تكرار = حفظ كردن = خواندن
بعد از شنيدن داستان و قبل از اين كه فرزندتان بتواند كلمات آن را بخواند، مى توانيد
داستان را از روى تصاوير آن تعريف كند. اين مرحله ، مرحله ى مهمى در مسير خواندن است .
كودك با هجى كردن صداى كلمات قادر به خواندن نمى شود. براى اين كه بتواند مسلط
و روان بخواند بايد بتواند ساختار يك داستان را درك كند و آن را درونى كند.
كتاب هاى مصور با به تصوير كشيدن اتفاقات ، شخصيت ها و موقعيت مكانى داستان به
بچه ها كمك مى كنند كه اين مهارت را در خود پرورش دهند.
چگونه داستان را از روى تصوير تعريف كنيم
از ابتدا شروع كنيد از فرزندتان بخواهيد بگويد كه چه كسانى در داستان نقش دارند و
داستان در كجا اتفاق مى افتد.
صفحات را ورق بزنيد يا از فرزندتان بخواهيد اين كار را انجام بدهد. در هر صفحه از
فرزندتان بپرسيد كه چه اتفاقى مى افتد. اگر نمى تواند يا نمى خواهد بگويد،
صفحه را بخوانيد. در صورت تمايل از فرزندتان بخواهيد پيشگويى كند كه چه
اتفاقى مى افتد.
در آخر از فرزندتان بپرسيد قصه چگونه تمام شد. آيا پايان خوش داشت ؟ آيا
قابل فهم و قابل قبول بود؟
و چند توصيه هنگام به كار گيرى اين مراحل : اصرار نكنيد فرزندتان طرح دقيق داستان
را توصيف كند يا از همان كلماتى استفاده كند كه در كتاب نوشته شده است . اجازه بدهيد
تا حد امكان از تخيل خود استفاده كند. اگر خيلى از موضوع پرت شده مى توانيد بپرسيد:
(در تصوير چه اتفاقى افتاده است ؟ تو از كجا فهميدى ؟) تنها يك پاسخ درست
وجود ندارد پس از پاسخ خلاق فرزندتان با آغوش باز از او
استقبال كنيد. اگر هنگامى كه قصه را از روى تصاوير آن مى خوانيد از خود شور و هيجان
نشان دهيد براى خواندن از روى كلمات تشويق مى شود و شايد ضرورت پيدا نكند در
طول چند ماه آينده يك داستان را بيش از چند صدبار براى او بخوانيد!
37. از بچه ها بخواهيد پس از شنيدن داستان آن را دوباره تعريف
كنند
چند روز پيش كه به كتابخانه رفته بودم كودك پنج ساله اى را ديدم كه قصه سه
بزغاله كوچم را براى كودك سه ساله اى (مى خواند). اين دختر كوچك صفحه هاى
كتاب را روق مى زد و با صداى آهنگين خود داستان آشنا را تعريف مى كرد: سه تا بزغاله
كوچولو بودند! مى خواستند خونه بسازند! يك بزغاله كوچولو خونه اش را، از كاه
ساخت ، اما گرگه ، هوف !، فوت كرد و آن خانه هم خراب شد. يك بزغاله كوچولو خونه
اش را از چوب ساخت و گرگه هوف ! فوت كرد آن خانه هم خراب شد. آن وقت بزغاله
كوچولوى زرنگ كه خونه اش اجرى است و با هوف و فوت اما اين خونه خواب نمى شه !
خلاصه ، گرگه مى ره روى شيروونى و مى افته توى ديگ آب جو# همه بزغاله ها از
خوشحالى مى رقصند. تموم شد.
تمام عناصر داستان اصلى در قصه اى كه دختر كوچك تعريف كرد وجود داشت البته چند
تغيير كوچك هم رخ داده بود، مثلا جايگزينى كلمه (كاه ) به جاى
(پوشال ) (كاه را از تصوير حدس زده بود و كلمه ى
پوشال كمى برايش ناآشنا بود). روشن است كه (خواننده ) داستان را درونى كرده
است و با كمى راهمنايى توسط تصاوير مى تواند آن را دوباره تعريف كند.
تعريف كردن يكى از مهارت هاى مهم تفكر انتقادى است . ممكن است ساده به نظر برسد
ولى واقعا پيچيده است . كودكى كه مى خواهد يك قصه ى پريان را تعريف كند بايد
اصول ترتيب ، شخصيت پردازى ، طرح و درونمايه را درك كند.
اگر صاحب كودكى باشيد حتما با داستان هاى بى سر و تهى كه از وقايع روزمرّه
تعريف مى كند آشنايى داريد. آنها وقتى خرابكارى مى كنند و دسته
گل به آب مى دهند و مى آيند تا به ما نشان بدهند و بگويند چه اتفاقى افتاده است ،
داستانشان نامفهوم است و ما را به كلى گيج مى كند. ما نيز به آنها التماس مى كنيم (از
اوّلش شروع كن !)
بچه هايى كه مى توانند داستانى را به ترتيب از
اول تا آخر و با حذف جزئيات زايد اما با حفظ مفاهيم اصلى تعريف كنند، از مهارتى مفيد و
كاربردى برخوردارند.
اگر مى خواهيد به فرزندتان كمك كنيد اين مهارت را به دست بياوريد او را تشويق كنيد
داستان هاى آشناى خود را از بَر تعريف كند. هفته اى يك بار به جاى اين كه داستان هاى
تكرارى را با صداى بلند بخوانيد، از فرزند پيش دبستانى تان بخواهيد قصه ى
كتاب مورد علاقه ى خود را برايتان ، با استفاده يا بدون استفاده از كتاب به عنوان
راهنما، تعريف كند. اگر فرزندتان كمى بزرگ تر است از او بخواهيد طرح داستان هاى
آشناى خود را براى بچه هاى كوچك تر تعريف كند.
شما مى توانيد مهارت فرزند خود را براى تعريف وقايع زندگى واقعى نيز بهبود
بخشيد. هنگام صرف غذا از فرزندتان بخواهيد خلاصه ى يكى از كارهايى كه در
مدرسه انجام داده را بيان كند. تشويق اش كنيد كه براى روايت خود، قسمت آغاز، ميانى ، و
پايانى قائل شود. براى اين كه گيج نشود از او بپرسيد:
(اول چه اتفاقى افتاد؟ بعد چه شد؟ چگونه تمام شد؟) براى اين كه از روش صحيح
بيان خلاصه ى يك جريان الگويى در اختيار او قرار دهيد، آنچه را در
محل كار، در فروشگاه يا در مسير خانه برايتان اتفاق افتاده تعريف كنيد. بد نيست براى
اتفاقات واقعى زندگى تان يك تيتر خبرى بگذاريد:
(شغل جديد پدر باعث معروفيّت خانواده مى شود (،)مادر از فروشگاه ميوه اى عجيب مى
خرد.) اين كار به شما كمك مى كند ضمن اين كه جزئيات را به ترتيب وقوع بيان مى
كنيد موضوع اصلى را نيز در خاطر داشته باشيد.
چگونه اتفاقات زندگى واقعى خود را تعريف كنيم
1. به موضوع اصلى بيانديشيد. مهم ترين اتفاقى كه افتاد چه بود؟ براى داستان چه
تيترى مى توانيد بگذاريد؟
2. از ابتدا شروع كنيد. افرادى را كه نقش داشتند و
محل وقوع جريان را توضيح دهيد.
3. جزئيات طرح را به ترتيب وقوع اضافه كنيد. سعى كنيد از بيان جزئيات كه به
مفهوم اصلى ربط ندارند يا موضوع را مبهم مى كنند، اجتناب كنيد.
4. در صورت امكان براى داستان خود پايانى پر سر و صدا و هيجانى قرار دهيد.
38. از بچه ها بخواهيد داستان ها را ارزيابى كنند
كاترين مى گويد: (كلافه شده ام ، گزارش هاى را كه درباره ى كودكان مى نويسند
مى خوانم و كتاب هايى كه براى بچه هاى هم سن بچه هاى من توصيه مى كنند تهيه مى
كنم ولى هيچ وقت موفقيت آميز از آب در نمى آيند. كتاب ها يا بيش از حد غم انگيز، يا فاقد
جذابيت يا مبهم يا زيادى بزرگسالانه است . بچه هاى من ترجيح مى دهند به جاى اين كه
از اين كتاب هاى به اصطلاح داغ تازه را آزمايش كنند، خواندن همان كتاب هاى قديمى و
مورد علاقه ى خود را باز هم تكرار كنند.)
در 1979 سام سباستا درباره ى علايق بچه ها نسبت به انواع مختلف داستان تحقيقى
انجام داد و به اين نتيجه رسيد كه :
بچه ها طرح هايى را دوست دارند كه سريع پيش مى رود.
دوست دارند جزئيات محل وقوع داستان ذكر شود.
در بسيارى از اوقات از داستان هاى پند آميز لذت مى برند.
داستان هاى غم انگيز براى آنها ناخوشايند است .
شخصيت هاى مهربان را دوست دارند.
داستان هايى كه بچه ها معمولا در سال هاى اول دبستان انتخاب مى كنند
شامل قصه هاى حيوانات ، قصه هاى طنز، و داستان هاى واقع گرايانه درباره ى خانواده
، دوستان و مدرسه است .
بچه هاى بزرگ تر كتاب هايى را مى پسندند كه موضوع آن فشارهاى گروه هم سن و
سالانه ، عقايد سفت و سخت و تعصب آميز و مشكلات خانوادگى است .
تعجبى ندارد كه منتقدان هميشه همان كتاب هايى را كه كودكان انتخاب مى كنند، انتخاب
نكنند. بچه هاى شما درباره ى ادبيات نظر خاص خود را دارند اما ممكن است براى بيان اين
نظرها به كمك نياز داشته باشند. همانطور كه تجربه خيلى خوب به شما نشان داده
است :
هر كتابى ارزش خواندن ندارد
نبايد انتظار داشته باشيد فرزندتان به هر كتابى كه به او توصيه مى كنيد با
تمام وجود علاقه نشان دهد، حتى اگر اين كتاب ها، كتاب هاى مورد علاقه دوران كودكى
شما باشند. بهتر است به آنها اجازه بدهيد از كتاب هايى كه به نظر آنها بعد است
بدگويى كنند و از كتاب هايى كه لذت مى برند تمجيد كنند، اما آنها را تشويق كنيد
براى دفاع از عقيده ى خود دليل بياورند. كسى كه خواندن را دوست دارد به صورت
خودكار از هر مطلبى خوشش نمى آيد؛ او با نگاهى انتقادى مى خواند، ارزش ادبى را درك
مى كند، سبك و نقطه نظر نويسنده را دقيقا بررسى مى كند و به تدريج و به مرور
زمان علايق شخصى خود را پيدا مى كند.
اين سؤ ال ها به فرزند شما كمك مى كنند تا كتاب ها را ارزيابى
كند:
آيا اين كتاب ، كتاب خوبى بود؟
آيا چنين داستانى مى تواند واقعا اتفاق بيفتد؟
آيا رفتارها و گفته هاى شخصيتها مانند افراد واقعى بود؟
آيا مى توانيم محل وقوع داستان را تصور كنيم ؟
آيا هنگام خواندن داستان در آن (غرق ) شدم ؟
آيا پايان داستان معقول بود؟
آيا پيام نويسنده معقول بود؟
آيا كتاب هيجان انگيز بود؟ جالب بود؟ ناراحت كننده بود؟
آيا وقتى كتاب را بستم باز هم دوست داشتم بخواندن ادامه بدهم ؟
آيا علاقه دارم درباره ى اين موضوع يا از همين نويسنده كتاب ديگرى بخوانم ؟
39. بين داستانها و زندگى بچه ها ارتباط برقرار كنيد
يك معلم كلاس سوم برايم تعريف مى كرد كه داستانى واقعى را براى دانش آموزان
خواند. محل وقوع داستان جامعه اى روستايى بود كه براى بچه هاى كلاس بيگانه بود.
بعد از خواندن داستان كه معلم درباره ى آن با بچه ها بحث كرد، متوجه شد كه در درك
بچه ها نسبت به داستان يك دوگانگى وجود دارد.
بعضى از بچه ها كه در شهر زندگى كرده بودند فكر مى كردند كه داستان سالها
پيش رخ داده است چون همه ى شخصيت هاى آن لباس هاى قديمى به تن داشتند و با اسب و
گارى به اين طرف و آن طرف مى رفتند. بيشتر بچه هايى كه در نواحى كشاورزى
اطراف شهر زندگى كرده بودند چنين برداشتى نداشتند چون در تجربه ى خود به
ديدن اسب و گارى عادت داشتند. چند تا از بچه ها فكر مى كردند كه داستان در كشور
خارجى رخ داده است چون هيچ گاه نام هاى خانوادگى شخصيت هاى اصلى را كه به
نظرشان از كتاب مقدس مسيحيان برگرفته شده بود، نشنيده بودند. تنها چيزى كه همه
بچه ها در آن اتفاق نظر داشتند طرح داستان بود؛ داستان ، ماجراى ساده اى بود كه
براى يك پسر و گربه اش اتفاق افتاد و واقع گرايانه بود نه تخيلى .
دانسته هاى بچه ها بر كوچك ترين متنى كه مى خوانند تاءثير مى گذارد. براى اين كه
بتوانند آنچه را مى خوانند درك كنند بايد بين دانش خود از جهان و آنچه كه در صفحه
چاپ شده است ارتباط برقرار كنند.
دانش پيش زمينه + محتواى داستان = درك متن
شما مى توانيد به بچه ها كمك كنيد بين داستان ها و زندگى واقعى ارتباط برقرار
كنند. براى اين كار به آنها بياموزيد آنچه را مى خوانند با آنچه مى دانند مقايسه كنند.
هنگامى كه با صداى بلند براى بچه ها قصه مى خوانيد، از آنها سؤ
ال بپرسيد. محتواى سؤ ال ها متغيير است اما آنچه در زير آمده است مى تواند شما را
راهنمايى كند:
سؤ ال هايى براى كمك به فرزندتان براى برقرارى رابطه بين
داستان ها وزندگى واقعى
يادت مى آيد كه از مزرعه بازديد كرديم ؟ آيا مانند مزرعه ى اين داستان بود؟
بيابانى كه در قصه وجود دارد با جايى كه ما در آن زندگى مى كنيم چه تفاوتى
دارد؟
آيا بچه هاى اين قصه در زمان ما زندگى مى كنند؟ از كجا مى فهمى ؟
طرح
آيا چنين اتفاقى براى آشنايان ما افتاده است ؟
اگر چنين اتفاقى براى تو مى افتاد چه مى كردى ؟
شخصيت پردازى
اين شخصيت چه احساسى دارد؟ از كجا مى فهمى ؟
اگر تو بودى اين شاهزاده خانم را چگونه توصيف مى كردى ؟
(براى اطلاعات بيشتر درباره ى ايجاد ارتباط با شخصيت ها مراجعه كنيد به روش 40.)
40. بچه ها را تشويق كنيد با شخصيت ها همانند سازى كنند
ليندا پرسيد: (نظرت راج به نمايش چه بود؟)
من گفتم : (بدم آمد. تحمل هيچ يك از شخصيت هايش را ندارم . جز اين كه زبانمان مشترك
است هيچ وجه اشتراك ديگرى با هيچ يك از آن آدم ها ندارم .)
داستان هايى مى توانند ما را عميقا تحت تاءثير قرار دهند كه بتوانيم با شخصيت هاى
آنها ارتباط برقرار كنيم ، چه داستان تخيّلى باشد و چه واقعى . در ادبيات داستانى
شخصيتى كه خوب پرداخته شده باشد نقاط ضعف و نقاط قوتى دارد كه از طريق انديشه
ها، رفتارها، گفت وگوها، روايت مستقيم يا انديشه و كلام شخصيت هاى ديگر داستان آشكار
مى شود. در ساختار سنّتى داستان ، شخصيت اصلى با مشكلى روبه رو مى شود كه
تغييرى در او ايجاد مى كند. وقايع داستان را معمولا برخورد شخصيت اصلى با
مشكل تعيين مى كند. داستان هاى خوب انواع مختلف رفتار را نشان مى دهند. اگر با شخصيت
ها همانند سازى كنيم مى توانيم احساس آنها را درك كنيم و عكس
العمل آنها را پيش بينى كنيم . اگر رفتار و انديشه ى آنها غلط باشد، اين را نيز درك مى
كنيم و آرزو مى كنيم كه روش خود را تغيير دهند.
برخى معتقدند بايد از (آموزش شخصيت ) حمايت شود، مى گويند شخصيت هاى داستانى
مى توانند در ارائه ى الگوى رفتارى خوب براى بچه ها نقش مؤ ثرى داشته باشند.
همان طور كه در قصه هاى سنتى نمونه هاى اخلاقى فراوان است و مثلا مى تواند آنها را
در حكايت هاى سعدى پيدا كنيد. در قصه اى كه خوب پرداخته شده باشد هم نمونه هايى
از رفتار خوب و هم رفتار بد ديده مى شود. داستان خوب به جاى اين كه يك درس
اخلاقى را به زور در حلقوم خواننده فرو كند، به او اجازه مى دهد كه انتخاب كند: به
نظرم بنا به اين دلايل اين شخصيت درست رفتار كرد و اين شخصيت غلط.
پياژه مى گويد كه توانايى كودك براى گذاشتن خود در جاى ديگران يكى از قدم هاى
مهم رشد اوست . خواندن داستان هاى خوب كه شخصيت هاى آنها خوب پرداخته شده اند و
رشد و تغيير مى كنند، به بچه ها كمك مى كند اين قدم مهم را بردارند و به سوى
بزرگسالى حركت كنند.
شما مى توانيد حتى به خردسالان نيز كمك كنيد از شخصيت پردازى دركى به دست
آورند. وقتى با صداى بلند برايشان مى خوانيد، از آنها بپرسيد كه شخصيت يا قهرمان
داستان چه احساسى دارد. آيا تو هم چنين احساسى را داشته اى ؟ آيا تو هم در موقعيت
مشابهى قرار گرفته اى ؟ شخصيت ها با چه مشكلى روبه رو شده اند؟ شخصيت ها بايد
چه كارى انجام دهند؟ شخصيت ها از چه نظر تغيير كرده اند؟
با بچه هاى بزرگ تر مى توانيد درباره ى داستان هاى واقعى صحبت كنيد: درباره ى
مردم ، رفتارها و احساسات آنها و اين كه آيا رفتارشان درست بود يا نه . به يك درس
خشك تاريخ ، كمى شخصيت پردازى تزريق كنيد و ببينيد چقدر جان مى گيرد! چه چيزى
كاشفان را وادار كرد به جست وجو راهى به سوى شرق بپردازند. آيا كارشان درست بود
كه دريانوردان ناآگاه را با خود به هر كجا مى كشيدند تا به هدف خود برسند؟
آيا هدف وسيله را توجيه مى كند؟ وقتى نماينده ى فتحعلى شاه معاهده ى تركمن چاى را
(در سال 1243 ه .ق ) امضا مى كرد چه احساسى داشت ؟ آيا تمام احساس هايش مثبت بود؟
اگر تو بودى چه احساسى داشتى ؟
وقتى بچه ها را تشويق مى كنيد احساس و رفتار شخصيت ها را با احساس و رفتار خود
مقايسه كنند، به آنها كمك مى كنند احساسات و رفتارهايى را كه جنبه ى جهانى دارند،
تشخيص دهند. بچه ها از طريق ادبيات نسبت به احساسات و
اعمال ديگران آگاهى بيشترى پيدا مى كنند و بدين ترتيب در زندگى واقعى خود مى
توانند با ديگران بهتر رابطه برقرار كنند.
41. بين كتاب ها رابطه برقرار كنيد
وانسا كه خواندن كتاب تار عنكبوت شارلوت را تازه تمام كرده بود. سرشار از هيجان
به كلاس آمد. طرح داستان را با دقت و با آب و تاب تعريف كرد كه چه داستان خوبى
بود. چقدر شخصيت ها جالب بودند، بعضى از قسمت هاى آن چقدر غم انگيز بود و بعضى
از قسمت ها چقدر خنده دار.
وقتى صحبتهاى وانسا تمام شد معلم از او پرسيد (آيا استوارت كوچولو و شيپور قو را
خوانده اى ؟) و افزود: (اين كتاب ها هم اثر ايى . بى .وايت ، يعنى همان كسى است كه
تار عنكبوت شارلوت را نوشته است .)
چشمان وانسا گرد شد و با صداى كه از شدت هيجان به زور در مى آمد گفت : (يعنى جز
آن هم چيزى نوشته ؟)
بچه ها در سن و سال خاصى هيچ وقت به اين موضوع نمى انديشند كه كتاب نويسنده هم
دارد. آنها به دنياى يك كتاب وارد مى شوند، رقص كنان از آن عبور مى كنند و با بستن
كتاب از آن دنيا خارج مى شوند. اگر از آن كتاب خوششان آمد ممكن است آن را بارها و بارها
بخوانند.
اگر درباره ى كتاب مورد علاقه ى بچه ها با آنها صحبت كنيد، به جاى اين كه به خاطر
عشقشان همان صفحات ثابت را بارها و بارها بخوانند، مى توانند اين عشق را با خود به
دنياى بيرون بياورند. از بچه ها بپرسيد كه چه چيز خاصى در آن كتاب وجود دارد؟ آيا
موضوع كتاب خاص است ؟ يا نوع آن ، تصاوير، يا شخصيت هايش ؟
آيا از ابتدا تا انتهاى كتاب همين احساس كلى را داشتى كه كتاب عالى است ؟
اگر كتاب از نظر فرزندتان واقعا عالى بود به او كمك كنيد از همان نويسنده كتاب هاى
ديگرى پيدا كند. به خاطر داشته باشيد كه يك نويسنده ممكن است براى گروه هاى سنّى
گوناگون بنويسد. كتابدار مى تواند به شما در انتخاب عناوين مناسب كمك كند. اگر
نويسنده يك سرى كتاب نوشته باشد برنامه ى مطالعاتى فرزندتان تا مدتى پر مى
شود. (مراجعه كنيد به روش 27.)
اگر موضوع كتاب جالب بود، كتاب هاى ديگرى پيدا كنيد كه موضوع مشابهى دارند.
اگر نوع ادبى كتاب (مثلا نمايشنامه ، يا داستان پليسى ) براى فرزندتان جالب بود
به او كمك كنيد كتاب هاى ديگرى از همان نوع پيدا كند. براى اين كه مهارت هاى انتقادى
فرزندتان را برانگيزد از او بخواهيد كتاب هايى را كه موضوعى واحد يا شخصيت هايى
مشابه يا ... دارند با هم مقايسه كند. از او بپرسيد كدام يك را ترجيح مى دهد و چرا.
اگر خودتان هم اهل مطالعه هستيد احتمالا با استفاده از همين روش ها كتاب هاى خود را انتخاب
مى كنيد. موضوع خاصى توجهتان را جلب مى كند و
دنبال كارهاى مشابه آن مى گرديد. نويسنده اى كه تازه با كار او آشنا شده ايد نظرتان
را مى گيرد و برمى گرديد كه ببينيد چه چيزهاى ديگرى نوشته است . علايق بچه ها
تازه در حال شكل گيرى است و آنها براى اين كه كشف كنند كه چگونه
تمايل خود را نسبت به خواندن ارضا كنند، به كمك نياز دارند.
42.بچه ها را تشويق كنيد پاسخ خود را از كتاب بگيرند نه از
شما
كسانى كه من و خواهر و برادرانم را از كودكى مى شناختند مى گويند روى ميز غذاخورى
ما اغلب كتاب هاى مرجع ديده مى شد. اگر كسى بدون قصد و غرض سؤ الى مى پرسيد،
مثلا مى پرسيد: (آيا اهرام نزديك قاهره اند؟) ناگهان ظرف هاى غذا عقب رانده مى شد و
سطح ميز از اطلس هاى جغرافيايى و دايرة المعارف ها پوشانده مى شد. اگر مى
پرسيديم : (ديكته استقلال چيست ؟ ساكسيفون را چه كسى اختراع كرد، كبك لانه خود را
كجا مى سازند؟) جواب پدرم هميشه اين بود: (خودتان پيدا كنيد).
پدر و مادر اولين مرجع اطلاعاتى فرزندان خوداند. به سؤ الات فرزندان خود، به
خصوص سؤ الاتى كه هنگام خواندن به ذهن آنها خطور مى كند، حتما پاسخ دهيد. البته
مى توانيد آنها را در جهت مستقل شدن كمك كنيد و منابع ديگر را به آنها معرفى كنيد. وقتى
روند كلى سؤ ال كردن آنها تغيير مى كند و به جاى اين كه بپرسند: (زرّافه چيست ؟)
مى پرسند: مهم ترين (شكارچى زرافه در طبيعت چه موجودى است ؟) معرفى منابع
جديد اهميت بيشترى پيدا مى كند. به هر حال شما كه پاسخ همه چيز را نمى دانيد و نبايد
و نبايد هم بدانيد. همين قدر كافى است كه بدانيد پاسخ را كجا مى توان پيدا كرد.
در خانه ى شما بايد يك اطلس جغرافيايى ، يك لغت نامه خوب و يك دايرة المعارف (دايرة
المعارف تك جلدى كافيست ) پيدا شود.
چاپ هاى كمى قديمى تر آنها را مى توانيد به صورت دست دوم تهيه كنيد. اگر چاپ آن
به بيش از پنج سال پيش برمى گردد زحمت خريدن آن را به خود ندهيد با گذر زمان
مرز كشورها تغيير مى كند، به واژگان زبان ، لغت هاى جديد افزوده مى شود و واقعيت
هاى علمى تغيير مى كند. اگر رايانه اى با Rom CD داريد مى توانيد يك CD تهيه
كنيد كه تمام اين منابع را شامل شود. اگر مودم داشته باشيد مى توانيد در اينترنت به
بسيارى از آنها دست پيدا كنيد.
منابع مرجع را در جايى قرار دهيد كه به راحتى
قابل دسترسى باشند. براى آموزشِ روشِ استفاده از اين منابع به فرزندان خود، لازم
نيست وقت زيادى صرف كنيد. اگر به صورت عملى به آنها نشان بدهيد مفيدتر و معنى
دارتر است . به مثال زير توجه كنيد:
پسر: پدر، dingbat يعنى چه ؟ انگار يك جور حيوان است ، اما در اين متن انگليسى كه من
مى خوانم آدم ها همديگر را dingbat خطاب مى كنند.
پدر: بيا معنى آن را پيدا كنيم . اگر معنى يك كلمه را ندانيم آن را در كجا مى توانيم پيدا
كنيم ؟
پسر: لابد در فرهنگ لغت .
پدر: درست است ، كدام حرف را بگرديم ؟
پسر: D، اول dingbat.
پدر: باز هم درست گفتى ، حالا از واژه اى راهنما كه در بالاى صفحه نوشته مى شود
براى پيدا كردن صفحه اى كه dingbat در آن نوشته شده است استفاده مى كنيم . اين
صفحه با diet شروع مى شود و با dinghy تمام مى شود پس فكر مى كنم dingbat هم
بايد همين جا باشد، بله ، همين جاست . مى خواهى آن را بخوانى ؟
پسر: ( dingbat. معنى اول : آدم كم عقل . معنى دوم : سنگ يا آجرى كه براى پرتاب
استفاده مى شود معنى سوم : شى ء كوچكى كه نام آن را ندانند يا فراموش كرده باشند.
معنى چهارم : يكى از علائم چاپگر) فكر مى كنم آنى كه در متن من استفاده شده است معنى
اول است .
بعد از چند تمرين مانند تمرين فوق بچه ها مى توانند به تنهايى معنى لغاتى را كه
نمى دانند در لغت نامه پيدا كنند و بدين ترتيب به جاى اين كه به صورت
منفعل اطلاعات را دريافت كنند، آن را به صورت
فعال جست وجو كنند.
بخش 4: رفتار خوب را تغيير دهيد
43. از واژه ها لذت ببريد و اين لذت را نشان بدهيد
داينا و تيم از مدت ها قبل از اين كه پسرشان بن به دنيا بيايد براى سرگرمى در
ماشين ، هنگام سفرهاى طولانى با هم شعر مى ساختند. هنگامى كه به ديدن
فاميل خود مى رفتند، يكى از آن دو به طور ناگهان عبارتى را به زبان مى آورد و اين
عبارت خط اول (شعر ماشينى ) آنها را تشكيل مى داد. سپس ديگرى خط بعدى را مى
افزود و شعر آنها كيلومتر به كيلومتر بلندتر مى شد. گاهى شعر آن قدر جذاب و
پيچيده مى شد كه در آن لحظه كسى كه پشت فرمان نبود آن را براى ادامه ى بازى روى
كاغذ ثبت مى كرد.
اخيرا در سفر به ويرجينيا طبق معمول داينا و تيم
مشغول ساختن شعر بودند كه ناگهان صداى ظريفى از صندلى عقب ماشين بلند شد و يك
خط به شعر اضافه شد! او بن بود، پدر و مادر بن پنج ساله ، هم متعجب شدند و هم
خوشحال . بن هم مفهوم اساسى شعر را درك كرده بود و هم خطى به آن اضافه كرده بود
كه هم قافيه خط قبل بود. اكنون بن در بسيارى از اوقات در بازى والدين خود شركت مى
كند و خطهاى پيشنهادى او روز به روز علاوه بر قافيه ، از نظر وزن معنا نيز بهتر مى
شوند.
در حالى كه رانندگى مى كنيد مى توانيد واژه اى سخت و ناآشنا را براى فرزندانتان
بخوانيد، يا هنگام روزنامه خواندن واژه اى پرطمطراق و دهن پر كن را، بلند خوانى كنيد.
به ريتم ها و قافيه هاى ناهماهنگ در گفتار توجه كنيد. به بازى هاى زبانى اهميت بدهيد
چون فرزندانتان از اين كار خوششان مى آيد و كم كم متوجه مى شوند زبان ارزش كشف را
دارد.
44. افق هاى فرزندتان و افق هاى خود را گسترش دهيد
در مقابل حدود 15 كودك با پيشنه هاى نژادى و سنين مختلف نشسته ام و مى گويم : (مى
خواهم قسمتى از اين كتاب را برايتان بخوانم . از شما مى خواهم هر وقت كلمه اى را
شنيديد كه معنى آن را نمى دانيد، دست خود را بلند كنيد).
بچه ها دور برم جمع مى شوند و من براى آنها درباره ى لاك پشت ها و قورباغه ها مى
خوانم . دست ها بالا مى روند، اول يكى دو تا و بعد بيشتر. بسيارى از بچه ها معنى
دوزيست را نمى دانند. بعضى با شنيدن كلمه مرداب دست خود با بالا مى برند.
چندتايى كلمه خونسرد را نمى فهمند و هيچ يك از آنها نيز معنى شكارچى را نمى داند.
جين چل ، كارشناس خواندن در كتاب بحران خواندن . چرا بچه هاى ضعيف عقب مى افتند به
رابطه ى بين (بسامد بيرون رفتن با بزرگسالان ) و پيشرفت در توانايى خواندن
اشاره مى كند. دانشى كه بچه ها با خود به متن مى آورند، بر آنچه از متن درك مى كنند
تاءثير مستقيم دارد. گسترش دادن تجربيات بچه ها در زندگى مى تواند علايق و
توانايى هاى آنها را در خواندن افزايش دهد.
ما بزرگسالان هنگام خواندن ، مى دانيم كه چگونه كلمه اى ناآشنا را از كلمات اطراف آن
درك كنيم و معمولا مى توانيم براساس متن درباره ى معنى كلمه ى ناآشنا حدسى عالمانه
بزنيم . اما تصور كنيد كه هر سه يا چهار كلمه يك بار به كلمه ى ناآشنا برسد.
كودكى كه با متنى درباره ى لاك پشت ها و قورباغه ها روبه رو مى شود، همان قدر گيج
مى شود كه اگر متنى درباره ى فيزيك نجومى به شما بدهند.
با خارج كردن فرزندتان از محدوده ى كوچك زندگى او، يعنى خانه و مدرسه ، مى
توانيد افق هاى او را گسترش دهيد و بدين ترتيب توانايى خواندن او را افزايش دهيد.
اگر از طرح زير پيروى كنيد، بيرون رفتن با خانواده مى تواند بالقوه دايره ى لغات
و مهارت هاى زبانى فرزندتان را افزايش دهد.
بيرون برويد = درباره ى جايى كه رفتيد صحبت كنيد = كتاب هايى پيدا كنيد كه
موضوع را بسط دهد.
براى بيرون رفتن لازم نيست كه حتما به يك سفر دور و دراز برويد، حتى مى توانيد
كارى ساده انجام بدهيد، مثلا براى خريد روپوش مدرسه به مركز خريد برويد. هدف
اين است كه از بيرون رفتن به عنوان وسيه اى براى آموختن كلمات هنگام خواندن استفاده
كنيد تا بتوانيد از اين مفاهيم و كلمات هنگام خواندن استفاده كنيد و به وسيله ى خواندن نيز
آنها را گسترش دهيد.
رفتن به جاهاى زير مى تواند به گسترش دايره ى لغات و افزايش مهارت هاى زبانى
فرزندتان كمك كند:
موزه سينمانمايش هاى خيابانى
باغ وحش تئاتربازار
راه پيمايى در طبيعت كنسرت نمايشگاه ها
باغ هاى گياه شناسى مسابقات ورزشى شهر بازى ها
45. محيط مناسبى براى خواندن فراهم كنيد
از دوران كودكى ام كتاب داستانى را به خاطر مى آورم كه در صفحه ى
اول آن تصوير يكى از شخصيت هاى اصلى داستان ديده مى شد. اين كودك كناره پنجره
به درون مى تابيد و پشت سر كودك بالش هايى بود به رنگ جواهر، شايد هم بچه
گربه اى در گوشه اى خوابيده بود. هر وقت به مكان بى نقصى براى مطالعه فكر
مى كنم ، همين تصوير به ذهنم مى آيد.
در اين كتاب وقت زيادى صرف كرده ام تا جنبه هاى مهم يك محيط مناسب براى خواندن را
ترسيم كنم : داشتن كتاب و مطالب خواندنى ديگر در خانه ، مطالعه كردن والدين ،
بيرون رفتن و تجربه كردن به صورت مشترك . علاوه بر آن ، محيط مناسب براى
خواندن بايد ساكت ، راحت ، و پرنور باشد.
نياز به سكوت شايد امرى واضح به نظر برسد اما خانه خود را ببينيد و به صداهاى
آن گوش دهيد. آيا صداى تلويزيون و راديو دائم بلند است ؟ آيا فرزندتان مى تواند
در اتاق را ببندد تا صداى دعواى خواهر و برادرش را نشنود؟ آيا همهمه صداى خيابان
شنيده مى شود؟ براى اين كه هدفتان از مطالعه
كامل در متن فرو برويد. اگر صداهاى خارجى حواستان را به طور مكرّر پرت كند،
غيرممكن است بتوانيد تا حد مطلوب جذب متن بشويد. صدا به خصوص حواس بچه ها را
پرت مى كند، آنها را گيج مى كند و آنها را از خواندن دلسرد مى كند.
فرزندتان در مدرسه روى نيمكتى سفت و پشت ميز، مطالعه مى كند. بچه ها به صورت
غريزى تمايل دارند كه روى زمين دراز بكشند. شايد خواندن روى فرش براى آنها از
خواندن پشت ميز راحت تر باشد و شايد رختخواب خود را براى مطالعه به صندلى
ترجيح دهند. اگر امكان مالى آن را داشته باشيد و فضاى كافى نيز در خانه تان
باشد، بد نيست يك مبل راحتى يا متكّاى ويژه براى فرزندتان تهيه كنيد چون بيشتر
بچه ها از داشتن وسايل خصوصى لذت مى برند.
نورى كه از بالاى سر مى تابد در اغلب اوقات تند است و به راحتى نمى تواند با آن
مطالعه كرد. چراغ هاى مطالعه ، به خصوص چراغ هايى كه مى توان جهت نور آن را
تنظيم كرد، در ايجاد محيطى سالم براى مطالعه نقش مهمى دارند.
اگر فضايى ساكت ، راحت و روشن فراهم كرده ايد باز هم كارتان كاملا تمام نشده است .
كار ديگرى كه بايد انجام دهيد اين است كه زمان كافى را نيز در اختيار فرزندتان قرار
دهيد تا بتواند فارغ از كار خانه ، فعاليت هاى ديگر و گفت وگو با اعضاى خانواده ،
بدون مزاحمت به مطالعه بپردازد و در بطن كتاب فرو رود و با آن كاملا درگير شود.
46. تلويزيون را به طور دائم روشن نگذاريد، بلكه از آن عاقلانه استفاده
كنيد
وقتى چيك به دنيا آمد، مليسا و جاش ، مادر و پدرش بهترين برنامه ها را براى او داشتند.
مى خواستند تلويزيون را در اتاق خواب خود نگه دارند و
قبل از كلاس اول دبستان به پسرشان اجازه ندهند آن را تماشا كند. در آن موقع هم فقط
قصد داشتند برنامه هاى مستند طبيعت و برنامه هاى آموزشى را به او نشان دهند.
اما بعد از مدت كوتاهى مليسا به فوايد ويديو براى سرگرم كردن بچه هنگام صرف
غذا پى برد. اگر هنگام صرف غذا يك كارتون
موزيكال در ويديو مى گذاشتند مى توانستند غذا را با آرامش و بدون تنش
ميل كنند. كمى بعد جيك به تعدادى از كارتون ها علاقه مند شده بود و اصرار داشت كه
آنها را بارها تماشا كند. از آنجا كه هزينه كرايه اى فيلم ها زياد شده بود مليسا و جاش
رضايت دادند كه برنامه هاى كودك را از تلويزيون ضبط كنند و آنها را هنگام صرف غذا
براى جيك نمايش دهند. البته تلويزيون نيز كانون اتاق نشيمن آنها شده بود. هر وقت
كه جاش برنامه هاى ورزشى را تماشا مى كرد جيك هم آنجا بود. مليسا متوجه شد كه جيك
صداى خنده اى را كه هنگام نمايش بعضى سريال هاى تلويزيونى پخش مى شود، بسيار
دوست دارد و نسبت به برخى از پيام هاى بازرگانى با ذوق و شوش عكس
العمل نشان مى دهد. وقتى خواهر جيك به دنيا آمد، ديگر نلويزيون بخش بزرگى از روز
او را پر مى كرد.
من نمى خواهم پيشنهاد كنم تلويزيون خود را بسوزانيد چون معتقدم در خانه اى كه به
كتاب خوانى عشق مى ورزند براى تلويزيون نيز جا هست .
البته بد نيست واقعيت را بدانيد: 75 درصد از بچه هايى كه خواندن آنها پايين تر از
سطح متوسط است قبل از رفتن به مدرسه تلويزيون تماشا مى كردند و نسبت بچه هاى
ضعيفى كه بيش از چهار ساعت در روز تلويزيون تماشا مى كنند، دو برابر بچه هايى
است كه در خواندن ، متوسط يا بالاتر از متوسطاند.
اين در خانواده شما چه معنايى دارد؟ واضح است كه وقتى فرزندتان
مشغول تماشاى تلويزيون است ، كتاب نمى خواند. شما بايد محدوديت تعيين كنيد. اگر
نمى خواهيد برنامه هاى خاصى را شامل اين محدوديت كنيد، زمانى را كه فرزندتان صرف
تماشاى تلويزيون مى كند محدود كنيد.
يكى از روشهاى انجام اين كار برگزارى يك همايش خانوادگى است . براى فرزندانتان
توضيح بدهيد كه مى خواهيد همه ى اعضا خانواده زمان تماشاى تلويزيون خود را محدود
كنند تا بتوانند فعاليت هاى خارج از خانه ، مطالعه ، كارِ خانه و يادگيرى بپردازند.
سپس به بچه ها اجازه بدهيد در جلسه ى تصميم گيرى شركت كنند و به سؤ الات زير
پاسخ دهند:
هر هفته چند ساعت مى توانيم تلويزيون تماشا كنيم ؟
كدم برنامه ها مورد علاقه ى ماست و مى خواهيم آنها را تماشا كنيم ؟
چگونه مى توانيم براى برنامه هاى خاص يا برنامه هاى آموزشى وقت بگذاريم ؟
اگر اعضاى مختلف خانواده براى انتخاب كانال نظر واحد نداشته باشند چه كنيم ؟
اجازه بدهيد هريك از اعضاى خانواده از جدول هفتگى برنامه هاى تلويزيون براى انتخاب
برنامه هاى مجاز هفته آينده خود استفاده كند. به صورت خانوادگى ساعت تماشا را محدود
كنيد و اختلاف نظرهايى كه به وجود مى آيد
حل كنيد. برنامه اى را كه به دست آورديد بنويسيد و روى ديوار نصب كنيد و دقت كنيد كه
افراد خانواده در طول يك هفته تا چه حد آن را رعايت مى كنند. در صورت لزوم در برنامه
تغييراتى ايجاد كنيد.
شما مى توانيد با روش هاى مختلف از تلويزيون بهره ى مفيد ببريد. واضح ترين روش
اى است كه برنامه هاى (آموزشى ) مانند مستندهاى طبيعت ، برنامه هايى درباره ى
سفر، تاريخ و غيره را انتخاب كنيد. اما از سطحى ترين
سريال تلويزيونى نيز مى توانبد براى افزايش مهارت هاى زبانى فرزندانتان
استفاده كنيد.
چگونه براى بهبود درك علمى از سريال ها و نمايش هاى تلويزيونى استفاده كنيم .
قبل از تماشاى برنامه از فرزندانتان بخواهيد با تماشاى آن پاسخ سؤ
ال هاى زير را پيدا كنند:
شخصيت هاى اصلى چه كسانى اند؟
فلان شخصيت با چه مشكلى روبروست ؟
چگونه مشكل را حل مى كند؟
بعد از تماشاى برنامه پاسخ فرزندانتان را مرور كنيد و سؤ الات زير را نيز اضافه
كنيد:
به نظر تو اين برنامه در چه قالبى ساخته شده است ؟ واقع گرايانه ، طنز يا خيالى
؟ چرا؟
آيا اين داستان جور ديگرى نيز مى توانست پايان يابد؟
دقت كنيد كه اين سؤ الات مانند سؤ الاتى است كه مى توانيد درباره يك كتاب بپرسيد.
همان طور كه با برنامه سؤ ال هاى خود مى توانيد فرزندتان را به يك خواننده جدى
تبديل كنيد، اين گونه سؤ الات نيز مى تواند او را به يك بيننده ى جدى
تبديل كند (مراجعه كنيد به روش 34). بخشى از خطر تلويزيون انفعالى است كه در
بيننده ايجاد مى كند. برخورد انفعالى با كتاب واقعا" غير ممكن است اما جلوى تلويزيون
به راحتى مى شود حالت گياهى (مثل چغندر) به خود گرفت . فرزندان خود را تشويق
كنيد هنگام تماشاى تلويزيون فكر كنند تا از حالت
منفعل خارج شوند و تلويزيون براى آنها به ابزار آموزشى
تبديل شود.
47. با معلم فرزندتان همكارى كنيد
يكى از آشنايان من كه معلم كلاس دوم است مى گويد: ( دانش آموزان كلاس من به طرز
عجيبى نظر والدين خود را درباره ى آموزش و پرورش حس مى كنند. آنها توانايى هاى
والدين خود را با حس ششم خود نمى فهمند و مى دانند كه كدام يك بهتر مى خواند يا كدام
يك نمى تواند در انجام تكاليف به آنها كمك كند. آنها واقعا مى فهمند كه والدينشان
درباره ى مدرسه و به خصوص درباره ى من چه نظرى دارند...بعضى از والدين هيچ وقت
در مدرسه پا نمى گذارند. حتى در روز مخصوص اوليا و مربيان نيز پيدايشان نمى
شود. اما گاهى جلوى بچه ها جنجال به پا مى كنند كه چرا معلمتان فلان چيز را به شما
درس داده است . از طرف ديگر والدين بسيارى از بچه ها به صورت داوطلبانه حضور
دارند و وقتى كه دنبال فرزندان خود مى آيند با من صحبت و درباره ى برنامه ى درسى
بچه ها سؤ ال مى كنند، لازم به ذكر نيست كه اين بچه ها بهترين بازده را در كلاس
دارند، از انضباط گرفته تا مسائل درسى .)
تحقيقات گوناگونى كه در كشورهاى مختلف انجام شده است نشان مى دهد كه بين موفقيت
نوآمزوان در خواندن و نقش والدين در امور مدرسه ى آنها رابطه اى مهم وجود دارد. منظور من
اين نيست كه تمام علايق خود را كنار بگذاريد تا به انجمن اوليا و مربيان بپيونديد،
بلكه لازم است درك كنيد كه در يادگيرى فرزندتان ، هم در مدرسه و هم در خانه ، نقش
مهمى داريد.
آيا با كتاب هاى درسى فرزندانتان آشنايى داريد؟ آيا وقت مى گذاريد تا كتاب هايى را
كه از كتابخانه به خانه مى آورند، تورق كنيد. آيا مى توانيد با اطمينان بگوييد كه
فرزندانتان با شعر، ادبيات تخيلى ، مطالب غيرادبى ، و نمايشنامه روبه رود شده
اند؟ شايد سطح توانايى فرزندتان را در خواندن بدانيد اما آيا مى دانى كه در
حال حاضر مشغول خواندن چه كتابى است ؟
هرگز دو معلم با سبك كار يكسان كه بر مسائلى در آموزش خود تكيه كنند، پيدا نمى
شود. شما اولين معلم فرزند خود هستيد ممكن است با اخلاق يا روش معلم هاى ديگر اختلاف
پيدا كنيد. شما حق داريد كه معلم را زير سؤ ال ببريد اما اين كار را در حضور فرزند
خود انجام ندهيد. اگر در دل فرزندتان نسبت به نحوه اى كه به او آموزش داده مى شود
شك و ترديد ايجاد كنيد به طور قطع در كلاس دچار
مشكل خواهد شد. وقتى بچه هاى حس مى كنند كه كار معلمشان مورد تُييد شما نيست براى
اطاعت از او و براى توجه به درس و كلاس دليلى نمى بينند. احترام مانند چسبى است كه
سلسله مراتب كلاس را حفظ مى كند. اگر شما نسبت به معلمان فرزندتان بى احترامى
كنيد، فرزندانتان نيز احساس مى كنند كه اجازه دارند خود نيز به آنها بى احترامى كنند.
روش درست اين است كه رابطه اى با معلم فرزتان برقرار تا بتوانيد به راحتى با او
صحبت كنيد. معلم بايد بتواند بدون گرفتن موضع دفاعى از سوى شما درباره ى ضعف
هاى فرزندتان صحبت كند. شما بايد بتوانيد توصيه معلم را درباره ى مطالب
خواندنى جويا شويد، هنگام اشاره به مشكلات ، خونسردى خود را حفظ كنيد و در صورت
لزوم پيشنهاد خود را براى كارهاى كمك آموزشى در خانه بيان يا به نظر معلم گوش
كنيد. اگر شما و معلم بتوانيد مانند يك تيم كار كنيد به نفع شاگرد مشتركتان خواهد
بود.
48. انتظار بالايى داشته باشيد
در بيمارستان هارلم ، براى مدت كوتاهى با پسرى به نام جيمز كار كردم كه گلوله
خورده بود. بسيارى از دندان هاى جيمز روكش طلاى داشت و عمده ترين
مشكل او اين بود كه چرا دكترها (بى خودى ) لباس هاى نوى تنش را پاره كرده
بودند. جيمز كه 13 سال داشت يك فروشنده خرده پاى مواد مخدر بود. من به جيمز گفتم
كه به بچه ها در خواندن كمك مى كنم و او لحنى تمسخرآميز گفت بچه هاى زيادى را مى
شناسد كه اصلا خواندن بلد نيستند اما او و مادرش همان روز صبح سرود روحانى بيست
سوم را از كتاب مقدس خوانده بودند. او در واقع خيلى روان مى خواند اما از مدرسه
دل زده شده بود. جيمز مى گفت : (معلم ها مرا دوست ندراند). بعدا روشن شد كه از زمان
تولد جيمز، مادرش براى هزينه تحصيل او را در دانشگاه پس انداز مى كرده است . جيمز هم
مانند مادرش واقعا انتظار داشت خود را از اين وضع آشفته نجات دهد، به دانشگاه برود و
يك زندگى خوب داشته باشد.
درباره ى اين كه معلم ها خود كارى مى كنند كه انتظاراتشان در كلاس برآورده شود
چيزهاى بسيارى گفته اند: دانش موزى كه از نظر معلم ناموفق است تقريبا" هميشه ناموفق
مى شود و دانش آموزى كه در نظر معلم موفق است معمولا" طبق پيش بينى او به موفقيت دست
مى يابد. اگر با دقت به برخورد معلم با اين دانش آموزان توجه كنيد، الگوهايى را با
دقت به برخورد معلم با اين دانش اموزان توجه كنيد، الگوهايى را خواهيد ديد كه به
طور قطع به نتيجه ى پيش بينى شده منتهى مى شود. معلم از دانش آموز (ناموفق )
كمتر درس مى پرسد و اين دانش آموزان به تدريج
تمايل خود را براى بلند كردن دستشان يا شركت كردن در امور كلاس از دست مى دهند.
اما معلم از دانش آموز (موفق ) بيشتر درس مى پرسد، او را تشويق مى كند كه رهبرىِ
فعاليت ها را در كلاس به عهده بگيرد و عموما" مشوق تلاش هاى اوست . وقتى معلم در
اوايل سال تحصيلى يك دانش آموز را ناموفق رده بندى مى كند مى توان براى كار او
دلايل مختلفى جست و جو كرد. شايد به دليل اختلافات بين شهرى يا تبعيض جنسى يا
شايد حتى به خاطر شهرت منفى او نزد معلمان
سال گذشته باشد. (در مورد جيمز احتمالا" سر و وضع ظاهرى و اخلاق او تاءثير مثبتى
بر معلم ها نداشت ). وقتى والدينِ يك كودم او را ناموفق ارزيابى مى كنند، دلايلى بسيار
پيچيده تر از اين دارد، اما به همين نسبت براى كودك ضرر دارد.
اگر مى خواهيد محيط خانه ى خود را مناسب خواندن كنيد، يكى از مهم ترين قدم هايى كه
مى توانيد برداريد اين است كه به فرزندانتان بفهمانيد كه از آنها انتظارات بزرگى
داريد. طبق تحقيقى كه انجام شد بچه هايى كه در خانواده هاى كم درآمد زندگى مى كردند
اما در خواندن موفق بودند، والدينى داشتند كه از آنها انتظار رفتن به دانشگاه را داشتند.
در واقع تقريبا" همه تحقيقاتى كه نقش والدين را در موفقيت بچه ها در خواندن بررسى
مى كنند، نشان مى دهند كه برخورد والدين با امور آموزشى و موفقيت هاى بچه ها، بسيار
مهم تر از موقعيت اقتصادى - اجتماعى خانواده آنهاست .
هرچه كه بتوانيد به فرزندانتان بدهيد، بايد از نيازهاى اساسى آنها، يعنى غذا،
لباس ، سرپناه ، عشق و باور به توانايى هاى آنها شروع كنيد. و اين نعمت آخر، يعنى
باور به توانايى هاى آنهاست كه بچه ها را از وضعيت متوسط بالاتر مى برد و به
آنها كمك مى كند كه از موانعى مانند معلم هاى بد، امكانات غير كافى و محيط دوستانه عبور
كنند و به عنوان خواننده ، دانش آموز و بالاخره بزرگسالانى توانا، تمام استعدادهاى
بالقوه ى خود را شكوفا كنند.
49. تفاوت هاى بين بچه ها را به رسميت بشناسيد
پى .جى با اعضاى خانواده اش كه نسبت به خواندن ولعى سيرى ناپذير داشتند به هيچ
وجه جور درنمى آمد. او هميشه بازى هاى پر جنب و جوش و بازى هاى ورزشى را به
نشستن و كتاب خواندن ترجيح مى داد. سر ميز غذا برادرها و خواهرهاى او با بيان افكار و
فلسفه هايى كه در كتاب ها مى خواندند بر سر جلب توجه والدين خود با هم رقابت مى
كردند. پى جى بدون مكث غذا مى خورد، قبل از تمام شدن غذاى ساير اعضاى خانواده اجازه
مى گرفت و از سر ميز بلند مى شد و به بيرون از خانه مى دويد تا بازى كند.
پى . جى در طول رشد خود بيرون از جريان عقلانى حاكم بر خانواده ى خود باقى ماند.
على رغم اين كه به دانشگاه خوبى رفت و چند مدرك نيز گرفت ، هنوز خود را (كودن )
مى نامد.
حتى درون يك خانواده واحد نيز رشد، گستره ى توجه و علايق بچه ها مى تواند بسيار
متفاوت باشد. به رسميت شناختن و احترام گذاشتن به اين تفاوتها مى تواند شما و
فرزندانتان را از ناراحتى هاى زيادى در امان دارد.
بعضى از والدين به تفاوت هاى ظاهرى يا تفاوت هاى ظاهرى يا تفاوت استعدادهاى هنرى
فرزندانشان افتخار مى كنند اما همين والدين به سختى مى توانند
قبول كنند كه رشد شخصيتى يكى از بچه ها سريع تر از رشد شخصيتى ديگرى
صورت مى گيرد يا يكى از بچه ها از فعاليت مورد علاقه ى ديگرى است . هرگز نمى
گوييد:(چه بد كه چشمان پسرمان سبز است ، آخر چشمان ساير اعضاى خانواده قهوه
است .) اما اگر پسرتان نتواند خوب بخواند ممكن است به هر غريبه اى كه مى رسيد
بگوييد:(وقتى خواهرانش اين سن بودند خيلى خوب كتاب مى خواندند.)
اين گونه مقايسه ها هميشه تاءثير مخرّب دارد. حتى اگر در حضور فرزندانتان اظهار
نظر نكنيد، آنها اضطراب شما را حس مى كنند. كودكى كه به خواندن علاقه دارد كم رو
مى شود، و كودكى كه نمى تواند خوب بخواند احساس حماقت مى كند.
اگر كودكى به كلى از خواندن دورى كند ممكن است در يادگيرى ، يك ناتوانى جزئى
داشته باشد كه كار خواندن را مشكل و ناخوشايند مى كند. اگر احساس مى كنيد كه ممكن
است چنين مشكلى وجود داشته باشد با معلم فرزندتان در اين باره صحبت كنيد. اما به
خاطر داشته باشيد كه برخى از اين ناتوانى ها هرگز به طور
كامل رفع نمى شود. ممكن است در مدرسه به فرزندتان توجه ويژه بشود و او نيز
بياموزد كه اين نقص خود را جبران كند اما شايد هرگز نتواند آن طور كه شما مى خواهيد
سريع بخواند و از خواندن لذت ببرد.
حتى بچه هايى كه در ظاهر هيچ مشكلى در يادگيرى ندارند و دانشمندترين والدين دنيا را
دارند ممكن است كارهاى ديگر را به خواندن ترجيح بدهند. شما مى توانيد فرزندتان را
سرميزى كه غذاى آن كلم است بنشانيد اما نمى توانيد او را به خوردن آن وادار كنيد.
خواندن نيز همين طور است . بعد از آن همه كارهاى لازم را انجام داديد و همه گفتنى ها را
گفتيد، بقيه اش به سليقه تان ربط دارد. بهترين كارى كه مى توانيد بكنيد اين است
كه ميز را طورى بچينيد كه اشتهاى فرزندتان تحريك شود، سپس غذا را در بشقاب ها
بكشيد و اميدوار باشيد كه الگوى رفتار مناسب شما نتيجه ى مورد نظرتان را سبب شود.
|