next page

fehrest page

back page

بخش هشتم : وضع داخلى اسرائيل
غربى ها در راه تحقق مقاصد شوم خود توانستند با سياست حيرت آورى ، كشور فلسطين را به صورت كشور يهودى نشين اسرائيل تبديل نموده و مقاصد نهايى خود را به سهولت در كشورهاى اسلامى و خاورميانه انجام دهند.
اينك قسمتى از وضع داخلى اسرائيل كه از يادداشتهاى يكى از دانشمندان يهود در اسرائيل به نام ((ديويد كاتاريولس )) ترجمه شده از نظر خوانندگان محترم مى گذرانيم .
((ديويد كاتاريولس )) در اين خصوص مى گويد: ((ملت اسرائيل كه از نژادهاى مختلف در آن آميخته اند، تا ملتى واحد بوجود آورند مانند شرابى هستند كه از چند شراب ديگر تهيه شده تا شراب جديدى بدست آيد. و فعلا مسكن آنان به صورت كشورى درآمده كه كمى از شرق و غرب و قدرى از اشكال قرون وسطى و قدرى از مردم قرن اتم و مقدارى از پيروان مكتب ((ماركسيسم )) به انضمام ده ها زبان و رؤ ياهاى گوناگون گردهم جمع شده و با همكارى دولت هاى غرب صورت موقت به خود گرفته و كشور اسرائيل بوجود آمده است )).(265)
و امّا جمعيت آن كشور بيشتر از پنجاه هزار يهودى نبوده ؛ ولى پس از مهاجرت يهود اروپا به خاك فلسطين ، جمعيت آنها روبه افزايش گذاشت ، و تا پايان سال 1959 م .، 1338 ش .، و تعداد 181148 نفر يهودى و تعدادى نزديك به چهل و هشت هزار ملت اروپايى مسيحى در آنجا اجتماع كردند.(266)
((اگر چه مساحت اراضى عرب نشين كه در ابتداى جنگ براى يهود اروپا تخليه شد، بيش از ((بيست و يك هزار كيلومتر مربع )) نبود، ولى چون تا اين روزها جنگ ادامه داشت ، خاك مورد تصرف آنان به چند برابر افزايش ‍ يافته ؛ به اين قرار كه شهرهاى متصرف يهوديان مهاجر اروپا، در ابتداء تنها و منحصر به شهر ((يافا)) و ((حيفا)) بوده ؛ ولى بعدها اراضى شهر يافا و حوالى آن را كه در حومه كوه صهيون بود توسط بانك ملى يهود خريدارى كرده اند)).(267)
بدين ترتيب با فعاليت تمام ، شهر ((تل آويو)) را به عنوان پايتخت اسرائيل اعلام نمودند؛ ولى تا پايان سال 1958 م .، 1337 ش .، بالغ بر هشت شهر و ده ها روستا از خاك فلسطين را به آن افزودند، و تا اين سال هم كه جنگ ادامه دارد، تمام دشت ((سينا)) و ((اورشليم )) و كليه حومه آن و قسمتى از خاك ((سوريه )) را تصرف كرده اند. و جمعيتى كه از ابتداى جنگ جهانى دوم تاكنون به آن سرزمين هجرت كرده اند، همان يهوديانى هستند كه از گوشه و كنار جهان ، براى قدرت و نفوذ صهيونيست ها فعاليت مى كرده اند، و با كمك دولت هاى بزرگ توانسته اند به آنجا آمده و سكونت يابند. كشورهايى كه قسمتى از يهوديان آن به اسرائيل آمده اند، از اين قرار است :
((آرژانتين ، آلمان ، افغانستان ، آفريقاى جنوبى ، الجزيره ، استراليا، انگلستان ، اندونزى ، ايران ، ايرلند، ايتاليا، اگواتر، اسپانيا، اتيوپى ، آمريكا، اتريش ، بلژيك ، بيرمانى ، بخارا، برزيل ، بلغارستان ، پاناما، پاراگوئه ، پرو، پرتغال ، تونس ، تركيه ، چين ، دانمارك ، رومانى ، سيلان ، سيام ، سنگاپور، سوئد، سويس ، سوريه ، شيلى ، شوروى ، عدن ، عراق ، فنلاند، فرانسه ، فيليپين ، قبرس ، كانادا، كلمبيا، كنگو، كوبا، گينه ، لبنان ، ليتوانى ، لهستان ، ليبى ، مصر، مجارستان ، مراكش ، مكزيك ، هندوستان ، هندوچين ، هلند، يونان ، يمن ، يوگسلاوى )).(268)
اگر چه هجرت ملت هاى مختلف در يك محيط عرب نشين كه تواءم با جنگ و نبرد بوده از هر جهت مشكل به نظر مى آمد؛ امّا زمامداران و به وجود آورندگان اين اجتماع ، مردم تازه وارد را بر حسب روحيات و وضع آنان با احزاب گوناگون به اين صورت تقسيم نمودند:
1 - حزب سوسياليسم . 2 - حزب آزاديخواه افراطى . 3 - حزب آزاديخواه راست . 4 - جبهه ملى يهود. 5 - سوسياليست هاى چپ . 6 - حزب كارگر. 7 - كمونيسم . 8 - دموكرات عرب . 9 - ملت بى طرف .
و از طرف براى آنكه در متصرفات حكومت يهود، ملت ها و اقليت هاى ديگرى هم مانند: مسيحى و مسلمان زندگى مى كردند، زعماى قوم نخواستند صورت دموكراسى كشور جديد را ابتداء از بين ببرند؛ بدين جهت توسط ((كاتاريولس )) نويسنده معروف يهود، دروغ هايى تحت عنوان ((دموكراسى در اسرائيل )) منتشر كرد. و در آن ذكر كرده بود كه رفاه مسلمانان آن كشور تاءمين مى شود! ولى آوارگان دير ياسين كه زن هاى جوان و فرزندان خردسالشان در بيابان ناپديد گشته و يا از گرسنگى مرده اند دليل روشن بر تجاوزات و جنايات رژيم صهيونيست مى باشد - استفاده از كلمه دموكراسى صرفا پوششى است براى آدم خوارى رهبران اسرائيل .
ليكن با مطالعه اين كتاب خوب به دست مى آيد كه از ابتداء شروع جنگ تاكنون مسلمانان عرب با چه وضع فجيع و دلخراش مواجه شده اند و پس از قتل و عام ((دير ياسين )) و هجرت آوارگان عرب ، امكان پذير نيست اقليت مسلمان در آسايش به سر برد.
امروز كه دربهاى كشور اسرائيل به روى اعراب مسلمان بسته است و حكومت خودمختارى يهود به كمك سران آمريكا و غرب ، به فعاليت خود ادامه مى دهند؛ هنوز مسلمانان مهاجر در مرزهاى كشور اردن در حال فقر و تنگدستى به سر مى برند حتى اميدوار نيستند روزى بيايد كه زمين هاى زير كشت خود را ببينند!
شاهد گفتار ما همان است كه ((كاتاريولس )) از داخل اسرائيل مى گويد:
((نبايد فراموش كرد كه هنوز دول عربى با اسرائيل در حال جنگ هستند و صلح به هيچ وجه ضمانت اجرايى ندارد. اين جنگ هم سياسى است و هم اقتصادى و به شدت آن افزوده مى شود)).(269)
امّا، مسلمانان فلسطينى در اولين سال هاى اشغال سرزمين خود مخفيانه به سرزمين خود مى رفتند و پس از ملاقات با دوستان و آشنايان خود اموالشان را با خود مى آوردند لازم به يادآورى است كه وخامت وضع اقتصادى اشغالگران در اين زمان به جايى رسيده بود كه هيچ گونه حقى براى مسلمانان قائل نبودند و حتى آرزوهاى احمقانه براى خود در سر مى پروراندند.
بخش هشتم : آرزوى سران صهيونيست
((دكتر اربه التمان )) نماينده كنگره صهيونى اسرائيل در زمينه آرزوهاى سران صهيونيست اعلام مى كند كه :
((كشور اسرائيل يك كشور پهناورى خواهد بود كه مرزهاى آن از طرف غرب به كشور سويس و از شرق به تمامى خاك عراق مى رسد؛ و بايد دولت قوى يهود در خاورميانه مستقل گردد و هر چه زودتر كليه يهوديان جهان به اين كشور مهاجرت كنند. ما پس از تعيين مرزهاى خود در خاك عراق و سويس مى توانيم به جهان اعلام وضع دموكراسى خود را اعلام كنيم )).(270)
((بن گوريون )) رئيس كميته صهيونى هميشه آرزو داشت كه اسرائيل از لحاظ جغرافيايى رابط و حد فاصل بين آسيا و اروپا باشد. و از لحاظ سياسى نيز نقطه اتصال شرق و غرب قرار گيرد. امّا اسرائيل بر اثر توافق آمريكا، شوروى و انگلستان آرزو دارد بى طرفى خود را حفظ كند. ولى به علت مقاومت در برابر اعراب ، از طرف دولت هاى غرب ((پايگاه دموكراسى )) ناميده شد!؛ ولى در نظر شرق به صورت ((لانه استعمار)) درآمده است .
بن گوريون روزگارى كه نماينده پارلمان اسرائيل بود مى گفت : در شعار اسرائيل بايد (اين نكته ) گنجانده شود (كه ) ((حدود كشور اسرائيل از فرات تا رود نيل است )).
همچنين در نطقى كه در مورخ 1950 م . ايراد كرد گفت : ((بقاء دولت اسرائيل ثابت نيست ، امواج سپاهيان عرب در كشورهاى همجوار در كمين يهود است ، بايد از جميع يهوديان جهان كمك بخواهيم تا صف درهم فشرده عرب را درهم بشكنيم )).(271)
و ((ابراهام روزبناخ )) رهبر يهود به عنوان مفتى اعظم فلسطين در اين خصوص مى گويد: ((يهودى ها را براى اجراى مقاصد دينى شان بايد به هر عنوان كه هست تصرف كرد)).(272)
همچنين ((كلوس نر)) رئيس كميته جهود در مجله هفتگى فلسطين چنين مى نويسد: ((اورشاليم )) و مسجد اقصى كه عمارت معابد يهود بر آن تاءسيس شده است متعلق به جهود است .(273)
و در كتاب دائرة المعارف بريتانيا تحت عنوان ((صهيونيسم )) نوشته شده است كه : ((پيش بينى هاى پيغمبران كه تا امروز بنيان عقايد جهود مبتنى بر آن است اصولا جنبه سياسى تواءم با جنبه مذهبى داشته است به اين معنى كه هميشه در فكر تجديد حكومت آل اسرائيل و ساختمان معبد جهود و ايجاد تخت و تاج داوود و سلطنت بازماندگان را سرلوحه آمال و آرزوهاى ديرينه خويش قرار داده اند.))(274)
اينگونه ادعاها و ده ها امثال آن ايده آل و آرزوى يهود را بر ما روشن مى سازد؛ ليكن بر ما مخفى نيست كه تنها عامل و محرك اين نوع خواسته ها فقط يهوديان نيستند؛ بلكه كمك هاى غير مستقيم غرب چنين قدرتى به آنها داد و اين ندا در واقع از حلقوم ديگران بيرون آمده است و با گذشت مدتى طولانى هنوز آرامش و امنيت در مرزهاى اسلامى به نظر نمى رسد.
جرائد ايران هم از سال 1333 شمسى تاكنون (275) صفحات اول روزنامه ها را گاهى به وضع اسرائيل و اعراب اختصاص مى دهند؛ كه هر دو دسته شكايات خود را به سازمان بين الملل مى رسانند؛ امّا تا امروز كوچكترين قانونى كه به نفع كشورهاى مسلمان باشد، به نظر نرسيده است .
ملت جهان ، صهيونيست ها و قدرت جنگى آنها را از ابتداى تاريخ مى شناسند؛ امروز هم وضع قواى جنگى اسرائيل از انظار عموم ملت هاى شرق و غرب پوشيده نيست .
اگر كشورهاى مرتجع منطقه از آمريكا حمايت نكنند و با اتكاء به قدرت لايزال الهى همراه ملت مسلمان فلسطين به نبرد ادامه دهند شك نداريم كه پيروز مى شوند.
از دست دادن ((سينا)) و ((بلندى هاى جولان )) و ((سواحل مديترانه )) نمونه اين گونه شكست هاست ؛ ولى ترديدى نيست كه اگر ملت مسلمان با مردم يهود آن كشور تنها مقابل بودند، با سهولت مى توانستند قسمت هاى اشغال شده سرزمين خود را باز ستانند. ولى سازمان ملل در حالى نداى صلح جويانه خود را سر مى دهد كه ملت مسلمان منطقه گرفتار تجاوزات و قتل عام هاى صهيونيستى است .
به عنوان نمونه : ((محمّد الفراء)) نماينده اردن ، طى كيفرخواست مفصلى عليه اسرائيل ، به آمريكا حمله كرد، و روش آن كشور را در صدور اسلحه به اسرائيل محكوم ساخت ، نماينده آمريكا در جواب گفت : ((هدف سياست آمريكا در خاورميانه حفظ و احترام گذاردن به حق حاكميت و تماميت اين منطقه است )).(276)
سخن نماينده آمريكا در شوراى امنيت در روز گرفتارى ملت اردن بى شباهت به سخن چرچيل در سال 1921 م .، 1300 ش .، نيست . و ده ها نمونه آن گفتار ثابت كرد كه با خواست دولت هاى غرب ، خاورميانه به طور مداوم در آتش جنگ مى سوزد و اين نوع اشغال و ناامنى اثر همان مهاجرت ها است كه از سال 1923 م . 1302 ش .، به كمك متفقين صورت گرفت .
امّا، بنا بر شهادت منابع مطلع سياسى عملا از يهود خلاف آن ثابت شده است ؛ به اين معنى كه ابتدا شهرت داده شد كه آژانس يهود در حفظ اقليت هاى مذهبى ملاحظه خاص دارد؛ ولى در سوم ماه مه 1950 م .، 1329 ش .، يهود اسرائيل با اسلحه گرم به دهات عرب نشين ((حبرون )) حمله برد و در اين واقعه متجاوز از دوازده هزار عرب مسلمان را از خانه و كاشانه خود آواره كردند تا منطقه كشاورزى آن ناحيه را به دست عمال خود بسپارند. به قول يكى از رجال سياسى يهود كه مى گفت : جنگ اعراب و يهود در داخل و خارج كشور، محيط خاورميانه را براى مدت سى سال مسموم نمود و به قول ((لنچافسكى ژرژ)) خاورشناس معروف : ((وجود دولت اسرائيل را در خطوات ديپلماسى جديد بايد به عنوان يكى از مسائل مزاحم در خاورميانه يادداشت كرد)).(277)
اينجا بايد يادآور شد كه ملت جديد اسرائيل با كمك سران باخترى نه تنها در آب و خاك كشورهاى مسلمان نشين خاورميانه مزاحمت و دشمنى مى كنند؛ بلكه از روزى كه قدرت را بدست آوردند، با تاءسيس مراكز فحشا و نفوذ در منابع اقتصادى ، ملت شرق را به نابودى كشاندند و از دين خود برگرداندند.
قرآن مجيد در اين خصوص مى فرمايد:
((و لا يزالون يقاتلونكم حتى يردوكم عن دينكم ان استطاعوا . ))
((مسلمانان آگاه باشيد، قوم يهود با شما مى جنگند، تا اگر قدرت به دست آورند شما را از دينتان خارج كنند)).(278)
اقليت هاى مذهبى ديگر مانند: پيروان مسيح از جمعيت ((كاتوليك ))، ((پروتستان )) و ((ارتدكس ))، از ابتداى جنگ به آنجا راه يافته اند و فرقه بهايى كه همان يهوديان رنگ به رنگ مى باشند، در اسرائيل زندگى مى كنند.
و امّا، يهوديانى كه خود را به حزب صهيونى وابسته نمى دانند كم و بيش در بعضى محل هاى ((تل آويو)) به نام ((مئاشعاريم )) زندگى مى كنند كه با وضع حكومت اسرائيل و سياست هاى خارجى اين كشور كه اختلافات داخلى و خارجى را دامن زده مخالف بوده و حتى گاهى شعار عليه حكومت اسرائيل و براى سرنگون شدن آن مى دهند و بر تشكيلات فعلى مخالف رژيم فعاليت مى كنند و خود را جزء ((منتظرين ظهور ماشيح )) - حضرت عيسى (عليه السلام ) - مى دانند. اينگونه يهوديان متعصب به اعمال اسرائيل به چشم دژخيمان حكومت هيتلرى نگاه مى كنند.(279)
زيرا حكومت ظاهرى به نام يهوديت در اسرائيل و حزب حاكم صهيونيستى دست به ويران نمودن خانه ها و مساجد و معابد زده است . خصوصا در حال حاضر ((مسجد صخره )) و ((مسجد اقصى )) به ويرانه شباهت يافته است . و اين عمل تخريبى را ((حفارى ) آثار باستانى نام نهاده اند!(280)
بخش هشتم : مراسم مذهب در اسرائيل
يهودى هاى مهاجر مانند ساير يهوديان جهان با تمام برنامه هاى گذشته ، خود را به شريعت حضرت موسى (عليه السلام ) نسبت مى دهند و خود را وارث تخت و تاج حضرت داوود و سليمان (عليه السلام ) مى دانند!!
با اينكه در واقع رنگى كه يهوديان اسرائيل به خود گرفته اند كوچكترين شباهتى به اهل كتاب ندارد؛ زيرا خوب مى دانيم اصول مقدسات در كتب آسمانى و دين حضرت موسى و عيسى (عليهماالسلام ) و حضرت محمّد (صلى اللّه عليه و آله ) يكسان است .
امّا آن مقدار كه در دست يهود جنايتكار امروز باقى مانده ، تنها نام دين است . ولى از احكام و آداب و سنن و خود تورات كمترين مساءله و موضوع مطرح نيست . براى توضيح وضع مذهب در اسرائيل مقدارى از برنامه مذهبى آن سامان را بيان مى كنيم :
1 - ماه ها در ايام سال از نظر آداب و سنن يهود، كه امروز در اسرائيل به مرحله اجرا گذشته شده از اين قرار است :
((نيسان ))، ((ايار))، ((سيوان ))، ((تمور))، ((آب ))، ((ايلول ))، ((تيسرى ))، ((حشران ))، ((كپلر))، ((تبت ))، ((شوات ))، و ((ادار)) همان ماه هاى يهود قديم است ، كه در قرن هاى پيشين در كشور يهوديه معمول بوده است :
1 - اعياد و مراسم مذهبى و ملى كه روى حساب همين ماه ها برگزار مى گردد از قرار زير است :
1 - ((15 - شوات ))، جشن ملى درختكارى .
2 - ((15 - ادار))، جشن ملى و مذهبى ((پوريم )) (عيد ملكه ايران استر، صاحب كتاب مذهبى ايران استر) در اين مراسم با كارنوال و بالماسكة برگزار مى شود.
3 - از ((15 تا 20 نيسان )) جشن مذهبى ((فصح ))، (به ياد خروج نياكان از كشور مصر) در اين جشن با برنامه موسيقى ختم مى گردد.
4 - ((15 ايار))، جشن ملى سالگرد استقلال يهود اسرائيل ، در اين جشن با برنامه رژه نظامى ، مسابقات ورزشى و رقص دسته جمعى تمام مى شود.
5 - ((15 ايار))، جشن مذهبى (لاك يعومر))، (زيارت قبر ربى شمعون ) در اين جشن آتش بازى در محل زيارتگاه انجام مى گيرد.
6 - ((9 آب ))، مراسم عزاى ملى به مناسبت حمله ((ساراگون ))، (پادشاه كشور آشور) در سال 720 ق . م .
7 - ((9 آب ))، عزاى ملى به مناسبت حمله دوم ((بخت نصر)). (پادشاه كشور كلده ) در سال 585 ق . م .
8 - ((10 تيسرى ))، مراسم مذهبى و يك روز روزه براى كفاره گناهان .
9 - ((22 تيسرى )) مراسم مذهبى ((مسيحاتورا))، روز نزول ، 10 فرمان تورات كه در اين جشن رقص دسته جمعى زنان و مردان در كنيسه ها اجرا و عهد عتيق قرائت مى گردد.
10 - ((25 كيسلوتا 2 تبت ))، عيد مذهبى به مناسبت روشن شدن شمع هفت شاخه و تطهير معبد اورشليم .
اين اسم به اصطلاحى مذهبى يهود از حضرت موسى (عليه السلام ) و ساير پيامبران بنى اسرائيل نرسيده و مؤ سس اين مراسم در سال 1615 ق . م ، توسط ((يهوداى مكابى ))، (خاخام بزرگ يهودى در آن عصر) به وجود آمده و آثار آن تا امروز باقى است .
شايد خوانندگان محترم به نويسنده ، اعتراض كنند كه برگزارى مراسم در كشورهاى مسلمانان هم گاهى با فحشا تواءم شده و صورت غير مذهبى به خود مى گيرد. البته جواب اين اعتراض روشن است ؛ زيرا در كشورهاى اسلامى اگر جشن ها و مراسم ملى با خواست سران سياسى كشور برگزار شود - البته به انواع فحشا ممكن است آلوده باشد - ولى ، شركت كنندگان يا مسلمان نيستند و اگر مسلمان هستند فحشا و خلاف كارى خود را به اسلام مقدس منسوب نمى دانند. و هيچ موقعى نبوده كه مراسم ملى را كسى به حساب اعياد اسلامى و مذهبى بگذارد. امّا، در خصوص اعياد مذهبى در اسلام ، در همه كشورهاى مسلمان نشين به يك صورت انجام مى گيرد و منكرات و فحشا جزء برنامه مذهبى نيست . زيرا برنامه اعياد اسلامى مانند: ((عيد فطر)) و ((عيد قربان )) و ((جمعه )) در بين مسلمانان برگزار مى شود و مراسم آن در مساجد و مجامع و زيارتگاه ها با برنامه نماز و قربانى و خطبه و قرائت قرآن ختم مى گردد.
خصوصا اجراى برنامه عيد مذهبى ((قربان )) در بيابان ((منى )) با تشريفات خاصى برگزار مى شود كه كوچكترين خلافى از نظر مناهى در آن به نظر نمى رسد. و چنانچه مردمى ندانسته در اعياد مذهبى به كارهاى حرام دست بزنند، نه تنها خود آنان حتى ديگران هم اصولا به حساب مذهب و مراسم اسلامى نخواهد گذارد.
هر فرد مسلمان مى داند چنانچه در برگزارى اعياد مذهبى به يكى از گناهان نزديك شود، در پيشگاه حكيم توانا مجرم شناخته مى شود. و خوب مى دانيم رقص دسته جمعى و خوردن شراب و برگزارى برنامه موسيقى و خوردن گوشت خوك در مذهب حضرت موسى (عليه السلام ) حرام بوده و هر عيد و هر رسم و آدابى كه به كتاب آسمانى تورات بدون جهت نسبت دهند، باطل است .
قوم يهود از قديم سعى داشته است كه كتب مذهبى خود را مانند ((تلمود))، (جامع قوانين مذهبى ) و كتاب ((قبالا))، (تفسير عرفانى عهد قديم )) را طورى تنظيم كند تا با مقتضيات هر عصر و زمان سازش ‍ داشته باشد! به عنوان مثال شمع ((هفت شاخه )) كه اكنون در موزه ((هخال شلمور)) اورشاليم محفوظ است بصورت چراغ خانه موسى (عليه السلام ) بود و اكنون آن را مظهر دين دانسته و با احترام فوق العاده اى در كنايس خود روشن مى كنند (281) ولى بايد گفت : از مرام مقدس حضرت موسى (عليه السلام ) همين شمع باقى مانده است . امّا چون كتاب هاى عهد قديم را منبع الهام هنرمندان مى دانند و امثال سليمان را جزء آن مى دانند، (تلمود سيتها - رهبران مذهبى يهود) پسران و دختران جوان را رقص دسته جمعى آموخته ، امثال سليمان (عليه السلام ) را به صورت ((غزل غزلها)) با موسيقى مى نوازند. (282) يهوديان اسرائيل و ساير كشورها روبه اورشاليم ايستاده ، سرود سال آينده در اورشليم را تكرار مى كنند و با كمك خاخامها و ربانان در اسرائيل همه چيز حتى مراسم ازدواج به صورت اشتراكى درآمده است .
در اسرائيل اتحاديه اى از افراد يهودى به نام ((اتحاديه مبارزه با تعصبات مذهبى )) وجود دارد كه تنها هدف مبارزه با جمعيت هاى پايبند به مذهب است . (283) شايد مردمى باشند كه با گوشت خوك و سربازى اجبارى دخترها و رقص دسته جمعى در مجامع عمومى مخالفت كنند؛ ولى از طرف اتحاديه با آنها مبارزه مى شود.
در تالار ((موزه صيون )) در اورشليم مجسمه دست خدا وجود دارد كه در حال آفريدن جهان است . (284) در نظر يهوديان متعصب و غير متعصب . ((خدا و كشور اسرائيل و عهد قديم )) سه قطب عالم و كليد رموز آن هستند و اين سه ، تشكيل يك وجود واحد جدايى ناپذير مى دهند و به اين جهت نهضت صهيونى بر مبناى بازگشت يهودى ها به اين خاك استوار شده است .(285)
خاخامهاى يهودى براى بازگشت يهوديان به فلسطين مى گفتند كه : هر كس ‍ چهار قدم روى خاك فلسطين حركت كند، يقين كند از عالم آخرت نصيبى دارد. با اينكه در مراسم مذهبى خريد و فروش در روز شنبه حرام است ، تنها خريد مسكن در اسرائيل جايز و بلامانع است و ثواب اقامت در اسرائيل معادل ثواب انجام كليه وظائف مذهبى است .
هنگام تولد هر نوزاد و موقع ازدواج و روز مرگ هر فرد يهودى دعاهايى خوانده مى شود كه در آن خرابى اورشليم ذكر شده و بازگشت به اورشليم را آرزو مى كند.(286)
سازندگان شراب نيز فعاليت مى كنند تا مردم اسرائيل را به نوشيدن شراب عادت دهند، و بيشتر مصرف آن ، مثل روز و شب شنبه و روزهاى عيد به منظور انجام پاره اى از مراسم مذهبى صرف مى شود.(287)
كتاب ها و مجلاتى كه ترويج فحشا و موسيقى مى كند در اسرائيل ، تيراژ حيرت آورى دارد؛ تابلوهاى مدرن و مهيج مانند ورق زر خريدارى مى شود. علاوه بر اين در اسرائيل يك هنرستان رقص موجود است كه تنها رقص ‍ مذهبى را به انواع مختلف ، تعليم مى دهد.
و مى توان گفت يهوديان اسرائيل از جهت مصرف شراب در اعياد مذهبى و شركت در سينماها ركورد جهانى دارند.(288)
يهودى ها گوشت را قبل از پختن نمك مى زنند تا خون آبه داخل گوشت بيرون آيد؛ زيرا خون خوردن و خون ريختن را گناه مى دانند!!! با اين همه ، براى بدست آوردن استقلال چه خون ها ريختند؛ و هنوز هفته اى نيست كه در مرزهاى اسرائيل و كشورهاى عربى ، خون مظلوم مسلمانى ريخته نشود.(289)
((كاتاريولس ))، نويسنده يهودى در اين خصوص مى گويد: ((رايج ترين تصنيف هاى اسرائيلى همان آهنگ و اشعارى است كه از ((مزامير داوود)) و امثال سليمان ساخته شده و شما خوب مى دانيد يك يهودى تازه وارد به اسرائيل را از روى آغوش گرفتن دختران هنگام رقص هاى ملى و مذهبى بشناسيد)).(290)
روز جشن استقلال اسرائيل هزاران دختر و پسر در كوچه ها و خيابان هاى شهر يا دهكده به رقص مى پردازند. اين جشن هاى شادمانى شباهت به جشن هاى ((14 ژوئن )) يا ((اول ژانويه )) مسيحى در فرانسه دارد، امّا، روحيه اى كه در اين دو جشن حكمفرما است ، كاملا با يكديگر متفاوت است . در جشن استقلال ، از مى خوارگى و شكار دختران در آخر شب (هنگام خلوت بودن خيابان ها) زن و مرد بهم مى آميزند و بطور دوستانه معاشرت مى كنند و اغلب اين معاشرت ها به ازدواج تبديل مى گردد و بيشتر اين وضع در محافل خودمانى و اشتراكى حتى در شهر و دهات حكمفرما است . (291) اين ، نويسنده يهودى با اين همه سعى مى كند همكيشان خود را پاكدامن و معتقد به مذهب معرفى كند!!
ليكن از گفتار وى پيداست كه هرگونه ارتكاب جنايات را با مذهب منافى نمى دانند و حاضرند به آئين يهوديت نسبت دهند!!!
بخش هشتم : كيبوتص يا زندگى اشتراكى
يهودى ها از نظر اينكه ((كارل ماركس )) و ((لنين )) (پديد آورندگان مكتب سوسياليسم و كمونيسم ) را يهودى زاده معرفى مى كنند و به وجود آنان افتخار دارند. حتى بالغ بر چهارده نفر از رجال كمونيستى شوروى كه در سياست آن كشور دست دارند، يهودى معرفى نموده (292) و سعى دارند زندگى جديد اسرائيل را طبق همان مرام سوسياليستى تشكيل دهند، و براى اينكه با شوروى مخالف نباشند از جهتى خود را پيرو مرام كمونيسم معرفى كرده اند.
((كاتاريولس )) (دانشمند يهودى شناس ) وضع زندگى اشتراكى صهيونيستى را به اين بيان تشريح مى كند:
((زندگى اشتراكى از اختلاط ((ناسيوناليسم )) و ((سوسياليسم )) به وجود آمده و ده ها سال قبل عده اى از يهوديان اروپاى شرقى در فلسطين اقامت گزيدند، آنها مى خواستند خود را از رقيت و آفت زدگى فعاليت اقتصادى از زير يوغ بندگى برهانند)).(293)
موقعى كه به فلسطين رسيدند، قواى خود را متمركز ساخته و زندگى اشتراكى را انتخاب نمودند. همين ميل به اشتراكى زيستن بود كه ((كيبوتص )) را به وجود آورد.
مرام كيبوتص را در سه كلمه مى توان خلاصه كرد:
1 - كار دسته جمعى .
2 - معاشرت دسته جمعى .
3 - دخل و خروج به صورت اشتراكى .(294)
و در نظر يهودى ها اين مرام تازه نيست ؛ بلكه معتقدند در قرن هاى پيشين ، نياكان آنها به همين صورت زيست مى نموده اند. حتى هيچ كس داراى ملك شخصى نبوده فقط يك صندوق براى عموم وجود داشت كه كليه مخارج از آن مصرف مى شد و در مكان هاى اجتماعى به اين سبك زندگى داشته اند. سران سياسى يهود جمعيت تازه وارد را مى خواستند در يك مكان جديدالاحداث جاى دهند؛ روى اين حساب در اول فرصت ممكن ، متجاوز از صد ساختمان بزرگ احداث نمودند و يهوديان تازه وارد را اعم از زن و مرد به آنجا هدايت مى كردند، هواخواهان زندگى اشتراكى منتظر روزى هستند كه همه يهودى هاى جهان به اين صورت زندگى كنند. حتى ((ديويد بن گوربون ))، (نخست وزير اسبق اسرائيل ) پس از فراقت از محل كار، براى اقامت و ادامه زندگى راحت ، ((كيبوتص )) را انتخاب كرد.(295)
همانطورى كه در بخش هاى قبل خوانديد قوم يهود چون سامان منظمى در تاريخ گذشته نداشته اند؛ آداب و سنن مذهبى را هم از دست داده و رنگ ديگر به خود گرفته اند.
موضوع زندگى اشتراكى در هيچكدام از كتب آسمانى حتى تورات سابقه ندارد. تنها قضاوت تاريخ در گذشته و عمل نياكان ، صحيح نيست ؛ بلكه بايد جستجو كرد كه اين روش يا از مرام كمونيسم اتخاذ شده و يا اگر ريشه تاريخى دارد، بايد آن را در آئين خود ساخته ((مزدك )) جستجو كرد. زيرا نه تنها تاريخ اديان از وضع اشتراكى به اين صورت خالى است ؛ بلكه در روش زيست و زندگى مردم شهرنشين قديم هم سابقه ندارد.

next page

fehrest page

back page