بايد ميراث امام را حفظ كنيم
ما بايد ميراث امام را حفظ كنيم . او كه اهل درهم و دينار نبود؛ لم يورثوا دينارا و
لم درهما (142). او مانند پيامبران از خود درهم و دينارى باقى نگذاشت . زخارف مادّى
دنيا كوچكتر از آن بود كه به آن روح ملكوتى بلند راه پيداكند. در حقيقت ميراث او،
جمهورى اسلامى و جوانهاى ساخته شده ى دست اوست ، كه به بركت انقلاب بايد آنها را
حفظ كرد.
سازندگى بايد در تمام ابعاد مادّى و معنوى آن صورت گيرد. هم بايد چرخهاى اقتصادى
به حركت درآيد، و هم بايد روحيه ى معنوى و اخلاق و رابطه ى با خدا در ما تقويت شود.
همه ى ما در قبال اين وظيفه ى بزرگ مسؤ وليم . از من كه به عنوان يك طلبه در نظام
جمهورى اسلامى مسؤ وليتى دارم ، تا علما و دانشگاهيان و كارگران و كشاورزان و شهرى
و روستايى و كارمند و بازارى و هر كس كه مى تواند در راه اين سازندگى بزرگ
كوشش كند، بايد نهايت تلاش خود را انجام دهيم . خوشبختانه مسؤ ولان كشور مشغولند.
كمك و حمايت مردم هم بايستى دايما پشتوانه ى كار آنها باشد.(143)
جهاد سازندگى ، يكى از بركات خداوند در اين كشور
در ابتدا از همه ى شما برادران و خواهران كه محبت كرديد و از راههاى دور و نزديك
تشريف آورديد و اين مجمع بزرگ را در روز يادبود شهداى حج خونين
تشكيل داديد، بخصوص از خانواده هاى معظّم شدهيان و جانبازان عزيزان انقلاب و ملّت و
نيز مردم عزيز مناطق زلزله زده صميمانه متشكرم .
سال گذشته در مثل اين روزها، اين برادران و خواهران و مردم آن مناطق ، در يك آزمايش
بزرگ قرار داشتند. اميدواريم كه خداوند به مردم گيلان و زنجان و همه ى مناطق زلزله
زده ، صبر و همت و پشتكار و اميد و اعتماد به كمك الهى مرحمت كند و آثار آن غم و مصيبت
عمومى را بكلى از چهره ى آن مناطق بزدايد.
همچنين از شما جهادگران عزيز كه از نقاط مختلف كشور تشريف آورده ايد، تشكر مى كنم .
اين نهاد بابركت و ماندگار، حقيقتا هديه ى خداى
متعال به مردم اين كشور است . اين برادران جهادگر، هم در دوران جنگ و هم در دوران غير
جنگ ، مجاهدات بسيار ذى قيمتى انجام دادند. جهاد حقا يكى از بركات خدا در اين كشور است .
اميدواريم كه موفق باشند و خدمات و مجاهداتشان براى اين ملّت بزرگ و شايسته ى خدمت
، همواره ادامه و استمرار پيدا كند.
سازندگى كشور، يك كار مهم
آنچه جا دارد امروز در زمينه ى مسايل انقلاب عرض بشود، همين مساءله ى سازندگى كشور
است . اگر انقلاب اسلامى بتواند آثار شوم تسلط قدرتهاى طاغوتى را در اين كشور
برطرف كند، آن وقت بزرگترين وظيفه ى خودش را به انجام رسانده است . اين آثار شوم
دوران سلطه ى طاغوت چيست ؟ در درجه ى اول ، همين فقر و عقب ماندگى و
جهل در بسيارى از مناطق كشور ماست . اين ملّت با استعداد و هوشيار، اين زمين با استعداد و
غنى از همه جهت ، و آن معارف اسلامى پيشاپيش اين ملّت ، همه ى اينها بايدموجب مى شد كه
امروز ايران يكى از آبادترين ، و ملّت آن يكى از غنيترين ملّتهاى عالم باشد؛ اما مى دانيم
كه اين طور نشده است .
چه چيزى موجب شد كه اين ملّت با استعداد، در
طول سالهاى متمادى شايد در طول يكى ، دو قرن يا بيشتر اين قدر از قافله ى علم و
معرفت عقب بماند؟ يقينا سلطه ى دستهاى غيرامين بر اين ملّت ، و اين سلاطين ظالم و مستبد و
كوته بين در طول اين سالها، اين بلاها را بر سر اين كشور آوردند و همين طور مساءله ى
آبادانى و عمران متوقف ماند. اگر قوانين اسلامى
تشكيل گردد، اين مانعها را از سر راه مردم برخواهد داشت . انقلاب اسلامى در ايران ، بايد
اين هنر بزرگ و اين معجزه را بكند.
بايد همت كرد، تا عقب ماندگيهاى كشور جبران شود
البته ما تقريبا ده سال از دوران دوازده ساله ى پيروزى انقلاب را جنگ داشتيم . از پيش از
شروع جنگ عراق ، تا بعد از پايان اين جنگ ، ابرقدرتها و جباران و كسانى كه انقلاب
سفره ى آنها را جمع كرد، نسبت به انقلاب و ملّت و كشور ما، انواع و اقسام فشارهارا وارد
آوردند. آن كسانى كه از اسلام سيلى خورده بودند، تا آن جا كه توانستند، در دوران ده ،
يازده سال گذشته ، براى ملّتت ايران مشكل درست كردند.
جوانان و دانشمندان و افراد مستعد در اين كشور بايد همت كنند، تا عقب ماندگيهاى صد
ساله و دويست ساله را جبران نمايد. آنچه كه سلاطين جبار و رژيمهاى وابسته نمى
توانستند بكنند، شما بايد آن را انجام دهيد؛ و آن همين است كه در ميان اين ملّت و اين كشور
تلاش كنند، تا استعدادها را زنده ، كشور را آباد و ويرانيها را برطرف كنند. بايد
افراد شايسته و عالم ساخته بشوند، دانشگاها نيروى متخصص ورزيده تربيت كند، تا
اين غبار استضعافى را كه دشمن بر چهره ى بسيارى از مناطق كشور ما نشانده است ،
برطرف كنند.
ايرانى و خودى بايد اين كشور را بسازند
ما مخالف نيستيم كه از علم و تجربه ى كشورها و ملّتهاى ديگر استفاده كنيم ؛ اما عرض ما
اين است كه آن كسى كه بايداين كشور را بسازد، او ايرانى و خودى است . بيگانه براى
خانه ى شما دل نخواهد سوزاند؛ شما بايد براى خانه ى خود
دل بسوزانيد. ايرانيهاى باهمت ، جوانان ، دانشمندان ، متخصصان ، مغزهاى ورزيده و
انسانهاى برجسته ، عامه ى مردم ، بازوها وپنجه هاى كار، بايد براى ساختن ايران
تلاش كنند.
البته بايد از تجربه و علم و تخصص ديگران استفاده كرد؛ ما راه يادگيرى را به روى
خودمان نمى بنديم . در شرق و غرب عالم ، هر جا علم و تجربه يى هست ، ما مى رويم تا
آن را در خدمت خودمان در بياوريم . اين ، اسلامى و دستور اسلام است و هيچ مخالفتى با آن
نيست ؛ ليكن بار بر دوش شماست . اين ، حرف امروز ماست .
ما فقط ويرانيهاى ناشى از جنگ و زلزله و سيل را نداريم . به خيلى جاها جنگ هم نرسيده ،
زلزله و سيل هم نبوده ، اما ويرانه است ؛ بدتر از جنگ و زلزله و
سيل . در طول اين دويست سال گذشته ، حكومت خاندان منحوس پهلوى و خاندان مطرود
قاجار بر اين مملكت ، كشور را ويران كرد، كه بدتر از جنگ و زلزله و
سيل بوده است .
كار بزرگ است ، بار سنگين است ؛ اما بر دوش شما و همين جوانان مؤ من و كارآمد است .
جوانان مابايد خودشان را آماده كنند. جهادگران ، دانشجويان و متخصصان ما و دستگاهاى
دولتى هم بايد از آنها استفاده كنند، تا اين كشور را بسازند و الگو كنند.
جامعه ى اسلامى ، زندگى معنوى و مادّى را با هم دارد
جامعه ى اسلامى ، زندگى معنوى و مادّى را با هم دارد. جامعه ى اسلامى ، هم دين و اخلاق و
فرهنگ و معارف مردم را غنى مى كند، و هم به زندگى مادّى و معيشت و كار و توليد و
استخراج و اختراع آنها توجه دارد. در يك جامعه ى اسلامى ، همه ى اينها تاءمين شده است .
بايد دنبال چنين حركتى برويم .
امروز بحمداللّه برنامه هاى مسؤ ولان كشور و كارهاى اين دولت خدمتگزار، در همين جهت و
در همين خط است . همه در خدمت هدفهاى انقلاب و در راه سازندگى كشور، به دولت كمك
كنند.
نهادهاى انقلابى و همين نهاد جهاد سازندگى ، در فكر مسؤ ولان كشور و بالاتر از همه در
فكر امام بزرگوار ما (رضوان اللّه عليه ) بوده است . اين فكر، باز هم هست ؛ تمام
شدنى نيست . اگر شما همت كرديد، خداى متعال هم كمك خواهد كرد. اين وعده ى الهى است و
قطعا خواهد شد.(144)
در سازندگى همه بخشهاى كشور، وحدت كلمه ، حرف
اوّل را مى زند و اختلاف كلمه مانع اصلى در تحقق سازندگى است . در سازندگى ،
كشاورزى يكى از نيازهاى اصلى كشور است . بدون خودكفايى در امر كشاورزى ،
مشكل بتوان استقلال را در همه ابعاد آن حفظ نمود. سرمايه گذارى در روستاها، كار
كشاورزى و تاءمين تغذيه مردم را رونق مى بخشد و خودكفايى را محقق مى سازد. سياست
بايد آبادسازى روستاها باشد.
آن نكته يى كه مى خواهم به عموم مردم وبخصوص به مسؤ ولان عرض كنم ، اين
است كه ملاحظه كنيد توجه به كشاورزى ، يكى از نيازهاى كشور است . در همه ى
بخشهاى كشور صنعت ، مسكن ، راه ، توليدات زيربنايى ، خدمات گوناگون ، علم و
آموزش و پرورش و امثال اينها مجموعه يى از وظايف سنگين بر دوش همه ى ما قرار دارد؛
فقط دولت مسؤ ول نيست ؛ قواى سه گانه ، مسؤ ولان گوناگون و آحاد مردم هم مسؤ وليت
دارند. همه ى ما مسؤ وليت داريم كه اين كارهاى بزرگ را بكنيم تا كشور را به نقطه ى
مطلوب آبادانى برسانيم و آبروى اسلام و كشور و اين ملّت را در
مقابل چشم جهانيان حفظ كنيم ؛ امروز اين يك وظيفه ى همگانى است . در
طول سالهاى متمادى و در حكومت فاسد و مستبد پادشاهان ظالم و جائر و وابسته ، همه ى
پايه ها و مبانى اين پيشرفت ، ويران و مورد
تطاول واقع شده بود؛ ما بايد اينها را جبران كنيم . ما راه طولانى يى را در پيش داريم ؛
اما راه بسيار افتخار آفرينى است .
اين وظيفه ، به چه چيزى احتياج دارد؟ در درجه ى
اوّل به اين احتياج دارد كه مسؤ ولان كشور و آحاد مردم ، با وحدت كلمه وارد ميدان كار
شوند. ما بايد با هم باشيم ؛ همه بايد با هم باشند و به سوى يك جهت حركت كنند تا
بتوانند كار انجام دهند. با اختلاف كلمه ، كارى صورت نمى گيرد. آن جماعتى كه در يك
جاده ى اسفالته راه افتادند تا به مقصدى بروند، ولو جاده اسفالته است و خطر و
مهلكه يى هم در راه نيست ؛ اما اگر همينها در وسط جاده ، سرِ يك بهانه به جان هم بيفتند
و با هم اختلاف كنند، از راه خواهند ماند؛ چه برسد به اين كه موانع بسيارى هم در راه
باشد؛ چه برسد به اين كه دشمنانى هم در كمين باشند؛ چه برسد به اين كه راه ،
طولانى هم باشد. در اين گونه مواقع ، راهروان بايد بيش از
معمول دامنها را به كمر بزنند؛ كمرها را ببندند؛ به هم كمك كنند و هيچ چيزى جز حركت
به سمت جلو را در نظر نداشته باشند تا بتوانند اين مسير مهم و افتخار آفرين و البته
دشوار را طى كنند؛ اين شرط اوّل هر پيروزى و موفقيت است . ببنيد كشورهايى كه دچار
اختلاف شدند، بر سرشان چه آمد.
من به شما عرض مى كنم ، عزيزان من ! ملّت عزيز ايران و بخصوص جوانان عزيز! امروز
مهمترين اميد دشمنان ملّت ايران و نظام اسلامى و انقلاب يك چيز است ؛ و آن اين است كه
دولت و نظام جمهورى اسلامى نتواند خواسته هاى طبيعى ملّت را برآوره كند. همه ى تلاش
سياسى و تبليغاتى آنها تا امروز خنثى و بى اثر شده است ؛ چشم اميد دوخته اند كه
نظام اسلامى نتواند نيازهاى مردم را برآورده كند، تا بگويند نظام اسلامى واسلام نمى
تواند؛ تا همان كسانى كه دهها سال بر اين مملكت حكمرانىِ همراه با ظلم و فساد كردند،
دوباره به پشتيبانى قدرتهاى چپاولگر بتوانند اين كشور را در كام خود ببلعند. مى
خواهند نگذارند نظام اسلامى كار كند؛ راهِ نگذاشتن چيست ؟ در درجه ى
اول ، ايجاد اختلاف و تضعيف نيروهايى است كه مى خواهند براى
استقلال و سربلندى اين كشور كار كنند. ايجاد فساد كه فساد در اركان هر جامعه يى
به وجود بيايد، جزو كارهايى است كه دشمن روى آنها برنامه ريزى مى كند. هميشه در
هر جمعيت و هر كشورى عناصرى پيدا مى شوند كه دشمن بتواند روى اينها سرمايه
گذارى كند و اينها را مثل ابزارِ خود در دست بگيرد؛ مسؤ ولان و مردم بايد هوشيار
باشند.(145)
تقويت و آبادانى روستاها، سياست كلّى جمهورى اسلامى
اگر بخواهيم كشورمان به طور نسبى به استغنا و خودكفايى و بى نيازى از
ديگران نايل شود، بايد در روستاها سرمايه گذارى كنيم و زحمت بكشيم . پايه ى
اوّل خودكفايى ، خودكفايى نسبى ، به خاطر آن تغذيه ى مردم است . اين كه مى گويم
خودكفايى نسبى ، به خاطر آن است كه يك كشور نمى تواند به طور
كامل از ديگر كشورهاى جهان بى نياز باشد.
تبادل ميان ملّتها و كشورها، امرى عادى و معمولى تلقى مى شود. عمده اين است كه يك
كشور بتواند روى پاى خود بايستد و اساس زندگى خود را تاءمين كند.
اين كار مستلزم آبادى روستاها و كار كشاورزان و توجه مسؤ ولان و صرف
پول و سرمايه ى دولتى و مردمى در دهات و روستاهاست . شما كه عضو شوراى اسلامى
هستيد و توجه مردم روستا به شماست ، اين نكته را به برادران و خواهران روستايى
ابلاغ كنيد كه روستاييان در طول ساليان بعد از پيروزى انقلاب ، نفش مهمى در همه ى
مراحل خودكفايى جبهه ى جنگ ، بسيج عمومى و پشتيبانيها داشتند. اين نقش و حضور را بايد
تقويت كرد.
سياست كلّى در جمهورى اسلامى اين است كه روستاها تقويت و آباد شوند و كشاورزان كار
توليد را كه براى آينده ى اين كشور و سرنوشت اسلام و مسلمين حايز اهميّت است ، جدّى
بگيرند؛ مسؤ ولان نيز بايد بر همين اساس برنامه ريزى كنند. اميدواريم ان شاء اللّه
همه ى اين كارها به نحو شايسته و مناسبى انجام گيرد و در كنار كارهاى صنعتى ،
استعداد عظيمى كه در كشور ما براى فعاليتهاى كشاورزى نهفته است ، مورد توجه قرار
گيرد. ما كه مى خواهيم با ابرقدرتها و زورگوها و چپاولگرهاى دنيا سينه به سينه
شويم و با آنها مقابله كنيم ، بايد اساسيترين و اصليترين نياز مردم و كشور، يعنى امر
تغذيه را به نقطه ى اطمينان بخشى برسانيم ، و اين جز با توجه به روستاها
امكانپذير نيست .
مسؤ ولان بايد اين سياست را دنبال كنند و خود روستاييان هم نسبت به اين قضيه اهتمام
ورزند. ان شاء اللّه خداوند هم به آنها كمك خواهد كرد و به كار و تلاش مخلصانه و مؤ
منانه ى آنها بركت بيشترى خواهد داد.(146)
شما بايد بتوانيد ده هزار روستا را بتدريج آباد كنيد
نكته ى دوم اين است كه كارهايى كه در گزارش خود اشاره كرديد، همه اش خيلى با
ارزش است و واقعا نمى شود از حقّ گذشت ؛ از جمله همين سهامدار كردن جانبازان كه آقاى
زارع گفتند و در حال انجام است و خيلى هم خوب است كه انجام بگيرد. از اين بهتر چيست ؟
البته بايد به شكل معقولى انجام گيرد كه سهام حيف و
ميل نشود، خراب و ضايع نشود، كارخانه ضايع نشود. بايد جوانبش را در نظر بگيريد،
كه به نظرم مى رسد همين طور كه شما مى گوييد، بهترين
شكل است . اينها كارهاى مفيد و لازمى است ؛ منتها علاوه بر اين ، من يك وقت آن
اوايل به شما عرض كردم كه ما الان روستاهايى در كشور داريم كه واقعا اگر بيست
ميليون تومان خرجش بشود، آباد مى گردد. البته صد روستا براى شما خيلى كم است .
من با پول ديگرى كه نسبت به اين پول هيچ چيزى نيست ، صد روستا را در ذهنم در نظر
گرفتم ؛ شما بايد ده هزار روستا را در اين كشور بتدريج آباد كنيد. بايد به اين سمت
برويد. واقعا دهاتى هست كه هيچ چيز جز يك راه ، كم ندارد و كسى هم نيست كه بسازد؛ يك
وقت شما بى سروصدا اعلان بكنيد كه ما دويست و پانصد ده را آباد كرديم . نگوييد مى
كنيم ؛ بگوييد كرديم و اسمهايش را اعلام كنيد. اگر اين طور بشود، آن وقت بنياد
مستضعفان و جانبازان خواهد شد و همان اسمى كه داريد، با مسما خواهد
بود.(147)
برنامه ريزان كشور، بايستى به اين نكته در اقتصاد كشور و سازندگى آن توجه
داشته باشند كه تا حد امكان از تكيه و وابستگى به نفت پرهيز كنند. تاءثرگذارى
قدرتهاى بزرگ بويژه آمريكا بر قيمت نفت از جمله عواملى است كه اين قطع وابستگى را
توجيه مى كند. علاوه بر آن رشد اقتصادى در همه ى ابعاد، به پرهيز از اتكاء بر نفت
آنهم صدرو خام آن بستگى تام دارد.
البته من يك نگرانى مختصرى دارم كه مربوط به امروز هم نيست سالهاست كه اين
نگرانى را دارم و آن اين است كه بايد اقتصاد و ملّت ايران از نفت جدا بشود. اين مساءله
را اخيرا به دولت خدمتگزار ابلاغ كرده ايم كه برايش برنامه ريزى كند و در
حال برنامه ريزى اند، كارهايى هم انجام داده اند، ما بايد كارى كنيم كه ملّت و دولت
ايران ، وابسته به نفت خود نباشد. چون متاءسفانه امروز در دنيا نفت ، به سياستهاى بين
المللى ، كمپانى ها و غارتگران بزرگ و جهانخواران و مستكبران ، وابسته است ! در حقيقت
نفت ، در مشت آنهاست ! هرگاه بخواهند، قيمتش را پايين مى آورند ،توليد را كم يا زياد مى
كنند، يكى را از دور خارج يا وارد مى كنند! نفت
مال ما است ، اما سياستش در دست ديگران است ! اين چنين سرمايه اى مايه ى دردسر است .
التبه دولت ماامروز حداكثر استفاده رااز نفت مى كند. بايد هم بكند.اما بايدكارى كند كه
بتواند روزى به دنيا اعلام كند كه از امروز تا شش ماه ديگر، تا يك
سال يا چهل روز ديگر، در چاههاى نفت را مى خواهم ببندم . مى خواهم يك قطره نفت صادر
نكنم . دولت بايد تصميم بگيرد. بايد به نفت احتياج نداشته باشد.
ما ثروت ، منابع طبيعى و توليدات خيلى زياد داريم . امكانات توليد ثروت در
داخل كشور، خيلى زياد است . يك روزى به خاطر جنگ اين كارها عملى نبود، ولى بحمداللّه
امروزعملى است . بايد هم انجام بگيرد وانجام بدهند. دولت هم اين كار را مى كند، بايد هم
بكند. ما هم اخيرا اعلام و ابلاغ كرده ايم كه اين كار شروع بشود و مقدمات كار، در
حال انجام است .ت ممكن است اين طرح در مدت يك
سال ، دو سال ، سه سال يا پنج سال نتيجه بدهد. اگر به
فضل پرودگار اين چنين شود، بسيارى از مشكلات اين كشور كاهش پيدا خواهد كرد. البته
به شرط اين كه همه ى ملّت ، همه ى كسانى كه بازوى توانا، فكر و قلم
فعّال ، زبان گويا و دل بيدار دارند، پشت در پشت ، با همين وحدتى كه امروز در ميان اين
ملّت هست ، تلاش كنند. نگذارند مردم تقسيم بشوند.(148)
دقت در صرف بودجه و عدم اسراف در مصرف آن . از جمله
عوامل موفقيت در سازندگى است . ريخت و پاشها، بعضى از سمينارها و اجتماعات ، برخى
هزينه هاى محيطهاى كارى از جمله مصاديق اسراف در صرف بودجه است . اولويت بندى در
صرف بودجه نيز از اهم امرى است كه در مصرف بودجه بايستى انجام شود و در
عمل نيز به آن پايبند بود. انضباط مالى و اقتصاى راهبرد پيشگيرى از
اسراف و تبذير و فرهنگ سازى صحيح در جامعه است . سلامت اقتصادى
بسيار مهم و اساس رشد و پيشرفت در سازندگى است .
من اين جمله يى را هم كه بارها به مسؤ ولان عرض كرده ام ، در پايان عرايضم
عرض بكنم . شما كه مسؤ ول هستيد و بخشى از بودجه در اختيار شماست ، در صرف و
خرج بودجه هم بايد خيلى دقت بكنيد؛ يكى از مشخصه هاى تقواى شما همين است . اين طور
نباشد كه ما هر اقدامى كه مى خواهيم بكنيم كه مستلزم هزينه يى است ، به اين اكتفا كنيم
كه اين اقدام ، اقدام مفيدى است ؛ اين كافى نيست . صرف مفيد بودن اين كار، كافى نيست
براى اين كه ما اين هزينه را بكنيم ؛ در شرايط كنونىِ ما، بايد اولويت داشته باشد.
بدون اولويت ، هزينه كردن جايز نيست . بعضيها در محيط كارشان و در دفترشان بعضى
كارها را مى كنند؛ بعضى سمينارها و بعضى از اجتماعات و دعوتها و مهمانيها و سفرها را
برگزار مى كنند؛ بلاشك اينها فوايدى هم دارد؛ اما اين فايده داشتن كافى نيست . در
حالى كه درآمدهايمان محدود و نيازهايمان بسيار زياد است ، بايد اولويتها را رعايت كنيم .
به هر حال ، اميدوارم كه خداى متعال به بنده ى حقيرِ ضعيفى كه بار مسؤ وليت سنگينى
بر دوش دارم و اين توصيه ها را به شما مى كنم ؛ و همچنين به يكايك شما مسؤ ولان ، از
بالا تا پايين و در همه ى بخشها، توفيق بدهد كه بتوانيم او را از خودمان راضى كنيم .
ان شاء اللّه كه دلهاى شما به نور معرفت الهى و به انوار ساطعه ى رحمت الهى منور
بشود و بركات ماه رمضان در وجود و در اعماق ذهنيات و هستى و
دل شما نفوذ كند و اثر بگذارد و بركات الهى
شامل حال خود شما و آن حوزه ى تحت مديريت شما بشود و ان شاء اللّه خداى
متعال قصورها و تقصيرهاى ما را به كرم و لطف خود مورد عفو و بخشش قرار بدهد و ما را
هرچه بيشتر با رفتار و مواضع نبى اكرم و اميرالمؤ منين و اولياى خودش و مجاهدينِ فى
سبيل اللّه باموالهم وانفسهم نزديكتر بكند و روح مقدّس امام بزرگوار را ان شاء اللّه از
عاليترين بركات خودش برخودار بكند و ارواح طيبه ى شهداى عزيز ما را ار جانبازان و
از مؤ منين و از بسيجيان و از كسانى كه در راه خدا تلاش كردند و مى كنند
مشمول رحمت خودش قرار بدهد.(149)
من امسال مى خواهم مثل سالهاى قبل ، به همه ى مردم يك سفارش بكنم . بحمداللّه
سفارشهايى كه شده ، مورد توجه قرار گرفته است ؛ هم مردم توجه كردند و هم مسؤ
ولان ، و من توقّعم از هر دو است هم از مردم و هم از مسؤ ولان . من مى خواهم به مردم عزيزمان
عرض بكنم كه امسال همه سعى كنند اسراف را كنار بگذارند. متاءسفانه در زندگيهاى
مااسراف وجود دارد. اسراف ، يعنى تضييع نعمت الهى . يعنى نشناختن قدر نعمت الهى .
البته بيشتر مخاطب ما در اين سخن ، افراد متمكنند. افرادى كه تهيدست يا متوسطند، به
نظر مى رسد كه اينها كمتر اسراف مى كنند؛ اگر چه در بين اينها هم بعضا اسراف هست .
كنار گذاشتن اسراف در چيزهايى كه به نظر كوچك مى آيد؛
مثل اسراف در چيزهايى كه به نظر كوچك مى آيد؛
مثل اسراف در مصرف بى رويه آب . حالا امسال قدرى بارندگى كمتر بوده است كه
اقتضا مى كند صرفه جويى بيشترى بشود. البته بحمداللّه آينده ى بدى در انتظار ما
نيست . همه چيز بحمداللّه وبه فضل الهى برطبق مصلحت ملّت ايران پيش خواهد رفت ؛
ليكن ما وظيفه داريم كه خود را بر طبق آنچه كه دين از ما خواسته است و
عقل سليم از ما مى طلبد، آن طور تنطيم كنيم . اسراف در آب ، اسراف در نان ، اسراف در
مواد غذايى ، اسراف در وسايل زندگى ، زياده روى ، زياد خريدن ، زياد مصرف كردن ،
دور ريختن چيزهايى كه قابل استفاده است ، اينها تضييع نعمت خداست .
در آمارها مى خوانيم ، همه ى شما هم حتما اطلاع داريد كه بخش عظيمى از اين گندمى كه با
اين همه زحمت و مرارتِ دهقان و كشاورز ايرانى به وجود مى آيد و خريدارى مى گردد و
بعد آرد مى شود و از آن نان تهيه مى گردد، متاءسفانه دور ريخته مى شود. من نمى خواهم
درصد معين بكنم ؛ اما مسؤ ولان رقمهاى خيلى بالا و وحشت آورى از مقدار نانى كه مثلا دور
ريخته مى شود، ذكر مى كنند.
اين ، فقط يك مثال است ؛ اما در همه ى امور مابايد به صرفه جويى عادت بكنى .
صرفه جويى ، يعنى آن چيزى را كه قابل استفاده است و مى توانيم از آن استفاده كنيم ،
استفاده كنيم . نسبت به امكانات ، با هوس رفتار نكنيم . دايما چيزهاى ماندگار را نو كردن
، چيزهاى ضايع نشدنى را دور ريختن ، روش درستى نيست . به نظر من بايد مسؤ ولان
كشور، راه صرفه جويى و مقابله با اسراف را به مردم ياد بدهند. من به صورت كلاى
يّن را عرض مى كنم . خود مسؤ ولان دولتى هم بايد اسراف نكنند. اسراف مسؤ ولان
دولتى ، از اسراف مردم عادى مضرتر است ؛ زيرا كه اين اسراف در بيت
المال است . بنابراين مسؤ ولان ، فهرستى از مثالهاى صرفه جويى و اجتناب از اسراف
را رديف كنند و آن را به مردم بگويند و تعليم بدهند كه چگونه مى شود صرفه جويى
كرد.(150)
توصيه ى دوم چيزى است كه آنهم براى جامعه ما بسيار مهم است ، انضباط
مالى و اقتصاى . من اين را از ملّت و مسؤ ولين كشور و ماءمورين دولت و آحاد ملّت
امسال تقاضا دارم . انضباط مالى و اقتصاى يعنى مقابله با ريخت و پاش ، زياده روى ،
اسراف ، ريخت و پاش مالى و زياده روى در خرج كردن و زياده روى در مصرف كردن به
هيچ وجه صفت خوبى نيست . نه اسمش جود و سخاست و نه كرم و بزرگ منشى است . فقط
اسمش بى انضباط مالى و اقتصاى است . اين كسانى كه بى خود خرج مى
كنند. رعايت موجودى جامعه را از لحاظ امكانات اقتصادى نمى كنند. اينها انسانهايى هستند
كه از نظر من بى انضباط از لحاظ امكانات اقتصادى مالى هستند. اين ملّت كارش
مشكل خواهد شد. آن كسانى كه خرج مى كنند. اگر بگوييم كه آقا شما چرا اينقدر خرج
كردى و چرا اين ميهمانى بى خود و بى جهت را با اين همه ريخت و پاش درست كردى ، مى
گويد: آقا دارم !! آيا اين دليل كافى است كه دارم و مى توانم خرج كنم ؟
نه اين دليل به هيچ وجه دليل قانع كننده اى نيست . بايد به قدر نياز و حاجت خرج
ومصرف كرد. بخصوص آن كسانى كه اموال عمومى را مصرف مى كنند. كسانى
اموال خودشان را هم مصرف مى كنند. اين مطلب خطاب به آنها هم هست ، آنها هم زيادى
مصرف مى كنند، بعضى پولدارند.حالا درآمدى ان شاء اللّه از راه
حلال و آنها كه از راه حرام باشد وضعشان بدتر است ولو كسانى كه از راه
حلال درآمدى را به دست آورده باشند، اگر در خرج كردن و وضع زندگى و تجملات
بيهوده و بى جا، در ريخت و پاشها و در اعيان منشى و در اين امور اسراف كنند، بى
انضباطى مالى و اقتصادى انجام داده اند. اين اسمش ريخت و پاش است و ريخت و پاش بد
است . اين زندگى ديگران را از لحاظ روانى
مختل مى كند و امكانات زندگى و اقتصادى را بى خود به هدر مى دهد. بى عليت مصرف مى
كند. شمااين جا مبالغ زيادى مثلا مواد خوراكى در فلان ميهمانى معمولى مصرف مى كنيد در
حالى كه لازم نيست و در كنار شما و در همسايگى شما در يك
محل دورتر، ولو در اقصى نقاط كشور كسانى به اين مواد غذايى براى زندگى و قوت
خود و فرزندانشان و عزيزانشان به آن نياز مبرم دارند و لذا اين كار در چنين شرايط كار
درستى است ؟ پس در اموال شخصى هم و مالى كه از
حلال هم به دست آمده باشد اين ريخت و پاش غلط است و خلاف انضباط است و آن كسانى
كه اموال دولتى را مصرف مى كنند ديگر بيشتر. من از مسؤ ولين امور مى خواهم جدا در
زمينه مصرف اموال عمومى ، در جاهايى كه اولويت ندارد، ولو ممكن است مورد نياز هم باشد،
اما نياز درجه يك نيست . آن جايى كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بى اولويت
خوددارى كنيد. آن جايى كه نياز نيست و حاجت نيست حتما مصرف نشود. آن جايى كه حاجت هست
اما حاجت بالاترى هم هست آن جا هم مصرف نشود و اين امكان مالى در حاجت برتر و بالاتر
مصرف بشود. اين هم توصيه امسال من است و اميدوارم باز مسؤ ولين كشور نسبت به اين
قضيه اهتمام بورزند. مسؤ ولين فرهنگى ، اهتمام فرهنگى و مسؤ ولين اقتصادى و ادارى و
دولتى و اجرايى اهتمام اجرايى بورزند.
در پايان اين صحبت آغاز سال نو، مايلم به بعضى از ملّتهاى همسايه مان هم كه نسبت به
عيد نوروز اهميّت قائلند توصيه كنم كه اين فجايع بزرگى را كه در بعضى از
ملّتهاست كم كنند، كوتاه كنند، جلوى خونريزى ها را بگيرند. در اين
سال جديد متاءسفانه مشاده مى شود كه در بعضى از كشورهاى همسايه ى ما از جلمه در
افغانستان ، كه حوادث افغانستان براى ما حوادث به شدت دردآور، و ناراحت كننده يى
است . خونريزيها و برادركشيها هيچ شعار صحيحى و هدف درست و روشنى هم ندارد.
بيشتر جنبه ى قدرت طلبى دارد. ملّت افغانستان و مسؤ ولين آن كشور و سردمداران
گروهها و احزاب بايستى حتمابه اين نكته توجه كنند. ملّتها اين چيزها را ممكن است در
كوتاه مدت و به روى خود نياوردند و يامجال اعتراض پيدا نكنند، اما در بلندمدت و به
خصوص در تاريخ اين جور روشهاى نادرست به نامِ كنندگانش ثبت خواهد شد و مايه ى
روسياهى آنها خواهد شد. از خداى متعال با تضرع و
ابتهال مى خواهيم كه اين سال را بر مردم مبارك كند. ان شاء اللّه اين
سال 1374 بر شما ملّت ايران سال شاد و نيكويى باشد.
سال خير وبركت و سال پيشرفتهاى گوناگون اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى باشد.
سال پيروزيهاى بزرگ سياسى باشد. سال ناكامى دشمنانتان در برابر شما باشد و
سال نيكبختى براى آحاد ملّت باشد و اميدواريم كه ان شاء اللّه
مشمول ادعيه ى زاكيه ى حضرت بقية اللّه الاعظم حضرت ولّى عصر (ارواحناه فداه )
باشيد و خداوند فرج آن بزرگوار را نزديك كند و ما رااز ياران آن بزرگوار قرار
بدهد و روح امام راحل را از ما شاد كند و روح اين عزيز تازه درگذشته ى ما را هم از اين
ملّت و از عواطف اين ملّت پاداش نيكى عنايت بفرمايد.(151)
خطاب دوم من به بعضى از مسؤ ولان دولتى است كه حتما ترتيباتى را بايد به
وجود بياورند كه در دستگاه عظيم دولتى ، پول زيادى و بيخودى مصرف نشود. در درجه
ى اوّل اين است كه رقمهاى كلان و بزرگى را
شامل مى شود. البته من اطلاع دارم كه دولت در بعضى از بخشها صرفه جوييهاى
خوبى كرده است در زمينه ى سفارتخانه هاى خارجى ، در زمينه ى سفرهاى خارجى و خيلى
چيزهاى ديگر لكين بايد ترتيبى داده شود كه در همه ى بخشهاى دولتى ، از بالا تا
پايين ، مراعات اين معنا بشود. همه وظيفه ى خودشان بدانند و دستگاههايى كه مى توانند،
دستورالعملى هم براى چگونگى خرج كردن غير مسرفانه براى مردم تهيه
بكنند.(152)
به نظر من ، در دو قسمت بايستى اولويتها را رعايت كنيد: يكى در خود برنامه هاى
درون بخشهاست ؛ ديگرى برنامه هاى هر بخشى نسبت به بخش ديگر. ما يك وقت منابع
درآمدمان بى حساب است خيلى خوب آن جا مثل يك آدم پولدار و اعيان كه اگر اسباب
بازى بچه اش هم مورد نيازش قرار گرفت ، سخاوتمندانه در جيبش دست مى كند و براى
اسباب بازى پول مى دهد. ما الان منابعمان اين قدر فياض نيست ، كمبودهاى فراوانى در
منابع درآمد خودمان داريم .
به نظر من ، كمبود كاهش درآمد نفت ، اگر چه براى ما يك ضربه ى سنگين و يك فشار
بزرگ بود، اما از يك جهت فوز بود. براى ما، كمبود درآمدهاى داخلى ، هم آن فشار را دارد،
هم آن فوز و آن نجاح و فلاح را ندارد؛ جز بدى و سختى ، چيز ديگرى نيست .
ما بايد درآمدهاى درونى را افزايش بدهيم . ما بايد كشور بزرگِ پُربركتِ داراى اين همه
منابع ، داراى اين همه صحراهاى قابل استحصال ، داراى اين همه انسانهاى بااستعداد،
داراى اين نيروى كار جوان و با نشاط، داراى اين همه انسانهاى مؤ من ، با اين موقعيت
جغرافيايى سياسى و اقتصادى ، آن را فعالتر كنيم .
ببينيد اولويتها چيست ؛ آن وقت اولويتها خط ما را معين خواهد كرد كه چه كار بكنيم .
اولويتها، مساءله ى اشتغال ، مساءله ى ارزش پولى ملى ، مساءله ى متوقف كردن تورم و
يا كاهش آن در حد ممكن ، مساءله ى ركود اقتصادى و
فعّال كردن كشور است .
البته آنچه فورا به ذهن مى آيد، اين است كه همه ى اينها
پول لازم دارد؛ از كجا درآمد توليد كنيم ؛ اينها همه به هم
وصل است . اين معلوم است كه اينها به هم وصل است ، اما هيچ يك از اينها بن بست به وجود
نمى آورد. اگر ما به كمبودهاى كارى خودمان نگاه كنيم ، آن خللها و اختلالهايى كه در
برخى از برنامه هاى خود ما هست ، خواهيم ديد كه ما از كجا داريم چوب مى خوريم . با يك
مقدار صرفه جويى بيشتر، با يك مقدار دقت و دلسوزى دستهاى
عامل و كننده ى كار، خيلى از اين مشكلات بتدريج برطرف مى شود. روند رفع مشكلات ،
مثل روند به وجود آمدن مشكلات است . همچنان كه مشكلى به وجود مى آيد چه
مشكل اقتصادى ، چه مشكل سياسى ، چه ساير مشكلات به
دنبال خودش مشكلات ديگرى هم مى آورد، رفع مشكلات هم همين طور است . شما يك گره
ديگر بعد از آن به وجود مى آيد. هر كدام از دستهاى
عامل كه از جاى كم و كوچكى شروع بكنند، من
خيال مى كنم كه به جاهاى خوبى خواهند رسيد؛ اين مقتضى آن است كه شما در خرج كردن
پول ، در انتخاب برنامه ها، در تقديم بخشى بر بخش ديگر و
داخل هر بخش ، برنامه يى بر برنامه ى ديگر اولويتها را رعايت كنيد. من مى بينم كه
در جاهايى اين اولويتها رعايت نمى شود. اگر اين مساءله مورد توجه قرار بگيرد، به
نظر من خيلى از مشكلات حل خواهد شد؛ اين هم جز در دولت ، جاى ديگرى
حل نخواهد شد؛ علاج آن فقط دولت است ؛ يعنى بايستى گفته بشود كه نه آقا! جهات
محسنه يى كه شما ذكر كرديد، همه اش در اين برنامه هست هيچكدام مورد انكار نيست اما
اولويت ندارد؛ برنامه ى ديگرى وجود دارد كه پنج جهت محسنه بر اين اضافه دارد؛ يا
عيبى كه در برنامه ى شما هست ، در اين برنامه وجود ندارد؛ اين طورى بايستى وارد
كارها بشويد. به نظر من ، مسائل انسانى و مسائل آموزش و پرورش و
مسائل اقتصادى و مسائل اجتماعى و آنچه كه به بخش خدمات ارتباط پيدا مى كند، اينها را
بايستى اين طورى نگاه كرد؛ اين ، كار سازمان برنامه و بعضى از بخشهاى ستادى را
همان طور كه گفتم واقعا سنگين مى كند. بايستى در اين زمينه حقيقتا مخلصانه ،
صادقانه و پر تلاش كار بكنند و رئيس جمهور را قادر كنند تا آن جايى كه بايد
تصميم بگيريد، و وقتى به اين بخش اشاره كرد كه متوقف بشود، متوقف گردد؛ ديگر
حرف و گله يى نباشد. بنابراين ، محور بودن رئيس دولت ،
اصل قضيه است .(153)
با ابتكار خود، كارها را تسريع كنيد
بحمدللّه طرحهاى خوبى دارد انجام مى گيرد؛ ليكن شايد بشود با ابتكار، مقدارى
كارها را تسريع كرد. فرض بفرماييد اگر بعضى از بخشها را تشخيص داديد كه از
اهمّيت فوق العاده يى برخوردارند، براى مدت معينى يك اولويت ويژه براى آنها قرار
بدهيد. مثلا بخش كشاورزى در نظام ما، واقعا يكى از بخشهاى بسيار با اولويت است . هنوز
هم من نمى دانم كه كه آيا اولويت لازم به اين بخش داده مى شود، و آن كارى كه بايد در
اين بخش انجام بگيرد، آيا به صورت كامل و صددرصد انجام مى گيرد، يا نه .
به هر حال ، اين كار بايد انجام بگيرد. فرضا شش ماه يا يك
سال زمان بگذاريم ، براى اين كه همه ى دستگاهها تحت الشعاع كشاورزى قرار بگيرند؛
صنعت در خدمت كشاورزى باشد؛ پول نفت در خدمت كشاورزى باشد. يعنى ما اين دستگاه را
به يك حركت سريع وادار بكنيم ، بعد آن را به
حال خودش بگذاريم ، تا با دستاوردى كه از اين حركت داشت ، كار خودش را ادامه بدهد؛
بعد سراغ يك بخش ديگر برويم . با برنامه ريزى مى شود اين كار را كرد. فرض
كنيد بخش راه ، آموزش و پرورش ، بخشهاى اساسى و بر بنايى كشور، به هر كدام
اولويتى بدهيم و طرحها را در آن بخش متمركز كنيم ، و از اين
قبيل كارها. البته اينها چيزهايى است كه قابل بررسى است . بايستى
اهل تخصص و خبرويت ، اينها را بررسى كنند و ببينند. به هر
حال ، از خداى متعال مى خواهيم كه به شماها كمك كند و قوّت قلب بدهد.(154)
كار اقتصادى بايد تميز و نظيف و سالم باشد
چند نكته را به آقايان عرض بكنم : نكته ى
اوّل اين است كه اگر چه كار اقتصادى در اين تشكيلات عظيم ، واقعا يك كار اساسى است -
در اين ، هيچ شكى نبايد كرد (گفت : تا ريشه در آب است اميد ثمرى هست )و اگر در آمد
اقتصادى نباشد، نمى شود به فقرا و محرومان و مستضعفان و از اينها بالاتر به
جانبازان كمك كرد، پس بايستى كار اقتصادى قوى و با عمان ديد اقتصادى صحيح انجام
بگيرد؛ منتها چند نكته را در كار اقتصادى بايد توجه كرد:
يكى ، سلامت است ؛ يعنى كار اقتصادى بايد تميز و نظيف و سالم باشد. فرق كار شما
با كار پولدارى كه مثلا يك دهم سرمايه ى شما را دارد، در كجاست ؟به هر
حال ، او يك سرمايه دار است و به قصد افزايش سرمايه كار مى كند. يك دهم سرمايه ى
شما، چيز عظيمى است و هر كسى آن را ندارد. واقعا تفاوت شما با او در كجاست ؟تفاوت
داريد يا نداريد؟نمى شود نداشته باشيد؛ قطعا تفاوت داريد. تفاوت در همين است . يك
سرمايه دار، حداكثر رعايتى كه بكند، ضوابط و قانون را رعايت خواهد كرد؛ چيز ديگرى
فراتر از قانون را وظيفه ى خودش نمى داند رعايت كند. اخلاق را وظيفه ى خودش نمى
داند، بعضى از گذشتها را براى اين كه كار صحيح انجام بگيرد، وظيفه ى خودش نمى
داند؛ در حالى كه در كار اقتصادى شما اين گونه نيست ؛ چون شما براى خودتان نمى
كنيد، بلكه براى خدا انجام مى دهيد. كار بايد تميز و نظيف و دور از هر گونه آلودگى
انجام بگيرد.(155)
سازندگى بايستى در تمام ابعاد مورد توجه باشد. هم سازندگى مادّى و هم روحى و
معنوى . علاوه بر آن سازندگى به هيچ عنوان نبايستى با روحيه ى انقلابى و تاءمين
عدالت اجتماعى ، متقابل و ضد هم تلقّى و يا هدايت شود. سازندگى بايستى در عين حفظ
روحيه انقلابى و صلابت نظام و تاءمين عدالت اجتماعى و رعايت مصالح طبقات ضعيف و
محروم و جهتگيريهاى انقلابى ، انجام شود.
سازندگى كشور در كنار تاءمين روحيه ى انقلابى مردم
اين جمله را هم مطرح كنم كه علاج مشكلات ما در اين است كه سازندگى كشور را در
كنار تاءمين روحيه ى انقلابى در مردم و حفظ همان صلابت و چهره ى با عظمت و هيبت انقلاب
ببينم . اگر به رفاه عمومى نينديشيم و به سازندگى فكر نكنيم ، مطمئنا نظام جمهورى
اسلامى نخواهد توانست الگو و تجربه ى مطلوب را به دنيا ارايه بدهد.
اگر در مسايل رفاه زندگى عمومى و ايجاد تسهيلات و رفع مشكلات غرق شويم ، به
طورى كه جهتگيريهاى انقلابى را به دست غفلت بسپريم ، به ابهت و هيبت انقلاب
ضربه زده ايم و جاذبه ى آن را در دنيا مخدوش كرده ايم و اين ، مطمئنا به كارايى ما
ضربه خواهد زد. بنابراين ، اين دو در كنار هم مطرحند.
البته ، در مسايل داخلى و سازندگى ، رفاه و رفع مشكلات و ايجاد سازندگى ، تنها
هدف نيست . در مسايل داخلى هم ، تاءمين عدالت اجتماعى و امنيت عمومى و رعايت طبقات ضعيف و
محروم ، يك ركن اصلى است ؛ همچنان كه در سطح حركت عمومى كشور، اخلاق و روحيات
اسلامى و برادرى و گذشت و ايثار و بقيه ى خلقيات حسنه ى اسلامى هم ، بايد مورد
توجه قرار بگيرد.
توكل ما به خداست . ان شاءاللّه عزم و همت مردم و مسؤ ولان ، كارها را رو به راه و راهها را
هموار خواهد كرد و دعاى حضرت بقية اللّه الا عظم (ارواحنافداه و
عجّل اللّه تعالى فرجه )ان شاءاللّه ما را كمك خواهد كرد و به پيش خواهد برد و
اميدواريم آن روز دور نباشد كه ببينيم بسيارى از آرمانهاى امام بزرگوارمان ، در جامعه ى
اسلامى و انقلابى ما تحقق پيدا كرده است .(156)سازندگى و امور اقتصادى
علاوه بر مسائل فوق بايستى مبتنى بر سياست روشن و تثبيت شده باشد، بطورى كه در
هر مرحله بتوان تشخيص داد كه عيب كار كجاست و مطابق سياست و برنامه هست يا نه ؟و
اشكال كار در چيست و براى رفع آن اقدام كرد. خروج از سياستها و برنامه ريزى خلاف
سياست تعيين شده ، بى ثباتى اقتصادى و عدم پيشرفت در سازندگى را به
دنبال خواهد داشت .
بحمد اللّه در زمينه ى مسايل داخلى كارهاى خوبى شده است ، كه از جمله ى كارها
همين است كه جناب آقاى خاتمى اشاره كردند؛ طرح سازماندهى اقتصادى . اين را بايد از
صورت يك نوشته و يك تصميم خارج كنيد و راههاى علمى آن را با قوّت و با ايمان
كامل به لزوم و وظيفه بودن اين كار، مشخص نماييد. البته ممكن است كسانى در جامعه
باشند - چه صاحبنظران ، چه افراد ديگر كه نظرات اقتصادى ديگرى داشته باشند؛ ما
ايرادى نداريم بر اين كه كسى نظر مخالفى داشته باشد؛ اما همه موظفند همكارى كنند،
تا اين كار انجام بگيرد. اين تصميم گيرى ، بايد يك تصميم گيرى حقيقى و بلند مدت
باشد و آنچه كه در اين مجموعه به عنوان سياست اعلام شده است ، تحقق پيدا كند؛ آنچه
كه به عنوان راهكار پيش بينى شده است ، قدم به قدم
دنبال بشود و ان شاءاللّه اجرا گردد. مردم حقيقتا شايستگى اين را دارند كه مسؤ ولان همه
ى وقت و همت خودشان مصروف اين كار بكنند.
برادران عزيز!دو سال گذشت ؛ يعنى از چهار
سال عمر طبيعى يك دولت ، دو سال گذشت ؛ يعنى پنجاه درصد. اين پنجاه درصدى كه
گذشته ، از يك جهت فصل مشعشع عمر دولت است . معمولا دو
سال اول ، نشاطها بيشتر است ؛ اميدهاى مردم بيشتر است ؛ همكارى مردم بيشتر است ؛ شوق
مردم بيشتر است ؛ البته دو سال بعد تجربيات بيشترى وجود دارد؛ اما من شك دارم كه دو
سال دوم را بشود بر دو سال اوّل ترجيح داد. دو
سال گذشته ؛ بايستى همه ى آنچه را كه در آرزوهاى شما به عنوان خدمتگزاران صادق
هست - كه ما شما را خدمتگزاران صادق مى دانيم - در اين دو
سال باقيمانده تلاش كنيد، برنامه ريزى كنيد و به طور جدّى وارد بشويد كه انجام
بگيرد.
برنامه ى سوم هم مهم است . البته من اطلاع دارم كه دولت جلسات پر كار و پر تلاشى
دارد، براى اين كه برنامه را برساند. اين نكته يى كه جناب آقاى خاتمى در مورد
سياستها اشاره كردند، نكته ى كاملا درستى است . من ، هم در نامه يى كه به مجمع
تشخيص مصلحت نظام نوشتم ، هم در نامه يى كه به خود ايشان نوشتم ، به همين نكته
تصريح كردم .
برنامه ها از در دل سياستها مى جوشد. مساءله ى سياستها و برنامه ريزى و بحث در
دولت و بعد در مجمع تشخيص مصلح نظام و ملاحظه ى نقدهاى مختلف و انتخاب سياستها
وبعد برنامه ريزى بر اساس سياستها، يك
روال طبيعى و منطقى پيدا كرد؛ ليكن توجه داشته باشيد كه در
خلال اين برنامه ريزى ، سياستهايى كه از اين
مراحل گوناگون گذشته ، دقيقا رعايت بشود. اين كه برنامه ها بايد از
دل سياستها بجوشد، بايستى به معناى حقيقى كلمه منبعث از سياستها و ساخته و پرداخته
ى اين سياستها باشد؛ كه اگر برنامه در جايى موفق شد، آدم بداند اين سياست درست
بوده ، اگر برنامه خطا كرد، آدم بداند سياست غلط بوده ؛ يعنى بايد اين تلازم معلوم
بشود. اگر يك جا در برنامه ها طورى شد كه سياستها رعايت نگرديد، آن وقت علت غلط
بودن برنامه مشخص مى شود؛ اين غير از آن چيزى است كه به عملكرد مجريان مربوط مى
شود؛ بالاخره درصدى به عملكرد مجريان بر مى گردد و سياستها از اينها بر كنار
خواهد ماند. بنابراين ، آدم نمى تواند تشخيص بدهد كه آيا اين سياستى كه ما نشستيم با
اين عمه مقدمات و مجمع تشخيص و قبلش هياءت دولت و شايد چند هزار ساعت كارى كه
آقايان در سازمان برنامه براى تنظيم اين سياستها انجام دادند و بعد هم پيش ما آمد و
كارهايى كه ما كرديم ، بالاخره درست بود يا غلط بود. بايد باشد كه دقيقا اين
سياستها در تك تك برنامه ها قابل مشاهده باشد و آدم سياست است ؛ يعنى يك ارتباط
منطقى و طبيعى وجود داشته باشد.
آخرين جمله يى هم كه در اين جمع عرض مى كنم و بعد هم البته مى خواهم چند جمله ى
خصوصى تر با برادران و خواهران عرض كنم ، اين است كه برادران و خواهران سعى
كنند انسجام دولت و نظام در سطح عالى حفظ بشود. كه البته ان شاءاللّه به
فضل الهى خواهيم داشت - فقط در سايه ى انسجام و وحدت در سطح عالى نظام و در
مسائل عمومى وجود يك اراده ى جمعى است كه دنبال بشود، و همين است كه به وحدت عمومى -
به مهناى مستمر كلمه - منتهى خواهد شد. اين كه يك عده از اين طرف ، يك عده از آن طرف
بعضيها به فكر حرف و كار خودشان ، يك عده هم باز به فكر حرف و كار خودشان
باشند، اين نمى شود. تقسيم كردن و تجزيه كردن در سطوح عالى نظام ، به ضرر
نظام تمام خواهد شد؛ به سود هيچ كس تمام نمى شود؛ البته به سود دشمن تمام مى
شود. اگر دشمن زرنگ عاقل داشته باشيم ، او فورا سوء استفاده خواهد كرد.
امروز خوشبختانه مردم ما متحدند. الحمدللّه توده ى مردم - همان طور كه بارها ملاحظه
كرديد و تجربه نشان داده است - متحدند؛ اين اتحاد وقتى تضمين و راسخ و ريشه دار
خواهد شد كه در سطوح بالا احساس تفكيك و جدايى و احيانا خداى نكرده نقار نشود. اگر
مى خواهيد در كارهاى خودتان موفق باشيد، بايد اين را رعايت بكنيد.(157)
تقويت وجدان كار در جامعه
در جامعه اسلامى ، كار بايستى يك عبادت محسوب شود. در جايى كه رهبر اسلام ، نبى
مكرّم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دست كارگر را مى بوسد، مى بايستى كار كردن يك
((فرهنگ عمومى شود. فراهم آوردن زمينه هاى
اشتغال از يكسو و ايجاد فرهنگ عمومى كار از سوى ديگر از وظايف مسؤ ولين و مديران
نظام است . اين امر با شعار و سخنرانى هم تحقق نمى يابد بلكه رفتار و مشى و
برخورد صحيح مسؤ ولان است كه كار، عبادت است را بصورت يك عادت و
فرهنگ عمومى در مى آورد. كشورى كه سالهاى
سال در تحت سياستهاى استعمارى ، عقب نگهداشته شده است و با انقلاب شكوهمند اسلامى
مى خواهد خود را الگويى از هر جهت براى دنيا تشنه بسازد و رفاه عمومى را محقق سازد،
بايستى به كار با نگاه درست بنگرد و كار كردن در حد توان ، يك فريضه باشد.
كافى نيست . در مورد انضباط اجتماعى . اگر تخلفات اجتماعى و قانون شكنى كم
شده باشد. اگر مردم با عادات و آداب صحيح اجتماعى حقيقتا خو گرفته باشند. اگر
جرم و جنايت در جامعه كم شده باشد . و اگر عشق به قانون و ايمان و اعتقاد به قانون
زياد شده باشد، آن وقت ما احساس كرده مى كنيم كه انضباط اجتماعى به معناى واقعى
تحقق پيدا كرده است . البته مقدارى پيشرفت داشتيم . تلاش جامعه ما لازم بود و هست .
من عرض مى كنم امسال هم مى خواهم دو توصيه كنم . يك توصيه اين است كه آن دو شعار
را زنده نگه داريم . اين مسائلى كه مربوط به اخلاق و آداب و عادات انسانى و اجتماعى
است . مسائل فصلى و زود
در نيست مسائل يكسال و دو سال نيست . قرنها كار كرده اند. تا اين كه يك ملّت را به يك
موضع خوب يا بد مى رساند. يك عادت اجتماعى يا يك كشت عادتهاى اجتماعى را در يك
ملّتى بوجود آورده اند يا در آن تزريق كرده اند.
اوّلا سالها لازم است كه يك عادت زشت بر طرف شود و يك عادت خوب در جان يك ملّت
ريشه پيدا كند. اين كار يك ماه و دو ماه و چند ماه و
يكسال و اين ها نيست . بنابراين عرض مى كنم آن دو شعار را كه عبارت بود از تلاش
براى پديد آمدن وجدان كارى و تلاش براى پديد آمدن انضباط اجتماعى در مردم ، در
داخل جامعه ، در مسؤ ولين ، در كار گزاران كشور، در هر كسى كه به كارى
مشغول است بايد ادامه بدهيم .
بايد كسانى كه اهل مسائل فرهنگى هستند آن را ترويج كنند و آن را درست براى مردم
بشكافند و تبيين كنند. آن كسانى كه اهل برنامه ريزى هستند براى دميدن اين دو روحيه در
مردم برنامه ريزى كنند. آن كسانى كه اهل كار و تلاش هستند اينها را در خودشان بوجود
آوردند. هر كسى اين كار و تلاش را براى خود بكند. آن كسانى كه به مردم تذكر مى
دهند و براى مردم تبليغ مى كنند براى مردم در اين باره حرف بزنند. كارى كنيم كه كار
و عمل سازنده چه عمل فرهنگى و چه عمل اقتصادى و چه
عمل اجتماعى و چه سياسى براى آن كسى كه كننده ى آن است يك
عمل مقدّس به حساب بيايد. از يك كارگر ساده بگيريد تا يك ماءمور ساده ى ادارى تا
كى مدير عاليرتبه . تا يك صاحب صنعت مهم و بزرگ در كشور، تا يك ماءمور عالى
رتبه ى دولتى ، تا يك مسؤ ول بزرگى كه در جامعه بارهاى سنگين بر دوش او هست ،
تا جوانها، تا پيرها، تا يك معلم ، تا يك دانشجو، تا يك مبلغ و روحانى ، همه و همه
احساس كنند كه اين كارى كه انجام مى دهند اين يك عبادت است . يك
عمل خير و صالح است . بايد اين كار را با جدّيت و به نيكى انجام بدهند. كه از نبى اكرم
(ص ) نقل شده است كه فرمودند: رحم اللّه امرئا
عمل عملا فاتقنه رحمت خدا بر انسانى كه كارى را انجام دهد و آن را نيكو و
محكم و متقن و صحيح انجام بدهد. از سر هم بندى و كار را به امان و
حال خود رها كردن و به كار نپرداختن و بى اعتنايى به استحكام يك كار به شدت پرهيز
شود. اين مربوط به وجدان كارى است . در مورد انضباط اجتماعى هم همين است كه همه حد
اجتماعى صحيحى را كه قانون معين مى كند و مقررات و حدود الهى معين مى كند اين را با دقت
رعيت مى كند تا زندگى يك زندگى صحيح و سالمى باشد. اين دو شعار را
امسال حفظ كنيد. گويندگان بگويند. نويسندگان درباره ى آن بنويسند. مسؤ ولين
درباره ى آن برنامه ريزى كنند. آحاد جامعه خودشان را با اين معيار بسنجند و پيشرفت
هاى خودشان را ملاحظه كنند. اين توصيه اول .(158)
قدرت فكرى و عملى خودتان ، در محيط كار استفاده كنيد. نگذاريد ساعتى از ساعات
كار شما، به بطالت يا به كم كارى بگذرد. اجازه ندهيد در محيط كارى كه شما در آن جا
مشغول هستيد، چنين چيزى پيش بيايد. اگر همه ى آحادى كه امروز در اين دستگاه عظيم
دولتى مشغول كارند، از ابتكار و نيرو و اخلاص و تواناييهاى فكرى و روحى خودشان
استفاده ، كار دولت ، شتابان تر و بهتر و پيشرفتها، بيشتر و متناسب باغ همان قدمهاى
بزرگى كه امروز دولت جمهورى اسلامى و نظام مقدّس اسلامى ، در پيش رو دارد، خواهد
شد. اين ، توصيه ى اوّل من به شما كارمندان دولت است كه از وقت و امكانات و استعدادها
و تواناييهاى خود، استفاده كنيد. يكايك كارمندان دولت در سطوح مختلف - در سطوح بالا
و در سطوح پايين - حتى در سطح آن كارمند دون پايه يى كه كار خدماتى كوچكى در
فلان اداره دارد، مى توانند دلسوزانه و با ابتكار و با دقت ، كار خود را انجام بدهند و
بازده كار را مضاعف كنند.(159)
فصل ششم : توصيه هايى كوتاه ولى دقيق و اساسى براى توفيق
مسؤ ولان ومديران در خدمتگزارى و اجراى وظايف .
توجّه به فرهنگ عمومى كشور
فرهنگ عمومى كشور و ارتقاء و رشد آن ، از لحاظ كيفى ، از وظايف عمده و انتظارات عمومى
و رهبرى از مديران و مسؤ ولان است . انقلاب اسلامى ، يك انقلاب فرهنگى ، باورى و
ايدئولوژيك است . در قرنى كه پايان ايدئولوژى را اعلام مى كردند و باورهاى دينى
را پايان يافته تلقّى مى نمودند؛ انقلاب اسلامى ، يك حركت بى وقفه و مقدّس
ايدئولوژيك و عبورى را آغاز نمود. طبيعى است كه چنين انقلابى بر پايه هاى استوار
فرهنگ دينى ، بايستى تعميق و ماندگار شود. وقتى انقلاب براى دنيا، پيام و راه و فكر
جديدى عرضه مى كند، در داخل نيز بايستى تحوّل اخلاقى و باورى ابتداى انقلاب را
حفظ و تديجا با ثبات و رو به جلو نمايد.
اينك كه دشمن به تهاجم فرهنگى روى آورده و اباحيگرى فكرى و اعتقادى را ترويج مى
نمايد و با هر گونه پايبندى آگاهانه به باورها و عادات و رسوم بومى و اسلامى
مخالف مى ورزد، نگاه و تلاش براى فرهنگ عمومى كشور بايستى بيش از هميشه مورد
توجه و تاءكيد قرار گيرد و همگان بويژه متولّيان امور كشور به آن اهتمام نمايند.
تعميق هويّت ملّى و اسلامى ، در يك بسيج فرهنگى ، امكان پزير است .
فرهنگ عمومى كشور بايستى بيش از هميشه مورد توجه و تاءكيد قرار گيرد و همگان
بويژه متولّيان امور كشور به آن اهتمام نمايند. تعميق هويّت ملّى و اسلامى ،در يك بسيج
فرهنگى ،امكان پذير است .
مساءله ى دوم ،توجه به فرهنگ عمومى كشور است . من به دوستان - از جمله به
رئيس جمهور محترم - قبلا اين را عرض كرده ام . يكى از چيزهايى كه دشمن به طور جدّى
در كشور تبليغ مى كند،مساءله ى اباحيگرى اعتقادى و علمى ،نعنى پابنديها و تقيدات و
تكيه گاههايى كه يك انسان را در حركت خود به سمت هدف مشخصى عازم و مصمم مى
كند،از او گرفتن و او را سرگردان و لنگ كردن ؛ اين را بايد جدّى بگيريد. يكى از
سياستهاى دشمنان اسلام اين 0 است كه ايمان مردم را بگيرند و اعتقاد آنها به انقلاب را
سلب كنند؛ چند سالى است كه اين را در تبليغاتشان شروع كرده اند. بنده از همان اوايلى
كه اين تبليغات در رفتارهاى دشمنان كشور،اجرايى و عملياتى شده بود - حدود ده ،يازده
سال پيش - متوجه اين نكته شدم و به همه ،بخصوص به مسؤ ولان فرهنگى هشدار دادم و
گفتم اينها مى خواهند اصل اعتبار انقلاب را زير سؤ
ال ببرند؛ انقلابى كه يكى از افتخارات تاريخ بشرى در زمان ماست ؛ انقلابى كه يك
ملّت با دست خالى و به بركت ايمان ،آن هم در
مقابل يك دژ على الظاهر تسخيرناپذير استكبار در اين منطقه آن را بر پا كرد و موفق
شد؛ انقلابى به نام خدا؛ انقلابى در راه ارزشهاى اسلامى ؛ انقلابى كه ملّتهاى مسلمان
را به السلامشان اميدوار و به هويّت اسلاميشان دلگرم كرد؛ انقلابى كه در همه ى نقاط
جهان ملّتها را خود باورى بخشيد و آنها احساس كردند كه يك ملّت - آن وقتى كه عزم و
اراده يى از خود نشان دهد - مى تواند بر بزرگترين موانع پيروز شود و قائق بيايد.
دشمنان مى خواستند پيام آزادى ،معنويت ،ارزش و فضيلت و كرامت انسانى يى راكه در اين
انقلاب بود،نديده بگيرند؛ اين كارى بود كه به صورت برنامه ريزى شده و با
انواع و اقسام طرق تبليغاتى آن را دنبال كردند. البته متاءسفانه يك عده
غافل - به صورت پادو در داخل - هم همانها را تبليغ كردند و هنوز هم مى كنند!اين براى
آن است كه پشتوانه ى فكرى - كه در واقع تكيه گاه اراده و عزم راسخ مردم است - از آنها
گرفته شود و مردم احساس كنند پشتيبان خالى است . مگر بدون ايمان و اعتقاد و بدون
باور به آن راهى كه انسان در آن قدم گذاشته ،مى شود آن راه را ادامه داد؟همه بايد
مسائل فرهنگى را جدّى بگيرند. مظهر اين تهاجم ،همان ابا حيگرى است كه از راه خدشه در
اعتقادات ،تشويق جريانهاى خلاف اخلاق در جامعه و تشويق و ترويج انواع و اقسام
فسادها ايجاد مى شود؛ اينها چيزهايى است كه مسؤ ولان كشور بايد به آن خيلى توجه
كنند؛ فقط مخصوص مسؤ ولان فرهنگى
نيست .(160)
كار اقتصادى جسمى است كه روح آن ، كار فرهنگى است
نكته ى سوم هم تكرار آن حرفهايى است كه به آقاى رفيقدوست زدم ؛ يعنى نكته
ى فرهنگى . فراموش نكنيد كه مساءله ى فرهنگى ، مساءله ى خيلى مهمى است . همه ى اين
كارها يك طرف ، فرهنگ هم يك طرف . اگر ما به يك نفر كمكى بكنيم ، اما همان طور كه
به او كمك مى كنيم ، بگوييم : بگير زهر مارت كن !آيا او با ما دوست مى شود يا دشمن
؟ممكن است اوّل بگويد: آقا خيلى ممنون ، نوكرت هم هستم ؛ اما در دلش مى گويد: مرئه
شوى شكلت را ببرند، خودت زهر مار كن !يك وقت هم هست كه مى رويد مى گوييد قربانت
بروم ، من كه نتوانستم به تو خدمتى بكنم ، شرمنده ى تو هستم ، چه كار كنم ؟ان شاء
اللّه خدا به هر دومان كمك كند. آيا او با شما دوست مى شود يا دشمن ؟ من نمى گويم شما
زبانى كار كنيد. نه ، بايد عملى كار كنيد. بنياد بايد عملاى كار بكند؛ اما كار فرهنگى
را اين طورى تشبيه كنيد.
مثلا فرض كنيد اگر در كردستان ، آن قدرى كه الان كار عمرانى و كار نظامى شده است ،
در كنار اين كارها، يك ثلث آن ، كار فرهنگى كرده بوديد، نتيجه ى بهترى به دست مى
آمد. خيلى از شما سپاسى هستيد و اين حرفها را مى دانيد. آن كار اقتصادى و مادّى ما، جسمى
است كه روح و جان آن ، كار فرهنگى است . اگر آن را غلط انجام داديم ،
مثل اين است كه جسمى داريم با روح بد. اگر انسانى را به وجود آورديم و بزرگ كرديم
، منتها با روح و مغز شيطانى ، چه فايده يى دارد؟ البته جانبازان خودشان خيلى خوبند.
آنها كسانى هستند كه زودتر از ما به ميدان جنگ رفتند - يكى خود شما - و خودشان را و
جسم و سلامتشان را در راه اسلام دادند. اين است كه بهتر از ما هستند - در اين كه شكى نيست
- امال نبايد از اين غافل بود كه در بين اينها كسانى هستند كه بتدريج ساقط مى شوند.
مى دانيد هر كسى كه شارژ نشود، بتدريج خالى مى گردد. ان شاء اللّه كه خداوند به
همه ى ما توفيق بدهد و موفق و مؤ يد باشيد.(161)
ضرورت توجه به جوانان و برنامه ريزى
براىاشتغال آنان
جوانان ، عمده ى جمعيت كشور را تشكيل مى دهند. اين نيروى بالقوه ، اگر بدرستى
شناخته و هدايت و براى آنان برنامه ريزى منطقى و صحيحى انجام گيرد، نعمت بزرگى
براى ملّت و كشور است . اگر بدرستى شناخته نشود و بصورت ابزارى با آنان
برخورد شود، براى مشكلات اساسى آنان بويژه
اشتغال و امر ازدواج آنان ، چاره انديشى نگردد، مى تواند
تبديل به يك نقمت و خطر براى ملّت و كشور گردد.
مديران و مسؤ ولان نظام با پرهيز از ابزار نگرى به جوانان و شعارهاى افراط و
تفريط و خوشآمدگوييهاى بى اساس و بى منطق ، براى اين جمعيت بزرگ كشور
برنامه ريزى نمايند و در جهت تعالى معنوى ، علمى و جسمى آنان بكوشند و كشور را از
وجود جوانانى مؤ من ، عالم و پر تلاش در جهت سازندگى بر خوردار سازند.
استكبار جهانى با آگاهى و شناخت نقاط ضعف جوانى و انگشت گذاشتن بر صفاى روحى و
سادگى و تحريك پذيرى و ساير خصوصيات دوران جوانى ، تلاش مى كند آن را از
پايندى هاى ايمانى و حقايق تاريخى خود و انقلابش درو نموده و بسوى الگوهاى ساخته
و پرداخته غرب بكشاند. ابتذال يكى از اين شگردهاست . تلاش صادقانه و منطقى مسؤ
ولان مى تواند، جوانان را در اين ميدان نبرد فرهنگى و اخلاقى ، مصونيت بخشد.
در زمينه ى مسايل كشور و بخصوص در زمينه ى
مسايل اقتصادى ، توجه به اشتغال جوانان و جهتگيرى فكرى و روحى و فرهنگى جوانان ،
خيلى مهم است . امروز عمده ى مخاطبان ما در كشور، جوانان هستند. خوشبختانه نيروى عظيم
اين كشور، ناشى از نيروى جوان است ؛ اين فرصتى است و مى تواند به عنوان يك نقطه
ى قوّت به كار رود. البته دشمن درست در نقطه ى قوّت را به نقطه ى ضعف
تبديل كند؛ جوانان را به فساد بكشاند؛ از لحاظ فكر سياسى ، از لحاظ رفتار اجتماعى
، از لحاظ رفتار فردى ، با تبليغاتشان اينها را دچار آلودگى بكند.
در داخل هم متاءسفانه كسانى هستند كه در اين جهت كار مى كنند؛ همان كارى را مى كنند كه
درست دشمن دنبال آن كار است : ايمان جوانان را ضعيف كردن ، پيوند آنها را با نظام و با
مسؤ ولان كشور سست كردن ، آنها را به آينده دبين و دلسرد كردن ، آنها را نسبت به
محيطى كه در آن زندگى مى كنند، بى اعتقاد كردن . اين كارها متاءسفانه دارد انجام مى
گيرد. البته از دشمن ، غير از تلاش خصمانه ، توقع ديگرى نيست . آنچه كه ما از
خودمان توقع داريم ، اين است كه بايستى تلاشمان را در خنثى كردن هدفهاى دشمنان
متمركز كنيم .(162)
من در اين جا دو حرف دارم : يك حرف با مديران و برنامه ريزان كشور است ؛ حرف
ديگر با خود شما جوانهاست . در پايان صحبتم استنتاجى هم دارم كه حرف
دل من است و آن را عرض خواهم كرد. البته سخن من با مديران ، سخنى نيست كه امروز آن را
بر جارى مى كنم ؛ اين را در جلسات كارى گوناگون با مسؤ ولان بر جسته ى كشور، و
حتّى گاهى در اجتماعات عمومى بر زبان آورده ام ؛ اما احساس مى كنم كه اين سخن بايد
بار ديگر و شايد بارهاى ديگر گفته شود تا طنين آن در فضا، هر مانعى را از سر راه
اقدام بر دارد؛ لذا باز هم عرض مى كنم .
حرف من به مديران و به برنامه ريزان و مسؤ ولان كشور اين است : اين جمعيت عظيم جوان
در كشور را يك رود خانه ى موّاج و پر فيض بدانيد. اين رودخانه به طور مستمر جريان
دارد و سالها بعد از اين هم جريان خواهد داشت . دو گونه مى توان با اين رودخانه بر
خورد كرد:
يك بر خورد اين است كه شما بنشينيد عاقلانه ، خردمندانه و با شيوه ى علمى ، اوّلا اهمّيت
اين رودخانه را بشناسيد؛ ثانيا نقاط و مراكزى را كه به آب رودخانه احتياج دارند،
بشناسيد؛ ثالثا برنامه ريزى و كانال كشى كنيد و آب را به آن جايى كه نياز است ،
هدايت كنيد؛ آنگاه هزاران مزرعه و باغستان از اين نعمت بى دريغ الهى سر سبز، و هر
نقطه ى ويرانى آباد خواهد شد. شما مى توانيد اين رودخانه ى موّاج را به پشت سدهاى
انرژى ساز هدايت كنيد و يك منبع عظيم انرژى به وجود بياوريد و
كل كشور را به فعاليت و تلاش وادار كنيد. اگر با اين موضوع ، اين گونه برخورد
كنيد، آنگاه اين پديده ، يك پديده ى پر بركت ، بى نظير و استثنايى مى شود كه اگر
يك بك مردم ايران هر روز صد بار خدا را به خاطر آن شكر كنند، شكر لازم و شايسته را
ادا نكرده اند. مشخصه ى اين نوع برخورد، برنامه ريزى كردن ، هدايت كردن ، راه را باز
كردن ، نقطه ى نياز را مشخص كردن و اين متاع گرانبها و اين نتيجه ى آن ، سر سبزى ،
خرمى ، آبادانى ، نشاط و بركت خواهد بود.
بر خورد ديگر اين است كه اين رودخانه ى فياض موّاج را به
حال خود رها كنيد؛ روى آن فكر نكنيد؛ براى آن برنامه ريزى نكنيد و قدر آن را ندانيد.
نتيجه چه مى شود؟نه تنها مزارعى خشك خواهد شد و باغستانهايى از بين خواهد رفت ،
بلكه خود اين آب هم هدر خواهد رفت . در بهترين
شكل ، آب اين رودخانه وارد آبهاى شور خواهد شد و هرز خواهد رفت .
شكل ديگرش اين است كه به باتلاق و مركز تجمع انواع و اقسام آفتها
تبديل شود. شكل بدترش اين است كه به يك
سيل تبديل شود و همه ى دستاوردهاى ملّت را تخريب كند. اگر برنامه ريزى و دقت و كار
نشد، اين نتايج را به دنبال خواهد داشت .(163)
گسترش تحقيق و علم و دانش
كشور ايران ، عليرغم استعداد درخشان ملّت با سابقه و با فرهنگ و متديّن آن در علم و
دانش و پيشرفت ، توسط استعمارگران ، دهها
سال عقب نگهداشته شده است . به بركت نظام اسلامى ، زمينه هاى رشد و شكوفايى و
پيشرفت فراهم شده است . مسؤ ولان و مديران هم در كلان كشور و هم در وزارتخانه هاى
مربوطه وظيفه دارند با سياستگذارى درست و برنامه ريزى جامع و پيگيرى جدّى ،
گسترش علم و دانش تحقيق و فن آورى را مورد توجه قرار دهند. اين مهم البته با توجه
و عنايت به ضرورت تعميق ايمان و معنويت مردم بويژه جوانان دانشجو بايد انجام شود.
علم و ايمان دو بالند كه سعادت در تواءم بودن آنهاست . در ايجاد انگيزش روحيه ى
تحقيق و شكوفايى علمى افراد مستعد، بيش از پيش بايد كوشيد تا اين عقب ماندگى در
پرتو عنايت الهى و تلاش استعدادهاى برجسته و درخشان جوانان ملّت ، جبران و جايگاه
شايسته يك ملّت مسلمان و تمدّن بزرگ اسلامى ، احيا گردد.
گسترش دانش و تحقيق و رشد علمى و شكوفايى استعداهاى انسانى و گسترش
آگاهى و معرفت عمومى ، يكى ديگر از نقاط اساسى انقلاب است . جامعه ى مطلوب اسلام ،
جامعه يى است كه در آن ، گنجينه هاى فكر و ذهن انسانها - كه گرانبهاترين ثروت ملّى
هر جامعه يى است - استخراج و به كار گرفته شود؛ بى سوادى ريشه كن گردد؛ مدارس
، در برگيرنده ى همه ى كودكان و نونهالان ؛ دانشگاهها و حوزه هاى علميه ، پر رونق ؛
مراكز تحقيق ، فعّال و پيشرو؛ كتاب ، و همه جا و نزد همه كس رايج ؛ مطبوعات ، پر مغز و
آگاهى بخش ؛ دانشمندان و اساتيد، با نشاط و پر انگيزه ؛ مبتكران و نو آوران و
نويسندگان و هنرمندان ، دلگرم و فيض بخش باشند.
فاصله ى امروزين ما با وضعى كه مطلوب و مقبول اسلام مى باشد، فاصله ى زياد، اما
پيمودنى است . ايران اسلامى بايد ثابت كند كه امروز هم پرورشگاه نبوغها و استعداد و
استعمار، نتوانسته است جوهر ذاتى اين ملّت را نابود كند. اگر در دو قرن گذشته ،
تسلط استعمار و استبداد، مانع شكوفايى استعدادها شده ، امروز در دوران آزادى و بيدارى
ملّت و به بركت انقلاب اسلامى ، بايد عقب ماندگى جبران شود.
دانشگاهها بايد تلاش علمى و تحقيقى خود را با روحيه ى انقلابى و نشاط اسلامى
دنبال كنند؛ و گرنه سرنوشت آنها بهتر از دانشگاههاى دوران طاغوت نخواهد بود كه در
آن ، خود باختگى علمى در برابر بيگانگان و تحقير ارزشهاى خودى ، راه را بر جوشش
استعدادها مى بست و مغزهاى مستعد را هم به گريز از مرز و بوم خود تشويق مى كرد.
اساتيد عالى قدر و دلسوز، بايد فضاى انقلابى را براى تربيت نيروهاى مستعد مغتنم
بشمارند و دانشجويان ضمن تكريم و احترام به اساتيد - كه فريضه يى اسلامى است -
نبايد اجازه دهند احيانا كسى بد خواهانه ، از علم و تخصص ، وسيله يى براى هموار كردن
راه فرهنگ استعمارى در دانشگاهها درست كند و مانند دوران سلطه ى بيگانگان ، دانشگاه را
پرورشگاه مغزهاى از خود بيگانه و بيگانه پرست سازد. روشنفكران دلسوز و صادق
بدانند كه امروز، روز آزمايشى بزرگ است و تاريخ درباره ى آنان و رفتار امروزيشان
، قضاوتى دقيق و افشاگر خواهد داشت .
اگر كسانى از وابستگان به قشر روشنفكر كشور، در دوران سلطه ى بيگانگان و حكومت
خود فروختگان ، توفيق آن را نيافته اند كه به اقتضاى مسؤ وليت روشنفكران ، در
صفوف ملّت قرار گرفته و در جايگاه خود در جبهه ى مبارزه با امريكا و رژيم دست
نشانده اش قرار گيرند، امروز كه روز حكومت مردم و حاكميت ارزشهاى (164)
|