1- پيام امام خمينى (مدظله ) را كه قسمتى از آن مربوط به رژيم اشغالگر قدس بود
با بيانات رسا و جامعى كه به پيروى از سنت نبى گرامى اسلام (((صلى اللّه عليه
و آله ) )) تحت عنوان برائت از مشركين جهان و ابرقدرت هاى ضد خدا صادر شده بود
خوانديد. هنگامى كه پيام معظم له در عصر روز جمعه ششم ماه ذى الحجة الحرام در مكه
معظمه در جمع حجّاج كشورهاى اسلامى قرائت شد، عكس
العمل وحشيانه عمال سعودى و كشتار بى رحمانه آنان را مشاهده نمودم ،
قبل از بيان تحليل عملكرد هواداران صهيونيسم و حاميان آمريكا در منطقه ، در اينجا شرح
مبسوطى در مورد حادثه خونين ((مكه معظمه )) مى آورم :
هر ساله حكومت عظيم و راهپيمايى با شكوه مسلمين به عنوان ((وحدت مسلمين )) در ((مدينه
طيبه )) و برائت از مشركين در ((مكه معظمه )) در
طول سال هاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران با عظمت خاصى برگذار مى
گرديد. و هر ساله حافظان منافع استكبار جهانى ، يعنى : حاكمان ((نجد)) و ((حجاز))
به گونه هاى مختلفى مخالفت خود را كه حكايت از مزدورى و دست نشاندگى آنان مى
كرد ابراز مى داشتند.
آرى ، حافظان و حاميان استكبار جهانى هر ساله به طرقى جلو راهپيمايى حجاج بيت اللّه
الحرام را مى گرفتند يا به نحوى آن را محدود مى نمودند.
سال گذشته راهپيمايى كه همراه با صدور پيام تاريخى امام تواءم بود روحيه مسلمين
جهان را كه از سوى مسلمانان كشورهاى خاور دور و آفريقا
استقبال شده بود براى اعلام انزجار از دشمنان اسلام و استكبار جهانى و صهيونيسم
بالابرد و وحدت كلمه خود را در يك راهپيمايى عظيم و تاريخى متجلى ساخت و پوزه
استكبار جهانى را با سوزاندن پرچم ننگينش به خاك ماليدند.
ساعت چهار بعدازظهر در ((ميدان معابده )) يعنى وسيع ترين ميدان
داخل شهر پس از استماع پيام انقلابى ملت مسلمان ايران توسط نماينده رهبرى ، بيانات
حضرت امام (مدظله ) روح مسلمانان را تشجيع نمود و با مشت هاى گره كرده برائت از
مشركين جهان را اعلام نموده و به سوى ((مسجدالحرام )) حركت كردند.
البته مى بايست شاهدان عينى كه از گوشه و كنار جهان براى مراسم حج آمده و عاشقند
شكوه و عظمت گردهمايى مسلمانان را ببينند و مى بايست با مشاهدات سمعى و بصرى نيز
تواءم باشد تا به تداعى معانى كمك نموده و به واقعيت امر آگاه شوند و بدانند پرچم
كدام كشور است كه به عنوان شيطان بزرگ مسلمانان منطقه را زير چكمه هاى اشغالگران
قدس سركوب كرده است .
لذا، حجاج كه هر كدام نمايندگان ملت خود بودند پرچم آمريكا را از سوى مردم جهان
اسلام به آتش كشيده و غريو و فرياد مسلمانان به جمله هاى ((الموت لامريكا))
((الموت لاسرائيل )) به آسمان مى رفت .
ساختمان هاى بلند اطراف ((شارع مسجدالحرام )) پر از خبرنگاران خارجى
بود و از راهپيمائى عظيم حجاج عكس بردارى مى كردند، تا مشاهدات خويش را به
كشورهاى خود منتقل كنند. روحانيون ((بعثه حضرت امام )) از هفته
قبل به مردم اعلام مى داشتند كه برادران مسلمان بايد در راهپيمايى نظم و آرامش خويش را
از دست ندهند - حتّى همه با وضو و همراه برداشتن سجاده براى شركت در نماز جماعت
((مسجدالحرام )) آماده باشند - و براى حفظ آرامش و نظم ، حدودا بيش از ده هزار نفر از
برادران و خواهران جوان با داشتن كارت انتظامات براى بهتر انجام شدن اين حركت شركت
نمودند در مسير راهپيمايى ساختمان هاى بسيار مرتفعى به چشم مى خورد كه فلسطينى
هاى ستم كشيده و رنج ديده از پشت پنجره ها اشك شوق مى ريختند و براى پيروزى اسلام
و نجات از آوارگى خويش دعا مى كردند.
سيل جمعيت از ((شارع مسجدالحرام )) بطرف ((صفا و مروه )) روان بود كه
به قبرستان ابوطالب نزديك شديم و خاطرات غربت پيامبر اسلام در ((شعب ابى
طالب )) به گونه اى جلوه مى كرد و خدا را سپاس مى گفتيم كه به نداى
((برائت از مشركين )) كه آن روز با مشكلاتى رو برو بود امروز به بهترين وجه در
((حرم اللّه )) طنين انداز است .
راهپيمايان مسلمان ، هر چه به مسجدالحرام نزديك تر مى شدند حجاج كشورهاى ديگر به
آنان مى پيوستند و مسير راهپيمايى مملو از جمعيت مى شد و بانوان اسلامى در كنار
برادران قسمت شرقى خيابان ، هماهنگ و هنگام شعار عليه
اسرائيل و آمريكا مى دادند - هيچ تصور نمى شد با سفارشى كه حضرت امام (مدظله ) كه
قبلا فرموده بودند مساءله اى پيش آيد؛ زيرا در بيانيه كه از
قول امام خوانده شد: ((البته بعيد به نظر مى رسد دولت با ماءمورين عربستان كه
ميزبان زائران خانه خدا و حرم پيغمبر اكرمند از اين نمايش قدرت اسلام و مسلمين در
برابر كفر و استكبار و ابتكار عملى سياسى ملت ما كه به خاطر سربلندى جهان اسلام
و مسلمين مى باشد جلوگيرى كنند)).
اى كاش ! نزديك اذان مغرب روز جمعه امام بودند و از نزديك مى ديدند؛ هيهات ! از آنكه
نصايح اين رهبر بزرگ به مزدوران هواخواه اثرى كرده باشد.
آرى ، مسير راهپيمايى به صورت ظاهر از سلاح و سنگ و چوپ قبلا آثارى نبود؛ ولى از
مخفى گاه افراد پليس مقابل مسجد ((الجن )) كماندوهاى شكنجه گر بيرون ريختند و با
نزديك شدن مسلمين جهان به حرم اللّه مخالفت نمودند. هر چه به آنها گفته شد: ما به
قصد شركت در جماعت به ((مسجدالحرام )) مى رويم ؛ امّا، جوابى غير از باتوم برقى و
قنداق اسلحه چيزى نبود جمعيت را متوقف مى كردند امّا، شدت فشار و عدم اطلاع راهپيمايان
صفوف بعد كنار را مشكل تر مى كرد. برادران جانباز و
معلول جنگ تحميلى كه پيشاپيش صفوف راهپيمايى حركت مى نمودند به شكوه و عظمت و
حقانيت راهپيمايان مى افزود. ماءمورين انتظامى خود را به سرعت به جلو راهپيمايان رسانده
تا راه را باز كنند ولى در مقابل خود با موانعى مواجه بودند لحظه به لحظه به اذان
مغرب نزديك مى شديم و انبوه جمعيت به جلو فشار مى آورد تا اين كه راه ها همه جا مسدود
شد، نظم بهم خورد، حمله ناجوانمردانه ، عمال صهيونيسم سعودى از سوى مزدوران
بيگانه شروع گرديد، ماشين هاى آب جوش كه از
قبل آماده شده بود و كسى از اين سلاح مهلك اطلاعى نداشت ، بانوان اسلامى را به آب داغ
بست و هرگونه قدرتى را از آنان سلب كرد و اين
عمل باعث شكستن سر و دست حجاج مظلوم بى شمارى را كه توسط
عمال بيگانه از روى ساختمان (پاركينگ شهردارى ) سنگباران مى شدند به جاى گذاشت
هليكوپترهاى فرماندان خارجى و بيگانه از بالا دستور
قتل عام را صادر كردند؛ زنان و مردان مسلمان زائر كه هيچگونه قدرت بر بازگشت
پيشروى نداشتند غير از فرياد و ادامه شعار كارى نمى كردند بانوان مسلمان كه طاقت
آنان تاب شده بود در اثر ازدحام و حمله چماق بدستان روى هم مى ريختند و به شهادت
مى رسيدند. جسد بانوان مسلمان گذرگاه ماءموران دژخيم بود كه روى آنها پا بگذارند و
به صفوف راهپيمايان حمله برند. آنان گويا
خوشحال بودند از اين كه رسم جاهليت و دعوت مشركين را تجديد نموده و روى ابوسفيان و
ابوجهل را سفيد كردند ولى با شگرد تازه ترى ، يعنى سلاح گرم و آب جوش براى
به شهادت رساندن حجاج - و ميهمانان خانه خدا و زائرين پيامبر اسلام را
قتل عام كردند.
آفتاب غروب كرد، صداى اذان مسجدالحرام تواءم با غرش هليكوپتر و گلوله فضاى مكه
را پر كرده بود، درست صحنه روزى را به خاطر مى آورديم كه پيامبر اسلام (((صلى
اللّه عليه و آله ) )) بر فراز ((ابوقبيس )) نداى ((قولوا لا اله الا اللّه
)) سردار و نياكان مشركين همين مزدوران ، بريدن فرستاده خدا سنگ مى زدند. آيا غير از
اين بود كه حجاج مسلمان عرب ، فلسطينى ، لبنانى ، سورى ، الجزائرى ، يمنى و
ليبيايى ، ايرانى ، افغانى ، ترك ، اندونزى و اكثر كشورهاى مسلمان نشين افريقايى و
از خاور دور مسلمان فليپينى فرياد ((لا اله الا اللّه )) داشتند. و ((محمّد
رسول اللّه )) مى گفتند و از متوليان و بت هاى بى جان آن روز و بت هاى جاندار
امروز هم كه خود را از خداوند متعال هم قدرتمندتر! مى دانند برائت مى جستند و به مصداق
قول خداى تعالى : ((ان اللّه برى من المشركين و رسوله ، )) از كليه
استعمارگران زورگو كه مستقيما عليه توحيد و احكام اسلام و معانى واقعى حج بيزارى
مى جستند و در ((حرم اللّه )) براى آنان آرزوى مرگ مى كردند! آيا غير از اين
بود كه اسرائيل غاصب ديروز ((مهبط انبياء )) بزرگ مانند حضرت داوود و
سليمان و يحيى و زكريا و عيسى (عليهم السلام ) و قبله
اوّل مسلمين را غصب نموده و منبر و محراب آن را به آتش كشيده اند و اكنون در سايه قدرت
آمريكا به قبله مسلمانان كعبه عزيز چشم دوخته تا در فرصت مناسب مبانى اسلام را از بين
برده و (( مقامات حرم اللّه )) را خراب كند!
آيا براى مسلمين جهان جاى مناسب ترى و اجتماعى عظيم تر از اين روزها - براى كشورهاى
اسلامى - يافت مى شود كه مسلمانان آنجا گردهم آيند و از يكديگر يارى بطلبند و بر
اشغالگران قدس نفرين كنند؟
حال بار ديگر به واقعه جمعه خونين به دقت بيشتر نظر مى اندازيم و در اين باره از
عمال صهيونيسم سعودى مى پرسيم كه جرم بيش از سيصد نفر از بانوان مسلمانان كه از
راه هاى دور و با وضو به قصد تشرف به حرم اللّه آمده و به دست شما گاردى هاى
سعودى شربت شهادت نوشيدند، و يا مجروحيتى كه تا پاسى از شب خون از بدن آنان
مى رفت و غير از ماءمورين دژخيم كسى كنار آنان نبود چه بود؟ يا گناه پيرمردانى كه
هدف گلوله قرار داده و يا با چوب و چماق و سنگ ، دست و پاى آنان را شكستند و در
گوشه و كنار ساختمان هاى مجاور دچار خون ريزى شده بودند، چيست ؟ بايد از
عمال سعودى پرسيد كه چرا آمبولانس هاى سازمان حج و زيارت را كه براى حفاظت از جان
مسلمين در طول راهپيمايى حاضر شده بود كه منهدم نمودند، كسى هم قدرت داشت مجروحين را
به درمانگاه هاى ايرانى برساند - حتّى سفارش شده بود كه ماشين هاى كرايه اى - كه
هميشه با اصرار زائرين را سوار مى كردند - آن شب جلوى كسى توقف نكنند كه بسيارى
از شهيدان مرد و زن بعد از اصابت گلوله به بيمارستان نرسيده و جان خود را از دست
داده هزاران كفش و كيف ، چادر و عبا بود كه در شارع مسجدالحرام به جاى مانده بود.
بانوان مسلمان در تاريكى شب حيران و سرگردان به بلندى هاى اطراف ((شعب ابى
طالب )) فرار كرده بودند، گرسنه و تشنه و با لباس هاى آلوده به خون راه خانه را
گم كرده بودند و نمى دانستند چه به سر همسرانشان آمده ؛ آنان كه با آب جوش سوختند
زير دست و پاى ماءموران جان سپردند، و آنان كه نيمه جان از معركه دور شده بودند مى
گفتند: از بانوان و مردان پير و سالخورده كه روى هم ريخته بودند فقط صداى
((شهادتين )) مى شنيديم .
روز بعد مردمى كه براى كسب اطلاع از مفقود الاثرهاى خود به بيمارستان ها رفته بودند
جز لعن و طعن چيزى نمى شنيدند و بعد از دور روز كه بنا شد اجساد شهدا را
تحويل دهند عمال سعودى شهدايى كه به ضرب گلوله به شهادت رسيده بودند به
مردم تحويل ندادند آنان كه زير دست و پا و يا از ترس و وحشت شهيد شده بودند
تحويل مى داند. گذشته از آن در رسانه هاى گروهى عربستان سعودى با اخبار ضد و
نقيض جوسازى نموده و اذهان بيش از يك ميليون حجاج محترم را كه از كشورهاى اسلامى
حضور داشتند مشوش كرده و از اين طريق پرده روى واقعيت و جناياتى كه در مكه مرتكب
شده بودند بكشند!
مكه معظمه ((حرم اللّه )) است و به مفاد قوله تعالى : ((و من دخله كانه آسا ))
هيچ كسى را حق تعرض به ديگرى نيست و باز به مصداق آيه قرآن : ععع
((جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قياما للناس )) )) آن حرم شريف
محل حركت توده هاى مردم و هر شخص موحد به سهم خود حق دارد مسلمانان جهان را به قيام
عليه شرك و كفر دعوت كند و به مفاد فرموده خداى حكيم : ((سواء العاكف فيه و
الباد )) همه و همه مردمى كه خدا را مى پرستند و موحدند؛ در آنجا يكسانند و كسى
بر كسى حكومت و فرماندهى ندارد. به فضل خداوند
متعال عليرغم تبليغات سوء هواداران منافع آمريكا و صهيونيسم و آنان كه در مصاحبه
خبرنگاران خارجى گفتند: پليس سعودى به آن جهت به روى حجاج ايرانى و غير ايرانى
آتش گشوده زيرا آنان پرچم آمريكا را آتش زدند و يا گفتند: حجاج قصد تخريب كعبه را
داشتند! معلوم شد خورشيد واقعيت پشت ابر تبليغات و دروغ ها و جوسازى ها پنهان نمانده
و با فاصله چند روز مسلمانان جهان آگاه شدند و دانستند آنها كه خود را ((خادم الحرمين
))! معرفى نموده و در راءس تبليغات خود شعار (( مرحبا بضويف الرحمن))
مى دهند تاب و تحمل اهانت به اربابان مشركشان را ندارند خدمت به حجاج به قصد
استفاده مادى و بناى ساختمان هاى كوه پيكر و بلندتر از كعبه مقدس به قصد زراندوزى
و تعمير ظاهرى ((مسجدالحرام )) را براى فريفتن اذهان جامعه مسلمين بهانه اثبات حكومت
خود مى دانند اين مساءله امروز براى مسلمانان غيور و رشيد در سراسر جهان
قابل تحمل نبوده و از گوشه و كنار كشورها علماء و دانشمندان مفتيان دانشمند و ائمه جمعه
و جماعات از مذاهب مختلف مانند: حنفى ، مالكى ، شافعى و حنبلى و كليه علماى اماميه بپا
خاستند تا براى حفظ قداست ((حرم اللّه )) و تاءمين امنيت حجاج فكر كنند و
آنچه را كه مفاد فرمان خدا و سنت پيامبر گرامى اسلام اقتضا مى كند در آينده نزديك اجرا
نمايند و دست حافظان منافع مستكبران جهانى را براى هميشه از حرمين شرفين قطع
نمايند.
((انشاء اللّه ))
2- سوره مائده ، آيه 13.
3- امام خمينى : ((يهوديان حسابشان از صهيونيست ها جداست ، اگر چنانچه مسلمين بر
صهيونيست ها غلبه پيدا كنند همان حالى را دارند كه شاه مخلوع پيدا كرده و امام با يهودى
ها كارى ندارند، ملتى هستند مثل ساير ملل زندگى آنها انجام مى گيرد و تصرفى به
آنها نيست )).
(صحيفه نور، ج 10، ص 170). مصاحبه معظم له با راديو تلويزيون آلمان غربى
17/8/1358.
4- در اين كتاب مشروح مساحت اراضى اشغال شده تا
سال 1980 م . را مى خوانيد.
5- سوره مائده ، آيه 82.
6- عهد عتيق : سفر خروج ، - / باب اول ، آيه 1 و 2 ص 83.
7- قاموس كتاب مقدس ، ص 969.
8- قوله تعالى : ((و اذ نجيناكم من
آل فرعون يسومونكم سوء العذاب يذبحون اءبناءكم و يستحيون نساءكم و فى ذلكم
بلاء من ربكم عظيم . ((و ياد آوريد (روزگارى كه پدران ) شما را از شر
فرعونيان نجات بخشيديم شما تحت شكنجه آنان معذب بوديد تا حدى كه فرزندان
پسرتان را سر مى بريدند و دخترها را براى بردگى نگاه مى داشتند، و آن بلا و
امتحان بزرگ بود كه از جانب خدا رسيد)) سوره بقره ، آيه 49 و مشابه معناى اين آيه -
از سوره قصص ، آيه 4 و از سوره ابراهيم ، آيه 6 استفاده مى شود).
9- همانگونه كه ديديم پروردگار توانا چگونه طومار ننگين جنايتكار پهلوى را
درهم كوبيد و نداى اسلام و مظلوميت ملت مسلمان را از حلقوم مقدس فقيه عالم تشيع سيد
المجاهدين آية العظمى امام خمينى (مد ظله العالى ) به تمام جهانيان رسانيد، و ريشه
فرعونى و شاهنشاهى را از كشور اسلامى ايران از جاى بركند. و نظام جمهورى اسلامى را
بنا نهاد...
10- قوله تعالى : ((فاءلقى عصاه فاذا هى ثعبان مبين و نزع يده فاذا هى
بيضاء للناظرين قال للملاء حوله ان هذا لساحر عليم . ))
((حضرت موسى (عليه السلام ) چوب دستى خويش را به طرف فرعون انداخت بيدرنگ
به مارى بزرگ تبديل شد و دست خويش را از لباسش بيرون آورد، فرعون ديد مانند
مشعل روشنى مى درخشد و به اطرافيانش
11- ((فارسلنا عليهم الطوفان و الجراد و
القمل و الضفادع و الدم ايات مفصلات فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين . ))
((ما بر قبطيان مصر و هواداران فرعون نشانه هاى قدرت را مانند طوفان - و حمله ملخ
هاى آسيب رسان - و شپشك و وزع و خون بر سرشان بارانديم به علت آنكه گناهكار و
مستكبر بودند.)) سوره اعراف ، آيه 133.
12- عهد عتيق ، سفر خروج ، باب 7 به بعد.
13- سوره قصص ، آيه 41.
14- عهد عتيق ، محل غرق فرعون را در درياى ((قلزم )) معرفى مى كند كه نام ديگر
آن ((بحر احمر)) است .
15- ((فاليوم ننجيك ببدنك لتكون لمن خلقك آية و ان كثيرا من الناس عن آياتنا
لغافلون . )) پس امروز هيكل ترا از آب بيرون مى اندازيم تا براى آيندگان نشانه
اى از قدرت باشد. اگر چه بسيارى از مردم آيات ما را غافلند...)) سوره يونس ، آيه
93.
16- سفر خروج ، باب 15.
17- ماه آب ، ماه پنجمين از سال ملى و يازدهمين از
سال دولتى يهود است (قاموس . كتاب مقدس ، ص 1).
18- ((و اذ استسقى موسى لقومه فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه
اثنتا عشرة عيشا )) سوره بقره ، آيه 60.
19- ((و ظللنا عليهم الغمام و اءنزلنا عليهم المن و السلوى . )) سوره
اعراف ، آيه 160.
20- عهد عتيق ، سفر خروج ، باب 16، آيه 4، ص 108.
21- سوره اعراف ، آيه 138.
22- سوره بقره ، آيه 55.
23- ((و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقاتنا )) (سوره اعراف ، آيه
155).
24- ((فقالوا اءرنا اللّه جهرة فاءخذتهم لصاعقة بظلمهم . )) (سوره
نساء آيه 153).
25- سامرى معرّب شامرى است ، در ترجمه لغت عرب لفظ الشين به سين
تبديل مى شود - و در شرح لغات توضيح بيشتر داده شد.
26- سوره اعراف ، آيه 151.
27- سفر خروج ، باب 32، آيه 1 - 7.
28- سفر اعداد، باب 18، آيه 3 - و سفر خروج ، باب 28، آيه 1.
29- سوره مريم ، آيه 51.
30- سوره مريم ، آيه 53.
31- سوره بقره ، آيه 54.
32- سفر خروج ، باب 32، آيه 21.
33- سفر خروج ، باب 32 آيه 35.
34- سوره طه ، آيه 90.
35- سوره اعراف ، آيه 151.
36- سوره بقره ، آيه 92.
37- سفر اعداد، باب اول ، آيه 46 از عهد عتيق .
38- ((شطيم )) با لفظ شكيم هم ضبط شده .
39- بت بزرگى كه به شكل قوچ طلايى ساخته بودند و مردم مواب آن را پرستش
مى كردند.
40- عهد عتيق ، سفر اعداد، باب 25، آيه 1 - 6.
41- عهد عتيق ، سفر اعداد، باب 25، آيه 11.
42- عهد عتيق ، سفر اعداد، باب سيزدهم ، از آيه
اول تا 30 بطور خلاصه .
43- ((فاذهب اءنت و ربك فقاتلا انا هاهنا قاعدون . )) سوره مائده آيه 24.
44- سفر اعداد، باب 13، آيه 30 و باب 14، آيه 5.
45- سوره مائده ، آيه 30.
46- حضرت موسى (عليه السلام ) هارون را بر فراز كوه هور) در بيابان سينا
دفن كرد. (سفر اعداد، باب 20، آيه 27).
47- اقتباس از قاموس كتاب مقدس ، ص 372.
48- عهد عتيق صحيفه يوشع ، باب 24، آيه .
49- عهد عتيق سفر داوران باب دوم ، آيه 12 و آيه 19.
50- عهد عتيق سفر داوران باب دوم ، آيه 12 و آيه 19.
51- عهد عتيق ، سفر داوران ، باب دهم ، آيه .
52- قاموس كتاب مقدس ، ص 368.
53- كتاب اول سموئيل ، باب 15 آيه 1 به بعد. 54- كتاب دوم
سموئيل ، باب 1 به بعد.
55- قاموس كتاب مقدس ، ص 371.
56- عهد عتيق ، مزامير داوود، باب 106 از آيه 28 تا 43.
57- عهد عتيق ، مزامير داوود، باب 106 از آيه 28 تا 43.
58- كتاب سموئيل ، ج 2، باب 11، آيه 4.
59- كتاب اول پادشاهان ، باب 11 از آيه 1 تا 4.
60- عهد عتيق ، كتاب
اول پادشاهان ، باب 11، از آيه 5 تا 10.
61- سوره نمل ، آيه 15 و 16.
62- سوره نمل ، آيه 15 و 16.
63- شرح حال عزراى كاهن را در بخش اسارت يهود به
بابل مى خوانيد.
64- سوره نمل ، آيه 30.
65- سوره نساء، آيه 46.
66- مسجد اقصى اساسش بدست حضرت داوود بنا شده و در عصر سليمان افتتاح
گرديد.
اين بناى مقدس در مكان مرتفعى بر سلسله جبال
سواحل مديترانه كه در حدود 220 ميل از دريا فاصله دارد ساخته شده و در زمان حضرت
سليمان ، از با شكوه ترين بناى روى زمين بشمار مى رفت . و تنها معبدى بود كه خداى
تعالى در آن عبادت مى شد و پيامبران يك يك حافظ و نگهدار اين خانه مقدس بودند؛
از امتيازات آن مسجد اين است كه اولا، مريم پاك در آنجا پروريده شد و ثانيا
محل نزول وحى الهى بوده است .
امّا با اين همه دست تطاول روزگار، شهر بزرگ اورشليم را كه اين بناى مقدس در وسط
آن واقع شده بود، مورد هجوم ملل شرق و غرب قرار گرفت و ما اميدواريم كه با پيش
برد انقلاب اسلامى به معبد اصيل اسلامى دست يافته و ايادى استعمارگر صهيونيسم را
براى هميشه از آن معبد مقدس كوتاه كنيم .
67- روزنامه اورهيوم ، 18 اوت ، سال 1929 از خطر يهود.
68- سوره غافر، آيه 25.
69- كتاب اول ، پادشاهان ، عهد عتيق ، باب 14، آيه 21. و تاريخ يهود ايران ، ج
1، ص 76.
70- قاموس كتاب مقدس ، ضمن شرح حال رحب بن عام ، ص 411.
71- قاموس ، كتاب مقدس ، ص 947.
72- سوره آل عمران ، آيه 21.
73- يكى از پادشاهان موحد يهود كه شرح
حال او را در همين بخش خواهيد خواند.
74- قاموس كتاب مقدس ، ص 947.
75- رب النوع آفتاب .
76- رب النوع عقل .
77- بت و هيولاى عجيبى كه شبيه خداى بزرگ محسوب مى
شد.
78- خداى زمين و آب بود.
79- خداى ماه و خورشيد.
80- خداى ماه و خورشيد.
81- خداى كليد ستارگان كه مورد پرستش آنها بود.
82- تاريخ يهود ايران ، ج 1، ص 128.
83- قاموس كتاب مقدس ، ص 181.
84- صيدون نام كشورى است در سواحل مديترانه كه امروز به نام كشور لبنان
معروف است .
85- كتاب اول ، پادشاهان عهد عتيق ، باب 18، آيه 5.
86- سوره صافات ، آيه 123 و 126.
87- سوره صافات ، آيه 127 تا 130.
88- كيبوتيص به معنى : مراكز زندگى گروهى مردم با الغاء مذهب .
89- سوره اعراف ، آيه 152.
90- بابل پايتخت كشور كلده است و ايلام ؛ خاك كوچكى از آشور است كه تا مغرب
ايران امتداد داشته ؛ و ماد شامل همدان و آذربايجان است .
91- رجوب وادى غربى ، نزديك خاك اردن . 92- قاموس ، كتاب مقدس ، ص 19.
93- تاريخ يهود ايران ، جلد 1، ص 88 از باب هاى مختلف استفاده شده ، از:
كارلبون نويس .
94- كتاب اشعياء از مواعظ اشعياء.
95- تاريخ يهود ايران ، جلد اول ، صفحه 96.
96- سوره مائده ، آيه 64.
97- نابغه اسرائيل ، ص 249.
98- ايران باستان ، ص 170 و تاريخ يهود ايران ، ج 1 ص 91.
99- قاموس كتاب مقدس ، ص 838. 100- قاموس كتاب مقدس ، ص 106.
101- قاموس ، كتاب مقدس ، ص 972.
102- كتاب دوم پادشاهان ، باب 23، آيه 34.
103- قاموس ، كتاب مقدس ، ص 366 و ص 871 در تاريخ وضع نبوكد نصر.
104- قاموس ، كتاب مقدس ، ص 40.
105- هنوم نام قسمتى از جنوب اورشليم است .
106- نام بتى است كه از جنس مس ساخته است ، نام ديگر، مولك ((ملكوم )) بود اين
بت خداى مردم عمونيان كه در دشت هنوم زندگى مى كردند بوده است .
107- اين عبارت از قسمت هاى مختلف كتاب ارمياء باب 32، صفحات 1148 و 1149
گرفته شده است .
108- تاريخ يهود ايران ، ج 1، ص 113.
109- تاريخ يهود ايران ، ج 1، ص 116.
110- ((بحارالانوار، )) جلد 14، ص 364.
111- اقتباس از مرائى ارميا (عليه السلام ).
112- ((و رسولى از خود آنها بر آنها آمد او را تكذيب كردند و چون ظلم كردند
عذاب بر آنها فرا رسيد)) سوره نحل ، آيه 113.
113- تاريخ ايران باستان ، ص 194 و قاموس كتاب مقدس ص 123.
114-
تاريخ ايران باستان ، ص 194 و قاموس كتاب مقدس ص 123.
115- سوره اسراء، آيه 5 و 7.
116- سوره اسراء، آيه 5 و 7.
117- تاريخ نويسان اسلامى ، مانند ثعلبى هر دو مرحله را به جمله هاى دو گانه
((بخت نصر)) تفسير مى كنند، وى در جواب بعضى يا اكثر مفسرين كه مى گويند جمله
اول پس از تكذيب اشعياء نبى و زندانى شدن حضرت ارميا (عليه السلام ) بوده است ، و
حمله دوم بعد از شهادت حضرت يحيى (عليه السلام ) واقع شده ، و اين دو جنگ قريب 400
سال فاصله داشته است ، مى گويد مدت سلطنت بخت نصر نزديك به 500
سال بوده .
بيضاوى در تفسير خود مى گويد: مرحله اول حمله بخت نصر در زمان ارمياء نبى بوده
مرحله دوم بعد از قتل حضرت يحيى (عليه السلام ) به وسيله ((خردوس )) امپراطور روم
واقع شده است .
مفسر بزرگ شيخ طبرسى و علامه مجلسى ((معمر)) بودن ((بخت نصر)) را تاءييد
كرده اند. مى گويد: وى عهد حضرت ارميا (عليه السلام ) را درك كرده است . در ((مجمع
البيان )) (جلد 6، ص 339) چنين گفته است : كه بين جنگ
اول و دوم بيش از 210 سال فاصله نبوده است .
علامه مجلسى حديثى از حضرت امام صادق (عليه السلام )
نقل مى كند (در جلد 14، بحار صفحه 356) كه شاهد گفتار خود اوست گرچه در حديث
اسمى از دو جنگ برده نشده ليكن نام ((ارميا)) و ((يحيى )) (عليهماالسلام ) هست و اينكه
((بخت نصر)) سال ها پس از كشته شدن حضرت يحيى (عليه السلام ) به اورشليم
حمله كرده است با فاصله زيادى كه ميان اين دو پيامبر است ، اين خود فى الجمله تاءييد
مى كند كه دو جنگ واقع شده ؛ امّا، با فاصله زياد، روى اين حساب بايد به
قول ثعلبى گفت كه سن ((بخت نصر)) طولانى بوده ؛ امّا، نويسندگان يهودى دو حمله
((بخت نصر)) را نزديك به هم و در عصر، حضرت ارميا (عليه السلام ) مى دانند، و
همانطورى كه در متن كتاب ذكر شد نامى از يحيى (عليه السلام ) نبرده اند.
ابن اثير (در جلد اول ، كتاب كامل ، صفحه 104) مى گويد: مورخين يهودى و مسيحى
معتقدند كه ((بخت نصر)) در زمان ارميا فقط با بنى
اسرائيل جنگ كرده است ...
118- ((اليهود فى القرآن ، )) ص 15.
119- كتاب ارميا، فصل 40.
120- قاموس كتاب مقدس ، صفحه 70.
121- قاموس كتاب مقدس ، ص 40.
a href="javascript:history.go(-1)"> 122- قبر دانيال (عليه السلام ) در شهر شوش مى باشد.
123- قاموس ، كتاب مقدس ، ص 321.
124- از كتاب انسيكلوپدى ، يهود ص 249.
125- از كتاب انسيكلوپدى ، يهود ص 249.
126- از كتاب انسيكلوپدى ، يهود ص 249.
127- از كتاب انسيكلوپدى ، يهود ص 249.
128- از كتاب انسيكلوپدى ، يهود ص 249.
129- از كتاب انسيكلوپدى ، يهود ص 249.
130- نديحه اسرائيل ، ص 183.
131- تاريخ يهود ايران ، جلد 1، ص 186.
132- نديحه اسرائيل ، ص 44.
133- تاريخ يهود، تاءليف دكتر گرائيتز، ص 211.
134- تاريخ (ملت لايزال ) تاءليف : دكتر دوبنو و تاريخ يهود ايران ، ص 226 -
و البته همانطور كه از متن معلوم است براى ملتى كه
دنبال جمعيت و عدد مى گردد نسبت دادن ملت و قومى آن هم بدون
دليل آسان است . امّا اين گونه ادعاها سندى براى يهودى بودن افغان و غيره نمى باشد
و اعتبار ندارد.
135- اقتباس از تاريخ يهود ايران ، ج 1، ص 208.
136- مانند تاريخ هرودوت .
137- مانند كتاب استر و عزرا و كتاب نحيما.
138- ايران باستان ، ص 392.
139- كتاب شعياء، باب 45.
140- كتاب عزرا، باب اول ، آيه 3 تا 6.
141- ايران باستان ، ص 397.
142- مردوك بت بزرگ بابلى ها.
143- تاريخ ايران باستان ، صفحات 400 به بعد.
144- تاريخ يهود ايران ، ج 1، ص 200.
145- تاريخ يهود ايران ، ج 1، ص 202.
146- گنج دانش ، ص 17.
147- تحولات فكر در ايران ، ص 28.
148- تحولات فكرى در ايران ، ص 12.
149- جاهليت و اسلام ، ص 38.
150- اورشليم نام سرزمينى كه كنعانيان حدود سى و دو قرن
قبل از ميلاد آن را آباد نموده و به نام ((اورسالم )) يكى از سلاطين به معنى آرامش و
سلامتى نهادند - و رومانى ها نام اين شهر را هيروسليما مى گفتند و سلاطين مسلمان عثمانى
نام آن را ((قدس شريف )) گذاشتند.
151- كتاب عزرا، باب 2، ص 69.
152- عهد عتيق ، كتاب عزرا، باب 7، آيه 11.
153- اقتباس از تفسير الميزان ، ج 9، ص 253.
154- عهد عتيق ، كتاب عزرا، باب 1، آيه 10 و باب 2، آيه 3 و باب 2. آيه 10 و
آيه 17. (قول خداى يهود را در تعريف كاهن مطالعه كنيد).
155- صفر تثنيه ، باب 15، آيه 22 - كتاب پادشاهان
اول ، باب 8، آيه 9.
156- كتاب دوم پادشاهان ، باب 22، آيه 7.
157- قاموس ، كتاب مقدس ، ص 243.
158- نظر در تاريخ اديان ، ص 268.
159- سابقا از قول حكيم مؤ من يهودى نويسنده كتاب گنج دانش
نقل كرديم كه استر زن اردشير دوم بوده و شهر استرآباد را به خاطر استر ساخته ؛
ولى ، غالب نويسندگان يهودى اين نسبت را به خشايارشاه داده اند.
160- كتاب استر از عهد عتيق .
161- كتاب هايى كه از نويسندگان اسلامى در دست است از قرار زير است .
1 -(((اظهار الحق، )) فاضل هندى ) 2 - (((انيس الاعلام ) فخرالاسلام))3
- ((الفضل فى الملل ، )) ابن حزم 4 - ((الاجوية الفاخرة ))
شهاب الدين قرافى . 5 - ((الجواب الصحيح )) ابن تيميه 6 - ((
هداية الحيارى )) ابن قيم 7 - ((الهدى الى دين المصطفى ، )) علامه
شيخ جواد بلاغى .
162- سوره مائده ، آيه 44.
163- سوره اعراف ، آيه 145.
164- روز سبت به معنى روز شنبه است كه در چند جمله ديگر از آن به روز هفتم از
ايام هفته ياد مى شود. و روز مخصوص عبادت بوده است .
165- سفر خروج ، باب 20، آيات 1221 به بعد.
166- سوره بقره ، آيه 79.
167- سوره بقره ، آيه 75.
168- سوره جمعه ، آيه 5.
169- اقتباس از تاريخ يهود ايران ، ج 2، ص 45 و ص 107.
170- تاريخ يهود ايران ، ج 2، ص 99.
171- انجيل يوحنا، باب 19، آيه 1 تا 7.
172- انجيل يوحنا، باب 19، تا آيه 12.
173-
انجيل يوحنا، باب 19، آيه 15.
174- قاموس مقدس ، ص 557.
175- كتاب اعمال و رمولان باب اول ، آيه 18.
176- انجيل يوحنا، باب 27 از آيه 4 تا 8 و قاموس كتاب مقدس ، ص 978.
177- عهد جديد اعمال رسولان ، باب 5، آيه 12 تا 32.
178- مسيحيين از اناجيل اربعه و كتب ديگر متفقند كه عيسى به صليب كشته شد، و او
را در قبر خواباندند. روز ديگر آمدند كه بدن كشته او را زينت دهند ديدند عيسى به
آسمان رفته و در قبر نيست (انجيل يوحنا، باب 19 و 20).
179- كتاب ملاكى نبى ، باب 4.
180- تاريخ يهود ايران ، ج 2، ص 103.
181- پيروان مسيح (عليه السلام ) چون به اين مكرر گرفتار مى شدند، و اين امر
براى حواريون سال ها ادامه داشت و در قسمت هاى مختلف عهد جديد، مانند: كتاب
اعمال رسولان ، باب 2، آيه 46 و باب 5، آيه 42، و كتاب روميان ، باب 16، آيه 5 و
كتاب اول قرفيشان ، باب 16، آيه 19، و رساله كولسيان ، باب 4 آيه 15، اين مسئله
را مطرح نموده اند.
182- ((و قالت اليهود ليست النصارى على شى ء و قالت النصارى ليست
اليهود على شى ء . ))
((گفتند يهودى ها كه نصارى بر چيزى از (اعتقاديات ) نيستند (و
متقابل ) گفتند نصارى كه يهودى ها بر چيزى از (مذهب ) نيستند.)) سوره بقره ، آيه 113.
183- تاريخ تمدن اسلام و عرب .
184- ((فاءتت به قومها تحمله قالوا يا مريم لقد جئت شيئا فريا ياءخت هرون
ما كان اءبوك امراء سوء و ما كانت اءمك بغيا . )) سوره مريم ، آيه 27 و 28.
185- ((فاءشارت اليه قالوا كيف نكلم من كان فى المهد صبيا
قال انى عبداللّه اتانى الكتاب و جعلنى نبيا و جعلنى مباركا اءين ما كنت و اءوصانى
بالصلوة و الزكوة ما دمت حيا و برا بوالدتى و لم يجعلنى جبارا شقيا. )) سوره
مريم آيات ، 29 تا 32.
186- ((و قولهم انا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم
رسول اللّه و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه لهم و ان الذين اختلفوا فيه لفى شك منه
ما لهم به من علم الا اتباع الظن و ما قتلوه يقينا
بل رفعه اللّه اليه و كان اللّه عزيزا حكيما)) )) (سوره نساء، آيه 157 و 158).
187- ((لعن الذين كفروا من بنى اسرائيل على لسان داود و عيسى ابن مريم ذلك
بما عصوا و كانوا يعتدون . )) (سوره مائده ، آيه 78).
188- تاريخ يهود در ايران ، ج 2، ص 120 تا 170.
189- تاريخ يهود در ايران ، ج 2، ص 191.
190- به معنى تعليم است كه شامل تلمود ((مشنا)) و تلمود ((گمارا)) مى شد و
آن عبارت است از مجموعه تقاليد مختلفه يهود با بعضى از عبارات كتاب مقدس ، ص
264.
191- اقتباس از تاريخ يهود ايران ، ج 2، ص 172.
192- دكتر حبيب لوى ، مؤ لف كتب يهود ايران ،
سال 1344 ش . در تهران و عضو حزب صهيونيسم بين
الملل بود.
193- تاريخ يهود ايران ، ج 2، ص 278، ص 259.
194- تاريخ يهود ايران ، ج 2، ص 278، ص 259.
195- (ولتسون ) نويسنده ((تاريخ اليهود فى بلاد الغرب ، )) ص 3
مهاجرت يهود را به خاك عرب (حجاز) تا حدود ده قرن
قبل از ميلاد مسيح (عليه السلام ) مى داند.
196- تاريخ تحليلى اسلام تا پايان امويان ، ص 44 و دائرة المعارف ، فريد
وجدى ، ج 10، ص 573.
197- تمدن اسلام و عرب ، جرجى زيدان ، ج 1 ص 16.
198- يهوديان مدينه در دعوت رسول اكرم (صلى اللّه عليه و آله ) شركتى
نداشتند؛ بلكه حضرت رسول اكرم (صلى اللّه عليه و آله ) در موسم حج بعثت خود را به
قبائل عرب اعلام مى فرمود. در سال 11 بعثت 6 نفر از قبيله خزرج به آن حضرت
برخورد نمودند و به دعوت ايشان ايمان آوردند و در
سال 12 بعثت ، 12 نفر از قبيله اوس و خزرج به اسلام مشرف شدند،
سال 13 بعثت 73 نفر توسط نماينده پيامبر ((مصعب ابن عمير)) ايمان آورده و در منى با
آن حضرت بيعت كردند و ايشان دعوت مردم مدينه را پذيرفت و روز 12 ربيع
الاول سال 13 بعثت وارد قريه قبا شد. (تاريخ ابوالفداء، ص 126). 199- تمدن
اسلام و عرب - (گوستاولوبون ) ص 115.
200- ((تفسير درالمنثور، )) ص 87، ص 88.
201- ((تفسير درالمنثور، )) ص 87، ص 88.
202- ((و چون كتاب آسمانى قرآن از نبرد او به سوى آنها آمد كه تصديق (تورات
) كتاب آنها مى كرد و با آنكه پيش از بعثت پيامبر و
نزول قرآن آنان خود به ظهور او اميد فتح و نصرت داشتند بر آنان كسانى كه كافر
به آمدن پيامبر آخرالزمان بودند پس چون آمد آن پيامبر و شناختند كه اين همان پيامبر
موعود است به كفر از نعمت وجود ناسپاسى كردند كه خشم خدا بر كافران باد)). سوره
بقره ، آيه 89.
203- اقتباس از ((مكاتيب الرسول ، )) ج 1، ص 171.
204- ((مكاتيب الرسول ، )) ج 1، ص 172.
205- ((سيرة النبى (ص )، )) ابن هشام ، ج 1، ص 185.
206- ((سيرة النبى ، )) تاءليف ابن هشام ، ج 2، از صفحه 200 به بعد.
207- سوره مائده ، آيه 64.
208- سوره بقره ، آيه 79.
209- سوره آل عمران ، آيه 78.
210- سوره آل عمران ، آيه 181.
211- ((اليهود فى القرآن ، )) صفحه 26، 27 و ((مجمع البيان ، )) ج
2، ص 547.
212- سيره ابن هشام ، ج 1، ص 186.
213- سوره حشر، آيه 3.
214- سوره مائده ، آيه 33.
215- سوره آل عمران ، آيه 111.
216- سوره آل عمران ، آيه 111.
217- سوره توبه ، آيه 29.
218- ((و قالوا اتخذ اللّه ولدا سبحانه
بل له ما فى السموات و الارض كل له قانتون )) سوره بقره ، آيه 114.
219- ((و قالت اليهود عزير ابن اللّه . )) سوره توبه ، آيه 30.
220- سوره نساء، آيه 161.
|