مقدمه
بصيرت و آگاهى رهبرى بزرگوار انقلاب اسلامى ، ايشان را در جايگاه ويژه اى قرار
داده است . با اين اوصاف نگاه معظم له به واقعيت هاى پيرامون ، با زاويه اى تنظيم مى
گردد كه اگر هر مريدى از آن الگو بگيرد، علاوه بر رعايت سير شرعى و قانونى ،
رسيدن به كمال را ممكن مى بيند.
اين حقيقت ، هم ما را در پهنه اندرز و نصيحت به تذكار مسووليت متوجه مى سازد و هم
مريدان را تشنه كلام گهربارى مى كند كه هر ذره آن ، توانايى درك موقعيت پيروزى را
در وجود آنان مضاعف مى نمايد.
با توجه به اين واقعيت ، حضرت آيت اله خامنه اى در تاريخ 4/6/1380 در ديدار با
اعضاى كابينه دوم آقاى خاتمى (رياست جمهورى ) هفت نصيحت مهم را به آنان يادآور
شدند.
روزهاى آغازين كار هيات دولت جديد، همراه با اندرزهايى شد كه هر كدامش مى تواند
راهگشاى بسيارى از مسايل و نافى تعداد زيادى از تنگناها و بحران ها براى دولتمردان
باشد.
اهميت موضوع ها، نگارنده را بر آن داشت تا با تبيين /، راهى به عرصه يادآورى
بگشايد و تفسيرى هر چند كوتاه بر گفتار رهبر معظم انقلاب اسلامى بنگارد.
اين تبيين در پنج بخش ، بر صفحه هاى هفته نامه پرتو سخن حك شد و نگاه هايى را با
خود برد. تعدادى نويسنده را بر ادامه اين گونه تفسيرها ترغيب كردند و افرادى نيز
بر چاپ آن به صورت كتاب اصرار ورزيدند.
اين كتاب كه مزين به متن كامل بيانات معظم له در جمع اعضاى هيات دولت جديد آقاى
خاتمى نيز هست ، مكتوب همان تلاش است كه با اندكى تغييرات و عنوان نگارى ، آماده طبع
گرديد تا شايد راهنمايى براى مديران اجرايى كشور و كارگزاران نظام باشد.
على شيرازى
دولت كار و عمل
رهبر فرزانه انقلاب اسلامى ، در روز دوشنبه 4/6/80 به مناسبت هفته دولت در
ديدار اعضاى كابينه جديد به رييس جمهور و هيات وزيران تذكرات مهمى را گوشزد
فرمودند.
دقت در يكايك آن نكات و عمل به فرامين حضرت آيت الله خامنه اى كه شرعا و قانونا همه
موظف به اجراى آن هستيم راهگشاى بسيارى از مشكلات و
عامل سعادت دنيوى و اخروى كابينه جديد و باعث
حل معضلات جامعه است .
با توجه به اهميت مطالب نگارنده بر آن شد تا با نگاه بر نصيحت ها و اندرزهاى معظم
له ، قلم را به چرخش در آورده و تجديد نصايح را در پهنه تذكر، زمينه اى براى
يادآورى و عمل پسنديده قرار دهد.
رهبر معظم انقلاب در اولين نصيحت به كابينه جديد فرمودند: نصيحت
اول من اين است كه دولت را، دولت كار و عمل قرار دهيد (1)
از فرصت زودگذر حداكثر استفاده را بكنيد و براى مردم كار كنيد تا بتوانيد هم
رضاى الهى را كسب كنيد و هم البته نام نيك دنيوى و مردمى را كسب كنيد (2)
معظم له در همان جلسه فرمودند: الان براى شما شرايط فراهم تر است ، يك قلمش
همين ذخيره تجربه است كه مورد تاييد من است ،
لااقل خود آقاى رييس جمهور بعد از چهار سال كاملا با فنون و رموز اين كار آشنا هستند.
علاوه بر اين ، خيلى از وزرا هم اين تجربه ها را دارند و مجموعه هيات دولت در حد خوبى
از نصاب تجربه است
آقاى خاتمى نيز در روز يكشنبه 28/5/80 در جمع نمايندگان مجلس شوراى اسلامى ،
قبل از شروع جلسه بررسى و راى اعتماد به وزراى پيشنهادى خود براى تلاش عملى در
راستاى خدمت به مردم گفته بود: امروز اشكالات امكانات و موانع را بهتر از گذشته
شناخته ايم و بايد با ويژگى هاى مشخص در چارچوب برنامه سوم توسعه و ديدگاه
هاى عرضه شده رييس جمهور، به سرعت گام برداريم (3)
از اين رو هيچ عذرى براى عمل نكردن شعارها از سوى آقاى رييس جمهور و هيات وزيران
وجود ندارد. همانگونه كه مقام معظم رهبرى فرمودند: مردم تشنه خدمتند (4)
دوران شعارهاى پوپوليستى نيز به سر آمده و بايد براى خدمت به ملت و تقويت
مديريت دينى و در نهايت براى كار آمدن نشان دادن نظام اسلامى ، وارد گود
عمل بى وقفه شد.
دولت كارآمد
در اين پهنه براى كارآمدى توجه به نكات مهمى ضرورت دارد كه مقام معظم رهبرى به
چند نمونه آن در جمع هيات دولت جديد اشاره فرمودند
الف . عناصر نزديك به خودتان را از آدم هايى انتخاب كنيد كه كار را بشناسند
اگر افراد نا آشناى به كار در راس امور قرار بگيرند، جامعه را دچار آفت كم كارى مى
كنند.
براى رهايى از اين آفت و حركت عملى براى خدمت به مردم ، بايد
اصل را بر انتخاب ياران آشنا به كار قرار داد و از گزينش جناحى و باندى پرهيز
نمود. چه بسا در انتخاب حزبى وصف كارآشنايى در رديف چندم قرار بگيرد.
ب . سواى از انتخاب همراهانى كار آشنا و كارآمد، نظارت دائمى بر كار مديران اجرايى
از بديهيات است . از همين رو حضرت آيت الله خامنه اى فرمودند:
عامل موثر ديگر در كارآمدى ، زير نظر داشتن دائمى مديران است در اين عرصه ،
رييس جمهور و وزيران ، بر جزئيات كار ياران همراه ، نظارت ويژه دارند. همين نگاه ،
عامل توسعه كمى كار و رشد كيفى آن مى شود. زيرا: همراهان ناآشنا به كار، با نيروهاى
كارآشنا معاوضه مى شوند، نيروهاى قوى تر به جاى افراد قوى مى نشينند، كسانى كه
تخطى كرده اند، بر كنار و انسان هاى صالح جايگزين آنان مى گردند، افراد،
شناسايى مى شوند و هر كس در جايگاه حقيقى خويش قرار مى گيرد، اشخاصى كه كار
برتر را مرهون نظارت مى بينند، با دلگرمى بيشترى تلاش مى نمايند. سواى از آن
شناخت نقص ها و همت در راستاى رفع نواقص و همچنين يافتن نقاط قوت و تلاش براى
رشد در اين عرصه ها، نتيجه بارز نظارت دائمى بر كار مديران است .
ج . پى گيرى كارها، در راستاى اجراى فرامين و
دستورالعمل ها، نكته ديگرى در جهت تحقق كارآمدى بيشتر است . لذا مقام عظماى ولايت
فرمودند: پى گيريها خيلى خوب نيست ! بايد پى گيرى كنيم
د. بايد مديران زير دست نيز به مسوولان بالاتر گزارش كار بدهند. رييس جمهور و
وزيران نيز بايد از آنان گزارش بخواهند، چنانچه حضرت آيت الله خامنه اى فرمودند:
(از مجموعه مديران ارشدتان گزارش بخواهيد).
گزارش هايى كه به صداقت آن يقين كنيم و در روند كارى بزرگان و مديران ارشد
كارساز باشد.
اگر به اين فرامين توجه شود، قطعا شعارهاى دولتمردان پا به عرصه
عمل مى گذارد و دولت به عنوان دولت كار و
عمل ، شهرت مى گيرد.
عدالت پرورى
دومين نصيحت رهبر فرزانه انقلاب اسلامى به كابينه جديد، مساله عدالت پرورى بود.
معظم له در اين باره فرمودند: اهتمام اصلى دولت در همه سياست هاى اجرايى و بخشى
، بايد رفع محروميت به نفع ايجاد عدالت باشد. براى رسيدن به عدالت ، توجه
به دو نكته مهم ضرورى است :
الف . خدمت به محرومان ،
ب . روى نياوردن مسوولان به اشرافيگرى و جداشدن از صف مستضعفان براى خدمت به
محرومان ، ايجاد اشتغال ، حل معضل مسكن و بهبود وضعيت درمان آنان ، ضرورى است و بايد
در اولويت قرار بگيرد.
اگر در اين اولويت بندى ، اين سه معضل مهم از ميدان نياز محرومان رخت بربندد، گام هاى
مهمى به سوى عدالت برداشته شده است .
نفى اشرافيگرى
براى سرعت بخشيدن به اين حركت ، نياز است دولتمردان براى نفى اشرافيگرى و
زدودن اين آفت از دامان خود، تلاشى بى وقفه بنمايند.
از اين رو مقام معظم رهبرى فرمودند: از جمله چيزهايى كه روند حركت به سمت عدالت را
در جامعه كند مى كند، نمودار اشرافيگرى در مسوولان بالاى كشور است
كشور، در راستاى تحقق جامعه علوى تلاش مى كند. اشرافيگرى با اوصاف جامعه علوى
در تضاد است . حضرت اميرالمومنين على (ع ) در تبيين روش زندگى زمامداران و پيشوايان
جامعه مى فرمود: خداوند بر پيشوايان حق فرض كرده كه فقيرترين زيردست خود را
الگو قرار دهند، تا مباد فقير از فقر خود خجالت بكشد. (5)
چگونه شيعه و پيرو حضرت امير (ع ) در عرصه حاكميت و در جايگاه وزارت يا مديريت
پايين تر، در اشرافيگرى غرق شود و جامعه را عملا دچار بى عدالتى كند. مقام عظماى
ولايت ، به رييس جمهور و وزرا فرمودند: امسال را
سال رفتار علوى نام گذارى كرديم . چه كسى بايد رفتار علوى داشته باشد؟ در درجه
اول ، من و شما
اگر اين رفتار شكل بپذيرد، عدالت پرورى نيز محقق مى شود، والا از مى كوثر مى
گوييم و مست شراب هواى نفسيم !
زندگى رهبر فرزانه انقلاب اسلامى براى همه ما در اين مسير درس است .
مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد احمد خمينى مى گفت : روزى به
منزل ايشان (مقام معظم رهبرى ) رفتم ، يك فرش مندرس آنجا بود من از زبرى آن فرش
به موكت پناه بردم (6)
در روز 19 خرداد 80 نگارنده توفيق شرفيابى به محضر معظم له را داشت شب ميلاد
نبى مكرم اسلام (ص ) حضرت محمد بن عبدالله (ص ) بود. بعد از نماز مغرب و عشا،
ايشان به خاطرات دوران تبعيد به جيرفت را مرور مى كردند. در آن نشست خصوصى ،
حضرت آقا فرمودند: زمانى كه از كرمان مرا به بم
منتقل مى كردند، من با ماشين خودم بودم و ماشين ژاندارمرى پشت سر من حركت مى كرد. من در
آن روز يك ماشين پژوى 404 داشتم .
نگارنده عرضه داشت : آن ماشين اكنون كجاست ؟
معظم له فرمودند: الان در جلوى دفتر پارك است . با اين كه تاكنون چند دفعه معامله شده
، باز به خودم برگشته و الان هم همان ماشين را دارم !
براى من خيلى شيرين و جالب بود. شخصيتى كه هشت
سال رييس جمهور اين مملكت بوده و اكنون نيز در سيزدهمين
سال رهبرى خود به سر مى برد، همان ماشينى را دارد كه در زمان طاغوت با آن به تبعيد
مى رفت !
چه مى شود كه همه ما اين گونه زندگى كنيم ؟ اگر حرف هاى ولايت را بر جان بخريم
، يقينا سعادت دنيا و آخرت را هديه وجود كرده ايم ، آيا اين گونه بهتر نيست ؟ از چه
زمانى شروع كنيم ؟ همين الان بهترين لحظه آغاز است . مردم نيز در انتظار همين لحظه اند.
امانت و درستكارى
نصيحت سوم ما اين است كه اين دولت بايد شعار خودش را امانت و درستكارى قرار
دهد.
اگر دولت متشكل از كابينه اى امانت دار و درستكار باشد، مساله عدالت پرورى نيز رونق
مى گيرد. براى تبيين واژه امانت نياز به تعريفى جامع و مانع داريم . در يك
تعريف كامل ، حكومت نيز امانتى در دست دولتمردان است كه بايد به آن خيانت نكرده و با
درستكارى ، عزت حكومت و سعادت ملت را بر حقوق خويش مقدم دارند. يقينا در اين نگاه و
تعريف ، اگر عزت و سعادت حكومت و ملت بر حقوق فرد تقدم پيدا كرد، آنچه در زمره
حقوق شخصى شمرده نشود، به طريق اولى از دايره تصرف خارج است . فرد با اين
بينش و نگرش ، قطعا به امانت خيانت نمى كند.
مصداق هاى امانت
براى امانت ، مصداق هايى قابل طرح است . حضرت آيت الله خامنه اى در اولين نشست با
اعضاى كابينه دوم آقاى خاتمى ، مصاديقى از امانت را بر شمردند. ما نيز در يك رديف
بندى ، مصداق هاى مطرح شده را بر مى شمريم :
الف . از جمله مصاديق امانت ، رعايت اولويت ها در هزينه كردن است . رهبر معظم انقلاب
اسلامى فرمودند: گاهى هزينه ها، هزينه هاى درستى است ، اما اولويت دار نيست . شما
نگاه كنيد، اولويت ها را با امكانات تطبيق كنيد. امكانات ما محدود است ، لذا اولويت ها را با
امكانات چفت كنيد
ب . از فرصت هاى شغلى بايد در راستاى خدمت به مردم و جامعه بهره بردارى كرد،
چنانچه مقام عظماى ولايت فرمودند: از فرصت هاى شغلى نبايد استفاده شخصى
كرد.
حال بايد روشن نمود كه فرصت ها با موقعيت ها تفسير مى شوند، يا اين كه زمان را نيز
بايد در آن دخيل كرد. در صورت دخالت زمان كه امرى بديهى است چه حدى را بايد براى
آن متصور شد؟
حضرت آيت الله خامنه اى معتقدند: وزير كه در وزارتخانه هشت ساعت كار ندارد، وزير،
تمام وقت در اختيار وزارتخانه است قابل توجه و دقت است كه معظم له مى فرمايند:
اگر شما همت و نشاط حرف زدن و فكر كردنتان را جاى ديگر صرف كرديد، در حقيقت
وقت وزارتخانه را غصب كرده ايد
بنابراين براى حفظ امانت و درستكارى ، لازم است وزير در
طول شبانه روز، با جديت و پشتكار در راستاى خدمت به جامعه تلاش كند، از فرصت پيش
آمده و موقعيت خود، براى حل مشكلات و معظلات مردم جديت نمايد و از فرصت هاى شغلى ،
براى استفاده فردى بهره نبرد. استفاده شخصى از فرصت هاى شغلى ، غصب حق ملت و
فعلى حرام است .
ج . وزير بايد با درك موقعيت شغلى و بهره بردارى از آن در جهت خدمت به جامعه -
خصوصا محرومان - و با اولويت بندى هزينه ها، از ريخت و پاش در پهنه تلاش
جلوگيرى كند.
ريخت و پاش در عرصه كار، عامل رشد اشرافيگرى در حيات فردى و اجتماعى مسوولان مى
شود، و دو عيب بزرگ اشرافيگرى را در جامعه ترويج مى كند. نخست (اسراف ) گسترش
مى يابد، و در مرحله دوم ، فرهنگ سازى اى شكل مى پذيرد كه بر چيدن آن به آسانى
ممكن و مقدور نيست . آن گاه كه دفتر كار وزير، ميدان اسراف و ريخت و پاش شد، ياران
همراه او نيز با تبعيت از وى ، فتيله اسراف را بالاتر مى كشند. بر فرض اگر وزيرى
براى ريخت و پاش شد، حدى قايل بود، در نيروهاى پايين تر، اين حد برداشته مى شود
و در بعضى از جاها براى آن وسعتى نمى توان تصور كرد.
در اشرافيگرى فردى ، گاه آن را در دامنه حلال تفسير مى كنيم ، اما قطعا اشرافيگرى
اجتماعى ، چون با پول بيت المال شكل مى پذيرد، بايد آن را تنها در عرصه حرام جستجو
كرد.
د. براى پاسدارى از امانت و درستكارى ، بايد با متخلفان برخورد شود.
قبل از برخورد، بايد نوع تخلف ، ميزان جرم و نوع برخورد مشخص باشد. فرد متخلف
نيز با سند روشن جرم ، شناسايى ، و سپس با توجه به حد برخورد، مجازات گردد.
برخورد با متخلف
مقام معظم رهبرى در فرمانى كه در تاريخ 10/2/80 براى مبارزه همه جانبه با فساد
مالى و اقتصادى به روساى قواى سه گانه صادر كردند، در بند چهارم آورده اند:
ضربه عدالت بايد قاطع ، ولى در عين حال دقيق و ظريف باشد. متهم كردن بى
گناهان يا معامله يكسان ميان خيانت و اشتباه ، يا يكسان گرفتن گناه كوچك با گناهان
بزرگ جايز نيست (7)
معظم له در ادامه مى آورند: مديران درستكار و صالح و خدمتگزار كه بى گمان ،
اكثريت كارگزاران در قواى سه گانه كشور را
تشكيل مى دهند، نبايد مورد سوءظن و در معرض اهانت قرار گيرند و يا احساس ناامنى
كنند (8) يك برخورد دقيق و ظريف لازم است تا علاوه بر رعايت حفظ آبروى
كارگزاران امانت دار، متخلف در چنگال قانون گرفتار آيد و با وى برخورد شود.
حضرت آيت الله خامنه اى در جمع اعضاى كابينه جديد فرمودند: من واقعا مى بينم كه
اين همه غصه و جوش خورده مى شود، خود رييس جمهور و ديگران دارند كار مى كنند، بعد
يك نفر آدم بيايد از اين اوضاع و احوال استفاده كند و پولى به جيب بزند و همه را بد
نام و دولت را خراب كند و مردم را نااميد نمايد، مگر اين
قابل اغماض است ؟
اگر با اين غده سرطانى مسامحه شود، گاه يك غده كوچك ، جامعه اى را در هم مى نوردد.
فرد اهل تسامح نيز در شكستن سلامت جامعه شريك جرم است ، لذا رهبر فرزانه انقلاب
معتقدند: (تسامح در مبارزه با فساد به نوعى همدستى با فاسدان است .) (9)
پس اصل برخورد با متخلف ضرورى است . حال بايد پرسيد چه كسى با متخلفان مبارزه
كند؟ مقام معظم رهبرى در اين خصوص مى فرمايند: نگذاريد اينها به قوه قضاييه
برسد، خودتان با اينها در داخل دولت برخورد كنيد
اگر اين برخورد در دولت صورت نگرفت ، طبيعى است كه نوبت به قوه قضاييه مى
رسد. اما راه صحيح و قانونى ، برخورد اوليه دولت با متخلفان دولتى است ، و در
مراحل بزرگتر و دشوارتر، همراهى دو قوه با هم براى نفى متخلفان ضرورى است .
چنانچه حضرت آيت الله خامنه اى در نامه هشت ماده اى به روساى سه قوه آورده اند:(قوه
مجريه با نظارتى سازمان يافته و دقيق و بى اغماض ، از بروز و رشد فساد مالى در
دستگاه ها پيشگيرى كند و قوه قضاييه با استفاده از كارشناسان و قضات قاطع و
پاكدامن ، مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالى كشور بردارد(10) قطعا
اگر دو قوه مجريه و قضاييه از اجراى اين فرمان سر باز زنند، نوبت به مقام ولايت مى
رسد. لذا معظم له در جمع وزيران جديد فرمودند:(اين نامه هشت ماده اى كه من به آقايان
روساى سه قوه نگاشته ام ، جدى است . ما گذاشته ايم آقايان اقدام كنند، اما اگر اقدام
نكنند، بنده خودم وارد ميدان مى شوم و اقدام مى كنم ).
ايشان در ادامه افزودند: (بعد هم اين ها مى آيند گله مى كنند، اما گله شان به جايى
نخواهد رسيد، چون بالاخره بايد كار بشود).
آيا بهتر نيست قبل از هر اقدام رهبرى ، ديگران مريد مراد باشند و گوش به فرمان رهبر؟
يقينا در اين صورت هم تخلف كمتر مى گردد و هم زودتر جلوى خطاها گرفته مى شود.
سواى از آن ، روساى سه قوه به جاى گلايه با حركت عملى براى تقويت رهبرى انقلاب
تلاش مى كنند.
پاسخگو بودن
نصيحت چهارم ما، پاسخگو بودن است
پاسخگو بودن يعنى چه ؟ براى تبيين واژه (پاسخگو) حضرت آيت الله خامنه اى مى
فرمايند: (هر كارى مى كنيد، بايد طورى باشد كه براى آن
استدلال توجيه قانع كننده اى داشته باشيد.... البته ممكن است آن
استدلال ، غلط باشد و همه آن را نپسندند، اما شما
استدلال داشته باشيد. پاسخگو بودن ، يعنى اين ) كار دولت و وزيران نبايد در عرصه
عدم استدلال گرفتار آيد. امروز در بعضى از فعاليت ها، نشانى از
استدلال يافت نمى شود. رييس جمهور و هيات دولت بايد جلوى اين هرج و مرج را بگيرند.
اگر جلوى اين بى برنامگى گرفته شود، عدم پاسخگويى به
روال تبديل نمى گردد، برنامه و نظم بر محيط كار سايه مى گستراند و كارآيى نظام
بالا مى رود. در نتيجه علاوه بر پايين آمدن ضريب اسراف ، پهنه خدمت گسترش مى
يابد. از اين رو مقام عظيم الشان ولايت مى فرمايند: (بايد با افراد بى
استدلال غير امانتدار) برخورد شود، نگذاريد اين ها به قوه قضائيه برسد، خودتان با
اين ها در داخل دولت برخورد كنيد.
برخورد سريع با مجرم ، هم مانع گسترش جرم است و هم مديران درستكار صالح و
خدمتگزار را به كار دلگرم تر مى كند. لذا اگر دولتمردان هم در اين اقدام ، كوتاهى
كردند، بر قوه قضاييه است كه بدون اغماض و با جرات وارد عرصه شود و جلوى اين
زشتى را كه ما آن را اختلال در كار نظام مى دانيم و مانعى بر سر راه كارآيى بالاى نظام
مى شمريم بگيرد.
حضرت آيت الله خامنه اى در ديدار با اعضاى مجلس خبرگان فرمودند: اگر مسوولان
دولتى و قضايى با اين گونه خطاها برخورد مناسب و به موقع داشته باشند، ضمن آن
كه دست هاى خيانتكار قطع مى شود، و مسولان نيز دقت بيشترى مى نمايند، كارآيى نظام
اسلامى بيشتر و بسيارى از مشكلات فعلى حل خواهد شد) (11)
يكى از مشكلات مهم كه با اين برخورد از جامعه رخت بر مى بندد،
مشكل عدم پاسخگويى است . در آن هنگام است كه دولت ، دولت پاسخگو مى شود، و
عرصه شعار، جايش را با ميدان عمل عوض مى كند.
از اينرو: 1 - خريدهاى كلان بدون توجيه اقتصادى كه در زمره اسراف جاى دارد و بيت
المال مسلمين را به هدر مى دهد، جايش را به خريدهاى ضرورى همراه با اولويت مى دهد،
2 - احداث ساختمان هاى ادارى با تبصره ضرورت هماهنگ مى گردد و در اين ساخت ، علاوه
بر پرهيز از زياده روى در نوع و تزيين ، جلوى ريخت و پاش و در نتيجه ، تخلفات
مالى گرفته مى شود
3 - تمامى سرمايه گذارى هاى دولت و شركت هاى وابسته به آن در مسير توجيه
اقتصادى سامان مى پذيرد
4 - سفرها و ماموريت هاى وزيران و مديران نظام چه در
داخل و چه خارج از كشور با يك برنامه ريزى مدون ، درجه بندى شده و بر اساس اهميت
بالاتر، سواى از اسراف و تبذير و با حضور عناصرى كه وجودشان ضرورى و الزامى
است ، انجام مى پذيرد
5 - دعوت هاى داخلى و خارجى و برگزارى كنگره ها و سمينارها نيز با رعايت
اصل ضرورت و توجه به اولويت بندى ها و به دور از اسراف انجام مى شود.
6 - توزيع امكانات كشور در بين مسوولان نظام و مردم ، بر اساس
اصل عدالت پرورى ، همراه با توجيه حقيقى پا به عرصه اجرا مى گذارد،
7 - استخدام و به كارگيرى نيروها براساس
اصل شايسته سالارى شكل مى پذيرد و ضابطه هرگز جايش را با رابطه عوض نمى
كند
8 - رشوه رانت و تنظيم اسناد صورى ، راهى به درون تفكر مدير نمى يابند، تا چه
رسد به پهنه اجرا، كه مدير و وزير پاسخگو با همه توان با اين منكرات مبارزه مى كند
9 - كم كارى يا بيكارى جايش را با پركارى عوض مى كند و محيط كار به عرصه
تلاش شبانه روزى تبديل مى گردد
10 - عدم پى گيرى از دامنه تفكر مدير و وزير خارج مى شود و پى گيرى در رديف
برنامه مقبول آنان جاى مى گيرد
11 - كارهاى مهم و بزرگ رونق مى گيرد و مديران پر جراءت با توسعه كارهاى
بزرگ ، كشور را در پهنه توانايى ، (مقتدر) مى كنند.
12 - اختلاف ، جايش را به رقابت سالم مى دهد و همه تلاش ها در راستاى رسيدن به
هدف و عزت و سربلندى نظام شكل مى پذيرد. چه زيباست كه همه دولتمردان با
استدلال تلاش كنند و با جلوگيرى از كارهاى بى
استدلال و برخورد با افراد غير پاسخگو، زمينه كار غير
مستدل را از بين ببرند و حوزه پاسخگويى را تقويت نمايند. تنها در اين صورت است كه
نصيحت چهارم مقام عظيم الشان ولايت ، وارد پهنه عملى مى شود و فرمان معظم له بر زمين
نمى ماند. تشنج سياسى ، هواى محيط كار و كشور را غبار آلود مى كند و آرام آرام در نظر
افراد، تحزب را بر ارزش ها مقدم مى دارد. آنگاه كه تلاش شخصى جايگزين خدمت به
مردم ، جامعه و كشور مى شود و دولتمردان در كم كارى غرق مى گردند، مشكلات كشور رو
به گسترش مى رود و حكومت متهم به عدم كارآيى مى شود. به شهيد آيت الله دكتر
بهشتى گفتند: چرا در برابر اين همه هجمه اى كه طيف بنى صدر به شما دارند، سكوت
كرده ايد و از خود دفاع نمى كنيد؟ ايشان فرموده بود: (دعواهاى سياسى روزى 24 ساعت
وقت لازم دارد، ما هم بيش از 24 ساعت در هر روز وقت نداريم ، اگر اين اوقات صرف
دعواهاى سياسى بشود، از خدمت به كشور و مردم باز مى مانيم ) مقام معظم رهبرى فرمودند:
(وزير كه در وزارتخانه هشت ساعت كار ندارد، تمام وقت در اختيار وزارتخانه است .) اگر
يك ساعت از اين وقت را صرف كار حزبى و گروهى كند، از خدمت به جامعه بازمانده است ،
چه رسد به اين كه تمام روز او در دعواهاى سياسى خرج شود. حضرت آيت الله خامنه اى
فرمودند: (اگر شما همت و نشاط حرف زدن و فكر كردنتان را جاى ديگرى صرف كرديد،
در حقيقت وقت وزارتخانه را غصب كرده ايد)
حال اگر وقت مرده وزير هم در تحت سيطره تفكر حزبى او قرار گرفت تصميمات او از
چه نوع تصميم هايى مى شود؟ در نگاه او، حق مقدم است يا حزب و گروهش بر هر حقيقتى
تقدم دارد؟
در اينجا ديگر سخن از غصب يك ساعت و دو ساعت و چند ساعت نيست . او در هر روز 24 ساعت
را غصب كرده و در حقيقت بر جايگاه غصبى تكيه زده است و بايد جايش را با فرد غير
غاصب عوض كند لذا مقام ولايت به اعضاى كابينه جديد توصيه فرمودند:
الف . آدم هاى مساله دار جنجالى وابسته به فلان جناح و فلان حزب را نياوريد
اينان يقينا وارد كار حزبى مى شوند و كشور را به درون آتش نهيج سياسى مى كشانند.
ب . وقتى بنا بر كار سياسى شد، از كار اصلى باز مى مانيد. نتيجه اش اين خواهد
شد كه از كار مى مانيد و آن وظيفه اى كه بر عهده شماست ، به بار نخواهد نشست .
ج . اگر بنا بر كار و خدمت است ، آدم هايى بى مساله و غير وابسته به جناح و حزب
بايد وارد عرصه تلاش شوند. زيرا هر چه كه فضاى كشور از تهيج سياسى
دورتر باشد، شما بهتر مى توانيد كار كنيد
شايسته است هيات دولت ، خصوصا رياست محترم جمهورى ، به اين اندرزها توجه كنند،
تا بار ديگر مقام معظم رهبرى مجبور نشوند بفرمايند: (من به بعضى از دوستان راجع به
قضيه (نياوردن افراد حزبى به وزارتخانه ) سفارش كرده بودم ، اما گوش نكردند،
لذا نتايج خوبى به بار نيامد.
اميدواريم با عنايت به نصيحت هاى رهبرى معظم انقلاب اسلامى ، نتايج مثبت آن را نظاره
گر باشيم .
هماهنگى و همنواختى
نصيحت ششم (هماهنگى ) و (همنواختى ) است .
مجموعه دولت ، چون اتومبيلى است كه هماهنگى جز به جز آن با هم
عامل حركت به سمت جلو مى شود، اين اتومبيل براى حركت در جاده
تكامل براى رسيدن به هدف مطلوب نيازمند هماهنگى با ساير اجزاى جامعه اعم از پليس ،
اداره راه و ساير نيروهاى در مسير نيز مى باشد. دولت جزئى از مجموعه نظام است ، و
تحقق كمال و درك هدف نهايى جز با هماهنگى همه مجموعه هاى
داخل در نظام ميسور نيست . هر چه همنواختى مطلوب تر باشد، رسيدن به هدف ، آسان تر
و زودتر انجام مى پذيرد. اگر تفاهم ، جايش را به ناهماهنگى سپرد، تاخير در رسيدن
به كمال حتمى است و اگر ناسازگارى جاى هماهنگى نشست ، درك هدف غير ممكن مى شود،
خواه اين ناسازگارى از درون دولت برخيزد و يا عدم تفاهم مربوط به مجموعه هاى ديگر
داخل نظام ، غير از هيات دولت باشد.
از اين رو تحقق اهداف دولت منوط به اين است كه :
الف . طبق قانون و شرع ، حركت دولت ، هماهنگ با تدابير مقام معظم رهبرى باشد
ب . هماهنگى و همنواختى كامل بين همه اعضاى دولت و وزارتخانه ها و ادارات دولتى مشهود
باشد
ج . قواى سه گانه كشور به رغم عدم تداخل در كار يكديگر، در رسيدن به هدف مطلوب
با هم هماهنگ عمل كنند. چنانچه حضرت آيت الله خامنه اى فرمودند: (همه بايد يك آهنگ
بنوازيد، تك نوازى و جدا شدن ، معنا ندارد)
چگونگى حركت را در نظام اسلامى ما، ولايت فقيه ترسيم مى كند. اگر دولت با تدابير
مقام معظم رهبرى ، هماهنگ به پيش رود، قطعا همنواختى در دولت و با قواى ديگر قوت مى
گيرد.
سياست هاى هماهنگ
مقام عظيم الشان ولايت مى فرمايند: (هيچ تحركى در خارج از كشور نبايد از پشتوانه
بودن براى سياست خارجى ما منفك شود.)
اين سخن يك دستورالعمل براى سياست خارجى و تلاش هاى برون مرزى اعم از اقتصادى ،
سياسى ، فرهنگى و اجتماعى است .
اگر هيات دولت با اين فرمان هماهنگ شد، اعضاى آن نيز با يك آهنگ به پيش مى روند و
مجلس شوراى اسلامى نيز با همان ديد، تلاش هاى برون مرزى را نظاره مى نمايد و قوه
قضاييه نيز متخلف از اين قانون را مجرم مى شمرد و با او برخورد مى كند. درباره
تلاش هاى درون كشور نيز دستور العمل هاى خاص بسيارى داريم . اگر هيات دولت ،
مجموعه اى را موظف به تنظيم دستورالعمل ها بنمايد و چنانچه اشاره شد، گروهى را نيز
مامور نظارت بر اجرا و پى گيرى فرامين و نصيحت هاى دلسوزانه مقام معظم رهبرى كند،
يقينا عرصه سازگار، ناسازگارى را مى زدايد و در هر ميدانى جز (هماهنگى ) نمود پيدا
نمى كند.
تنها در اين صورت است كه پهنه تلاش مادى و معنوى توسعه مى يابد و سعادت دنيا و
آخرت مردم تامين مى گردد. آيا هدف خلقت چيزى جز عزت دو جهان براى بندگان خداست ؟
قطعا حكومتى كه بتواند به اين هدف دست يابد، با عظمت ترين حكومت است . جمهورى
اسلامى ايران با توجه به نوع حكومت ، اين توانايى را دارد. اگر به نصيحت ششم مقام
ولايت تن دهيم ، كار آمدى نظام را در عرصه عمل به نمايش گذاشته ايم . شيوه رفتارى و
عمل ما، نسبت كارآمدى را بالاتر برده و علاوه بر دسترسى ملت ايران به هدف مطلوب ،
جهان را تشنه اين نوع از حاكميت مى كند كه در پرتو دين ، رنگ الهى گرفته است .
توجه به معنويت و اخلاق
آخرين نصيحت من كه مهم تر بينش هم هست توجه به (معنويت ) و (اخلاق ) است .
اين توجه به دو قسمت تقسيم مى گردد:
الف . توجه فردى
ب . توجه اجتماعى
بايد تك تك اعضاى هيات دولت و همه مديران اجرايى كشور، براى خودسازى و كسب تقوا
تلاش نمايند. حركت در مسير بندگى خدا و رشد اخلاق فردى و نفى اوصاف رذيله از
پهنه زندگى شخصى ، باعث تعالى فرد و جامعه اند. مقام معظم رهبرى در ديدار اعضاى
كابينه دوم آقاى خاتمى فرمودند: (خودتان را سرباز دين بدانيد) اگر كارگزاران
نظام اسلامى ، سرباز دين بشوند، تمام تلاش آنان در راستاى كسب رضايت محبوب
شكل مى پذيرد و تقواى آنان رو به افزايش مى گذارد.
نتيجه پرهيزكارى
فزونى تقوا كه نتيجه توجه فردى است فرآيندى دارد كه ذيلا مرور مى كنيم :
1 - رفع مشكلات
اگر مديران اجرايى كشور، سرباز دين شوند و در راه مستقيم الهى گام بردارند، تمامى
مشكلات آنان و جامعه رفع مى گردد. چنانچه خداوند بزرگ مى فرمايد: (كسى كه
خداترسى و تقوا داشته باشد، خداوند راه بيرون آمدن از مشكلات را به وى نشان مى دهد)
(12)
2 - گشايش در ثروت
ثمره دوم پرهيزكارى و حركت براى رضايت خداوند، گشايش در ثروت است . پروردگار
عزيز در ادامه آيه قبل مى آورد: (و از جايى كه گمان ندارد (و در فكرش هم خطور نمى
كند) به او روزى مى رساند) (13)
3 - عزت و مقام در دنيا
توجه به معنويت و اخلاق از سوى فرد، عزت و سعادت در دنيا را براى شخص به ارمغان
مى آورد و مقام دنيايى وى را نيز تضمين مى كند. قرآن مى فرمايد: (هر كس تقوا پيشه
كند، و شكيبايى و استقامت نمايد (سرانجام پيروز مى شود) چرا كه خداوند پاداش
نيكوكاران را ضايع نمى كند) (14) يعنى عزت و مقام نتيجه تقوا و نتيجه پاكى و خود
نگهدارى است .
مرحوم صدوق نقل مى كند: روزى حضرت يوسف با عزت و شوكت از كنار زن عزير مصر
كه بر مزبله نشسته بود مى گذشت ، زليخا وقتى اين عزت و شوكت را از يوسف مشاهده
كرد، گفت : شكر آن خدا را كه شاهان را به جرم معصيت به بردگى كشانيد و
بردگان را به پاداش طاعتشان به سلطنت رسانيد (15)
4 - بصيرت و آگاهى
از ديگر آثار توجه به معنويت و اخلاق ، بصيرت و آگاهى است ، يعنى انسان با تقوا و
سرباز دين ، بينش خاصى در امور پيدا مى كند، و مى تواند به خوبى حق و
باطل و دوست و دشمن را از هم تشخيص دهد. پروردگار كريم مى فرمايد: (اگر تقوا
پيشه نماييد، خدا براى شما وسيله اى جهت جداساختن حق از
باطل قرار مى دهد. (16)
5 - پذيرش اعمال
فرد خود ساخته ، همه اعمالش پذيرفته است ، لذا علاوه بر عزت در دنيا، در آخرت نيز
بر اثر پذيرش اعمال وى ، در بالاترين رتبه جاى دارد. قرآن مى فرمايد: (خداوند،
تنها از پرهيزكاران مى پذيرد.(17)
اين پذيرش عمل ، هم در دنيا مثمر است و هم در جهان واپسين ، وى را در زمره بزرگان دين
جاى مى دهد. آيا سزاست گرهى را كه با دست
قابل باز شدن است ، به دندان بسپريم ؟ در حالى كه امكان شكستن دندان وجود دارد! اگر
مسوولان نظام به معنويت توجه كنند، به عزتى دست مى يابند كه آن عظمت ، يقينا در
كارآمدى نيز موثر است و كارآمدى امروز، فردا آن ها را عزتمند خواهد ساخت .
توجه به معنويت اجتماعى
علاوه بر توجه فردى به معنويت و اخلاق ، كارگزاران نظام بايد به معنويت اجتماع نيز
توجه كنند، چنانچه مقام معظم رهبرى فرمودند: همت شما اين باشد كه مردم متدين
شوند.
وزير حكومت دينى بايد در راستاى تقويت دين و حاكميت اسلام در جامعه تلاش كند. اين
حركت در وهله اول به خودسازى محتاج است . انسان خود ساخته ، در مسير تبعيت از هواى نفس
و شيطان گام بر نمى دارد، لذا همت او در جهت بالا بردن معنويت و اخلاق مردم قرار مى
گيرد. از اين رو توجه اجتماعى ، پس از توجه فردى مطرح شد، ثانيا دقت در مفهوم اين
توجه ، نشانگر عنايت به اجتماع و ساختن معنوى جامعه است . مسوولان نظام اسلامى نمى
توانند به اين نكته بى توجه باشند. اساس حاكميت آنان براى بقاى دين و رشد اخلاق
جمعى و تحكيم پايه هاى معنويت اجتماع است . براى اين حركت لازم است :
1 - كارگزاران نظام پس از شناخت كامل اسلام ناب محمدى (ص )، حقيقت اسلام را براى
جامعه ترسيم كنند.
2 - زمينه حصول انسانها به بندگى واقعى را در كشور فراهم سازند. براى تحقق
يافتن اين زمينه ، ضرورت دارد:
الف . موانع اجراى اوامر الهى در جامعه برطرف شود.
ب . از بروز مظاهر فساد و شيوع گناه و بى دينى در جامه جلوگيرى گردد چنانچه
حضرت آيت الله خامنه اى فرمودند: مساله استقرار معنويت و جلوگيرى از مظاهر فساد
يا شيوع بى دينى و بخصوص تظاهر به اين معنا، جزو كارهاى واجب است
3 - به عوامل سرعت بخش و سهولت زاى در رسيدن به هدف ، عنايت خاص بنمايند.
الف . رونق بخشيدن به (نماز) و (دعا) از اهم مسايلى است كه در اين مسير بايد بدان
توجه كرد
ب . تامين معاش مردم در اين نگاه ، جايگاه ويژه اى دارد، مقام معظم رهبرى در ديدار اعضاى
كابينه دوم رياست جمهورى فرمودند: اعتقاد من اين است كه بخش هاى اقتصادى ما اگر
مى خواهند مردم متدين شوند، معاش مردم را تامين كنند
ج . ياد مرگ و ترويج آخرت گرايى ، از جمله امور مهمى هستند كه معنويت جامعه را بالا
مى برند و اخلاق اسلامى را در جامعه رشد مى دهند.
د. ترويج همزيستى سالم با خودى ها و تحكيم پايه هاى وحدت جمعى ، به حركت ما در
رسيدن به هدف ، سرعت مى بخشد و ما را آرام تر و آسان تر به هدف غايى و
كمال مطلق مى رساند.
4 - موانع در مسير حركت را براى جامعه و مردم تبيين كنند.
الف . يكى از مهم ترين موانع ، آرزوهاى طولانى است . امام على عليه السلام مى فرمايند:
(اى مردم ! بيشترين ترس من بر شما از دو چيز است : يكى هواى نفس و ديگر آرزوهاى
طولانى . اما پيروى از هواى نفس ، انسان را از راه حق باز مى دارد و آرزوى
طولانى ، آخرت را از ياد مى برد. (18)
ب . دنياگرايى نيز مانعى ديگر بر سر راه رشد معنوى و اخلاقى جامعه مى باشد،
دنياگرايى را بايد به سه دسته تقسيم كرد:
مال دوستى ، مقام پرستى ، قدرت طلبى .
اگر كارگزاران نظام از اين سه آفت به دور باشد و دنياگرايى را نفى كند، علاوه بر
تذكار لسانى ، با عمل نيز زمينه گريز از دنياگرايى را در اجتماع فراهم مى سازد و
به رشد معنويت جامعه كمك مى كند.
ج . حركت در مسير دشمن براى اين امر، ضرورت دارد زمينه شناخت دشمن براى مردم فراهم
گردد، آفت هاى حركت در راه او تبيين شود و با تبليغ (تبرى )، خط روشن ميان دوست و
دشمن در جامعه ترسيم گردد. تنها در اين صورت ، جامعه از مسير دشمن فاصله مى گيرد
و اين مانع بزرگ نيز نفى مى شود و جامعه معنوى
شكل مى پذيرد.
جامعه مطلوب
اگر مسوولان نظام و هيات دولت به اين نكات مهم توجه كنند و همت نمايند تا در راستاى
عمل به نصيحت هاى رهبرى فرزانه انقلاب اسلامى ، مردم متدين شوند، يقينا جامعه اى
مطلوب ، ثمره تلاش آنان خواهد بود. جامعه اى كه :
1 - با نگهدارى نفس از عذاب جهنم و خلود در آن ، به سوى انجام
اعمال صالح و شايسته حركت مى كند.
2 - علاوه بر ترك گناهان ، از مشتبهات و مكروهات نيز دورى مى گزيند.
3 - تنها به خداوند بزرگ و آنچه مرضى اوست ، مى انديشد.
اين جامعه ، با جوامع غير الهى فرق مى كند و تفاوت هاى زيادى در اين پهنه
قابل طرح است . دو فرق مهم در اين عرصه وجود دارد كه ذيلا به آن مى پردازيم :
الف . مردم در اين جامعه ، تنها از خداوند مى ترسند و از هيچ قدرت و دشمنى واهمه
ندارند.
قرآن مى فرمايد: پس هر كه تقوا پيشه كرد و به كار شايسته همت گماشت ، هيچ
ترس و اندوهى براى آن ها نخواهد بود. (19)
ب . نعمت هاى الهى و بركات خداوندى به سوى اين اجتماع سرازير مى شود. پروردگار
عزيز مى فرمايد: اگر مردمى كه در شهرها و آبادى ها زندگى دارند، ايمان بياورند
و تقوا پيشه كنند، بركات آسمان و زمين را بر آنهامى گشاييم (20) اين دو نكته
مهم ، در امر توسعه اقتصادى ، سياسى ، فرهنگى ، اجتماعى و حفظ امنيت و اقتدار ملى نقش
اساسى دارند. چرا تلاش ها در اين مسير قرار نگيرد تا با رشد معنويت جمعى ، عظمت
كشور را گسترش دهيم و استقلال ايران را بيمه نماييم ؟!
آفت هاى اجتماعى
اگر جامعه ما با توجه به بافت فرهنگى و نوع حكومت آن به اين حقيقت توجه نكند،
انواع آفت ها آن را فرا مى گيرد:
1 - اين ملت با هويت ملى اش نابود مى شود.
2 - ضعيف مى گردد.
3 - تو سرى خور مى شود.
4 - مورد بى اعتنايى قرار مى گيرد.
5 - دچار ابتلائات و فلاكت هاى فراوانى مى شود.
از اين روست كه مقام معظم رهبرى فرمودند: بنابراين من ، هيچ حدى براى حمايت خودم از
دولت و يكايك وزرا نمى گذارم اما اين حمايت مشروط به اين است كه اين جهات را رعايت
كنيد. اگر من ببينم و تشخيص دهم كه من ديرهم جزم مى كنم . وزارتخانه يى دارد راهى
بر خلاف راه صحيح حق كه قانون اساسى و سياست هاى نظام و اسلام براى ما معين كرده
حركت مى كند، ديگر از او حمايت نخواهم كرد، با او مقابله هم مى كنم
براى اين كه با جداشدن كارگزاران نظام از اين راه ، انواع آفت ها جامعه را مى پوشاند،
ارزش ها در اجتماع كم رنگ مى شود و دين مردم تضعيف مى گردد. هدف از خلقت ، بندگى
انسان هاست . در يك نظام دينى ، وزير بايد در مرتبه
اول به رشد معنوى و اخلاقى جامعه توجه كند، راز بندگى را كشف نمايد و راه رسيدن
انسانها به عبوديت واقعى را ترسيم كند. چه نيكوست كه با دقت
كامل به اين مهم توجه كنيم . بنابراين ضرورى است اندرزهاى پدرانه مقام عظيم الشان
ولايت را ارج نهيم و بدان عمل نماييم ، تا در آينده اى نزديك جامعه اى علوى را
شكل دهيم و زمينه اجراى دستورات اسلام ناب محمدى (ص ) را در سراسر گيتى به وجود
آوريم .
حضرت آيت الله خامنه اى ،
در تاريخ 4/6/80، در ديدار اعضاى كابينه دوم آقاى خاتمى - رييس جمهور - نكات مهمى
را به آنان گوشزد فرمودند. در ذيل متن كامل بيانات معظم له را مى خوانيم .
بسم الله الرحمن الرحيم
در ابتدا به همه ى شما خوش آمد عرض مى كنم و از خداى
متعال متضرعانه و مبتهلانه ، مكرر درخواست كرده ام و مى كنم كه به شما كمك كند. بدون
كمك الهى نمى شود وظايف سنگينى را كه امروز بر دوش مديران ارشد نظام - از
قبيل شماها - قرار دارد، انجام داد. انشاء الله
مشمول ادعيه ى زاكيه ى حضرت بقيه الله (اروحنا فداه ) هم باشيد و روز به روز رابطه
ى قلبى شما با آن بزرگوار تقويت شود و از آن حضرت فيض بگيريد. همچنين نام و
ياد شهيد رجايى و شهيد باهنر و خاطره ماندگار آنها را
تجليل و تكريم مى كنم . حضور و شاهد بودن اينها به معناى حقيقى كلمه در جو ذهنى
دولت و مسوولان محسوس است . اگر چه بعضى حضور اينها راحتى در ذهنيت هاى امروز نمى
پسندند، اما خوشبختانه وجود دارد و وعده هاى الهى آنها را در همين مطالبى كه آقاى رييس
جمهور بيان كردند و در بسيارى از گفته هاى دوستان
مسوول مشاهده مى كنيم . همچنين از شهيد عراقى آن مرد پاكباز
تجليل كنيم كه مثل ديروز به شهادت رسيد. هميشه سنت بر اين بود كه ياد آن شهيد
عزيز هم زنده نگه داشته شود.
من هم به نوبه ى خود لازم مى دانم از دوستانى كه در دولت بودند و همكارى طولانى
چهار ساله و بيشتر داشتند، تشكر كنم . از جناب آقاى دكتر حبيبى صميمانه تشكر مى كنم
. يكى از محسنات كار آقاى حبيبى اين است كه كار پر حجم و پر منفعت ايشان هيچ گونه
تظاهرى ندارد، يعنى آدم مغرض مى تواند آن نبيند، اگر چه آدم منصف حضور و سود آن كار
را در طول عمر اين دو دولت - به مدت دوازده
سال مشاهده مى كند، و من جزو كسانى هستم كه اين تاثير مفيد را مشاهده كردم ، / الله
اجرتان را از خدا مى گيريد. از اين كه ندانند و نفهمند و انكار كنند، در ذهنتان
برنياشوبيد، زيرا هر چه چشم و دل بيگانه ها به حريم كار مخلصانه اى انسان وارد
نشود، انسان بيشتر بايد آن را مغتنم بشمارد. همچنين از بقيه اى دوستانمان ، جناب آقاى
مظفر برادر بسيار خوب ، ارزشى و ارزشمند جناب آقاى كمالى ، جناب آقاى دكتر فرهادى
و جناب آقاى دكتر نمازى همكار قديمى ما از اول انقلاب تشكر مى كنم . همان طور كه آقاى
رئيس جمهور فرمودند، واقعا اين تعريف ها بجا بود.
همچنين طلب رحمت و مغفرت و رضاى الهى مى كنم براى مرحوم دكتر دادمان ، وزير با نشاط
و پر همت و با اراده مان كه متاسفانه نتوانستيم از ظرفيت هاى پر ارزش وجود او استفاده
كنيم و كارهايش نيمه كاره ماند. البته از آقاى خرم هم همان انتظارات و نسبت به ايشان
همان ديد را داريم . من آقاى خرم را هم مى شناسم . بيش از ديدار و ملاقات ، من از سوابق و
دوره اى دانشجويى شان خبرهايى دارم و مى دانم كه ايشان هم عنصر مومن و ارزشى و غيور
در كار هستند، انشاء الله آن رشته ادامه پيدا خواهد كرد.
امسال را سال رفتار علوى نام گذارى كرديم ، چه كسى بايد رفتار علوى داشته باشد؟
در درجه اول ، من و شما، چون ما رفتار علوى را در دوران حاكميت آن حضرت مورد توجه
قرار داديم ، نه در داخل خانه يا مزرعه كه چاه مى كند، پس ما مخاطبان اصلى هستيم . كار
خوبى كه روابط عمومى دولت كرد، اين بود كه
امسال همه اى روزهاى هفته اى دولت را به نام اميرالمومنين گذاشت ، كار بسيار درست و
منطقى اى بود. امسال ، سال رفتار علوى است و مسووليت هاى ما هم سنگين است . مسووليت
بنده كه روش است چقدر سنگين است ، مسووليت شما آقايان وزرا و معاونان رييس جمهور هم
خيلى سنگين است . اگر كار شما قوى باشد، مملكت را پيش خواهد برد و مردم را نسبت به
نظام خوشبين خواهد كرد، اما اگر كر شما خداى نكرده ضعيف يا معيوب باشد، براى مردم
دردسر و مشكل ايجاد خواهد كرد و آنها را به نظام بدبين مى كند. بنابراين بيش از آنچه
كه يك وزير يا حتى مجموعه اى هيات وزيران ، مورد محاكمه و مطالبه اى مردم قرار
گيرد، اصل نظام به چالش كشيده مى شود و مثلا مى گويند چرا وضع ترافيك ، امنيت و
اقتصاد نظام اين گونه است ، نمى گويند چرا هيات وزيران اين طورى است ، مى بينيد كه
در تبليغات دنيا هم بخصوص روى اين نكته تكيه مى شود، بنابراين تاثير ضمنى آن
همين است .
الان براى شما فرصتى پيش آمده است ، هم اين فرصت براى شما به عنوان وزير پيش
آمده ، هم اين فرصت براى نظام به عنوان يك تغيير و
تبديل هيجان انگيز و شوق انگيز پيش آمده است . تغيير دولت ، يكى از حوادث سياسى
جامعه است كه با هيجان و شوق و اميد همراه است و مقطع مغتنمى است و مردم از اين كه مى
بينند جماعت جديدى ، روز جديدى و نفس جديدى وارد ميدان شده است ، احساس اميدوارى مى
كنند، بايد از اين حالت روانى حداكثر استفاده را كرد.
خوشبختانه دولت در موسم قانونى خود تشكيل شد و من لازم مى دانم از مجلس شوراى
اسلامى تشكر كنم . مجلس كه به همه ى وزرا راى موافق داد، واقعا به كشور خدمت كرد.
اگر خداى نكرده آن طورى مى شد كه بعضى ها پيش بينى مى كردند و مى گفتند چند نفر
از وزراى پيشنهادى راى نمى آورند، شما بدانيد ما نمى توانستيم امروز كار خود را شروع
كنيم الان شما راحت مى توانيد كارتان را شروع كنيد، اين كمك مجلس بود و بنده هم از آنها
متشكرم ، هم آنها را به خاطر كارى كه انجام دادند، دعا كردم .
الان ما بايد چه كار كنيم ؟ من عرض مى كنم كه دولت هاى گذشته و وزرايى كه
قبل از شما بودند، نقاط قوت و ضعفى داشتند، نقاط قوت و ضعف آنها را به درستى پيدا
كنيد و بنا را بر افزودن بر قوت ها و كاستن از ضعف ها بگذاريد، به شرطى كه در
شناخت نقاط قوت و ضعف ، اشتباه پيش نيايد. من باز به برخى از امواج تبليغاتى
فرهنگى مصنوعى و عمدتا وارداتى اشاره مى كنم كه سعى مى كنند برخى از نقاط قوت
دولت هاى قبلى را نقاط ضعف وانمود كنند. اگر ما در دوره اى جنگ يا در دوره اى مرحوم
شهيد رجايى در زمينه هاى اقتصادى فلان تصميم ها را گرفتيم و در زمينه هاى امنيتى
فلان كارها را كرديم كه نياز كشور بود، امروز بعضى سعى مى كنند اينها را به عنوان
نقطه اى ضعف معرفى كنند. اگر ما در آن موقع وزرايى داشتيم كه بعد از آن دوره
وزارتشان تمام شد، وقتى مى خواستند روز جمعه به نماز بروند، همراه با زنشان سوار
موتور سيكلت شدند و به نماز جمعه رفتند، اين نقطه اى قوت است ، اينها جزو
افتخارات ماست ، اينها تابلوست و بايد بماند. اگر ما وزرايى داشتيم كه مقيد بودند در
نماز جمعه شركت كنند و در ميان مردم بنشينند و حرف آنها را بشنوند، اينها نقطه اى قوت
است . مرحوم شهيد كلانترى به من گفت در نماز جمعه نشسته بودم ، يك نفر به من رو كرد
و گفت ببين چقدر زمانه عوض شده است . گفتم چه طور؟ آن شخص به كسى كه در صف
جلو نشسته بود، اشاره كرد و گفت : او وزير است . مرحوم شهيد كلانترى مى گفت به صف
جلو نگاه كردم ، ديدم عباسپور وزير نيرو است . به او گفتم پس من به يك چيز عجيب تر
به تو بگويم ، من هم وزيرم ! خدا شهيد كلانترى را رحمت كند. آنهايى كه او را ديده
بودند و مى شناختند، مى دانند كه آدم خيلى پر تحرك ، پر خون ، پر عظم و خيلى به
دردبخورى بود. او هم واقعا از جمله ى كسانى بود كه از دستمان رفت . اگر وزرا به
مناطق محروم سركشى مى كردند، اگر در كار تابلها غرق نمى شدند و به ميان مردم مى
آمدند، اينها نقاط قوت بوده است . نقاط ضعف هم وجود داشته است . اگر ما انضباط ادارى
كم و كار بلدى اندك و تجربه ى ناچيزى داشتيم ، اينها نقاط ضعف است ، بايد اينها را
برطرف كنيم . نبايد در شناخت نقاط قوت و ضعف اشتباه كنيم اگر آن موقع وزيرى مثلا
به خودش حق مى داده كه در زمينه هاى كارهاى مالى بر خلاف قانون
عمل كند، به خيال اينكه دوران انقلاب است ، كارش نقطه ى ضعف محسوب مى شده است
اوايل انقلاب وزيرى به من گفت كه من فلان چيز را از فلان جا مى آورم ، اما اگر اجازه
ندهند، ديوار را سوراخ مى كنم و آن را مى آورم ! البته آن روز شايد كسى او را به خاطر
آن مذمت نمى كرد، اما اين نقطه ى ضعف است . نقاط ضعف را كم كنيم ، نقاط قوت را اضافه
كنيم و در شناخت نقاط قوت و ضعف ، اشتباه نكنيم .
دولت بايد دولت كريمه باشد. معناى اللهم انا نرغب اليك فى دوله كريمه
اين است كه پروردگارا! ما دستهاى خود را بلند و دلهامان را به سوى تو عرضه مى
كنيم و از تو دولت كريمه را مى خواهيم . اين دولت كريمه شرايطى دارد. البته ما از
اول انقلاب تاكنون همواره خواسته ايم دولتها را دولت كريمه بناميم ، يكى از آرزوهاى
ما اين است و بنده آن را دوست مى دارم ، شما هم دولت عزيز و دولت انقلابيد، اما حقيقت
قضيه اين است كه دولت كريمه شرايطى دارد.
دولت كريمه ، دولتى است كه عزيز و سربلند و داراى اعتقاد راسخ به آن راهى است كه
قانون اساسى و وظايف و سياستهاى نظام در
مقابل او گذاشته است ، نفوذناپذير است و متاع خودش را به خاطر سبك كردن ديگران
سبك نمى بيند، اما نكته يى كه امام صادق (ع ) - قريب به اين مضمون - به شيعه ى كه
خود فرمودند كه اگر گوهرى در دست تو باشد و همه ى دنيا بگويند اين خزف است ،
آيا عقيده تو بر مى گردد و احساس حقارت مى كنى ؟ گفت : نه ، گفتند: پس گوهرت را
نگهدار.
دولت كريمه داراى پيام است و براى دنيا حرف نو دارد، ما اين حرف نو را داريم . امروز
مردم سالارى دينى اى كه ما در كشور خود مطرح مى كنيم ، يك حرف نوست ، نه فقط به
خاطر اين كه ما شاخه اى از مردم سالارى را داريم ارايه مى دهيم ، نه خير، ما در واقع
داريم در مردم سالارى هاى دنيا شبهه مى كنيم . من حقيقتا در مردم سالارى هاى دنيا خدشه
دارم ، براى خاطر اينكه انتخابات و گزينشها در دنيا تحت تاثير
عوامل تبليغاتى اى است كه يكسره دست سرمايه دارهاست . چه كسى است كه از تاثير
عوامل ارتباطى امروز يكسره غافل باشد؟ مى گويند روزنامه ها در امريكا يا در انگليس
آزاد است . من سوال مى كنم كدام روزنامه متعلق به قشرهاى متوسط و پايين مردم است تا
آدم از آزادى روزنامه ، آزادى آن قشر را كشف كند؟ روزنامه ها متعلق به چه كسانى است ؟
كارتل ها و تراستهاى بزرگ و سرمايه دارها. بله ، روزنامه ها آزادند، يعنى آنها آزادند
كه هر چه مى خواهند، بگويند. آنها برخلاف مصلحت خودشان حرفى نمى زنند، اين
مربوط به آنهاست كه مذهب و مادر و آورنده ى دموكراسى اند و به آن افتخار هم مى كنند.
شما ملاحظه كنيد، دولت هايى هستند كه از آنها دموكراسى را گرفتند، مثلا در ميان همسايه
هاى ما - من نمى خواهم اسم بياورم - دولتهايى هستند كه عنوان دموكراسى را با خود
دارند، اما در حقيقت ، حاكميت با نظاميان است ، يك وقت كسى وسط ميدان مى آيد و بدون اينكه
اعتنايى بكند كه انتخاباتى وجود دارد، همه را كنار مى زند و سر كار مى آيد و مى شود
حاكميت نظامى ! يا حاكميت انحصارى احزاب است و كسى جرات ندارد غير نامزد آن حزب ،
نامزدى معرفى كند، انتخاباتى با يك نامزد براى رياست جمهورى !
امروز در ميان كشورهاى اسلامى و در مجموعه هايى كه ما داريم در آن زندگى مى كنيم و با
آنها تعامل داريم ، كدام كشور است كه مثل جمهورى اسلامى ، آحاد مردم ، قشرهاى گوناگون
و طبقات متوسط آن بيايند و در انتخابات شركت كنند؟ اگر يك وقت سرمايه دارها هم
بخواهند در حزب و جناح و تشكيلاتى اعمال نفوذ كنند، از ترس ، اين كار را مخفيانه مى
كنند، چون بدنام هستند. من به شما عرض كنم ، در كشور ما اگر قرار شد مردم سالارى
وجود داشته باشد و حاكميت در دست مردم باشد، جز در سايه اى اسلام و جمهورى اسلامى
اين كار ممكن نيست . اگر سايه اى اسلام و جمهورى اسلامى در اين مملكت بود، به بركت
اسلام و نفوذ روحانيت و به بركت چيزهايى كه در قانون اساسى وجود دارد، مى شود مردم
سالارى را در اين جا نگه داشت ، والا اگر اين
عوامل نباشد، همان كسانى كه در كودتاى 28 مرداد و
قبل از آن ، كودتاى سوم اسفند رضاخان را راه انداختند، مى آيند و زير كاسه كوزه اى
داعيه هاى روشنفكرى و مردم سالارى مى زنند و آنها را مى برند. اگر خيلى همت و لطف
كنند، زايده اى از مردم سالارى هاى خودشان را كه متعلق به كمپانى ها و
امثال اينهاست در اين جا درست خواهند كرد بيش از اين نخواهد بود، اگر نگوييم نظاميان و
احزاب خود ساخته اى آنچنانى را سر كار مى آورند.
من براى شما برادران و خواهران نصايحى دارم و ديد من اين است كه اين نصايح مىتواندبراى حركت كلى دولت در چهار سالى كه شما در راس كاريد، شاخص
باشد، اين چهارسال هم مانند برق مى گذرد.
مثل همين ديروز بود كه آقاى خاتمى بعد از اولين انتخاباتآمدند و در اينجا
نشستند. خيلى از شماها همان روز بوديد. ايشان صحبتى كردند و ما همصحبتى
كرديم . چهار سال مثل برق مى گذرد، بنابراين
فرصتعمل كم است . من جمله اى را از اميرالمومنين عرض كنم :
(فبادرواالعمل و خافوا بغته الاجل ) به
عمل مبادرت ورزيد و از وارد شدن ناگهانى
يااجل كار. گاهى براى انسان پيش مى آيد كه كارش به دليلى متوقف مى ماند و
فرصت ازدست او مى رود، از اين بترسيد، هر ساعت ممكن است اين طور پيش
بيايد. الان همه ماالحمدالله سالم و سلامت در اينجا نشسته ايم ، اما تا يك ساعت
ديگر معلوم نيست از همينجمع حاضر، چه كسى زنده و چه كسى مرده است . خيلى تعجب
نكنيد، در يك لحظه ممكن استحادثه اى پيش بيايد و ما نباشيم ، ديگر اصلا
به كل پرونده بسته مى شود. از اين فرصت ها استفاده كنيد و يك لحظه را هدر
ندهيد.
|