در اين قسمت هم با ديدگاه انديشمندان غير دينى درباره شاءن و حقوق زن آشنا مى شويم
و هم نگرش انديشمندان دينى ، حتى فهم عالمان دينى از نصوص نيز به عنوان برداشت
عقلى مى آيد.
مساءله زن ، معمايى است كه ذهن متفكران را در قرون متمادى به خود
مشغول نموده و عده اى از نگاه سوء، به زن و تواناييهاى زن دفاع نموده اند. در اين جا در
يك اشاره اجمالى ، با برخى از ديدگاه هاى موافقين و مخالفين زن آشنا مى شويم :
1) موافقين زن
معمولا سير تفكر عقلى از يونان آغاز مى گردد. گفته شده :
هر كجا كيش اورفئوسى (6) نفوذ داشت ، عناصر خاصى كه كاملا متعلق به كيش با
كوسى بود، وجود خود را حفظ مى كرد. يكى از اين عناصر، جنبه زنانه كيش باكوسى
بود كه در فلسفه فيثاغورس مقدار زيادى از آن ديده مى شود و در فلسفه افلاطون به
حدى مى رسد كه وى خواستار برابرى حقوق سياسى زن و مرد مى گردد. فيثاغورس مى
گويد: جنس زن طبيعتا بيش تر با تقوى همبستگى دارد. (7)
افلاطون با كمال صراحت مدعى است كه زنان و مردان دارى استعدادهاى مشابهى هستند و
زنان مى توانند همان وظايفى را عهده دار شوند كه مردان عهده دار مى شوند و از همان
حقوقى بهره مند گردند كه مردان بهره مند مى گردند. افلاطون معتقد است ، كه به مردان
تعليمات جنگى داده مى شود، به زنان نيز بايد تعليم داده شود و همان طورى كه مردان
در مسابقات ورزشى شركت مى كنند، زنان نيز بايد شركت كنند. (8)(9)
جديدترين و قوى ترين دفاع از زنان در فرهنگ غربى ، از سوى فمنيست ها صورت
پذيرفته و مى پذيرد، كه امروزه ، هم طرفداران جدى دارد و هم حرف هاى شنيدنى
فراوانى نيز دارند و حداقل توصيف آن ها در بيان مشكلات زنان و طرح
مسايل آن ها، قابل مطالعه است . (10)
در فرهنگ اسلامى نيز، متفكرانى از قرون قبل ، مدافع حقوق زن بوده اند. در اين ميان
ديدگاه محى الدين ابن عربى (متولد 560 ه ق ،) برجستگى خاص دارد،او فكر
مى كند كه :
خداوند جز در ماده ، قابل رويت نيست و در ماده انسانى ،
كامل تر از هر ماده ديگر، قابل مشاهده است و در زن ها
كامل تر از مردها قابل ديدن مى باشد... اين كه خداوند در صورت زن تجلى يافته است ،
از اين لحاظ فاعل بودن اوست كه خداوند بر روح انسان ، احاطه
كامل داشته و موجب مى شود تا بشر نسبت به او، تسليم و سرسپرده شود و همچنين
منفعل و قابل است . زيرا تا آن جا كه در شكل زن ظاهر مى شود، نخست
كنترل وزير فرمان مرد است . بنابراين ديدن خداوند در صورت زن ، به معناى ديدن او
در اين هر دو وجه مى باشد و چنين مشاهده اى كامل تر از آن است كه وى را در همه اشكالى
كه او خود را در آن اشكال متجلى ساخته ببينيم .(11)
محى الدين ابن عربى مى توانست ادعا كند كه به عشق به زن ، به كمالات عرفا و
متصوفه تعلق دارد، چرا كه از پيغمبر (ص ) به ارث رسيده الهى است . (12) در دهه
اخير، از بزرگترين مدافعين حقوق زن مى توان از حضرت امام خمينى (ره ) (13) و استاد
مطهرى ياد كرد. استاد مطهرى در كتاب نظام حقوق زن در اسلام در
مقابل بسيارى از برداشت هاى دينى مى نويسد:
در قرآن از آنچه در بعضى از كتب مذهبى هست كه زن از مايه اى پست تر از مرد آفريده
شده ، و يا اين كه زن ، جنبه طفيلى و چپى اثر و خبرى نيست . على هذا در اسلام نظريه
تحقيرآميزى نسبت به زن از لحاظ سرشت و طينت وجود ندارد.
يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان
آثار نامطلوبى به جا گذاشته است ، اين است كه زن ، عنصر گناه است ، از وجود زن ،
شر و وسوسه بر مى خيزد و... مى گويند شيطان مستقيما در وجود مرد راه نمى يابد و
فقط از طريق زن است كه را مى فريبد. شيطان زن را وسوسه مى كند و زن ، مرد را. مى
گويند آدم ، اول كه فريب شيطان را خورد و از بهشت سعادت ، بيرون رانده شد، از طريق
زن بود. شيطان ، حوا را فريفت حوا، آدم را... قرآن آن جا كه به پاى وسوسه شيطانى
را به ميان مى كشد، ضميرها را به شكل تثنيه مى آورد و مى گويد: فوسوس لهما
الشيطان ، شيطان آن دو را وسوسه كرد. (14)(15)
ديگرانى در ايران از منظر غير دينى (و گاه ضد دينى )، به دفاع از زن و حقوق او وارد
شده و در قالب نثر و شعر و هنر، به مسايل زنان پرداخته اند. (16)
اين نگاه ، خصوصا از مشروطه به بعد نمود جدى ترى دارد و با موضع گيرى رضا
شاه پهلوى عليه حجاب ، شفاف تر شده و امروز نيز پس از انقلاب اسلامى ، تحت عناوين
: فمينيسم . فمينيسم اسلامى و.... در مجلات و روزنامه ها، از يك نگاه مثبت و مدافع ، به
مساله زنان نگريسته اند. (17)
از آن جا كه در اين بحث مختصرا، اولا اشاره اجمالى به موافقين و زن و حقوق آنان ، غايت
نوشتار بود، از طرح تفصيلى ادبيات و تاريخچه بحث خوددارى شده است ؛ و ثانيا چون
فراتر از نگاه ارزشى به موضوع پرداخته شده ، لذا همه افرادى كه با اغراض متفاوت
(سياسى ، انسانى ، علمى و...) به دفاع از زن پرداخته اند، مجملا مورد اشاره قرار
گرفته و حال آنكه كه ممكن است متفكران ياد شده ، در مبانى بحث زن ، در
مقابل يكديگر قرار گيرند و نگارنده نيز با بسيارى از ديدگاه هاى متفكران ياد شده
موافق نباشد.
2) مخالفين زن
در مخالفت با شاءن و حق زنان ، نيز متفكران بزرگى از غرب و شرق ، قريب الافق اند.
ارسطو، معلم اول ، بر خلاف استادش افلاطون ، از مخالفين حقوق زنان است . (18) او
در كتاب سياست از جمله مى نويسد:
رابطه زن و مرد، رابطه زيردست با زبردست و فرمان روا با فرمان بردار است .
روشن است كه فرمان روا و فرمان بردار، هر دو بايد فضيلت داشته باشند، اما ميان
فضايل آنان ، بايد فرق باشد، زن توانايى انديشيدن را دارد، ولى اختيار حكم ندارد
بايد معتقد شويم ، سخن شاعر درباره زنان ، يعنى خاموشى زيور زن است (19)
از بزرگان انديشه جديد نيز، متفكرانى عليه زن مطلب نوشته اند. ژان ژاك رو سو كه
گفته شده دومين موج تجدد با او آغاز شد (به
قول لئواشتراوس ) (20)، از اين متفكران است . او در كتاب
اميل ، از تفاوت هاى بين دو جنس دفاع كرد و زنان را فاقد خصوصيات شهروندى
(عقل ، نيرو و خودمختارى كه طبيعت مردانه اند) مى دانست و از نظر او زنان ، عاطفى ، ضعيف
و مطيع اند (21) و از نگاه رو سو، جستجوى حقايق انتزاعى و عقلى و مبادى و
اصول علوم و دانش ها و هر آن چيزى كه نيازمند تعميم باشد، خارج از حد ادراك زن است ،
مطالعات زنان بايد كلا عملى باشد وظيفه آنها،
اعمال اصولى است كه مردان كشف كرده اند. (22)
هگل فيلسوف بزرگ غربى نيز معتقد است ، زنان ممكن است داراى فرهنگ ، انديشه
و ذوق باشند، لكن نمى توانند به ايده مطلق دست يابند. تفاوت ميان مردان و زنان ،
مثل تفاوت ميان حيوانات و نباتات است ، زيرا رشد زنان آرام تر است به محض اين كه
زنان امور حكومت را به دست گيرند، دولت دچار مخاطره مى شود، زيرا زنان
اعمال خود را به به موجب مقتضيات كلى (معقول ) بلكه به حكم تمايلات و عقايد
دلبخواهانه و حزبى تنظيم مى كنند. (23)
در فرهنگ اسلامى و ايرانى نيز، متفكرانى از قديم و جديد، به زنان نگاه منفى داشته و
در مذمت آنان قلم فرسايى نمودند. از بزرگان انديشه
اهل سنت ، امام محمد غزالى است . او در يكى از رساله هايش مى نويسد:
قصد از نكاح دو امر است : يكى اين كه نسل پديد آيد و موجب مباهات باشد و فرزند
شايسته پس از مرگ ، معرف او گردد. ديگر اين كه فضله منى را دور افكند... هدف سوم
از زناشويى اين است كه كسى در خانه باشد و به امور آن رسيدگى كند، تا وى به
علم و عبادت برسد. (24)
ملا محسن فيض كاشانى ، احياگر شيعى احياء علوم الدين غزالى ، نيز
نگاه بدبينانه به زن داشته و در قالب شعر، اين مدعا را مطرح مى كند كه حضرت آدم ،
فريب ابليس را نخورد و اما حوا فريب خورد و آدم را فريب داد:
ماءيوس شد زآدم و شد سوى زوجه اش
|
هم در دهان حيه و هم از ره دعا
|
حوا چو ديد ايمنى راه و رفع منع
|
باور شدش بخورد از آن ونديد اذى
|
آمد به نزد آدم و گفت : اى صفى حق
|
گرديد آن را درخت مرا و تو را روا
|
آدم فريب خورد و در آورد در خفا
|
كو را از آن درخت نصيبى است بى عنا
|
(25) از نگاه عرفانى ابوالمجد مجدود ابن آدم سنايى ، شاعر ايرانى نيز معتقد
است :
كه آن كه را دختر است جاى پسر
|
گرچه شاه است ، هست بداختر
|
و آنكه او را را دهيم ما صلوات
|
صورت فلكى دب اكبر، كه در عربى بنات النعش (دختران تابوت ) خوانده مى شود،
همان طور كه از اسمش پيداست ، بدين حقيقت اشاره دارد كه دختران به صورت مرده و نعش
، بهتر از زنده بودن هستند (26) و بعضى عرفا، غذاى كه به دست زدن پخته مى شد.
نمى خوردند. در چشم بعضى ازايشان ، زندگى زناشوئى ، جايگزين آتش جهنمى بود
كه صوفى مى توانست با تجمل صبورانه بلاهاى يك همسر زشت ، كثيف ، بدرفتار و يا
پرحرف در اين دنيا، از شر آن رهايى يابد. (27)
ملاصدرا بنيان گذار فلسفه حكمت متعاليه ، نيز در عداد مخالفين زن بوده و
نگاهى منفى به آنان دارد. او در كتاب اسفار در
ذيل بحث از حيوانات كه بعضى از آن ها براى خورده شدن و بعضى براى سوار شدن
و... هستند از جمله زنان اشاره دارد كه :
بعضها للنكاح والله جعل لكم من انفسكم ازواجا .
بعضى از حيوانات براى زناشويى اند و خداوند از جان هاى خودتان ، ازواجى را براى
شما خلق نموده .
و در توضيح مطلب ، در پاورقى اسفار از حكيم سبزوارى مى خوانيم كه ، زن ها
به جهت ضعف عقل و درك جزئيات و توجه به زيبايى هاى دنيوى ، حقا كه به حيوانات
صامت ملحق اند و سيره آن ها، غالبا سيره حيوانات است ، ولى صورت انسانى به آن ها
داده شده است ، براى اين كه از مصاحبت با آنها احكام دينى مى كشاند در بسيارى از احكام
(مثل طلاق و نشور و ادخال ضرر) سلطه داده شده است . (28)
از متفكران دينى دهه هاى اخير، نگاه علامه طباطبائى ، صاحب تفسير الميزان
نيز به زن مثبت نيست . از جمله ايشان در تفسير قيمومت مرد در خانه
ذيل آيه 34 / نساء مى نويسند:
كلمه قيم به معناى آن كسى است كه مسئول قيام به امر شخص ديگر است ... و مراد از
جمله بما فضل الله بعضهم على بعض ، آن زيادت هاى است كه خداى تعالى به
مردان داده ، به حسب طاقتى كه بر اعمال دشوار و
امثال آن دارند.... و از عموميت علت به دست مى آيد كه حكمى كه مبتنى بر آن علت است ،
يعنى قيم بودن مردان بر زنان ، نيز عموميت دارد و منحصر به شوهر نسبت به همسر نيست
... البته در جهات عمومى كه ارتباط بازندگى هر دو طايفه دارد...
مثل حكومت و قضا... و قوام اين دو مسئوليت يا دو مقام ، بر نيروى
تعقل است كه در مردان بالطبع ، بيش تر و قوى تر است تا در زنان همچنين دفاع از
سرزمين با اسلحه ، كه قوام آن بر داشتن نيروى بدنى و هم عقلى است كه هر دوى آن ها در
مردان بيش تر است تا زنان . (29)
و در ذيل آيه 1 سوره نساء نيز علامه طباطبائى مانند بسيارى از قدما، بر اين باور است
نطفه زن از مرد آفريده شده است . (30)(31) ديگرانى نيز هستند كه معتقدند:
براى زنان اوصاف خوبى است ، وسيله اشباع تمايلات جنسى مردان اند، بهترين
پرورش دهنده كودكان اند، در عين حال موجودى ضعيف و ناتوان اند داراى خلقيات و اطوار
گوناگون مى باشند، حالات متضاد و دگرگونيهاى فراوان در آن ها ديده مى شود
و.... (32)
3)جمع بندى و نتيجه* گيرى
حاصل بحث از موافقان و مخالفان حقوق و شخصيت زن ، آن است كه :
اولا: موافقان و مخالفان زن ، در فرهنگ غربى و شرقى يافت شده و از نظر زمانى نيز،
بين متفكران سنتى و مدرن ، هر دو گونه تفكر وجود دارد و در نگاه اسلامى ، شيعه و سنى
، موافق مخالفان زن بحث كرده اند و از جهت نگرش فكرى ، اين تنوع فكرى بين عرفا،
فقها، متكلمين و... وجود دارد، يعنى در بين اين گرايش هاى متفاوت ، بعضى از حقوق و شاءن
زن دفاع نموده و ديگران مخالف آن بوده اند.
ثانيا: در بين روشنفكران ايرانى پس از مشروطه ؛ در انديشه سياسى - اجتماعى ،
گرايشى جدى به سوى دفاع از حقوق زن وجود دارد و بسيارى از متفكران در چالش با
انديشه هاى سنتى ، از جمله به نگرش هاى بدبينانه به زن تاخته و در راستاى شخصيت
زن و دفاع از آن داد سخن داده اند.
ثالثا: چنانكه اشاره شد، دفاع و يا نفى حقوق زنان ، صرفا به حوزه هاى مباحث عقلى
خلاصه نشده است . يعنى مساءله زن نه تنها در ميان متفكران غير دينى و دينى (سطح بحث
از دين در فهم : فهم دينى (33) مطرح است موافق و مخالف دارد، بلكه حتى در نصوص
دينى (نص دينى ) نيز، اين تفاوت بحث مشهودى ديده مى شود. چنانكه ملاحظه خواهد شد،
نگارنده بر اساس نصوص دينى و مباحث عقلانى ، از كسانى است كه مدعى دفاع از حقوق
، شئون و شخصيت زنان است .
دوم ؛ موافقت و مخالفان با زن از نگاه نقلى (34)
در اين قسمت مدعا اين است كه نصوص دينى (كتاب و سنت و سيره معصومين ) نيز در مساءله
زن ، حداقل به دو دسته متفاوت و گاه متعارض تقسيم مى شوند. نصوص كه مدافع زن
ناديده گرفته شده و گاه مورد اهانت قرار گرفته اند. در اين جا نيز ابتدا با آيات و
احاديث موافق و سپس مخالف زن آشنا شده و آن گاه نكات چندى در رابطه با نصوص
مطروحه مى آيد:
1) نصوص موافق زن
1) انا اعطيناك الكوثر. (كوثر/ 1).
كه بنا به برداشت شيعى ، مصداق خير كثير، حضرت فاطمه (س ) است .
2) فلما وضعتها قالت رب انى و ضعتها انثى والله اعلم بما وضعت وليس الذكر
كالانثى (آل عمران / 36)
چون اولاد بزاد، از روى حسرت عرض كرد: پروردگارا، فرزندى كه زاده ام دختر است ، و
خدا بر آنچه زاييده شده داناتر است و پسر مانند دختر نيست .
اين آيه در پاسخ به نگرانى حنه ، همسر عمران كه پس از مدت ها نازايى ، باردار شد و
چون دختر (مريم (س ))
به دنيا آورد، از اين كه نذرش (كه قرار بوده فرزندش خدمتكار
بيت المقدس شود) نمى تواند محقق شود، خداوند پاسخ مى دهد كه پسر مانند دختر نيست .
3) انى لاايضع عمل
عامل منكم من ذكراو انثى . (آل عمران / 195)
من كار هيچ صاحب كارى ، چه زن و چه مرد، را ضايع نمى كنم .
4) من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مومن فلنحيينه حياة طيبه .
(نحل / 97)
هر كس از مردان و زن ، كار نيكى به شرط ايمان به جاى آورد، ما او را در زندگانى
خودش و باسعادت ، زنده مى گردانيم .
5) يا ايهاالناس انا خلقناكم من ذكر و انثى وجعلناكم شعوبا و
قبائل لتعارفوا، ان اكرمكم عندالله اتقيكم . (حجرات / 13)
اى مردم ، ما همه شما را نخست از مرد و زنى آفريده ام كه و آن گاه شعبه هاى بسيار و
فرق مختلف گردانيديم ، تا يكديگر را بشناسيد. بزرگوارترين شما نزد خدا،
باتقواترين مردم اند.
6) در داستان خلقت ، طرح آدم و حوا با هم ، دشمنى شيطان : لكما عدو مبين (اعراف / 22)
براى شما دو تا دشمن آشكار است .
شيطان براى هردو سوگند خورد:
و قاسمهما انى لكما لمن الناصحين (اعراف /21)
براى آن دو سوگند خورد كه من براى شما دو تا، نصيحت كننده هستم .
نهى از درخت ممنوعه :
و لاتقربا هذه الشجرة . (بقره /35)
هردو به اين درخت نزديك نشويد.
فريب شيطان :
فازلهما الشيطان (بقره /36)
شيطان هر دو را لغزاند.
7) در وصف حضرت مريم (س ):
ان الله اصطفيك طهرك و اصطيفك على نساء العالمين .
(آل عمران / 42)
(اى مريم ) همانا خداوند تو را برگزيده و پاكيزه گردانيد و بر زنان جهانيان برترى
بخشيد.
8) وحى به مادر موسى :
و اوحينا الى ام موسى . ( قصص /7)
ما دستور داديم به مادر موسى .
9 زن فرعون ، الگوى افراد مومن :
و ضرب الله مثلا للذين آمنوا امرئت فرعون اذ قالت رب ابن لى عندك بيتا فى الجنة
ونحفى من فرعون و عمله و نجفى من القوم الظالمين . (تحريم / 11)
و باز خدا براى مومنان (آسيه ) زن فرعون را
مثل آورد، هنگامى كه عرض كرد: بار الها، تو خانه اى براى من در بهشت بنا كن مرا از شر
فرعون كافر و كردارش و از قوم ستمكار نجات بخش .
10) بيعت با پيامبر (ص ):
يا ايهاالذين اذ جائك المومنات بيايعنك على ان لايشركن بالله شيئا و... فبايعهن .
(ممتحنه /12)
اى پيامبر، هنگامى كه زنان نزد تو آيند و با تو بيعت كنند، كه چيزى را شريك خدا قرار
ندهند و... با آنان بيعت كن .
11) ادراك پيام آسمانى ،مثل زن حضرت ابراهيم (ساره ):
قالوا لاتخف انا ارسلنا الى قوم لوط، و امراءته قائمه فضحكت فبشرناهار باسحق
. (هود/17)
به او گفتند:نترس ، ما به سوى قوم لوط فرستاده شديم ، و همسرش ايستاده بود،
خنديد. او را بشارت داديم كه اسحاق از او متولد خواهد شد.
12) امام صادق عليه السلام :
اكثر الخير فى النساء. (35)
بيش تر خير و خوبيها در زنان است .