خجسته باد خانه اى كه محمد در او باشد
ابورافع گويد از پيامبر شنيدم كه مى فرمود: اذا سميتم فلا تقبحوه ولا تجبهوه ولاتضربوه ، بورك لبيت فيه محمد، و مجلس فيه محمد، و
رفعه فيها محمدا.(78)
اگر نام فرزند خود را محمد گذارديد كارهايش را زشت مشمريد، بر صورت او نزنيد، او را كتك مزنيد. خجسته و مبارك باد
منزل و محفلى كه همنام محمد در آن است .
اسحاق بن عمار گويد: به حضور امام صادق (عليه السلام ) شرفياب شدم . به آن حضرت خبر دادم خداوند پسرى به من داده است حضرت فرمود:
اءلا سميته محمدا؟ قلت قد فعلت . قال : فلا تضرب محمدا ولاتشتمه جعله الله قره عين لك فى حياتك و خلف صدق بعدك .(79)
آيا نامش را محمد نگذارده اى ! عرض كردم آرى چنين كردم . حضرت فرمود: محمد را مزن و دشنامش مده زيرا تا وقتى كه زنده هستى خداوند او را نور
چشم تو قرار داده و پس از مرگت فرزند صالح و جانشين صادقى براى تو خواهد بود.
ابورافع از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل كند كه فرمود: اذا سميتم محمدا فلا تضربوه و لاتحرموه .(80)
اگر فرزندى را محمد نام گذاشتيد او را مزنيد و محرومش مسازيد.
على بن همام به سند خود از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين روايت كند: اذا سميتم الولد محمدا فاءكرموه و وسعوا له المجالس ولاتقبحوا
له وجها فما من قوم كانت لهم مشوره حضر معهم من اسمه احمد او محمد فادخلوه فى مشورتهم الا خير لهم و ما من مائده نصبت و حضر عليها من اسمه احمد او
محمد الا قدس ذلك البيت فى كل يوم مرتين .(81)
اگر نام فرزند خود را محمد گذاشتيد او را اكرام كرده و در مجالس برايش جا باز كنيد، و كار او را زشت و ناپسند مشمريد. بى ترديد اگر
گروهى در حال مشاوره باشند و فردى به نام محمد يا احمد در ميانشان باشد و او را در مشورت خود سهيم گردانند، سبب خير آنان خواهد شد، همچنين
هيچ سفره اى نيست كه شخصى به نام احمد يا محمد بر آن حاضر گردد مگر اينكه آن خانه روزانه دوبار تقديس گردد.
ج - نام على و امامان معصوم (عليهم السلام )
سليمان جعفرى گويد: سمعت اءبا الحسن (عليه السلام ) يقول : لايدخل الفقر بيتا فيه اسم محمد او اءحمد اءو على اءو الحسن اءو الحسين اءو جعفر
اءو طالب اءو عبدالله اءو فاطمه من النساء.(82)
از ابوالحسن (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: هيچ گاه فقر و بيچارگى به خانه اى كه در آن نام محمد يا احمد يا على يا حسن يا حسين يا جعفر
يا طالب يا عبدالله يا فاطمه باشد، داخل نمى شود.
عبدالرحمن بن محمد عزر مى گويد: استعمل معاويه مروان بن الحكم على المدينه و اءمره اءن يفرض لشباب قريش ، ففرض لهم ،
فقال على بن الحسين (عليه السلام ) فاءتيته ، فقال : ماسمك ؟ فقلت على بن الحسين ،
فقال : ما اسم اءخيك فقلت على . فقال : على و على ما يريد اءبوك اءن يدع اءحدا من ولده الا سماه عليا ثم فرض لى فرجعت الى اءبى فاءخبرته
فقال : ويلى على ابن مروان الزرقاء دباغه الاءدم لو ولد لى مائه لاحببت ان لا اسمى اءحدا منهم الا عليا(83)
هنگاميكه معاويه مروان بن حكم را والى مدينه ساخت و به او دستور داد تا براى جوانان قريش مبلغى مقرر بدارد.
امام سجاد (عليه السلام ) مى فرمايد: من نيز نزد او رفتم و او از نامم پرسيد: گفتم على بن الحسين . گفت نام برادرت چيست ؟ عرض كردم على . گفت
على و على ! مثل اينكه پدرت قصد دارد نام تمام فرزندانش را على بگذارد، سپس مبلغى برايم مقرر نمود و از نزد او بيرون آمده و به حضور پدرم
رسيدم و ماجرا را به ايشان عرض كردم .
پدرم فرمود: واى بر فرزند مروان چشم زرد دباغ ! اگر صاحب صد فرزند هم شوم دوست ندارم جز على نامى بر آنها بنهم .
تاءثير نام على و امامان عليهم السلام
ربعى بن عبدالله گويد: قيل لاءبى عبدالله : جعلت فداك : انا نسمى باءسماءكم و اءسماء آباءكم فينفعنا ذلك
فقال اى والله و هل الدين الا الحب و البغض ! قال الله : ان كنتم تحبون الله فاتبعونى يحببكم الله و يغفر لكم ذنوبكم .(84)
به امام صادق (عليه السلام ) عرض شد فدايت شوم ما فرزندان خود را به نام شما و پدران شما مى ناميم ، آيا اين
عمل به حال ما سودمند است ؟
امام فرمود: آرى به خدا قسم . مگر دين چيزى جز مهر ورزيدن و منزجر بودن است !
خداوند متعال مى فرمايد: اگر خدا را دوست مى داريد از من پيروى كنيد تا او نيز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بيامرزد، كه او آمرزنده و مهربان
است .
د- نام پيامبران
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اذا كان اسم بعض اءهل البيت اسم نبى لم
تزل البركه فيهم .(85)
اگر نام بعضى از اهل خانه ، نام پيامبرى باشد همچنان در بين آنان بركت خواهد بود.
اءصبغ بن نباته از على (عليه السلام ) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين روايت كند: ما من
اءهل بيت فيهم اسم نبى الا بعث الله عزوجل اليهم ملكا يقدسهم بالغداه والعشى (86)
ساكنين هيچ خانه اى نيست كه در بين آنان نام پيامبرى باشد، مگر اين كه خداوند فرشته اى بر آنان
گسيل دارد كه در هر صبح و شام تقديسشان كنند.
ابو وهب جسمى از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كند كه فرمود: تسموا باءسماء الاءنبياء، واءحب الاسماء الى الله عبدالله و
عبدالرحمن و اءقبحها حرب مره .(87)
نام پيامبران را براى خود انتخاب كنيد كه محبوبترين نامها در پيشگاه خداوند عبدالله و عبدالرحمن و زشت ترين نامها، حرب و مره است .
7- بهترين نام دختران :
سكونى گويد: دخلت على اءبى عبدالله و انا مغموم مكروب فقال لى يا سكونى ما غمك ؟ فقلت ولدت لى ابنه
فقال يا سكونى على الاءرض ثقلها و على الله رزقها تعيش فى غير اءجلك و
تاكل من غير رزقك فسرى والله عنى فقال : ما سميتها؟ قلت : فاطمه : قال : آه آه آه ثم وضع يده على جبهته الى اءن
قال : اءما اذا سميتها فاطمه فلا تسبها و لاتلعنها ولاتضربها.(88)
بر امام صادق (عليه السلام ) داخل شدم در حاليكه محزون و اندوهگين بودم . امام به من فرمود: اى سكونى ! چرا اندوهگينى ؟ عرض كردم صاحب
دخترى شده ام .
امام فرمود: اى سكونى سنگينى اش بر زمين است و روزيش بر خدا، عمرش از عمر تو جدا و روزيى كه مى خورد غير از روزى توست .
سكونى گويد به خدا سوگند، حزن و اندوه از من رخت بر بست . سپس امام فرمود: او را چه ناميدى ؟ عرض كردم : فاطمه . حضرت سه مرتبه
فرمود: آه ، آه ، آه . آنگاه دست خود را بر پيشانى نهاد... سپس فرمود: حال كه او را فاطمه ناميدى هرگز دشنامش مده ، نفرينش مكن و هرگز او را مزن .
8- نام پادشاهان و فراعنه را زنده نكنيد:
از عمر نقل شده كه برادر ام سلمه همسر پيامبر صاحب پسرى شد و نامش را وليد گذاشتند - چون اين نام به گوش پيامبر رسيد - فرمود:
سميتموه باسم فراعنتكم غيروا اسمه فسموه عبدالله .(89)
بر او نامى از فرعونهاى خود نهاده ايد! نامش را تغيير دهيد. پس او را عبدالله ناميدند.
و از ابوهريره درباره همين ماجرا از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده است : سميتموه باءسامى فراعنتكم ليكونن فى هذه الاءمة
رجل يقال له الوليد و هو شر على هذه الاءمة من فرعون على قومه (90)
از نامهاى فرعونهاى خويش بر او نهاده ايد - بدانيد - كه در اين امت مردى خواهد بود موسوم به وليد كه آسيب و بدى او بر اين امت از فرعون بر
قوم خودش بيشتر خواهد بود.
9- نام دشمنان اهل بيت (عليهم السلام ) را بر كودكان خويش مگذاريد:
جابر از امام باقر (عليه السلام ) روايت كند كه آن حضرت به كودك خردسالى فرمود: ما اسمك ؟
قال : محمد قال بم تكنى ؟ قال بعلى فقال اءبو جعفر لقد احتظرت من الشيطان احتظارا شديدا، ان الشيطان اذا سمع مناديا ينادى يا محمد اءو يا على
ذاب كما يذوب الرصاص حتى اذا سمع مناديا ينادى باسم عدو من اءعدائنا اهتز و
اختال .(91)
نامت چيست ؟ گفت : محمد. حضرت كنيه ات چيست ؟ گفت على . حضرت فرمود: تو به وسيله اين كنيه بر خود دژى ساختى كه شيطان ديگر بر تو راهى
نمى يابد (خود را از آسيب شيطان در امان نگه داشتى ) هرگاه شيطان بشنود كه نام محمد يا على را صدا مى زنند، همانند سرب ذوب مى شود، و
هرگاه بشنود كه كسى را به نام يكى از دشمنان ما مى خوانند به شادى و نشاط درآيد و بر خود ببالد.
10- نام مبغوضين را بر مگزينيد:
محمد بن سنان از يعقوب سراج روايت كند كه : روزى به حضور امام صادق (عليه السلام ) رسيدم . ديدم آن حضرت بالاى سر فرزند خود امام موسى
- كه در گهواره بود - ايستاده است و مدتى طولانى به آهستگى با او سخن مى گفت ، كنارى نشستم تا امام صادق (عليه السلام ) از سخن گفتن با
فرزندش فارغ شد در اين هنگام از جا برخاستم . امام به من فرمود: ادن الى مولاك فسلم عليه فدنوت فسلمت عليه فرد على بلسان فصيح ثم
قال لى : اذهب فغير اسم ابنتك التى سميتها اءمس فانه اسم بيغضه الله و كانت ولدت لى بنت و سميتها بالحميراء،
فقال ابوعبدالله (عليه السلام ) انته الى اءمر ترشد.(92)
به نزد مولاى خود درآى و بر او سلام كن پس به او نزديك شدم و سلام كردم . امام كاظم (عليه السلام ) به نيكويى سلام مرا پاسخ گفت وفرمود:
برو نامى را كه ديروز بر دخترت نهاده اى عوض كن ، زيرا خداوند آن نام را دشمن مى دارد يعقوب گويد: صاحب دخترى شده بودم و نامش را حميرا
گذارده بودم .
آنگاه امام صادق (عليه السلام ) فرمود: به دستورى كه گفته شد عمل كن كه رشد و هدايت در همان است .
11- تغيير نامهاى ناپسند توسط پيامبر:
علامه طريحى در منتخب در خبر مفصلى درباره يك مسيحى كه از طرف پادشاه روم به حضور
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيده بود نقل مى كند كه پيامبر به او فرمود: مااسمك ؟ فقلت اسمى عبدالشمس ،
فقال لى : بدل اسمك فانى سميتك عبدالوهاب .(93)
نام تو چيست ؟ گفتم : عبدالشمس . فرمود: نامت را تغيير بده و من نامت را عبدالوهاب گذاردم .
سهل بن سعد گويد: كان رجل من اءصحاب النبى اسمه اءسود، فسماه رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) اءبيض .(94)
يكى از ياران پيامبر نامش اءسود (سياه ) بود، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نامش را عوض كرد و او را اءبيض (سفيد) ناميد. عتنه بن سلمى
گويد: كان النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) اذا اتاه الرجل و له الاءسم لايحبه حوله .(95)
اگر شخصى بر پيامبر وارد مى شد و نام خوبى نداشت ، پيامبر نام او را تغيير مى داد.
ابن عمر گويد: ان كثير بن الصامت كان اسمه قليلا فسماه النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) كثيرا، و ان مطيع بن الاءسود كان اسمه العاص
فسماه النبى مطيعا، و ان ام عاصم بن عمر كان اسمها عاصيه فسماها رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) سهله و كان
يتفال بالاسم .(96)
كثير بن صامت ، قليل نام داشت و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نامش را تغيير داد و ((كثير)) گذاشت ، همچنين نام مطيع بن الاسود، عاص
بود و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) او را مطيع ناميد و مادر عاصم بن عمر، عاصيه نام داشت كه
رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) سهله ناميد، و پيامبر نام افراد را به
فال نيك مى گرفت .
توضيح : شايد منظور از تفاءل پيامبر به نام اين باشد كه آن حضرت نام افراد را به معانى خوبى
حمل مى كرد و مانع از آن مى شد كه نام افراد وسيله اى براى تحقير و تمسخر آنها قرار گيرد.
حسين بن علوان از امام صادق (عليه السلام ) و او از پدرانش نقل مى كند كه : اءن
رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) كان يغير الاءسماء القبيحه فى
الرجال والبلدان .(97)
پيامبر بزرگوار اسلام نامهاى زشتى را كه بر مردان يا شهرها بود عوض مى كرد.
12- زنده كردن خاطره شهدا با نامشان :
ابن قداح از امام صادق روايت مى كند كه فرمود: قال جاء رجل الى النبى
فقال ولدلى غلام فماذا اسميه قال : اءحب الاءسماء الى حمزه .(98)
مردى به خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد و عرضه داشت : اى
رسول خدا صاحب پسر شده ام نام او را چه بگذارم ؟ پيامبر فرمود: محبوبترين نامها نزد من حمزه است .
13- زنده كردن نيكان با نامشان :
امير مؤ منان (عليه السلام ) از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كند كه فرمود: ما من قوم يكون فيهم
رجل صالح فيموت فيخلف فيهم مولود فيسمون باسمه الا اءخلفهم الله تعالى بالحسنى .(99)
هيچ قومى نيست كه در بين آنان مرد صالحى باشد و در گذر و از خود فرزندى در ميان آنها باقى بگذارد و نام مرد صالح را بر كودك بنهند جز
آنكه خداوند آنچه را كه از دستشان رفته به نيكويى به آنها باز گرداند.
خلاصه و بررسى
از مجموع روايات گذشته مطالب زير استفاده مى شود:
1- داشتن نام نيك يكى از حقوق مسلم فرزند است كه روايات بسيارى از شيعه و سنى به اين مساءله اشاره دارد. و نكته ظريفى در روايات به چشم
مى خورد كه در كلمه ((نحله )) و ((بر)) نهفته است ، به نظر معصومين (عليهم السلام ) نام خوب از اهميت ويژه اى برخوردار است و علاوه بر
اين كه از نظر روانى تاءثير بسزايى بر شخصيت كودك داد، هديه و احسانى است نيكو و ماندگار.
2- از سيره معصومين چنين استفاده مى شود كه به هنگام تولد نوزادى ، اگر پسر بود نخست نام او را محمد بگذارند و پس از گذشت هفت روز اگر
خواستند نام ديگرى براى او انتخاب كنند وگرنه همان نام را بر او باقى بگذارند.
شايد اين سنت بدين خاطر مورد توجه معصومين قرار گرفته است كه خداوند به بركت نام محمد از همان لحظات
اول تولد، پدر و مادر و كودك و اهل خانه را مورد لطف و محبت خود قرار مى دهد. و بر خير و بركت آن خانه فزونى مى بخشد و فقر مادى و معنوى را از
حريم آن دور مى دارد.
3- بايد براى فرزندان نامهاى پيامبران ، امامان ، رهبران راستين و نامهايى كه نشانه بزرگى و پارسايى و بندگى خداست انتخاب كرد كه در
روايات ملاحظه كرديد، و از نامهاى فراعنه و پادشاهان جائر و ستمگر و آنان كه ترويج مظاهر
باطل و شادى بخش شيطان و دشمنان خداست پرهيز گردد.
4- نام پيامبر و على و فاطمه - عليهم السلام - جلوه خاصى دارد كه در دنيا و آخرت اثر خود را مى بخشد از اين رو نبايد به فرزندانى كه نامشان
محمد است توهين يا بى احترامى گردد، نيز نبايد آنان را كتك زد. البته اين بدان معنى نيست كه نسبت به ساير فرزندان بى احترامى شود يا آنها را
مورد ضرب و شتم قرار دهند، بلكه اين احترام فوق العاده به احترام نام مقدس
رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )، على و فاطمه - عليهم السلام - است . همچنين اگر در روايات خوانديم كه اگر شخصى به نام محمد
بود طرف مشورت خود قرار دهيد بدين معنى نيست كه هرگز با افراد ديگر يا فرزندانى كه نامشان محمد نيست مشورت نكنيد، بلكه همانگونه كه
گفته شد اين به خاطر نام مقدس محمد است كه تقدس خاصى دارد، و طبيعى است كه اثر خاص خود را به فرزندانى كه محمد نام دارند مى گذارد و
كسى كه بدين نام موسوم باشد مى كوشد از عقل و تدبير و تعهد و تقواى فزونترى برخوردار گردد و به اوصافى كه شايسته اين نام است
آراسته شود.
5- از افتخارات يك ملت آن است كه ياد و نام حماسه آفرينان ميدانهاى رزم و جهاد را هميشه زنده و جاويد نگه دارد و يكى از راههاى زنده نگه داشتن
ياد آن سلحشوران پاك و مخلص اين است كه فرزندان خود را به نامهاى آنها، نام گذارى كنيم تا علاوه بر زنده ياد شهدا روحيه سلحشورى را در
فرزندانمان زنده نگه داريم .
6- از برخى روايات چنين استفاده مى شود كه انتخاب نام ، نشانه محبت و دوستى است بدين معنى كه پدر و مادر هر نامى را براى فرزند خود انتخاب
كنند علاقه خود را نسبت به صاحب اصلى آن نام ابراز مى نمايند. لذا دقت در انتخاب نام از مسؤ وليتهاى اوليه والدين و حاكى از ايده آلها و
الگوهاى مورد علاقه آنان است .
شير و تاءثير آن در شخصيت فرزند
از مواردى كه مادران مى بايد رعايت كنند، مساءله شير دادن به نوزاد است على رغم اينكه برخى به اين مساءله سرنوشت ساز چندان توجهى ندارند،
اسلام اهميت فوق العاده اى براى اين مساءله قائل شده است .
چه بسا پدر و مادرى از هر نظر خوب و متدين هستند، اما فرزندشان منحرف مى شود و وقتى علت انحرافش را ريشه يابى مى كنيم با
كمال شگفتى عامل آن را بى توجهى مادر به مساءله شيردادن به هنگام شيرخوارگى بچه مى يابيم ، و اگر مادر در همان وقت دقت و عنايت كافى مى
داشت چه بسا فرزندش اين گونه نمى شد.
زيرا در دوران شيرخوارگى علاوه بر اين كه ساختمان جسمى كودك محكم مى شود، ساختار روحى او نيز تكوين مى يابد. و رفتار و گفتار و غذاى
مادر به همراه شير در او تاءثير مى گذارد. اينك به برخى از روايات پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و معصومين - عليهم السلام - در
مورد نقش مادر در شير دادن به فرزند، همچنين اهميت شير مادر در رشد و شخصيت كودك و پرهيز از دادن شيرهاى نامطلوب به خاطر آثار منفى موجود
در آنها اشاره مى نماييم .
اجر مادر در شير دادن به فرزند خود
امام صادق (عليه السلام ) از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كند كه فرمود: اءيما امراه دفعت من بيت زوجها شيئا من موضع الى موضع
تريد به صلاحا نظرالله اليها و من نظرالله اليه لم يعذبه ، فقالت ام سلمه : يا
رسول الله ذهب الرجال بكل خير، فاءى شى ء للنساء المساكين ؟
فقال : بلى اذا حملت المراءه كانت بمنزله الصائم القائم المجاهد بنفسه و ما له و فى
سبيل الله فاذا وضعت كان لها من الاءجر مالايدرى اءحد ما هو لعظمه ، فاذا اءرضعت كان لها
بكل مصة كعدل عتق محرر من ولد اسماعيل ، فاذا فرغت من رضاعه ضرب ملك كريم على جنبها و
قال : استاءنفى العمل فقد غفر لك .(100)
هر زنى كه در خانه شوهرش براى سامان دادن به امور منزل چيزى را جابه جا كند، خداوند به او نظر مى كند، و خداوند به هر كه نظر مى كند
هرگز عذابش نخواهد كرد.
ام سلمه گفت : يا رسول الله مردان تمام نيكى ها را برده اند، آيا براى زنان مسكين هم چيزى مانده است ؟ پيامبر فرمود: آرى هنگامى كه زن باردار مى
شود. به سان روزه دار شب زنده دارى است ، كه با جان و مال خود در راه خدا جهاد كند.
و هر گاه وضع حمل كند اجر و پاداشى دارد كه كسى از عظمت آن آگاه نيست ، و هر گاه فرزند خود را شير دهد، به هر مكيدن نوزاد، پاداشى به او
دهند برابر است با آزاد كردن بنده اى از فرزندان اسماعيل .
و هنگامى كه از شيردادن فرزند خود فارغ شود فرشته بزرگوارى بر پهلويش زند و گويد:
اعمال خود را از سر بگير كه خداوند تو را آمرزيده است . و در روايت ديگرى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به حولاء عطاره چنين فرمود:
فاذا وضعت حملها و اءخذت فى رضاعه فما يمص الولد مصة من لبن اءمه الا كان بين يديها نورا ساطعا يوم القيامه يعجب من رآها من الاءولين و
الآخرين و كتبت صائمه قائمه ... فاذا فطمت ولدها، قال الحق جل ذكره : يا اءيتها المراءه قد غفرت لك ما تقدم من الذنوب فاستاءنفى
العمل .(101)
پس آنگاه كه مادر وضع حمل كرده و شروع به شير دادن نوزاد كند، به هر بار مكيدن شير مادر، در روز قيامت نورى درخشان در برابرش جلوه كند و
هر كس از گذشتگان و آيندگان آن را مشاهده كند به شگفتى درآيد و در نامه
عمل روزه دار شب زنده دار ثبت گردد... پس اگر فرزندش را از شير گرفت خداى متعالى به او فرمايد: اى زن ! بدان كه تمام گناهانت را آمرزيدم
پس عمل خود را از سر بگير.
شير مادر، بهترين شير
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ليس للصبى لبن خير من لبن امه .(102)
هيچ شيرى براى نوزاد بهتر از شير مادرش نيست .
امام صادق (عليه السلام ) به نقل از اميرمؤ منان (عليه السلام ) فرمود: ما من لبن رضع به الصبى اءعظم بركه عليه من لبن امه .(103)
انتخاب دايه براى شير دهى به كودك
تا آنجا كه ممكن است بسيار نيكوست كه مادر جز شير خود به كودك نخوراند، بلكه با در نظر گرفتن آينده فرزند خويش ، خود به چنين كارى
اقدام نمايد، اما گاهى به دلايلى مادر نمى تواند به فرزند خود شير دهد در اين صورت يا مادران به شير خشك پناه مى برند و يا به دايه .
اگر خواستند دايه اى براى شير دادن فرزندشان انتخاب كنند سعى كنند از زنان پاكدامن و با ايمان و با تقوا استفاده كنند هر چند مزد شير دادن
به اينان بيشتر از ديگران باشد و در صورتى كه چنين بانويى يافت نشود حتى الامكان سعى شود كه از چند دسته از زنان براى شير دادن به
نوزاد خود پرهيز كنند؛ كه اثرات سوء و نامطلوبى به جاى خواهد گزارد.
البته رعايت اين مسائل نسبت به شير خشك هم لازم است و مادران را تشويق و توصيه نمى كنيم كه از شير خشك استفاده كنند، مخصوصا اگر شير خشك
از كشورهاى غير اسلامى آمده باشد.
دسته اول زنان بى خرد
على (عليه السلام ) از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه فرمود: اياكم ان تسترضعوا الحمقاء فان اللبن ينشئه عليه
.(104)
مبادا براى شيردادن به فرزندان خود از زن احمق استفاده كنيد زيرا شير پايه و اساس رشد و تربيت فرزند است .
دسته دوم و سوم زنان بى عفت و نيز آنان كه به بيماريهاى روانى مبتلايند
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: توقوا اءولادكم لبن البغيه والمجنونه فان اللبن يعدى .(105)
از شير زنان بدكاره و ديوانه براى فرزندانتان پرهيز كنيد زيرا شير اثر خود را مى گذارد.
دسته چهارم زنان ناصبى (دشمنان اهل بيت )
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: رضاع اليهوديه والنصرانيه اءحب الى من رضاع الناصبيه ، فاحذروا النصاب اءن تظائروهم .(106)
شير دهنده يهودى و يا نصرانى نزد من بهتر است از شيردادن زن ناصبى . پس زنان ناصبى را به دايگى انتخاب نكنيد.
آثار منفى شير ناپاك
از مرحوم حاج شيخ فضل الله نورى پرسيدند: چرا يكى از پسران شما از باب يخرج الحى من الميت بدين غايت شرور شده ؟ فرمود: آن چيزهايى كه
من از او ديده ام و مى بينم شما نديده ايد و بعدا خواهيد ديد. اين فرزند همانا
قاتل من خواهد بود و كسى كه در پاى دار من كف زنان شادى كند و تبريك بگويد. گفتند از چه رو داراى اين
احوال و اوصاف است ؟ فرمود از آن كه شيرى كه خورده نجس و خبيث بوده و شيردهى كه او را تربيت نموده نجس و پليد بوده است .
گفتند داستان او را بيان فرماييد. فرمود: آن زمانى كه در سامرا در محضر استاد بزرگ ميرزاى شيرازى مشرف بودم ، خداوند اين پسر را به من داد.
مادرش بى شير بود براى شيردادن به او ناچار به گرفتن دايه اى شديم . بدون تحقيق زنى را براى دايگى او اجير كرده و به تربيت او
گماشتيم تا حدود دو سال او را شير داد بعد معلوم گرديد كه آن زن ناصبى و از خوارج بوده و دو
سال شير ناپاك به او داده است . نجس و حرام مجهول هم تاءثير خود را مى گذارد.(107)
|