50. آرام باشيد
وقتى در شيكاگو دوره ى آموزشى عملى تربيت معلم را مى ديدم ، آموزش خواندن به دو
گروه ضعيف از بچه هاى كلاس اول دبستان را به عهده من گذاشتند و معلم همكارم نيز به
بچه هاى قوى تر درس مى داد. هنوز يادم مى آيد كه يكى از ضعيف ترين دانش آموزان
ضعيف ترين گروه ، كه پسر بچه ى كوچكى به نام آندى بود، چگونه هنگام برخورد
با كلمه اى كه نمى توانست آن را بخواند، آنقدر نفس خود را مى گرفت تا كبود شود. و
يادم مى آيد كه چه قدر از كار او ناراحت مى شدم . او اين حقه را از كجا آموخته بود؟ مسلما
در كتاب نخوانده بود! كار او بسيار ناراحت كننده بود اما باعث مى شد كه فشار به
سرعت از روى برداشته شود چون من با عجله كلمه را براى او مى خواندم يا از دانش آموز
ديگرى مى خواستم كه به جاى او بخواند.
مشكل اندى در اولين گردهمايى اوليا و مربيان برايم روشن شد. مادر او كه مانند اندى ،
كوچك اندام و عصبى بود مثل فرفر وارد كلاس شد و مى خواست بداند كه چرا فرزندش
كه هيچ پيشرفتى در مدرسه نمى كرد گير يك دانشجوى كارآموز افتاده بود و چرا حجم
تكاليفى كه به او مى داديم آنقدر كم بود. مادرش هر روز سر خود دو ساعت با او كار مى
كرد. و مطمئن بود كه حق اندى از مدرسه بيشتر از چيزى بود كه دريافت مى كرد. او
مضطرب ترين زنى بود كه در عمر خود ديده بودم . پس از چند لحظه متوجه شدم كه من
نيز نفس خود را نگه داشته ام و بدين ترتيب با آن پسرك ريزنقش و عصبى كه آنقدر مرا
غمگين مى كرد همدلى كردم .
بين توجه فعال به دست آوردهاى فرزندانمان و به دست گرفتن
كامل زندگى آنها تفاوتى وجود دارد. خط باريكى وجود دارد كه داشتن انتظارات بالا را از
انتظارات غير واقع بينانه جدا مى كند. بسيارى از والدين از روى حسن نيت و براى ديدن
موفقيت فرزندان خود، از اين خط عبور مى كنند و فرزندانشان را به اضطراب هاى فردى
خود مبتلا مى كنند.
ممكن است مادر اندى اين پيام ها را به صورت واضح بر زبان نياورده باشد اما اندى اين
پيام ها را از او دريافت كرده است :
معلم تو نمى تواند به تو درس بدهد.
تو نمى توانى در مدرسه چيزى بياموزى .
تو بايد سريع تر بياموزى .
توموفق نيستى .
من مى دانم كه چه چيزى به نفع توست .
من خودم اين مشكل را براى تو حل مى كنم .
كار درست و حسابى خواندن است .
اگر فرزندتان نمى تواند با موفقيت بخواند طبيعى اس كه مضطرب شويد. اما لازم
است يك قدم عقب برويد، يك مفس عميق بكشيد و به
علل عدم موفقيت فرزندتان بيانديشيد. شايد فرزندتان هنوز براى خواندن آماده نيست
(مراجعه كنيد به روش 33). در مورد اندى مسلما"
مشكل همين بود. او از اغلب بچه هاى كلاس اول كم سن تر و ريزتر بود و در مجموع كمتر
رشد كرده بود و اگر يك سال ديگر نيز در كلاس آمادگى مى ماند به نفع او بود. شايد
فرزندتان در يادگيرى ناتوانى اى داشته باشد كه با توجه شخصى يك متخصص
به او رفع شود. و شايد هم كارهاى ديگر را به خواندن ترجيح مى دهد. (مراجعه كنيد
به روش 49).
اكنون به پيام هايى كه شما مى خواهيد به فرزندتان بدهيد بيانديشيد:
تو مى توانى .
اگر به كمك نياز داشته باشى كمكت مى كنم .
خواندن لذت بخش است .
براى اين كه بتوانيد اين پيام ها را به فرزندتان
منتقل كنيد بايد بتوانيد آرام باشيد. به فرزندتان تكاليف اضافى ندهيد. از كتاب ظنز
مورد علاقه شان براى آنها بخوانيد. اگر نمره ى پايين گرفتند قشقرق به پا نكنيد.
با نشان دادن استفاده هاى عملى خواندن به آنها كمك كنيد اهميت خواندن را درك كنند(مراجعه
كنيد به روش هاى 1511).و مهم تر از همه اين كه با رفتار خود به آنها نشان دهيد: خود
نيز براى لذت بردن بخوانيد.
جان گاترى ، استاد آموزش ، در تحقيق نشان داد كه مردم به دو
دليل مى خوانند:
1. براى كسب دانش .
2. براى لذت و آرام شدن .
اگر به فرزندانتان نشان بدهيد كه از خواندن لذت مى بريد.
آنها نيز مى توانند از الگوى شما تقليد كنند اما اگر به آنها نشان بدهيد كه خواندن
صرفا" يك تكليف است كه بايد انجام شود، و صرفا" به كارهاى درسى مربوط مى
شود، يا بايد براى جلب رضايت شما بخوانند، فرزندانتان را از تجربه ى لذت
درونى خواندن محروم مى كنيد. اگر چنين كنيد فرزندانتان در نهايت هنگام خواندن چنان
تنش خواهند داشت كه نتوانند با خواندن به آرامش دست يابند و هرگز به خواندن عشق
نخواهند ورزيد.
|