next page

fehrest page

back page

تفريحات سالم :
اختصاص دادن ساعاتى از روز هر چند اندك به تفريح ، باعث كسب نيرو و انرژى لازم براى انجام كارهاى علمى و عملى مى شود. مقصود ما از تفريح تنها توجّه به گردش و رفتن به پارك و مسافرت نيست . گرچه اينها هم اگر بصورت سالم و هدفدار برگزار شوند، علاوه براينكه ساعاتى از وقت جوان را پُر مى كند، باعث تقويت روحيه و ايجاد نشاط و شادابى در او مى شود. از اين نظر تفريح شامل موارد زير نيز مى گردد: 1 - انواع فعاليّتهاى ورزشى 2 - بازيهاى سازنده فكرى 3- فعاليتهاى گوناگون هُنرى 4 - جمع آورى مطالب علمى ، فرهنگى ، ورزشى ، هنرى و ... 5 - نگارش داستان ، شعر و ثبت خاطرات ارزشمند زندگى . 6 - مطالعه كتابها، مجله ها و روزنامه هاى مفيد 7 - مكاتبه با مجلاّت و روزنامه ها و ارائه مطالب و پرسشها جهت پاسخگويى 8 - شركت در فعاليتهاى گروهها، مؤ سسات و كانونهاى علمى ، فرهنگى ، هنرى و اجتماعي معتبر و قابل اعتماد 9-استفاده مناسب و به اندازه از راديو و تلويزيون 10 - شركت در كلاسهاى علمى ، فرهنگى و هُنرى 11 - كمك و يارى به اعضاى خانواده ، دوستان ، همسايگان ، اقوام و ... 12 - ساعتى را براى تفكّر و تعمّق در خويشتن بررسى نقاط ضعف و قوّت خود انسان و محاسبه اعمال روزانه خود.(22)
ورزشكار واقعى كيست ؟
على عليه السّلام مى فرمايد: (ورزشكار واقعى كسى است كه بر هواى نفس ‍ خويش غلبه كند) آرى آن حضرت در دعاى كميل مى فرمايد: ((قَوِّ عَلى خدمتكَ جَوارِحِى )): (پروردگارا! اندام مرا در خدمت به خودت قوى گردان ). ورزشكاران بايد از على عليه السّلام بياموزند. نمونه اى از ورزشكاران و پهلوانان ايرانى مثل ((غلامرضا تختى )) او جوانمردى شجاع و مسلمان بود. نمازش را هميشه مى خواند، روزه مى گرفت و به كمك محرومان مى شتافت و افتخارات زيادى براى كشور و مردم به ارمغان آورد. و يا مثل ((پورياى ولى )) اين پهلوان جوانمرد ايرانى كه سال ها پيش مى زيسته است و از كُشتى گيران و قهرمانان بنام اين سرزمين است . او در همه جا سر آمد تمامى كُشتى گيران بوده است در يكى از مسافرت هاى خود قبل از كشتى گرفتن به مسجد مى رود تا نماز بخواند. آن جا دعاى مادرى را مى شنود كه از خدا درخواست مى كرد تا فرزندش بتواند در مبارزه كشتى بر پورياى ولى پيروز شود. آن مادر بسيار نگران و دلشكسته بود پورياى ولى مناجات اين مادر را مى شنود و بدون اين كه خود را معرفى نمايد به آن مادر مى گويد انشاءاللّه دعاى شما مستجاب خواهد گرديد. فردا در ميدان نبرد كشتى ، يكى دو حركت نمايشى انجام مى دهد و با اين كه حريفش ضعيف بود، اما از او شكست ظاهرى مى خورد و با اين عملش نام خود را جزو جوانمردان تاريخ ثبت مى نمايد.(23)
احكام ورزش :
س 1 - ورزشى كه در آن برد و باخت مطرح است مثل مسابقات فوتبال ، واليبال ، كشتى و ... چه صورتى دارد؟ آيا حلال است يا حرام ؟
ج - اگر براى برنده چيزى مقرر كنند، حرام است .(24)
س 2 - اگر در يك بازى كه طرفين بر سر آن شرط بسته اند شخصى بدون شرط شركت نمايد جايز است ؟ ج - جايز نيست .(25)
س 3 - آيا بازى كردن با بعضى وسائلى كه هم اكنون در مغازه ها به فروش ‍ مى رسد و در بازى با آن ها برد و باخت هم هست جايز است يا نه ؟
ج - اگر قرار بُرد و باخت چيزى هست ، حرام است و همچنين اگر از آلات قمار باشد.(26)
لطيفه : ((سفارش مربى )):
مربى : ((چرا توى مسابقه عينك به چشمت زده بودى ؟)) بازيكن : ((چون شما گفته بوديد چهار چشمى مواظب حريفم باشم !)).
پسر: بابا، اجازه مى دهى بروم با سعيد بازى كنم ؟ پدر: نه خير؟ سعيد پسر بدو وبى تربيتى است .
پسر: بابا، پس اجازه بده سعيد بيايد با من بازى كند!
روزى صياد تورش را داخل آب دريا انداخت . بعد از مدتى هر كارى كرد، ديد تورش بالا نمى آيد. صياد لباسهايش را در آورد و در آب شيرجه رفت ، با تعّجب ديد كه ماهى ها تور را بسته اند و دارند واليبال بازى مى كنند!
ضرب المثل ورزشى - حسنى به كلاس نمى رفت ، وقتى مى رفت زنگ ورزش مى رفت . فلانى را توى تيم راه نمى دادند، ادعاى كاپيتان كرد.
هر كه بامش بيش ، بادبادك بازى اش بيشتر.(27)
شعر در وصف ورزش
بازى و ورزش
كوشش و جنبش
راه سلامت
راه سعادت
مسابقات ورزش
ميدان كسب و ارزش
راه سلامت
راه سعادت
ورزش بكن قوّى باش
دشمن تنبلى باش
راه سلامت
راه سعادت
مسابقه موضوع هفتم
13 - طبق حديث على عليه السّلام ورزشكار واقعى چه شخصى است ؟
الف - با هواى نفس مبارزه كند
ب - بيشترين فكر را داشته باشد
ج - بيشترين قدرت را داشته باشد
د - هر سه مورد
14 - اين سخن از كيست ؟ (ورزش را براى سلامت مرد و زن لازم مى دانم ):
الف - آية ا... خامنه اى ب - امام خمينى (ره )
ج - شهيد مظلوم بهشتى د - استاد شهيد مطهرى
15 - اين سخن از كيست ؟ (مسئله ورزش از مسائل اصلى جامعه محسوب مى شود و نبايد از آن غافل ماند):
الف - امام خمينى (ره ) ب - شهيد مظلوم بهشتى
ج - استاد شهيد مطهرى د - آية ا... خامنه اى
16 - انسان داراى چند بُعد است ؟
الف - دو بُعد ب - سه بُعد
ج - چهار بُعد د - پنج بُعد
موضوع هشتم : جوانان و مشاركت در صحنه كار و سعى و تلاش
جوانان عزيز! در اسلام (بى كارى ) مردود و (كار) امرى مقدّس شمرده شده است ، كار نيز براى جوان ، يك ضرورت است . اوقات مناسبى را بايد به كار در زمينه استعداد خود اختصاص دهد.
معنى كار و سعى و تلاش :
كار به معنى ((صنعت ، هُنر، پيشه )) نيز آمده است ، بنابراين هر پيشه و صنعت و هُنرى كه وقت فردى را بگيرد و نتيجه و بازدهى داشته باشد كار است . چه كار جسمى باشد و چه كار فكرى . حالا كه با معنى كار آشنا شديم خوب است ارزش كار را از ديدگاه قرآن و روايات بدانيم .
ارزش كار از ديدگاه قرآن :
قرآن كريم درباره ارزش كار مى فرمايد: (وَ اءَن لَّيْسَ لِلاْنْسانِ إِلاّ ما سَعَى )(28) يعنى ((نيست براى انسان مگر اينكه سعى و تلاش كند)).
ارزش كار از ديده گاه روايات :
((خداوند مؤ منى را كه داراى حرفه است دوست دارد)).(29)
((كسى كه خود را براى اداره زندگى اش به مشقّت مى اندازد مانند كسى است كه در راه خدا جهاد مى كند)).(30)
((هر كه بى كار بگردد و سنگينى (اقتصادى ) خود را بر دوش مردم بيندازد ملعون است )).(31)
على عليه السّلام مى فرمايد: ((اگر نفس را به كارى مشغول نكنى ، تو را بخودش ‍ مشغول مى كند)).
كار و جلوگيرى از گناه :
جوانان بايد بدانند بيكارى ضربه اى بزرگى به شخصيت و آبروى اجتماعي آنان مى زند، و كار و اشتغال موقعيتى برتر همراه بااحترام به آنان مى بخشد، و آنان را آزاد، بلند طبع ، مستقل ، و سربلند بار مى آورد. انسان پيوسته با طبيعت در حال مبادله است ، يعنى از يك طرف نيرو و انرژى مى گيرد و از طرف ديگر مصرف مى كند. خيال انسان هم همين طور است . بدن انسان وقتى نيرو مى گيرد بايد مصرف شود، زبان انسان بالاخره بايد حرفى بزند، چشم انسان بايد چيزى ببيند، گوش انسان بايد صدايى بشنود، دست و پاى انسان بايد حركتى كند، يعنى انسان نمى تواند مرتب از طبيعت انرژى بگيرد و مصرف نكند. نيروها سعى مى كنند به وسيله ايى بيرون آيند. وقتى راه خروج درست و مشروع برايش نباشد، از طريق غيرمشروع بيرون مى آيد. يكى از آثار ((كار)) جلوگيرى از گناه است . البتّه صد در صد اين طور نيست ، ولى بى كارى منشاء بسيارى از گناهان است ، جوانى كه مرتكب كارهاى خلاف و فساد در جامعه مى شود از قبيل : سرقت ، تجاوز به نواميس ‍ ديگران ، خريد و فروش و مصرف مواد مخدر، گوش دادن و تماشا نمودن نوارها و فيلمهاى مبتذل و غيره ... وقتى كه انسان اين كارها را ريشه يابى مى كند مى بيند بيشتر آنها بر اثر بى كارى و عدم شناخت آنها به مسائل دينى و اسلامى است . پس جوانان و نوجوانان عزيز ما بايد هوشيار باشند و بيشتر با مسائل دينى و اسلامى آشنا شوند و خودشان را از اين بلاههاى خانمانسوز نجات دهند. البتّه گناه منحصر به مرحله عمل فقط نيست ، گناه خيالى هم گناه است ، يعنى فكر گناه هم نوعى گناه است . البتّه فكر گناه تا به مرحله عمل نرسيده خود آن گناه نيست ، برخلاف فكر كار نيك كه اگر به وسيله اى به مرحله عمل نرسيده نزد خدا به منزله همان عمل خوب شمرده مى شود. در نتيجه كار و سعى و تلاش در اسلام خيلى تاءكيد شده است و بايد اين نكته را هم توجه داشته باشيم كار و كسبى كه ، از راههاى حلال بدست آمده باشد. چون كسبها در اسلام دو دسته تقسيم مى شوند. دسته اوّل : كسب مشروع و حلال ، مانند: كشاورزى ، دامدارى ، حرفه هاى صنعتى ، تجارت درست ، دور از ربا، تعليم و تربيت و غيره ... دسته دوم : كسب نامشروع و حرام ، مانند: فروش شراب ، قمار كردن و فروش آلات قمار و موسيقى ، ربا خوارى و غيره ...
اسلام لازم مى داند مسلمان پيش از شروع به كار كسبهاى حلال و حرام را بشناسد و دستورات دينى خود را در مورد، تجارت و معاملات بياموزد، تا بعداً دچار كجروى و انحراف در كسب نشود.
آثار و نتايج كار و سعى و تلاش :
1 - تمام تئوريها، در عمل به آزمايش گذاشته مى شود و انسان ، تصوّر درست ترى از آنچه كه آموخته است به دست مى آورد.
2 - علاوه بر درآمدهاى احتمالى از راه كار اوقات فراغت خود را نيز پُر مى كند و دچار كسالت و احساس پوچى نمى شود.
3 - از آفات فراغت و بيكارى در امان مى ماند.
4 - از راه كار، به پيشرفت اقتصادى ، علمى ، صنعتى جامعه كمك مى كند و سربار جامعه نمى شود.(32)
شعر در وصف كار و سعى و تلاش
اگر فكر دل زارى نكردى
به عمر خويشتن كارى نكردى
تو را از روز آزادى چه حاصل
كه رحمى به گرفتارى نكردى
نچينى گل زباغ زندگانى
گر از پائى برون خارى نكردى
سزاوار از تو باشد حقّ شناسى
چرا كار سزاوارى نكردى
مسابقه موضوع هشتم
17 - از ديده گاه روايات معصومين عليهم السّلام كسى كه براى امرار معاش ‍ زندگى تلاش مى كند چه تعبير فرموده اند؟
الف - به جهاد ب - به امر بمعروف و نهى از منكر
ج - به زكات د - هيچكدام
18 - از ديده گاه روايات معصومين عليهم السّلام كسى كه بى كار باشد و كارش را بر گردن ديگرى بيندازد چه تعبير فرموده اند؟
الف - خائن است ب - مشغول ذمّه ديگران است
ج - ملعون است د - ب و ج صحيح است
موضوع نهم : جوانان و دورى از گناهان
جوانان عزيز! يكى از چيزهايى كه انسان را از خدا و ائمه و كارهاى نيك باز مى دارد (گناه ) است .
معنى گناه چيست ؟ گناه يعنى هر چيز كه نافرمانى خداوند و باعث شادمانى شيطان و بدكاران باشد. جوانان و نوجوانان عزيز! قلب هر انسانى مانند آيينه صاف و پاك و روشن مى باشد، امّا بر اثر يك گناه يك لكه سياه روى آن مى افتد و اگر همين طور ادامه پيدا كند سياهى تمام قلب را فرا مى گيرد، و اين گناه فرقى ندارد، كوچك باشد يا بزرگ . بعنوان مثال : شما اگر سنگى در زير ناودان بگذاريد و قطره قطره (گناهان كوچك ) از بالا، روى آن بچكد، در طول اين مدت شايد يك سطل بزرك آب نشود امّا بر اثر قطره هاى آب ، آن سنگ سوراخ مى شود، در صورتى كه اگر يك سطل آب را يك دفعه روى آن سنگ مى ريختيم آنرا سوراخ نمى كرد. پس گناهان كوچك هم در صورت تكرار همانند گناه كبيره مى شود. پس قلب انسان بر اثر تكرار گناه سياه مى شود، يعنى ديگر حرف حقّ را قبول نمى كند.
معنى ايمان چيست ؟ ايمان مانند نقطه سفيدى در قلب نهاده مى شود. هر چه ايمان بيشتر شود، سفيدى و نورانيت آن بيش تر مى شود.(33) ما مى توانيم با تلاوت قرآن و دقّت در معناى آن ها، مطالعه كتاب هاى دينى ، شركت در مجالس مذهبى و كلاسهاى تربيتى ، پرسش از علماى دين و ... شناخت و آگاهى خودمان را بيش تر كنيم و با دقت بيشتر در گفتار و كردار ايمانمان را تقويت نمائيم .
اقسام گناهان :
گناهان به دو دسته كلّى تقسيم مى شوند: 1 - گناهان صغيره (كوچك ) 2 - گناهان كبيره
گناهان صغيره :
گناهان صغيره در موارد زير تبديل به گناهان كبيره مى شود:
1 - اصرار بر گناه صغيره تبديل به گناه كبيره مى شود.
2 - كوچك شمردن گناه صغيره تبديل به گناه كبيره مى شود.
3 - اظهار خوشحالى هنگام گناه صغيره تبديل به گناه كبيره مى شود.
4 - انجام گناه صغيره از روى طغيان تبديل به گناه كبيره مى شود.
5 - مغرور شدن بعد از گناه صغيره كه هنوز مجازات الهى نشده تبديل به گناه كبيره مى شود.
6 - آشكار نمودن گناه صغيره تبديل به گناهان كبيره مى شود.
7 - گناه شخصيتها (آنهائى كه داراى موقعيت خاص اجتماعي هستند، با گناه ديگران يكسان نيستند چه بسا، گناه صغيره آنها، حكم گناه كبيره را داشته باشد).
گناهان كبيره :
گناهان كبيره موارد آن زياد است بعضى تعداد آن را 7 عدد، بعضى 10 عدد، بعضى 20 عدد، بعضى 34 عدد، بعضى نيز 40 عدد و بيشتر ذكر نموده اند، امام خمينى (قدس سره شريف ) در تحريرالوسيله تعداى از گناهان كبيره را بر مى شمارد. عبارتند از: 1 - نااميدى از رحمت خدا 2 - ايمن شدن از مكر خدا 3 - دروغ بستن به خدا يا رسول صلّى اللّه عليه و آله و يا اوصياء خداصلّى اللّه عليه و آله 4 - كشتن نابجاه 5 - عاق والدين 6 - خوردن مال يتيم از روى ظلم 7 - نسبت زنا به زن باعفت 8 - فرار از جبهه جنگ با دشمن 9 - قطع رحم 10 - سحر و جادو 11 - زنا 12 - لواط 13 - دزدى 14 - سوگند دروغ 15 - كتمان در گواهى دادن 16 - گواهى به دروغ 17 - پيمان شكنى 18 - رفتار برخلاف وصيت 19 - شرابخوارى 20 - ربا خوارى 21 - قمار بازى 22 - خوردن مردار و خون 23 - خوردن گوشت خوك 24 - خوردن ذبح غيرشرعى مگر در صورت ناچارى 25 - كم فروشى 26 - تعرّب بعد از هجرت (يعنى انسان از محلى كه مى تواند دينش را حفظ كند به جايى برود كه دينش در خطر است ). 27 - كمك به ستمگر 28 - تكيه بر ظالم 29 - نگهدارى حقوق ديگران بدون عذر 30 - دروغگويى 31 - تكبّر 32 - اسراف و تبذير 33 - خيانت 34 - غيبت 35 - سخن چينى 36 - سرگرمى به امور لهو 37 - سبك شمردن فريضه حجّ 38 - ترك نماز 39 - ندادن زكات 40 - اصرار بر گناهان صغيره (كوچك ).(34)
وظيفه ما در برابر گناهان چيست ؟
بايد به فكر اين باشيم در هر شرايطى با گناهان مبارزه و توبه نمائيم مخصوصاً جوانان و نوجوانان عزيز بايد اين نكته را توجّه داشته باشند كه بنابر فرموده مقام معظم رهبرى حضرت آية ا... خامنه اى كه فرمودند: امروزه دشمنان اسلام با (تهاجم فرهنگى يعنى شبيخون فرهنگى ) با فرهنگ كاذب و دروغين وارد صحنه شده اند و مى خواهند نسل پاك جوانان و نوجوانان عزيز را آلوده نمايند مثلاً با رواج دادن عكس ها و نوارها و فيلمهاى مبتذل ، و كشاندن جوانان به مسئله اعتياد خانمانسوز، و وادار نمودن آنان به مسائل منكراتى ديگر... بايد هوشيار باشيم خوبيها و بديها را بشناسيم و سعى كنيم خوبيها را در جامعه تكرار كنيم و در مقابل بديها و گناهان توبه نمائيم و خودمان را از گناهان شستشو دهيم .
شرايط توبه :
1 - پشيمانى از كارهاى زشت گذشته .
2 - اراده بر ترك آن براى هميشه .
3 - درصدد جبران حق اللّه باشيم ، مثل نماز - روزه و غيره ...
4 - در صدد جبران حق الناس باشيم مثلاً اگر به كسى چيزى بدهكار هستيم ادا كنيم .
5 - با نماز و دعا پشيمانى خود را از گناهان اعلام داريم .
شعر درباره دورى از گناهان (توبه )
الهى بى پناهان را پناهى
بسوى بى پناهان كن نگاهى
اميد لطف و بخشش از تو دارد
اسيرى ، مستمندى ، پُر گناهى
گنه كارى كه با اشك ندامت
خميده پشتش از بار گناهى
نهاده سر بخاك آستانت
رحيمى ، بى نيازى ، داد خواهى
مسابقه موضوع نهم
19 - وظيفه ما در برابر گناهانى كه انجام داديم چيست ؟
الف - وظيفه اى نداريم
ب - دورى از گناه و كار نيك و توبه نمائيم
ج - صدقه بدهيم د - روزه بگيريم
20 - گناهان را از ديدگاه اسلام بر چند قسم تقسيم كردند؟
الف - بر 5 قسم ب - بر 4 قسم
ج - بر 3 قسم د - بر 2 قسم
موضوع دهم : جوانان و اُنس با قرآن
جوانان عزيز! (قرآن ) از كجا و چگونه آمده است !
خداوند متعال براى هدايت انسانها از بين آنها شايسته ترين افراد را انتخاب نموده و به عنوان پيامبر به هر قومى در زمانهاى خاص معرفى كرده است ، شمار اين پيامبران 124 هزار نفر بوده است كه اوّلين آنها حضرت آدم عليه السّلام و آخرين آنها حضرت محمّدصلّى اللّه عليه و آله مى باشد. پيامبرصلّى اللّه عليه و آله وقتى به پيامبرى مبعوث شد سنّ آنحضرت چهل سال بود كه در غار حرا خداوند به وسيله يكى از ملائكه كه نامش جبرئيل است به پيامبر وحى مى كرد و پيامبر هم آن را براى مردم قرائت مى فرمود و اميرالمؤ منين على عليه السّلام و عدّه اى ديگر از ياران پيامبر آن را مى نوشتند، چون اگر قرآن نوشته نمى شد و نقل سينه به سينه انتقال مى يافت معلوم نبود قرآن به اين صورت باقى بماند، پس با نوشته شدن قرآن باعث شد كه قرآن براى هميشه محفوظ بماند.
جوانان عزيز! قرآن مجيد در ماه مبارك رمضان در شب قدر كه يكى از بهترين شبهاى اين ماه است در مكّه معظمه به قلب پاك رسول اللّه نازل گرديده است . و در مدّت بيست و سه سال نبوّت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله قرآن كريم تدريجاً و به مرور زمان ، هنگام روز و شب ، در سفر و جنگ و صلح بر حسب حوادث و خصوصيات وقايع ، در مواقع مقتضى نازل گرديده است . به گفته مفسرين قرآن مقدس يك نزول جمعى و يك نزول تدريجى دارد، نزول جمعى قرآن در ماه مبارك رمضان و شب قدر از لوح محفوظ به بيت المعمور بر قلب پاك نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شده و خداوند پيامبر خود را از تمام آن آگاه ساخت ، و نزول تدريجى قرآن نزول آيات و سورهاست كه به تدريج نازل شده است .
بهترين مسلمان كيست ؟
در حديثى رسول خداصلّى اللّه عليه و آله مى فرمايند: (خَيْرَكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ القرآنَ وَ عَلَّمَهُ) يعنى : (بهترين شما كسى است كه قرآن را ياد بگيرد و به ديگران هم بياموزد).
در جاى ديگر رسول خداصلّى اللّه عليه و آله مى فرمايد: (خدا عذاب نمى كند قلبى را كه جاى قرآن باشد).
خداى متعال قرآن را به عنوان شفاى آنچه در دلها و افكار است معرفى مى كند.(35)
اگر قرآن شفا باشد پس هرگز مريض نمى شود و هرگز مراجعه كننده به قرآن بدون بهبودى و درمان باز نمى گردد، بلكه قرآن به حقّ او را درمان مى كند، كه درمان او همان فهم قرآن و پذيرفتن و عمل كردن به آن است . پس چون جهل يك بيمارى است ، در حريم قرآن جهل راه ندارد. اشتباه يك تاريكى است ، در محدوده قرآن اشتباه نيست . پس قرآن نور است و مايه شفا! قرآن علاوه بر اينكه ما را به فكر كردن در نشانه هاى قدرت خداوند و حقانيت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله معاد دعوت مى نمايد نسبت به همه مسائل ما را راهنمائى مى كند.
قرآن در مسائل روزانه ما نظر دارد:
1 - در جامعه چه افرادى حقّ رهبرى و حاكم بودن را دارند و يا ندارند؟
2 - با مخالفان جنگجو يا مخالفان بى آزار يا منافقان چند چهره و يا مسلمان ترسو يا مؤ منان واقعى چگونه برخورد كنيم ؟
3 - چه چيزى حق است و چه چيزى باطل ؟ كدام چيز خرافات است و كدام عقيده صحيح ؟
4 - در انتخاب راه فقط با عقل و راهنمايى انبياء بايد گام برداريم . كارى به راه نياكان و مردم نداشته باشيم . زيرا بسيارى از نياكان ما دنبال خرافات بوده اند.
5 - براى انتخاب همسر و تربيت فرزند و برخورد با مردم و راه كار و تجارت و رسيدن به محرومان جامعه و برخورد شديد با مفسدان ، و مردمانى كه قابل ارشاد نيستند، درباره غذاهاى حلال و حرام ، بيان الگوهاى حق يا باطل و براى زندگى در جهان سراى ديگر و آخرت و مسؤ ليت همه ما در برابر خداوند، و مقدار مالياتهاى اسلامى و مورد مصرف آن ، كيفيت نماز و سفارش نسبت به والدين و بستگان و عشق به خوبان و تنفر از بدان و تاريخ پيشينيان و داستانهاى آموزنده حقيقى و غيره ... بيان شده است . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در آستانه رحلت فرمود: (من از ميان شما مى روم ولى دوچيز گرانبها را مى گذارم ، قرآن و اهل بيتم ).(36)
پس جوانان و نوجوانان عزيز بايد قرآن را سرمشق زندگى خودشان قرار دهند و هيچگاه از آن فاصله نگيرند.
شعر در وصف قرآن كريم
با تو گرخواهى سخن گويد خدا
قرآن بخوان
تا شود روح تو با حقّ آشنا
قرآن بخوان
اى بشر ياد خداآرامش دل مى دهد
قرآن بخوان
دردمندان را بُوَد قرآن دوا
قرآن بخوان
دامهاگسترده شيطان درمسيرعمرتو
قرآن بخوان
تا كه ايمن باشى از اين دامها
قرآن بخوان
مسابقه موضوع دهم
21 - بهترين مسلمان در حديث رسول خداصلّى اللّه عليه و آله درباره قرآن كيست ؟
الف - قرآن را بياموزد و به ديگران ياد دهد
ب - فقط قرآن را بياموزد
ج - فقط قرآن را بخواند د - الف و ج صحيح است
22 - قرآن مجيد در چه ماهى و در چه شبى نازل شد؟
الف - ماه محرم شبهاى 12 - 11 - 10
ب - ماه ذى الحجّه شبهاى 10 - 9 - 8
ج - ماه رمضان شبهاى 23 - 21 - 19
د - ماه رجب شبهاى 15 - 14 - 13
موضوع يازدهم : جوانان و خداشناسى
جوانان عزيز! يكى از راههايى كه خداشناسان براى اثبات گفته خويش ‍ بيان مى كنند راه دل است كه از آن به (فطرت ) تعبير مى كنند، اين راه بسى نزديكتر، مطمئن تر و پربارتر از راه هاى ديگر است . در اينجا لازم است كه ابتداءً معناى (فطرت ) را بدانيم ،
معناى فطرت :
به انگيزها و گرايشاتى كه در عمق وجود انسان ريشه دارند (فطرت ) گفته مى شود. علم دوستى ، عدالت خواهى ، و آزادى طلبى گرايشاتى (فطرى ) هستند انسان خود را مى يابد و مى بيند كه هستى اش در وجود و بقاء از آن خودش نيست و مى يابد كه هستى اش به هستى مبدئى بى نياز بسته است ، پس با هستى خويش او را مى يابد و سرچشمه و مبداء وجود خود را مى بيند و بسويش توجّه مى كند. و شاهد اين مطلب آيه شريفه قرآن مى باشد كه خداوند در سوره مبارك فاطر آيه 15 مى فرمايد: (يا اَيُّهَا الناسُ اَنْتُمْ الْفُقَراءِ اِلى اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَمي دُ): (اى مردم همگى شما فقير و نيازمند به خدا هستيد و تنها خداست كه بى نياز و غنى و ستوده و منزه - از نياز - است .)
از راه نياز پى به وجود بى نياز مى بريم :
به عبارت ديگر پس انسان از راه توجّه به ((نياز)) خود و همه موجوداتى كه پيرامون خويش مى شناسد به وجود ((مبداء بى نياز)) پى خواهد برد.
ولى متاءسفانه برخى از انسانها در اثر غفلت و عدم توجه آنها از همين شناخت بديهى و روشن و بى واسطه نيز بى بهره اند. و كسى كه اين عشق (فطرى ) در دل او قوى نباشد و به تابش اين نور در زندگى روشنايى كامل نيافته و زندگيش با تاريكى غفلت و پوچى و بى هدفى همراه است گويى در اثر موانع و پرده ها و حجاب ها اصلاً با خدا آشنايى ندارد. و گاهى بر اثر پيشامدهاى سخت و استثنايى اين نور برايش جلوه مى كند و افق دلش را پرنور ساخته ، قلبش متوجه هستى بى نياز شده و به او روى مى آورد و براى يك لحظه هم شده خدا را مى يابد و با چشم و دل مى بيند. خوشا كه از اين جلوه و فروغ بهره گرفته و به هستى اش نور پاشيده و خود را از بى هدفى و غفلت و پوچى برهانند.
شخصى از امام صادق عليه السّلام خواست كه او را به آفريدگار جهان راهنمائى كند، حضرت در پاسخش چنين فرمود: هرگز سوار كشتى شده اى ؟ گفت : آرى .
آيا اتفاق افتاده كه كشتى شما بشكند و كشتى ديگرى هم كه ترا نجات دهد نباشد و خودت هم شناگرى ندانى تا نجات يابى ؟ (خلاصه اينكه دستت از همه وسائل ظاهرى كوتاه باشد) گفت : آرى . در آن حال كه اميد تو از همه چيز و همه جا بريده شده بود آيا در اعماق جان خويش متوجه به كسى نبودى كه بتواند ترا نجات دهد و از خطر برهاند؟ گفت : چرا! در خويش چنين احساس و توجهى را داشته كه قدرتى هست كه بتواند مرا از خطر مرگ نجات دهد. امام صادق عليه السّلام فرمود همان قدرتى كه در آن حال متوجه بدان بودى همان (خداست ). پس شناخت خدا از راه فطرت و شناخت عدم استقلال همه موجودات و منحصر دانستن استقلال وجود براى خدا همان مشاهده و يافتن خداست كه در نهايت اين خداشناسى به خدايابى خواهد رسيد.
در اين مرحله انسان مى فهمد و درك و لمس مى كند كه (لا مُؤَّثِرَ فىِالْوُجُودِ اِلا اللّه ).(37) پس ما جوانان عزيز در ابتداى جوانى بايد روح خداشناسى را در وجودمان زنده كنيم .
شعر در وصف خداشناسى
لطف خدا را ببين خلق كند عالمى
تا همه مخلوق او، خدمت انسان كند
نيك اگر بنگرى برگ درختان سبز
قدرت اللّه را، بر تو نمايان كند
قدرت بى تاى او، صنعت زيباى او
درخت افسرده را سبزوشكوفان كند
بارش باران نرم ،تابش خورشيدگرم
تازه كند باغ را، زنده گلستان كند
لطف خداوند پاك از دلِاين تيره خاك
ميوه برون آورد، هديه به انسان كند
مسابقه موضوع يازدهم
23 - انسان بايد از چه راهى خداى خويش را بشناسد؟
الف - از راه فطرت ب - از راه دنيا
ج - الف و ب صحيح است د - هيچكدام
24 - شخصى كه از امام صادق (ع ) سؤ ال كرد تا آفريدگار جهان را به او معرفى نمايد، امام در پاسخ از چه راهى او را متوجه خدا ساخت ؟
الف - از راه فطرت ب - از راه عقل
ج - از راه ايمان د - از راه مخلوقات خداوند
موضوع دوازدهم : جوانان و توحيد
جوانان عزيز! يكى از مسائل ضرورى دين ما (توحيد) است . در بسيارى از مكتب ها و اديان اعتقاد به خداى آفريدگار جهان بى همتايى او وجود دارد. او در اين مقام يكتاست و نظير و همتا ندارد. ولى غالباً اين انديشه در ميان آنها با رشته ها و ريشه هاى گوناگون شرك آلود شده و آن ارزش و والايى خود را از دست داده است . در اديان تحريف شده اعتقاد به يگانگى آفريدگار با شرك در عبادت ، استعانت ، نيايش و ستايش خدايان ديگر ناسازگار نيست . اسلام به عنوان كاملترين جهان بينى الهى در اين مورد اصل (توحيد) را عنوان مى كند. (توحيد) يعنى يگانه دانستن خداوند و آفريدگار جهان از هر جهت ، از نظر خلق و آفرينش ، كارگردانى و گردش جهان و عبادت و پرستش .
دلايل توحيد:
توحيد و يگانگى خداوند از دو جنبه بايد مورد دقت و توجه قرار گيرد. نخست اينكه خداوند يگانه است بدين معنا كه همتا و همانندى ندارد. جنبه ديگر توحيد اين است كه خداوند در وجودش تركيب راه ندارد و از اجزاء گوناگون تركيب نيافته است .
موجودى كه از چند جزء تشكيل يافته باشد محتاج اجزاء خود است . از اين روى مى توان گفت كه تركيب از نشانه هاى پديده است و چون خداوند از هر گونه نيازى پاك و پيراسته است پس در وجودش تركيب راه ندارد.
1 - نظام بهم پيوسته و هماهنگ جهان :
مى بينيد كه ميان پديده هاى مختلف جهان پيدايش شب و روز، حركت سيارات ، كهكشانها، گردش زمين ، طبيعت ، اعضاى وجود انسان ها و حيوان ها ... هماهنگى خاصى وجود دارد و نظام حاكم بر آن نظامى به هم پيوسته و يكسره است . اين بهم پيوستگى دليلى روشن بر يگانگى آفريدگار و فرمانروايى جهان است .
2 - در وجود خداوند دو گانگى وجود ندارد:
آيا تا بحال فكر كرده ايد كه اگر اين جهان پهناور به جاى يك خدا، دو خدا يا بيشتر داشت چه مى شد؟ بله ! ديگر از اين نظم خبرى نبوده و در جهان هرج و مرج صورت مى گرفت و هر آيينه در روى زمين فساد مى شد قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: (لو كان فيها آلهة الا الله لفسدتا)(38)(اگر در آسمان و زمين معبودهايى غير از خدا بود تباه مى شدند). بطور مثال : اگر يك اتومبيل دو راننده داشته باشد كه در دست هر كدام يك فرمان باشد و زير پاى هر كدام هم گاز و ترمز و كلاج باشد، فكر مى كنيد چه اتفاقى مى افتد؟ معلوم است كه از آن كسى جان سالم بدر نمى برد. چون يكى مى خواهد تند براند و ديگرى كند. يكى مى خواهد از اين سمت حركت كند و ديگرى از آن سمت و...
پس نتيجه مى گيريم كه در اين جهان هستى بايد خداى يكتا و يگانه باشد تا جهان به اين عظمت را اداره كند.
چرا خداوند ديده نمى شود:
همه ما دوست داريم خدا را ببينيم ، امّا خدا ديده نمى شود. چون جسم نيست تا ديده شود. خيلى از چيزها هستند كه ديده نمى شوند، مثل : نيروى آهن ربا، شما آهن ربا را مى بينيد امّا نيروى آن را نمى بينيد. يا مثلاً جريان برق قابل ديدن نيست . به همين خاطر اگر به سيم برق نگاه كنيد نمى توانيد بفهميد كه در آن برق وجود دارد يا نه ، بايد با فازمتر امتحان كنيد يا كليد برق را بزنيد. يا درد قابل ديدن نيست ، عقل را نمى شود ديد، جاذبه زمين را نمى شود ديد، بلكه بايد آنها را از نشانه هايشان شناخت . پس خدا را نمى شود ديد و بايد او را از راه نشانه هايش شناخت .
خدا در همه جاست :
شخصى از كودكى پرسيد: اگر گفتى خدا كجاست ، يك اشرفى بتو خواهم داد.
آن طفل در جواب گفت : اگر گفتى خدا در كجا نيست من دو اشرفى به شما خواهم داد (كنايه از اين است كه خدا در همه جاست )!(39)
شعر در وصف توحيد
از آب و باد و صحرا
از آسمان زيبا
از آن كبوترى كه
نشسته بر بام ما
پرسيدم و شنيدم
راز وجود آنها
اين قصه را مى گفتند
امّا نه با زبانها
نيافريده ما را
به جز خداى يكتا
مسابقه موضوع دوازدهم
25 - معنى توحيد يعنى چه ؟
الف - شريك بودن خداوند ب - يگانه بودن خداوند
ج - قادر بودن خداوند د - بخشنده بودن خداوند
26 - وجود خداوند در كجاست ؟
الف - در زمين ب - در آسمان
ج - در همه جا د - الف و ب صحيح است
موضوع سيزدهم : جوانان و عدل (خداوند عادل است )
جوانان عزيز! يكى ديگر از ضروريات دين ما(عدل )است . يكى از صفات پروردگار جهان صفت عدل است ، انسان با وجدان پاك و درك بى آلايش خويش ارزش ها و خوبى ها و نيز بدى ها و ضد ارزش هايى را درك مى كند. هر كسى مى فهمد كه دروغ گويى ، ستمگرى ، خيانت ورزى و پيمان شكنى بد است ، در مقابل راست گفتن ، داد ورزيدن ، خدمت كردن و وفاى به عهد خوب است . حتى شخص دروغگو اعتراف دارد كه دروغ بد است و خيانتكار هم مى پذيرد كه خيانت بد است . پس همه انسانها با نهاد پاك خدادادى توانايى تشخيص اين امور را دارند و نيكى ها و بدى هايى را مى شناسند. آيا آنهائى كه عمل نيك انجام مى دهند و آنهائى كه ظلم مى كنند اين دو گروه مساويند! خير. پس بايد، به اعمال آنها رسيدگى شود كه خداوند در روز قيامت با عدالت خود با آنها رفتار خواهد كرد.
نمونه اى از ظالمين دنيا:
فرعون ، ضحاك ، چنگيز، معاويه ، يزيد، صدام ، شاه ، كلينتون و...
چرا فرعون همه پسران بنى اسرائيل را مى كشت و دختران آنها را زنده مى گذاشت ؟ براى اينكه خواب ديده بود و خواب گزاران خوابش را اينطور تعبير كردند به زودى پسرى از قوم بنى اسرائيل متولد خواهد شد و تاج و تخت تو را مى گيرد و تو را نابود مى كند و فرعون كه علاقه خيلى زيادى به پادشاهى خود داشت ، از ترس اينكه حكومت خود را از دست برهد، به چنين ظلم و ستم هايى دست مى زد.
چرا ضحاك هر چند روز يك بار دو نفر جوان را مى كشت و مادران را داغدار مى كرد؟
براى اينكه دو مار خطرناك روى كتف هاى او بود كه وارد گوش او مى شدند و از مغز سر او مى خوردند و او براى اينكه اين مارها او را نابود نكنند ديگران را قربانى مى كرد تا خود زنده بماند. چرا چنگيز مردم را قتل عام مى كرد، شهرها را غارت مى كرد و بعد آنها را آتش مى زد؟ براى اينكه دلش مى خواست غير از او، كس ديگرى در روى زمين قدرت نداشته باشد و مى ترسيد اگر ديگران باشند قدرت پيدا كرده و او را از بين مى برند.
چرا يزيد ظلم ها كرد و عاقبت امام حسين عليه السّلام را شهيد كرد؟ براى اينكه مى خواست مال مردم را بخورد و خوش گذرانى كند، ولى امام حسين عليه السّلام مردم را آگاه مى كرد و اگر مردم آگاه مى شدند ديگر به او اجازه نمى دادند كه اموالشان را غارت كند. به همين خاطر از ترس بيدارى مردم امام حسين عليه السّلام و ياران او را شهيد كرد.
چرا شاه به مردم ظلم مى كرد و به ساواك دستور مى داد جوانهاى مسلمان را شكنجه كند و علماى اسلام را، زندانى مى كرد، و بعد از شكنجه شهيد مى كرد، يا در خيابانها مردم را به گلوله مى بست ؟ چون نوكر آمريكا بود و براى اينكه مردم متوجه غارتگريهاى آمريكا و ديگر استعمارگران نشوند و ... اين جنايت ها را مرتكب مى شد.
پس معلوم شد كه هر كس به ديگران ظلم و ستم مى كند اين كار او علت و ريشه اى دارد، ولى هيچ يك از اين علتهايى كه گفته شد در خداوند نيست و ما نمى توانيم هيچ ريشه اى براى ظلم كردن خدا پيدا كنيم ، و نتيجه مى گيريم كه خداوند عادل است .
سؤ ال : اگر خداوند عادل است پس چرا در قيامت عده اى به جهنم مى روند و عذاب مى شوند؟
جواب : علت به جهنم رفتن آنها كارهايى است كه خودشان انجام مى دهند و اين عذاب و تنبيه ، نتيجه كارهاى بد خودشان است و اگر كسى همه كارهايش خوب باشد عذاب نخواهد شد. چون اين دنيا مانند يك مزرعه است كه هر كس ، هر چيزى در آن بكارد همان چيز را درو خواهد كرد. اگر كسى گندم بكارد، گندم درو خواهد كرد و اگر خار و خاشاك بكارد، در فصل برداشت خار و خاشاك نصيب او مى شود.
كسانى كه گناه مى كنند، ظلم و ستم مى كنند، مانند كسانى هستند كه خار و خاشاك مى كارند و در قيامت هم عذاب جهنم محصول آنهاست ، ولى كسانى كه كارهاى نيك انجام مى دهند مانند كسى كه گندم مى كارد، در قيامت بهشت نصيب آنها مى شود.
شعر در وصف خدا
اى خدا اى سيّد و مولاى من
اى طبيب جمله علّتهاى من
رحم كن بر چشم خون پالاى من
نفس من بگرفت سر تا پاى من
گر نگيرى دست من
اى واى من اى واى من
مسابقه موضوع سيزدهم
27 - معنى عدل يعنى چه ؟
الف - خداوند عالم است ب - خداوند مهربان است
ج - خداوند ناظر است د - خداوند عادل است
28 - اگر خداوند عادل است پس چرا عدّه اى به جهنّم مى روند؟
الف - به سبب كارهاى بد آنها
ب - به سبب ندانستن احكام شرعى آنها
ج - به سبب اعمال كم آنها د - هيچكدام
موضوع چهاردهم : جوانان و نبوّت (نياز به پيامبران )
جوانان عزيز! يكى ديگر از ضروريات دين ما (نبوّت ) است . امام رضاعليه السّلام فرمودند: بعضى سؤ ال مى كنند ما چه احتياجى به پيامبران و اطاعت از آنها داريم ؟
جواب اين سؤ ال اين است كه : چون مردم خودشان توانايى ندارند تا كارهايى را كه به مصلحتشان است ، بشناسند و با انجام آن ها خود را كامل كنند و از طرف ديگر خداوند خالق حكيم را هم نمى توانند ببينند و از او سؤ ال كنند، چاره اى نيست كه پيامبرانى به عنوان واسطه بين خداوند و بين مردم باشند تا دستورات الهى را به مردم برسانند و آنان را آگاه كنند. و بر مردم هم واجب است كه اين پيامبران را بشناسند و از آنان اطاعت كنند. پس پيامبران راهنما و سفيران الهى بر مردم در روى زمين هستند.
اهداف پيامبران چه بود؟
اهداف همه پيامبران كه از جانب خداوند آمده بودند چند چيز مى باشد.
1 - انسان ها به كمال انسانى برسند. (سوره انعام آيه 91)
2 - انسان ها از بندگى ستمگران نجات يابند. (سوره نحل آيه 36)
3 - اخلاق انسان ها را تزكيه كنند. (سوره جمعه آيه 2)
4 - كتاب و حكمت را به آدميان بياموزند. (سوره جمعه آيه 2)
5 - مردم ، عدالت را برپا كنند. (سوره حديد آيه 26)
6 - مردم را از تاريك هاى جهالت خارج و به سوى نور هدايت كنند. (سوره ابراهيم آيه 5)
7 - زنجيرهاى اسارت مردم را پاره كنند. (سوره اعراف آيه 157)
8 - اختلافات بين مردم را از بين ببرند. (سوره بقره آيه 213)
9 - مردم را به سوى راه هاى سلامتى هدايت كنند. (سوره مائده آيه 16)
10 - بر مردم اتمام حجت كنند. (سوره نساء آيه 156)
آيا مى دانيد آخرين پيامبر كيست ؟ چرا؟
خداوند براى انسانها 124 هزار پيامبر فرستاد كه اوّلين آنها حضرت آدم عليه السّلام و آخرين آنها خاتم پيامبران حضرت محمّدصلّى اللّه عليه و آله مى باشد (به خاطر همين او را خاتم الانبياء مى گويند) و بعد از او پيامبرى نخواهد آمد. براى اينكه دين او (اسلام ) كاملترين دينهاست و همه احتياجات انسانها با عمل به دستورات اين دين برآورده مى شود.
بايد توجّه داشته باشيم كه از ميان اين همه پيامبران فقط پنج نفر اولوالعزم يعنى (صاحب شريعت و كتاب آسمانى و آيين جديد) بودند كه نخستين آنها (نوح عليه السّلام سپس (ابراهيم عليه السّلام و بعد (موسى عليه السّلام و بعد (عيسى عليه السّلام و آخرين آنها (حضرت محمّدصلّى اللّه عليه و آله بوده است .
تفاوت ميان حضرت محمّدصلّى اللّه عليه و آله با ديگر پيامبران در چيست ؟
تفاوت ميان حضرت محمّدصلّى اللّه عليه و آله و ديگر پيامبران در اين است كه رسالت آنها از جهت يا جهاتى محدود بود و جاودانى نبود. آنها براى هدايت يك يا چند قوم مبعوث شده بودند و ادعا نمى كردند كه رسالت و پيامبرى نشان ابدى باشد. بعد از حضرت محمّدصلّى اللّه عليه و آله ديگر از جانب خداوند پيامبرى فرستاده نشده و نخواهد شد.
رفتار پيامبرصلّى اللّه عليه و آله با مردم :
از مردم با روى خوش استقبال مى كرد. اگر سه روز يكى از يارانش را نمى ديد سراغش را مى گرفت . اگر مريض بود به عيادتش مى رفت و اگر گرفتارى مى داشت به او كمك مى كرد. در كارها با مردم شركت مى كرد و دوست نداشت بنشيند و ديگران براى او كار كنند. در نتيجه جوانهاى عزيز بايد سيره رسول خداصلّى اللّه عليه و آله را الگوى كارهاى خودشان قرار دهند.
شعر در وصف پيامبرصلّى اللّه عليه و آله
از مطلع هستى و ظهور ذرّات است
تا مقطع عالم و قيام عرصات
يك يك زلسان جمله موجودات
بر عارض پر نور محمّد صلوات
از ازل بر همه ذرات جهان تاعرصات
رسد از آبروى آل محمّد بركات
وه چه بدبخت و سيه روست هرآنكس كه ز جهل
بشنود نام محمّد نفرستد صلوات
مسابقه موضوع چهاردهم
29 - معنى نبوّت يعنى چه ؟
الف - نياز به امامان ب - نياز به پيامبران
ج - نياز به رهبر د - نياز به قانون
30 - اهداف همه پيامبران در چه بوده است ؟
الف - انسانها را به كمال برسانند ب - انسانها را تزكيّه كنند
ج - انسانها عدالت را برپا كنند د - همه موارد
موضوع پانزدهم : جوانان و امامت (ولايت )
جوانان عزيز! يكى ديگر از ضروريات دين ما امامت (ولايت ) است :
امامت يعنى چه ؟ امامت يعنى جانشينى پيامبرصلّى اللّه عليه و آله و رهبرى مردم .
امام كيست ؟ امام كسى است كه پيامبرصلّى اللّه عليه و آله با اجازه خدا شخصى را به جانشينى خود برگزيند تا بعد از او مردم را رهبرى كند.

next page

fehrest page

back page