next page

fehrest page

back page

سپس روبه اعمال خود مى كند و مى گويد: به خدا كه من نسبت به تو بى رغبت بودم و تو بر من سنگين بودى ، اعمالش جواب مى دهد: من همدم تو هستم چه در قبر و چه هنگام قيامت تا اينكه من و تو با هم در مقابل خداوند قرار بگيريم .(282)
مقدار كار و تلاش در زندگى
امام صادق عليه السلام فرمود: كار و تلاش تو براى زندگى بايد در حد متعال و آبرومندانه باشد، نه در حد ضايع كردن و سستى و نه مثل حريصى كه به دنيا خشنود شده و به آن تكيه كرده است ، بلكه خود را از رتبه انسان سست و ضعيف بالا بگير، و آنچه براى مؤمن ضرورى است تهيه كن ، همانا آنانكه به ايشان مال دادند ولى شكر نكردند، مال ندارند(283)
(بنابراين به دنيا همانند يك وسيله نظر كنيد كه مى بايد هدف اصلى كه معنويت و آخرت است فراموش نشود و ضمن يك زندگى آبرومندانه ، هدف اصلى نيز تاءمين شود).
احساسات و عواطف خود را كنترل كنيد
لا دين لمن بطاعة من عصى الله تبارك و تعالى
حضرت على عليه السلام در كوفه بر روى منبر در ضمن بياناتى فرمود:
هر كس پايبند اطاعت كسى باشد كه نافرمانى خدا مى كند، دين ندارد(284)
پس بر پدر و مادر گرامى لازم است كه محبت و عواطف خود را كنترل كنند و هرگز بخاطر عواطف خود، شرع و عقل را زير پا نگذارند.
آنچه از يك پدر و مادر فهميده و دلسوز انتظار مى رود، اين است كه آنها راهنماى فرزندان خود باشند و خواسته هاى آنها را تعديل كنند، نه اينكه پس از گذشت اين همه سال و كسب تجربيات و پختگى ، نه تنها راهنماى فرزندان خود نباشند، بلكه سعادت خود را به دست جوانى خام بسپارند تا او، خودش و آنها را به سمت نافرمانى خدا بكشاند.
بنابراين خريدن لباسهاى ناهنجار، رفتن به مجالس نامشروع و حرام ، مصرف عذاهاى حرام ، آوردن ابزار قمار و موسيقى و يا وسائل منحرف كننده مثل ويدئو و كتابهاى مبتذل و نوارهاى ناهنجار و مانند اينها، بخاطر درخواست فرزند، جز بدبخت كردن خود، و خانواده سودى ندارد.
در روايت است كه پيامبر اكرم مى فرمايد: هر كس خواسته ديگرى را به خشم خدا برآورده كند، خداوند همان شخص را مخالف او مى گرداند.(285)
چرا محبت والدين بيشتر است
يكى از اصحاب پيامبر از حضرت پرسيد: چرا به آن مقدار كه ما نسبت به فرزندان خود علاقه داريم ، آنها به ما ندارند، حضرت فرمود: چون آنها از شما هستند ولى شما از آنها نيستيد.(286)
(فرزند پاره تن شماست و شما جزء خود را دوست داريد، اما شما پاره تن فرزندانتان نيستيد)
اين پدر به وسيله پسرش عاقبت نه بخير شد
ما زال الزبير رجلا منا اهل البيت حتى نشاء ابنه المشوم عبدالله
حضرت على عليه السلام فرمود: زبير - نام يكى از اصحاب معروف پيامبر است - همواره از ما خاندان بود تا اينكه فرزند شوم و نكبتش عبدالله بزرگ شد.(287)
مؤ لف گويد: سرنوشت غم انگيز زبير درسى است كه هر هوشمندى بايد از آن عبرت گيرد، او يكى از بزرگترين شخصيتهاى صدر اسلام است ، بارها در غزوات و جنگها براى اسلام شمشير زده و از حق دفاع كرده است ، حتى پس از رحلت پيامبر و مظلوميت على عليه السلام او از معدود افرادى بود كه در خانه على عليه السلام بست نشست و با ابوبكر بيعت نمى كرد، او در شوراى شش نفره اى كه پس از عمر براى جانشينى وى تعيين شده بود به نفع على عليه السلام راءى داد.
اما همين شخصيت ، كارش به جائى رسيد كه در اثر طمع و فريب فرزند، به جنگ با حضرت على عليه السلام برخواست ،، فرزندش ، عبدالله يكى از سرسخت ترين دشمنان بنى هاشم بود، او در دورانهاى بعد كه اندكى قدرت يافت حتى نام پيامبر را هم در خطبه جمعه و ساير جاها علنى بر زبان نمى آورد و مى گفت : پيامبر فاميل بدى دارد كه مى ترسم پر رو شوند، و گفت : خدا خاندان پيامبر را زياد نكند و بركت ندهد، خانواده بدى هستند كه اول و آخر ندارند!!
اين خبيث همان فردى است كه تمام بنى هاشم را در دره اى بنام دره عارم در مكه جمع كرد و هيزم بسيارى بز گذرگاه آن قرار داد تا بنى هاشم را كه در ميان آنها محمد ابن حنفية و پسرش ، كه فرزندان اميرالمؤمنين هستند و همچنين ابن عباس بود بسوزاند، زيرا آنها با او بيعت نمى كردند، و نزديك بود كه آنها را بكشد، اما خداوند بوسيله مختار آنها را نجات داد، اين ملعون خود مى گفت كه من چهل سال است كه دشمنى اين خانواده را در سينه ام مخفى كرده ام .(288)
آرى اين فرزند ناصالح ، در اثر كينه اى كه به بنى هاشم داشت ، پدر را از ولايت حضرت على عليه السلام دور نمود، و چنان تشويق و تحريك كرد كه به جنگ با على عليه السلام رضايت داد، گاهى كه زبير اظهار ترديد مى كرد به پدر گفت : از لشكر على ترسيدى كه پيام مرگ را در بردارد.(289)
و كار به جائى رسيد كه زبير عاقبت نه بخير شد و به دست مردى دور از معركه بعد از روشن كردن آتش جنگ جمل ، ترور شد، وقتى سر و شمشير او را نزد حضرت شمشير او را نزد حضرت آوردند، حضرت شمشير او را از غلاف بيرون كشيد و فرمود: چه بسيار با اين شمشير مقابل پيامبر نبرد كردى و در روايتى فرمود: شمشيرى است كه بسيار غم و غصه با آن از روى پيامبر زدود - ولى الان به اين وضع بدگرفتار شد.
سپس در صورت زبير دقت كرده فرمود: تو مدتى با پيامبر هم صحبت بودى و با حضرت فاميل بودى ، اما شيطان وارد دماغ تو شد و تو را به اين جا كشاند، و در همين زمان بود كه حضرت فرمود: زبير همواره با ما اهل بيت بود تا اينكه پسرش بالغ شد و او را از ما جدا كرد.(290)
مراتب احترام و خدمت به پدر و مادر
ابى ولاد حناط گويد: از امام صادق عليه السلام راجع به اين سخن خداوند كه مى فرمايد: و بالوالدين احسانا به پدر و مادر احسان كنيد، پرسيدم : اين نيكى چيست ؟
حضرت فرمود: احسان اين است كه با آنها خوب برخورد كنى ، و آنها را وادار نكنى كه از تو چيزى بخواهند وقتى تقاضا دارند، گرچه آنها بى نياز باشند (يعنى نه تنها بايد به پدر و مادر كمك كرد و نه تنها بايد قبل از درخواست به آنان كمك كرد بلكه اگر خودشان هم مى توانند حوائج خود را تهيه كنند باز فرزند، كار آنها را انجام دهد).
سپس حضرت فرمود: مگر نه اين است كه خداوند مى فرمايد: لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون ، هرگز به نيكى نرسيد تا از آنچه دوست مى داريد انفاق كنيد و فرموده اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهر هما يعنى اگر يكى يا هر دوى آنها نزد تو به پيرى رسند به آن دو اه نگو و از خود مران .
حضرت صادق عليه السلام فرمود: يعنى اگر تو را ناراحت كردند اه نگو و اگر تو را زدند از خود مران ، (و اينكه خداوند مى فرمايد) و قل لهما قولا كريما به پدر و مادر سخن شايسته بگو، حضرت فرمود: بگو خداوند شما پدر و مادر را مشمول غفران خود كند اين سخن شايسته است .
و اينكه مى فرمايد و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة ، بال ذلت از روى رحمت براى پدر و مادر بگشا، حضرت صادق عليه السلام فرمود: به پدر و مادر رخيره مشو مگر از روى مهربانى و محبت و صدايت را بلندتر از صداى آندو مكن و دستت را هم روى دست آندو بلند مكن و جلوتر از آنها قرار مگير.(291)
پدر و مادر بر زن و فرزند مقدم هستند
امام صادق عليه السلام فرمود: مردى نزد پيامبر آمده عرض كرد: مرا سفارش نما، حضرت فرمود: براى خدا شريك مگير، گرچه تو را به آتش ‍ بسوزانند و شكنجه ات كنند مگر اينكه (از روى ترس باشد ولى ) قلب تو به ايمان مطمئن باشد.
پدر و مادرت را اطاعت كن و نيكى نما چه در حال حيات يا در حال مرگ و اگر پدر و مادر به تو دستور دادند كه از خانواده و ثروت خود جدا شوى انجام ده كه از ايمان است .(292)
مؤ لف گويد: اين حديث را بايد كسانى كه بخاطر مال و همسر از پدر و مادر جدا شده اند بيشتر دقت كنند، يك مرد موفق كسى است كه پدر و مادر و همسر را با حفظ حقوق متقابل با خود نگه دارد، و بداند كه احترام و رعايت پدر و مادر هرگز قابل مقايسه با همسر نيست ، هيچكس پدر و مادر نمى شود و با هيچ دليلى نمى شود به آنان اهانت كرد و يا كوتاهى نمود.
البته پدران و مادران دورانديش خوب مى دانند كه بايد جوان خود را مخصوصا هنگام ازدواج درك كنند و بدانند احيانا اگر جوانشان در سرآغاز زندگى جديد گاهى كم لطفى مى كند يا انتظارات آنها را انجام نمى دهد، مقطعى است و نبايد خيلى سخت بگيرند، شور زندگى جديد و جوانى و نيروى جنسى و مسائل ديگر گاهى جوان را از بسيارى از مسائل از جمله پدر و مادر غافل مى كند.
جوانان نيز بايد بدانند درست همان لحظات و ايامى كه اوج خوشوقتى و لذت آنان در زندگى جديد است ، براى پدر و مادر از نقطه هاى عطف زندگى است و همان ايام غفلت شما از پدر و مادر جنبه هاى ديگر دارد و آنها انتظار دارند جوانشان در هنگام ازدواج بيشتر به آنها توجه كند و جوان هم در اثر ازدواج اگر از پدر و مادر غافل شود مسئله ساز خواهد بود.
مشكله ازدواج اين است كه انتظارات پدر و مادر زياد غفلت جوان هم بخاطر ازدواج زياد است و اينجا اين جوان هوشيار است كه بايد با دقت و هوشيارى از اين مرحله به سلامت عبور كند.
الا اى يوسف مصرى كه كردت سلطنت مغرور!!
پدر را باز پرس آخر كجا شد مهر فرزندى
حضرت يعقوب پس از سالهاى طولانى كه در فراق يوسف گريست و افسوس خورد، بالاخره فهميد كه يوسف در مصر است و به مقام رياست رسيده است ، تصميم گرفت تا به نزد يوسف براى ديدار او برود، كاروان حضرت يعقوب به مصر نزديك مى شد، يوسف فهميد كه پدر وارد مى شود به استقبال او آمد.
امام صادق عليه السلام فرمود: يعقوب با ديدن يوسف پياده شد،(293) يوسف خواست پياده شود، اما مقام و رياست نگذاشت تا در مقابل پدر پياده شود، همينكه بر پدر سلام كرد، جبرئيل بر نزد يوسف آمد و گفت :
اى يوسف خداوند متعال به تو مى گويد: چه شد كه در مقابل بنده شايسته من پياده نشدى ؟ اين مقام و رياست ؟ باز كن كف دست خود را، يوسف دست خود را گشود، ناگاه نورى از ميان انگشتانش خارج شد، پرسيد: اين چه بود؟ جبرئيل گفت : (نور پيامبرى بود) هرگز از نسل تو پيامبرى نخواهد آمد، اين مجازات تو بود بخاطر برخورد تو با پدرت يعقوب كه در مقابل او پياده نشدى .(294)
رمز خوشبختى در خدمت به والدين است
يكى از مهمترين ابزار خوشبختى براى انسان ، رضايت و خدمت به پدر و مادر است ، خدمت به پدر و مادر و دعاى خير ايشان ، پشتوانه محكمى براى سعادت دنيوى و اخروى اولاد به حساب مى آيد.
گرچه در دوران كنونى كه عصر تمدن و پيشرفت علمى و انحطاط ارزشهاى انسانى مى باشد، فرزندان همين كه احساس استقلال كردند، بطور كلى با پدر و مادر به سردى برخورد مى كنند و آنها را به كنج عزلت و فراموشى مى سپارند، و يا آنها را مانع نشاط و خوشى خود به حساب مى آورند.
اما تجربه نشان داده است كه اينگونه افراد در زندگى موفق نخواهند بود، و بر عكس آنها كه به والدين خدمت مى كنند، داراى زندگى خوش و با نشاط خواهند شد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه خوشحال مى شود از اينكه عمرش افزايش يابد و روزى او فراخ شود، به پدر و مادرش خدمت كند كه خدمت به آنها اطاعت خداست ، حضرت صادق عليه السلام فرمود: اگر مى خواهى عمرت زياد شود به دو بزرگ خود - يعنى پدر و مادرت - نيكى كن .(295)
احترام فوق العادة به مادر
امام صادق عليه السلام فرمود: مردى نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: يا رسول الله به چه كسى نيكى كنم ؟ حضرت فرمود: به مادرت ، عرض كرد سپس به كى ؟ حضرت فرمود: به مادرت ، باز پرسيد: سپس به كه ؟ حضرت باز فرمود: به مادرت ، دفعه بعد كه پرسيد سپس به كه ؟ حضرت فرمود: به پدرت .(296)
امام سجاد عليه السلام نيز فرمود: مردى نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: يا رسول الله هيچ كار زشتى نمانده كه انجام نداده باشم آيا براى من توبه اى هست ؟ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: آيا از پدر و مادرت هيچكدام زنده اند، عرض كرد: پدرم ، حضرت فرمود: برو به او نيكى كن ، وقتى آن مرد پشت نمود كه برود، پيامبر فرمود: اى كاش مادرش (زنده ) مى بود.(297)
مؤ لف گويد: محبت فراوان و فداكارى مادر از يك طرف و حساسيت و لطافت روح او از جهت ديگر موجب اين احترام فوق العاده براى وى شده است .
به پدر و مادر پير خود شخصا كمك كنيد
ابراهيم ابن شعيب گويد: به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم : پدرم بسيار پير شده است ، بطورى كه وقتى كارى دارد ما او را بر دوش گرفته مى بريم ، حضرت فرمود: اگر بتوانى خودت عهده دار آن شوى انجام ده ، با دست لقمه به او بده ، كه اين كار فردا براى تو سپرى خواهد بود.(298) يعنى تو را از خشم الهى حفظ مى كند. يعنى فرزندان نبايد هنگام پيرى و درماندگى والدين ، آنها را از خود دور كنند.
چند دستور مهم براى مقابله با بلاها و مشكلات
هر انسانى سعى مى كند در حد توان خود با خسارتها و بلاها مقابله كند و خود را از زيان بدور دارد، ولى تجربه نشان داده است كه بسيارى از بلاها و زيانها پيش بينى نشده هستند، كما اينكه طبق عقيده ما مسلمانان بسيار از سختيها و بلاها غير از علل معمولى داراى اسباب بخصوصى هستند كه مى بايست علاوه بر در نظر گرفتن مسائل عقلائى و علمى ، از نظر معنوى به مقابله با آنها پرداخت .
بطور كلى براى مصون ماندن از بسيارى از بلاها از نظر روايات اسلامى به امورى سفارش شده است كه بطور خلاصه به چند مساءله مهم اشاره مى شود.
1 - گناه انسان را مبتلا مى كند
حضرت على عليه السلام فرمود: از گناه بپرهيزيد كه هيچ بلائى و كمبود روزى نيست مگر به خاطر گناه ، حتى خراش بدن و زمين خوردن و دچار مصيبت شدن .(299)
امام صادق عليه السلام فرمود: بدان كه هيچ رگى زده نمى شود و هيچ لغزشى كه موجب زمين خوردن شود رخ نمى دهد، هيچ سر دردى پيدا نمى شود، هيچ بيمارى به وجود نمى آيد مگر بخاطر گناه ، و همين است كه خداوند عزوجل در كتاب خود مى فرمايد: هر مصيبتى كه به شما برسد به خاطر اعمال خود شماست ، و خداوند از بسيارى از آنها در مى گذرد.(300)
امام رضا عليه السلام فرمود: هر گاه بندگان گناهان تازه اختراع كنند، خداوند نيز بلاهائى تازه كه سابقه نداشته و نمى شناختند، بر آنها ايجاد مى كند.(301)
2 - صدقه بلا را دور مى كند
از نظر روايات اسلامى و تجربيات فراوان جاى هيچگونه شك و ترديدى نيست كه صدقه از بهترين عوامل براى پيشگيرى از بلا و سختيهاست .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به حضرت على عليهماالسلام فرمود: يا على صدقه آن بلائى را كه مقدر و محكم شده برمى گرداند.(302)
و فرمود: صبح را با صدقه آغاز كنيد كه بلا از صدقه عبور نمى كند(303) و در روايات متعدد وارد شده است كه صدقه هفتاد نوع بلا و يا مرگهاى ناهنجار - مثل تصادف - سوختگى و مانند اينها - را دفع مى كند.
محمد ابن مسلم گويد: با امام باقر عليه السلام در مسجد پيامبر بوديم كه يكى از شرفه هاى مسجد بر سر مردى افتاد اما به او صدمه نزد و به پايش ‍ خورد، حضرت فرمود:
از او پرسيد امروز چه كرده است ؟ وقتى از او سوال كردند گفت : در ميان راه مقدارى خرما به سائلى صدقه دادم ، حضرت فرمود: خداوند به خاطر آن صدقه ، بلا را از تو دور كرد.(304)
صدقه مال و ثروت را افزايش مى دهد
و از خواص مهم صدقه ، زياد شدن روزى و بركت است ، آن هم دهها برابر آنچه داده شده است .
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: وقتى تنگدست شديد با خدا به وسيله صدقه تجارت كنيد.(305)
و امام صادق عليه السلام فرمود: آيا نمى دانى كه هر چيزى كليدى دارد و كليد روزى صدقه است پس عزيزانى كه طالب خوشبختى هستند با دادن صدقه ، دنيا و آخرت خود را بيمه كنند، مبادا كه از دادن صدقه امساك كنيم ، اما براى مداوا و جبران خسارت دهها برابر پول وقت صرف كنيم !
3 - رسيدگى به فاميل عمر و روزى را زياد مى كند
دهها روايت از ائمه عليهم السلام همگى گواه بر اين است كه رسيدگى و رفت و آمد فاميلى عمر و روزى را زياد مى كند، پس هر كس كه از مرگ و فقر در هراس است ، بهتر است از اين پناهگاه استفاده كند، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه خوشحال مى شود روزى او فراوان و اجلش تاءخير افتد صله رحم كند.(306) و در حديث ديگر فرمود: هر كس يك كار را براى من ضمانت كند من چهار چيز را براى او ضمانت مى كنم ، او صله رحم بجا آورد، تا خداوند او را دوست دارد، روزيش را فراوان گرداند، عمرش را افزايش دهد، و او را در بهشت موعود جاى دهد.(307)
امام صادق عليه السلام به مردى به نام ميسر فرمود: اجل تو چند بار فرا رسيد اما خداوند هر بار به خاطر صله رحم و نيكى به نزديكانت آن را به تاءخير انداخت .(308)
مردى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عرض كرد: يا رسول الله فاميلى دارم كه من به آنها سر مى زنم اما آنها مرا اذيت مى كنند، تصميم گرفته ام آنها را رها كنم ، حضرت فرمود: (اگر چنين كنى ) خداوند هم همگى شما را رها مى كند! عرض كرد: پس چه كنم ؟ حضرت فرمود: به آنكه تو را محروم كند عطا كن ، با آنكه از تو بريده به پيوند، از آنكه به تو ستم كرده عفو كن تا خداوند ياور تو باشد بر عليه آنها(309) و در حديث ديگرى فرمود: صله رحم عمر سه ساله را سى سال مى كند و قطع رحم ، عمر سى ساله را سه سال مى كند.(310)
4 - دعا گنجينه پر ارزش و مؤ ثر مى باشد
دعا گنجينه ارزشمندى است كه ما مسلمانان با وجود اينكه خداوند را مدبر و گرداننده جهان مى دانيم ، اما در عمل از اين گنجينه پرارزش يعنى امداد الهى استفاده نمى كنيم و آن را تكيه گاه خود قرار نمى دهيم ،
مسلمان بايد در زندگى با خداوند كار كند، براى خدا بدهد، از خداوند بگيرد، از خداوند تقاضا كند، با حضرتش صحبت كند، همواره با خدا سر و كار داشته باشد، آن وقت است كه مزه ايمان و اسلام و دعا و همدم شدن با خدا را مى فهمد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: آيا مى خواهيد اسلحه اى به شما معرفى كنم كه شما را از شر دشمنان نجات دهد و روزى شما را فراوان كند؟ عرض كردند آرى ، فرمود: خداى خود را در شب و روز بخوانيد و دعا كنيد كه دعا اسلحه مؤمن است .(311)
امام صادق عليه السلام فرمود: دعا از نيزه تيز برنده تر است (312) و فرمود: آيا طولانى بودن بلا يا كوتاهى آن را تشخيص مى دهيد؟ عرض كرديم نه ، فرمود: هر وقت كسى هنگام بلا به او الهام شد كه دعا كند، بدانيد كه بلا كوتاه است .(313)
موسى ابن جعفر عليه السلام فرمود: همانا دعا برمى گرداند بلائى را كه مقدر شده و آنچه مقدر نشده از حضرت سؤ ال شد بلاى مقدر را فهميديم ، آنچه مقدر نشده را چگونه برمى گرداند؟ حضرت فرمود: (سبب مى شود) تا انجام نشود.(314)
امام باقر عليه السلام به زراره فرمود: مى خواهى تو را به چيزى راهنمائى كنم كه پيامبر در آن استثنا نزد؟ عرض كردم آرى ، فرمود: دعا بر مى گرداند آن قضا (تقديراتى ) را كه سخت و محكم شده ، سپس حضرت (براى نشان دادن اين مساءله ) انگشتان دست خويش را گره كرد - يعنى بلا هر چه محكم و حتمى باشد باز با دعا بر طرف مى گردد.(315)
فصل سوم : محرم و نامحرم
در دين مقدس اسلام ، روابط زن و مرد، داراى شرائط و احكام مخصوصى است كه هر مسلمانى بايد آن را بداند و رعايت كند، در جوامع امروز بشرى بخاطر بى بند و بارى و عدم رعايت نكات اخلاقى لازم ، زن و مرد، بدون در نظر گرفتن مسائل اخلاقى ، با هم ارتباط برقرار مى كنند، و دچار دهها مفسده اجتماعى شده و خود و اجتماع را به هلاكت مى كشانند.
اسلام روابط زن و مرد را بسيار حساس و دقيق معرفى مى كند، و جوامع بشرى را از ارتباط نا سالم ميان زن و مرد بر حذر مى دارد.
غريزه جنسى بعنوان يك غريزه فطرى احتياج به كنترل و تعديل دارد، و مى بايد از راههاى مشروع به آن پاسخ داد و نياز جنسى را تاءمين نمود، وگرنه تاءمين بى قيد و شرط مسائل شهوى و مثل ساير عرائز، نه تنها سودمند نيست ، بلكه موجب هلاكت خواهد بود.
به همين جهت است كه در اسلام ، عده اى از افراد براى زن يا مرد بعنوان محرم و نامحرم ، مطرح شده اند اختلاط زن و مرد نامحرم موجب تحريك غريزه جنسى و زمينه فعاليت شيطان براى ايجاد فساد در جامعه خواهد بود.
به همين نظر اسلام هرگز اختلاط زن و مرد را نيكو نشمرده است ، و به زن و مرد در مورد خطر اينگونه محافل هشدار داده است ، مخصوصا اختلاط پسرو دختر جوان در مجالس خلوت يا بى بند و بار.
وقت خشم و وقت شهوت مرد كو؟ اين عابد به سختى مقاومت كرد
در ميان بنى اسرائيل زن بد كاره اى بود كه بسيارى از جوانان را شيفته خود كرده بود، روزى در نزد وى جوانى گفت : اگر آن عابد مشهور هم اين زن را ببيند شيفته وى مى شود، زن با شنيدن اين سخن سوگند خورد كه به خانه نمى روم تا عابد را منحرف كنم ، همان شب به طرف خانه عابد آمد، در زد و گفت : اى عابد امشب مرا پناه ده كه در خانه تو شب را صبح كنم ، عابد امتناع نمود، زن گفت : بعضى از جوانان قصد تجاوز به من را دارند، از ايشان گريخته ام اگر در را باز نكنى ، كارى زشت صورت مى گيرد، عابد با شنيدن اين سخن در را باز كرد.
زن چون وارد خانه شد، براى فريب عابد لباسهاى خود را افكند، همينكه نگاه عابد به زيبائى و جمال زن افتاد عنان شهوت از دست داد، وقتى به خود آمد كه دست خود را بر بدن آن زن ديد در همان ساعت بخود آمد، دست بر داشت ، در آنطرف ظرفى بر آتش بود دست خود را بر روى آتش ‍ نهاد، زن گفت چه مى كنى ؟ گفت : دست خود را به آتش دنيا مى سوزانم شايد از آتش آخرت نجات يابم ، زن به عجله بيرون شتافت و فرياد زن عابد را دريابيد كه دست خود را سوزاند.
وقتى مردم رسيدند ديدند دستش سوخته است .(316)
نصيحت شيطان
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: ابليس به حضرت موسى گفت : اى موسى با زن نامحرم تنها مباش كه هرگاه مردى با زن نامحرم خلوت كند من خودم حاضر مى شوم (براى گمراهى ) نه ياورانم (شديدا در معرض ‍ گمراهى خواهد بود).(317)
نفس انسان بهانه جوست
النظرة بعد النظرة تزرع فى القلب الشهوة و كفى بها لصاحبها فتنة
امام صادق عليه السلام فرمود: نگاه بعد از نگاه (به حرام يا به امور بيهوده ) شهوت را در دل مى روياند و همين براى هلاك صاحب آن كافى است (نگاه هاى بيهوده به اشياء و افراد موجب پراكندگى ذهن و بهانه جوئى و هوسبازى روح انسان است تا چه رسد به نگاه حرام يعنى روح بسيارى مانند اطفال تا وقتى نديده در خواست ندارد همين كه ديد با سر سختى بهانه جوئى مى كند).(318)
اثر چشم پوشى
غضوا ابصار كم ترون العجائب .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: چشمهاى خويش را بر هم نهيد تا عجائب ببينيد (تا ديده ما متوجه امور مادى است دل هم از ديدن معنويات غافل است ، همينكه ديده بسته شد دل از سرگرمى دنيا جدا شده به كلمات نظر مى كند).(319)
نگاه دوم ممنوع
لكم اول نظرة الى المراءة فلا تتبعوها نظرة اخرى و احذروا الفتنة
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: نگاه اول كه به نامحرم افتاد مال شما، دنبال آن ديگر نگاه كنيد و بترسيد از هلاكت .(320)
پاداش چشم پوشى
امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه نگاهش به زنى افتد و چشم خويش را به آسمان برگرداند و يا چشم را ببندد، پلك چشم او باز نشود مگر اينكه خداوند از زنان بهشتى بدو تزويج كند.(321)
اينجا نخوابيد
من كان يؤ من بالله و اليوم الاخر فلا يبت فى موضع يسمع نفس امراءة ليست له بمحرم .

next page

fehrest page

back page