fehrest page

back page

ناآگاهى و دنياطلبى ، عوامل مهم انحراف
به طور كلى مى توان گفت دو عامل مهم در انحطاط و انحراف جامعه اسلامى عصر امام حسين عليه السلام دخالت داشت : نخست آنكه معرفت مردم به حقايق و معارف دين و از جمله ولايت اهل بيت علهيم السلام ضعيف بود. در همان زمان نيز گروه پرشمارى از مردم سكولار بودند؛ يعنى دين و دولت را مباين با هم مى دانستند و معتقد بودند اختيار حكومت بايد در دست مردم باشد و آنان بتوانند هر كه را خواستند برگزينند؛ مردم حق دارند پدر زن بزرگ پيامبر را براى حكومت سزاوارتر بدانند و با او بيعت كنند؛ اين امر به دين ربطى ندارد. بنابراين سكولاريسم مسئله تازه اى نيست ، و از همان روز رحلت پيغمبر صلى الله عليه و اله در تاريخ اسلام شروع شده است . بسيارى از كسانى كه با امام حسين عليه السلام جنگيدند، حكومت و ولايت و بيعت را امورى دنيوى مى دانستند نه دينى ؛ از اين روى ، آنان گمان مى كردند كه در اين زمينه كاملا مختارند و مسئوليتى ندارند؛ حال آنكه اين امر يكى از بزرگ ترين مسئوليتهاست و اهميت مسئله ولايت ، پيش از نماز است : ولم يناد بشى ء كما نودى بالولاية ؛(289) ((مردم به هيچ چيز مانند ولايت خوانده نشده اند)). بيعت با يزيد يعنى سپردن اختيار خون ، مال ، جان ، عرض ، ناموس و دين مسلمانان به او. راءى دادن و بيعت از نظر اسلام يك تكليف و مسئوليت است ، و مردم مى بايست تحقيق مى كردند كه آيا كسى شايسته تر از يزيد براى بيعت كردن بود يا نه . ولى آنان گفتند ما چندين سال در زمان پيغمبر صلى الله عليه و اله با مشركان جنگيده ايم و در زمان حضرت على عليه السلام سالها با برادران مسلمانمان در جنگهاى صفين ، نهروان و جمل جنگيده ايم ، اكنون مى خواهيم كسى سر كار بيايد كه ديگر فرمان جنگ ندهد و قدرى به زندگى خود برسيم . غافل از اينكه ، جهاد، آن گاه كه به امر امام معصوم عليه السلام باشد، همچون نماز واجب است ؛ زيرا هر راءى ، در مسلط كردن كسى بر جان و مال و ناموس مردم ، بلكه بر احكام اسلام شريك است ، به طورى كه اگر او قانونى بر خلاف اسلام بگذارد، تا زمانى كه اين قانون اجرا مى شود، همه راءى دهندگان در گناهش شريك اند. بنابراين مسئله راءى دادن ، حتى درباره نمايندگى مجلس ، امر ساده اى نيست . بايد كسانى را شناسايى كرد كه شايسته تر و مورد رضاى خدا و اولياى خدا باشند. عدم توجه به اين امر از ضعف بر مى خيزد و خطر آن براى جامعه اسلامى در اين زمان ، از زمان امام حسين عليه السلام بيش تر است . آن روز، دشمنان امام حسين عليه السلام ، تنها عده اى از اهل كوفه و شام بودند و امروز تمامى كشورهاى بزرگ دنيا، دشمنان اسلام اند. آن روز آمريكا و ديگر كفار در كشتن امام حسين عليه السلام نقشى نداشتند و مسلمانهاى سست عنصر و بى وفايى كه ايمانى ضعيف داشتند، اسلام را تهديد مى كردند، اما امروز تمام كشورهاى بزرگ دنيا، اسلام و ايران را دشمن خود مى دانند و هنوز اميد دارند كه به نام اصلاحات ، اسلام را ريشه كن كنند. آگاهى مردم ما نيز بسيار بالاتر از معرفت مردم آن زمان است . مردم ما به سادگى از هر صدايى تبعيت نمى كنند، ولى آن زمان حتى از ميان كسانى كه از مكه براى حمايت امام حسين عليه السلام همراه ايشان شده بودند، عده اى در بين راه و بالاخره برخى در شب عاشورا برگشتند؛ چنان كه طبق بعضى روايات شصت و يك نفر، و طبق روايت معروف هفتاد و دو نفر باقى ماندند. صدها نفر وقتى فهميدند كار به شهادت مى انجامد يكى يكى ، دوتا دوتا و گروه گروه ، امام حسين عليه السلام را تنها گذاشتند و رفتند.

fehrest page

back page