيوه اى خردمندانه تحسين كنند و از هرگونه
تحقير و تمسخر و به رخ كشيدن عيبها و لغزشهاى فرزندان خويش بپرهيزند و حتى در محيط درون خانه نيز اين نكته را از ياد مبرند.
روح كودك چون گل بسيار ظريف و حساس است و ممكن است با كوچكترين حركت ناهنجار پژمرده شود. برخى از پدران و مادران به غلط تصورمى كنند
كه چون پدر ومادر شده اند پس حق هرگونه اعمال نظر جابرانه و سلطه جويانه را بر فرزندان خود دارند و مى توانند با آنان به هرگونه كه
بخواهند رفتار كنند در صورتى كه در اين ميان حد و مرزهاى باريكى نهفته است و موازين شرعى و تربيتى و اخلاقى دقيقى وجود دارد كه نشان مى
دهد اگر پدر و مادر حكومتى بر فرزندان خود دارند، حكومتى است كه خير و صلاح همه اعضاى تحت پوشش آن را در بر مى گيرد و چيزى جز حاكميت
عشق و محبت و معرفت و تربيت والاى انسانى نيست .
گفتار و كردار معصومين - عليهم السلام - نسبت به فرزندان خود، بزرگترين و ظريفترين درسهاى تربيتى را به ما تعليم مى دهد: اينكه چگونه
به شخصيت فرزندان خويش عظمت ببخشيم و با دميدن حس خوديابى و خودباورى در وجود آنها، خط سير تكاملى آنها و خودباورى ميان جامعه و
پيوندهاى اجتماعى روشن و استوار گردانيم .
پيامبر بزرگوار اسلام مى فرمايد: اكرموا اءولادكم و اءحسنوا آدابهم يغفر لكم .(168)
فرزندان خود را احترام كنيد، و آدابشان را نيكو گردانيد كه مورد رحمت و بخشش قرار خواهيد گرفت .
|