next page

fehrest page

back page

نصيحت اول
نصيحت اول من اين است كه دولت را، دولت كار و عمل قرار دهيد. ببينيد عزيزان من ! جمهورى اسلامى آمد تا حرف هاى خوب را به عمل هاى خوب تبديل كند، والا هميشه حرف خوب مى زديم و بلد هم بوديم . ما در دوران اختناق ، آن همه سخنرانى داشتيم ، نگاه كنيد چقدر حرفهاى خوب در آن ها وجود دارد. در جمهورى اسلامى و حاكميت اسلام ، اين حرفها بايد به اعمال خوب تبديل شود. اين اعمال خوب چيست ؟ همان عمل صالح است ، (الا الذين امنوا و عملوا الصالحات ) اينها ديگر خسران ندارند. بايد همان ايده ها و آرمان ها و خواسته ها به واقعيت تبديل شود و تبلور پيدا كند و عمل صالح شود. هر مقدار توانستيد در اين زمينه پيش برويد، براى خودتان ذخيره اى درست كرده ايد. اميرالمومنين فرمود:(فليكن احب الذخائر اليك ذخيره العمل الصالح ) ذخيره اى عمل صالح ، بايد محبوبترين ذخيره ها پيش تو باشد، يعنى از ذخيره اى پول ، ذخيره اى خواسته ها و تن خواه هاى زندگى مثل خانه و... و حتى ذخيره اى اعتبار و آبرو براى تو محبوبتر باشد. از فرصت زودگذر حداكثر استفاده را بكنيد و براى مردم كار كنيد تا بتوانيد هم رضاى الهى را كسب كنيد كه بايد باور كنيم اين خيلى مهم تر است و هم البته نام نيك دنيوى و مردمى را كسب كنيد و مردم بگويند خدا پدرش را بيامرزد، وقتى اين وزير آمد، اين بخش كار و اين قسمت اصلاح شد، يا وقتى اين دولت آمد، اين مجموعه كارها درست شد.
شرايط براى كار فراهم است . من اين مطلبى را كه آقاى رييس جمهور گفتند، صدر در صد تاييد مى كنم ، الان شرايط اين دولت نسبت به شرايط دولت اول آقاى خاتمى ، به مراتب مساعدتر و مناسبت تر است ، هم از جهات داخلى ، هم از جهات سياست ها و امواج خارجى ، هم از جهات امكانات . الان براى شما شرايط فراهم تر است ، يك قلمش همين ذخيره اى تجربه است كه مورد تاييد من است ، لااقل خود آقاى رييس جمهور بعد از چهار سال كاملا با فنون و رموز اين كار آشنا هستند. علاوه بر اين ، خيلى از وزراهم اين تجربه ها را دارند و مجموعه اى هيات دولت در حد خوبى از نصاب تجربه است . پس شرايط براى شما آماده است ، مردم هم تشنه خدمت رسانى دولت هستند. مردم ، نظام و مسوولان نظام را دوست دارند. شما نشانه هاى دوست داشتن مردم را مى بينيد، كسى نمى تواند چشمش را روى هم بگذارد و اينها را نبيند. مردم دوست مى دارند كه از مسوولان كار نيك ببينند تا حسن ظن و محبت خودشان را به آنها حفظ كنند و در تناقض قرار نگيرند مردم تشنه خدمتند، واقعا هم احتياج دارند، بنابراين دولت بايد كارآمدى خودش را نشان دهد. اين كارآمدى را چگونه بايد به دست آورد؟ البته از لحاظ علمى ، بعضى از شماها دوره هايى را گذرانده ايد كه درباره كارآمدى مديران و نقش مديريت در كارآمدى يك دستگاه ، مطالبى را به شما گفته اند كه خيلى از آنها درست هم هست ، بعضى از شما هم بر اثر تجربه به اين نكته رسيده ايد.
نقاط قوت كه من به آنها اشاره مى كنم . يكى اين كه عناصر نزديك به خودتان را كه در واقع دستها و بازوى هاى شما هستند از آدم هايى انتخاب كنيد كه كار را بشناسند. ممكن است يك وزير با كار خيلى آشنا نباشد، اما معاونانش ‍ اگر با كار آشنا باشند، اين خلا پر خواهد شد. اگر بنا شد معاون كه مشاور و بازوى وزير است كارى را كه در معاونت به او سپرده اند، نشناسند واويلا خواهد شد. همه جاى دنيا معمول است كه با آمد و رفت دولت ها، وزرا عوض مى شوند، ليكن در بسيارى از كشورها اين گونه است كه يك معاون وزير هميشه ماندگار است . من اين را در پاكستان ديدم ، بعد به من گفتند كه اين شيوه انگليسى است كه يك معاون وزير را در هر وزارتخانه اى هميشه نگه مى دارند، چون او ناقل تجربه هاى گذشته به افراد جديدى است كه احيانا جزو تيم وزير جديد هستند. اين افراد بايد كارشناس باشند.
عامل موثر ديگر در كارآمدى ، زير نظر داشتن دايمى مديران است . وزير، كار اجرايى به معناى تحرك فيزيكى خيلى ندارد، با نامه و مكاتبه هم شايد خيلى سرو كار نداشته باشد، و چه بهتر كه نداشته باشد و غرق در كار تابل نشود. يك وقت مرحوم رجايى به من گفت كه به محل كار يكى از وزراى خود در دوره نخست وزيرى اش رفته و در آنجا ديده كه وزير پشت ميز پنهان است ، از بس روى ميز او كارتابل چيده بودند! ايشام مى گفت رفتم وزير را از آنجا بيرون كشيدم و به او گفتم كارت را بكن . اين كارتابل دادن و گزارش ‍ دادن هم يكى از آن شگردهاست ، اين را بنده تجربه دارم ، بعضى ها عمدا مدير برتر را به مسايل روى ميز سرگرم مى كنند تا او اصلا فرصت سر خاراندن پيدا نكند. حواستان باشد، گاهى اوقات شگردهاى ظريف هم اعمال مى شود. كار وزير اين نيست ، مهم ترين كار وزير اين است كه به طور دائم حركات مجموعه مديران خودش را زير نظر داشته باشد، درست مثل مربى كهنه كار يك تيم ورزشى كه بيرون يا نزديك ميدان ايستاده و دائم بازيكن هاى خودش را زير نظر دارد. يكى خسته شده ، او را از بازى بيرون مى آورد، يكى بد بازى مى كند، يكى ناهماهنگ بازى مى كند. بازى شخصى و فردى مى كند فورى اينها را اخراج مى كند و يكى ديگر را به جايشان مى فرستد، يكى هست كه بازى اش بد نيست ، اما الان در ميدان به يك كار برجسته نياز است ، لذا بازيكن ذخيره اى را كه روى نيمكت نشسته ، وارد ميدان مى كند و مى داند كه او مى تواند آن حركت برجسته را بكند البته موارد خيلى كمى هم اتفاق مى افتد كه بازيكن قبلا از طرف مربى تيم مقابل سبيلش چرب شده است كه در كشور ما الحمدالله چنين چيزى نبوده ، اما در دنيا وجود داشته است مربى اين را هم فورا مى فهمد، چون پيداست كه او بازى واقعى نمى كند. مربى با كسى رودربايستى ندارد، هيچ بازيكنى هم از هيچ مربى اى گله مند نمى شود. مربى اين ملاحظه را نمى كند كه اگر خواست فلان بازيكن را بيرون كند، او مى گويد من هنوز مى توانم بازى كنم ، چرا نگذاشتى اين حرفها وجود ندارد. شما همين گونه به مديرانتان نگاه كنيد و تيمتان را زير نظر داشته باشيد يكى خسته شده ، يكى كار را بلند نيست ، از يكى گاهى اشكالات بزرگى سر مى زند، يكى خوب است ، اما براى اين مرحله خوب نيست يعنى كار بزرگى كه شما مى خواهيد انجام دهيد، كار او نيست ، يكى ديگر لازم است فورا تيم را عوض كنيد، البته هميشه ذخيره داشته باشيد.
من يك وقت به مسوولان يك بخشى گفتم كه وظيفه اى اول شما اين است كه هر كدام براى خودتان يك جانشين تربيت كنيد. يا فكر كنيد و پيدا كنيد، چون اگر يك روز خداى نكرده در راه ، پاى شما وارد چاله اى شد و شكست ، كار ما لنگ نماند. بعضى ها اين كار را نمى كنند تا مبادا براى خودشان هوو درست شود! غافل از اين كه اگر قرار شد هوو درست شود، يكى از موجبات آن همين است كه آدم نتوانسته اين كار را بكند. پس افراد ذخيره داشته باشيد و آنها را روى نيمكت بنشانيد، اگر ديديد بازيكن تيم يك خرده دارد كج و معوج حركت مى كند، بلافاصله او را عوض كنيد. بايد دائم افراد خود را زير نظر نگه داريد.
در دوره رياست جمهورى ، هم در خودم هم در نخست وزيرم و هم در وزرايم اين عيب را ديدم ، هم حالا اين عيب را مى بينم كه پيگيرى ما خيلى خوب نيست ، بايد پيگيرى كنيم . آقاى خاتمى چيزى را براى فلان جا پى نوشت كرده اند كه چرا فلان كار نشده است ايشان گاهى مفصل هم پى نوشت ها را مى نويسند دو ماه گذشته اما ترتيب اثر داده نشده است . ايشان بايد پيگيرى كنند كه چرا نشد، مگر من گفته بودم كه سال ديگر اين كار بشود؟ من گفته بودم همين حالا صورت بگيرد. او بايد بيايد جواب بدهد، حداقل اين است كه بيايد توجيه كند و بگويد اين كار نشدنى است ، اما اين كه نيمه كاره بماند، درست نيست .
از مجموعه مديران ارشدتان گزارش بخواهيد و به گزارش صد در صد اعتماد نكنيد. لازم نيست ابراز بى اعتمادى كنيد، اما در دلتان جايى براى بى اعتمادى بگذاريد، چون باز هم تجربه ما مى گويد كه بسيارى از گزارش ها با واقعيت تطبيق نمى كند. آن مدير بيچاره نمى داند، يك نفر آمده كارى كرده و كاغذى را روى ميز لغزانده ، او هم برداشته تحويل شما داده و شده گزارش مستند، در حالى كه دستگاه بازرسى شما بايد هميشه مراقب باشد. دستگاه بازرسى را از نزديك ترين ها انتخاب كنيد. من ، هم زمان رياست جمهورى آقاى هاشمى اين نكته را به ايشان گفتم ، هم به آقاى خاتمى عرض كردم . به ايشان گفتم آقاى على خاتمى برادرتان را براى بازرسى بگذاريد، كه ايشان هم گذاشتند و چقدر خوب بود. بايد نزديك ترين آدم ها خاطر جمع و صميمى را براى كار بازرسى گذاشت تا انسان ببيند چه دارد مى گذرد، يعنى غير از گزارشى كه از طريق معمول مى آيد، اطلاع ديگرى هم وجود داشته باشد.
مساله كار و اشتغال مهم است . بعد از انتخاب مجدد آقاى خاتمى ، در يك جلسه مفصل با ايشان صحبت كردم ، بعدا در جلسه ديگرى ايشان باز در همان زمينه مطالبى گفتند. من مى گويم غير از كارهايى كه معمولا شما در وزارتخانه انجام مى دهيد به قول فرنگى مآب ها، كارهاى روتين چند كار عمده را انتخاب كنيد و تصميم بگيريد كه اين دولت آنها را راه بيندازد. من در آن موقع به ايشان سه نكته را عرض كردم :
اولين نكته ، ايجاد اشتغال بود. كارى كنيد كه وقتى دوره چهار ساله دولت دوم آقاى خاتمى تمام شد، دولت بيايد بگويد كه من نسبت اشتغال را از اين مقدار به اين مقدار آورده ام ، مثلا نسبت بيكارى را از سيزده درصد به شش درصد آورده ام ، يعنى بتواند اين آمار را قرص و محكم به مردم ارايه دهد. اين كار در تاريخ ثبت خواهد شد و از آن كارهاى ماندگار خواهد بود.
دومين نكته اى كه به ايشان عرض كردم ، مساله نوسازى صنعت كشور بود. الان صنعت ما فرسوده است ضمنا اين نكته قابل توجه آقاى ستارى فر و آقاى جهانگيرى است واقعا نوسازى صنعت كشور را جدى بگيريد، كارى كنيد كه بعد از چهار سال بتوانيد بگوييد ما صنعت كشور را از اين مقدار از فرسودگى نجات داديم ، اين هم از آن كارهاى بسيار مهم و ماندگار است . هر رييس جمهورى ، هر وزيرى و هر مديرى بعد از شما سر كار بيايد، سپاسگزارى شما خواهد بود، چون شما براى او و كشور كار كرده ايد.
سومين نكته اى كه گفتم ، وصل كردن دانشگاه و صنعت كشور به يكديگر بود، كه اين كار جز در دفتر رييس جمهورى ، در جاى ديگر امكان پذير نيست و من خواهش مى كنم كه اين كار را هر چه زودتر انجام دهيد. البته وزارت علوم و وزارت صناعى ، هر كدام نقش خود را خواهند داشت ، اما اين اتصال بايد در دفتر رييس جمهورى و زير نظر شخص ايشان باشد، بايد يك نفر مورد اعتماد و آشناى با علم و صنعت كه ايشان مرحوم دكتر ابتكار را براى اين كار در نظر گرفته بودند، كه نشد به دفتر رييس جمهور بيايد و دانشگاه را به صنعت كشور وصل كند. اين كار، هم صنعت كشور را جهش ‍ خواهد داد، هم سدى را كه جلوى جوى آب علم كشور را گرفته آزمايشگاه ندارند، كارگاه ندارند يكباره بر خواهد داشت و حركت عظيمى به وجود خواهد آمد. هر دو طرف تشنه اند. در نهايت ، كمك مالى هم به صنعت كشور مى شود.
من امروز بر آن سه نكته يى كه به ايشان عرض كردم ، مساله اى كشاورزى را اضافه مى كنم ، همان چيزى كه آقاى حجتى در اين جا قولش را به من دادند و من توقع داشتم كه ايشان در مجلس هم آن را بگويند كه متاسفانه نگفتند و آن اين است كه ما در مواد اصلى غذايى كشور، يعنى گندم و برنج و احتمالا روغن خود كفا شويم . ايشان به من قرص و محكم گفتند كه مى توانيم خودكفا شويم . اما هر چه گوش تيز كردم ببينم ايشان در مجلس كلمه اى (خود كفايى ) را مى آوردند، ديدم نه ! ايشان گفتند ما مى توانيم اين ها را پيش ‍ ببريم . پيش بردن كجا، خودكفايى كجا؟ البته اين آقاى حجتى كه من شناخته ام ، مى تواند اين كار را بكند. الان كشور براى اين كار آماده است . ايشان بايد همت كند و انشاء الله سازمان مديريت و برنامه ريزى به ايشان كمك كند و آقاى رييس جمهور هم حتما كمك خواهد كرد، من هم با همه وجود كمك خواهم كرد. اين كار جزو كارهاى اساسى است كه اگر صورت گيرد، ديگر آن دغدغه كه آقاى رييس جمهورى در مجلس اسم آوردند و آن كم خوابى و يا بى خوابى دو سه شبه ايشان و آقاى شريعتمدارى پيش ‍ نخواهد آمد. البته آقاى حجازى ما هم در آن دغدغه شريك بودند، فقط به بنده نگفته بودند. البته نه اين كه مثلا تا ده روز نگفتند، نه همان دو سه روز اول نگفتند، اما بعد كه قدرى مشكل برطرف شد، اين قضيه را به ما گفتند. ما بايد مشكل گندم را از دوش وزارت بازرگانى برداريم و روى دوش ‍ كشاورز خودمان و وزارت جهاد كشاورزى بگذاريم . دولت اين چهار كار را در محور برنامه هاى خود قرار دهد، اين ها كارهايى است كه به بعضى از بخش ها ارتباط مستقيم و به بعضى بخش ها ارتباط غير مستقيم دارد.
زمان پروژه ها خيلى طولانى است . يكى از خصوصيات دولت كار بودن اين خواهد بود كه ما تلاش كنيم زمان پروژه ها را كوتاه كنيم ، و اين مى شود. باز من در اين جا ذكر خيرى از مرحوم دادمان بكنم . من وقتى در سفر گيلان ، به بندر انزلى رفتم و آن پل قديمى را كه خود من حدود چهل سال قبل از آن عبور كرده بودم ديدم ، در دل شرمنده شدم . غازيان امروز شايد ده برابر غازيان آن روز شده ، بندر انزلى هم چند برابر بندر پهلوى آن روز شده اما پل بين اين دو از روى آن رودخانه عريض يك پل قديمى با عرض خيلى كم است . بعد هم كه رفتيم ، ديديم مردم و به تبع آنها آقاى امام جمعه ، همه از ما ساخت پل را مى خواهند. من وقتى به رشت برگشتم ، در خانه آقاى صوفى ، آقايان وزرا جمع شدند آقاى عارف و ديگران هم بودند من مساله پل را مطرح كردم و به مرحوم دادمان گفتم شما اين پل را مى سازيد؟ ايشان فكرى كرد و گفت : بله ما سه ساله آن را تحويل مى دهيم . من گفتم آن را دو ساله تحويل دهيد. گفتم من دلم مى خواهد دو سال ديگر رييس جمهور بيايد و در همين موقع اين پل را افتتاح كند. وقتى دادمان از دنيا رفت ، كسانى از دوستان ما كه با خانواده ايشان مرتبطند، گفتند كه دادمان در خانه گفته بود كه فلانى به من گفت دو ساله پل را بسازيد، اما من آن را يكساله تمام مى كنم . همت آن مرد، اين گونه بود. ببينيد انسان از فقدان چنين آدم هايى چقدر مى سوزد. او مى توانست اين كار را بكند، من معتقدم آقاى خرم هم مى تواند.
البته هميشه ما وقتى از وزرا مى پرسيم چرا زمان پروژه ها اين قدر طولانى است ، بايد سه سال طول بكشد، اما هشت سال طول مى كشد و اين براى كشور خسارت دارد، همه تقصيرها را گردن سازمان مديريت و برنامه ريزى و بانك مركزى مى اندازند و مى گويند اينها نكردند. شايد هم واقعا حق با آنهاست بالاخره روز از نو و روزى از نو، بايد كارى بشود كه هر چه ممكن است ، اين زمانها را كوتاه كنيد.
نصيحت دوم
نصيحت دوم من مساله عدالت پرورى است . ما براى اجراى عدالت آمده ايم قشر محروم مردم ، بلندگو و تريبون ندارند، اما قشر مرفه و زرمند و زورمند، از تريبون ها به ناحق استفاده مى كنند، ولى آن قشر محروم زمين مى مانند. اهتمام اصلى دولت در همه سياست هاى اجرايى و بخشى ، بايد رفع محروميت به نفع ايجاد عدالت باشد، اين بايد اولين چيزى باشد كه مورد نظر قرار مى گيرد. با اين كار، چقدر ما رفع محروميت مى كنيم و چقدر كشور را به عدالت نزديك مى كنيم . البته اين كه چه چيزهايى در رفع محروميت بيشتر موثرند، شما آنها را خيلى خوب مى دانيد. اشتغال ، مسكن ، درمان ، بيمه و موارد گوناگون ديگر، در كاهش و رفع محروميت موثرند، مثلا اگر مى خواهيم يك پروژه صنعتى يا معدنى يا ارتباطاتى را اجرا كنيم ، در درجه اول بايد ببينيم تاثير آن در ايجاد عدالت اجتماعى چقدر است ، بر اين اساس كار كنيم .
عزيزان من ! اين نكته را در اين جا بگويم ، از جمله چيزهايى كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مى كند، نمود اشرافيگرى در مسوولان بالاى كشور است ، از اين اجتناب كنيد. اشرافيگرى دو عيب دارد، عيب دومش از عيب اولش بزرگتر است . عيب اول اشرافيگرى ، اسراف است اشرافيگرى حلال را مى گوييم ، يعنى آن چيزى كه پولش از راه حلال و بحق به دست آمده اما عيب دوم بدتر است و آن اين است كه فرهنگ سازى مى كند، يعنى چيزى براى مسابقه دادن همه درست مى كند. البته در اين زمينه مسوولان درجه يك خيلى نقش دارند، تلويزيون خيلى نقش دارد، منش من و شما خيلى نقش دارد من يك وقت شنيدم كه يكى از وزراى معادن نمى گويم در چه سالى انواع و اقسام سنگ هاى گران قيمتى را كه ما در كشور داريم ، آورده و در وزارتخانه اش كار كرده است . من در اينجا او را خواستم و به او گفتم : شما چرا اين كار را كردى ؟ گفت : وقتى مسافرهاى خارجى به وزارتخانه مى آيند، اين سنگها جلوى چشمشان قرار گيرد و مشترى پيدا شود! شما را به خدا، اين منطق ، قابل قبول است ؟ ما اين همه خرج كنيم و سنگ هاى وزارتخانه را كه دارد يا ندارد جمع كنيم و سنگ جديد نصب كنيم ، براى اين كه مشترى پيدا كنيم ! شما مى توانيد در سالن اصلى وزارتخانه خود چارچوب بزرگى به طول 5 و عرض 3 متر درست كنيد و انواع و اقسام سنگ هايتان را به شكل خيلى بديع و زيبا در آنجا بچينيد كسانى هستند كه كارشان همين چيدن هاست بعد هر ميهمانى آمد، به عنوان اداى احترام ، او را به آنجا ببريد تا سنگ ها را تماشا كند، هم تماشاست ، هم مشترى يابى ، اين كه بهتر است . بهانه براى تجمل سازى ، واقعا مناسب نيست . به نظر من زرق و برق در زندگى شما وقتى به بيرون منعكس شود، آن اشكال دوم را دارد، فرهنگ مى سازد و يك عده نو كيسه و تازه به دوران رسيده را به خرج ها و تجمل بازى تشويق مى كند بعد هم مى بينند روساى نظام هستند، همه به آن طرف حركت مى كنند، آنگاه از شما تندتر هم مى روند، چون شما بالاخره ملاحظاتى داريد كه خيلى از آنها ندارند. البته من در اين زمينه ها قبلا سفارش هايى به عزيزان كرده ام .
در همين چند ماه قبل دو گزارش جداگانه از بوشهر و اصفهان به من رسيد كه به معناى حقيقى كلمه خواب را از چشم من ربود، هر دو هم مربوط به دستگاه هاى دولتى بود. گزارش اصفهان مربوط به محل سد است ، مظهر فاصله و دره بين وضع زندگى قشرهاى فقير و قشرهاى دولتى در آنجا خانه ها و ويلاهايى ساخته اند. البته بخش خصوصى هم هست ، اما دولت هم در آنجا از اين كارها كرده است . كنارشان هم مردم زندگى عاديى ندارند، نان نداند كه شكمشان را سير كنند، دروازه هم گذاشته اند كه كسى حق ندارد از آن جا عبور كند و به آن طرف برود! در يكى از جزاير بوشهر هم همين اتفاق افتاده و مربوط به يك بخش دولتى است . اين ها اصلا قابل قبول نيست بنده خبر نداشتم ، اما اگر اطلاع داشتم كه مى خواهند چنين جايى را در اصفهان و يا بوشهر بسازند، با اين كه بنا ندارم در كار اجرايى دخالت كنم ، قطعا به آن استاندار يا آن وزير، كتبا و شفاها مى گفتم شما حق ندارى اين كار را بكنى . به هر حال اين كار را كرده اند، ساخته اند و تمام كرده اند. تاثير اين كارها خيلى بزرگ است .
نصيحت سوم
نصيحت سوم ما اين است كه اين دولت بايد شعار خودش را امانت و درستكارى قرار دهد. البته شما درستكاريد، من بارها از وزرا چه شما چه كسانى كه قبل از شما بودند با همين عنوان و صفت ، تمجيد و تجليل كرده ام ، چون عقيده ما اين است ، بالاخره نمى شود وزراى ما درستكار و امين نباشند. اين جمله اميرالمومنين معروف است كه فرمود: ان عملك ليس لك بطعمه اين طعمه يى نيست كه تو به دست آورده باشى و بخواهى از آن لقمه چربى بزنى ، و لكنه فى عنقك امانه اين يك امانت و مسووليت بر دوش شماست از فرصت هاى شغلى نبايد استفاده شخصى بشود، نبايد ريخت و پاش صورت بگيرد. اين نامه هشت ماده كه من به آقايان روساى سه قوه نوشته ام ، جدى است . ما گذاشته ايم آقايان اقدام كنند، اما اگر اقدام نكنند، بنده خودم وارد ميدان مى شوم و اقدام مى كنم ، بعد هم اينها مى آيند گله مى كنند، اما گله شان به جايى نخواهد رسيد، چون بالاخره بايد كار بشود. شما اين همه داريد زحمت مى كشيد، من واقعا مى بينم كه اين همه غصه و جوش خورده مى شود، خود رييس جمهور و ديگران دارند كار مى كنند، بعد يك نفر آدم بيايد از اين اوضاع و احوال استفاده كند و پولى به جيب بزند و همه را بدنام و دولت را خراب كند و مردم را نااميد نمايد، مگر اين قابل اغماض است ؟
تخلفاتى كه به من گزارش مى شود، غالبا از شركت هاى وابسته است . اوايل رياست جمهورى آقاى خاتمى ، گزارشى راجع به شركت ها به ايشان دادند، به من هم دادند. البته انتظار من اين بوده و هست كه نسبت به اين مسايل تصميم گيرى شود. در بعضى از اين شركت ها كارهايى صورت مى گيرد، مثل خريدهاى كلان ، بدون توجيه اقتصادى ، احداث ساختمان ، حتى همراه با تخلف ، سرمايه گذارى ، بدون توجيه اقتصادى ، سفرها و ماموريت هاى خارج ، بدون توجيه واقعى و بدون تخصص لازم براى يك كار بيخود و كم اهميت ، هياتى را به خارج مى فرستند توزيع امكانات غير عادلانه و بدون توجيه ، يك بار پول مى دهند كه خانه رهن كنند، يا خانه سازمانى به آنها مى دهند، در حالى كه خانه دارند، پرداخت هاى كلان و هدايا و جوايز بى مورد هم ديده مى شود. يكى از كارهاى بسيار بدى كه داشت رايج مى شد و خوشبختانه به نحوى جلوى آن گرفته شد، مساله هدايا بود. كسى مى خواهد از مسووليتى برود، هداياى فراوانى به او داده مى شود! كسى كه هديه مى دهد، از كجا مى دهد! از جيب خودش ؟ نه از بيت المال . به چه مناسبت ؟! اين هديه چيست ؟! استخدامهاى بى ضابطه وابستگان و تنظيم اسناد صورى را هم به ما گزارش كرده اند. دفتر ارتباط ما اين اسناد را به وزارت اطلاعات فرستاد، جوابيه وزارت اطلاعات را هم براى من فرستادند. آنها در همه موارد اسناد را تصديق كردند و گفتند درست همين طور است . بايد برخورد شود، نگذاريد اينها به قوه قضاييه برسد، خودتان با آنها در داخل دولت برخورد كنيد. آن دستگاه مربوط به اين شركت ، بى ملاحظه با اينها برخورد كند. آقا مى آيد جنسى را كه متعلق به اين شركت است ، يكبار مى فروشد، يكبار اجاره مى دهد، اين كار معنا ندارد، چرا؟! چون در فلان شركت وابسته ، چند نفر از خويشاوندانش هستند. اين طور كارها اصلا قابل قبول نيست ، اينها با امانت و دستكارى ، بسيار منافات دارد. از جمله مصاديق امانات ، رعايت اولويتها در هزينه كردن است . گاهى هزينه ها، هزينه هاى درستى است ، اما اولويت دار نيست . شما نگاه كنيد، اولويت ها را با امكانات تطبيق كنيد. امكانات ما محدود است ، لذا اولويت ها را با امكانات چفت كنيد البته در اين كار، سازمان مديريت و برنامه ريزى و دستگاههاى دولتى مى توانند نقش زيادى داشته باشند. خلاصه اينكه بايد براى بيت المال خيلى اهميت قائل شد.
من در همينجا بگويم ، يكى از چيزهايى كه واقعا اولويت ندارد، بعضى از سمينارهاست . امسال به نظرم ايران ركورد سمينار را شكست ! هر روز در راديو و تلويزيون خبر برگزارى سمينارى درباره فلان مسئله اى كه خيلى اهميت ندارد، منعكس مى شود يك وقت هست كه عده اى در اينجا جمع مى شوند تا تبادل نظر علمى كنند، در اين سمينارها اين طور نيست ، بايد پول هواپيما و هتلشان را بدهند، بعد كه آنها به اين جا مى آيند، مى گويند به به ، شما ايرانى ها چقدر ميهمان نوازيد، ما مى خواهيم دو روز ديگر هم بمانيم ! چنين چيزهايى در دنيا معمول نيست ، به طور جدى جلوى اينها را بگيريد، مگر اين كه سمينار لازمى باشد كه براى برگزارى آن ، وقعا يك نياز حقيقى وجود داشته باشد.
نصيحت چهارم
نصيحت چهارم ما، پاسخگو بودن است ، پاسخگو بودن در مقابل مجلس و قانون ، يك روال معمولى دارد. من مى خواهم از اين يك قدم بالاتر بروم ، مى خواهم بگويم هر كارى مى كنيد، بايد طورى باشد كه براى آن استدلال و توجيه قانع كننده داشته باشد. اگر از شما پرسيدند چرا اين سرمايه گذارى را كرديد، چرا آن اقدام كرديد، چرا آن اقدام را نكرديد، بگوييد با اين استدلال . البته ممكن است آن استدلال ، غلط باشد و همه آن را نپسندند، اما شما استدلال داشته باشيد. پاسخگو بودن ، يعنى اين . در پيشگاه خداى متعال هم همين طور است . اگر ما پيش خداى متعال استدلال داشته باشم . چنانكه استدلال ما غلط باشد، خداى متعال اغماض مى كند. البته گاهى مى شود كه انسان استدلال خودش را قبول ندارد، اين را خدا مى فهمد مردم هم مى فهمند، آن جايى كه استدلال را صورى درست كرديم ، ديگران مى فهمند. نه ، بايد استدلالى باشد كه واقعا خود ما را قانع كند.
عده اى مى گويند شما جرات را از مديران مى گيريد، نه آقا، بنده خودم آدم با جراتى هستم و از كارهايى بزرگ اصلا واهمه ندارم و وارد كارهاى بزرگ شده ام و مى شوم و از آدم با جرات هم لذت مى برم . هر آدمى را هم كه ببينم با مشاهده كار عظيم به شوق مى آيد تا جلو برود، در دلم تحسينش مى كنم و قدر او را مى دانم . نخير، نمى خواهم جرات مديرها را بگيريم ، منتها آن مديرى كه پشت كارش استدلال هست ، جرات دارد، اما آن مديرى كه استدلال ندارد، خودش جرات ندارد، كارش (يقدم رجلا و يوخر اخرى ) است ، يك قدم جلو، يك قدم عقب ، آخر هم كار را ضايع و خراب مى كند. پاسخگو بودن به اين معناست .
من مى بينم گاهى اوقات بعضى ها كارهاى زيادى مى كنند، اما اصلا توجيه ندارند. بامزه اين است كه بعد هم در موضع معترض و اپوزيسيون مى نشينند! آقا سيزده ، چهارده سال در راس يك وزارتخانه بوده ، محصول كار، مطلقا غير قابل قبول است ، حالا به جاى اين كه ما برويم بگوييم آقا شما بعد از سيزده ، چهارده سال چرا محصول كارتان اين است ، او طلبكار است كه به من كمك نكردند! اين حرف معنا ندارد. جايى داشته باشيد براى اين كه اين معنا را سوال و مشخص كنند، كه ببينيم چرا اين گونه حرف مى زنند.
به نظر من ، هم مجلس و هم ديوان محاسبات بايد فعال شوند. من خواهش ‍ مى كنم كه سازمان مديريت و برنامه ريزى و وزارت امور اقتصادى و دارايى ، با ديوان محاسبات چفت شوند. ديوان محاسبات چيز خوبى است ، كمك به شماست . من ديده ام دستگاه هاى دولتى از ديوان محاسبات خوششان نمى آيد. ديوان محاسبات جاى خوبى است ، هم مجلس است ، هم مواخذه كننده است .
نصيحت پنجم
نصيحت پنجم ، پرهيز از تشنج سياسى است . گاهى بعضى از اعضاى دولت يك كلمه حرف مى زنند يا موضعى اتخاذ مى كنند، بعد مى بينيد كه يك مساله سياسى در كشور درست مى شود. يك حرف بيخودى كه لزومى نداشت گفته شود، گفته مى شود، بعد همان را راديوى خارجى و راديوى داخلى و فلان روزنامه بنا مى كنند به كش دادن . هر چه كه فضاى كشور را تهيج سياسى دورتر باشد، شما بهتر مى توانيد كار كنيد. شما نگذاريد آن فضا به وجود آيد. در وزارتخانه ها هم آدم هايى را كه اين طور حركت مى كنند، نياوريد. من به بعضى از دوستان راجع به اين قضيه سفارش كرده بودم ، اما گوش نكردند، لذا نتايج خوبى به بار نيامد. البته در اين زمينه ها بناى بر الزام و تاكيد ندارم ، به بعضى از افراد يك نصيحت دوستانه و برادرانه مى كنم ، اگر عمل كنند، به نفع خودشان است ، بعضى عمل مى كنند، بعضى هم متاسفانه عمل نمى كنند. آدم هاى مساله دار جنجالى وابسته به فلان جناح و فلان حزب را نياوريد، اين ها بروند كار خودشان را جاى ديگر بكنند. دولت نبايد به جايى تبديل شود كه احزاب مى خواهند ديدگاه ها و گرايش هاى خودشان را در آن جا رسمى و پرچمش را بلند كنند، اين درست نيست ، نتيجه اش اين خواهد شد كه از كار مى مانيد و آن وظيفه اى كه بر عهده شماست ، به بار نخواهد نشست .
به نظر من آقايان وزرا هم نبايد وقت خود را در كارهاى حزبى صرف كنند. زمان آقاى هاشمى وقتى حزب آقايان كارگزاران درست شد، يكى از اشكالات اساسى اى كه من به كار آنها گرفتم و به آنها گفتم ، اين بود كه براى حزب بايد وقت صرف كنيد. دور هم بنشينيد و حرف بزنيد، تبادل نظر كنيد، بلى و خير بگوييد، بحث هاى سياسى و روشنفكرى كنيد كه ولو در كار هيچ اثرى هم نگذارد، بايد بدانيد كه اين مقدار همت و وقت ، متعلق به دولت است . وزير كه در وزارتخانه هشت ساعت كار ندارد، وزير تمام وقت در اختيار وزارتخانه است . اگر شما همت و نشاط حرف زدن و فكر كردنتان را جاى ديگرى صرف كرديد، در حقيقت وقت وزارتخانه را غصب كرده ايد، اين فعل حرام است .
من عرض مى كنم ، اين كه ما مى گوييم سياست ما عين ديانت ماست و ديانت ما عين سياست ماست كه مرحوم مدرس حرف درستى زد و امام آن را تاييد كرد معناى واضحى دارد، اما يك روى ديگرش اين است كه سياست ما بايد ديندارانه و پرهيزگارانه باشد. هر كار سياسى اى خوب نيست . بعضى ها هستند كه به كار سياسى فقط مثل يك كار سياسى اى كه هيچ گرايشى به ديندارى ندارد، نگاه مى كنند، هدف اين است كه اين كار، سياسى پيش برود، اين درست نيست ، كار سياسى بايد متدينانه باشد. همه چيزهايى كه در شرع حرام است ، به توان دو در كار سياسى بايد مورد توجه قرار گيرد و معتبر شمرده شود. كار سياسى بايد به دور از بى پروايى باشد.
نصيحت ششم ، هماهنگى و همنواختى است . من بارها گفته ام ، در جلسه هيات دولت قبل هم گفته ام كه دولت مثل چهار راهى است كه رييس ‍ جمهور، پليس راهنمايى است ، يك راه را مى بندد يك راه را باز مى كند، مقصود اين است كه همه بتوانند از اين مركز، بدون تصادف عبور كنند، لذا بايد با هم هماهنگى داشته باشيد، هم ميان دولت و هم در ديگر مجموعه هاى نظام يعنى همه بايد يك آهنگ را بنوازيد، تك نوازى و جدا شدن ، معنا ندارد. سياست هاى اجرايى كلى دولت را ملاك قرار دهيد و همه با هم كار كنيد. مثلا من مى بينم گاهى اوقات وزارت خارجه ما در عالم سياست با دولتى مشكلى پيدا كرده و مى خواهد روى آن فشار سياسى بياورد. وزارت خارجه ما نمى تواند تانك بردارد و به آن كشور ببرد، ما يك معامله اقتصادى داريم ، از آن بايد استفاده كند، يا معامله را قطع كند يا معامله را اجرا كند يا شرط بگذارد. وزارت خارجه كار خودش را دارد مى كند، وزارت بازرگانى ، وزارت صنايع و وزارت بهداشت و درمان هم كه مى خواستند چيزهايى بخرند در آنجا دارند كشك خودشان را مى سايند با فلان كمپانى وارد مذاكره مى شوند و چيزى را مى خزند اين طور جدا از هم كه نمى شود. البته آنها هم متقابلا گله مى كنند و مى گويند ما وقتى مى خواهيم با وزارت خارجه هماهنگى كنيم ، ما را محدود مى كند، خيلى خوب ، اين راه حل دارد، مشكلش بايد در دولت حل شود. هيچ تحركى در خارج از كشور تحرك عمرانى ، اقتصادى ، معامله و.... نبايد از پشتوانه بودن براى سياست خارجى ما منفك شود، بايد در جهت سياست خارجى و در خدمت آن باشد. شما الان مى بينيد امريكايى ها اعتراف دارند كه بهترين مسير براى خط لوله آسياى ميانه ، ايران است . اين را همه شركت ها قبول دارند اما سياست به اين كار اجازه نمى دهد، يعنى اينها به يك كار غير صرفه جويانه گردن نهاده اند، براى اين كه سياست را تقويت كنند. البته خدا لعنتشان كند، اين كارشان خيلى بد است ، اما از ديدگاه آن دولت ، اين كار، منطبق با منطق است و بايد همين كار صورت بگيرد. همچنين بايد هماهنگى با بقيه دستگاه هاى نظام صورت گيرد، كه خوشبختانه آقاى خاتمى هم در بياناتشان به آن اشاره كردند.
نصيحت ششم
هماهنگى و همنواختى است . من بارها گفته ام ، در جلسه هيات دولت قبل هم گفته ام كه دولت مثل چهار راهى است كه رييس جمهور، پليس ‍ راهنمايى است ، يك راه را مى بندد يك راه را باز مى كند، مقصود اين است كه همه بتوانند از اين مركز، بدون تصادف عبور كنند، لذا بايد با هم هماهنگى داشته باشيد، هم ميان دولت و هم در ديگر مجموعه هاى نظام يعنى همه بايد يك آهنگ را بنوازيد، تك نوازى و جدا شدن ، معنا ندارد. سياست هاى اجرايى كلى دولت را ملاك قرار دهيد و همه با هم كار كنيد. مثلا من مى بينم گاهى اوقات وزارت خارجه ما در عالم سياست با دولتى مشكلى پيدا كرده و مى خواهد روى آن فشار سياسى بياورد. وزارت خارجه ما نمى تواند تانك بردارد و به آن كشور ببرد، ما يك معامله اقتصادى داريم ، از آن بايد استفاده كند، يا معامله را قطع كند يا معامله را اجرا كند يا شرط بگذارد. وزارت خارجه كار خودش را دارد مى كند، وزارت بازرگانى ، وزارت صنايع و وزرات بهداشت و درمان هم كه مى خواستند چيزهايى بخرند در آنجا دارند كشك خودشان را مى سايند با فلان كمپانى وارد مذاكره مى شوند و چيزى را مى خزند اين طور جدا از هم كه نمى شود. البته آنها هم متقابلا گله مى كنند و مى گويند ما وقتى مى خواهيم با وزارت خارجه هماهنگى كنيم ، ما را محدود مى كند، خيلى خوب ، اين راه حل دارد، مشكلش بايد در دولت حل شود. هيچ تحركى در خارج از كشور تحرك عمرانى ، اقتصادى ، معامله و.... نبايد از پشتوانه بودن براى سياست خارجى ما منفك شود، بايد در جهت سياست خارجى و در خدمت آن باشد. شما الان مى بينيد امريكايى ها اعتراف دارند كه بهترين مسير براى خط لوله آسياى ميانه ، ايران است . اين را همه شركت ها قبول دارند اما سياست به اين كار اجازه نمى دهد، يعنى اينها به يك كار غير صرفه جويانه گردن نهاده اند، براى اين كه سياست را تقويت كنند. البته خدا لعنتشان كند، اين كارشان خيلى بد است ، اما از ديدگاه آن دولت ، اين كار، منطبق با منطق است و بايد همين كار صورت بگيرد. همچنين بايد هماهنگى با بقيه دستگاه هاى نظام صورت گيرد، كه خوشبختانه آقاى خاتمى هم در بياناتشان به آن اشاره كردند.

next page

fehrest page

back page