ز. فاجعه ى 17 شهريور 1357 و مواضع امام (ره )
چند روز بعد از فاجعه ى سينما ركس آبادان و در
اوايل آغاز به كار دولت شريف امامى ، موج عظيم حركت مردمى سراسر كشور را فرا
گرفت . صبح روز عيد فطر (سيزدهم شهريور) يك ميليون نفر در تهران و توده هاى
گسترده اى از مردم در شهرهاى ديگر در خيابان ها به راه افتادند. در تهران ، مردم بعد
از برگزارى با شكوه نماز عيد فطر در قيطريه به امامت شهيد حجت الاسلام مفتح ، دست
به راهپيمايى آرام زدند و جو خفقان و ارعاب و اختناق را در هم شكستند. همين تظاهرات به
ظاهر مسالمت آميز بود كه رژيم را بهت زده و درمانده ساخت و به جاى آن كه بيدار كند،
ديوانه كرد. (333)
راه پيمايى روز عيد فطر مقدمه اى براى تظاهرات بعدى ، يعنى شانزدهم شهريور
1357 ه ش بود. در اين روز، بار ديگر هزاران نفر از مردم تهران در خيابان هاى مركزى
شهر پياده روى كردند.
امام (ره ) در پيامى كه به مناسبت عيد فطر براى ملت ايران فرستاد، ضمن حمايت از اين
حركت و اعلام تشكر از مردم و نيروهاى ارتشى و نظامى ، توده هاى ميليونى مردم را اين
چنين خطاب قرار داد:
ملت عظيم الشاءن ايران ! نهضت خود را ادامه داده و هرگز سستى به خود راه ندهيد، كه
نمى دهيد. مطمئن باشيد - به اميد خدا - پيروزى و سرافرازى نزديك است . پس از ماه
رمضان گمان نشود كه تكليف الهى فرقى كرده است ؛ تظاهرات كوبنده براى رسيدن
به هدف اسلامى ، عبادتى است كه روزها و يا ماهها را در آن اثرى نيست ؛ چرا كه هدف
نجات ملت است ، اجراى عدالت اسلامى و برقرارى حكومت الهى بر پايه محكم
عدل است . (334)
جمعه هفدهم شهريور 1357 ه ش ، جمعيت زيادى از مردم تهران راه پيمايى كردند و از نقاط
مختلف شهر به سمت ميدان شهدا (ژاله ) روانه شدند. در ساعت 7 صبح ، از راديو حكومت
نظامى اعلام شد؛ ولى مردم اعتنايى نكردند و با شعارهايى به مراتب كوبنده تر از
گذشته ، عليه شاه و رژيم پهلوى تظاهرات كردند. شعارهايى كه مردم مى دادند از اين
قرار بود:
زنده باد خمينى ، مرگ بر شاه .
نهضت ما حسينى است ، رهبر ما خمينى است .
پنجاه سال حكومت ، پنجاه سال خيانت .
نيروهاى نظامى و امنيت رژيم بعد از دادن چند اخطار براى متفرق شدن مردم ، از زمين و هوا
آنان را هدف رگبار مسلسل قرار دادند. در اين واقعه تعدادى كشته و زخمى شدند. هم زمان
با وقايع جمعه ى سياه در تهران ، وقايعى در شهرهاى ديگر نيز روى داد كه
منجر به برخوردهاى خونين گرديد. كشتار جمعه ى سياه دنيا را تكان داد.
جمعه ى سياه كه به وسيله رژيم و حكومت نظامى آن به وجود آمد، باعث شد كه اعتراض
عمومى مردم ايران به يك انقلاب ملى اعتلا يابد.
بعد از وقايع جمعه ى سياه ، انتظار عمومى در بين مخالفان رژيم ، اقدام به مقاومت
مسلحانه و درگيرى مستقيم و در واقع عكس العمل مشابه و اعلام جهاد بود. شواهد و
دلايل كافى نيز وجود داشت كه نشان دهنده ى آن بود كه رژيم پهلوى هم مترصد فرصتى
است كه نهضت اسلامى مردم ايران به رهبرى روحانيان و امام خمينى (ره ) را به ميدان نبرد
مسلحانه بكشاند تا بتواند با يك قتل عام دامنه دار به
خيال خود، كار را تمام كند. (335)
اما امام خمينى (ره ) در مقام رهبرى انقلاب اسلامى مردم ايران ، با درايت و موضع گيرى
آگاهانه و منطقى ، اين بار نيز توطئه ى حكومت پهلوى را نقش بر آب كرد و از غلتاندن
نهضت به قتلگاه امتناع كرد. به اين ترتيب ، امام (ره ) نهضت اسلامى را در جبهه ى
دلخواه رژيم و با جنگ افزار و ابزار منتخب نظام ، به جنگ رژيم نرفت و به جاى اين كه
دست و پاى آهنين حكومت را در معرض حمله قرار دهد و جبهه ى جنگ را در جايى گشود كه
رژيم انتظار آن را نداشت ، اين يعنى درخواست از مردم ، انقلابيون ، كاركنان و كارگران و
كارخانه ها و ادارات دولتى براى پيوستن به جنگ اعتصاب و برقرارى
اعتصابات عمومى و سراسرى .
امام (ره ) در پيامى كه به مناسبت كشتار هفدهم شهريور به ملت مسلمان و مبارزه ايران
فرستاد، اعلام حكومت نظامى در تهران را جرمى قلمداد مرد كه بايد دستور دهنده ى آن به
منزله ى مجرم مجازات گردد و كشتار مردم بى گناه ايران را به شدت محكوم نمود و به
مردم مبارز ايران ايران اطمينان داد كه با وجود روحيه ى بيدارى و قيام و حضور آنان در
صحنه هاى مختلف ، ديگر رژيم پهلوى ساقط شدنى و رفتنى است :
شما اى ملت محترم ايران ، كه تصميم گرفته ايد خود را از شر رژيم شاه خلاص
گردانيد و در رفراندومى كه در سه و چهارم
شوال در برابر ناظران سراسر جهان انجام داديد به دنيا نشان داديد كه رژيم شاه
جايى براى خود در ايران ندارد؛ چنان چه در روزنامه هاى خارجى هم منعكس گرديد. مطمئن
باشيد كه هيچ قدرتى نمى تواند با شما كه بيداريد و به پا خواسته ايد رو به رو
شود. (336)
به دنبال اين پيام ، امام (ره ) موضع اصلى خود را در برابر اقدامات سركوبگرانه ى
رژيم در هفدهم شهريور اتخاذ كردند. بر اساس اين موضع گيرى جديد، ايشان ضمن
نزديك خواندن سرنگونى رژيم ، به مردم اعلام كردند كه كار و كسب و
مشاغل خود را تعطيل و اعتصاب نمايند و با استفاده از اعتصاب ، مبارزه را ادامه دهند:
اما فرج و پيروزى حق بر باطل ، از آن نزديكتر است . و از اين پس جا دارد كه همه
كارهاى خود را تعطيل كنيم - نه براى هميشه - كه به همين زودى ظالم جبار سرنگون مى
شود. در باز كردن مغازه ها و كارخانه ها عجله نكنيد. در تقويت روحيه و ايمان كسانى كه
ضعيفند بكوشيد كه روزى دست خداست . چند روز
تعطيل كسب و كار براى رضاى خدا كسى را از گرسنگى نمى كشد. عزت و ثروت دست
خداست . از مرگ نترسيد كه حيات و ممات به دست خداست .
تعطيل را ادامه دهيد كه فرج نزديك است . (337)
ح . مواضع امام (ره ) در پاريس نسبت به عملكرد رژيم پهلوى
با تداوم و گسترش قيام عمومى ايران به رهبرى امام خمينى (ره ) و نگرانى رژيم از
تعميق روابط امام و مردم به واسطه ى ارسال نوارها، اعلاميه ها و مواضع امام (ره ) از نجف
به ايران و در پى روند تند و پر شتاب انقلاب ، رژيم پهلوى تصميم گرفت امام (ره )
را از عراق خارج كند. امام (ره ) عازم كويت شدند؛ ولى دولت كويت از پذيرفتن امام
خوددارى كرد و امام تصميم گرفتند راهى فرانسه شوند.
امام (ره ) در پيامى كه به هنگام حركت به طرف فرانسه خطاب به ملت ايران فرستاد،
به مجبور بودن خود در ترك عراق و حركت به طرف فرانسه اشاره كرد و گفت :
پيش من مكان معينى مطرح نيست ؛ عمل به تكليف الهى مطرح است ، مصالح عاليه اسلام و
مسلمين مطرح است . ما و شما امروز كه نهضت اسلامى به مرتبه بسيار حساس رسيده است
مسئول هستيم ؛ اسلام از ما انتظار دارد. (338)
امام (ره ) در مدتى كه در پاريس اقامت داشتند، علاوه بر موضع گيرى در
مقابل اقدامات رژيم پهلوى براى جلوگيرى از به ثمر رسيدن انقلاب اسلامى ، تلاش
وسيعى آغاز كردند تا ابعاد مختلف انقلاب اسلامى ، اهداف ، مبانى و ويژگى هاى مبارزات
ملت ايران را با استفاده از ابزار و وسايل ارتباط جمعى و رسانه هاى گروهى جهان غرب
و از طريق برگزارى مصاحبه هاى مختلف مطبوعاتى معرفى نمايند.
در اين مصاحبه هاى مطبوعاتى ، امام (ره ) در خصوص ماهيت نظام سلطنتى ، اقدامات ،
اعمال و سياست هاى ضد اسلامى - مردمى رژيم پهلوى در
طول مدت حاكميت آن ، وابستگى و سرسپردگى رژيم به قدرت هاى استعمارى و در راءس
آنها امريكا و اسراييل ، ماهيت و محتواى مبارزات ملت ايران و درخواست هاى آنان و غيره اظهار
نظر كرده است .
يكى از تغييراتى كه در اين دوره در مواضع امام (ره ) ديده مى شود، مسئله حكومت اسلامى و
تغيير شيوه ى رژيم حكومتى بود. ايشان پيش از رفتن به فرانسه ، در مواضع خود، از
حكومت اسلامى و حاكميت ولايت فقيه بحث مى كردند؛ اما درباره ى برقرارى جمهورى
اسلامى سخنى به ميان نمى آوردند، ولى بلافاصله بعد از استقرار در پاريس ،
امام (ره ) در مصاحبه ها، اعلاميه ها و موضع گيرى هاى انقلابى و سياسى خود، هدف اصلى
نهضت اسلامى مردم ايران را ساقط كردن رژيم سلطنتى پهلوى و برقرارى جمهورى
اسلامى ذكر كردند. امام (ره ) در مصاحبه اى با راديو و تلويزيون اتريش در دهم آبان ماه
1357 ه ش ، در پاسخ به سؤ الى درباره ى تغييرات و تحولات آينده ى ايران گفت :
با قيام انقلابى ملت ، شاه خواهد رفت و حكومت دموكراسى و جمهورى اسلامى برقرارى
مى شود. در اين جمهورى يك مجلس ملى ، مركب از منتخبين واقعى مردم ، امور مملكت را اداره
خواهند كرد. حقوق مردم - خصوصا اقليتهاى مذهبى - محترم بوده و رعايت خواهد شد. با
احترام متقابل نسبت به كشورهاى خارجى عمل مى شود. نه به كسى ظلم مى كنيم و نه زير
بار ظلم مى رويم ... با استقرار جمهورى اسلامى ساختمان واقعى و حقيقى كشور شروع
خواهد شد. (339)
مسئله ى مهم در انديشه ى سياسى امام (ره ) اين بود كه حكومت اسلامى بر محور ولايت فقيه
، كه به منزله ى يك امر واجب و ضرورى پذيرفته شده بود؛ اما نحوه ى
تشكيل حكومت اسلامى و شكل آن به خواست و آراى مردم
موكول شده بود. يعنى امام (ره ) بر اين نظر بود كه بايد نحوه ى
تشكيل حكومت اسلامى را بعد از سرنگونى رژيم پهلوى را به راءى گذاشت ، نه
اصل تشكيل حكومت اسلامى را:
سؤ ال : (دنياى غرب شناخت صحيحى از حكومت اسلامى ندارد. خيلى خلاصه رئوس خط
مشى يك حكومت اسلامى را توضيح دهيد.)
جواب : حكومت اسلامى حكومتى است بر پايه قوانين اسلامى . در حكومت اسلامى
استقلال كامل حفظ مى شود. ما خواستار جمهورى اسلامى هستيم . جمهورى ، فرم و
شكل و حكومت را تشكيل مى دهد و اسلامى ، يعنى محتواى آن فرم ، كه قوانين الهى است
. (340)
در سيزدهم آبان 1357 ه ش كه مصادف بود با
سال روز تبعيد امام خمينى (ره ) به تركيه ، تظاهرات گسترده اى در دانشگاه تهران با
شركت مردم انقلابى برگزار گرديد و نيروهاى نظامى و امنيتى رژيم ، اين تظاهرات را
به رگبار بستند و عده اى كشته و مجروح شدند. در همين روز، مطبوعات هم به جمع
اعتصابيون پيوستند.
امام خمينى (ره ) در پيامى كه به مناسبت كشتار مردم در دانشگاه تهران فرستاد، ضمن
محكوم كردن اقدام رژيم در حمله به تظاهرات مردم در سيزدهم آبان ، با ذكر و بيان
تذكراتى به ملت انقلابى ايران ، خواسته ها و آرمان هاى انقلاب اسلامى و وظيفه ى مردم
در آن برهه از زمان را اين گونه ترسيم كرد:
اكنون كه ملت ايران بر سر دو راهى مرگ و حيات ، و آزادى و اسارت ، و
استقلال ، و استعمار و عدالت اقتصادى و استثمار واقع است ، و در پيشگاه خداوند تعالى و
نسل آتيه مسئول است ، بايد تا رسيدن به هدف ، نهضت را هر چه شورانگيزتر ادامه
دهد... و به اين مصلحت انديشيهاى ماءمورين شاه و امريكا با مشت گره كرده جواب دهد، و به
تذكرات زير توجه نمايد:
1 - هدف اسلامى ما برچيده شدن رژيم سلطنتى و سرنگونى سلطنت سلسله پهلوى است ،
كه غير قانونى و غير شرعى بودن تا آن بر همه روشن است و خيانت و جنايت بى پايان
آن روشنتر، و ملت ايران با هر طرحى كه لازمه اش بقاى نظام شاهنشاهى و حفظ سلسله
پهلوى است ، مخالف است ... نظام حكومتى ايران جمهورى اسلامى است كه حافظ
استقلال و دموكراسى است ، و بر اساس موازين و قوانين اسلامى اعلام مى شود، و ما اين
پيشنهاد را در آتيه نزديك به آراى عمومى رسما مراجعه مى كنيم ...
2 - براى رسيدن به اين هدف مقدس لازم است به نهضت اسلامى به همه ابعادش ادامه داد:
الف - ادامه اعتصابات در تمام دستگاههاى دولتى و اصلى اعتصاب همان آن است كه در
بند اول ذكر شد.
ب - پشتيبانى از اعتصابات كارمندان مؤ سسات دولتى ؛ بخصوص كارمندان و كارگران
شركت نقت و جلوگيرى از هدر دادن اين مخزن عظيم و ادامه اعتصابات تا رسيدن به هدف
اسلامى . (341)
بعد از كشتار تعدادى از دانش آموزان و مردم و هم چنين تخريب ، انفجار و آتش زدن تعدادى
از اماكن و اموال عمومى و خصوصى به وسيله ى
عوامل رژيم ، شريف امامى استعفا نمود و شاه ، ارتشبد غلامرضا ازهارى را به نخست
وزيرى منصوب كرد.
شاه ، همزمان با تشكيل دولت نظامى ازهارى ، طى يك نطق تلويزيونى كه نشان دهنده ى
عقب نشينى وى بود و با لحنى آرام و منفعلانه ، به گوشه اى از اشتباهات و فساد موجود
اعتراف كرد و روى كار آوردن دولت نظامى جديد را توجيه كرد:
ملت ايران ، صداى انقلاب شما را شنيدم ، در فضاى باز سياسى كه از دو
سال پيش به تدريج ايجاد شد، شما ملت ايران عليه ظلم و فساد به پا خاستيد. انقلاب
ملت ايران نمى تواند مورد تاءييد من به عنوان پادشاه ايران و به عنوان يك فرد
ايرانى نباشد. متاءسفانه در كنار اين انقلاب ، دسيسه و سو استفاده ى ديگران از خشم
شما، آشوب و هرج و مرج و شورش نيز به بار آورد... در پى استعفاى دولت ، براى
جلوگيرى از اضمحلال مملكت و از بين رفتن وحدت ملى ، براى جلوگيرى از سقوط در هرج
و مرج و آشوب و كشتار و به منظور برقرارى حكومت قانون و ايجاد نظم و آرامش ، تمام
كوشش خود را در تشكيل يك دولت ائتلافى مبذول داشتم و فقط هنگامى كه معلم شد و فقط
هنگامى كه معلوم شد كه امكان انجام اين ائتلاف نيست ، به ناچار يك دولت موقت را تعيين
كرديم . من آگاهم كه به نام جلوگيرى از آشوب و هرج و مرج اين امكان وجود دارد كه
اشتباهات گذشته و فشار و اختناق تكرار شود... اما من به نام پادشاه شما كه سوگند
خورده ام كه تماميت ارضى مملكت ، وحدت ملى و مذهب شيعه اى اثنى عشرى را حفظ كنم ، بار
ديگر در برابر ملت ايران سوگند خود را تكرار مى كنم و متعهد مى شوم كه خطاهاى
گذشته و بى قانونى و ظلم و فساد ديگر تكرار نشود، بلكه خطاها از هر جهت نيز
جبران مى گردد. متعهد مى شوم كه پس از برقرارى نظم و آرامش ، در اسرع وقت ، يك
دولت ملى براى آزادى هاى اساسى و انجام انتخابات آزاد تعيين شود تا قانون اساسى
كه خون بهاى انقلاب مشروطيت است ، به صورت
كامل به مرحله ى اجرا در آيد. من نيز پيام انقلاب شما ملت ايران را شنيدم .
شاه تلاش مى كرد تا ضمن اعتراف به وجود ظلم و بى عدالتى و بى قانونى و فساد
در جامعه و اركان نظام سياسى پهلوى ، آن را محكوم نمايد و خود را نسبت به آن همه جنايت
و اعمال ضد اسلامى - ملى بى گناه و بى طرف وانمود كند. او سعى مى كرد با اين
حربه و ترفند جديد و با استفاده از تبرئه ى خويش ، خود را بار ديگر بر ملت ايران
تحميل كند.
امام (ره ) در يك موضع گيرى به هنگام و صريح ، ضمن محكوم كردن اين توطئه و خدعه
ى جديد رژيم پهلوى و اعلام مجدد اهداف انقلاب اسلامى ، درباره ى
تشكيل كابينه ى ازهارى و نطق جديد شاه گفت :
شاه با روى كار آوردن دولت نظامى ، دست به توطئه ديگرى زده است ؛ و آن اينكه از
طرفى در پيشگاه خدا و ملت عذر تقصير مى خواهد و اعتراف به اشتباهات و جنايات خويش
در طول سلطنت ننگينش مى كند، و از آيات عظام و علماى اسلام و ساير طبقات استمداد مى
كند، و از طرف ديگر دولت نظامى اش با سركوبى شديد و قتلها و اعزام چماق به دستها
و سرنيزه دارها و توپ و تانكها بر ملت مظلوم مى تازد، و عزيزان ما با بيش از پيش
به خاك و خون مى كشد؛ به خيال آن كه با اين نقشه مى تواند خودش را از گناه
قتل و غارتهاى دوران سلطنتش تبرئه نمايد، و با دستگيرى ماءموران فاسد خود كه يك
عمر عامل خيانتهاى او بوده اند، خود را توبه كار معرفى نمايد.
شاه در يك دست چماق و سرنيزه و مسلسل براى سركوبى ملت دارد، و در دست ديگر
توبه نامه و اعتراف به خيانتها و جنايتها و عذر تقصير را گرفته است . ملت هوشمند و
بيدار ايران ، نه از آن چماق و سرنيزه هراس دارد و نه از اين خدعه و نيرنگ فريب مى
خورد...
ملت ايران بايد بداند كه اين نطقهاى فريبنده براى
اغفال مردم فرو نشاندن آتش خشم ملت است ، تا تثبيت مقام كرده و قدرت را باز يابد.
(342)
امام (ره ) در اين مرحله در عين حال كه توطئه ها و ترفندهاى رژيم پهلوى را براى مقابله
با به ثمر رسيدن انقلاب بر ملا كرد و با اعلاميه ها و پيام هاى خود ابعاد مختلف سياست
هاى شاه را براى مردم فاش مى كرد، تلاش مى نمود با دعوت مردم به تشديد هر چه
بيشتر اعتصابات و مخالفت ها، رژيم را كاملا ناتوان سازد.
يك ماه از روى كار آمدن دولت نظامى ازهارى سپرى نشده بود كه ماه محرم فرا رسيد. ماه
محرم فرصت خوبى براى پيشبرد و گسترش انقلاب اسلامى و وارد آوردن ضربه اى
كارى به رژيم بود؛ از همين رو، امام (ره ) در پيامى كه به مناسبت شروع ماه محرم صادر
كرد، خطوط كلى فعاليت هاى مردم و انقلابيون را ترسيم كرد:
با حلول ماه محرم ، ماه حماسه و شجاعت و فداكارى آغاز شد؛ ماهى كه خون بر شمشير
پيروز شد...
بر عموم ملت بپا خاسته است كه با تمام قدرت ، مخالفت خود را با شاه ، گسترش و
ادامه دهند، و او را از سلطه خطرناكش به زير كشند. دولت نظامى ، دولت ياغى و
برخلاف قانون و شرع است ، و بر عموم است كه با آن مخالفت كنند، و از اعانت به آن
احتراز نمايند، و از دادن ماليات و آنچه به اين دستگاه ظلم و طغيان كمك مى كند سرپيچى
نمايند، و بر كارمندان و كاركنان شركت نفت است كه از خروج اين ثروت حياتبخش
جلوگيرى نمايند...
همه و همه ، هم صدا و پشت بر پشت هم به سوى هدف مقدس اسلام ، يعنى برچيده شدن
سلسله ستمگر پهلوى و هدم نظام منحط شاهنشاهى و برقرارى جمهورى اسلامى مبتنى بر
احكام مترقى اسلام ، به پيش ! كه پيروزى از آن ملت بپا خاسته است . (343)
كشتار تعدادى از مردم در اولين شب محرم در سرچشمه ى تهران ، آتش انقلاب را شعله ور
نمود و آن چنان در دستگاه حاكميت به وجود آورد كه دولت ازهارى تظاهرات و عزادارى
تاسوعا و عاشورا را با وجود حكومت نظامى ، آزاد اعلام كرد.
راه پيمايى مردم ، شعارهاى آنان و كثرت جمعيت بى سابقه بود. در تهران جمعيتى در
حدود چهار ميليون نفر با نظمى كامل و بدون كوچك ترين مشكلى به سمت ميدان آزادى به
حركت در آمدند. راه پيمايى هاى تاسوعا و عاشورا آن چنان دنيا را شگفت زده كرد كه غالب
تحليل گران سياسى و كارشناسان ايران در كشورهاى مختلف ، سقوط شاه را قطعى
دانستند. به عبارت ديگر، بعدازظهر عاشوراى 1399 هجرى قمرى (بيستم آذر 1357 ه ش
) رژيم پهلوى و نظام شاهنشاهى سقوط كرد. (344)
پس از تاسوعا و عاشورا بود كه رژيم به بى ثمر بودن دولت نظامى پى برد. در
حالى كه ابتكار عمل در دست امام (ره ) و مردم بود و تمامى دستگاه هاى دولتى ، ادارات و
سازمان ها، مدارس ، دانشگاه ها، راديو و تلويزيون و غيره در اعتصاب و تعطيلى بودند،
ازهارى از نخست وزيرى بركنار شد و شاه ، شاپور بختيار را به نخست وزيرى انتخاب
كرد.
ط. خروج شاه از ايران و موضع امام (ره )
بعد از اين انقلاب به اوج خود رسيد و سراسر كشور را فرا گرفت و امكان بقاى رژيم
سلطنتى پهلوى به طور كلى از بين رفت ، مقدمات فرار شاه آماده شد. شاه و خاندانش بعد
از انتخاب بختيار به نخست وزيرى ، در 26 دى ماه 1357 ه ش از ايران خارج شدند. امام
(ره ) روز بعد از فرار شاه ، در موضع گيرى خود در
قبال اين رويداد، خروج شاه از ايران را طليعه ى پيروزى ملت و سرلوحه ى سعادت و
دست يابى به آزادى و استقلال دانست و ملت مبارز ايران را به تلاش براى ادامه ى مبارزه
تا رسيدن به پيروزى نهايى دعوت كرد و فرار شاه را تنها، مرحله اى از پيروزى
اصلى ملت و انقلاب اسلامى قلمداد كرد:
خروج شاه اولين مرحله پيروزى ملت ماست ، و ما مشكلات زيادى در پيش داريم ؛ و ملت ما
بايد بداند كه مجرد رفتن شاه ، پيروزى نيست ، بلكه طليعه پيروزى است . و البته
اين طليعه را من به ملت ايران تبريك عرض مى كنم . و بايد توجه داشته باشند كه
همان طورى كه طليعه پيروزى است ، طليعه خلع سلطه اجانب است ؛ و اين تبريك بيشتر از
تبريك رفتن شاه است . (345)
با فرا رسيدن اربعين حسينى و با توجه به فرار شاه و موضع گيرى امام (ره ) در آن
مورد، مردم براى نشان دادن وحدت و اتحاد خود و تصميم نهايى خود براى ادامه ى مبارزه
تا برپايى جمهورى اسلامى ، تظاهرات گسترده اى در تهران برگزار كردند.
امام خمينى (ره ) پس از راه پيمايى مردم ، با
ارسال پيامى به ملت ايران ضمن ، اعلام ساقط شدن رژيم پهلوى ، خطاب به ملت
ايران تذكراتى بيان كردند كه در آن مواضع جديدى در
قبال مجلسين شوراى سلطنتى و ارتش اتخاذ نمودند:
اينجانب با تقديم تشكرات صميمانه به ملت عزيز تذكراتى را لازم مى دانم :
1 - اينجانب ان شاءالله تعالى به زودى به شما مى پيوندم تا در خدمت شما باشم و با
همت شجاعانه شما به رفع مشكلات كوشا بوده و با هم صدا و هم قدم شدن همه اقشار
ملت بر فسادها غلبه كمك كنيم ...
2 - به نمايندگان محمد رضا پهلوى كه مجلسين را غصبا
اشغال كرده اند اخطار كنيد كه خانه ملت را خالى كنند تا نمايندگان مردم پس از پنجاه
سال كه ملت از حق خود محروم بود، به خانه خود بيايند...
3 - بار ديگر به اعضاى شوراى سلطنتى ، كه شاخه اى است كه از ريشه غير قانونى ،
اخطار مى شود كه از شورا كناره گيرى كنند و بيش از اين با ملت مخالفت نكنند.
4 - بار ديگر به قواى انتظامى و نيروهاى زمينى ، هوايى ، دريايى توصيه مى شود
كه در حفظ انتظامات بكوشند و ملت شريف و بيدار با آنان همكارى كنند. (346)
بالاخره امام (ره ) در دوازدهم بهمن 1357 ه ش وارد فرودگاه مهر آباد شد و از فرودگاه
به بهشت زهرا رفت و در آن جا ضمن ترسيم خطوط كلى حركت آينده ى انقلاب اسلامى ،
بار ديگر در برابر نهادهاى نظام سياسى پهلوى اين گونه موضع گيرى نمود:
اين سلطنت از اول امر باطل بود، بلكه اصل رژيم سلطنتى از
اول خلاف قوانين و قواعد عقلى و حقوق بشر است ...
مجلس كه بدون راءى و بدون اطلاع و رضايت مردم تعيين شده ، غير قانونى است ...
اين دولت را غير قانونى مى دانيم ... ما مى گوييم شما غير قانونى هستيد و بايد
برويد. (347)
ى . اعلام حكومت نظامى و اقدام امام (ره ) در سرنگونى رژيم پهلوى
بعد از فرار شاه ، ورود امام خمينى (ره ) و پيوستن ارتش به ملت و انقلاب اسلامى ،
فرماندار نظامى تهران (سرتيپ رحيمى ) بدون در نظر گرفتن واقعيت هاى موجود در 21
بهمن 1357 ه ش اعلام حكومت نظامى كرد و مقررات منع عبور و مرور را برقرار ساخت .
امام (ره ) بلافاصله اعلام حكومت نظامى را خدعه و خلاف شرع اعلام كرد و از مردم خواست
كه به مقررات منع رفت و آمد توجه نكنند و به خيابان ها بريزند:
اينان با اين برادر كشى مى خواهند دست اجانب را در كشور ما باز نگه دارند و
چپاولگران را به موضع خود برگردانند. من با آنكه هنوز دستور جهاد مقدس نداده ام و
نيز مايلم تا مسالمت حفظ و قضايا موافق آراى ملت و موازين قانون
عمل شود، لكن نمى توانم تحمل اين وحشيگريها را بكنم . (348)
بعد از انتشار پيام امام (ره ) و موضع گيرى ايشان در
مقابل حكومت نظامى ، مردم به خيابان ها ريختند و در 22 بهمن ، بعد از چندين ساعت
درگيرى و با پاكسازى مراكز حساس نظامى و غير نظامى ، انقلاب اسلامى ايران به
رهبرى حضرت امام خمينى (ره ) به پيروزى رسيد.
نتيجه گيرى
امام خمينى (ره ) در يكى از حساس ترين وضعيت تاريخى و سياسى ايران ، جهان و اسلام ،
پا به عرصه ى مبارزات سياسى و رهبرى نهضت دينى و سياسى مردم گذاشت . ايشان
كه در طى چند دهه ى متوالى با تيزبينى و آينده نگرى ،
مسائل اعتقادى ، سياسى ، اقتصادى و فرهنگى جامعه ى ايرانى و نقاط ضعف و قوت
نيروهاى مذهبى و ملى درگير در معارضات سياسى را تعقيب مى كرد، هنرمندانه با استفاده
از تجربيات مبارزاتى علماى گذشته ، احياى ارزش هاى الهى و دينى در جامعه و مبارزه
با نظريه ى جدايى دين از سياست را محور ثابت مواضع مبارزاتى خود در برابر نظام
سياسى پهلوى قرار داد و فلسفه ى عمل خود را اداى تكليف الهى و وظيفه ى دينى و
شرعى معرفى نمود.
امام خمينى (ره ) ابتدا سعى كردند نظام سياسى پهلوى و نهادهاى آن را در معرض حمله
قرار دهند و با موضع گيرى هاى به موقع در برابر نقاط ضعف و سياست هاى ضد
اسلامى - مردمى و ملى ، نهادهاى مختلف رژيم پهلوى ، مشروعيت ، مقبوليت و كارايى آنها را
در حيطه ى سياسى ، فرهنگى و اقتصادى جامعه زير سؤ
ال ببرند.
در حيطه ى سياسى ، امام خمينى (ره ) معتقد بود كه نظام سياسى پهلوى و نهادهاى آن
مشروعيت سياسى ، دينى و قانونى و مردمى ندارند، به
دليل اين كه در شكل گيرى و تثبيت رژيم پهلوى و نهادهاى سياسى آن ، اراده ى عمومى
توده هاى مردمى هيچ نقشى نداشته است ، بلكه در سايه ى مداخله و مشاركت قدرت هاى
بيگانه بر مردم جامعه ى ايران تحميل گرديده است . از آن جا كه نهادهاى سياسى رژيم ،
بدون مداخله مردم در جامعه استقرار يافته بودند، خود را
مستقل از اراده ى عمومى مردم مى دانستند و تلاش مى كردند از آزادى هاى مشروع مردمى
بكاهند و بر قدرت استبدادى رژيم بيفزايند.
در حيطه ى فرهنگ دهم ، امام (ره ) تلاش مى كردند نهادهاى فرهنگى رژيم را به
دليل اقدام به منظور تضعيف فرهنگ و ارزش هاى دينى و ملى جامعه و كشاندن آن به طرف
وابستگى به فرهنگ هاى بيگانه محكوم كنند و فاقد كارايى معرفى نمايند.
در حيطه ى اقتصادى نيز، ايشان نهادهاى اقتصادى نظام پهلوى را به علت حركت در
راستاى ايجاد وابستگى اقتصادى و زمينه سازى براى غارت ثروت هاى ملى به وسيله ى
عده اى معدود، مغاير با قوانين دينى و اراده ى ملى جامعه قلمداد مى كردند. امام خمينى (ره )
با زير سؤ ال بردن شكل گيرى ، استقرار و عملكرد نهادهاى سياسى ، فرهنگى و
اقتصادى رژيم پهلوى ، زمينه را براى طرح ، معرفى و استقرار نظام سياسى مطلوب و
مورد نظر خودشان آماده نمودند.
مواضع امام (ره ) با توجه به شدت و ضعف سياست هاى ضد اسلامى - ملى نهادهاى رژيم
و به تناسب وضعيت مشخص زمانى ، روندى متحول به خود مى گرفت . در ابتداى
شكل گيرى مبارزات سياسى امام (ره ) و در مرحله ى
اول ، مواضع ايشان حالت اصلاحى و ارشادى داشت . در اين دوره ، امام (ره ) ضمن انتقاد از
سياست هاى رژيم پهلوى ، معتقد بود كه آن رژيم بايد اشتباهات خود را بر اساس قوانين
و احكام اسلامى ، چارچوب هاى تعيين شده در قانون اساسى و متمم قانون اساسى و احترام
و توجه به خواست و آراى كلت ، اصلاح نمايد.
در اين مرحله ، امام (ره ) ضمن تهديد و هشدار به شخص شاه ، اعلام كرد كه اگر نظام
سياسى پهلوى اشتباهات خود را اصلاح ننمايد، بر توده هاى مردم مسلمان واجب است كه
تحت رهبرى فردى شايسته و اسلامى دست به قيام بزنند و در صدد احياى ارزش هاى
الهى و دينى برآيند.
در آغاز دهه ى چهل و پس از رحلت آيت الله بروجردى ، شاه تحت عنوان نوسازى كشور،
به اعمال و اقدامات ضد دينى و ملى در جامعه ى اسلامى ايران ادامه داد.
در اين دوره ، وقتى امام (ره ) متوجه شدند كه رژيم پهلوى نه تنها اعتنايى به توصيه
ها و ارشادات ايشان نكرده ، بلكه براى تبديل مشروطه ى سلطنتى به استبداد مطلقه ى
فردى و اتكاى هر چه بيشتر به قدرت هاى خارجى و در راءس آنها امريكا بر آن است كه
ارزش هاى دينى و در كل اسلام را كه بزرگ ترين شاخص مبارزه ى امام (ره ) در مواضع
سياسى ايشان بود، از اعتبار بيندازد و در حاشيه ى
مسائل سياسى و اجتماعى جامعه قرار دهد، براى مقابله با اين اقدامات و سياست هاى رژيم ،
مشروعيت دينى ، قانونى و مردمى حاكميت پهلوى را زير سؤ
ال برد و از طرف ديگر، كانون اصلى مبارزه را به درون حوزه هاى علميه و روحانيان
كشاند و علما و روحانيان را براى مقابله و مبارزه با رژيم سلطنتى و استبدادى پهلوى و
طرد سياست جدايى دين از سياست بسيج نمود.
در طول اين دوره ، امام (ره ) با تحريم تقيه ، گفتمان مبارزه را در سطح وسيعى از جامعه
گسترش داد و به مواضع خود در برابر عملكرد و سياست هاى نظام سياسى پهلوى و
نهادهاى آن حالت تهاجمى داد.
نهضت اسلامى مردم ايران نيز، درست در همين زمان و به
دنبال موضع گيرى هاى صريح و قاطع امام (ره ) در مخالفت با لايحه ى انجمن هاى
ايالتى و ولايتى ، لوايح شش گانه انقلاب سفيد و پيامدهاى آن و تحريم رفراندوم
انقلاب سفيد شكل گرفت .
در اواخر اين دوره ، امام (ره ) محور اصلى مواضع تهاجمى خود را از دولت و ساير نهادهاى
نظام سياسى پهلوى برگرداند و مستقيما نهاد سلطنتى و شخص شاه را به منزله ى
كانون اصلى فساد كه منشاء همه ى گرفتارى ها بود، مورد حمله قرار داد.
در قيام 15 خرداد 1342 ه ش كه مردم و روحانيان با الهام گرفتن از مواضع تهاجمى امام
(ره )، عليه شاه ، سلطه ى امريكا و گسترش نفوذ
اسراييل در ايران به مبارزه برخاستند، مرجعيت و رهبرى امام (ره ) در نهضت اسلامى تثبيت
گرديد.
بعد از قيام 15 خرداد كه نقطه ى عطفى در تاريخ مبارزات و تحولات سياسى ايران است
، رژيم پهلوى تمام تلاش خود را معطوف آن ساخت كه محوريت و رهبرى نهضت و مبارزه ى
اسلامى را از امام (ره ) سلب كند و نظام خود را از خطر مبارزات ايشان برهاند. تبعيد امام
(ره ) از ايران با اين هدف صورت گرفت .
در دوره ى تبعيد، امام (ره ) ضمن هدايت و رهبرى نهضت اسلامى ، با تغيير شيوه ى
مبارزاتى خود، اين بار در مقام ايدئولوگ نهضت ظاهر شد و با طراحى و تبيين حكومت
اسلامى بر محور نظريه ى ولايت فقيه ، آن را به منزله ى الگوى جايگزين
مطلوب براى نظام سلطنتى پهلوى معرفى و تبليغ كرد و براى تحقق آن ، برنامه ى
منسجم و هدفدارى را عرضه نمود.
از سوى ديگر، در طول مدت تبعيد، موضع گيرى هاى امام خمينى (ره ) در برابر
اعمال و سياست هاى نظام سياسى پهلوى و نهادهاى آن كه به عنوان الگوى مبارزه و در
قالب پيام ها و اعلاميه ها، تكثير و در سراسر كشور به طور مخفيانه توزيع مى
گرديد، باعث تداوم نهضت اسلامى ايران شد و آن را زنده نگه داشت تا زمينه براى
اعتراضات و حوادث بعدى انقلاب فراهم آمد. مجموعه ى موضع گيرى ها و اقدامات امام (ره
) در اين دوره باعث شد تا رژيم از توهم رهايى از خطر امام خمينى بيرون بيايد. نظام
سياسى پهلوى و در راءس آن شاه با مشاهده ى قاطعيت و ايستادگى امام (ره ) به اين
نتيجه رسيدند كه بايد اين بار ضربه اى كارى بر ايشان وارد سازند.
در اين دوره بود كه رژيم شاه تصميم گرفت با حمله ى مستقيم به امام (ره ) و هتك حرمت
وى ، به خيال خود هم حيثيت و مرجعيت ايشان را بى اعتبار سازد و هم محوريت و رهبرى ايشان
را زير سؤ ال ببرد. انتشار مقاله ى اهانت آميز هفدهم دى 1356 ه ش به امضاى رشيدى
مطلق در روزنامه ى اطلاعات عليه امام (ره )، در همين زمينه بود.
خبر اهانت به مرجع شيعيان و رهبر نهضت انقلاب اسلامى ، به واكنش شديد روحانيان و
مردم مبارز قم منجر شد و اعتراض روحانيان و مردم قم به اين مقاله ى توهين آميز، به قيام
نوزدهم دى قم منتهى گرديد و انقلاب اسلامى ايران را وارد مرحله اى جديد كرد و محبوبيت
و نقش و محوريت امام خمينى (ره ) را افزون تر كرد. به
دنبال اين قيام ، زنجيره اى از حوادث و رويدادهاى سرنوشت ساز و اثر گذار در كشور
به وجود آمد؛ به طورى كه امام (ره ) براى به ثمر رساندن انقلاب اسلامى ، از آنها
بيشترين استفاده را برد.
در اين دوره ، ايشان براندازى نظام سلطنتى پهلوى ، سرنگونى و سقوط شاه از سلطنت و
تاءسيس و برپايى جمهورى اسلامى را سرلوحه ى مواضع خود قرار داد و با هدايت ملت
مبارز ايران ، روند پيچيده ى نهضت اسلامى را به سمت پيروزى حتمى و نهايى سوق داد،
سراسر ايران را به صحنه ى انقلاب مبدل كرد و در نهايت در مدت كوتاهى ، بنياد رژيم
شاهنشاهى را از ريشه بركند و جمهورى اسلامى را در ايران مستقر ساخت .
حاصل اين كلام اين مواضع قاطع و صريح امام (ره ) و روشنگرى ها و راهنمايى ها و اعلام
خطرهاى شرعى و عقلى ايشان ، بنيادى ترين نقش را هم در سقوط نظام پهلوى و هم در
ايجاد، بارورى ، تداوم و پيروزى نهضت و انقلاب اسلامى داشت .
پايان
|