بخش هشتم : زندگى اشتراكى در آئين مزدك
در پنج قرن بعد از ميلاد مسيح مردى بنام ((مزدك )) ادعاى پيامبرى كرد. وى از
اهل نيشابور بود و از فلسفه هندوچين و قسمتى از آئينى كه خودساخته بود مطالبى برهم
بافته و شخصى شياد و فريبنده به نظر مى رسيد. در تاريخ 568 م .، به شهر مدائن
پايتخت كشور ايران رفت و با گفتار فريبنده خود ((قباد)) پادشاه ساسانى ، را به
مسلك خود دعوت نمود.
يكى از مرامهاى ناصحيح و موضوع اشتراك در شئون خانواده و ناموس بوده وى مى گفت :
اشتراك در اموال و ناموس مردم عين عدالت است . به
دنبال پخش اينگونه عقايد باطل ، جمعى از مردم بى باك و هرج و مرج طلب گرد او جمع
شدند.
امّا، پس از مرگ ((قبا))، ((انوشيروان ساسانى )) روى كار آمد و چون او مردى دانشمند
بود در يك جلسه و مصاحبه و ملاقات با مزدك وى را مجاب و محكوم كرد؛ و فرمان داد
اموالى كه پيروان زورگوى ((مزدك )) از مردم بى گناه زحمتكش ربوده اند به
صاحبانش باز گردانند و قانون اشتراك ناموس را كه موجب تولد فرزندان نامشروع شده
بود لغو گرداند، و نيز دستور داد كه مرتكبين اين
عمل را كيفر دهند. و آخرالا مر به دستور انوشيروان ((مزدك )) اعدام گرديد و آئين
باطل او براى هميشه از ميان رفت .(296)
بخش هشتم : نيت سوء و گفتار ناحساب
نه تنها اين مرام ناستوده در تاريخ كشورهاى بزرگ و مردم متمدن و كتب آسمانى سابقه
ندارد؛ بلكه شركت در اموال و ناموس و اسكان نژادهاى گوناگون از كشورهاى مختلف با
زبان ها و روش متفاوت در يك محيط كوچك طبق برنامه ((كيبوتص )) با ميزان
عقل و وجدان سازش ندارند؛ لذا نمى توان آنها را مردمى پاكدامن و
اهل كتاب و پاى بند به اصول مذهب موسى (عليه السلام ) دانست .
اگر يهوديان تازه وارد مردمى بى خبر و به اميد تجديد سلطنت حضرت داوود و سليمان
(عليهماالسلام ) به اين خاك آمده و تصور مى نمايند زندگى اشتراكى هم جزء آداب و
سنن مذهبى است ، امّا، تكليف فرزندان نامشروع كه از اين اجتماع توليد مى گردد چه
خواهد بود؟
اين نوع كشورگشايى و اين گونه رواج فحشاء و اين طور زندگى دسته جمعى هم ،
تحقيقا به حساب همان ذلت و بدبختى است كه قرآن مجيد از تاريخ زندگى آنان خبر
داده است . عجيب اينجا است كه با اين همه در مجامع خود مى گويند: ما ملت برگزيده خدا
هستيم ! و قرآن در جواب اين ادعا مى فرمايد:
((و قالت اليهود و النصارى نحن ابناء اللّه و احباؤ ه
قل فلم يعذبكم بذنوبكم بل اءنتم بشر ممن خلق . ))
((يهود و نصارى گفتند ما پسران خدا و دوستان اوئيم بگو (اى پيامبر) اگر چنين است پس
او چرا شما را به گناهتان عذاب مى كند؛ بلكه شما را از آنچه خدا خلق كرده بشرى بيش
نيستيد)).(297)
((روژه گاروودى ))، فيلسوف و يهود شناس ، كه در
سال 1981 م .، از مسيحيت به آيين اسلام گرويد در
تحليل سياسى خود راجع به وضع صهيونيسم و مدعيان مالكيت خاك فلسطين چنين مى
نويسد: ((تمام رهبران صهيونيست اسرائيلى چه خود را دست راستى بخوانند و با دست
چپى چه عضو حزب كارگر باشند يا حزب ((ليكود)) سخنگوى ارتش باشند و يا
مركز خاخام ها، پيوسته فقط از يك حربه توراتى پى ريزى يك ادعاى اراضى و يك حق
الهى مالكيت بر فلسطين استعانت جسته اند)). (298) و در جاى ديگر مى نويسد:
((انديشه قوم برگزيده )) از نظر تاريخى بچه گانه است چه تمام اقوام در متون
مربوط به خود به همين نحو معرفى يك تصوير ممتاز از خود را ابراز كرده اند كه با
مفهوم برگزيدگى تعبير مى شود. چرا بايد فقط نوشته هاى قوم يهوديان مورد
قبول واقع شود؟))(299)
يك نمونه ديگر از گفتار ناحساب كه ((كاتاريولس )) به آن اشاره كرده اين است كه :
((يهودى ها در ميهن پرستى افراط مى كنند؛ زيرا آنان به مادر مستعار خود علاقه دارند و
به توسعه روزافزون آن مغرور هستند. روى اين جهت به جمله هاى
((سال آينده در اورشليم )) و ((از فرات تا
نيل مرز كشور يهود است )) و ((از مرز عراق تا كشور سويس خاك كشور يهوديه است ))
و مانند اين عبارت شعار مى دهند. (300) و در
مقابل چريك هاى عرب مى گويند: فلسطين زادگاه ما است ، ما جدّ در جدّ فلسطينى هستيم ؛
يهوديان ما را آواره كردند با اينكه تاريخ يهود شهادت مى دهد كه كشور يهوديه در
سال هاى 720 تا 585 ق . م .، به دست سربازان كلده و آشور ويران شد و ساكنين آن
براى هميشه آواره شدند.))
البته در اين مقطع از تاريخ اشغال اراضى فلسطين و به راه انداختن جنگ هاى پياپى
به مقتضاى مصالح سياسى دولت هاى اروپايى و آمريكايى است . و منهاى اين مصالح
استعمارى ضد اسلام ، مسئله كشور يهوديه و يا
استقلال اسرائيل مطرح نبود.
بخش هشتم : حمايت ابرقدرت ها از مراكز صهيونيستىاسرائيل
اگر امروز خواسته دول غرب و كمك آنان نبود، قوم يهود قدرت آن را نداشت كه ادعاى ارث
26 قرن قبل را داشته باشند. به عنوان نمونه در
سال 1948 م .، شوروى از اسرائيل حمايت كرد و كشور چكسلواكى به آن اسلحه داد و با
قدرت متفقين دولت بى سابقه اسرائيل به وجود آمد. تا امروز سياستمداران
اسرائيل بدون توجه به تصميمات شوراى امنيت با
اعمال قدرت و خشونت در نظر دارند. كشورهاى عربى را وادار به مذاكره مستقيم با خود
كنند.
كشورهاى خاورميانه از اين كه يهودى هاى ساكن اين ممالك ذخائر
مال و اعتبارات خود را از ابتدا به آن خاك مى فرستادند و حتى الامكان سعى دارند ثروت
خود را از اين ممالك خارج نموده ، به اسرائيل ببرند،
غافل نيستند، لردهاى اروپا و آمريكا مستقيما به اين خاك كمك مى دهند.(301)
اگر چه آنها در كشورى كه زندگى مى كنند لاف وطن پرستى مى زنند، امّا خود را تابع
اسرائيل مى دانند. دولت هاى بزرگ هم براى مقاصد سياسى خود اين پايگاه را تقويت مى
كنند و اين وضع هم مصداق گفتار قرآن كريم است كه مى گويد:
((يهودى ها به ريسمان ديگران آويخته و در سايه قدرت آنان زندگى مى
كنند)).(302)
((هر چند سياست ايالات متحده درباره وضع آينده مرزهاى
اسرائيل به درستى روشن نيست . امّا از ميان بيانات رهبران آنجا چنين استنباط مى شود كه
آمريكا مايل است اسرائيل در كانال سوئز و خليج عقبه آزاد باشد؛ و بالاخره اعراب مجبور
شوند موجوديت اسرائيل را به رسميت بشناسند)).(303)
جنگ ژوئن 1967 م .، 1346 ش .، نه نبرد اعراب و
اسرائيل بود و نه آخرين شكست براى مسلمانان عرب ؛ چون تاريخ جنگ هاى صليبى و
هجوم ارتش هاى اروپايى به فلسطين و مغلوبيت مسلمانان و سرانجام
زوال نيروهاى مسيحى به وسيله مسلمين ، بهترين شاهد اين مدعا است . بنابراين اعراب
مسلمان تنها در سايه اتحاد و ايمان به خدا مى توانند حقانيت خويش را ثابت كنند.
اخيرا نويسندگان يهودى مصلحت سياسى خود را در آن ديدند كه به بعضى كشورها و ملت
ها نزديك شده و خود را با آنها هم خون معرفى كنند، تا از غفلت ملت ها استفاده نموده و در
شؤ ون اقتصادى آنها دخالت كرده و از مزاياى آن بهره مند شوند. با تصور آن كه ايران
هم جزء آن كشورهاست ! - لذا، كم و بيش از كتاب هاى تواريخ جديد آنها به دست مى آيد
كه آنان با ملت ايران نزديك شده ؛ و از مواهب طبيعى اين كشور بهره مند و در افتخارات
ملى آنان شركت داشته اند.
تفسير بيشتر اين موضوع را در بخش نهم كه درباره ((نفوذ يهود در ايران و ادعاى
همبستگى تاريخى و ملى آنها)) بحث مى شود، مطالعه خواهيم نمود.
بخش هشتم : حركت روحانيون مسلمان عليه اشغالگران صهيونى
نويسندگان يهودى هنوز هم نتوانسته اند روى حقايق تاريخ سرپوش بگذارند و خود را
فلسطينى معرفى كنند - يعنى ، با ملت فلسطين از يك نژاد محسوب شوند - به ناچار
به نيرنگ هاى سياسى توسل جسته تا فلسطينى بودن خود را بر ملت بلوك شرق
تحميل نمايند؛ امّا، در هر زمان روحانيون ، مسلمان عليه سياست آنان قيام كرده و دست به
روشنگرى زده اند حتى ، پس از اولين كنفرانس سران يهودى غرب كه در شهر
((بال )) كشور سوئيس - به رهبرى ((تيمودهرتزل ))، در
سال 1897 م .، 1276. ش ، برگزار شد يهوديان سرمايه دار حاضر شدند مبلغى حدود
50 ميليون ليره عثمانى به سلطان عثمانى ((عبدالحمجيد پاشا)) تقديم كنند تا شايد
بدين وسيله بتوانند يك پايگاه صهيونيستى در
سواحل مديترانه تاءسيس نمايند؛ ولى به دليل مخالفت شديد روحانيون مسلمان در
اسلامبول و ساير شهرها نتوانستند به كشورهاى اسلامى تجاوز كنند.
امّا، بعد از جنگ جهانى دوم خواسته يهوديان غاصب عملى شد و آنها يك
سال بعد از پايان جنگ جهانى دوم اولين پرچم صهيونيستى را روى ديوار ((ندبه ))
آويختند.
اين عمل خشم مسلمانان فلسطينى را برافروخت و باعث زد و خوردهايى در سطح فلسطين
گرديد كه به عنوان مثال در شهر ((الخليل )) بين جوانان فلسطينى و يهودى صورت
گرفت . علاوه بر اينها روحانيون مذهبى دست به تبليغ همه جانبه عليه يهوديان غاصب
زدند و مسلمانان فلسطينى را عليه تجاوزكاران به حركت درآوردند. از جمله اين روحانيون
((موسى كاظم الحسينى )) است كه با به حركت درآوردن مسلمانان ، آخرالا مر بدست
صهيونيست ها به شهادت رسيد و ادامه مبارزه را به مفتى اعظم فلسطين ((السيد محمّد امين
الحسينى )) سپرد.
و در سال 1934 م .، 1313 ش ، روحانى مجاهد فلسطينى به نام ((عزالدين القسام ))
همگام با روحانيون كشور سوريه قيام كردند و دست به مبارزه مسلحانه عليه صهيونيست
ها زدند و سرانجام ((عزالدين القسام )) در
سال 1935 م .، 1314 ش .، با جمعى از مجاهدين اسلام به دست نيروهاى انگليسى به
شهادت رسيدند.
در اين سال يهوديان ساكن فلسطين به احزاب صهيونيستى پيوستند و با مسلمانان وارد
جنگ شدند و مسئله تقسيم فلسطين را مطرح نمودند. بعد از اين واقعه مسلمانان فلسطين
دست به اعتصاب عمومى زدند، و از كشور سوريه ((سعيد العاص )) و از كشور لبنان
((فوزى فاوميجى )) وارد جنگ و مبارزه عليه
اسرائيل غاصب شدند.
بخش هشتم : قتل عام دير ياسين
در سال 1948 م .، 1327 ش .، هنگامى كه نيروهاى انگليسى پس از تقويت نظامى
صهيونيست ها كار تجاوز و پيشروى را به خود ارتش
اسرائيل واگذار كردند در اين موقع سازمان آزاديبخش فلسطين توسط دانشجويان مسلمان
به نام ((الفتح )) اعلام موجوديت كرد.
اسرائيلى ها كه در همان سال تخليه روستاى ((دير ياسين )) را اعلام كرده بودند با
مقاومت مردم محروم فلسطين مواجه شدند. امّا، اين مقاومت طولى نكشيد كه واقعه خونين و
قتل عام خانواده هاى دير ياسين پيش آمد و به نواميس مسلمانان محروم آن روستا به وضع
فجيع تجاوز شد.
بعد از اين وقايع خونبار حزب هاى ملى و به اصطلاح قومى به سازماندهى و گرفتن
حق مالكيت در كشورهاى عربى دست به كار تبليغ شدند، و از كشورهاى ميزبان كمك مالى
طلب مى كردند.
بخش هشتم : ساف يا سازمان هاى آزاديبخش فلسطين
بعد از اشغال سرزمين مسلمان نشين فلسطين نيروهاى مردمى مسلمان دست به
تشكيل سازمانهاى آزاديبخش زدند. و همه آنها از ابتداء خواهان حق مالكيت خود و بيرون
راندن اسرائيل غاصب از سرزمين هاى فلسطين بوده اند. و هر كدام به نوبه خود فعاليت
هاى زيادى براى آزاد نمودن سرزمين خود نموده اند؛ ولى تاكنون به نتيجه مثبت و نهايى
نرسيده اند. حتى سازمان ((الفتح )) در ابتداء گروه هاى چريكى نسبتا مفصلى از
جوانان آواره فلسطين تشكيل داد و دست به مبارزات رويارويى با يهوديان غاصب زد. ولى
از آن موقع زمامداران مرتجع مانند ((انور سادات )) و ((شاه حسين )) از حمايت فلسطينى
ها دست برداشتند و مهاجرين را كه پناهندگان قانونى آنان بودند از كشور خود بيرون
راندند و بسيارى از آنان را به شهادت رساندند تا اين كه در
سال 1970 م .، 1349 ش .، اردن خالى از فلسطينى ها گرديد و از آن موقع كه هيئت
حاكمه عراق به طرفدارى آمريكا خود را همگام
اسرائيل دانست و از آن موقع كه فعاليت هاى ((كمپ ديويد)) در مصر و طرح ((هشت ماده اى
)) فهد در عربستان سعودى به حمايت از صهيونيسم بين
الملل مطرح شد، قدرت و فعاليت هاى ملت مسلمان فلسطين روبه كاهش گذاشت - خصوصا
از موقعى كه افرادى مفسد به عنوان نماينده در ((سازمان الفتح )) واسطه آشتى با
اجانب شدند - و در واقع مى توان گفت اين افراد مايه ننگ جهان اسلام و مجاهدين فلسطينى
هستند و ما اميدواريم در آينده نزديك به يارى خداى
متعال با صدور انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى (مد ظله العالى ) ملت مسلمان
فلسطين قدرت يابد و دست غاصبان صهيونيستى را از تمامى خاك فلسطين قطع
نمايد.(304) و (305) .
بخش هشتم : شكست طرح هشت ماه اى فهد توسط هشدار رهبر انقلاب اسلامى
شايد انتشار اين پيشنهاد از طرف حاكم عربستان ابتداء مانند قرص هاى خواب آور ملت
هاى مسلمان را به زواياى اميدبخش آزادى قدس اميدوار مى كرد؛ و مى رفت تا از طريق
تبليغات ، تفرقه بيشترى بين مسلمانان ايجاد شود. و ابرقدرت هاى غرب بتوانند ثبات
اسرائيل را در منطقه تحكيم كنند. ولى ، رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران با صدور بيانيه
اى ، ملل مسلمان جهان را بيدار كرد و اعلام نمودند كه اين طرح مخالف اسلام است و هيچ
گونه اميدبخش نيست . ايشان در بياناتى كه در تاريخ 28/8/60 در جمع گروهى از
مسئولين بنياد شهيد داشتند، فرمودند:
((من اعلام خطر مى كنم براى اين مساءله و براى اسلام به واسطه اين طرح . (طرح هشت
ماده اى فهد) براى ملت هاى اسلامى و براى غرب هيچ ننگى بالاتر از اين نيست كه
تسليم اين طرح فاسد خراب صد در صد مخالف اسلام بشوند. من به همه اخطار مى كنم
كه اگر اين طرح بگذرد، فردا اسرائيل مكه و مدينه را از چنگ شما بيرون مى آورد بيدار
باشند ملت ها و بيدار كنند دولت ها را و مخالفت كنند با اين طرح كافر
فاجر)).(306) و (307)
همچنين ايشان در پيامى كه به مناسبت 15 خرداد به ملت قهرمان ايران دادند، فرمودند:
((امروز از خطرناكترين امور طرح ((كمپ ديويد)) و طرح ((فهد)) است كه
اسرائيل و جنايات او را تحكيم مى كند. من خوف آن دارم كه خداى نخواسته يك روز ملت ها و
دولت هاى اسلامى به خود آيند كه با دست آمريكاى جنايتكار
اسرائيل به خواست هاى ظالمانه و جنايتكارانه خود برسد و از مسلمين كارى ساخته
نشود)). (308) و (309)
با بيانات معظم له اعتراضات عليه طرح مذكور شروع شد. به طورى كه خبرگزارى
فرانسه از كنگره خلق عرب خبر داد: كه از نمايندگان خود در سازمان هاى موجود در
كشورهاى ((سوريه ))، ((ليبى ))، ((الجزايز))، ((يمن جنوبى )) و ((سازمان
آزادببخش فلسطين )) مى خواهد تا هر چه زودتر
تشكيل جلسه داده و در خصوص حل فصل مسئله خاورميانه ، عليه طرح انتشار يافته از جانب
((وليعهد سعودى )) و عليه پيمان آمريكا در ((عمان ))، ((سودان )) و ((سومالى ))
تصميم نهايى خود را اعلام كنند. امّا، رئيس جمهور سوريه پيامد آن را در ضمن
تجليل از فعاليت جبهه پايدارى و مقاومت ساكنان كرانه اشغالى ((رود اردن ))، ((نوار
غزّه )) و ((جولان )) اظهار داشت و گفت : ما خواهان همبستگى واقعى اعراب جهت مبارزه
مشترك عليه تجاوزات اسرائيل هستيم و خواهان مبارزه عليه دخالت آمريكا در منطقه مى
باشيم .
همان موقع كه طرح فهد شهرت مى يافت ، نخست وزير ليبى اعلام كرد:
طرح پيشنهادى ((وليعهد سعودى )) در جوهره خود يك طرح كاملا آمريكايى است ، و به
دنبال آن خواست كه طرح فهد ملغى اعلام شود و گفت : خواستار شدن الغاء طرح به اين
دليل است كه اين طرح كيان ملت هاى عرب را به خطر مى افكند.
از سوى ديگر وزير امورخارجه جمهورى دموكراتيك خلق يمن جنوبى در مصاحبه اى طرح
فهد را محكوم كرد. و رئيس مجلس شوراى اسلامى ايران در تاريخ 15/9/1360 ش .،
1981 م .، ضمن خطبه هاى نماز جمعه تهران اظهار داشت : طرح فهد با استقامت و مخالفت
جبهه پايدارى عرب شكست خورد، اگر سران عرب بخواهند مى توانند
اسرائيل را از منطقه خارج كنند؛ حتى اگر كشورهاى اسلامى نفت خيز چنانچه نفت خود را از
كشورهاى طرفدار اسرائيل قطع كنند دست اسرائيل قطع خواهد شد.
و نيز نهضت هاى آزادى بخش كه از سال 1979 م .، 1358 ش . در ايران بوجود آمد مانند:
(1 - نمايندگان نهضت هاى انقلاب اسلامى ايران 2 - نهضت انقلاب اسلامى افغانستان 3 -
سازمان آزاديبخش مورو 4 - سازمان آزاديبخش جزيرة العرب ، بحرين و عمان 5 - واحد
نهضت هاى آزاديبخش اسلام از سپاه پاسداران جمهورى اسلامى ايران ) كه طى قطعنامه اى
در تاريخ 29/7/1360 ش .، 1981 م .، عليه ((طرح فهد)) دادند و چنين اعلام كردند:
ما نهضت هاى آزاديبخش اسلامى بدين وسيله به مسلمانان سراسر جهان اعلام مى داريم
رژيم اشغالگرى قدس را به منزله غاصب به حساب آورده و تا اين غده ريشه كن نشود
به مبارزات خود تا آزاد سازى تمامى سرزمين هاى اسلامى غصب شده ادامه خواهيم داد.
بخش هشتم : صلح كمپ ديويد و طرح فهد به نفعاسرائيل
از مسائل مهم سياسى كه عليه ملت محروم فلسطين و به نفع
اسرائيل و يهود غاصب از سابق مطرح مى شد، موضوع صلح و صلحنامه از طرف
كشورهاى طرفدار صهيونيسم بود. پيش از طرح ((صلح كمپ ديويد)) در تاريخ 1948
م .، 1327 ش .، از سوى كشورهاى ((سوئد))، ((آمريكا))، ((چكسلواكى )) و ((هند))
پيشنهادى اعلام گرديد كه مفاد آن خواهان تشكيل دو دولت
مستقل عرب و يهود در سرزمين فلسطين بود - كه به موجب اين طرح ، شهر بيت المقدس
تحت قيموميت سازمان بين الملل قرار مى گرفت - امّا هنوز از طرح پيشنهادى نگذشته بود
كه اسرائيل بطور مداوم به تجاوزات خود ادامه داد بطورى كه تا
قبل از جنگ بزرگ سال 1967 م . 1346 ش .، حدود 1036 كيلومتر مربع خشكى و حدود
1050 كيلومتر مربع از نواحى مختلف فلسطين را به
اشغال نيروى مهاجم خود درآورد.
شاه مخلوع در ايران بخواسته در ايران بخواسته ارباب خود آمريكا، همگام با ((هند)) و
((چكسلواكى )) خواهان طرح صلحى شد كه در آن مسلمانان و يهوديان به صورت يك
((دولت فدرال )) در سرزمين فلسطين زندگى كنند! البته طرفدارى شاه مخلوع و هم
فكران آمريكايى او از صهيونيسم غاصب آنقدر جاى تعجب نبود؛ بلكه بايد تعجب كرد از
كار ((انور سادات )) معدوم كه او در صلح ننگين ((كمپ ديويد)) كه مستقيما از جانب
((كارتر)) و ((بگين )) مطرح شده بود شركت كرد و آنچه از جانب
اسرائيل غاصب به كشور مصر در زمان ((جمال عبدالناصر)) تجاوز شد - كه هنوز
خرابى هاى آن ترميم نشده است - ناديده گرفت و كشور مصر را تحت قيموميت آمريكا
درآورد. اينجا بايد به نكته هاى زير توجه شود تا تشابه ((صلح كمپ ديويد)) و
((طرح فهد)) معلوم گردد.
1 - محور و اساس هر دو طرح ، شناسايى حاكميت و
استقلال و تماميت اراضى و سياسى رژيم صهيونيستى بود.
2 - در ((طرح فهد)) و ((صلح كمپ ديويد)) هيچ سخنى از ((سازمان هاى آزاديبخش
فلسطين )) - به عنوان نماينده مردم محروم فلسطين - نشده بود.
بلكه تنها به عناوين ساكنان ((ساحل غربى رود اردن )) و ((نوار غزه ))، همراه با
تجزيه قدس كه در طرح فهد ((قدس شرقى )) نوشته شده بود، اكتفا گرديد.
3 - در ((طرح كمپ ديويد)) يك دوره انتقالى 5 ساله و در ((طرح فهد)) يك دوره چند
ماهه پيشنهاد شده بود؛ و در هر دو طرح حضور نيروهاى سازمان
ملل متحد و يا نيروهاى كشورهاى ديگر يادآور شده است .
4 - از بيانات طرفداران آمريكا به خوبى پيداست كه نتيجه ((طرح فهد)) و ((صلح
نامه انور سادات )) مانند پيشنهادات صلح كشورهاى ((سوئد))، ((چكسلواكى )) و
((هند)) است كه همه در جهت منافع صهيونيست هاى بين المللى است .
بعد از مرگ ((جمال عبدالناصر))، در سال 1964 م .، 1343 ش .، انور سادات روى
كار آمد (310) و بدنبال آن ، ((انور سادات )) خائن ((مناخيم بگين )) تروريست
معروف دنيا و عامل قتل عام دير ياسين را در سال 1948 م .، 1327 ش .، به كشور مصر
دعوت كرد و از آن پس جريان صلح بين مصر و
اسرائيل شروع شد. و در پس اين ديدارها در سال 1981 م .، 1360 ش .، ((اسحاق ناون
))، رئيس جمهور اسرائيل از مصر ديدن كرد و از ((حسنى مبارك )) جانشين ((سادات ))
براى ديدار از اسرائيل دعوت نمود. امّا، ((حسنى مبارك )) در زمينه اين ملاقات گفت : ما با
مشكلاتى روبرو خواهيم شد؛ ليكن با خواست مشترك مصر و
اسرائيل و كمك آمريكا به توافق دست خواهيد يافت !!
بخش هشتم : حمايت اسرائيل از صلح كمپ ديويد
در تاريخ 18/8/1360 ش .، 1981 م .، وزارت امور خارجه
اسرائيل اعلام كرد، هر كشورى كه بخواهد نيروهاى ديگرى غير از آنچه در شرائط و در
قرارداد كمپ ديويد به پيوندد از سوى اسرائيل رد خواهد شد.
و در تاريخ 18/9/1360 ش .، 1981 م .، ((مناخيم بگين )) نخست وزير
اسرائيل در اين زمينه مى گويد: طرح فهد و اقدام اروپا با برقرارى روند صلح كمپ
ديويد صحيح است .
و در همان وقت سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا اعلام كرد: اگر سازمان آزاديبخش
فلسطين حق وجود اسرائيل را بپذيرد و قطعنامه هاى شوراى امنيت را به نفع آمريكا
قبول كند آن وقت آمريكا مسئله مذاكره با سازمان آزاديبخش فلسطين را بررسى خواهد كرد.
و نيز خبرگزارى فرانسه اعلام كرد: وزير دفاع و نخست وزير
اسرائيل جهت سپردن بخشى از قدرت به فلسطينى ها كه مورد صلح كمپ ديويد است مكرر
به مصر سفر كرده است امّا، مصر با نااميدى از نجات ملت فلسطين در تاريخ
10/9/1360 ش .، 1981 م .، گفت : مذاكرات كنونى مصر و
اسرائيل و آمريكا براى خودمختارى فلسطينى ها ممكن است سرانجام به خودمختارى
فلسطينى ها در مناطق اشغالى ((كرانه باخترى رود اردن )) و ((نوار غزه )) بيانجامد.
بخش هشتم : به نتيجه نرسيدن كنفراس سران عرب در فاس
به دنبال طرح آمريكايى ((كمپ ديويد)) و ((طرح فهد)) و نيز متفق
القول بودن سران عرب از سياست غرب در تاريخ 25
آوريل 1981 م .، 1360 ش .، در شهر ((فاس )) پايتخت ((مراكش )) كنفرانسى
تشكيل شد و كشورهاى شركت كننده آن عبارت بودند از ((تونس ))، ((سعودى ))،
((مصر))، ((موريتانى ))، ((سودان ))، ((مراكش ))، ((عمان )) و ((عراق )) و از
سوى ديگر بنا به مصلحت سياسى از ((جبهه پايدارى ))، مانند: ((ليبى ))،
((الجزايز))، و ((سوريه )) هم دعوت نمودند تا چهره كار بر وفق مراد
تشكيل دهندگان صورت گيرد. از طرفى مسائل مورد نظر به قدرى متراكم بود كه
گاهى طول زمان جلسات به يك سال مى كشيد بدون اينكه به نتيجه اساسى برسد.
آنچه در رسانه هاى گروهى جهان پيرامون اين اجلاسيه پخش شد عبارت بود از:
1 - مسئله جنوب لبنان .
2 - اختلاف اعراب و اسرائيل .
3 - حمايت از سازمان هاى مقاومت در سرزمين هاى اشغالى .
4 - طرح صلح پيشنهادى وليعهد سعودى (فهد ابن عبدالعزيز).
5 - حفر كانال بين درياى مديترانه و درياى سرخ .
6 - شركت چهار كشور اروپايى (نيروهاى چند مليتى ) در صحراى سينا.
7 - اتحاد استراتژيكى آمريكا و اسرائيل .
8 - تهديدهايى كه از جانب اسرائيل متوجه ((مسجدالاقصى )) در بيت المقدس مى شود.
9 - تحويل سلاح اتمى آمريكا به اسرائيل .
10 - اختلاف هاى بين الملل در خليج .
11 - مذاكرات عرب - اروپا.
12 - همكارى اعراب و كشورهاى آفريقا.
13 - حمايت از نهضتهاى آزاديبخش آفريقا.
14 - تعيين هيئت هاى عربى براى ديدار از كشورهاى خارجى .
15 - كمك به سيل زدگان سومالى .
16 - ساختمان مقر اتحاديه اعراب و مسائل مربوط به آن .
17 - همكارى بين كشورهاى عربى در زمينه اطلاعاتى .
اين اجمالى از برنامه هاى پيش بينى شده كه با نشست و برخاست هاى طولانى براى ملت
آواره و محروم فلسطين و اراضى غصب شده ((سوريه )) و ((صحراى سينا)) و ملت
مظلوم جنوب لبنان فكر صحيحى صورت نگرفت . ملت هاى مسلمان بايد به سران حاكم
كشورهاى اسلامى اعتراض كنند و بگويند كه : چرا دست غاصب را قطع نمى كنند؟ و چرا
اجنبى را در داخل كشورهاى اسلامى پذيرفته اند؟ چرا همه حافظ منافع آمريكا و
اسرائيل هستند؟ و چرا از اسلام و مسلمين حمايت نمى كنيد؟ به آنها بگويند: اين كنفرانس هاى
پر كرّ و فرّ و دامنه دار به خاطر حفظ حقوق ملت فلسطين است ؟! و
مشكل همه جانبه مسلمانان محروم حل گرديده ؟! در صورتى كه در مدت
چهل سال هر روز شاهد تجاوزات اسرائيل به سرزمين هاى اسلامى هستيم . به عنوان
نمونه دنيا تجاوزات اسرائيل را در سال هاى (1948 م ، 1327 ش ) و (1967 م ، 1346
ش ) و (1972 م ، 1352 ش ) و همچنين تجاوزات بى رحمانه به خاك مسلمان نشين لبنان
كه بيش از نهصد هزار آواره و هزاران كشته و زخمى به جاى گذاشت را فراموش نكرده
است . تاكنون صدها جلسه و كنفرانس پيرامون محكوم كردن
اسرائيل تشكيل شده و ده ها قطعنامه صادر گرديده ؛ ولى هيچكدام
مشكل اساسى مسلمين را حل ننموده است !!
ملت مسلمان و محروم در انتظار صدور انقلاب اسلامى ايران است كه ريشه رژيم غاصب
صهيونيستى را از ميان كشورهاى اسلامى بركند.
بخش هشتم : مانور ستاره درخشان آمريكا براى تضعيف روحيه مسلمانان
نكته جالب اينجاست كه رژيم نژادپرست ((تل آويو)) حتى از گردن نهادن به صلحى
كه به ظاهر در آن اسم حقوق مسلمانان به ميان آمده باشد نيست ؛ و هرگز حاضر به
تخليه سرزمين هاى اشغالى فلسطين نبوده . حتى در يكى از قطعنامه هاى سازمان
ملل كه در آن آزادى اعراب جهت كشتيرانى در حاشيه درياى سرخ آمده بود را
قبول نكرد. لذا، آمريكا جهت تضعيف روحيه مسلمانان زير سلطه لازم ديد در
سال هاى 1981 - 1984 م .، 1360 - 1363 ش .، مسئله تازه اى به نام ((مانور ستاره
درخشان )) با نيرويى حدود چهار هزار نظامى آمريكايى - و بنا به گزارش بعضى
خبرگزارى هاى غربى نيرويى تقريبا به تعداد نيروهاى مصر در اين مانور شركت كرده
اند - براى خود ترتيب دهد و در آن قدرت نمايى كند!!
از جمله تجهيزات و وسائل اين مانور توسط 450 هواپيمايى آمريكايى پياده شده و حتى
خبرگزارى آمريكا در اين زمينه گفت : آلمان غربى تعداد 500 تانك در ((بندر
اسكندريه )) پياده نموده و حتى در اين مانور كشورهاى عربى مانند: ((مصر))، ((سودان
))، ((سومالى ))، و ((عمان )) شركت كرده بودند و همان وقت ((ريگان )) گفت :
آمريكا مبلغى به تجهيزات نظامى عمان كمك مى كند و خبرگزارى واشينگتن اعلام كرد:
آمريكا معادل 800 ميليون دلار براى خريد موشك هاى ضدهوايى به ((اردن )) كمك مى دهد
ولى در تصويبنامه تسليحات ((ارتش اردن )) از طرف آمريكا شرط شده است كه موشك
هاى ضدهوايى عليه اسرائيل مورد استفاده قرار نگيرد، البته بعدها فاش شده كه آن
سلاح ها در عراق وارد شده و در جنگ تحميلى عراق عليه جمهورى اسلامى ايران به كار
رفته است - بدين ترتيب خبرگزارى آمريكا و شوروى اعلام كرد: آمريكا يك پايگاه دو
هزار نفرى ارتش بين ((سومالى )) و ((عمان )) در جزيره ((مصيره )) مى سازد.
همچنين واشينگتن در تاريخ 3/7/1360 ش ، 1981. م ، خبر داد آمريكا از رژيم ((حسين شاه
اردن )) حمايت مى كند امّا، با ايجاد كشور فلسطينى در كنار اردن مخالف است . وزير امور
خارجه آمريكا همان وقت گفت : ما متعهد به ثبات تماميت اراضى و امنيت اردن هستيم . از
طرفى ، مشاور امنيتى ((كاخ سفيد)) در تاريخ 14/8/1360 ش .، 1981 م .، در يك
مصاحبه گفت : فروش وسايل دفاع هوايى آمريكا به عربستان به منافع امنيتى
اسرائيل در دراز مدت كمك مى كند.
و از سوى ديگر دبير كل سازمان كنفرانس اسلامى در زمينه طرح ((هشت ماده اى )) فهد
گفت : ((طرح فهد)) جدى و واقعى است و بر قوانين بين
الملل و تصميمات كنفرانس اسلامى و سازمان
ملل متحد پايه ريزى شده است .
شك نيست كه امثال اين گونه اقدامات فقط در جهت تحكيم قدرت آمريكا و صهيونيست در
منطقه است . حتى در تاريخ 18/9/1360 ش ، 1981 م .، نخست وزير ليبى اعلام كرد:
مانور نظامى آمريكا در ((سومالى )) و ((عمان )) و ((سودان )) و ((مصر))
اشغال مستقيم اين كشورها است .
روى همين حساب ، عربستان از آمريكا ((آواكس )) خريدارى مى كند و اين شرط را هم مى
پذيرد كه اين سلاح را عليه اسرائيل بكار نبرده و البته بايد آشكار گفته شود، كه
خبرگزارى و مطبوعات فرانسه در تاريخ 5 اكتبر 1981 م .، 1360 ش .، بايد چنين
بگويد و بنويسد. حتى ((ريگان )) در يك مصاحبه مطبوعاتى تصريح كرد و گفت : من
مجبورم بگويم كه ما اجازه نخواهيم داد عربستان سعودى به ايران ديگرى
تبديل شود، ما نمى توانيم ببينيم شخص ديگرى زمام امور آن كشور را در دست گرفته و
شيرهاى نفت را بروى ما مى بندند.
بدين ترتيب با اين همه قدرت نمايى هايى كه آمريكا براى ثبات صهيونيست ها در
منطقه مى كند، باز به اسرائيل اجازه مى دهد كه چهره خود را ناراضى نگهدارد.
بخش هشتم : وحشت اسرائيل از بيدارى ملت ها
اسرائيل در عين حالى كه قدرت آمريكا را پشت سر خود دارد؛ ولى باز از روبرو شدن با
ملل مسلمان وحشت دارد و از هرگونه پيش آمد احساس خطر مى كند؛ زيرا ممكن است مسلمانان
با به دست آوردن سلاح هاى پيشرفته روز، به انقلاب اسلامى ايران بپيوندند، و با
وجود امكانات ، دست صهيونيست ها از منطقه قطع شود.
خبرگزارى فرانسه در تاريخ 17/7/1360 ش .، 1981 م .، از
قول ((وزير دفاع اسرائيل )) اعلام كرد:
1 - اسرائيل اجازه نخواهد داد يك كشور عربى بمب اتمى در اختيار داشته باشد؛ يا
سازنده آن گردد.
2 - اسرائيل حركت نيروهاى اعزامى به سوى ((اردن )) و ((سوريه )) را
تحمل نمى كند.
3 - اسرائيل نخواهد پذيرفت نيروهاى ((سوريه )) جنوب لبنان را
اشغال كنند وى از روى ترس و وحشت گفت : هر يك از اين
عوامل ممكن است جنگ را تحديد كند. و نيز فرداى آن روز، وزير امور خارجه
اسرائيل به مسئله صدور انقلاب اسلامى ايران اشاره كرد و گفت :
مشكل اساسى دو چيز است :
اول - صدور اسلحه به كشورهاى عربى .
دوم - افزايش بنيادگرايى اسلامى در منطقه و همچنين گفت : چهره بنيادگرايى اسلامى از
تحقير و اهانت به دمكراسى غرب و ارزش هاى آن ، و نيز از تصويب خشونت جنگ و تعصب
گرايى مشخص مى شود.
اين جملات تلخ حكايت از وحشت اسرائيل مى كند؛ چون تاريخ يهود شاهد است هرگاه ملت
مسلمان متحد شود و به دفاع از حقوق اسلام و مسلمين بپا خيزند در منطقه نه يهودى خواهند
ماند و نه يهودى خواهان و نه پيمان براى آمريكا. به همين مناسبت همان روز، رئيس جمهور
فرانسه گفت : پس از آنكه حق موجوديت اسرائيل از سوى حقوق بين
الملل به رسميت شناخته شد بايد وسائل آن ، يعنى مرزهاى مطمئن و شناخته شده براى
اين كشور تضمين گردد.(311)
در اينجا بايد گفت : جار و جنجال طرح ها و صلحنامه ها و كنفرانس ها چون نتيجه مثبت نداشت
موجوديت اسرائيل به كمك آمريكا مانند غده سرطان راه رشد ملت مسلمان را سد كرده است .
در اين زمينه امام خمينى مى فرمايد:
((بقاياى اسرائيل بدون حمايت آمريكا ادامه نمى يابد؛ آمريكا از شاه حمايت كرد؛ ولى
هنگامى كه ملت ايران بپا خاست و به ايمان به خدا تكيه كرد، شاه سرنگون شد.
مسلمانان اگر متحد باشد و با اتخاذ تصميم به نابودى
اسرائيل بگيرند اسرائيل از بين مى رود.
سلام ما را به مسلمانان فلسطين ابلاغ كنيد ما با شما هستيم و ايران با كليه
وسايل از شما حمايت مى كند)).
اميدواريم به زودى با صدور همه جانبه انقلاب اسلامى ايران رژيم اشغالگر قدس از
منطقه خارج شود.
|