next page

fehrest page

back page

گرفتاريهاى عمده ى دنيا، ناشى از مديران و گردانندگان است
اهميتى كه به اين روز داده اند، چه خود نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه بنا به وحى الهى ، يك موقعيت استثنايى و روز گرم و جايگاه سختى را انتخاب كرد، تا اهميّت قضيه را نشان بدهد، و چه روايات ما و ائمه ى اطهار عليهم السّلام كه به اين روز، اين قدر اهميّت دادند، به خاطر اين است كه مساءله ى ولايت و حكومت در اسلام ، مساءله ى اساسى و هم است . اگر اسلام - كه دين خداست و مى خواهد زندگى مردم را بر اساس ارزشهاى الهى اداره بكند در امر حكومت ، دچار يك وضعيت دنيايى شد؛ دچار همان چيزى شد كه جوامع ديگر به آن مبتلا هستند، مصالحِ مترتب بر نظام اسلامى ، بكلى از آن سلب خواهد شد. در دستگاه اداره كننده و مديريت و حاكميت ، بايد يك نظام معنوى و الهى باشد.
اين كه عملاى اسلام و ملّت انقلابى ما و دلسوزان جامعه ، اين قدر روى مساءله ى ولايت فقيه عادل تكيه مى كنند و امام بزرگوار ما رضوان اللّه تعالى عليه ، آن را آن قدر مهم مى شمردند، به خاطر همين بود كه اگر اين مساءله ى معنوى را از جامعه ى اسلاميمان سلب بكنيم همچنان كه آن كسانى كه دلسپرده به روشهاى غربى بودند و ارزشهاى غربى براى آنها اصل بود، در باب حكومت در جامعه ى اسلامى ، مى خواستند در سالهاى اول ، به همان شيوه هاى غربى عمل بكنند و اگر ما اين اشتباه را مى كرديم و بكنيم كه در مساءله ى حكومت و مديريت جامعه ، ملاك و معيار اسلامى را فراموش بكنيم و به سمت همان فرمهاى رايج دنيايى برويم ، معناى جامعه ى اسلامى ما از بين خواهد رفت . اين نقطه ، تعيين كننده است .
شايد اين حديث را ماها بارها گفته ايم و شنيده ايم و نقل كرده ايم كه لا عذّبن كلّ رعيّة فى الاسلام اطاعت ما جائرا ليس من اللّه عزّوجل و ان كانت الرّعيّة فى اعمالها برّة تقيّة و لا عفونّ عن كلّ رعيّة فى الاسلام اطاعت اماما هاديا من اللّه عزّوجل و ان كانت الرّعيّة فى اعمالها ظالمة مسيئة (21). حاصل ، اين كه اگر دستگاه مديريت جامعه ، صالح و سالم باشد، خطاهاى متن جامعه ، قابل اغماض ‍ است و در مسير جامعه ، مشكلى به وجود نخواهد آورد. اما اگر مديريت و راءس جامعه ، از صلاح و سلامت و عدل و تقوا و ورع و استقامت دور باشد، ولو در ميان مردم صلاح هم وجود داشته باشد، آن صلاح بدنه ى مردم ، نمى تواند اين جامعه را به سرمنزل مطلوب هدايت كند. يعنى تاءثير راءس قله و هرم و مجموعه ى مديريت و دستگاه اداره كننده در يك جامعه ، اين قدر فوق العاده است . اين است كه ما روى مساءله ى غدير، اين قدر تكيه مى كنيم .
مساءله ى غدير، يعنى گزينش علم و تقوا و جهاد و ورع و فداكارى در راه خدا و سبقت در ايمان و اسلام و تكيه روى اينها در تشخيص و تعيين مديريت جامعه . اين قضيه ، يك قضيه ى ارزشى است . به اين معنا، غدير نه براى شيعيان ، بلكه براى همه ى مسلمانان ، آموزنده و حاوى درس ‍ است و مى تواند مورد تجليل و تكريم قرار بگيرد كه حالا نمى خواهيم در اين زمينه ها، وارد بحثهاى فرقه يى و طايفه يى بشويم و نبايد بشويم . عيد غدير، حقيقتا براى مردم عيد است ؛ چون به ياد آورنده ى يك امر حسّاس و مهم است .
امروز گرفتاريهاى عمده ى ملّتها در دنيا، گرفتارى ناشى از مديران و دستهاى گرداننده ى جامعه است . آنها فاسدند كه فساد در ملّتها، ريشه ى همه ى ارزشها و اصالتها را مى كند و از بين مى برد. آنها كه قدرتهاى شيطانى ، بر ملّتهايشان تسلط پيدا مى كنند. آنها فاسد و بى بندوبارند كه در متن جوامعشان ، ايمان بكلى رخت برمى بنددد. امروز، اين بلاى عمومىِ جوامع غربى است ؛ بلاى بى ايمانى و سردرگمى و عدم تكيه ى روحى به يك نقطه ى مطمئن و بقيه ى انواع فسادهايى كه در دنيا هست . چيز خيلى خطرناك و بلاى بزرگى است و همين نقطه ، جوامعى را كه به آن دچار هستند، به باد فنا خواهد داد. اين ظواهر، تعيين كننده نيست . اين مهم است كه آحاد يك ملّت ، بر گرد يك محور ايمانى جمع نشده باشند.(22)
بخش سوم : شاخصه هاى رفتار نبوى و الگوى علوى در مديران و مسؤ ولان كشور
فصلاوّل : مراقبت از خود، عمق بخشيدن به تقواى خود و جامعه ، حفظ جهت گيرى اسلامى و رعايتاحكام الهى ، مبارزه با جريان فساد اخلاقى و منكرات ، ساده زيستى و پرهيز از تجمّلات واشرافيگرى
توضيح
مديران و مسؤ ولان در نظام جمهورى اسلامى ، چه شاخصه هايى را در رفتار و عملكرد و مديريت خود بايستى رعايت كنند تا در عمل متاءسّى و متّصف و متمسّك به خصوصيات راهِ نبوى و علوى بوده و شايسته ى مديريت در نظام اسلامى باشند؟ اين شاخصه ها را مى توان در دو بخش مؤ ثر در يكديگر، تنظيم و مرزبندى كرد. يكى شاخص هاى رفتار فردى و ديگر شاخص هاى رفتار مديريتى . آنچه در اين نوشتار مورد نظر است ، بخش دوم يعنى ويژگيهاى رفتار علوى در بُعد مديريتى است . قطعا مديرانى كه مى خواهند در الگوگيرى از رفتار نبوى و علوى موفق باشند و در صحنه هاى سخت اداره ى كشود، از مسير ترسيم شده ى اسلام جدا نشوند، مى بايستى در بُعد فردى ، به سازندگى خويشتن و جهاد با نفس اهميّت بسيار دهند و در اين بُعد، چشم پوشى از محرمات الهى و انجام واجبات و اُنس با خدا، جايگاه خاصّى دارد ذكر و دعا و مناجات با خدا و دست كشيدن از خود قدمهايى است كه مديران را به خلق نبوى و رفتار علوى نزديكتر مى سازد.
تربيت خود، تزكيه نفس و تقوا
ما بايد امروز به سمت تغيير خودمان به سوى الگوهايى كه اسلام معين كرده است ، پيش برويم ؛ تغيير خودمان به عنوان اشخاص هر كس هم از خود شروع كند درست است كه حكومت در مقابل مردم ، نسبت به مساءله ى تعليم و تربيت ، وظايف سنگينى بر دوش دارد؛ اما اين وظايف ، منافاتى ندارد كه ما مسؤ ولين و اعضايى كه هر كدام مسؤ وليتى را بر عهده گرفته ايم روى خودمان به عنوان شخص هم كار كنيم .
بايد خودمان را اصلاح كنيم ، اخلاق خودمان را درست كنيم ، خودمان را از لحاظ باطن ، به خدا نزديك كنيم ، به عنوان يك فرد، مجاهدت شخصى بكنيم ، آيات خدا را به دل خودمان بخوانيم و دل را به خدا نزديك كنيم . اين ، وظيفه ى ماست . اين ، كمك خواهد كرد تا ما بتوانيم وظيفه يى را كه در جنب مردم و در جنب جامعه داريم ، به بهترين وجهى انجام بدهيم ؛ و آحاد مردم هم منهاى وظايف اجتماعى كه بر عهده ى همه هست و هيچ كس از وظيفه ى اجتماعى ، خالى نيست ، وظيفه ى فردى ، وظيفه ى شخصى و اخلاقى را براى خودشان وظيفه ى مهمى بدانند.
بنده احساس مى كنم كه ما احتياج داريم كه در زمينه ى اخلاق و تزكيه و تهذيب ، بر روى نفوس ‍ خودمان و نفوس ديگران كار كنيم . نوسازى معنوى نظام اسلامى و ملّت مسلمان ايران ، اين مجاهدت بزرگ را لازم دارد و اين هم يكى از پيامهاى مهم بعثت است .
(23)
نظام را بايد بر پايه ى تقوا حفظ كرد
برادران ! نظام را بايد بر پايه ى تقوا حفظ كرد؛ راه تقوا هم ذكر خداست . آقايان وزرا، آقايان نمايندگان ، آقايان مديران گوناگون كشور، مسؤ ولان قضاى كشور، خودشان را بى نياز از دعا و نافله و ذكر و توجه و توسل و گريه و انابه به پروردگار ندانند؛نگويند حالا ما كه مشغول خدمت به مردم هستيم ؛ دعا را كسى بخواند كه خيلى كار ندارد؛ نه ، اصل كار اين است . اگر اين نباشد، آن جا بى پشتوانه ايم . آن جايى كه وسوسه ها در مقابل ما صف مى كشند و منِ ضعيفِ تربيت نشده ى حريصِ به دنيا در مقابل اين وسوسه ها قرار مى گيرم ، چه چيزى من را نگاه خواهد داشت ؟ قل ما يعبؤ ا بكم ربّى لولا دعاؤ كم . (24).
دعا كنيد، نافله بخوانيد، توجه پيدا كنيد، متذكر باشيد؛ در شبانه روز، يك ساعت را براى خودتان و خداى خودتان قرار بدهيد؛ از كارها و اشتغالات گوناگون ، خودتان را بيرون بكشيد؛ با خدا و اولياى خدا و با ولىّ عصر عجّل اللّه تعالى فرجه و ارواحنا فداه ماءنوس بشويد؛ با قرآن ماءنوس باشيد و در آن تدبر بكنيد.
من بيشتر از شما محتاجم كه كسى اين حرفها را به من بزند. بنده هم بايستى مورد همين موعظه ها قرار بگيرم ؛ همه مان
محتاجيم . اين طورى مى توان اين بار سنگين و اين امانت استثنايى الهى را كه در طول اين چندين قرن بعد از اسلام ، خداى متعال آن را بر دوش احدى نگذاشت كه بر دوش شما گذاشت ، به سرمنزل رساند؛ والّا روسياهى دنيا و آخرت است .
(25)
هرچه مسؤ وليت ما بالاتر باشد، تقواى بيشترى لازم داريم
شما در هر جا كه هستيد، هر شغلى كه داريد، هر مسؤ وليتى كه بر عهده گرفته ايد، هر شاءنى از شؤ ون اجتماعى را كه دار هستيد، در درجه ى اوّل بايد همتتان اين باشد كه رضاى خدا را تحصيل كنيد و وظيفه ى الهى را انجام بدهيد. اين ، تقواست . اين كه درصدد انجام تكليف باشيد و از انحراف و بى راه رفتن پرهيز بكنيد، همان تقواست . اگر اين احساس در شما پيدا شد و اين همت و تلاش را كرديد، اولين قدم را كه برداشتيد، خداى متعال براى قدم دوم به شما كمك خواهد كرد.
هرچه مسؤ وليت ما بالاتر باشد، تقواى بيشترى لازم داريم . در ميدان جهاد هم تقواست كه انسان را پيروز مى كند. در ميادان مبارزه ى با استكبار هم كه شما ملّت سالها بوديد و مثل اين روزها در سال 57 به پيروزى رسيديد، تقوا شما را پيروز كرد؛ تقواى آن رهبر كه جز به امر الهى و تكليف شرعى ، به هيچ چيز ديگرى نينديشيد، و تقواى شما آحاد ملّت كه براى خاطر خدا، از هوسها و منافع شخصى خود گذشتيد.
يادتان است كه آن روزها چه طور همه دل در گرو هدفى مقدّس داشتيد؛ كسى از خود يادش ‍ نبود، كسى به فكر مال اندوزى نبود، كسى به فكر زياد كردن ثروت نبود، كسى به فكر شغل و مقام نبود، كسى به فكر جلو افتادن از ديگران نبود؛ هر كسى احساس مى كرد تكليف شرعى و اسلامى و انقلابيش چيست ، آن را انجام مى داد. امروز هم همين كار را بايد بكنيم .
(26)
وظيفه ى الهى را تشخيص بدهيم و بر طبق آنعمل كنيم
در نظام جمهورى اسلامى ، همه مسؤ ولند؛ اما ميان سطح مسؤ وليتها تفاوت هست . اين مسؤ وليت ، بالاترين است و قاعدتا در نظام جمهورى اسلامى ، اگر كسى كه مسؤ وليتى بر دوش گرفته ، اخلاص و قصد قربت و نيبت براى خدا نداشته باشد، تحقيقا مغبون شده است . اگر اخلاص و عمل للّه و تلاشِ منهاى انگيزه هاى غير الهى بود، هر مسؤ وليتى گوارا، هر كار سنگينى تحمل كردنى ، و هر بارى برداشتنى است . بالاخره اين كار، يا به نتايج مطلوب خواهد رسيد، يا نه . على اىّ حال ، وقتى كه با نيت صحيح همراه بود، انسان ماءجوراست و هر چه بار سنگينتر، اجر هم بيشتر خواهد بود. اما اگر در تحمل مسؤ وليتها، اغراض و دواعى و انگيزه هاى ديگر دخالت بكند، كار بسيار مشكل خواهد شد؛ چون در نظام اسلامى كه بحمداللّه ما از آن برخوردار هستيم طبق معمولِ همه جاى عالم ، در مقابل مسؤ وليتها، مابازاى دنيوى نيست .
همان طور كه امام راحل (رضوان اللّه تعالى عليه ) در يكى از پيامهايشان شايد به همين مجلس و يا مجلس شوراى اسلامى فرموده بودند، اين مسؤ وليتهاى سطح بالا در نظام جمهورى اسلامى به معناى كار بيشتر، اشتغال بيشتر، دغدغه ى بيشتر و لزوم تلاش بيشتر است ، و نه چيز ديگر. اگر نيت خالص و هدف صحيح ، با توجه به آنچه كه وضع و اقتضاى زمان مى طلبد، باشد، من و شما آقايان و ديگر مسؤ ولان ، ان شاء اللّه سربلند و روسفيد خواهيم بود. و اگر خداى نكرده ، در اين خللى باشد، مشكلات زيادى به وجود خواهد آمد.
البته من قصد ندارم كه در مجمع شما بزرگان و اَعلام و معلمان اخلاق و اخلاص ، نصحيت اخلاقى بكنم . جمع شما بى نياز از اين حرفهاست ؛ ليكن مذاكره ى حقايق و دَوَران حرف بين گوينده و شنونده ، فوايد زيادى دارد. اين ، مطلب اوّل است كه هر كدام از ما در هر بخشى از اين مسؤ وليت عظيمى كه قرار داريم و امروز متوجه به ملّت ايران ، بالخصوص موظفان و مسؤ ولان و متصديان امور است ، بايد همه ى همتمان را در اين متمركز بكنيم كه وظيفه ى الهى را تشخيص بدهيم و بر طبق آن عمل كنيم .
(27)
امروز كه به فضل پروردگار، نظام اسلامى مستقر است و دولتى اسلامى بر سر كار مى باشد و مسؤ ولان كشور جزو ممتازان اسلامى و دينى و تجربه شده هاى اين راه هستند، براى انطباق اين دو خط، زمينه از هميشه آماده تر است . شما براى خدا كار كنيد و ببينيد تكليفتان چيست و چه چيزى خدا را از شما راضى مى كند. در شناخت موضوع ، سختگيرى كنيد كه تسويلات در مراحل نفسانى جلوى چشم را نگيرد؛ چون مى دانيد كه تسويلات نفسانى در مراحل مقدماتى ، جلوى چشم انسان را مى گيرد. انسان با دقت مى تواند آن پرده را از جلوى چشم بردارد و حساب خود را با خدا روشن كند و در امر خود دچار اشتباه نشود. اين ، براى همه ممكن است . سعى كنيم كه اين طور بشود. اگر اين گونه شد، بدون ترديد مجلس ، مجلس موفقى خواهد شد و كشور پيش خواهد رفت . ولينصرن اللّه من ينصره ، يك آيه ى بيّنه ى قرآن كريم است كه هيچ ابهامى در او نيست . خدا را نصرت كنيد، خدا هم شما را نصرت خواهد كرد. و الذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا، يك آيه ى مبيّنه است و هيچ تشابهى در آن نيست . شما براى خدا مجاهدت بكنيد، خداى متعال هم راه را به شما نشان خواهد داد.
اين زندگى هم مى گذرد. پنجاه سال ، شصت سال ، هفتاد سال كمتر يا بيشتر مثل برق مى گذرد. اين مسؤ وليتها هم زودتر از زندگى تمام مى شود. تا ديروز كسانى در اين مجلس ‍ مى نشستند، امروز شما مى نشينيد، فردا هم كسان ديگرى مى نشينند. اين ماءموريت كوتاه مدت ، ارزش اين را ندارد كه به صورت يك اصل در مقابل تكليف شرعى كه بزرگتر از آن است قرار گيريد. آن ماءموريت كوتاه مدت ، در مقابل تكليف شرعى كوچك است . اين ، حرف اساسى ما با شماست .
مجلس ، بحمداللّه مجلس خوبى است . تقريبا مى شود گفت كه مجالس قبلى ما هم به طور عموم يا اغلب ، اين طور بوده است . من به تركيب مجلس كه نگاه مى كنم ، مى بينم كه در آن تركيبهاى خوبى دور هم نشسته اند: انسانهاى مؤ من ، انسانهايى از طبقات متوسط مردم ، بدون وابستگيهاى اشرافى و بدون وابستگيهاى ناسالم سياسى ، جناحهاى سياسى يى هم كه در بين برادارن و خواهران ما هست ، اگر چه يك دسته بندى است و نمى خواهيم حالا جلوى اين معنا گرفته بشود بالاخره هر گروهى شعارى دارند و حرفى مى زنند اما اگر به حاق واقعه نگاه كنيد، همه يكى هستند و يك چيز مى خواهند و يك طور مى انديشند. اگر فرض ‍ كنيم افرادى از اين مجموعه ، شاذ و بيرون باشند، بسيار بسيار كم و نادرند كه من بعيد هم مى دانم چنين چيزى وجود داشته باشد.
مجلس بحمداللّه مجلس خوبى است . در طول زندگى تاريخى اين ملّت ، مردم ما مجلس ‍ حقيقى را بعد از انقلاب تجره كردند. قبل از انقلاب جز دو سه دوره مجلس مردمى در اين كشور وجود نداشت . يكى دو دوره در اوايل ، بعد هم يك دوره در وسط، مجلس ‍ مردمى و ملّى بود. در همان مجالس ملّى هم كه مردم انتخاب مى كردند، به سراغ فلان معلم يا فلان كارگر يا فلان روحانى كه در شهرى مشغول خدمتگزارى است نه روحانيون خيلى نام و نشان دار نمى رفتند؛ بلكه سراغ خوانين و اشراف زاده ها مى رفتند. به خاطر تربيتهاى غلطى كه وجود داشت ، حتى مردم هم آنها را انتخاب مى كردند. امروز مجلس ، مجلس اين مردم است . نمايندگان ، حقيقتا نمايندگان مردمند. هيچ كس نمى تواند بگويد كه در اين مجلس ، كسانى وجود داشته باشند كه نخواهند احكام اسلامى در اين كشور مستقر و پياده بشود. من چنين گمانى نمى كنم . حتى كسانى كه از اقليتهاى مذهبى هستند و به صورت عقيده ى شخصى ، اعتقاد به دين مقدّس اسلام ندارند، جمهورى اسلامى را پذيرفته اند. جمهورى اسلامى ، يعنى مجموعه ى احكام اسلامى . آنها هم براى همين تلاش مى كنند. هيچ كس در اين مجلس وجود ندارد كه نخواهد اين مملكت به شكل صحيح و اسلامى و همراه با استقلال ، نوسازى بشود. هيچ كس وجود ندارد كه نخواهد فقر از بين مردم ريشه كن بشود. هيچ كس وجود ندارد كه نخواهد براى مردم رفاه به وجود آيد. در مجالسِ دوران قبل از انقلاب ، كسانى بودند كه مى گفتند جيب ما پُر بشود، ملك ما حفظ بشود، سود ما تاءمين گردد؛ مردم هم بروند هر كار مى خواهند بكنند! اگر ايران را آب فرا مى گرفت ، خانه ها خراب مى شد و هزاران نفر از گرسنگى مى مردند، برايشان مهم نبود. در مجلسِ اسلامى بعد از انقلاب ، چنين چيزى متصوّر نيست . بنابراين ، همه يك چيز را مى خواهند.
(28)
ما مسؤ ولان بايد خود را بسازيم ؛ مرتب با خود كلنجار برويم ؛ يكديگر را به حقّ وصيت كنيم ؛ يكديگر را ارشاد كنيم ؛ مثل آينه يى در مقابل يكديگر، عيوبمان را صادقانه به هم نشان دهيم ؛ بنا را بر رفع عيب بگذاريم و خود را روزبه روز بهتر كنيم . هر كس هم كه جديدا مسؤ وليت را برعهده ى مى گيرد، با اين نيت و با اين هدف مسؤ وليت را قبول كند كه مى خواهد براى خدمت به مردم ، يك انسان صالح بشود؛ آنگاه مى شود تشكيل دولت اسلامى ، قواى مقننه و قضاييه و مجريه و مسؤ ولان گوناگون ما بايد بتوانند تا حد قابل قبولى خود را با اين قالبها و معيارهاى دينى و اخلاقىِ اسلامى تطبيق دهند؛ اين مرحله ى سوم است ؛ ما الان در اين مرحله قرار گرفته ايم و بايد دايم تلاش ما اين باشد. اگر نماينده ى مجلسيم ، اگر عضو دولتيم ، اگر از مسؤ ولان قضايى هستيم ، اگر روحانى هستيم ، هر كجا قرار داريم ، اولين و مهمترين وظيفه را اصلاح كار خود بدانيم ؛ چون اصلاح شخص ما، صرفا اصلاح شخص ‍ نيست ؛ ما منشاء اثريم و يك كلمه حرف و يك امضاء و يك تصميم گيرى من و شما در جامعه ، تاءثير مى گذارد. ما اگر خود را اصلاح كرديم ، جامعه را اصلاح كرده ايم . دوره ى پيش از انقلاب گذشت كه بعضيها فقط به خود مى پرداختند. ما آن وقت به آنها ايراد مى گرفتيم كه به فكر جامعه و مردم هم باشيد. گفت :
آن گليم خويش به در مى برد ز موج * وين سعى مى كند كه بگيرد غريق را
مى گفتيم به فكر غريقها هم باشيد؛ فقط به فكر نجات خودتان نباشيد. الان آن زمان نيست ؛ حالا من و شما اگر به فكر خودمان باشيم ، به طور طبيعى غريقها را نجات داده ايم . اگر ما خود را اصلاح كنيم ، جامعه اصلاح شده است .
(29)
خداى متعال در اين آيه (30)، روزه را با هدف تقوا براى ما معين كرده است ؛ لعلكم تتقون ؛ يعنى روزه به ما كمك مى كند تا با تقوا شويم . تقوا يعنى مراقبت از خود. البته مصاديق تقوا را در روايات معين كرده اند؛ انجام واجبات ، فرايض و ترك محرّمات . مفهوم تقوا اين است كه انسان مراقب خود باشد؛ يعنى مراقب مشى و جهتگيرى و حركات و واردات ذهنى و ايمان خود. اسنان بايد مراقب خود باشد كه چه بشود و چه نشود؛ چون معمولا مراقبت با اين هدف است كه چيزى اتفاق بيفتد و چيزى اتفاق نيفتد. چيزى كه مراقبت مى كنيم تا اتفاق بيفتد، سلوك در صراط مستقيم است . از خود مراقبت كنيم تا در صراط مستقيم الهى و در جهت هدفى كه آفرينش ما براى آن است و اسلام آن را به ما معرفى كرده است ، حركت كنيم . مراقبت كنيم براى اين كه دچار انحراف و لغزش نشويم . طبيعت بشر، لغزش پذير است . عوامل لغزش و انحراف در درون خود ماست . غرايز مااگر هدايت و كنترل نشود، هر كدام مى تواند مجرا و منفذى باشد براى سقوط و نيز خروج ما از صراط مستقيم . مهمترين اين غرايز، حب نفس ‍ و خود دوستى انسان است . البته اين غريزه ى لازمى براى وجود انسان است . همين خوددوستى است كه انسان را به حركت تكاملى به سمت قله هاى عروج انسانى وادار مى كند. اما اگر همين خوددوستى و حب نفس ‍ هدايت نشود، از انحرافات بزرگ سر بر مى آورد. ثروت اندوزى ، قدرت طلبى ، كامجويى ، زياده طلبى و انحصارطلبى انسان و انحرافات بزرگى كه در تاريخ بشر اتفاق مى افتد و ظلمهاى بزرگى كه شده است و مى شود، همه ى اينها به غريزه ى حب نفسى بر مى گردد كه بعضى ها به آن ميدان داده اند و براى خاطر آن ، مرتكب اين خطاها و خيانتها و فجايع بزرگ شده اند. حب نفس از جمله ى همين غرايزى است كه اگر مراقبت و دقت نشود، سركشى هايى كه از اين طريق به وجود مى آيد، همه ى آرمانهاى والاى انسانى و آسمانى را از سركشىِ انسانِ هدايت نشده و مراقبت نشده ، نابود مى كند. عوامل گوناگونى مى تواند اين هدايت را در وجد ما تضمين كند؛ اما از همه مهمتر، تقواى خود ماست . ما بايد مراقب و مواظب خود باشيم و از عيوب خود اغماض نكنيم . حبّ نفس موجب مى شود انسان بسيارى از عيوبى را كه در ديگران مى بيند و پيشانى در هم مى كشد، در خود ببيند، اما از آن چشم پوشى كند. بسيارى از خطاهايى كه ما در ديگران آنها را زشت مى شماريم و گاهى علنى از آنها بدگويى مى كنيم ، وقتى در خود ما به وجود بيايد؛ با چشم اغماض به آنها نگاه مى كنيم ؛ اين بر اثر بى مراقبتى است ؛ يعنى از گناه و عيب و اشكالى كه در وجود ما هست ، سطحى عبود مى كنيم . وقتى نگاه مراقبِ تيزبينِ عيبجو كه بايد انسان هميشه به خود توجه داشته باشد، نبود، اين اشكالات به وجود مى آيد. بنابراين تقوا اين قدر مهم است .
شما ملاحظه كنيد، شهيد بزرگ اين ماه اميرالمؤ منين (عليه الصّلاة و السّلام ) يكى از مهمترين فصولى كه بيانات خود را به آن متوجه و در آن متمركز كرده است ، فصل تقواست . سرتاسر نهج البلاغه ، تقواست . در نامه ها، دعوت به تقواست . در خطبه ها، دعوت به تقواست . تقوا پايه ى رستگارى انسان و جامعه است ؛ ما نبايد آن را دست كم بگيريم . تقوا را هم نمى شود بر كسى تحميل كرد؛ خود ما بايد به خود هشدار و تذكر بدهيم و ذكر خدا و توجه به خدا و توجه به وظيفه و صادق بودن را به خود تلقين كنيم . خودمان را به عدم انحراف از صراط مستقيم وادار كنيم ؛ روزه در اين راه به ما كمك مى كند.
ماه رمضان فرصتى است براى رعايت بيشتر تقوا. چرا؟ چون ماه رمضان ماه كفّ نفس و خويشتندارى است . حداقل آن ، خويشتندارى از خوردن و آشاميدن و لذايذ جسمانى است ؛ اما حداكثر آن ، خويشتندارى از گناهان و خطاهاى اخلاقى و رفتارى است ؛ آن هم در معناى صوم و وظايف ماه صيام هست و ما را به آن وادار و تحريض كرده اند. اگر روزه بگيريم ، اين خويشتندارى يى كه در اين ماه تمرين مى كنيم ، ما را به همان تقوا و مراقبت نزديك مى كند؛ چون از خود مراقبت مى كنيم تا از صراط مستقيم تخطى نكنيم . اين خويشتندارى هم تمرين همين مراقبت است ؛ يعنى تخطى نكردن . وظيفه ى ما در فضاى ماه مبارك رمضان اين است .
خداى متعال بركات و رحمت خود را در ماه رمضان براى بندگان خود مقدر و مقرر كرده است . در روايت داريم كه درهاى آسمان در ماه رمضان گشوده است ؛ يعنى رابطه ى قلبى انسان با خدا در اين ماه آسانتر از هميشه است . در روايت داريم كه درهاى بهشت در ماه رمضان گشوده است ؛ يعنى به بركت روزه و توجه و خشوعى كه لازمه ى روزه است ، فرصت و توفيق كار نيك براى انسان وجود دارد. البته فرصت به معناى تحقق آنچه انسان از آن فرصت جستجو مى كند، نيست ؛ اراده و دنبالگيرى و خواست و حركت ما را لازم دارد. در هر حال اين فرصت وجود دارد و ما مى توانيم از آن بهره ببريم و استفاده كنيم .(31)
توكّل به خداى متعال و اعتماد به اسلام و مردم
باور خداى متعال به عمق جان و اعتماد به اسلام به عنوان دين رهايى بخش و كارآمد و حقيقت مطلق ، از جمله شاخصه هايى است كه خدمتگزاران نظام جمهورى اسلامى ، بايستى به آن متّصف باشند. مگر مى شود راه سخت حاكميتِ دين اسلام را در دنياى پيچيده و پر از دشمنى امروز طى كرد ولى به خداى متعال توكّل و به اسلام اعتقاد نداشت و يا در اين امر دو ستون اصلى احساس ضعف و سستى كرد؟ حمايت مردم از متولّيان متدين و خدمتگزار و صادق ، از جمله عوامل موفقيت مديران است . مدير نظام اسلامى در صورت حركت در خط علوى ، مى تواند به اين حمايتهاى وسيع و از عمق جان متكى باشد.
يكى از آثارى كه بر تقوا مترت است ، اين است كه خداى متعال به كارهاى ما بركت مى دهد. اگر انسان آثارى را كه در قرآن كه كلام الهى است بر تقوا مترتب شده است ، ملاحظه بكنيد، خواهد ديد كه جواب همه ى احتمالات و خواطر و وسوسه هاى ذهنى او داده شده است : و من يتّق اللّه يجعل له فرقانا، اگر تقوا پيشه بكنيم ، خداى متعال براى ما فرقان يعنى فارق بين حقّ و باطل به وجود خواهد آورد؛ راه حقّ و باطل براى ما مشتبه نخواهد شد؛ راه باز خواهد شد. وقتى انسان فهميد حقّ كدام است ، باطل كدام است ، با شجاعت بيشترى حركت مى كند. و من يتّق اللّه يجعل له فرقانا؛ انسان را از تنگاها خارج مى كند و براى او فرج و گريزگاه به وجود مى آورد؛ و يرزقه من حيث لا يحتسب از آن جايى كه محاسبه نكرده ، او را روزى خواهد داد.
روزىِ شما كه روزىِ شخصى خودتان نيست ؛ هر كدام شما مظهر بخش عظيمى از اين ملّت و اين كشور هستيد؛ روزىِ شما آن چيزى است كه كار شما را آسان و امكانات را براى شما فراهم مى كند. خداى متعال گاهى با پول كم ، بركت خودش را اعطاء مى كند. گاهى با پول زياد و با فراوانى درآمد، بركت از انسان گرفته مى شود. وقتى انسان تقوا داشته باشد، وقتى براى خدا كار بكند و اخلاص پيشه نمايد، خداى متعال به كارهاى ما بركت مى دهد.

شما ببينيد در همين دوران جنگ كه بعضى از خود شماها مسؤ وليتهاى حسّاس داشتيد، چه قدر كارهاى بزرگ انجام گرفت ؛ با اين كه دوران سختى بود؛ دوران جنگ بود و ما زير بمباران دشمن بوديم . در اين شهر تهران ، در چنين اتاقى ، انسان نمى توانست در هيچ ساعتى از ساعات شبانه روز، راحت و خاطر جمع باشد كه بمبى روى اين اتاق نمى خورد. در چنين وضعى ، يك دولت و يك مجموعه ى خدمتگزارى همين شماها آمد و با همت ، با تلاش ، با ايمان ، با توكل به خدا و با درآمدهاى بسيار كم حتى كمتر از درآمد سال گذشته كارهاى بزرگى انجام داد. البته مشكلات فراوانى وجود داشت ، ليكن هيچ توقعى نبود كه اين مشكلات در آن دوران به اين شكل حل بشود؛ اما حل شد و اين كشور اداره گرديد و پيش رفت و خودش را به دوره ى سازندگى رساند. اين كه يك دولت و يك ملّتى بتوانند با آن تجربه ى دشوار، خودشان را به مقطع شروع سازندگى برسانند، خودش كار خيلى مهمى است .
در دوره ى سازندگى فراوانى بود؛ الان هم مشكلاتى هست و شما مى توانيد آنها را برطرف كنيد. نيروى شما، نيروى عظيمى است . نيروى شما از يك طرف نيروى توكل و اعتماد به خداست . اگر ما خدا را در نظر داشته باشيم و حقيقتا به عنوان انجام وظيفه كار بكنيم ؛ يقينا لطف و تفضل و حمايت و كمكهاى غير محستب خداى متعال به ما خواهد رسيد. همين حالا شما خودتان ببينيد؛ در روال عادى كار، گاهى دريچه هايى از جايى باز مى شود كه من و شما حابش را نكرده ايم ؛ من و شما زحمتش را نكشيده ايم ؛ ما كه مى دانيم ؛ حالا ممكن است گاهى بعضيها دورا دور خيال كنند كه اين ما بوديم كه مثلا فلان گشايش جهان را، فلان گشايش منطقه يى را، فلان گشايش ملّى را انجام داديم ؛ ما خودمان كه دور هم مى نشينيم ، مى دانيم كه اين كمك الهى بود. بايد اين كمكهاى من حيث لا يحتسب پروردگار را باور كنيم ؛ اين بر اثر همين مايه ى توكل و ايمان است كه بحمد اللّه خداى متعال در دست اندركاران مشاهده مى كند. آن صدقى كه خداى متعال در يك ملّت و در يك مجموعه ى خدمتگزار و در يك مجموعه ى عمل كننده ملاحظه كند، اين صدق خيلى به داد او خواهد رسيد و به او كمك خواهد كرد.
عزيزان من ! به نظر من ، راه ديندارى ، راه توكل به خدا و راه اعتمادبه وعده ى الهى است ؛ ولو انّ اهل القرى و امنوا واتقوا لفتحنا علهيم بركات من السّماء و الارض ؛ ايمان و تقوا، راههاى طبيعى را هم باز مى كند، مشكلات طبيعى را هم برطرف مى كند؛ مشكلات جهانى را هم برطرف مى كند؛ خطرهاى بزرگ را هم برطرف مى كند و گشايشهاى فراوان به وجود مى آورد؛ اين يك طرف قضيه است ؛ يك طرف هم مردم قرار دارند. ذخيره ى معنوى شما، يكى توكل به خداست ؛ يكى اعتماد به اين مردم مؤ من و صادق و فداكار و علاقه مند به مسؤ ولان و علاقه مند به اسلام و علاقه مند و قدردان نظام جمهورى اسلامى ؛ كه هرجا از طرف مسؤ ولان نظام از اين مردم كمكى خواسته شد، آنچه در اختيارشان بوده ، در اختيار ما قرار دادند، و حجت را بر ما تمام كردند.
(32)
حرف آخرى هم كه مى خواهم عرض بكنم ، اين است كه غير از ارتبطات رسمى و معمولى در نظام اسلامى ، شما بدون اتكا و توكل به خدا و ارتباط ويژه با او، توفيق لازم را به دست نخواهيد آورد.
توفيق از سوى خداست ؛ جبر نيست . توفيق ، يعنى جور كردن و جور آوردن و موافق طبع و موافق خواست آوردن كار، اين ، معناى توفيق است ؛ نه اين كه وقتى مى گوييم خدا توفيق داد، يعنى پشت شماست كه كار را انجام مى دهد؛ اما توفيق از طرف پروردگار است . اگر اين توفيق و جور آمدن كار و فرصت لازم كار را مى خواهيد، بايد با خدا رابطه ى مسقيتم برقرار كنيد؛ رابطه ى تضرع ، رابطه ى خواست ، رابطه ى ويژه .
اين رابطه با خدا را همه بايد داشته باشند؛ اما شما كه مسؤ ول هستيد و يكى از مديريتهاى بالا در دست شماست شما كه مى گويم ، شايسته ترين افرادى هستيد كه بايد اين رابطه ى ويژه را با خدا داشته باشيد. نماز با توجه و با حضور بخوانيد، به نوافل اهميّت بدهيد و سعى كنيد كه در روز مقدارى قرآن تلاوت كنيد. هيچ روزى بر شما نگذرد كه مقدارى قرآن ولو ده آيه ، پنج آيه با تدبر تلاوت نكنيد. اين ، به شما نورانيت مى بخشد. انتظار اين را نداشته باشيم كه اگر امشب نافله خوانديم ، فردا مثلا گشايش مهمى در كارمان بشود و اثرش ظاهر گردد. نه ، در دعاهاى ما، نفس رابطه ى با خدا، جزو بديهيات و محكمات ادعيه ى ماست و خداى متعال ، متضرعين اليه را مورد توجه و عنايت خاص قرار مى دهد. تضرع ، اين خواص ‍ را دارد.
با اين كه امام رضوان اللّه عليه از سابق هم اهل عبادت بودند ما شنيده بوديم و اطلاع داشتيم اما اين اواخر كه به پايان عمرشان نزديكتر مى شدند، با اين كه انسان وقتى پير و خسته مى شود، همچنان كه همه ى كارهاى ديگر برايش سخت مى شود، نماز خواندن و عبادت كردن و دعا خواندن هم سخت مى گردد، و جوان همچنان كه ورزش را راحت مى كند، عبادت را هم راحت تر انجام مى دهد، نماز را هم راحت تر مى خواند، در عين حال كه ايشان پير و از كار افتاده مى شدند، اما تضرع و توجه و اهتمام و گريه شان بيشتر مى شد و خداى متعال هم به همان نسبت كارها را درست مى كرد و جور مى نمود.
اميدواريم كه ان شاء اللّه خداوند متعال به شما توفيق عنايت بكند و در همه حال مشمول عنايات پروردگار باشيد و خداوند در همه ى مراحل به شماها كمك كند. الحمد للّه آدم احساس مى كند كه ان شاء اللّه عنايات الهى شامل حال اين دولت و رئيس جمهور محترم و عزيز هم است . همين كه بحمد اللّه ايشان به سهولت توانستند كار انتخاب وزرا را انجام بدهند و وزراى دلخواه و مورد علاقه ى خودشان را كه بتوانند با ايشان كار كنند، پيدا نمايند و راحت به مجلس ببرند و مجلس هم راحت راءى داد، نشاندهنده ى اين است كه خداى متعال اراده فرموده كه كارها را پيش ببرد و ان شاء اللّه بعد از اين هم همين طور خواهد بود؛ و من كان للّه كان اللّه له ، خدا ان شاء اللّه با شما خواهد بود.(33)
گذشتن از منيّت ها و كار براى خدا
نيرو و امكانات و توفيق را از خدا دانستن ، سبب مى شود تا انسانها و بويژه مسؤ ولين دُچار آفتهاى روحى و اخلاقى و رفتارى نشوند. غرور، تكبر، خودخواهى ، برترى طلبى ، تمامت خواهى ، منّت گذارى ، همه از آنجا ناشى مى شود كه مسؤ ولين ، توفيقهاى عملكردى و فكرى خود را به پاى تواناييهاى خود مى نويسند و از مدد الهى و خواست و نصرت او غافل مى شوند. غفلت از خدا و محاسبه ى خويش به عنوان مركز و ثقل موفقيت ها، كار را از مسير براى خدا و براى مردم جدا مى كند و تدريجا يا دفعتا مديران و مسؤ ولان به چنبره خودبينى و استبداد گرفتار مى آيند و ابواب خيانت به روى آنان باز مى شود. كار براى خداست كه مديران را از استبداد راءى و عمل و خيانت باز مى دارد و مصونيت مى بخشد. يك مدير نظام اسلامى بايستى هر لحظه خود را در پيشگاه حقّ تعالى حاضر و پاسخگو بيابد.
مسؤ ولين و معنويت ، اخلاق و درستكارى
توقعى كه ما داريم ، اين است كه بزرگان عالم اسلام چه سياسيون ، چه بزرگان دينى منافع خودشان را در درجه ى اهميّت قرار ندهند. توقعى كه ما از مردم و بزرگان زمان خودمان داريم ، توقعى نيست كه با رفتار پيامبر در دل ما به وجود آمده است ؛ نه ، آن كه فاصله ى خيلى زيادى است . ما از خودمان هم همين انتظار را داريم . از ديگران هم در دنياى اسلام اين انتظار را داريم كه منافع خود و اين من را در راءس هدفها قرار ندهند؛ بر همه ى چيزهاى ديگر غلبه ندهند؛ بلكه اسلام و رسيدن به قوت اسلامى و قدرت اسلامى و تعالى و كمال اسلامى را بر منافع خود مقدم بدارند. اگر اين بشود، امروز بلاشك بخش عظيمى از نيروى باطنى و نيروى ذاتى اسلام به امت اسلامى برخواهد گشت . در اين جا، آن عنصرى كه توانست اين بار عظيم توجه و ايمان و باور و محبت و حركت مردم را بر دوش خودش ‍ تحمل بكند و كار را به اين جا برساند يعنى امام بزرگوار ما مهمترين نكته در وجودش اين بود كه خود را حذف كرد و نديده گرفت ؛ تكليف را محور كار و حركت قرار داد؛ لذا موفق شد؛ البته باضافه ى امتيازات فراوان ديگرى كه در آن بزرگوار بود؛ اساس كار اين است .
ما در جمهورى اسلامى در اين بيست سال ، هر جا كه توانسته ايم تكليف و اهداف را مقدم بداريم و خودمان را، اشخاص را، خودها و هواها را تضفيف كنيم ، پيش رفته ايم ؛ اما هر وقت عكس اين شده است ، ضربه خورده ايم . در طول دوران هشت سال جنگ تحميلى ، كسانى كه در جزييات ماجراها قرار داشتند، بهتر مى دانند؛ هر جا كه روح وظيفه حاكم بود و منيّتها در دست اندركاران امر كم بود، پيش ‍ رفتيم ؛ اما هر جا كه منيّت آمد، آسيب پذيرى هم آمد؛ امروز هم همين طور است .
عزيزان من ! آنچه كه امروز براى ما مسؤ ولان نظام جمهورى اسلامى اوّل من ، بعد هم همه در درجه ى اوّل ، اهميّت دارد، بايستى آن مسؤ وليت عظيمى باشد كه امروز اين انقلاب و اين نظام بر دوش ما گذاشته است . اگر اين نظام نبود، اگر ما در اين نظام مسؤ وليتى نداشتيم ، شايد خيلى از اين خطابها به ما جا نداشت ؛ خيلى از اين مسؤ وليتها بر دوش ما نبود؛ اما امروز اين حجت الهى بر ما تمام شده است . امروز نظام اسلامى به وجود آمده است . امروز در اين كشور چيزى تحقق پيدا كرده است كه آرزوى تمام مصلحان اسلامى از روز اولى كه حركت اصلاحى در دنياى اسلام به وجود آمد وجود چنين چيزى بوده است . همه ى مصلحان بزرگى كه ما مى شناسيم در ايران ، در آفريقا، در مغرب ، د هند، در مناطق اسلامى ، در كشورهاى عربى و در هر نقطه يى از دنياى اسلام تلاششان اين بوده است كه چنين بنايى را به وجود بياورند؛ حكومت اسلامى ، حاكميت اسلام ، حاكميت قرآن ، حاكميت ارزشهاى الهى . خوش بين ترينشان هم گمان نمى كرده است كه بتواند در دوران عمر خود چنين چيزى را ببيند. ما با آثار و نوشته هاى تقريبا همه ى اينها آشنا هستيم ؛ مى دانيم اينها چه مى خواستند و چه مى گفتند؛ به عنوان يك آرزوى دور، در اين جهت كار مى كردند. خداى متعال تفضل كرد؛ امام بزرگوار ما با اين خصوصيات و ويژگيهاى حقيقتا منحصر به فرد ظهور كرد؛ اين ملّت در شرايط ويژه يى قرار گرفتند و حقيقتا مجاهدت كردند؛ دنياى استكبار غافلگير شد و اين حركت پيروز شد و اين نظام سر پا گرديد. از ساعت اوّل هم تا امروز، آن دشمنانِ غافلگير شده توانستند، راهها را براى تكرار اين حركت در نقاط ديگر اسلامى مسدود كردند؛ چون آن حالت غافلگيرى ديگر حالا نيست . اين نظام ، اين چنين به وجود آمده است ؛ اين تكليف بزرگى براى ماست .
اولين تكليف به گردن ماست . هر كدام ما كه در نظام اسلامى مسؤ وليتى داريم مسؤ وليتهاى اجرايى ، مسؤ وليتهاى مشورتى ، مسؤ وليتهاى تحقيقى ، تقنينى بايستى سعى ما در اين باشد كه آن عنصر قوت و قدرت را كه در تاريخ اسلام سراغ داريم و در زندگى خودمان هم تجربه كرده ايم ، در خودمان زياد كنيم ؛ آن ، اعتماد به خدا، اعتماد به آنچه كه از اسلام در دست داريم ، و از محوريت خارج كردن من ؛ يعنى كم كردن منيتهاى شخصى ، قومى ، منيتهاى گروهى ، منيتهاى سياسى .
به سمت آن اتحاد حقيقى در زير سايه ى احكام الهى برويم ؛ آن اتحادى كه شرطش ايمان واحد، عشق واحد و هدف واحد است . اين اتحاد، با اختلاف نژاد و اختلاف رنگ و پوست هم مى سازد؛ چه برسد با اختلاف مذاق سياسى . مى توان اين اتحاد را به وجود آورد. بحمد اللّه ملّت ما زمينه هاى چنين وحدتى را هميشه نشان داده و عمل كرده و حركت نموده است . ملّتهاى ديگر هم در داخله ى امت بزرگ اسلامى بايد دنبال يك چنين اتحاد و هماهنگى و همدستى باشند.عناصر قدرت در اسلام فراوان است ؛ فضل الهى هم هست و بحمد اللّه نشانه ها مژده هاى رحمت الهى هم به وفور ديده مى شوند.
اين را هم عرض كنيم كه نشانه هاى رحمت و بشائر الهى ، جابه جا و قدم به قدم ، در مسائل گوناگون و در آفاق مختلف ، مشاهده مى شود. آينده ، آينده ى روشنى است . ما بايد تكليفمان را بفهميم و به آن عمل كنيم . سعى كنيم كه از غافله ى مسابقه ى الهى و نعمت الهى و رحمت الهى دور نمانيم .
(34)
برادران ! داراى هر سليقه و هر جناح و هر فكر و به قول معروف هر خطى كه هستيد، بدانيد كه يك جا نقطه ى انشعاب است ؛ مواظب آن جا باشيد. آن جا عبارت از آن نقطه و لحظه يى است كه احساس مى كنيد به جاى خدا، خود وارد ميدان مى شود. نقطه ى انحراف ، اين جاست . اعدى عدوّك نفسك الّتى بين جنبيك (35). اين نفس و اين من ، از همه ى دشمنان ، دشمنتر است ؛ چيزى است كه براى ارضاى آن ، گاهى ممكن است خداى ناكرده ما حاضر بشويم كه شريفترين و عزيزترين ارزشها را هم از ياد ببريم . اين جا نقطه ى انحراف است هر لحظه هم در انتظار ماست ؛ بايد مواظب اين بود.
اين ، از آن اشتباهاتى نيست كه ما در تاريخ زندگى خود دنبالش بگرديم ؛ نقطه ى آن را حدس بزنيم و در آن جا مواظبش باشيم . نه ، ممكن است در هر لحظه براى ما پيش بيايد. همين حالا كه من حرف مى زنم ، در وسط حرف زدن ، ان دوراهى وجود دارد. شما كه داريد مى شنويد، در اثناى شنيدن ، اين دوراهى وجود دارد. در اقدامى كه مى خواهيم بكنيم ، اين دوراهى وجود دارد. در آن جايى كه شهوتى از شهوات نفسانى ما حضور پيدا مى كند و خودش را عمده مى نمايد، اين دوراهى وجود دارد. در آن جايى كه مى خواهيم تصميمى بگيريم چه تصميم شخصى ، چه تصميم دولتى و كلّى اين دوراهى وجود دارد. در ظريفترين و لطيفترين حالات ، اين دوراهى وجود دارد. لذا شما واقعا مى بينيد كه اين ظرافتها، چه قدر در ذهن و زبان ائمه ى بزرگوار ما وجود داشته است . در دعاى مكارم الاخلاق مى خوانيد: خدايا! به من عزّت بده ، به من جاه بده ؛ ولى لا تبتلينى بالكبر (36)؛ من را مبتلاى به غرور نكن . من را به عبادت موفق بكن ؛ ولى مبتلاى به عجب نكن . يعنى حتّى در اثناى عبادت ، اين دوراهى هست . لحظه ى خود شگفتىِ اين منم ، همان لحظه يى است كه از اين جاده ى مستقيمِ مباركِ خوش ‍ عاقبت ، به يك جادى پُر رنج و گمراه كننده مى لغزيم . اين ، نقطه ى انحراف است ؛ بايد به اين توجه كرد.
شما اقلا در هر نماز دو بار، و هر روز اقلا ده بار، خدمت پرودرگار عرض مى كنيد: اهدنا الصّراط المسقيم (37).
معمولا انسان يك بار دعا مى كند. اين كه دايم صراط مستقيم را از خدا مى خواهيم ، همان استجابت استقم كما امرت (38) است ؛ استقامت . بخصوص ماها كه كارگزار و مسؤ وليم ، بارمان سنگينتر است .
ما در تاريخ و پيشگاه الهى محاكمه خواهيم شد
برادران عزيز! از ما سؤ ال خواهد شد. ما در دو جا محاكمه مى شويم ؛ يكى در تاريخ ، كه آينده درباره ى ما قضاوت خواهد كرد، و ديگرى در پيشگاه الهى .
من اين نكته را فراموش نمى كنم كه در آن سالهاى اختناق ، هميشه در حوزه هاى علميه و در جمعهاى مبارزى و روشنفكرى ، ماها در بين خودمان ، آن كسانى را كه در فاصله ى بين سالهاى 20 و 32 كه اختناق مجدد محمّد رضاخانى بر اين مملكت مسلط شد كارى نكرده بودند، محاكمه مى كرديم و مى گفتيم : در آن ده ، دوازده سالى كه مقدارى گشايش بود و مى شد كارى كرد، چرا كارى نكردند؟ شايد همين حالا بعضى از ماها، خودمان يا ديگرى را، در برهه هايى از همين ده ، دوازده سال گذشته ، مورد سؤ ال و ملامت قرار بدهيم ، كه فلان جا كه مى شد فلان كار را بكنيم ، چرا نكرديم ؟ يا در آينده ، مردم اين كشور و مسلمانان دنيا، از ما سؤ ال خواهند كرد كه فرصت گرانبهايى در اختيار شما قرار گرفت ، در اين فرصت چه كرديد؟ آيا به همه ى وظيفه ى خود عمل كرديد، يا نه ؟ اگر ما ذرةٌ مثقالى كوتاهى كرده باشيم ، زير ذره بينها مورد مداقه و مؤ اخذه قرار خواهد گرفت .
اين ، يكى از موارد است ، كه البته چيز بزرگى هم است . همين سرزنش احتمالى تاريخ و نسلهاى آينده ، خيلى از افراد را به صحت عمل وادار مى كند؛ اما از اين بالاتر را هم داريم و آن ، محاكمه ى در پيشگاه الهى است ؛ آن را چه كار كنيم ؟
وقتى انسان بعضى از اين آيات قرآن را مرور مى كند، واقعا تكان مى خورد. وقفوهم انّهم مسؤ ولون (39)؛ آنها را نگهداريد. پروردگار نمى گذارد ما قدم از قدم برداريم . در آن عرصه ى عجيب و هول انگيز، يكى يكى كارها و حركات و حرفها و اعمال و حتّى گاهى تصورات ما، زنده خواهد شد و مورد مداقه قرار خواهد گرفت . فمن يعمل مثقال ذرّة خير يره . و من يعمل مثقال ذرّة شرّا يره (40). شما خود آن خير و شر را در قيامت مى بينيد. خود آن عمل ، آن جا در مقابل ما مجسم و زنده خواهد شد.
لحظه لحظه ى زندگى ما، در زير پرتو نافذ علم و بصيرت الهى است ؛ به همان بيان عارفانه و برخاسته از بصيرت كامل آن انسان الهى و عبد صالح كه فرمود: عالم محضر خداست . ما الان در محضر خدا هستيم و خداى متعال به زواياى فكر و ذهن ما واقف است . با اين فكر، ما كارگزاران حكومت اسلامى ، بايد به وظايف اين برهه ى حساس توجه كنيم و به آنها عمل نماييم .
(41)
اساس قضيه اين است كه ما بتوانيم رضاى الهى را كسب كنيم . اگر رضاى الهى را تعقيب كرديم ، آن وقت مصلحت مردم ، خير مردم و اجراى عدالت به آسانى براى ما ميسر خواهد شد. اگر دنبال رضاى خدا نبوديم دنبال رضاى اين و آن بوديم آن وقت كارها نابسامان خواهد شد و سامان كارها حاصل نخواهد شد.
اميدواريم كه ان شاء اللّه ادعيه ى زاكيه ى حضرت بقية اللّه (ارواحناه فداه ) شامل حال همه ى شما باشد و مشمول كمك و اعانت الهى باشيد و توفيق خدا شامل حال شما باشد و روز به روز ان شاء اللّه شاهد پيشرفت و بهتر شدن و بهبود يافتن همه چيز در دستگاه قضايى باشيم و از اين طريق ان شاء اللّه بسيارى از مشكلات و مفاسد اصلاح خواهد شد.
(42)
پرهيز كارگزاران از بيماريهاى نظامهاى طاغوتى و غير مردمى
در نظام اسلامى ، عدالت مبناى همه ى تصميم گيريهاى اجرايى است و همه ى مسؤ ولان نظام ، از نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى ، تا مسؤ ولان بخشهاى مختلف اجرايى ، بخصوص ‍ رده هاى سياستگذارى و كارشناسى ، و تا قضات و اجزاى دستگاه قضايى ، بايد به جد و جهد و با همه ى اخلاص ، درصدد اجراى عدالت در جامعه باشند. امروز در جامعه ى ما، برترين گام در راه استقرار عدل ، رفع محروميت از طبقات محروم و تهيدست و كم درآمد است كه غالبا بيشترين بار نظام را در همه ى مراحل بر دوش داشته اند و دارند و همواره با اخلاص و صميميت ، از انقلاب و اسلام دفاع كرده اند. دفاع از قشرهاى محروم كه صاحبان واقعى انقلابند بايد در راءس همه ى برنامه ريزيهاى كشور و محور كليه ى تحركات اقتصادى در بخشهاى مختلف آن باشد و صحت هر سياسيت و برنامه ى اقتصادى ، با چگونگى و اندازه ى پيشرفت در اين هدف ، در كوتاه مدت يا بلند مدت ، سنجيده شود.
همچنين مسؤ ولان نظام ، اعم از نمايندگان محترم مجلس و ماءموران اجرايى و قضايى ، بايد مراقب باشند كه از عوارضى كه در نظامهاى طاغوتى و غير مردمى ، بيمارى همه گير كارگزاران است ، خود را با دقت و وسواس دور نگهدارند؛ بيمارى رفاه زدگى و عشرت طلبى ؛ بيمارى زدوبند نامشروع و فساد مالى و ادارى ؛ بيمارى تكبر و دورى از مردم و بى اهميتى به نياز و خواست و اراده و حضور آنان ؛ بيمارى دسته بنديهاى ناسالم و ترجيح مقاصد باندى بر مصالح عمومى و امثال اينها، كه ابتلاى به آن ، مانند موريانه پايه هاى هر نظامى را سست و پوك مى كند؛ و يا دل سپردن به سنتهاى طاغوتى و رغبت به احياى آنها و بى تفاوتى يا بى اعتنايى به ارزشهاى اسلامى و انقلابى ، كه دل را مى ميراند و نشاط و شوق خدمت به مردمى را كه مخلصانه جان و مال خود را در راه انقلاب داده اند، سلب مى كند و آنان را نوميد و غمگين مى سازد.
ماءموران نظام در هر بخش ، مخصوصا در بخشهاى كارشناسى و برنامه ريزى ، بايد بدانند كه يگانه نجاتبخش كشور و ملّت از شر سلطه ى دشمنان و جباران و از شر فقر و جهل كه ميراث شوم طواغيت است رعايت ارزشهاى اسلامى و عدل اسلامى و تكيه بر استعدادهاى انسانى اين ملّت و نيروهاى خالص و مخلص آن است ؛ و هم اين است كه كشور را از وابستگى به بيگانگان و نياز به دشمنان نجات خواهد داد.
سخن آخر آن كه در فاصله ى ميان دو سالگرد حضرت امام (قدّس سرّه الشّريف )، عنايات حضرت حقّ (جلّ و علا) و توجهات ولىّ اللّه الاعظم (روحى فداه ) شامل حال ملّت ما گشت و حقوق تضيع شده يى به اين ملّت سرافراز و عظيم الشّاءن برگردانده شد كه مهمترين آن ، بازگشت پيروزمندانه ى آزادگان عزيز و سربلند ما بود. اين جانب ، ضمن شكر و سپاس به درگاه پروردگار، بار ديگر ياد و نام اين عزيزان را كه هم اكنون در تهرا مجمعى بزرگ فراهم آورده و از سراسر كشور به تجديد عهد با پيشواى عالى قدرشان شتافته اند گرامى داشته ، به خانواده هاى محترم شهداى بزرگوار و جانبازان فداكار و رزمندگان غيور و با اخلاص ، ضمن عرض ارادت ، يادآورى مى كنم كه اين نيز محصول پايدارى و صبر شما و رهبرى آن امام راحل عالى مقام (رضوان اللّه عليه ) است ؛ ولينصرنّ اللّه من ينصره انّ اللّه لقوىّ عزيز (43).
همچنين لازم مى دانم با تحليل از خاطره ى قيام خونين پانزدهم خرداد، از شهداى مظلوم آن روز كه در ظلمات سلطه ى طاغوتى ، غريبانه به خون تپيدند، ياد كرده ، علو درجات آنان را از ايزد منّان طلب نمايم . از خداوند متعال ، دوام فيوضات و بركاتش بر اين ملّت و بر همه ى مسلمين عالم و نصرت و ياريش براى مستضعفان و ستمديدگان جهان را مساءلت مى كنم .(44)
حركت و تلاش با جهت گيرى اسلامى
سازندگى كشور، برنامه و حركت و تلاش و جدّيت مى خواهد. جمهورى اسلامى مى بايستى از لحاظ حل مشكلات مردم و اداره ى كشور توانايى بالاى خود را به نمايش ‍ بگذارد و الگوى موفق اداره جامعه بر اساس ‍ احكام اسلامى و فقه پُربار و درخشندگى ولايت فقيه را به دنياى اسلام و نظريه هاى بى پايه ى غربى ارائه نمايد. اساس در سازندگى و تلاش براى پيشرفت كشور، جهت گيرى است كه بايستى در تمامى برنامه ريزيها و ساسيتگذاريها، دقيقا مورد توجه قرار گيرد. يقينا هر جا كه اين جهت گيرى رعايت شود، موفقيت به ارمغان خواهد آورد و خواست و مطالبه ى مردم بدرستى برآورده خواهد شد.
دو محور اساسى در حركت دولت
محور اول ، حركت و تلاش است . خستگى و افسرده شدن ، واقعا در اين راه هيچ معنا ندارد. شايد كسانى كه اهل دنيا هستند، اگر راه دشوارى پيش پايشان قرار بگيرد، سختيهاى آن راه ، كم كم انگيزه ى آنها را كم كند. راه خدا اين طور نيست . هرچه سخت تر باشد، انسانهاى مؤ من ، علاقه مندتر و پُرانگيزه تر مى شوند؛ چون مى فهمند كه اهميّت اين حركت ، بيشتر است .
وقتى كه انسان در راه خدا حركت مى كند و براى او كار مى كند، هنگامى كه سختيها را مشاهده كرد، مى فهمد كه وظيفه فوريتر است ؛ زمانى كه خطر را ديد، مى فهمد كه دفاع واجتر است ؛ پس شادابتر و پُرانگيزه تر مى شود. واقعا در راه خدا، سختى و مانع و مشكلات و انواع چيزهايى كه آدمهاى معمولى را ماءيوس مى كند و قدرشناس كه بحمد اللّه در مورد شماها نيست و ملّت واقعا قدرشناس مسؤ ولانند اناسن را از پا نمى اندازد و او را ماءيوس ‍ نمى سازد و انگيزه را كم نمى كند. اين را توجه داشته باشيد كه حركت و تلاش ، بايستى لحظه يى وقفه پيدا نكند. هيچ ساعتى از ساعات مفيد زندگى من و شما، بايستى بدون كار مفيدى براى اين مردم نگذرد. اين مردم ، حقيقتا شايسته ى خدمتند. ماها اگر بتوانيم خدمتگزار اين مردم باشيم و ثابت كنيم كه واقعا به مردم خدمت مى كنيم ، بزرگتيرين افختار شماست .
محور دوم ، جهت حركت و آرمانها و اصول است ؛ خيلى فرق است بين آن مجموعه مديرانى كه به نيت و با ايمانى ، تلاشى را شروع كردند، و آن كسانى كه اين طور نيستند بالاخره ماءموريتى به عهده شان گذاشته شده و مى خواهند كار را انجام بدهند. بين دولت ايران و دولتهاى ديگر، واقعا تفاوت است . در اين جا مساءله اين است كه وقتى ما از اوّل اين حركت را شروع كرديم ، آن كسانى كه وقتى ما از اوّل اين حركت را شروع كرديم ، آن كسانى كه قدمهاى اوّل را در اين حركت برداشتند، به قصد احياى اسلام و دفاع از مسلمين و احياى ارزشهاى اسلامى و رفع ظلم و استقرار عدل در جامعه و كمك به مردمى كه به خاطر حكومتهاى جائز، سايه ى عدل را بر سرشان نديده بودند، شروع به اين كار كردند.
وقتى به نتيجه ى ابتدايى رسيديم ، يعنى توانستيم قدرت را از چنگ شيطانها خارج كنيم و شروع به كار كرديم ، بايد جهت حركت را دقيقا به سمت همين هدفهايى كه از اول ، اصل حركت براى آنها بود، تعيين و تنظيم كنيم و حركت را ادامه بدهيم . مراقب باشيم كه هيچ تخطى يى از اين اصول پيدا نشود. اين ، براى آن است كه كليه ى كسانى كه در دستگاههاى دولتى كار مى كنند، در عمل شخصى خودشان ، اين نكته را توجه كنند؛ والّا مسؤ ولان بالاى كشور، يا خوشان جزو بانيان اين حركت و مبيّنان اين اصول هستند كه احتياج نيست به آنها تذكرى داده بشود يا جزو كسانى هستند كه در اين راه ، قدم صدقى نشان داده اند. بنابراين ، در مجموعه ى دستگاه دولت دولت به معناى عام ؛ يعنى مجموعه ى دستگاه حكومت ، اعم از قوّه ى مجريه ، قوّه ى قضاييه و دستگاههايى كه هر كدام به نحوى در كار اداره ى كشور دخالت دارند بايد اين احساسِ وجدانىِ درونىِ جهت گيرى به سمت آرمانهاى اسلامى ، همواره زنده باشد.
(45)
بايد به وجدان كار خيلى اهميّت بدهيد و آن را احيا كنيد
بحمداللّه برادران عزيز به نكات اساسى مديريت توجه دارند؛اما من مى خواهم يك نكته را كه واقعا در كشور ما بايد رويش قدرى كار بشود. عرض بكنم و آن ، وجدان كارى است كه بايد در كاركنان ما خيلى زياد تزريق و تلقين بشود. در طول سالهاى سلطه ى دشمنانِ اين ملّت در كشور ما، خيلى از ذخاير معنويمان دست خورده شده كه از جمله ، همين موضوع است . آقايان ! يكى از كارهايى كه در وزارتخانه ها و در مراكز مديريت خودتان ، به آن توجه كامل مى كنيد، اين نكته است . بايد به وجدان كار، وجدان آن وظيفه و مسؤ وليتى كه بر دوش هر يك از افراد شماست ، خيلى اهميّت بدهيد و آن را احيا كنيد. امروز كار در كشور ما، بايستى پُر تلاش انجام بگيرد. بدون آن وجدان كار هم نمى شود.(46)
اگرچه تلاش مى شود تا چنين وانمود و القا گردد كه هر برنامه و تلاش براى رفاه مادّى و حل مشكلات مردم و كشور، مستلزم دور شدن از آرمانهاست ؛ به معناى ديگر، دوارن ايدئولوژى و آرمان گرايى سپرى شده و چاره اى جز قبول قوانين و ملزومات مادّى نيست ؛ پيروزى انقلاب اسلامى يا صبغه هاى دينى ، بطلان اين نظر را برملا ساخت و نشان داد كه اين ؟؟؟، بافته هاى قدرتهاى استكبارى براى خام و خواب كردن مردم و كشورهاى داراى منابع غنى و انرژى است . اسلام دينى است كه هم دنيا را و هم آخرت را آباد مى كند. دنيا را با همان جهت گيرى الهى و معنوى كه حاصل آن عدات و قسط و نفى ظلم و ستم پذيرى است ، مى سازد و آخرت را با اعمال صالح در همين دنيا، بهشت برين مى نمايد، مهم اين است كه مسؤ ولان نظام با برنامه ريزى دقيق و حفظ جهت گيرى اسلامى و لحاظ آرمانهاى انقلاب ، در نيل به اهداف متعالى انقلاب اسلامى تلاش ‍ نمايند.
اسلام براى دنيا و آخرت مردم برنامه و هدف دارد
دشمن و بيگانگان ، اين گونه وانمود مى كنند كه اگر يك مجموعه ، براى ايجاد رفاه و حل مشكلات مردم كار مى كند، لزوما به معناى دور افتادن از معنويات و آرمانهاست ؛ اين ، غلط است . اين ، تصور افراد ساده لوح و تغليط و تسويل افراد مغرض است . اسلام ، براى دنيا و آخرت مردم ، برنامه و هدف دارد. مسؤ ولان اداره ى كشور موظفند همان قدر به امور مادّى مردم برسند كه به امور معنوى مى رسند.
بيگانگان ، اين گونه تبليغ مى كنند كه اگر مجموعه يى مى خواهد مشكلات مردم را حل كند و توليد را زياد و معادن و صنايع را فعّال نمايد و كشاورزى را پربار كند و كارخانه ها را با همه ى ظرفيت به كار وابدارد، پس لابد اين كار، به معناى فراموش كردن و يا ضعيف و كم رنگ نمودن آرمانها و معنويات و اهداف انقلاب است . اين فكر، فكر دشمن است كه مى خواهد در ذهن مردم ما آن را القا كند و خيلى مايه ى تاءسف است كه انسان مشاهده كند بعضى از افرادى كه دوستند، غافلانه و ساده لوحانه ، همان حرف دشمن را تكرار مى كنند!
دنيا و آخرت ، رفاه و آرمان ، با هم و در كنار هم قابل پيشرفت است . تصور اين كه جامعه ى آرمانگرا به حل مشكلات مادّى و رفاهى نخواهد رسيد، به معناى اين است كه بگوييم اديان و مقدسات و معنويات و آرمانها، به فكر دنيا و زندگى مردم نيستند! اين ، خلاف صريح اسلام و همه ى اديان است . مطمئنا حركت به سمت گشودن گروههاى مردم و باز كردن راه به سمت يك زندگى مرفه و سالم و خوب ، كه مردم از فراوانى و ارزانى و ديگر امكانات استفاده كنند، يك وظيفه ى اسلامى است كه بر دوش همه بخصوص بر دوش شما كه مسؤ ولان و مديران كشور هسيتد است . اين كار، عملى است و قطعا جزو آرمانهاى اسلامى و امام عزيزمان مى باشد.
جامعه ى مؤ من و انقلابى ، تعارض دنياى زودگذر و سهل الوصول با آرمانهاى ماندگار و صعب الوصول را به نفع اين دومين حل خواهد كرد. رسيدن به آرمانها دشوار است ؛ ولى ملّت ايران در برنامه ريزيهاى جامع و بلند مدت شما، ان شاء اللّه آرمانها و معنويات اسلامى خود را به دست خواهد آورد. ما هم عجله نمى كنيم و مسؤ ولان كشور را دچار دستپاگى نمى كنيم . ان شاء اللّه با صبر و حوصله و حواس جمع ، در همه ى بخشها برنامه ريزى بكنيد تا بخشهاى اقتصادى و فرهنگى و بهداشت و درمان و خدمات و توليد و بخصوص بعضى از بخشهاى ويژه مثل كشاورزى و معدن تكان حسابى بخورد. دين شما به مردم ، حركت با برنامه ريزى است .
(47)
عمق بخشيدن به ايمان ، تقوا و معنويت مردم
نظامهاى سياسى و استكبارى دنيا، از لحاظ امكانات و تواناييهاى اجتماعى ، مادّى و تسليحاتى ، شايد قابل مقايسه با نظام جمهورى اسلامى باشند. آنان با اتكاء بر سرقتهاى علمى و تاريخى و سالها، استعمار كشورهاى شرق و اسلامى ، به انباشتن از ثروت و تكنولوژى و تسليحات مدرن دست يافته اند. آنچه نظام اسلامى را در برابر آن نظامها و رژيمها، گردن افراشته و عزّتمند و پيروز مى نمايد، گنجينه ى ارزشمند و بى بديل ايمان ، تقوا و معنويت است كه ره آورد تلاشهاى انبياء عظام بويژه نبى مكرّم اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ائمه اطهار عليهم السّلام و توحيد نابى است كه براى بشر به ارمغان آورده اند. علماء بزرگوارى در طول تاريخ تلاش كرده اند با دست آورد بزرگ نبوت و ولايت را براى بشر حفظ كند. انقلاب اسلامى هم يكى از بزرگترين دست آوردهايش ‍ همين پاكى و پاك نهادى و پاك رفتارى و اتكال به خداوند تبارك و تعالى است . مديران نظام موظفند علاوه بر تعميق و تداوم اين دست آوردها در خويش ، زمينه هاى گسترش آن را در آحاد جامعه و زيردستان خود فراهم سازند. تصميم گيريها، سياست اندازيها، برنامه سازيها، تشويقها و تنبيه ها، اجراييات همگى بايستى با اين روح و جهت گيرى تنظيم و ارائه شود و بر آن نظاره و حساسيت لازم معمول گردد.
جامعه يى كه متعلّق به اسلام است ، در نظامى كه اركان آن ، اركان اسلامى است ، ما از اخلاق الهى دور بمانيم و دنبال هوسها، خودخواهيها و خود پرستيها برويم و هر كس ‍ تلاش كند براى اين كه بيشتر به دست بياورد، بهتر بخورد و بهتر زندگى كند؛ از دست اين و آن بقاپد و اگر لازم شد، بيش از حق خود استفاده و تصرف كند؛ نه گذشتى باشد و نه ايثارى !اين چه حكومتى خواهد بود؟! چه اسلامى و چه جامعه ى اسلامى خواهد بود؟!
اين ، آن اساس قضيه است . بعث لاتمم مكارم الاخلاق .
عزيزان من ، بدانيد كه دنيا امروز، به اين احتياج دارد. متاءسفانه دنياى مادّى ، از اين خصوصيت به كلّى محروم است !

و امّا اخلاق الهى و مكارم اخلاق در شرع مقدّس اسلام ، توضيح و تفصيل داده شده است ؛ چه آن چيزهايى كه مربوط به خود انسان است مثل صبر، شكر، اخلاص و قناعت چه آنها كه در رابطه با انسانهاى ديگر است مثل گذشت ، تواضع ، ايثار و تكريم انسانها و چه چيزهايى كه در رابطه با مجموعه ى جامعه ى اسلامى است . اخلاق اسلامى دامنه ى وسيعى دارد. اينها همان چيزهايى است كه بيشترين تلاش همه ى انبيا و اوليا و بزرگان اديان الهى و در اسلام ،
تلاش نبى مكرم اسلام و ائمه و بزرگان براى آن بوده است كه اينها به وجود بيايد.
البته در يك حكومت جائرانه ، اين چيزها ممكن است كه خيلى خيلى به دشوارى به دست بيايد همان طور كه گفتيم در نظامى كه اساسش بر باطل ، ظلم و بر مادّى گرى است مثل حكومت طواغيت عالم طبيعى است كه اين طور چيزها، آسان به دست نمى آيد؛ اما در يك نظام اسلامى ، راحت تر مى شود به دست آورد و امروز دنيا، به اين احتياج دارد.
جامعه ى ما بايد يك حركت اساسى را به عنوان متمم اصلى انقلاب بزرگ اسلامى انجام بدهد كه اين حركت بزرگ ، داراى دو مرحله باشد: يكى استقرار نظام و گسترش اخلاقى اسلامى در ميان خود ما، ارزشى شدن خلقيات اسلامى در ميان ما مردم اينها ارزش بشود در طول حكومت طواغيت در اين كشور، اينها از ارزش ‍ ناقص و آدمهاى كوته بين ، فردى ساده لوح است . صادق است ؛ هر چه مى داند مى گويد؛ ولى آدم خوب و درست و حسابى ، آن كسى است كه راست نگويد؛ حقايق را دگرگون كند و بتواند بازى و تقلب كند! اين دگرگونى ارزشهاست . در طول حكومت طواغيت ، حكومت پادشاهان ظالم و جائر و فاسد و ضد اخلاق ، اين طور شده است و متاءسفانه نهادهاى اخلاقى در كشور ما، خيلى ضربه خورده است !
البته حركت انقلابى ، به نهادهاى اخلاقى و بنيادهاى درونى و روح اخلاقى در جامعه ى ما كمك كرد؛ جان داد؛ اما تلاش لازم است . اين مرحله ى اوّل است .
و امّا مرحله ى دوم اين است كه شما اينها را به دنيا ياد بدهيد. دنيا امروز احتياج دارد. بشريت در سطح جهان ، از فقدان اخلاق رنج مى برد. اسلام و مسلمين مى توانند بهترين هديه ى اخلاقى را به ملّتها بدهند؛ به بشريت اعطا بكنند.
متاءسفانه امروز، بزرگترين جرايم استكبار جهانى اين است كه دروغگويى ، فريب ، تقلّب و باطل گرايى را، با رفتار خود در دنيا توسعه و رشد مى دهد؛ ترويج مى كند. الان شما ملاحظه كنيد در حكومتهاى مستكبر دنيا كه دولت آمريكا در راءس همه ى حكومتهاى مستبكر است كسانى هستند كه بيشترين ترور را در اطراف دنيا كرده اند. همين اواخر نقل شد كه يكى از سياستمداران آمريكايى ادعا كرده است كه كشته ها و مفقودينى كه در گواتمالا، دنيا را به خودشان متوجه كرده بودند، اينها كار سيا است سازمان سياى جاسوسى امريكا اينها تك تك انسانها و مخالفين سياسى را شكار كرده ، نابود و مفقود كرده اند! حالا دارد كشف مى شود!
در همه جاى دنيا بخصوص در آمريكاى لاتين و در بسيارى از نقاط دنيا، اينها آدم كشى و ترور كردند؛ كودتا راه انداختند؛ كارهاى خلاف كردند. در ايران هم خود ما شاهد بوديم و ديديم . در جاهاى ديگر هم همين طور است . اينها از زشت ترين تروريستهاى عالم حمايت كردند؛ به آنها پناه دادند؛ با آنها مبادلات دوستانه انجام دادد؛ از دولت اسراييل كه يك دولت مبنى بر تروريسم و مبنى بر غصب و ظلم و عدوان است ، بيشترين حمايت و كمك را كرده اند؛ آشكارا حمايت مى كنند! حتى آنها از دوستان عرب خودشان هم ، به قدر اسراييل حمايت نمى كنند! الان امريكا در اين منطقه ، به دولتهايى كه به صورت سنّتى با او دوست هستند، به قدرى كه به اسراييل كمك مى كند، كمك نمى كند و در واقع دوست حقيقى او اسراييل است و او را به همه ى آن دولتها ترجيح مى دهد. در حالى كه اسراييل دولتى است كه مبنى بر تروريسم است . از اول كه اين حكومت به وجود آمده است . با ترور، شكار مخالفين ، دروغ ، ظلم ، نابودى افراد و انسانها و كشتارهاى دسته جمعى به وجود آمده است ! اين حمايت آنها از ترور و تروريسم است . در عين حال امروز پرچم مبارزه ى با تروريسم را هم ، آمريكا بر دوش گرفته است !
در همه جاى دنيا بخصوص در آمريكاى لاتين و در بسيارى از نقاط دنيا، اينها آدم كشى و ترور كردند؛ كودتا راه انداختند؛ كارهاى خلاف كردند. در ايران هم خود ما شاهد بوديم و ديديم . در جاهاى ديگر هم همين طور است . اينها از زشت ترين تروريستهاى عالم حمايت كردند؛ به آنها پناه دادند؛ با آنها مبادلات دوستانه انجام دادند؛ از آنها تجليل كردند؛ به آنها كمك مالى كردند؛ الان هم مى كنند. از دولت اسراييل كه يك دولت مبنى بر تروريسم و مبنى بر غصب و ظلم و عدوان است ، بيشترين حمايت و كمك را كرده اند؛ آشكارا حمايت مى كنند! حتى آنها از دوستان عرب خودشان هم ، به قدر اسراييل حمايت نمى كنند! الان امريكا در اين منطقه ، به دولتهايى كه به صورت سنّتى با او دوست هستند، به قدرى كه به اسراييل كمك مى كند، كمك نمى كند و در واقع دوست حقيقى او اسراييل است و او را به همه ى آن دولتها ترجيح مى دهد. در حالى كه اسراييل دولتى است كه مبنى بر تروريسم است . از اول كه اين حكومت به وجود آمده است ، با ترور، شكار مخالفين ، دروغ ، ظلم ، نابودى افراد و انسانها و كشتارهاى دسته جمعى به وجود آمده است ! اين حمايت آنها از ترور و تروريسم است . در عين حال امروز پرچم مبارزه ى با تروريسم را هم ، آمريكا بر دوش گرفته است !
ببينيد، دروغ و فريب يعنى اين ! دورى از اخلاق و محروميت بشر از اخلاق يعنى اين 1 اين در دنيا، از هر جنايتى رنج آورتر و غصه اش بيشتر است كه انسان ببيند كسانى در دنيا مدّعى ارزشها و فضيلتها هستند كه خودشان دشمنان درجه ى يك اين فضيلتها هستند!
دنيا به پيام و راه شما، به حقيقتى كه در نزد شما، در قرآن شما و در بعثت شماست ، احتياج دارد؛ ليكن آن روزى خواهيد توانست به دنيا بياموزيد كه قبلا خودتان آموخته باشيد؛ قبلا خودمان آموخته باشيم و عمل كرده باشيم .
بايد به بركت روز و حادثه ى بعثت ، يك حركت عظيم مردمى شروع شود و گويندگان و فرهنگيان و افرادى كه رسانه ها در اختيارشان است و ديگران در جهت رشد اخلاقيات در ميان مردم و تعليم اخلاقيات به مردم قيام كنند؛ تا ان شاء اللّه خداوند هم كمك بكند و قلب مقدّس ولى عصر از شما و ما راضى باشد و ان شاء اللّه هدايت الهى با ما همراه بشاد و روح مطهّر امام بزرگوار (رحمة اللّه عليه ) از اين حركت فيض و سود ببرد.
(48)

next page

fehrest page

back page