فهرست مطالب
سخن ناشر
مقدمه نويسنده
پيشگفتار
ماهيت و آثار سلاحهاى هسته اى
اصول فنى
آثار سلاحهاى هسته اى
گسترش جهانى فناورى هسته اى و موشكهاى بالستيك
گسترش فناورى هسته اى
پيشرفت روزافزون صنعت پرتاب كلاهكها و بمب هاى هسته اى
نكات اصلى
موانع موجود در تعيين انگيزه كشورها براى دستيابى به سلاحهاى هسته اى و
ارزيابىميزان قابليتهاى هسته اى آنها
انگيزه كشورها و فرايندهاى دستيابى
قابليتهاى هسته اى
اهداف كشورها از دستيابى به سلاح هسته اى
نكات اصلى
دو نظريه درباره گسترش سلاحهاى هسته اى
نظريه اول
نظريه دوم
نكات اصلى
روند تكاملى رژيم جهانى منع تكثير سلاحهاى هسته اى
اقداماات آغازين در جهت كنترل سلاحهاى هسته اى (1945 تا 1970)
نكات اصلى
نتيجه گيرى
اطلاعات تكميلى
تاسيسات هسته اى راكتورهاى هسته اى
فناورى غنى سازى :
فناورى سلاحهاى هسته اى
عدم پايبندى عراق به پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى
نظريه والتز
نظريه ساگان
تقويم تحولات هسته اى
سخن ناشر
پيچيدگيهاى روز افزون تحولات نظام بين الملل
و تعامل تنگاتنگ و نزديك فعل و انفعالات سياسى و فرآيندهاى نظامى ، محيط جنگهاى
پيشرفته را از حاكميت مطلق تاكتيك ها و استراتژى هاى نظامى خارج ساخته ، و حوزه نفوذ
و تاثير عوامل تكنولوژيكى ، اقتصادى ، روانى ، فرهنگى ، سياسى و... را در اين محيط
به شدت گسترش داده است . از سوى ديگر بروز تغييرات اساسى در مولفه هاى قدرت
و حاكميت در واحدهاى سياسى كه مى توان آن را پى آمد تحولات فوق دانست ، سبب قرابت
و همگرايى در حوزه مطالعات نظامى ، استراتژيك و روابط بين
الملل شده است .
براى شناخت دقيق و عميق از عوامل موثر و تدام بخش در حاكميت دولتها در اين عرصه ،
ناگريز بايد زمينه آشنايى بيشتر با فضاى طراحى استراتژيك ، تصميم سازى و
مديريت اجرا در ساختار حكومتى و نيروى نظامى آنها، فراهم آيد. در اين رهگذر بررسى
نظريه هاى نظامى - استراتژيكى نخبگان كشورهايى كه به نوعى در محيط امنيت ملى
جمهورى اسلامى ايران موثر هستند از درجه اول اهميت برخوردار است . دوره عالى جنگ با
هدف برگزارى دوره دكترى علوم دفاعى و امنيتى در
سال 1370 تاسيس شد و تا كنون در كنار اجراى برنامه آموزشى ، به مطالعه و تحقيق
در مورد مسايل دفاعى - امنيتى و ساير دانشهاى مرتبط با آن پرداخته است .
اين دوره ضمن بررسى و پژوهش در زمينه هاى سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى ، اجتماعى ،
حقوقى و... در حوزه جنگ و امنيت بر آنست كه نتايج
حاصل را بر حسب اقتضاى ماهيت مساله ، به صورت مقاله ، گزارش و يا كتاب در دسترس
علاقمندان قرار دهد. همچنين دوره عالى جنگ به منظور ترسيم شفاف فضاى حاكم بر محيط
جهانى و آشنايى بيشتر با انديشه هاى بازيگران صحنه بين المللى اقدام به ترجمه و
طرح نظريات و ديدگاههاى مختلف بدون هيچ گونه نقد يا
دخل و تصرف نموده تا در معرض قضاوت ، بحث و نقد كارشناسان و متخصصان
مسايل دفاعى و امنيتى قرار گيرد. بديهى است اتخاذ چنين شيوه اى به مفهوم رد يا
قبرل مفروضات و يا تعابير نويسندگان و ناشران اين مجموعه ها نخواهد بود و باب
بحث و بررسى درباره ارايه شده به منظور
تبادل آرا و ارتقاى سطح دانش و آگاهيهاى علاقمندان ، همواره مفتوح است . اين مجموعه كه
در شمارگان محدود منتشر شده ، در اختيار تعدادى از اساتيد، فرماندهان ، صاحبنظران و
نخبگان نظامى قرار مى گيرد. اميد است با بهره گيرى از نظريات و پيشنهادات ارسالى
، به نحو شايسته تر به رسالت خود جامه
عمل پوشيم .
در تدوين برنامه و انتشار مجموعه فوق از كمكها و رايزنيهاى بسيارى از مديران و
صاحبنظران امور آموزشى و پژوهشى دانشكده - بخصوص آقايان على بختيارپور، على
اكبر رمضانزاده ، حسين سلامى ، احمد غلامپور، غلامرضا محرابى ، مجيد مختارى ، مهدى
نطاق پور و محمد رضا نيله چى - بهره مند بوده ايم . در اينجا از همه آنها و نيز از آقاى
عليرضا فرشچى كه سرپرستى گروه مترجمين را به عهده گرفته اند و همچنين از
كليه ويراستاران و همكاران عزيز كه در به ثمر رساندن اين برنامه نهايت همكارى را
مبذول داشته اند، صميمانه تشكر مى كنيم .
مدير تحقيق و پژوهش دوره عالى جنگ جواد زمان زاده
مقدمه نويسنده
مقاله حاضر به شناسايى عواملى مى پردازد كه تكثير سلاحهاى هسته اى را از
سال 1945 تا كنون به يك پديده جهانى مبدل ساخته اند. در
خلال اين چند دهه ، ماهيت سلاحهاى هسته اى ، روابط سياسى و نظامى ميان كشورها را
متحول ساخته است و همچنين گسترش جهانى فناورى هسته اى و موشكهاى بالستيك بيانگر
آن است كه بر تعداد كشورهايى كه قادر به ساخت سلاحهاى هسته اى و پرتاب آن به
فواصل بسيار دور هستند، افزوده شده است .
اين مقاله همچنين به پيچيدگيهاى موجود در زمينه جهانى شدن
معضل تكثير سلاحهاى هسته اى مى پردازد. شايان ذكر است كه تبيين انگيزه كشورها از
دستيابى به سلاحهاى هسته اى و ارزيابى قابليتهاى حاصله نيز دشوار است .
نگرانيهاى نوين در زمينه تكثير سلاحهاى هسته اى كه به واسطه فروپاشى اتحاد
جماهير شوروى و قاچاق گسترده فناورى هسته اى پديدار گشته ، بر اين دشوارى
افزوده است .
علاوه بر اين برخى از تحليگران عقيده دارند كه تكثير سلاحهاى هسته اى به هيچ وجه
زيانبار نيست ، زيرا اين امر مى تواند به گسترش ثبات منجر شود. عقيده اين افراد با
عقايد و آراى سنتى كه تكثير سلاحهاى هسته اى را
عامل بى ثباتى و يا حتى جنگ هسته اى مى داند، منافات دارد. از اين رو كشورها بيشتر
تلاش خود را صرف اتخاذ تدابيرى در جهت جلوگيرى از گسترش سلاحهاى هسته اى
نموده اند، تدابيرى كه در مجموع به نام ((رژيم جهانى منع تكثير سلاحهاى هسته اى
))شناخته شده است .
پيشگفتار
يكى از بارزترين نمودهاى جهانى شدن سياست
معضل تكثير سلاحهاى هسته اى است . ظهور سلاحهاى هسته اى و قابليت اين سلاحها در وارد
آوردن خسارتهاى بسيار گسترده و حتى جبران ناپذير، جهان را
متحول ساخته است . در حال حاضر فقط پنج كشور آمريكا، روسيه ، انگلستان ، فرانسه و
چين داراى سلاحهاى هسته اى و تجهيزات پيشرفته لازم جهت پرتاب اين سلاحها به
فواصل بسيار دور هستند، اما كشورهاى بسيارى نيز وجود دارندكه قادرند در زمانى كوتاه
سلاحهاى هسته اى توليد كنند و در صورت لزوم با تجهيزات بسيار پيشرفته اى كه
در اختيار دارند، مواضع تعيين شده در فواصل بسيار دور را هدف قرار دهند.
از سال 1945 تا كنون ، پيشرفت فناورى هاى هسته اى ، سياست جهانى را دستخوش
تحولات بنيادينى نموده و شرايطى را ايجاد كرده كه در آن وابستگى هسته اى
استراتژيك كشورها به يكديگر به حقيقتى انكارناپذير
تبديل شده است . اگر چه از اواخر جنگ سرد بر دامنه نگرانيهاى جهانى در زمينه گسترش
سلاحهاى هسته اى افزوده شده است ، به تحقيق مى توان گفت عواملى كه اينگونه
گسترده را موجب گشته است از چندين دهه پيش پديدار شده بود. براى نمونه پيدايش
آگاهى عمومى در زمينه پيامدهاى بسيار مخرب سلاحهاى هسته اى بر انسان پس از بمباران
اتمى شهرهاى (( هيروشيما )) و ناكازاكى در اواخر جنگ جهانى دوم توسط آمريكا
حاصل شد. همچنين ، انفجار هسته اى مهيبى كه در
سال 1986 در نيروگاه هسته اى (( چرنوبيل )) واقع در اتحاد جماهير شوروى سابق
رخ داد نيز جهانيان را از عواقب فاجعه آميز تشعشعات هسته اى كه ممكن است حتى بر يك
منطقه گسترده تاثير بگذارد، آگاه ساخت . از ديگر عواملى كه بر نگرانيهاى جهانى در
زمينه تكثير سلاحهاى هسته اى افزوده است اين كه در
سال 1945 فقط آمريكا قابليت ساخت سلاحهاى هسته اى و
اعمال كنترل بر تمامى فناورى هسته اى را داشت ، اما در
حال حاضر كشورهاى متعددى از توانايى لازم براى ساخت
حداقل سلاحهاى ابتدايى هسته اى برخوردارند كه اين توانايى ممكن است به
دليل تحقيقات گسترده اين كشورها و يا به دليل انتشار فناورى هسته اى در سطح جهانى
ايجاد شده باشد. علاوه بر اين گسترش فناورى لازم براى ساخت موشكهاى بالستيك نيز
حكايتگر اين حقيقت است كه كشورهاى متعددى اكنون قادرند كلاهكهاى هسته اى را به اهداف
دور دست پرتاب كنند.
فروپاشى اتحاد جماهير شوروى معضلات تازه اى را در زمينه گسترش سلاحهاى هسته
ايجاد كرده است . فروپاشى اين كشور، نخستين و تاكنون تنها فروپاشى يك كشور
داراى سلاحهاى هسته اى است و بى شك اين رويداد يا
عامل ديگرى بر نگرانيهاى موجود در زمينه تكثير سلاحهاى هسته اى دامن زده است .
از جمله مباحثى كه از آغاز دهه 1980 به بعد مجادلات بسيارى را موجب گشته ، اين نظريه
است كه گسترش تدريجى سلاحهاى هسته اى و دستيابى ساير كشورها به آن به تنها
به هيچ وجه نگران كننده نيست ، بلكه بايد از آن حمايت و
استقبال شود. نظريه مذكور براين فرض استوار است (( همان گونه كه وجود
بازدارندگى هسته اى ميان شرق و غرب در خلال جنگ سرد، در روابط اين دو كشور نوعى
ثبات ايجاد كرده بود، وجود چنين بازدارندگى مى تواند در شرايط بحرانى نيز ميان
ساير دولتها ثباتبخش باشد))با اين حال ، اين نظريه پيروان چندانى ندارد و از
ديرباز بسيارى بر اين عقيده بوده اند كه گسترش سلاحهاى هسته اى زيانبار است و
بايد با اتخاذ تدابير لازم از تكثير اين سلاحها ممانعت كرد. تمامى تلاشهاى صورت
گرفته براى جلوگيرى از گسترش سلاحهاى هسته اى از
سال 1945 تا كنون در جرگه (( رژيم جهانى منع تكثير سلاحهاى هسته اى ))جاى
يافته است . اين رژيم مشتمل بر مجموعه هايى بهم پيوسته و منسجم از پيمانهاى
كنترل و خلع تسليحاتى و برخى ديگر از توافقهاى بنيادينى است كه امروز، چارچوب
جامعى را براى كنترل عملكرد دولتها، سازمانهاى بين المللى و ديگر
عوامل و عناصر دخيل در حيطه سلاحهاى هسته اى به دست مى دهد. از اين رو، موفقيت جهانى
در زمينه جلوگيرى از گسترش سلاحهاى هسته اى با توان ((رژيم جهانى منع تكثير
گسترده كشورهاى مختلف براى دستيابى به اين گونه سلاحها، رابطه اى مستقيم دارد.
ماهيت و آثار سلاحهاى هسته اى
اصول فنى
هر كشورى براى ساخت سلاحهاى هسته اى بايد به مواد هسته اى اساسى كه براى
توليد اين سلاحها ضرورى است ، دست يابد. دستيابى به اين مواد جز از طريق دست
يافتن به دانش علمى و مهارتهاى فنى بسيار پيچيده و پيشرفته امكان پذير نيست .
انرژى موجود در سلاحهاى هسته اى به دو طريق
حاصل مى شود: يا از طريق (( شكافت اتم هاست ))كه به اين سلاحها در اصطلاح ((
سلاحهاى شكافت پذير))گفته مى شود و يا از طريق (( تركيب اتم هاست ))كه به آنها
سلاحهاى حرارتى - هسته اى يا(( سلاحهاى هم جوشى ))گفته مى شود. شكاف در
اتمهايى چون (( اورانيم و پلونيم ))كه داراى جرم سنگين هستند صورت مى گيرد در
حاليكه همجوشى در اتم هاى هيدروژن (( دوتريم و تريتيم ))كه جرم بسيار اندكى
دارند رخ ميدهد. سلاح شكافت پذير از طريق ايجاد يك واكنش هسته اى
كنترل نشده كه اتم ها را مى شكافد، عمل مى كند. سلاح همجوشى نيز در واقع يك سلاح
شكافت پذير است كه مرحله همجوشى نيز به سلسله
مراحل آن افزوده شده است . فرايند همجوشى به
دنبال فشرده سازى و حرارت دهى اتم هاى هيدروژن از طريق دستگاه شكافت اصلى پديدار
مى شود.
آثار سلاحهاى هسته اى
آثار و عواقب استفاده از سلاحهاى هسته اى بسيار زياد است . از اين رو در
سال 1948 كميسيون سلاحهاى متعارف سازمان
ملل براى تمييز دادن اين گونه سلاحها از سلاحهاى جنگى متعارف ، آنها را در طبقه بندى
جديدى به نام (( سلاحهاى كشتار جمعى ))جاى داد. سلاحهايى كه در گروه سلاحهاى
كشتار جمعى قرار گرفتند، عبارت بودند از: سلاحهاى انفجارى اتمى ، سلاحهايى با
استفاده از مواد راديواكتيو، سلاحهاى شيميايى ، ميكروبى و هر گونه سلاخ يا سلاحهايى
كه آثار مخرب مشابهى داشته باشند، حتى اگر در آينده ساخته شوند. انرژى ذخيره شده
در سلاحهاى هسته اى به سه شكل انفجار، گرما يا تشعشعات گرمايى و تشعشعات هسته
اى آزاد مى شود كه اين اشكال از آزاد سازى انرژى ، بسيار مخرب است . آگاهى جهانى
نسبت به عواقب زيانبار سلاحهاى هسته اى به بمباران اتمى شهرهاى هيروشيما و
ناكازاكى در سال 1945 ( كه اولين و تا كنون آخرين بارى است كه در
طول تاريخ بشرى از اين گونه سلاحهاى مرگبار استفاده شده است ) باز مى گردد.
البته بمب هايى كه بر سر اين دو شهر ژاپن فروريخت در مقايسه با بمب هاى كه تا
كنون آزمايش شده است ، بمبى بود كه اتحاد جماهير شوروى در بحبوحه جنگ سرد آزمايش
كرد، گفته مى شود قدرت انفجار آن با قدرت انفجار 58 ميليون ((T.N.T)) برابرى
مى كرده است .
يكى از ديگر رويدادهايى كه جهان و جهانيان را بهت زده كرد و بيش از پيش آنها را از
عواقب فاجعه آميز انفجارهاى هسته اى آگاه ساخت ، انفجارى بود كه ساعت 23:1 دقيقه
بامداد 26 آوريل 1986 واحد شماره چهار مجموعه نيروگاهى ((
چرنوبيل )) واقع در اتحاد جماهير شوروى سابق را ويران كرد. تخريب گسترده ناشى
از اين انفجار جهانيان را به وحشت انداخت . اگر شجاعتهاى مامورين امر در پيشگيرى از
رخداد انفجارهاى ديگر نبود، عواقب زيانبار اين انفجار بسيار گسترده تر مى گشت . باد
تشعشعات هسته اى حاصل شده را تا فواصل طولانى و به چندين كشور مجاور
انتقال داد كه اين امر باعث نابودى حيوانات بسيارى شد و افراد زيادى نيز كم و بيش به
برخى بيماريهاى ناشى از تشعشعات هسته اى مبتلا شدند.
گسترش جهانى فناورى هسته اى و موشكهاى بالستيك
گسترش فناورى هسته اى
از سال 1945 تاكنون ، فناورى هسته اى در زمينه مصارف صنعتى و نظامى در سطح
جهان گسترش يافته است . در سال 1945 تنها آمريكا از امكانات و تجهيزات لازم براى
ساخت بمب هسته اى برخوردار بود، اما تا سال 1964 چهار كشور ديگر نيز از آستانه
ساخت سلاحهاى هسته اى گذشتند. گذر از آستانه ساخت سلاحهاى هسته اى به معناى
آزمايش بمب هسته اى بود. اين كشورها به ترتيب عبارت بودند از: اتحاد جماهير شوروى
(1949)، انگلستان (1952)، فرانسه (1960) و جمهورى خلق چين (1964). براساس
پيمان منه تكثير سلاحهاى هسته اى ، تمامى پنج كشور فوق الذكر به كشورهاى دارنده
سلاحهاى هسته اى معروفند و اين بدان معناست كه ((اين كشورها تا
قبل از اول ژانويه 1967، آزمايش بمب هاى هسته اى و يا ديگر سلاحهاى هسته اى را با
موفقيت پشت سر گذاشته اند)) گرچه از آن پس تاكنون هيچ كشورى به عضويت
كشورهاى دارنده سلاحهاى هسته اى پذيرفته نشده است ، اما كشورهاى متعددى وجود دارند
كه به امكانات لازم براى ساخت سلاحهاى هسته اى درست يافته اند.
از سال 1945 تاكنون نيز تغييراتى ساختارى در بازار داد و ستد تجهيزات هسته اى
غير نظامى ايجاد شده است . پس از پايان جنگ جهانى دوم ، آمريكا به مدت چندين
سال ، تنها توليد كننده و فروشنده اين تجهيزات و مواد بود، اما تا
سال 1970 كشورهايى چون آلمان ، فرانسه و بعد از آن ژاپن نيز پا به عرصه رقابت
گذاشتند. امروزه كشورهايى همانند آفريقاى جنوبى و برخى كشورهاى عضو اتحاد
جماهير شوروى سابق نيز به اين جمع پيوسته اند.
با افزايش شمار كشورهاى توليد كنده و فروشنده تجهيزات و مواد هسته اى و كاهش
تقاضا در زمينه انرژى هسته اى در سطح جهانى (كه انتظار مى رود تا مدتهاى مديدى به
طول بيانجامد)، بيم آن مى رود كه برخى از اين كشورها آيين نامه و موافقتنامه هاى موجود
در زمينه عرضه اينگونه تجهيزات و مواد را ناديده بگيرند و راه را براى تكثير
سلاحهاى هسته اى هموار سازند. اين نگرانى تا حدود زيادى بيجاست و بررسى برخى
نمونه ها كه در ادامه بخش مى آيد آن را به اثبات مى رساند، اما عدم وجود توافق - در
زمينه اهداف كشورهاى مختلف از دستيابى به فناورى هسته اى - ميان كشورهاى عرضه
كننده اين فناورى ، اختلافات زيادى ايجاد كرده است .
پيشرفت روزافزون صنعت پرتاب كلاهكها و بمب هاى هسته اى
در خلال دهه 1950 بمب هاى هسته اى را هواپيماهاى
غول پيكر خاصى كه بدين منظور طراحى و ساخته شده فرو مى ريختند. به تدريج با
گسترش فناورى ساخت موشك بالستيك و فراهم آمده امكان ساخت كلاهك هسته اى سبك و
كوچك و قابل نصب بر موشكهاى بالستيك ، پرتاب كلاهك هسته اى از طريق موشكهاى
بالستيك ميسر گشت .
فناورى ساخت موشكهاى بالستيك بسيار پيچيده است و تا همين اواخر در انحصار چند كشور
صنعتى پيشرفته بود، اما همانند فناورى هسته اى ، اين فناورى نيز به تدريج در
اختيار كشورهاى متعددى قرار گرفت . امروز برخى كشورها قادرند موشكهاى بالستيك را
از پايگاه هاى فضاى پرتاب كنند و برخى ديگر برنامه هاى گسترده اى براى ماخت
موشكهاى بالستيك در دست اجرا دارند. اگر اين كشورها از موشكهاى بالستيك خود براى
پرتاب كلاهكهاى هسته اى استفاده كنند قادر خواهند بود مواضع و اهداف موجود در
فواصل بسيار دور را هدف قرار دهند و اين امر به معناى گسترش احتمالى ميدان نبرد
استراتژيك است .
نكات اصلى
ماهيت سلاحهاى هسته اى ، گسترش قابليتها و امكانات لازم براى ساخت اين گونه سلاحها
به اقصى نقاط جهان از سال 1945 به بعد،
معضل تكثير سلاحهاى هسته اى را به يكى از نمودهاى روشن جهانى شدن سياست
تبديل نموده است .
با پايان گرفتن جنگ سرد و فروپاشى اتحاد جماهير شوروى ، نگرانيهاى تازه اى در
زمينه تكثير سلاحهاى هسته اى ايجاد شد.
مباحث جنجال برانگيزى در مورد مفيد يا مضر بودن گسترش بيشتر سلاحهاى هسته اى به
چشم مى خورد.
به مجموعه تدابير اتخاذ شده براى جلوگيرى از گسترش سلاحهاى هسته اى ، رژيم
جهانى منع تكثير سلاحهاى هسته اى گفته مى شود.
يكى از مراحل اصلى فرآيند تكثير سلاحهاى هسته اى ، دستيابى به فناورى لازم براى
توليد مواد هسته اى شكاف پذير به منظور ساخت سلاحهاى شكاف پذير (هسته اى ) و
سلاحهاى همجوشى (حرارتى - هسته اى ) مى باشد.
آثار فوق العاده سلاحهاى هسته اى در قالب انفجار، تشعشعات گرمايى وتشعشعات هسته
اى است .
گسترش فناورى هسته اى لازم براى استفاده هاى نظامى و غيرنظامى در سطح جهان از
سال 1945 تا كنون ، موجب گشته است تا علاوه بر كشورهاى دارنده سلاحهاى هسته اى ،
كشورهاى متعدد ديگرى نيز از قابليتهاى ضرورى ساخت سلاحهاى هسته اى بر خوردار
گردند.
از سال 1945 به بعد، تغييراتى در ساختار بازار داد و ستد تجهيزات هسته اى
غيرنظامى پديدار گشت . اين تغييرات به نگرانيهايى در مورد تكثير سلاحهاى هسته اى
دامن زد، زيرا با افزايش عرضه كنندگان اين گونه تجهيزات و مواد، امكان تكثير اين
سلاحها بيشتر مى شد.
گسترش فناورى ساخت موشكهاى بالستيك و پرتاب اين موشكها از پايگاههاى فضايى
سبب شده است كشورهاى متعددى از قابليت پرتاب كلاهكهاى هسته اى به
فواصل بسيار دور برخوردار گردند.
موانع موجود در تعيين انگيزه كشورها براى دستيابى به سلاحهاى هسته اى و
ارزيابىميزان قابليتهاى هسته اى آنها
انگيزه كشورها و فرايندهاى دستيابى
انتظار مى رفت كشور يا كشورهايى كه در صدد دستيابى به سلاح هسته اى هستند در اين
امر از همان الگويى پيروى كنند كه پنج كشور دارنده سلاحهاى هسته اى پيش تر آن را
بنيان گذاشتند. ارزيابى انگيزه كشورها براى دستيابى به سلاح هسته اى به طور
عمده بر مبناى دلايل استراتژيك و سياسى استوار بود، دلايلى كه آمريكا، شوروى ،
انگلستان ، فرانسه و چين را به ساخت سلاح هسته اى تحريك و ترغيب كرد.
انگيزه استراتژيك كشورها بيشتر به دليل نقشى است كه سلاحهاى هسته اى در جنگ
جهانى دوم و دوران جنگ سرد ايفا كردند، زيرا در آن دوران اين سلاحها، ابزارى محسوب مى
شدند كه ارمغان آور پيروزى بودند. بعد از آن اذهان جهانيان به نقش بازدارندگى
سلاحهاى هسته اى معطوف شد و اين تصور متداول شد كه يكى از
دلايل اصلى اشتياق كشورها به داشتن سلاح هسته اى ، بازداشتن ساير كشورهاى دارنده
اين گونه سلاحها از حملات آتى مى باشد. علاوه بر
دلايل استراتژيك فوق الذكر، دليل سياسى نيز در اين بين نقشى حياتى ايفا مى كرد،
زيرا بر همگان مسلم بود كه كشورهاى دارنده سلاح هسته اى به
دليل قابليتهاى بى نظير اين سلاحها در محافل بين المللى حرف
اول و آخر را مى زند.
همچنين ، تحليلگران سنتى فرآيند دستيابى به سلاح هسته اى بر اين عقيده بودند كه
نوعى (( جبر تكنولوژيكى )) در اين زمينه حكم فرماست . اين بدان معناست كه كشورهايى
كه در پى دستيابى به سلاح هسته اى هستند راهى را طى مى كنندكه كشورهاى دارنده اين
گونه سلاحها پيشتر آن را پيموده اند. از اين رو، بر اساس نظر اين تحليلگران ،
كشورهايى كه خواستار در اختيار گرفتن سلاح هسته اى هستند به ايجاد تاسيسات هسته
اى مبادرت مى كنند، سلاحهاى توليدى خود را انباشت مى كنند و سرانجام درصدد ساخت
تجهيزات لازم براى پرتاب اين سلاحها بر مى آيند: گرچه تمامى گفته هاى فوق در
مورد انگيزه كشورها در زمينه دستيابى به سلاح هسته اى صحيح است اما بايد توجه
داشت كه باگذر زمان ، دلايل و اهداف ديگرى نيز به جمع دلايلى پيوسته اند كه
قبل از اين اشاره شد و به همين سبب آگاهى كامل از انگيزه كشورها ابعاد تازه اى به خود
گرفته است . اكنون ، نمى توان تنها با توسل به يك
عامل ، پديده تكثير سلاحهاى هسته اى را تشريح كرد، چرا كه در اين زمينه
عوامل متعددى دخيل اند.
1 - عامل اول را مى توان شرايط تكنولوژيكى لقب داد، بدين مضمون كه وجود فناورى
هسته اى و نيز متخصصان اين امر، مى تواند مشوق كشورى براى دستيابى به سلاح هسته
اى باشد.
2 - عامل دوم ضروريات داخلى نام دارد. اين تصور به معناى آنست كه اوضاع و
احوال سياسى داخلى يك كشور ممكن است رهبران آن را دستيابى به سلاح هسته اى وادار
سازد.
3 - جايگاه سلاحهاى هسته اى در زمينه نحوه برخورد - چه با دشمن و چه با دوست -
عامل سوم تشويق كشورها براى دستيابى به اين گونه سلاحهاست ، زيرا در اختيار داشتن
اين سلاحها برابر با در اختيار داشتن برگ برنده در مذاكرات سياسى است .
4 - عامل چهارم ، عامل جلوگيرى از مداخله خارجى است ، يعنى در اختيار داشتن سلاح هسته اى
سد محكمى است براى جلوگيرى از مداخلات ساير كشورها در امور داخلى يك كشور.
5 - پنجمين و آخرت عامل به حيطه اقتصاد باز مى گردد، به عبارت ديگر كشورى كه از
سلاح هسته اى بهره مند است قادر است از ديگر كشورها امتيازات اقتصادى بگيرد.
در اين قسمت تا كنون به عواملى پرداخته ايم كه مشوق كشورها در امر دستيابى به
سلاح هسته اى است . حال به عواملى مى پردازيم كه مانع دستيابى به اين گونه
سلاحهاى كشتار جمعى مى شود. در ابتدا بايد يادآور شد كه ذكر اين
عوامل در حكم رد صريح فرضيه ((جبرتكنولوژيكى )) است . مبنى براينكه چنانچه
كشورى از امكانات ضرورى ساخت سلاح هسته اى برخوردار گردد، بلافاصله در اين راه
قدم مى گذارد. از جمله اين عوامل بازدارنده مى توان به ايجاد دگرگونى و
تحول در زمينه شرايط استراتژيك ، ايجاد اتحاد با يك كشور دارنده سلاح هسته اى ،
مواجه شدن با مشكلات و موانع فنى در زمينه ساخت سلاحهاى هسته اى و اين تصور كه
دستيابى به سلاح هسته اى نه تنها ((ثبات زا)) نيست ، بلكه ((ثبات بر)) مى باشد،
اشاره داشت .
علاوه بر آنچه گفته شد، تحولات جديد نشان مى دهد كه نبايد از سطح دولتهاى غير
رسمى نيز غافل بود، زيرا كه انگيزه عوامل دولتهاى غير رسمى و قدرتهاى غير دولتى
از انگيزه دولت ها جداست . در خلال سه دهه اولى كه از حيات
مسايل هسته اى مى گذشت ، تمامى تو جهات معطوف دولتها بود، زيرا نه تنها دولتها
از امكانات لازم براى ساخت سلاحهاى هسته اى بر خوردار بودند، بلكه داد و ستد هسته اى
نيز بر مبناى دولتى صورت مى گرفت و دولتها پيمانهاى بين المللى
كنترل و خلع سلاح هسته اى را تدوين و امضا مى كردند، اما امروز چنين نيست ، چرا كه روز
به روز عوامل غير دولتى در زمينه ترورسيم هسته اى در
خلال دهه هاى 1970 و 1980 نشان مى دهد كه دستيابى برخى گروهها به سلاح هسته
اى و تهديد اين گروهها در مورد حمله به تاسيسات هسته اى نظامى و غيرنظامى بسيار
خطر آفرين است . بررسى هاى انجام شده از سوى ((گروه ضربت بين المللى مقابله با
ترورسيم هسته اى )) نشان مى دهد كه اگر يك گروه تندروى تروريستى به ميزان
كافى به مواد منفجره قوى و مواد شكافت پذير غنى شده دست يابد، قادر است براحتى
بمب هسته اى بسازد. البته اكثر صاحب نظران امور امنيتى عقيده دارند كه اين گروههاى
تروريستى به طور عمده ، خواهان تهديد به استفاده از سلاح هسته اى و ايجاد دلهره و
ناامنى و اغتشاش اجتماعى هستند تا استفاده عملى از اين گونه سلاحهاى مرگبار و
قتل هزاران نفر. البته مثالهايى كه در ذيل به شرح آنها مى پردازيم ، بانظر اخير،
يعنى عدم استفاده گروههاى تروريستى از سلاحهاى مرگبار منافات دارد.
تجزيه و تحليل بمب گذارى مركز تجارت بين المللى نيويورك در
سال 1993 حاكى از آن است كه اگر بمب در طرف ديگر ستون اصلى ساختمان كار
گذاشته شده بود، به طور حتم يك يا هر دو برج فرو مى ريخت و به مرگ هزاران هزار
انسان منجر مى شد. البته ، خوشبختانه بمب كار گذاشته شده در اين ساختمان در زمره
بمب هاى متعارف (غير هسته اى ، غير شيميايى و...) بود. استفاده از سلاحهاى كشتار جمعى
(گاز شيميايى مخرب اعصاب ) در متروى توكيو در
سال 1995 كه تلفات زيادى در بر داشت و خيلى از مردم را وحشتزده كرد، بيانگر ايجاد
تغييراتى بنيادين در نحوه عملكرد عوامل غير دولتى است . تاكنون اين اولين بارى است
كه گوههاى تروريستى از سلاح كشتار جمعى استفاده كرده اند. البته بايد دقت كرد كه
اين حمله نيز مى توانست با استفاده از سلاحهاى اتمى باشد و فاجعه جبران ناپذيرى
به بار آورد. از ديگر عوامل موثر در زمينه تكثير سلاحهاى هسته اى ، قاچاق مواد و
تجهيزات هسته اى است . براى نمونه همراه احتمال آن مى رود كه گروههاى قومى درگير
در جنگ داخلى براى پيشبرد اهداف نظامى و سياسى خود از سلاح هسته اى استفاده كنند. چ
به تازگى رسانه هاى بين المللى نيز به مساله قاچاق مواد هسته اى توجه بسيارى
مبذول مى دارند. اما پى بردن به عمق فاجعه براحتى ميسر نيست ، زيرا تعيين اين امر كه
مواد هسته اى بين چه گروهها و كشورهايى قاچاق شده و به چه منظور اين گروهها و
كشورها درصدد دستيابى به اين مواد بوده اند، بسيار دشوار است . گرچه ممكن است
قاچاق مواد هسته اى به دست افراد يا گروههاى سودجو صورت بگيرد، بايد اين امكان را
مدنظر داشت كه برخى سازمانهاى تبهكار فراملى خواهان ايجاد بازارهاى سياه بين
المللى به منظور دادوستد مواد و تجهيزات هسته اى مى باشند.
ترس و واهمه از توسل احتمالى برخى گروههاى قومى درگير در جنگ داخلى به استفاده
از سلاحهاى هسته اى نيز در مباحث امنيت بين المللى ، از پايان جنگ سرد تا كنون ،
خودنمايى مى كند. عامل اصلى نگرانى در پيش بينى شرايطى ريشه دارد كه ممكن است
به تهديد استفاده از سلاحهاى هسته اى توسط اين گروهها منجر شود، زيرا به هيچ وجه
اين شرايط قابل پيش بينى و ارزيابى نيست . همچنين ، تعيين اين موضوع كه آيا رهبران
گروههاى درگير در جنگ داخلى در شرايط سياسى ، نظامى ناپايدار همچنان مسوولانه و
عاقلانه عمل خواهند كرد يا خير، بسيار دشوار است . علاوه بر اين ، در اختيار داشتن يك يا
تعداد محدودى بمب يا سلاح هسته اى نيز مى تواند مشوق بكارگيرى اين سلاحها و يا
اتخاذ تدابيرى پيشگيرانه در اين زمينه باشد، زيرا دارندگان اين سلاحها بيم آن دارند
كه مبادا محل استقرار اين سلاحها شناسايى و سپس نابود شوند.
قابليتهاى هسته اى
مساله ارزيابى قابليتهاى هسته اى يك كشور و تعيين اين كه آيا در تكثير سلاحهاى هسته
اى موفق عمل كرده است يا خير نيز همانند ارزيابى انگيزه دستيابى به سلاح هسته اى
دشوار است . دولت هند در سال 1974 با انجام يك آزمايش هسته اى زير زمينى كه به
گفته دولتمردان اين كشور يك انفجار هسته اى صلح آميز بود، بر دشواريهاى مساله
افزود. البته در سالهاى آزمايشات هسته اى در جهت تحقق اهداف غير نظامى ، امرى بديهى
مى نمود. براى مثال اتحاد جماهير شوروى سابق با انجام اين گونه آزمايشها براى
پيشبرد طرح هاى صنعتى و مهندسى خويش تلاش مى كرد از آنجا كه فناورى ، مواد و
تجهيزات بكار رفته در آزمايشهاى هسته اى صلح آميز با فناوريها و مواد بكار گرفته
شده در ساخت سلاحهاى هسته اى تشابه بسيار دارد تعيين اين امر كه آيا كشورى كه به
انجام چنين آزمايشهاى دست زده است ، سلاح هسته اى در اختيار دارد يا خير، به سختى امكان
پذير است .
علاوه بر اين ، مرورى بر تاريخچه امور هسته اى آفريقاى جنوبى نيز ثابت مى كند كه
پاسخ به اين پرسش كه آيا كشورى سلاح هسته اى در اختيار دارد يا خير، چندان آسان
نيست . در 24 مارس 1993 دكلارك (kierk de)، رئيس جمهور وقت آفريقاى جنوبى به
طور رسمى اعلام كرد كشورش نا سال 1989 موفق به ساخت شش بمب هسته اى شده ، اما
پيش از امضاى پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى تمامى آنها را بر چيده بود. اين بيانيه
بر نصورات كارشناسان بسيارى مبنى بر اينكه آفريقاى جنوبى در دهه 1980 داراى
سلاح هسته اى بوده است ، مهر تاييد زد و نشان داد كه براى ساخت سلاح هسته اى هيچ
نيازى به انجام آزمايش انفجار هسته اى وجود ندارد. در
خلال دهه اى 1970 و 1980 كشورهاى هند، آفريقاى جنوبى ، آرژانتين ،
برزيل ، پاكستان و رژيم صهيونيستى در گروه ((آستانه اى )) دارنده سلاح هسته اى
جاى گرفتند.
بسيارى اذعان داشتند كه اين شش كشور در زمينه فناورى هسته اى به پيشرفتهاى
قابل توجهى دست يافته اند، اما اين كشورها از پذيرش بازرسى آژانس بين المللى
انرژى اتمى از تاسيسات و مواد هسته اى خود سر باز زدند. البته ، اكنون آرژانتين و
آفريقاى جنوبى پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى را امضا كرده اند و
برزيل نيز پيمان تلاتلولكو (tiatioico of treaty) را كه هدف از تدوين آن
تبديل منطقه آمريكاى مركزى و كارائيب به منطقه عارى از سلاحهاى هسته اى است ، امضا و
تصويب نموده است . اما كشورهاى هند، پاكستان و رژيم صهيونيستى هنوز از امضاى پيمان
منع تكثير سلاحهاى هسته اى امتناع مى ورزند.
همچنين بر همگان آشكار شده است كه علاوه بر كشورهاى ((آستانه اى ))، چند كشور ديگر
چون سوئد و كره جنوبى نيز برنامه هايى براى ساخت سلاحهاى هسته اى در دست اجرا
داشته اند، اما بعد آن برنامه ها را رها كرده اند. كره جنوبى بر آن بود كه چنانچه
زمانى چتر حمايتى امريكا از سر اين كشور برداشته شود، خود به ساخت سلاحهاى هسته
اى براى حفظ امنيت ملى خويش در برابر كره شمالى روى آورد. در
حال حاضر هر دو كشور سوئد و كره جنوبى پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى را امضا
كرده اند.
ارزيابى قابليتهاى هسته اى كشورهاى امضا كننده اين پيمان بسيار آسانتر است ، چرا كه
تمامى مواد و تاسيسات هسته اى كشورهاى امضا كننده آن تحت مراقبت و بازرسى
كارشناسان آژانس بين المللى انرژى اتمى قرار دارند، به عبارت ديگر تمامى طرحها و
برنامه هاى هسته اى كشورهاى امضا كننده اين پيمان در معرض نظارت و بازرسى دايم و
مستمر قرار دارند. تا كنون مشاهده نشده است كه از برنامه هاى هسته اى صلح آميزى كه
تحت نظارت آژانس بين المللى انرژى اتمى است در جهت مقاصد نظامى و ساخت سلاح هسته
اى سوء استفاده شده باشد.
با اين حال ، آنچه كه به طور تلويحى و با توجه به سطور فوق مى توان دريافت
اين است كه كشورهاى پيشرفته صنعتى بسيارى هستند كه از امكانات و فناوريهاى لازم
براى توليد مواد شكافت پذير و ساخت سلاحهاى هسته اى برخوردارند و اگر مقتضيات
سياسى شان ايجاب كند، بى درنگ در اين مسير قدم مى گذارند. بنابراين ،
عامل بازدارنده اصلى اين كشورها كه در اصطلاح ((تكثير كنندگان بالقوه )) ناميده مى
شوند، مانع تكنولوژيكى نيست ، بلكه مانع سياسى است . براى نمونه ، دو كشور آلمان
و ژاپن كه از تاسيسات وسيع و بسيار پيشرفته هسته اى برخوردارند، چنانچه فكر
ساخت سلاحهاى هسته اى را در سر بپرورانند، با اعتراضات داخلى و بين المللى بسيارى
مواجه خواهند گشت .
آنچه در دوران معاصر بيش از هر عامل ديگرى مساله قابليتهاى هسته اى را متاثر از خود
ساخت ، فروپاشى اتحاد جماهير شوروى در
سال 1991 بود.
اتحاد جماهير شوروى پيش از فروپاشى به استقرار مجموعه اى گسترده از سلاحهاى
هسته اى دست زده بود. اين مجموعه مشتمل بر زرادخانه اى عظيم ،
شامل تعداد انبوهى از سلاحهاى تاكتيكى و استراتژيك و تاسيسات زيربنايى هسته اى
بود كه در آنها قريب به يكصد هزار نفر مشغول به كار بودند. با فروپاشى اتحاد
جماهير شوروى ، اين زرادخانه هاى عظيم و تاسيسات زيربنائى پشتيبانى كننده از آنها
در سرتاسر جمهورى هاى تازه استقلال يافته شوروى پراكنده شد و بدين سبب ،
نگرانيهاى گسترده اى در زمينه احتمال تكثير بيشتر سلاحهاى هسته اى بوجود آمد. با
فروپاشى اتحاد جماهير شوروى تلاشهاى بسيارى به منظور تحت
كنترل در آوردن زرادخانه ها و تاسيسات هسته اى اين كشور
معمل آمد. آمريكا در دسامبر 1991 ((قانون كاهش تهديد شوروى )) را كه به نام ((برنامه
حفاظتى ، امنيتى و برچينى سلاحهاى هسته اى نان لوگار))نيز معروف است ، از تصويب
گذارند. هدف از تدوين اين برنامه ، تامين منابع مالى لازم براى خلع سلاح هسته اى
كامل روسيه سفيد، قزاقستان و اوكراين بود، سه كشورى كه با روسيه فدراتيو، تمامى
زرادخانه ها و برنامه هاى تاسيسات هسته اى احاد جماهير شوروى سابق در خاك آنها بود.
همچنين در مورد ابتقال
تمامى سلاحهاى هسته اى تاكتيكى به روسيه فدراتيو كه در سراسر اتحاد جماهير
شوروى سابق پراكنده شده بود، موافقتهايى به
عمل آمد. به هر حال ، بين سالهاى 1991 تا 1994 مذاكراتى بسيار جدى و مستمر با
حضور دولتهاى روسيه سفيد، قزاقستان و اوكراين در زمينه جمع آورى سلاحهاى هسته اى
استراتژيك كه در خاك اين سه كشور استقرار يافته بود، صورت پذيرفت . اين
مذاكرات به ثمر نشست و سه كشور فوق كه آخرينشان اوكراين بود با
انتقال سلاحهاى استراتژيك به روسيه فدراتيو و انبوه سازى همه آنها در آنجا، موافقت
كرده ، پذيرفتند به عنوان ((كشورهاى فاقد سلاح هسته اى )) پيمان منع گسترش
سلاحهاى هسته اى را امضا كنند.
با توجه به وسعت تاسيسات هسته اى اتحاد جماهير شوروى سابق پرسشهاى بسيارى
در اين باره مطرح است ، پرسشهايى مانند چگونه مى توان تمامى كاركنان اين تاسيسات
را كه از قبل در كار ساخت سلاح هسته اى بوده اند استخدام كرد؟ آيا تدابير امنيتى لازم و
كافى براى محافظت از اين تاسيسات به عمل مى آيد؟ با مواد هسته اى اضافى چه بايد
كرد؟ آيا در جمهوريهاى استقلال يافته اتحاد جماهير شوروى سابق نظارت و
كنترل صحيحى در زمينه صادرات مواد و فناوريهاى هسته اى
اعمال مى گردد؟ البته گامهاى مثبتى در زمينه پاسخگويى به پرسشهاى فوق
برداشته شده است . علاوه بر آن ، دو ((مركز بين المللى علوم و فناورى )) در شهرهاى
مسكو و كيف بر پا شد تا بلكه از فرار مغزهاى هسته اى شوروى سابق كه جزييات
كامل برنامه هاى هسته اى اين كشور را در اختيار داشتند، جلوگيرى كنند. در
مقابل ژاپن و اتحاديه اروپا منابع مالى لازم را فراهم آوردند تا كاركنان تاسيسات هسته
اى غير نظامى كشورهاى خود بكار گيرند.
اين طرحها تنها بخشى از اقدامات موفقيت آميزى بوده است كه به منظور جلوگيرى از
تكثير بيشتر سلاحهاى هسته اى كه به دليل فروپاشى اتحاد جماهير شوروى بيم آن مى
رفت به انجام رسيده است . با اين حال ، تا زمان پايان يافتن تمامى اين طرحها و
اقدامات كه بى ترديد چندين سال به طول مى انجامد، خطر تكثير بيشتر سلاحهاى هسته
اى همچنان به قوت خود باقى است .
اهداف كشورها از دستيابى به سلاح هسته اى
امضاى پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى تا حد زيادى نشانگر اهداف هسته اى كشورهاست
، اما بسنده كردن به امضاى اين پيمان براى پى بردن به نيات كشورها از دستيابى
به سلاح هسته اى اشتباه بزرگى است .
كره شمالى از ديگر كشورهاى امضا كننده پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى (npt)است
كه در زمينه اعمال نظارت و بازرسى از سوى آژانس بين المللى انرژى اتمى (iaea)،
چالشهايى ايجاد كرده است . كره شمالى پيمان ((NPT)) را در
سال 1985 امضا كرد، اما تا ژانويه 1992 در شيوه
اعمال نظارت و بازرسى ((iaea))به توافق نرسيد. اين در حالى است كه بر اساس
منشور پيمان ((Npt))، توافق بر سر شيوه اعمال بازرسى بايد حداكثر ظرف 18 ماه
پس از امضاى اين پيمان صورت گيرد.
كره شمالى پس از دستيابى به توافق با ((آژانس بين المللى انرژى اتمى )) بر
سر شيوه بازرسى اين آژانس ، موظف شد تا فهرستى از تمامى مواد و تاءسيسات هسته
اى خود را در اختيار آژانس قرار دهد. آژانس بين المللى انرژى اتمى كه از عدم پايبندى
عراق به مفاد پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى درس عبرت گرفته بود عزم خود را جزم
كرد تا اطمينان يابد كه آيا كره شمالى تمامى برنامه هاى هسته اى خود را به اين آژانس
اعلام كرده است يا خير. از اين رو هياتهايى را به منظور تحقيق و بازرسى به اين كشور
گسيل داشت . در اوايل سال 1993 اين آژانس به وجود تناقضهايى در زمينه فهرست اعلام
شده مواد هسته اى از سوى كره شمالى پى برد و براى اطمينان يافتن از اينكه اين
فهرست كامل است ، دست به تحقيقات گسترده اى زد. اطلاعات به دست آمده از اين تحقيقات
نشان داد كه كره شمالى آژانس بين المللى انرژى اتمى را از وجود دو مركز هسته اى كه
احتمال مى رفت مراكز نگهدارى زباله هاى هسته اى باشند، مطلع نساخته بود.
اين آژانس سعى كرد تحقيقات وسيعترى در اين زمينه انجام دهد، اما كوشش آژانس مزبور
با مخالفت كره شمالى روبرو گشت . مقامات كره شمالى كه از اين اقدام ((آژانس بين
المللى انرژى اتمى )) رنجيده خاطر شده بودند، تصميم خود را در 12 مارس 1992
مبنى بر كناره گيرى از پيمان ((NPT)) اعلام كردند. در اين زمان بسيارى عقيده داشتند
كه كره شمالى برنامه هاى هسته اى گسترده اى در دست اجرا دارد و نمى خواهد كسى از آن
اطلاع يابد و به همين دليل است كه از اعمال بازرسى و نظارت ((آژانس بين المللى
انرژى اتمى )) طفره مى رود.
با اين حال ، كره شمالى تصميم خود را عملى نساخت و از پيمان ((NPT))كناره نگرفت ،
اما به آژانس بين المللى انرژى اتمى نيز اجازه نداد كه براى تعيين صحت و سقم
فهرست مواد و تاءسيسات هسته اى اعلام شده خود از اين كشور بازديد
بعمل آورد. درباره دو مركز هسته اى ياد شده ، كره شمالى اذعان داشت كه اين دو مركز،
پايگاههاى نظامى بوده و در زمره مكانهاى قابل بازرسى آژانس بين المللى انرژى اتمى
جاى نمى گيرند. در اين احوال ، آمريكا و كره شمالى در
سال 1994 موافقتنامه اى را به امضا رساندند.اين موافقتنامه ((چهارچوب توافقى ))
لقب گرفت . هدف از اين موافقتنامه اطمينان يابى از پايبندى
كامل كره شمالى به مفاد پيمان ((NPT)) بود و بدين منظور آمريكا، ژاپن و چند كشور
ديگر بر آن شدند تا راكتورهاى آب سبك در اختيار كره شمالى بگذارند و آنها را
جايگزين راكتورهاى مگناكس (MAGNOX) اين كشور نمايند. هدف از اين كار اين بود كه
امكان استفاده از راكتورهاى آب سبك در تكثير سلاحهاى هسته اى به مراتب كمتر از امكان
استفاده از راكتورهاى مگناكس در اين زمينه است ، زيرا برخلاف راكتورهاى مگناكس كه
انگليس نيز در ساخت سلاحهاى هسته اى خود از آن استفاده كرده بود از راكتورهاى آب سبك
نمى توان براحتى براى توليد ميزان كافى پلوتونيم غنى شده لازم بمنظور ساخت
بمب هاى هسته اى استفاده كرد.
((چهارچوب توافقى )) هنوز جامه عمل نپوشيده است و تا زمان اجراى
كامل آن نگرانى از احتمال دستيابى كره شمالى به سلاحهاى هسته اى وجود دارد.
نكات اصلى
- باگذشت زمان ، ارزيابى انگيزه كشورها از دستيابى به سلاحهاى هسته اى دشوارتر
شده است .
- با توجه به اين حقيقت كه در زمينه آزمايشهاى هسته اى صلح آميز ابهاماتى وجود دارد و
حتى كشورها قادرند بدون انجام هيچ گونه آزمايش هسته اى به سلاح هسته اى دست يابند
(همانند آفريقاى جنوبى )، نمى توان بسادگى مشخص نمود كه آيا كشورى به سلاح
هسته اى دست يافته است يا خير.
- علاوه بر كشورهاى دارنده سلاحهاى هسته اى (آمريكا، روسيه ، فرانسه ، انگليس و چين )
كشورهاى هند، پاكستان ، رژيم صهيونيستى ،
برزيل ، آرژانتين و آفريقاى جنوبى نيز از قابليتهاى لازم براى ساخت سلاحهاى هسته
اى برخوردارند. از بين اين شش كشور، سه كشور
اول پيمان ((NPT)) را امضا نكرده اند، اما سه كشور دوم اين پيمان را امضا كرده اند.
- علاوه بر كشورهاى فوق الذكر، چندين كشور ديگر نيز وجود دارند كه از امكانات
ضرورى ساخت سلاحهاى هسته اى برخوردارند و برخى نيز برنامه هاى گسترده اى
براى ساخت اين سلاحها در دست اجرا داشته اند، ولى
بدلايل مختلف از ادامه راه منصرف شده اند.
- پس از پايان يافتن جنگ سرد، قوت گرفتن
عوامل غير دولتى و نقش اين عوامل در تكثير بيشتر سلاحهاى هسته اى ، نگرانيهاى تازه اى
ايجاد است .
- فروپاشى اتحاد جماهير شوروى نگرانيهاى تازه اى را در زمينه تكثير سلاحهاى هسته
اى برانگيخته است .
- به منظور مهار اطمينان بخش نيروهاى هسته اى اتحاد جماهير شوروى سابق ، اقدامات
گسترده اى صورت گرفت كه از جمله اين اقدامات مى توان به ايجاد مراكز مختلف براى
بكار گيرى مثمر ثمر كاركنان تاءسيسات هسته اى شوروى سابق اشاره داشت .
- عراق ، يكى از كشورهاى امضا كننده پيمان ((NPT))، اولين كشورى بود كه تعهدات
خود بر اساس اين پيمان را ناديده گرفت و برنامه هاى هسته اى مخفى و گسترده اى را
به مرحله اجرا اجرا درآورده . كره شمالى نيز يكى از امضا كنندگان پيمان ((NPT))
است كه در زمينه اعمال نظارت و بازرسى از سوى آژانس بين المللى انرژى اتمى
چالشهايى ايجاد كده است .
دو نظريه درباره گسترش سلاحهاى هسته اى
نظريه اول
يكى از نظريات جنجال برانگيز در زمينه تكثير سلاحهاى هسته اى ، نظريه ((سودمندى
گسترش سلاحهاى هسته اى )) است كه در اوايل دهه 1980 از سوى كنث والتز (Waltz -
Kenneth) ارايه شد. البته والتز با پايان گرفتن جنگ سرد در نظريه بتواند
پاسخگوى تحولات نوين جهانى باشد، اما بن مايه اين نظريه دست نخورده باقى ماند.
نظريه والتيز، ريشه در نظريه نئورئاليست داردت يعنى بر
عوامل ساختارى بسيار تاءكيد مى كند. به بيان ديگر، نظريه والتز بيان مى دارد كه
واحدهاى تشكيل دهنده يك مجموعه بين المللى سياسى (كشورها) بايد به بهترين وجه امنيت
ملى خويش را تاءمين كنند و اين امر نيز محقق نمى شود مگر با دستابى به سلاح هسته اى
،زيرا اين سلاحها بازدارنده هاى خوبى در مقابل دشمنان بالقوه هستند.
نظريه والتز با طرح اين موضوع كه گسترش سلاحهاى هسته اى به ساير كشورها،
ثبات جهانى بيشترى به ارمغان مى آورد، طرفدارانى نيز يافته است به عنوان نمونه ،
تحليلگران بين المللى عقيده دارند كه دستيابى دو كشور همجوار هند و پاكستان به
هسته اى عامل مهمى است كه رهبران اين دو كشور را بر آن داشته است كه در تصميم
گيريهاى خود با احتياط و سنجيدگى بيشترى
عمل كنند و اين امر، به نوعى ثبات استراتژيك ميان اين دو كشور منجر شده است . علاوه
بر والتز، ميرشيمر (1990 Mearsheimer) نيز نسبت به مساله تكثير سلاحهاى هسته
اى رويكردى مثبت دارد و بيان مى دارد: اگر دو كشور ژاپن و آلمان نيز به جرگه
كشورهاى دارنده سلاحهاى هسته اى ملحق شوند، نظاره گردنيايى باثبات تر خواهيم بود
البته نظريات والتز و ميرشيمر طرفدارن چندانى نداشته و اكثريت پيرو نظريه
((خطر آفرينى گسترش سلاحهاى هسته اى )) مى باشند.
|