اين همسر اشتباه مى كند.
آن همسرانى كه گمان مى كنند اگر با سرسختى و درشتى و به زحمت انداختن همسر خود خواسته خود را
تحميل كرده به دست آورده اند، زيرك و موفق هستند، بسيار در اشتباهند، آنها
مثل كسى هستند كه براى خريد قند به مغازه اى رفته بود، صاحب مغازه كه سنگ ترازوى او از
گل پخته بود، مقدارى در ترازو گذاشت ، رفت تا قند را بياورد.
خريدار كه به خوردن گل عادت داشت ، موقعيت را مغتنم شمرد و شروع كرد مقدارى از آن
گل در ترازو را خوردن ، صاحب مغازه هم متوجه نشد و با آن گلها قند را كشيد و
تحويل داد، خريدار بيچاره خوشحال از اينكه زرنگى كرده و صاحب مغازه را فريب داده و
گل او خورده است ، رفت غافل از اينكه كم شدن گل موجب كم شدن قند او شده است و او به خود ضرر زده است .
آرى ، آن همسرى كه خوشحال است از اينكه با سختى و ايجاد ناراحتى به خواسته خود رسيده ، در حقيقت با بدست آوردن آن خواسته ، سنگ زيرين
زندگى كه همان محبت و علاقه است را به يك يا چند خواسته فروخته است . محبتى كه شيرين تر از قند است را داده و
گل آلوده اى را كه با ناراحتى همراه شده گرفته است .
كيفيت محبت و ابعاد آن در انسان
هر انسانى بر حسب بافت روحى و عقائد و ارزشهاى مسلط و يا مهمى كه دارد،
مسائل و امورى براى او اهميت مى يابد و به نسبت شدت و ضعف شكل گيرى روح و فكر او نسبت به امور مختلف ، از خود عكس
العمل نشان مى دهد، انتظار اينكه اگر كسى به چيزى يا انسانى ، علاقه داشت تحت هر شرائط و هر شكلى محبت را حفظ كند، بدون در نظر گرفتن
ارزشهاى مهم و مسلط روحى و فكرى وى ، جاهلانه است .
اينكه انسان به چه چيز بايد اهميت دهد و چه چيزى لايق است كه بيش از هر چيزى محبت انسان را جلب كند و محبوب انسان شود يك مسئله است ؟ و اينكه
دوست و همسر يا پدر و مادر چه چيز را در درجه اول اهميت قرار مى دهند مسئله ديگرى است ؟
هميشه اينطور نيست كه محبتها بر طبق بايدها باشد، بلكه برعكس در صد كمى از محبتها در آن درجه كه بايد باشد هست .
مثلا ما مسلمانان معتقديم مسلمان بايد محبتش به خدا و رهبران دينى بيش از محبت او به هر چيز ديگر باشد، ولى آيا در واقعيت چنين است ؟ هرگز، زيرا
محبتى كه بسيارى از ماها نسبت به زن و فرزند و مال و مقام و غذا و لباس و آرزوهاى خود داريم با محبتى كه به خدا داريم
قابل مقايسه نيست ، ما براى بدست آوردن مسائل غيرالهى با شوق اقدام مى كنيم و
تحمل مشقت مى نماييم و انتظارى هم نداريم ، اما همينكه پاى مخارج الهى و تحمل زحمت براى خدا پيش آيد، قدمها سست مى شود و دستها
بخيل مى گردد!
اين نمونه ها نشان مى دهد كه ما در اعتقاد خدا را قبول داريم و به او هم محبت مى ورزيم ، اما نه بمقدارى كه معتقديم بايد محبت داشت ، درصدى از محبت
به خدا و پيامبر و دين را هر مسلمانى دارد، اما به تناسب حالات روحى افراد و صفاى روح و اخلاق حميده و يا رذيله و
مسائل فكر و ارزشهاى ديگر، مقدار اين محبت فرق مى كند، و به تناسب همان مقدار محبت ، براى دين خرج مى كنند.
مثلا اگر مسلمانى به دين 20 درجه محبت دارد اگر موردى پيش آيد كه به آن 50 درجه علاقه دارد، مثلا علاقه او به
مال بيش از علاقه به دين باشد، مى بينيم كه مسئله دينى را رها مى كند و آن كار خلاف دين را مرتكب مى شود؟ البته در اين بين
مسائل قابل بررسى بسيار است .
منظور اين است كه بدانيم دوستى مراتب دارد، اگر كسى در اثر برخورد با موردى ، نسبت به مسئله اظهار بى علاقه گى كرد،
دليل اين نيست كه مطلقا بى علاقه است بلكه فقط مى فهماند به آن چيز ديگر علاقه بيشترى دارد.
معيار و اندازه محبت در زن و شوهر
با اين مقدمه آنچه بيان شد كه زندگى محتاج محبت است و بدون محبت پايه هاى خانواده استوار نيست ، منظور اين نيست كه زن نسبت به شوهر و يا
شوهر به زن بايد چنان محبتى داشته باشد كه هيچ چيز را مثل آن دوست نداشته باشد، اينكه بعضى از همسران توقع دارند همسرشان بايد آنها را
بر همه چيز و همه كس مقدم دارد، توقع نابجائى است .
توقع معقول از يك همسر آن است كه محبت يك همسر را داشته باشد، يعنى همسر خود را بعنوان يك همسر پذيرفته و محبت همسرى را داشته باشد، دقت
كنيد، محبت خاص همسر، يعنى شوهر آن محبتى كه بايد يك شوهر به زن داشته باشد و زن آن محبتى را كه يك زن بايد به شوهر داشته باشد در
همان حد زن و شوهرى ، داشته باشد، و طبعا اين درجه مخصوص و معينى از علاقه خواهد بود.
مرا بيشتر دوست دارى يا...؟
اينكه يك زن از شوهرش بپرسد مرا بيشتر دوست دارى يا پدر و مادرت را؟ سؤ
ال نامعقولى است ، محبت به پدر و مادر سبك و گونه ديگرى است كه ربطى به زن و شوهر ندارد و اگر شوهر بگويد پدر و مادرم را بيشتر دوست
دارم ، نبايد زن ناراحت شود كه پس مرا دوست ندارى يا كمتر دوست دارى - هر كس بايد پدر و مادر را بيش از دوست و همسايه و
فاميل و همسر و غيره از مردم عادى دوست داشته باشد، و محبت هر كسى در جاى خود مطلوب است ، بنابراين اگر كسى پدر و مادرش را بر ديگرى مقدم
كند، دليل بى محبتى نيست ، توقع اينكه همسر شما، اگر شما را دوست دارد بايد بر همه چيز مقدم كند، انتظار واهى و بيهوده است .
گذشته از اينكه در همان محبت زن و شوهرى هم افراد درجات مختلف دارند، و تا وقتى به حد افراط و تفريط نرسيده نبايد توقع بيشتر داشت .
اينگونه همسر قابلسرزنش است
آرى آن شوهرى كه قنارى خود را بيش از همسرش پذيرفته ، قابل سرزنش است ، و يا آن همسرى كه لباس و آرايش را بر شوهرش مقدم مى نمايد
قابل سرزنش است ، اينكه مرد، به عيش و نوش با دوستان بپردازد و از همسرش غفلت كند،
قابل سرزنش است ، اينكه زن متوقع باشد كه هميشه بايد همراه مرد باشد و مرد را مقيد كند، كه در هر سفرى بايد او هم باشد و مرد حق ندارد با
دوستانش به جائى رود يا تنهائى به يك ميهمانى رود، توقع بى جاست .
همچنانكه اگر مردى يا زنى بدون هيچ مصلحتى ، پدر و مادر را در هر كار خانواده خود دخالت دهد و خواسته همسر را ناديده بگيرد كار بجائى نيست ،
اينكه حتما بايد در هر كارى پدر و مادر نظر دهند وگرنه ديگرى ناراحت مى شود كار غلطى است كه نه فرزند بايد انجام دهد و نه پدر و مادر
انديشمند بايد توقع اين كار را داشته باشند.
برخوردهاى تند مقطعى معيار بى محبتى نيست
اگر همسر شما، در يك حالت خاص قرار گرفت و كارى كرد كه شما ناراحت شديد، كسى يا چيزى را بر شما مقدم كرد،
دليل بر بى محبتى او نيست و يا دليل بر كم محبتى او از مقدارى كه بايد باشد بعنوان يك همسر نيست ، اگر همسر شما تصميم پدر و مادر خود را
بر شما مقدم كرد و يا احيانا خواسته يك دوست را بر خواسته شما مقدم كرد، جاى نگرانى نيست .
كدام پدر و مادرى است كه فرزندش را توبيخ نكرده باشد ولى با اين حال
دليل بى محبتى آنها نبوده است ، اينكه يك يا چندبار تصميم دوستى مقدم مى شود
قابل مقايسه با آن همه توافق او با نظرهاى شما نيست ، يك يا چندبار مخالفت معيار بى محبتى و كم محبتى نيست و نبايد انتظار داشت كه همسر شما
به شما چنان محبتى داشته باشد كه تحت هيچ شرائطى با شما مخالفت نكند.
مسلما يك بار مخالفت با شما براى همسر شما سبك تر است از ناراحت كردن دوستى كه احيانا موجب كدورت و جدائى مى گردد.
در محبت توقع بى مورد نداشته باشيد
اگر همسر شما به مال و مقام و آبرو و غذا و لباس اهميت مى دهد، حتما بايد رعايت خواسته او را بنمائيد، زيرا هيچ معلوم نيست كه محبت زناشوئى و
زندگى او چنان بالا و شديد باشد كه بتواند از تمامى آنها چشم بپوشد.
و احيانا اگر به خاطر غذا و لباس و غيره ناراحت هم بشود - كه نبايد بشود - شما نبايد اين را
دليل بى محبتى او بگيريد بلكه بايد متوجه باشيد كه او به دو يا چند چيز علاقه دارد، هم به شما و هم به
مسائل ديگر، و اين انتظار كه همسر من نبايد هيچ چيز ديگرى را دوست داشته باشد يا بايد مرا بيش از همه دوست بدارد بطورى كه هر چيزى را فداى
من كند و در سايه اين محبت تمام تمايلات خود را فراموش كند و سختى ها را
تحمل كند، انتظارى جاهلانه است كه با شكست و ناكامى مواجه مى شود، و در اين راستا خشونتهائى كه احيانا از همسر شما در اثر غضب و خشم صادر
مى شود اگر ادامه نيابد و مقطعى باشد، چه بسا دلالت بر بى محبتى نمى كند، در
حال خشم گاهى آدمى خود را و عزيزترين افراد را دشنام مى دهد يا ميزند، ولى بعد پشيمان مى شود.
معيار محبت اين نيست كه هيچ وقت خشم نكند، آرى آن محبت بى اندازه كه به عشق تعبير مى شود مانع از غضب است ولى هرگز ميان زن و شوهر نبايد
انتظار چنين عشق عميق داشت ، علاقه و محبت زوجين به يكديگر، در حد اعتدال كافى است .
منتظر محبت نباشيد، محبت كنيد. حتى دشمن را هم مى شود دوست كرد.
بسيارى از افراد از جمله دو دوست يا همسران جوان و غير جوان وقتى در اثر بروز مشكلات و
مسائل مختلف كه اغلب آنها ناشى از جهال طرفين است چه در مقام برخورد و چه در مقام پاسخگوئى و عكس
العمل - كه مى توانسته اند حتى آتشى را كه ديگرى شعله ور كرده است با پاسخ مناسب خاموش كنند اما به آتش افروزى پرداختند. به هر
دليل كه ميان آنها كدورت ايجاد شد، گمان مى كنند كه ديگر از دوست و همسر خود سرد شده و نسبت به او بى علاقه شده اند. و چاره جز بريدن و
جدا شدن ندارند.
اين افراد غافلند از اينكه محبت و صفا همانطور كه قابل زوال و نيستى است ،
قابل ايجاد و برقرارى هم هست ، محبت مثل حيات نيست كه چون برود ديگر برنگردد، حتى آهن سرد را هم دوباره مى شود گرم كرد و جوش داد.
گرچه توقع محبت و دوستى از افرادى كه نسبت به هم سرد و بى تفاوت شده اند
مشكل است ، ولى نتيجه بسيار عالى است ، شما كه قبول داريد اگر اين سردى موجود
تبديل به حرارت و صفا شود باز دوست و همسر خود را مى خواهيد، بسيار خوب ، دست بكار شويد و با
عوامل محبت زا اين محبت را ايجاد كنيد و مطمئن باشيد كه موفق خواهيد شد.
خداوند به پيامبرش مى فرمايد: بدى را به نيكى پاسخ ده ، خواهى يافت كه دشمن تو همانند دوست صميمى خواهد شد(77) و چه بسيارند افرادى
كه موفق شده اند از اين روش به نيكى استفاده كنند، و زندگى خود را مجددا با صفا گردانند.
محبت را بايد هميشه گرم نگهداشت
محبت و صفا و گرمى و و صميميت كه لازمه زندگى مشترك و رمز موفقيت خانواده است ، هر چند پديده بسيار مهم و گرانقدرى است كه هرگز با
معيارهاى مادى قابل مقايسه نيست و آنقدر ارزشمند است كه حقيقت ارزشمند مقام انسانى زيبنده آن است و به هر موجودى كه اين اكسير زده شود، نسبت به
محبوب سر از پا نمى شناسد، و غافلان از محبت هرگز نمى توانند حال و هواى يك عاشق علاقمند را درك كنند.
به هر حال هر قدر كه اين علاقه ارزشمند است ، مثل تمام امور ارزشمند ديگر ايجاد و محافظت از آن نيز كار راحتى نخواهد بود.
غرض ما اين است كه دوستان مخصوصا همسران جوان بدانند كه محبت خود بخود نمى ماند، اين اكسير ارزشمند را در وجود خود و همسرتان بايد همواره
پر حرارت نگه داريد، به علاقه و محبت سابق تكيه نكنيد، تا مى توانيد محبت كنيد، لطف كنيد، صفا نشان دهيد، و
عوامل محبت را پديد آوريد تا چراغ پر نور و پرحرارت محبت كه در ميان شما حاكم است به سردى و ظلمت گرايش پيدا نكند.
كسى كه گرمى و نور نمى خواهد زحمتى هم نمى كشد و همه چيز على القاعده سرد و بى نور است ، اما كسيكه نور و گرمى مى خواهد بايد آتش
روشن كند، و اگر مى خواهد نور و حرارت باقى باشد، بايد همواره اين آتش را روشن نگه دارد و الا اگر
غافل شود و بجاى رعايت آتش سرگرم مثلا مطالعه و مسائل ديگر شود، بناچار آتش خاموش مى شود، نور و گرماى موجود نبايد ما را از ادامه آن
غافل نكند.
كانون خانواده نيز همينطور است ، شور و حرارتى كه اول ازدواج بدست مى آيد، نبايد عروس و داماد را
غافل كند و بدون توجه به اينكه اين حرارت و صفا احتياج به مواظبت و نگه دارى دارد،
مشغول زندگى شوند، و چون مدتى گذشت كم كم آتش محبت و صفا رو به
افول نهد و چون بفكر روشن نگه داشتن آن در طول زندگى نبوده اند، پس از مدتى كانون
دل خود را سرد و بى رونق نسبت به يكديگر احساس مى كنند.
پس همواره مراقب باشيد، چه زن و چه مرد، نبايد مشكلات منزل و خارج منزل ، كسب و كار و لباس و آرايش و مرض و سلامتى و غيره چنان ما را به خود
مشغول كند كه هرگز متوجه مساءله اصلى خانوادگى يعنى صفا و صميميت نشويم .
آرى گاهى هم خود را از مسائل اطراف جدا كنيد و محاسبه كنيد كه همسرتان علاقه اش نسبت به شما چگونه است ، شما نسبت به او چه علاقه داريد،
اگر احساس نقصانى مى كنيد سعى كنيد كه آن را با ايجاد محبت برطرف كنيد.
عوامل محبت در احاديث اسلامى
1 - ايمان محور محبت
من احب لله و ابغض لله و اعطى لله فهو ممن كمل ايمانه .
امام صادق عليه السلام فرمود:
هركس به خاطر خدا دوست بدارد و به خاطر خدا دشمن بدارد و به خاطر خدا عطا كند، از كسانى است كه ايمانش
كامل شده است .(78)
امام باقر عليه السلام فرمود: اگر خواستى بدانى در تو خيرى هست ، به دلت نگاه كن ، اگر
اهل طاعت خدا، فرمانبرداران را دوست دارد و از اهل معصيت خدا بدش مى آيد، در تو خيرى هست و خداوند تو را دوست دارد.
و اگر از اهل اطاعت بدش مى آيد و از اهل معصيت خوشنود است ، در تو خيرى نيست ، و خداوند از تو ناخشنود است ، و (بدان ) كه هر كسى با دوست خود
خواهد بود.(79) (يعنى در قيامت دوست با دوست است ).
و فرمود: هر كس كه معيار محبت و دشمنى او دين نباشد دين ندارد.(80)
آرى اگر كسى شوهر و يا همسر مؤمن و با تقوائى دارد، كه خداوند او را دوست مى دارد، بايد همسر خود را دوست بدارد، زيرا ايمان براى مؤمن
برترين فضيلت است ، و هرگز نمى تواند هيچ فضيلتى جانشين ايمان گردد.
2 - محبت ، محبت مى آورد
بالتودد تتاءكد المحبة
با دوستى ، محبت محكم مى شود،(81) يعنى براى پيدا كردن دوست ، و دوست كردن همسر و ديگران از خودتان شروع كنيد، سعى كنيد دوستى كنيد
تا او هم با شما دوست شود.
3 - توجه و حضور قلب به خدا
امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه در نماز، دل به خدا دهد، خداوند روبه او كند، دلهاى مؤمنين را هم به دوستى با او مى گرداند، بعد از آنكه
خدا او را دوست مى دارد.(82)
4 - احسان و نيكى محبت مى آورد
بالاحسان تملك القلواب .
حضرت على عليه السلام فرمود: با احسان و خدمت ، دلها را مى شود مالك شد، و در حديث ديگرى فرمود: با احسان و نيكى مى شود افراد را خريد و
بنده كرد.(83) آرى فطرت و سرشت انسان به گونه اى است كه وقتى به او احسان شود، مجذوب مى شود و انس مى گيرد.
5 - سلام كنيد و محبت ايجاد نمائيد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: سوگند به آنكه جانم به دست اوست ، به بهشت وارد نمى شويد تا ايمان بياوريد. و ايمان نمى آوريد
تا با يكديگر دوست باشيد، آيا نمى خواهيد شما را به كارى راهنمائى كنم كه اگر انجام دهيد، با هم دوست شويد؟ (براى ايجاد محبت ) به يكديگر
آشكارا سلام كنيد.(84)
و حضرت على عليه السلام فرمود: زبانت را به سخن ملايم و سلام كردن عادت بده تا دوستانت زياد شوند و دشمنانت اندك گردد.(85)
6 - اظهار محبت ، محبت مى آورد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: مرد وقتى به زنش بگويد دوستت دارم ، اين سخن هرگز از
دل او بيرون نمى رود.(86)
مردى به امام باقر عرض كرد: من فلانى را دوست دارم ، حضرت فرمود: او را از اين دوستى آگاه كن ، كه براى دوام مؤ ثرتر و در الفت بهتر است
.(87)
7 - صورت گشاده و خندان
حسن البشر اول العطاء و اسهل السخاء
حضرت على عليه السلام مى فرمايد: رخسار نيكو اولين هديه و راحت ترين بخشش است و فرمود:
صورت گشاده و باز تو اول نيكى تو است ، و دلالت بر بزرگوارى تو مى كند(88) و فرمود: صورت باز آتش دشمنى را خاموش مى كند، و
فرمود: صورت باز و گشاده ريسمان محبت است ، و فرمود: كار نيك و صورت باز، محبت مى آورد و انسان را به بهشت مى رساند.(89)
و فرمود: صورت گشاده ، روش هر آزاده است .(90)
8 - خوش آمد گوئى و محبت
حضرت على عليه السلام فرمود: روى باز و گشاده و بخشش و نيكى و خوش آمد گفتن ، موجب دوستى مردم است .(91)
9 - دست دادن ، محبت مى آورد
تصافحوا فان المصافحة تزيد فى المودة
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: به يكديگر دست بدهيد كه محبت را زياد مى كند.(92)
حضرت صادق عليه السلام فرمود: به يكديگر دست بدهيد كه كينه را از بين مى برد.(93)
10 - هديه دادن ، دوستى آفرين است
تهادوا تحابوا
امام صادق عليه السلام فرمود: به يكديگر هديه دهيد، تا دوست هم باشيد، چرا كه هديه كينه را از بين مى برد.(94)
و حضرت على عليه السلام فرمود: هديه محبت مى آورد، و فرمود: هيچ چيز مثل هديه ، فرمانروا را ملايم و خشم را بيرون و رانده شده را
متمايل و كارهاى سخت را آسان و بديها را دور، نمى كند.(95)
نكته مهم در هديه و اهميت آن به اظهار محبت و دوستى است ، نه ارزش مادى آن ، بنابراين در هديه توقعات را كنار بگذاريد و ارزش واقعى آن را در
نظر بگيريد تا دوستان شما و خود شما بتوانيد همواره به يكديگر هديه اى هر چند اندك به نشان دوستى تقديم كنيد، متاءسفانه اين ابراز دوستى
، در نزد بعضى به خاطر توقعات نابجا تبديل به وسيله كدورت مى شود و بجاى تشكر و دريافت پيام هديه ، بخاطر
مسائل مادى از يكديگر دلخور مى شوند.
اين هم هديه است
امام صادق عليه السلام فرمود: محبوبترين برادرانم ، كسى است كه عيبهاى مرا به من هديه دهد(96)، و حضرت على عليه السلام فرمود: چه خوب
هديه اى است ، موعظه .(97)
و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هيچ مسلمانى براى برادرش ، هديه بهتر از سخن حكيمانه كه يا هدايتش را زياد كند، يا از هلاكت دورش
كند، نداده است .(98)
11 - معاشرت نيكو
حسن العشرة تستديم المودة .
حضرت على عليه السلام فرمود: معاشرت نيكو، دوستى را دوام مى بخشد(99)، البته تاءثير معاشرت نيكو و رعايت اخلاق در خانواده و برخورد
دوستانه ، مساءله اى كاملا روشن است .
12 - خوش اخلاق باشيد.
حسن الخلق يورث المحبة .
حضرت على عليه السلام فرمود: خوش اخلاق بودن ، دوستى مى آورد(100)، و فرمود: سه چيز محبت مى آورد، خوش اخلاقى ، ملايمت نيكو و
تواضع .(101)
13 - خوش گمانى ، محبت مى آورد.
من حسن ظنه بالناس حاز منهم المحبة .
حضرت على عليه السلام فرمود: هر كس به مردم خوش گمان باشد، به محبت آنها دست مى يابد.(102)
14 - ملايمت و نرم خوئى
بالرفق و التودد يحببك القواب .
امام باقر عليه السلام فرمود: با ملايمت و دوستى ، دلها تو را دوست دارد.(103)
15 - بى نيازى از ديگران ، و محبت
حضرت على عليه السلام فرمود: خود را محبوب مردم كن ، با بى رغبتى به آنچه در دست آنهاست ، تا به محبت آنها برسى .(104)
مردى نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و از حضرت سؤ الاتى كرد از جمله پرسيد: چه كنم تا مردم مرا دوست بدارند، حضرت فرمود: به
مردم نيكى كن و چشم به داشته آنها نداشت باش و به آن طمع مكن تا تو را دوست بدارند.(105)
(بنابراين همسرانى كه بى جهت و بدون تناسب ، در فكر كندن مال از شوهر خود هستند و پى در پى تقاضاى نابجا دارند، از محبت آنها كاسته
خواهد شد.)
16 - سخاوت ، محبت آور است
السخاء يزرع المحبة .
حضرت على عليه السلام فرمود: سخاوت ، محبت را مى روياند(106) و امام صادق عليه السلام به على فرمود: خودت را با رسيدگى به
برادرانت محبوب گردان ، همانا خداوند محبت را در بخشش و دشمنى را در امساك و ندادن قرار داده است .(107)
17 - سكوت و محبت
ان الصمت يكسب المحبه .
امام هفتم يا هشتم فرمود: سكوت محبت مى آورد، سكوت راهنماى هر چيزى است .(108) (زيرا بيشترين اسباب دشمنى از سخن گفتن است و از آنجا كه
حركت دادن زبان كارى آسان است ، بسيارى با سخنان سبك و نسنجيده آبروى خود را مى برند و خود را نزد مردم و خدا سبك مى كنند).
18 - سخن زيبا و محبت
امام چهارم حضرت سجاد عليه السلام فرمود: سخن زيبا، دارائى را زياد و روزى را افزايش مى دهد،
اجل را به عقب مى اندازد و انسان را نزد خانواده محبوب و وارد بهشت مى كند.(109)
19 - تواضع ، محبت مى آورد.
ثمره التواضع المحبه .
حضرت على عليه السلام فرمود: نتيجه تواضع و فروتنى ، دوستى است (110) و فرمود: سه چيز محبت مى آورد خوش اخلاقى ، ملايمت نيكو و
تواضع (111).
20 - سه عامل محبت
امام باقر عليه السلام فرمود: سه چيز محبت مى آورد، قرض و تواضع و بخشش (112).
اينها نمونه اى بود از آنچه در روايات اسلامى بعنوان عامل محبت معرفى شده است ، كه زن و شوهر مى توانند به تناسب
حال خود براى دوام محبت و زياد شدن آن ، از اينها بهره مند شوند.
و در اين ميان بايد از عوامل مهمى مثل ايمان ، محبت ، احسان ، صورت باز و خندان ، هديه دادن اخلاق خوب ، شيرين زبانى و بى نيازى و كم توقعى و
تواضع ، بيشتر استفاده نمود.
و گذشته از اين امور، زن و شوهر مى بايست همواره به تميزى و زيبائى خود و خانه و فرزندان ، و احترام
متقابل بسيار اهميت بدهند كه در جلب محبت بسيار مؤ ثر مى باشد.
كدورت چگونه به وجود مى آيد؟
هر كس كه به محبت و دوستى ميان خود و ديگرى اهميت مى دهد، مخصوصا زن و شوهرى كه مى دانند پايه هاى اصلى زندگى مشترك را محبت
تشكيل مى دهد، مى بايد براى دوام اين محبت ، امورى را كه موجب كدورت و يا كمرنگ شدن محبت مى دانند بشناسند و از آنها اجتناب كنند.
بطور كلى آنچه با روح انسان ناسازگار باشد، روح را مكدر مى كند، اين
عوامل اگر تكرار شود و بصورت دائمى درآيد، انسان را از انجام دهنده آن مكدر و نسبت به او بى رغبت مى كند و اگر شديد و عميق باشد
تبديل به دشمنى نيز خواهد شد.
نكته مهم در اين مساءله كه بايد مورد توجه باشد اين است كه : عوامل كدورت بصورت تدريجى و آرام آرام همانند موريانه ، ريشه هاى محبت را خشك ،
و پايه آن را سست مى كنند.
نگاه نكنيد كه همسر شما نسبت به فلان مساءله بى اهميت است و اعتراضى نمى كند، آرى اعتراض نمى كند اما دلش هم نسبت به شما خالى مى شود و
از علاقه وى نيز كاسته مى شود، و مى دانيد كه محبت و علاقه اگر برود، بر گرداندن آن به اين زودى ممكن نخواهد بود.
عوامل مهم كدورت كه بايد از آن اجتناب شود
(1) مخالفتهاى پى در پى
صرف نظر از مخالفتهائى كه شرعا و عقلا واجب است ، و بايد انجام پذيرد اصولا مخالفت پى در پى در سخن يا
عمل ، زمينه كدورت و جدائى را فراهم مى كند، مخالفت اگر پى در پى باشد، طرفين را در
مقابل هم قرار مى دهد، و مخالفتهاى پى در پى در امور جزئى ، همچون موريانه اى بى خبر و آرام آرام ، كار را به كدورت مى كشد و ريشه هاى محبت
را خشك مى كند، و زن و شوهر را بصورت دو رقيب در مى آورد.
زن شوهرى كه به زندگى علاقه مند هستند، بايد شهامت تحمل برخى سخنها يا اعمالى را كه مخالف سليقه يا نظر آنهاست داشته باشند و براى
سعادت و خوشبختى خود و خانواده از انجام كارهائى كه مخالفت همسر را بر مى انگيزد اجتناب كنند.
|