آن شب را با كمال ناراحتى خوابيدم ، گاهى به خواب مى رفتم و گاهى بيدار مى شدم ، صبح نزديك شده بود، از بستر برخاستم و كنار بستر
دخترك رفتم در كنار مادرش به خواب رفته بود، او را بيرون كشيدم و بيدارش كردم و گفتم همراه من به نخلستان بيا، او به
دنبال من حركت مى كرد تا نزديك نخلستان رسيديم ، من شروع به كندن كردم و او به من كمك مى كرد كه خاك را بيرون آورم ، هنگامى كه حفره تمام
شد من زير بغل او را گرفتم و در وسط حفره افكندم ..... در اين هنگام هر دو چشم پيامبر پر از اشك شد..... سپس دست چپم را به كتف او گذاشتم كه
بيرون نيايد و با دست راست خاك بر او مى افشاندم ! و او پيوسته دست و پا مى زد و مظلومانه فرياد مى كشيد پدر جان ! چه با من مى كنى ؟ در اين
هنگام ، مقدارى خاك بر روى ريش هاى من ريخت او دستش را دراز كرد و خاك را از صورت من پاك نمود، ولى من همچنان قساوتمندانه خاك به روى او مى
ريختم تا آخرين ناله هايش در زير قشر عظيمى از خاك محو شد!
در اين جا پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در حالى كه بسيار ناراحت و پريشان بود و اشك ها را از چشم پاك مى كرد، فرمود: اگر نه اين بود
كه رحمت خدا بر غضبش پيشى گرفته ، لازم بود هر چه زودتر انتقام از تو بگيرد!
و نيز در حالات ((قيس بن عاصم )) كه از اشرف و رؤ ساى قبيله بنى تميم در جاهليت بود و پس از ظهور پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
اسلام آورد مى خوانيم : ((روزى به خدمت پيامبر آمد تا بار گناه سنگينى را كه بر دوش مى كشد شايد سبك كند، عرض كرد در گذشته گروهى از
پدران بر اثر جهل و بى خبرى دختران بى گناه خود را زنده بگور كردند، من نيز 12 دختر نصيبم شد كه همه آنها را به اين سرنوشت شوم مبتلا
ساختم ! هنگامى كه سيزدهمين دخترم را همسرم مخفيانه به دنيا آورد چنين وانمود كرد كه نوزادش مرده به دنيا آمده ، اما در خفا آن را در نزد اقوام خود
فرستاده بود موقتا فكرم از ناحيه اين نوزاد راحت شد. اما بعدا كه از ماجرا آگاه شدم او را با خود به نقطه اى بردم و به تضرع و التماس و
گريه اعتنا نكرده و زنده به گورش ساختم ! پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از شنيدن اين ماجرا سخت ناراحت شد و در حالى كه اشك مى ريخت
فرمود:
من لايرحم لايحرم
(كسى كه رحم نكند به او رحم نخواهد شد.)
سپس رو به سوى قيس كرد و گفت : روز بدى در پيش دارى ، قيس عرض كرد چه كنم تا بار گناهم سبك شود؟ پيامبر فرمود: به تعداد دخترانى
كه كشته اى بندگانى آزاد كن (شايد بار گناهانت سبك شود(4)
((صعصعه بن ناجيه )) جد شاعر معروف ((فرزدق )) كه از ياران پيامبر گرامى بود روزى به حضور پيامبر (صلى الله عليه و آله و
سلم ) رسيده گفت اى پيامبر خدا من در دوران جاهليت عمل نيكى انجام داده ام شايد الآن به دردم بخورد و آن اينكه :
من دو شتر گم كردم و براى پيدا كردن آنها رو به بيابان نهادم به خانه اى رسيدم كه ديدم بزرگ مردى در آستانه آن نشسته است از او سراغ
شترانم را گرفتم ، وى گفت : چه علامتى داشتند؟ گفتم : علامت شتران داراى قبيله ((ميثم بن دارم )) بود گفت : هر دو نزد من است . در اين موقع
پيرزنى از خانه بيرون آمد، آن مرد مهلت نداد كه پيرزن سخن بگويد، فورا گفت : همسرم چه آورده اگر پسر باشد نگاه مى دارم و از دختر باشد
زنده بگور مى كنم ، پيرزن گفت : دختر است ، در اين حالت به من رقت دست داد، خواستم اين دختر را از مرگ نجات دهم به او گفتم : اين دختر را به من
مى فروشى ؟
وى در پاسخ گفت : آيا ننگ نيست كه انسان فرزند خود را بفروشد و هرگز ديده اى كه عرب دختر خود را بفروشد؟ گفتم : مى خواهم او را نجات دهم
، نمى خواهم او را بفروشم ، سرانجام من او را در برابر آن دو شتر گمشده و شتر ديگرى كه بر آن سوار بودم خريدم مشروط بر آن كه مرا با آن
شتر به منزل برساند.
از آنگاه تا به حال من 280 دختر به اين قيمت خريده و از كشتن آنها جلوگيرى كرده ام . فرزدق در مدح خانواده خود به
عمل جد خويش افتخار مى ورزد مى گويد:...
در عصر جاهلى نيك مردى پيدا مى شود كه با دادن مقدارى از اندوخته مالى خود جان كودكان بى گناه را بخرد آيا در جهان صنعت و تكنيك كه بشر به
منابع بزرگ طبيعت دست يافته است از چنين مردانى خبرى نيست كه به جاى كشتن بچه هاى بى گناه پرورشگاههائى براى چنين نوزادان فراهم
سازند كه هم شرف اين گونه از زنان مصون بماند و هم كودكان بى گناه از دست افراد آدم كش مصون گردند.(5)
شوهر دادن قبل از تولد
((در جاهليت عرب مانند جاهليت غير عرب ، پدران خود را اختياردار مطلق دختران و خواهران و احيانا مادران خود مى دانستند و براى آنها در انتخاب شوهر،
اراده و اختيارى قائل نبودند. تصميم گرفتن مطلق پدر يا برادر و در نبودن آنها حق مطلق عمو بود.
كار اين اختياردارى به آنجا كشيده بود كه پدران به خود حق مى دادند دخترانى را كه هنوز از مادر متولد نشده اند پيش پيش به عقد مرد ديگرى
درآورند كه هر وقت متولد شد و بزرگ شد آن مرد حق داشته باشد آن دختر را براى خود ببرد.(6)))
معاوضه دختران با خواهران
((نكاح ((شغار)) يكى ديگر از مظاهر اختياردارى مطلق پدران نسبت به دختران بود.
نكاح شغار يعنى معاوضه كردن دختران . دو نفر كه دختر رسيده داشتند با يكديگر معاوضه مى كردند و به اين ترتيب كه هر يك از اين دو مهر آن
ديگرى به شمار مى رفت و به پدر او تعلق مى گرفت ، اسلام اين رسم را نيز منسوخ كرد.(7)))
رسوم جاهليت كه در اسلام منسوخ شد
((قرآن كريم رسوم جاهليت را درباره مهر منسوخ كرد و آن را به حالت اولى و طبيعى آن برگردانيد.
در جاهليت پدران و مادران ، مهر را به عنوان حق الزحمه و ((شيربها)) حق خود مى دانستند.
در تفسير كشاف و غيره مى نويسند، هنگامى كه دخترى براى يكى از آنها متولد شد و ديگرى مى خواست به او تبريك بگويد مى گفت : ((هنيئا لك الا
فجة )) يعنى اين مايه افزايش ثروت ، ترا گوارا باد. كنايه از اينكه بعدا اين دختر را شوهر مى دهى و مهر دريافت مى دارى .
در جاهليت ، پدران و در نبودن آنها برادران ، چون از طرفى براى خود حق ولايت و قيمومت
قائل بودند و دختر را به اراده خودشان شوهر مى دادند نه به اراده خود او، و از طرف ديگر مهر دختر را متعلق به خود مى دانستند نه به دختر،
دختران را معاوضه مى كردند. به اين نحو كه مردى به مرد ديگر مى گفت كه من دخترم يا خواهرم را به عقد تو درمى آورم كه در عوض دختر يا خواهر
تو زن من باشد و او هم قبول مى كرد. به اين ترتيب هر يك از دو دختر مهر ديگرى به شمار مى رفت و به پدر يا برادر ديگرى تعلق مى گرفت
، اين نوع نكاح را نكاح ((شغار)) مى ناميدند.
اسلام اين رسم را منسوخ كرد، پيغمبر اكرم فرمود:
لا شغار فى الاسلام
يعنى در اسلام معاوضه دختر يا خواهر ممنوع است .))(8)
فرزند كشى در عصر فضاء
((متاءسفانه بشر عصر فضا كه خواهان آزادى سقط جنين است براى آزاد گذاردن زنان در
مسائل نامشروع جنسى ، سقط جنين را قانونى اعلام مى كند و گروهى را بر جان و ناموس مردم و كودكان بى گناه مسلط مى سازد و
عمل ناموجه خود را چنين توجيه مى كند كه چون عده اى از دختران و زنان بى شوهر،
اغفال و باردارى مى شوند، و در صورت باردار شدن آبروى خانواده ها بر باد مى رود بايد اين
قبيل مادران كورتاژ شوند.
اين منطق جز اين نيست كه به خاطر حفظ آبروى گروهى از زنان هوسران ، مرتكب اين
قتل نفس شويم كه از نظر قرآنى كشتن همه انسان ها است ، آنجا كه مى فرمايد:
و من قتل نفسا بغير نفس اءو فساد فى الارض فكاءنما قتل الناس جميعا.
هر كس انسانى را بدون اين كه مرتكب قتل نفس و يا فساد در روى زمين گردد بكشد
مثل اين است كه همه مردم را كشته است .(9)))
((با نهايت تاءسف اين مساءله با اشكال ديگرى در جاهليت قرون اخير نيز خودنمايى مى كند، در
شكل آزادى سقط جنين كه به صورت قانونى در بسيارى از كشورها به اصطلاح متمدن رواج يافته اگر عرب جاهلى بعد از تولد نوزادان را مى
كشت انسان هاى متمدن عصر ما آن را در شكم مادر مى كشند!
قابل توجه اين كه قرآن مجيد به قدرى اين مساءله را زشت و منفور شمرده ، و با آن برخورد قاطع كرده است كه حتى رسيدگى به اين موضوع را
مقدم بر مسئله نشر نامه هاى اعمال در قيامت و دادخواهى در مسائل ديگر مى شمارد، و اين نهايت اهتمام اسلام را به خون انسان ها و مخصوصا انسان هاى
بى گناه ، همچنين ارزش جنس زن را از ديدگاه اسلام نشان مى دهد.
نكته ديگرى كه توجه آن در اينجا لازم است اين كه قرآن نمى گويد از قاتلين سؤ
ال كنيد، بلكه مى گويد از اين كودكان معصوم سؤ ال مى شود كه گناهشان چه بوده است كه چنين بى رحمانه كشته شدند؟ گوئى قاتلين ارزش
بازپرسى را هم ندارند، بعلاوه شهادت و گواهى اين مقتولين به تنهائى كافى است .(10)))
((به همان نسبت كه انسان به اين خداوند بزرگ و عزيز و حكيم نزديك مى شود، شعاع نيرومندى از صفات عاليش ، از علم و قدرت و حكمتش ، در جان
او پرتو افكن مى گردد، و از خرافات و زشتكاريها و بدعتهاى شوم فاصله مى گيرد، اما هر قدر از او دور مى گردد، به همان نسبت در ظلمات
جهل و ضعف و زبونى و عادت زشت و شوم گرفتار مى شود.
فراموش كردن خدا و همچنين فراموش كردن دادگاه عدل او انگيزه همه پستيها و انحراف ها و خرافات است و يادآورى اين دو
اصل منبع اصلى احساس مسئوليت و مبارزه با جهل و خرافات و عامل توانائى و دانائى است .(11)))
مقام و حرمت دختران در اسلام
((براى شناختن كامل مقام و منزلت زن در اسلام ، بايد مقام و حرمت دختران را در قرآن مجيد و اخبار پيامبر اكرم و اوصياء بر حق او به دقت بررسى
كرد، زيرا نقطه شروع اين مطلب از آنجاست .
آل عمران 36 پس آنگاه كه او را زائيده (با حالت شرمندگى ) گفت ، پروردگارا من او را مؤ نث زائيدم (دختر كه براى خدمت در بيت المقدس مناسب
نيست ) و خداوند داناترست به آنچه زائيد (و گفت ) نر مانند باده نيست (برتر از ماده نيست ) و بدرستيكه من او را مريم ناميدم ، و من او و ذريه او را از
وسوسه شيطان رانده شده به تو پناه دارم .
و الله اعلم بما وضعت جمله معترضه اى است از قول خداوند كه خداوند داناتر است كه چه زائيده ، اما
قول همسر عمران همچون اعتذارى بود، كه دختر، شايسته اداى نذر او نيست .
حال ببينيم در قبل اين معذرت و شرمندگى ، خداوند متعال چه اراده فرموده : ...
پروردگارا، وى را (مريم را) براى آن نذر قبول كرد، قبول نكوئى (مانند آن كه اگر پسر بود و بلكه بهتر) و زكريا او را در كفالت خود گرفت
، هر وقت زكريا در محراب بر او وارد مى شد، رزقى آماده در پيش او مى ديد، گفت اى مريم از كجا براى تو آمده ، مريم گفت از نزد خداوند به
درستى كه خداوند روزى مى دهد هر كه را بخواهد بى حساب .
طرز بيان در رفع سرشكستگى و شرمندگى همسر عمران از دختر زائيدن و ترميم آن با
قبول بهتر از آنچه او فكر كرده بود، قابل اعجابست ، تو خود حديث مفصل بخوان از اين
مجمل .
حسين سعيد لخمى گفت : براى يكى از ياران ما دخترى متولد شد، نزد امام صادق (عليه السلام ) رفت ، امام او را ناراضى ديد. فرمودش اگر خداوند
به تو پيغام دهد كه دوست دارى من براى تو اختيار كنم يا تو خود اختيار كنى چه خواهى گفت ؟ گفت مى گويم خدايا تو براى من اختيار كن ، امام
فرمود او براى تو دخترى اختيار فرموده آنگاه امام فرمود: غلامى را كه همسفر موسى (خضر) كشت كه در قرآن فرموده :...
يعنى پس اراده كرديم كه پروردگارشان ((پدر و مادر را)) عوض بدهد ايشان را (از آن غلام
مقتول ) بهترى از حيث نسل او و از حيث رحم و پيوستگى .
آنگاه امام فرموده : به عوض آن غلام خداوند دخترى به ايشان عطا فرمود كه از
نسل او هفتاد پيغمبر به دنيا آمد.
پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
دختران مهربانى كنندگانند، كمك رسانندگانند، انس گيرندگانند، بركت دهندگانند، شستشو دهندگانند و در تجربه زندگى صدق فرموده
پيغمبر اكرم آشكار مى شود.
مردى نزد پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود. وى را خبر كردند زنش دخترى زائيده رنگش دگرگون شد، پيغمبر فرمود ترا چه مى
شود، گفت : خير است فرمودش بگو، گفت وقتى مى آمدم زنم درد زائيدن داشت ، اكنون خبر يافتم دخترى زائيده ، پيغمبر فرمود: زمين بارش را مى
كشد، آسمان سايه اش مى دهد، خداوند روزيش مى رساند، گلى است كه آن را مى بوئى .
سپس رو به اصحاب كرد و فرمود:
((كسى كه دخترى ندارد مصيب زده است ، آنكه دو دختر دارد به فريادش رسد، آنكه سه تا دختر دارد جهاد كردن و هر مكروهى از دوشش مى افتد، و
آنكه چهار دختر اى بندگان خدا ياريش كنيد، اى بندگان خدا به او وام دهيد، اى بندگان خدا بر او رحم كنيد.))
معلوم است كه اين همه استرحام براى دختر داران در اثر رفتار غلط، ظالمانه با دختران و بى احترامى به ايشان است وگرنه آيه مباركه و صد
روايت ، مشعر بر مقام و حرمت دختران است .
پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
((خداوند بر زنان بيشتر از مردان مهربان است . هيچ مردى نيست كه يكى از زنان محارم خود را شاد كند، مگر آنكه خداوند در روز قيامت دشواريش را
آسان سازد.))
امام صادق (عليه السلام ) به جارود فرمود: ((شنيده ام خدا به تو دخترى داده و تو ناراضى هستى ، چه بدى براى تو دارد گلى است كه آن را مى
بوئى روزيش يادگيرى است ، هر آينه پيغمبر اكرم پدر دختران بود.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرموده : كسى كه سه دختر يا سه خواهر را نان دهد، بهشت بر او واجب
است ، گفتند يا رسول الله اگر دو تا بودند، فرمود اگر هم دو تا بودند گفتند يا
رسول الله اگر يكى بود چطور، فرمود، اگر هم يكى بود.))
جمره دختر عبدالله يربوعيه گفت : پدرم مرا نزد پيغمبر برد و گفت : براى او دعا كن و بركت ده ، پيامبر مرا در دامن خود نشاند و دست بر سر من
گذارد، و دعا نمود و بركت داد.
امام صادق (عليه السلام ) به يكى از اصحابش فرمود: اين ازدواج تو چگونه بود؟ گفت هيچ خبرى براى مردان پيش زنان نيست ، مگر آنكه در اين
همسر ديدم ، اما وى با من خيانت كرد، امام پرسيد چه خيانتى ، گفت : دخترى زائيده ، امام فرمود از اين رو بدت آمد؟ بدرستى كه خداوند عز و
جل فرمود:
آباؤ كم و...
((يعنى پدران شما، و فرزندان شما و نمى دانيد سود كداميك از ايشان براى شما نزديكتر است ، مقصود آنكه شما نمى دانيد شايد سود دختر از
پسر بيشتر باشد، در اين صورت نارضامندى از دختر بيجاست .))
پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
((هرگاه كسى دخترى داشته باشد و او را نيكو تربيت كند و نيكو غذا دهد و از نعمت هاى خداداده اش بر او فراوان نثار كند، براى او چون (لشكريان
) ميمنه و ميسره در برابر آتش خواهد بود، تا او را به بهشت برساند.))
پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
((هر كسى دخترى دارد، خداوند آماده كمك به او و يارى كردن او، و بركت دادن او، و آمرزيدن اوست .))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
((از خداوند، پروا كنيد، درباره دو ناتوان يتيمان و زنان .))
پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
((هر كس دو دختر براى او زائيده شود به ايشان نيكويى كنند مادامى كه با ايشان مصاحب است و ايشان با او مصاحب اند خداوند او را به بهشت
داخل مى كند.(12)))
نقش اسلام در احياى ارزش مقام دختر
((...اسلام ظهور كرد و با اين خرافه در ابعاد مختلفش سرسختانه جنگيد، مخصوصا تولد دختر را كه ننگ مى دانستند در احاديث اسلامى به عنوان
گشوده شدن ناودانى از رحمت خدا به خانواده معرفى كرد.
و خود پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آنقدر به دخترش بانوى اسلام فاطمه الزهراء (عليها السلام ) احترام مى گذاشت كه مردم تعجب مى
كردند، با تمام مقامى كه داشت ، دست دخترش را مى بوسيد، و هنگام مراجعت از سفر نخستين كسى را كه ديدار مى كرد، دخترش فاطمه بود، و به عكس
هنگامى كه مى خواست سفر برود آخرين خانه اى را كه خداحافظى مى كرد، باز خانه فاطمه (عليها السلام ) بود.
در حديث ديگرى از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى خوانيم كه فرمود:
نعم الولد البنات ، ملطفات ، مجهزات ، مونسات مفليات
چه فرزندى خوبى است دختر! هم پر محبت است و هم كمك كار، هم مونس است و هم پاك و پاك كننده .))
در حديث ديگرى از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى خوانيم :
من دخل السوق فاشترى تحفة فحملها الى عاليه كان كحامل الصدقة الى قوم محاويج و ليبدء بالاناث
قبل الذكور، فانه من فرح ابنته فكانما اعتق رقبة من ولد اسماعيل .
كسى كه بازار مى رود و تحفه اى براى خانواده خود مى خرد همچون كسى است كه مى خواهد به نيازمندانى كمك كند (همان پاداش را دارد) و هنگامى كه
مى خواهد تحفه را تقسيم كند نخست بايد به دختر و بعد به پسران بدهد، چرا كه دخترش را شاد و مسرور كند چنان است كه گوئى كسى از
فرزندان اسماعيل (عليه السلام ) را آزاد كرده باشد.(13)))
((دختر را مى فروختند، با شتر و گوسفند تعويض مى كردند، زنده به گور مى نمودند و... اسلام آمد و سوره نساء به آن بزرگى آورد و
رجال هر چه منتظر ماندند سوره رجال نيامد، زن و مرد را در آغاز خلقت با يكديگر و با يك خطاب و در يك كلمه آورد و براى هميشه نام هر دو را در يك
كلمه والدين ذكر فرمود و هر روز نبى خاتم دست دخترش را بوسيد و... يعنى هيچ جاى اسلام به كمتر بودن زن اشاره اى نشده است بلكه
بالصراحه بعضى مردان را افضل و برخى زنان را افضل معرفى مى فرمايد و در مذهب شيعه عصمت براى زن نيز كه دختر
رسول الله باشد اصلى مسلم است كه زن هم مى تواند در موضعى باشد كه گناه و آلودگى به آن سرايت نكند و...(14)))
فصل دوم : نقش خانواده و دختران
تقدس خانه
((از قرآن و روايات اهل بيت استفاده مى كنيم آن خانه اى كه در آن خانه الفت باشد، در آن خانه اى كه خدمت به يكديگر باشد، در آن خانه اى كه
نماز و روزه و ياد خدا باشد، در آن خانه اى كه قرآن و دعا و راز و نياز با خدا باشد اين خانه در نزد خدا با عظمت است و پروردگار عالم خواسته
است كه اين گونه خانه ها با عظمت باشد، با بركت باشد، براى اهل آسمانها بدرخشد، نظير ستاره كه براى ما درخشندگى دارد و به عكس از قرآن
و روايات اهل بيت استفاده مى كنيم آن خانه هايى كه در آن خانه ها عداوت باشد، ناسازگارى باشد، در آن خانه ها نماز، قرآن ، دعا نباشد، در آن
خانه هايى كه گناه باشد اين خانه ها تاريك است ، اين خانه ها مبارك نيست و شياطين در آنها رفت و شد دارند و مورد نفرت ملائكه اند، قرآن مى
فرمايد:
فى بيوت اذن الله ترفع و يذكر فيها اسمه .(15)
در خانه هايى كه خدا رخصت داده كه آنجا رفعت يابد و در آنجا ذكر نام خدا شود.
مى فرمايد: يك نوع خانه هائى هستند كه خداوند خواسته است باعظمت باشند
مثل اينكه يك كسى اين خانه ها را گرفته و از نظر معنوى بالا مى رود و مى فرمايد: اين خانه ها آن خانه هائى است كه در آنها ياد خدا مى شود،
تسبيح خدا مى شود، اين خانه ها آن خانه هايى است كه افراد آن به ياد خدا هستند و اقامه نماز و ايتاء زكات مى كنند. خانه هايى كه در نزد خدا عظمت
دارند، خانه هايى كه در عالم ملكوت و در نزد ملائك عظمت دارند، آن خانه هايى هستند كه در آنها نماز مى خوانند، زكات مى دهند، خداترسها در آنها
زندگى مى كنند يعنى گناه در آنها نيست .
خانه اى كه در آن گناه باشد، خانه اى كه در آن اختلاف باشد استعدادكش است ، نشاطكش است ، بچه را بى استعداد مى كند، بچه را بى نشاط مى
كند و...(16)))
خانواده مركز عواطف
((خانواده مركز عشق و عواطف است ، محبت ها، دوستى ها، صلحها، آشتى ها همه گاه از خانه منشاء مى گيرند و در ايجاد اين عاطفه و دوستى نقش اساسى
دارند والدين هستند كه مى توانند كانون خانواده را مركز پر از صفا و روشنائى كرده و يا به جهنمى سوزان مبدلش سازند.
دل فرزندان دختر در گرو عشق و صميميت آنهاست .(17)))
((خانواده ، همچون كارگاهى است كه در آن خويهاى اصيل انسانى از محبت ، راءفت ، رقت ،، رعايت ، تعاون ، تضامن ، تجاوب ، عفو، اغماض ، ايثار و
ديگر صفات انسانى هم مى رويد همو نمو مى كند و اين همه صفات كه از نيازمنديهاى مبرم يك جامعه
اصيل و مرفه انسانى است ، در آنجا نضج مى گيرد، نموى كه طبيعى و خالص است و از تشردهاى بى اثر و خشك قانونى بى نياز است .(18
)))
((يكى از افتخارات بزرگ آئين مقدس اسلامى ، توجه خالص و تاءكيد فراوان در مورد نظام خانواده است .
جامعه يك مجموعه است متشكل از افراد كه طبق قوانين خاصى با هم زندگى مى كنند، اگر افراد آن جامعه ، داراى استعدادهاى خوب و سپس اخلاق و
روحيات عالى باشند، آن جامعه نيز موفق خواهد بود.
خانواده پايه اصلى سعادت هر فرد در جامعه محسوب مى شود، به طورى كه اگر افراد خانواده بتوانند با روابطى شايسته و مناسب ، روح و جسم
يكديگر را آرامش بخشند و زمينه شكوفا شدن صفات و استعدادهاى درونى را آماده كنند، جامعه اى موفق به وجود خواهد آمد.
محيط سالم خانواده ، فضاى بسيار مناسبى است براى شكوفا شدن استعدادهاى فكرى و روحى و جسمى فرزندان ، تا بتوانند، به سعادت خود و
اجتماع كمك كنند.(19)))
نياز عاطفى
يكى از نيازهاى ضرورى دختران وجود عاطفه در محيط خانواده مى باشد. اگر نياز عاطفى دختر رفع نشود، كمبود محبت پيدا مى شود و با اين كمبود
عقده پيدا مى كند، خدا نكند يك دختر خانمى عقده اى شود چرا كه خيلى خطرناك است ، اگر در جامعه اى باشد دست به هر گونه عملى مى زند و اگر
در جامعه نباشد آدم دل مرده اى بيش نيست .
والدين عزيز در نظر داشته باشيد كه اگر دختر كمبود عاطفه داشته باشد در خطر است پس مواظب باشيد مهم تر از هر چيزى ، نياز عاطفى دختران
است .
نياز معنوى
((فرق بين انسان و حيوان همين جاست ، حيوان يك بعدى است يعنى فقط غرائز دارد، نيازهاى مادى دارد و اگر خيلى بالا برود نيازهاى عاطفى دارد. اما
انسان اين گونه نيست انسان دو بعدى است بعد مادى و تمايلات و بعد روحى و معنويات كه روحش از ملكوت سرچشمه گرفته است و به اندازه اى از
نظر معنوى بالاست كه پروردگار عالم او را به خود نسبت داده و با اضافه تشريفى فرموده است ((روح من )) و...
اگر انسان كه غذا به روحش نرسيده و اين روح مرده است شبانه روز به خاطر آنچه كه اين آيه شريفه بيان كرده گريه كند جا دارد.
در قرآن آمده است كه مى فرمايد:
ان شر الدواب عند الله الصم البكم الذين لايعقلون .
بدترين جنبندگان (و شقى ترين مردم ) نزد خدا كسانى هستند كه (از شنيدن و گفتن حق ) كر و لالند و اصلا (در آيات خدا)
تعقل نمى كنند.
پست تر از هر جنبنده اى كسى است كه روحش مرده باشد آن كسى است كه عقل دارد
تعقل نكند، فكر دارد تفكر ندارد، يعنى روح او مرده است و نظير اين آيات در قرآن فراوان است كه اگر انسان از نظر روحى مرد خيلى وضع
خطرناكى پيدا مى كند و اگر غذا به او نرسيد مى ميرد.(20)))
اين آيات الهى براى والدين يك ادله كافى است براى پى بردن به اين كه انسان به خصوص دختران احتياج مبرم به معنويات دارند تا بتوانند
فردى سالم از نظر روحى و فكرى باشند.
دختر گل خوشبو
((جارود ابن منذر گويد: امام صادق (عليه السلام ) به من فرمود: به من خبر رسيده كه دخترى برايت متولد شده و تو او را دوست ندارى ، او چه
ضررى براى تو دارد؟ گلى است كه مى بوئى و روزيش هم به عهده ديگرى است .
و كان رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) ابا بنات ، پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) هم پدر چند دختر بود.(21)
دختر سود خالص
البنات حسنات و البنون نعمة و الحسنات يثاب عليها و النعمة يساءل عنها
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: دختران نيكى ها هستند و پسران نعمت ها، نيكى ها پاداش دارند و از نعمت ها
سئوال مى شود (بنابراين دخترها از نظر دينى براى پدر و مادر بيشتر بهره دارند).(22)
براى پسر و دختر شدن فرزند
((اگر چه عموما پسر يا دختر شدن اولا در مرحله نخست يك درخواست خداوندى است و قرآن كريم هم در اين زمينه مى فرمايد:
يهب لمن يشاء اناثا و يهب لمن يشاء الذكور.(23)
خداوند به هر كه بخواهد فرزند دختر، و نيز به هر كه بخواهد فرزند پسر عطا مى فرمايد!(24)))
((يعنى فرزند اگر صالح باشد دختر و پسر ندارد و انسان بايد در تربيت آنان كوشا باشد چه بسيار دخترانى كه مردان را تاب صعود به
مقام و درجه آنها نيست ، آرى ممكن است در شرايط خاصى تربيت دختر به خاطر مسائلى كه زمانه و جامعه ايجاد كند
مشكل تر باشد وليكن هر قدر كه انسان بيشتر زحمت بكشد اجرش بيشتر و اثرات اجتماعى و دينى آن هم به خاطر تاءثير شديد و عميق مادر بر
فرزند و خانواده بيشتر است . شايد بتوان گفت : يك بانوى شايسته بيش از يك مرد مى تواند در موقعيت جامعه مؤ ثر باشد، آن هم تاءكيدى كه از
هنگام انعقاد نطفه در رحم مادر چه از جهت دينى و چه در مسائل بهداشتى و روانى شده است .(25)))
|