ب . مواضع امام خمينى (ره ) در برابر برگزارى جشن هاى سلطنتى و
2500 ساله
يكى از پايه هاى اصلى ايدئولوژى نظام سياسى پهلوى ، ملى گرايانه افراطى بود
كه از همان دوران آغاز استبداد رضا خانى در ايران به شدت تبليغ و ترويج گرديد.
هدف اصلى رضا خان از تبليغ و ترويج ناسيوناليسم و ملى گرايى در جامعه ، زمينه
سازى براى تحكيم قدرت مطلقه ى خويش در لفافه ى شعار دروغين باز گرداندن مجد
و عظمت گذشته ى تاريخى ايران بود.
در عصر پهلوى دوم نيز، بخش مهمى از ايدئولوژى نظام سياسى پهلوى را همان
ناسيوناليسم و ملى گرايى پر حرارتى تشكيل مى داد كه عظمت گذشته ى ايران را به
رخ مردم مى كشيد و با توسل به اين مسئله تاءكيد مى شد كه
عامل و باعث عظمت بزرگى فقط شاهنشاهان و پادشاهان بوده اند. (298)
دست اندركاران رژيم پهلوى تلاش كردند تاريخ ايران را تحريف كنند و آن را بر
اساس ناچيز جلوه دادن بيش از حد تاريخ ايران باستان تنظيم نمايند تا زمينه را براى
ساختن يك اسطوره ى ملى براى كسب مشروعيت و
تسهيل ، استمرار و تثبيت نظام سلطنتى در ايران همواره شود.
يكى از اقدامات رژيم پهلوى در اين زمينه ، برگزارى جشن هاى مختلف نظام شاهنشاهى
بود كه قسمت شايان توجهى از درآمدهاى ملى كشور هر
سال به اين جشن ها اختصاص مى يافت . اوج اين جشن ها در فاصله ى
سال هاى 1345 تا 1355 ه ش جشن هاى سلطنت پهلوى و در پاييز
سال 1350 ه ش مراسم دو هزار و پانصد ساله ى شاهنشاهى را با شكوه كم نظيرى در
محل پرسپوليس و در حضور بسيارى از رؤ سا و پادشاهان كشورهاى خارجى جشن
گرفتند.
امام خمينى (ره ) در واكنش به برگزارى اين گونه جشن ها، صرف سرمايه هاى ملى جامعه
براى اين گونه امور را عالم بدبختى و سيه روزى مردم معرفى كرده ، برگزارى اين
جشن ها را به شدت محكوم كردند:
دستگاه جبار صدها ميليون تومان از سرمايه اين مملكت را صرف جشنهاى ننگين مى كند؛
جشن تولد اين و آن ، جشن بيست و پنجمين سال سلطنت ، جشن تاجگذارى و از همه مصيبتها
بالاتر جشن منحوس 2500 ساله شاهنشاهى ، كه خدا مى داند چه مصيبت ها و سيه روزى
براى مردم و چه وسيله اخاذى و غارتگرى براى
عمال استعمار به بار آورده است . (299)
امام (ره ) برگزارى چنين جشن هايى از طرف رژيم پهلوى را نشانه ى بروز هر چه
بيشتر شكاف و فاصله بين ملت و نظام سياسى پهلوى قلمداد مى كند و از مردم مى خواهد
كه ضمن محكوميت اين جشن ها، با برگزارى آنها به مبارزه برخيزند:
ملت ايران موظف است كه با اين جشن (جشنهاى 2500 ساله ) مبارزه منفى بكند - مثبت نه -
لازم نيست . از خانه بيرون نيايند وقتى كه اين جشنها هست ، شركت نكنند در جشنها؛ جايز
نيست شركت كردن در اين جشنها. (300)
از سوى ديگر، ايشان برپايى جشن هاى مختلف از طرف رژيم پهلوى را زمينه اى براى
نفوذ و دخالت بيگانگان از جمله كارشناسان اسراييلى در امور داخلى ايران مى داند كه در
تلاش اند با برگزارى اين نوع جشن ها، به جنگ اسلام و تمدن اسلامى بروند:
... به طورى كه خبر شدم و نوشته اند به من ، كارشناسهاى
اسرائيل مشغول بپاداشتن اين جشن هستند و اين تشريفات را آنها را دارند درست مى كنند. اين
اسرائيل كه دشمن با اسلام است . (301)
ج . موضع گيرى امام (ره ) در قبال
تغيير مبداء تاريخ رسمى كشور
يكى از مسائلى كه در اين دوره با انتقاد و اعتراض شديد امام خمينى (ره ) رو به رو شد،
تلاش رژيم پهلوى و دست اندركاران آن براى باز گرداندن ايران به سنن و آداب و
رسوم دوران جاهليت قبل از اسلام و حذف شعائر و سنن
اصيل اسلامى و رواج باورها و سنن مغاير با ارزش ها و اعتقادات اكثريت مردم جامعه بود. از
جمله اين اقدامات مى توان به تغيير تاريخ هجرى محمدى (ص )، به تاريخ شاهنشاهى
2500 ساله و برگزارى جشن هاى 2500 ساله اشاره كرد.
از اوايل دهه ى پنجاه ، نظام سياسى پهلوى براى زدودن هر چه بيشتر آثار و نشانه هاى
غنى فرهنگ و تمدن اسلامى و نشان دادن نهايت اسلام ستيزى خود، تصميم به تغيير
تاريخ گرفت . رژيم بعد از اين كه حزب رستاخيز را براى جذب توده هاى مردمى و به
منظور كسب مقبوليت و مشروعيت واهى تاءسيس كرد، چنان وانمود كرد كه در مدت كوتاهى
اكثريت مردم ايران عضو حزب و حامى نظام خواهند شد.
شاه سرمست از اين كه نامزدهاى حزب رستاخيز تمام كرسى هاى مجلس دوره ى بيست و
چهارم مجلس را پر كرده اند، نام مجلس را هم كه مجلس رستاخيز گذاشت و انديشيد كه هر
كارى مى تواند انجام دهد. شاه در مراسم افتتاح مجلس بيست و چهارم ، وظيفه ى مجلس را
اين چنين بيان كرد:
يكى از جنبه هاى مهم تحول اجتماعى و عميق جامعه ى امروزى ايران كه مى بايد دقيقا
مورد توجه قرار گيرد، از ميان بردن تمام آثار و مظاهر ناپسند دوران هاى انحطاط
اجتماعى و اخلاقى گذشته است . تاريخ كشور ما شاهد هجوم هاى فراوان خارجى و به
كرات نيز شاهد اشغال موقت كشور از طرف بيگانگان بود كه هر اشغالى با آن كه
سرانجام به غلبه ى معنوى و فرهنگى ايران منجر شده ، يادگارها و آثار شومى نيز
مخصوصا در زمينه ى فكرى و روحى بر جاى گذاشته است كه با ماهيت و اصالت واقعى
روح و فرهنگ ايرانى ما هماهنگ نيست . ملت ما مصمم است در اين دوران تازه از زندگى
خويش ، تمام آثار انحطاط و ضعف و فساد زبونى گذشته را به دست فراموشى
بسپارد، هم چنين داراى اين رسالت معنوى است كه ارزش هاى مثبت و جاودانى فرهنگ ايرانى
را از همه ى آلودگى هايى كه ممكن است به دست
عوامل بيگانه در اين فرهنگ راه يافته باشد، دور سازد. هر آنچه را كه نشان سازندگى
، پاكى و نيرومندى ندارد و يا شايسته ى فرهنگ ايرانى نيست ، از آن كنار گذارد.
(302)
اين سخنان نشان مى دهد كه رژيم پهلوى فكر مى كرد زمينه براى زدودن شعائر و آثار
فرهنگ و تمدن اسلامى در ايران به طور كامل مهيا شده ، ديگر هيچ صداى اعتراضى در
برابر عملكرد آن بر نخواهد خاست . بر اثر تلقينات شاه ، مجلسين به اصطلاح
رستاخيزى براى تسريع در سياست اسلام زدايى ، در يك جلسه ى مشترك در پايان
سال 1354 ه ش ، تغيير مبداء تاريخ رسمى كشور را تصويب نمودند و تاريخ
شاهنشاهى را تاريخ رسمى كشور قرار دادند و استفاده از اين تاريخ جديد را در تمامى
سازمان ها و مراكز رسمى و دولتى الزامى كردند. در اين تاريخ جديد، مدت زمان سلطنت
محمد رضا پهلوى به پايان تاريخ 2500 ساله ى شاهنشاهى اضافه گشت و به
عبارت ديگر، سال هاى سلطنت پهلوى دوم به رقم 2500 ساله افزوده شد و
سال 1355 ه ش رسما به 2535 تغيير يافت .
حضرت امام (ره ) در برابر مسئله ى تغيير تاريخ اسلامى به تاريخ شاهنشاهى ، با
شدت تمام مواضع گرفتند و آن را بزرگ ترين جنايت نظام سياسى پهلوى به اسلام
معرفى كردند:
آن خيانتى كه كرده بود راجع به تغيير تاريخ اسلام ، با شرفترين تاريخها،
سازنده ترين تاريخها، آن تاريخى كه انسانها را - مستضعفين را بيدار كرد و تمام
قلدرهايى كه در آن وقت بودند خاضع كرد و انسان به تمام معنا، با همه ابعاد، هم ابعاد
معنوى و هم ابعاد مادى ساخت ، و اين شخص (شاه ) مى خواست اين شرافت را از ايران سلب
كند و اصل اسلام را پايكوب كند و تاريخ جاهليت شاهنشاهى را به جاى آن بگذارد.
(303)
فصل پنجم : مواضع امام (ره ) در دوران براندازى (از دى 1356 تا بهمن
1357)
در اين فصل ، نقش ، عملكرد و مواضع قاطعانه ى امام خمينى (ره ) در
سال هاى پرشتاب 1356 و 1357 ه ش كه منجر به پيروزى انقلاب اسلامى گرديد،
ارزيابى مى شود.
الف . مواضع امام (ره ) در دوران اوج گيرى نهضت يا انقلاب اسلامى
حوادث و رويدادهاى اين دوره ، محصول تداوم و استمرار مواضع مبارزاتى و انقلابى امام
(ره ) در دهه هاى چهل و پنجاه و فعاليت هاى دوره ى تبعيد بود، زيرا خطر امام (ره ) و
مواضع ايشان در دهه ى چهل ، رژيم پهلوى را وادار به تبعيد كرد تا محوريت امام (ره ) در
رهبرى مبارزه و نهضت از بين برود و نام و ياد و آرمان هاى ايشان از خاطره ى مردم و
مبارزان و مخالفان نظام محو شود.
اما واقعيت اين بود كه امام (ره ) در هر وضعيتى حتى در دوران تبعيد و دورى از ايران هم
محوريت ، هدايت و رهبرى انقلاب را در دست داشتند. در حالى كه رژيم پهلوى سرمست و
مغرور بود و تصور مى كرد كه هيچ خطرى نظام سلطنتى آن را تهديد نمى كند، به
تبليغ شاه پرستى مردم ايران و برپايى جشن هاى شاهنشاهى اقدام مى نمود. امام خمينى
(ره ) نيز با برنامه اى حساب شده و با اطمينان از شكست پذيرى رژيم و اميدوارى به
پيروزى مردم بر آن رژيم ، حركت مردم و نهضت اسلامى را هدايت مى كرد.
نوارها و اعلاميه هاى امام (ره ) دست به دست مى گشت و در جلسات و
محافل مختلف مورد بحث قرار مى گرفت . اين امر به تدريج مردم را براى انقلابى
بزرگ و دينى آماده نمود و چاپ و انتشار گسترده ى كتاب ولايت فقيه در خارج و
داخل كشور، به تمام ابهامات موجود در ميان روحانيان و روشنفكران و مردم در زمينه ى
شكل حكومت اسلامى و چگونگى اداره ى جامعه خاتمه بخشيد و بدين وسيله ،
تحول بزرگى در فكر و انديشه ى سياسى مردم مسلمان ايران به وجود آورد.
سال 1356 ه ش را بايد يكى از مهم ترين دوران
شكل گيرى انقلاب اسلامى تلقى كرد، زيرا شاه تصور مى كرد از تمامى امكانات براى
حفظ حاكميت و بقاى خود برخوردار است . در اين
سال ، رژيم شاه براى هماهنگى با سياست هاى امريكا به منظور تحقق حقوق
بشر، شعار فضاى باز سياسى را مطرح كرد.
حاكمان بر اين تصور بودند كه در اثر سال ها مبارزه با فرهنگ
اصيل اسلامى و تبليغات اسلام زدايى ، به همراه ستايش نظام سلطنتى ، ديگر تشكيلى
براى بسيج و هدايت مردم در مبارزه عليه حاكميت آنها در ايران وجود ندارد.
رژيم ايران در اين سال از روى كار آمدن جيمى كارتر و سياست مسالمت آميز و مبتنى بر
حقوق بشر وى تاءثير پذيرفت . شاه تحت تاءثير سياست كارتر و در حقيقت براى
كاستن از خطرات و درجات و از ترس سقوط خود، در ايران فضاى باز سياسى
را اعلام كرد. (304)
ب . شهادت حاج آقا مصطفى خمينى (فرزند امام (ره ) ) و مواضع امام (ره )
در وضعيتى كه نظام پهلوى ادعا مى كرد فضاى باز و بستر آزادى براى مردم و گروه
هاى مخالف رژيم فراهم شده است ، فرزند امام (ره ) حاج آقا مصطفى به طرز مشكوكى از
دنيا رفت ؛ ولى مبارزان و روحانيان هيچ وقت ، رحلت فرزند امام (ره ) را مرگ عادى تلقى
نكردند، بلكه همه بر اين عقيده بودند كه نيروهاى امنيتى و انتظامى رژيم ، ايشان را به
شهادت رسانده اند.
شهادت مصطفى خمينى ، به يكى از عوامل تهييج احساسات و بسيج نيروهاى انقلابى
تبديل شد. به محض انتشار خبر رحلت فرزند امام (ره )، برگزارى مراسم ختم براى
ايشان ، جريان انقلابى و اعتراضى عميق در مردم ايجاد كرد و محيط رعب و جو خفقانى كه
به دنبال سياست هاى سركوب گرانه و پليسى رژيم در ايران حاكم شده بود و عملا
جراءت هر نوع انتقاد، مخالفت ، مبارزه و سازماندهى مردم و مخالفان را از آنها گرفته
بود، در هم شكست .
فوت حاج آقا مصطفى ، رعب و ترس مردم از رژيم را از بين برد و مردم به حركت درآمدند
و براى سرنگونى دولت و رژيم شاهنشاهى بسيج شدند. به
دنبال اين حادثه ، كنترل امور و حوادث از دست رژيم خارج شد و ابتكار
عمل در دست مردم و رهبرى بلامنازع در دست امام خمينى (ره ) قرار گرفت . (305)
شهادت فرزند حاج امام (ره ) به عللى از قبيل اين كه خود عالمى مجاهد و مبارز بود و از
طرفى فرزند مرجع تقليد و امام (ره ) بود، باعث شد كه حركت ها، و اعتراضات محفلى و
محدود به مساجد و تكايا، به ميان مردم كشانده شود. روحانيان و علماى مبارز از اين حادثه
، نهايت استفاده را كردند و فرصت را براى تبليغ اقدامات ضد دينى و اسلامى رژيم و
متهم كردن سازمان هاى امنيتى رژيم به قتل فرزند امام (ره ) غنيمت شمردند.
مراسم يادبود شهادت فرزند امام (ره ) تاءثير فراوان داشت و موج تفكرات انقلابى را
در سراسر كشور پخش كرد و جو اختناق را شكست و روحيه ى شجاعت و مبارزه طلبى را در
مردم بالا برد. (306)
امام (ره ) در سخنرانى مفصلى كه در مراسم ختم فرزندش ايراد كرد، موضعى در
قبال آن حادثه و مبارزه با رژيم پهلوى اتخاذ كرد كه چون رعدى در بسيارى از مجامع ،
محافل و مساجد درخشيد. امام (ره ) در اين سخنرانى ، خط مشى و برنامه ى مبارزه و ادامه ى
نهضت اسلامى تا پيروزى كامل بر نظام سلطنتى پهلوى و آفت ها و موانع مبارزه را
تشريح كرد.
امام (ره ) شهادت فرزند خود را از الطاف خفيه ى الهى خواند و بعد به روحانيون و علماى
مبارز و مردم انقلابى ، شيوه ى مبارزه را يادآورى كرد و بزرگ ترين
عامل پيروزى و پيشبرد نهضت را لزوم حفظ وحدت تمامى جناح ها، گروه هاى سياسى ،
فرهنگى و انقلابى معرفى كرد. ايشان در ادامه ، ضمن نقد و بررسى تفكرات اختلاف
برانداز و سوء نويسندگان و نويسندگان متعهد و انقلابى تاءكيد كردند كه براى
رسيدن به هدف ، بايد اين دو گروه دست به دست هم دهند و اختلافات را كنار گذارند:
گله من از آقايان روشنفكر در عين حال كه به آنان علاقه دارم ، اين است كه جناح بزرگى
را كه ملت پشت سرش ايستاده ، كنار نزنند. نبايد حكومت هاى علماى اسلام و آخوند جماعت را
نديده بگيرند و بگويند ما اسلام منهاى آخوند مى خواهيم آقا! اين نمى شود.
مثل اين است كه بگويند اسلامى را مى خواهيم ، اين برخلاف
عقل است ، برخلاف سياست است . اسلام بى آخوند نمى شود. شما بگوييد هم اسلام مى
خواهيد و هم آخوند. هر چه بگوييد نمى خواهيم ، مردم مى خواهند. (307)
ايشان هم چنين به روحانيون و علما درباره ى لزوم طرد تفكرات تفرقه انگيز و بدبينانه
نسبت به روشنفكران و نويسندگان اين گونه تذكر داد:
گله من از آقايان اين است كه الآن براى اسلام كار مى كنند، قلم به دست گرفته اند و از
شيعه ترويج مى كنند، مسائل اسلام را، مسائل دينى را مورد بحث قرار مى دهند، مى نويسند
و منتشر مى كنند، اينها را از خودشان طرد نكنند.
در زمانى كه همه قلمها، همه قدمها و همه تبليغات بر ضد ما است ، زمانى كه دستمان
بسته است و از ما كارى ساخته نيست ، به اين معنى كه تبليغات نداريم و راهى هم براى
تبليغات نداريم ... در اين زمان ، ما هر فردى را لازم داريم . فرض كنيد خطايى هم
كردند، بيرون نكنيد. چهار تا غلط هم دارند، شما كه عالميد خطا و غلطها را رفع كنيد،
طرد نكنيد. (308)
در خاتمه ، امام (ره ) شهادت سيد مصطفى خمينى و به وجود آمدن اجتماعاتى سياسى براى
مردم به منظور اعلام انزجار و انتقادات خود از رژيم پهلوى را فرصتى بسيار مناسب
براى رسيدن به اهداف انقلابى دانست و به مبارزان در اين زمينه هشدار داد كه :
من خوف اين را دارم كه خداى نخواسته اگر اين فرصت از دست بروند و اگر اين مرد
(شاه ) پايش يك خورده اى محكم بشود، همچون لطمه اى بزند به مردم كه آن طرفش پيدا
نباشد؛ و اولش شما روحانيون هستيد. من خوف اين را دارم . نگذاريد اين فرصت از دست
برود. با هم بنويسيد، بنويسيد اشكالات را. به دنيا اعلام كنيد. نمى توانيد توى ايران
، بفرستيد در خارج منتشر مى كنند براى شما. (309)
بعد از شهادت آقا مصطفى خمينى مى توان گفت كه انقلاب شروع شده بود. در پى
شهادت ايشان ، اعلاميه هاى متعددى انتشار يافت و همه ى آنها به مناسبات
تجليل از فرزند امام (ره ) بود. حوادثى كه طى چند روز پس از شهادت حاج آقا مصطفى
روى داد، براى همه ى نيروهاى سياسى غير منتظره بود؛ گويى انفجارى آغاز شده ،
طوفان وزيدن گرفته بود.
امام (ره ) در 21 آبان 1356 ه ش طى پيامى به مردم ايران از ابزار هم دردى آنها تشكر
كرد و بار ديگر اهداف مبارزه را به مردم ايران يادآورى نمود و به
تفصيل تلاش رژيم را در اغفال مردم به وسيله تظاهر به فضاى باز سياسى توضيح
داد و لزوم پى گيرى مبارزه تا رهايى از تسلط استبداد و استعمار را گوش زد كرد. هم
چنين در پاسخ هايى كه به دانشجويان مقيم خارج و پيام تسليت ياسر عرفات داد،
مواضع شديدى عليه امريكا و رژيم شاه اتخاذ كرد. (310)
ج . چاپ مقاله عليه حضرت امام (ره )
رژيم پهلوى بعد از انعكاس شهادت حاج آقا مصطفى و تظاهرات اعتراض آميز مردم و در
ادامه ى آن ، برگزارى مراسم چهلم براى فرزند امام (ره ) و آشكار شدن شكست طرح
رژيم در منزوى كردن امام (ره ) با تبعيد ايشان به نجف و به
دنبال اعلام مواضع امام (ره ) كه تصميم ايشان را براى ادامه ى مبارزه تا سقوط رژيم
نشان مى داد، به اين نتيجه رسيد كه با انتشار مقالاتى در روزنامه ها عليه امام (ره )،
ايشان را هر چه بيشتر منزوى كند.
ابتدا در مقالاتى بدون ذكر اسم ، مطالب بسيار سطح پايين عليه روحانيت نوشته شد
كه در آنها به طور غير مستقيم اهانت و انتقاد مى شد؛ ولى
عمال رژيم عملا متوجه شدند كه اين صحبت ها فايده اى ندارد تا اين كه در هفدهم دى ماه
1356 ه ش ، مقارن با سال روز آزادى زنان و انقلاب سفيد، مقاله اى اهانت آميزى با عنوان
ايران و استعمار سرخ و سياه به امضاى احمد رشيدى مطلق در روزنامه
ى اطلاعات به چاپ رساندند.
در اين مقاله كه سراپا توهين آميز بود، شخص امام (ره ) نهضت اسلامى و ضد استبدادى و
استعمارى تحت رهبرى ايشان ، خاين به اهداف و آرمان هاى مترقى رژيم ، مخالف آزادى
زنان و اصلاحات ارضى معرفى شده بود و به اتهام هم دستى روحانيان با حزب توده ،
روحانيان به منزله ى عوامل استعمار سرخ و سياه محكوم شده بودند:
اين روزها به مناسبت ماه محرم و عاشوراى حسينى ، بار ديگر اذهان متوجه استعمار سياه
و سرخ يا به تعبير ديگرى اتخاذ استعمار كهن و نو شده است ... سرآغاز انقلاب شاه و
ملت در روز ششم بهمن ماه 2521 شاهنشاهى ، استعمار سرخ و سياه ايران را كه ظاهرا هر
كدام در كشور ما برنامه و نقشه ى خاصى داشتند، با يكديگر متحد ساخت كه مظهر اين
همكارى صميمانه در پس از بلواى روزهاى پانزدهم و شانزدهم خرداد ماه 2522 در تهران
آشكار شد...
مالكان كه براى ادامه ى تسلط خود، همواره از ژاندارم تا وزير، از روضه خوان تا
چاقوكش را در اختيار داشتند، وقتى با عدم عالم روحانيت و در نتيجه
مشكل با ايجاد موج عليه انقلاب رو به رو شدند و روحانيون برجسته حاضر به همكارى
با آنان نشدند، در صدد يافتن يك (روحانى ) برآمدند كه مردى ماجراجو، بى اعتقاد و
وابسته و سرسپرده به مراكز استعمارى و به خصوص جاه طلب باشد و بتواند مقصود
آنها را تاءمين نمايد و چنين مردى را آسان يافتند. مردى كه سايه اش
مجهول بود و به قشرى ترين و مرتجع ترين
عوامل استعمار وابسته بود. چون در ميان روحانيون عالى مقام كشور با همه ى حمايت هاى
خاص ، موقعيتى به دست نياورده بود، در پى فرصت مى گشت تا به هر قيمتى هست ،
خود را وارد ماجراهاى سياسى كند و اسم و شهرتى پيدا كند.
روح الله خمينى معروف به سيد هندى بود...
آنچه مسلم است شهرت او به نام غائله ساز 15 خرداد به خاطر همگان مانده است كسى كه
عليه انقلاب ايران و به منظور اجراى نقشه ى استعمار سرخ و سياه كمر بست و به دست
عوامل خاص و شناخته شده عليه تقسيم املاك ، آزادى زنان ، ملى شدن
جنگل ها، وارد مبارزه شد و خون بى گناهان ريخت .... (311)
بلافاصله پس از انتشار روزنامه و اطلاع مردم از آن مقاله ى دروغين ، واكنش عليه رژيم و
آن مقاله شروع شد. تمام رجال سياسى سابقه دار، علما و روحانيون مبارز و مخالف رژيم
، مراجع تقليد و سازمان ها و گروه هاى انقلابى ، بازاريان و توده هاى مردمى واكنش
نشان دادند. سرعت واكنش مردم از همان روز انتشار مقاله ، علاقه ى شديد مردم به مراجع
دينى و شخص امام (ره ) و ميزان تبعيت آنها از رهبرى ايشان را آشكار كرد.
واكنش شديد روحانيان و مردمى در اعمالى همچون جمع آورى ، پاره كردن و آتش زدن
روزنامه ى اطلاعات و دادن شعار عليه رژيم پهلوى متبلور شد. در قم واكنش انقلابى
روحانيان و مردم به قيام نوزدهم دى 1356 قم منجر شد، قيامى كه به اعتراف اكثر
نويسندگان و صاحب نظران داخلى و خارجى جرقه ى انقلاب اسلامى ايران گرديد.
(312)
واكنش هاى مختلف ، نشان گر عمق مردمى آرمان ها و مواضع امام (ره ) و ميزان نفوذ افكار و
مواضع ايشان در مردم بود.
د. قيام 19 دى 1356 قم و مواضع امام (ره )
در قم ، واكنش روحانيان و مردم نسبت به اهانت رژيم به مرجع تقليد عالم تشيع و رهبر
نهضت اسلامى ايران گسترده تر و حادتر بود. مردم قم با شناخت و علاقه اى مع نسبت
به امام و رهبر خود داشتند، تحمل اين اهانت ها را نداشتند. تعداد زيادى از طلاب حوزه ى
علميه ى قم به همراه گروهى از مردم و دانش آموزان مدارس قم ، به
منازل علما و مراجع رفتند و به تدريج فرياد اعتراض مردم بالا رفت و در نهايت ،
نمازهاى جماعت و كلاس هاى درس به نشانه ى اعتراض
تعطيل شد و عصر روز نوزدهم كه مردم به سوى
منزل يكى از علما مى رفتند و شعارهاى درود بر خمينى ، مرگ بر اين حكومت يزيدى ، مرگ
بر حكومت پهلوى ، دانشجو، روحانى پيوندتان مبارك ، سر مى دادند، با پليس و
نيروهاى نظامى رژيم رو به رو شدند. نيروهاى رژيم مى خواستند از پيش روى و ادامه ى
حركت مردم جلوگيرى كنند؛ ولى مردم و طلاب به حركت خود ادامه دادند. آتش گلوله
باريدن گرفت و ده ها تن كشته و مجروح شدند.
درگيرى و خشونت تا ساعت 22 شب ادامه يافت . كوچه ها و خيابان هاى اين منطقه صحنه ى
جنگ و گريز بود و تا پاسى از شب ، صداى گلوله به گوش مى رسيد. ميدان آستانه
(اطراف حرم مطهر) نيز، صحنه ى درگيرى و كشتار بود. سربازان و كماندوهاى رژيم ،
مدرسه ى خان را با گلوله هاى اشك آور مورد حمله قرار دادند. شعار مرگ بر شاه براى
اولين بار در اين مكان سر داده شد. (313)
در قيام نوزدهم دى 1356 ه ش قم ، واكنش سريع طلاب و روحانيان ، همراهى و حمايت
مراجع بزرگ و به دنبال آن پيوستن اقشار و توده هاى مردمى به آنان ، منجر به آغاز
دور تسلسلى بى پايانى از تظاهرات و سركوب هايى شد كه شاه را تضعيف و نابود
كرد. (314)
قيام مردم قم ، در حقيقت شروع اوج گيرى انقلاب اسلامى بود. تعداد زيادى از روحانيون
مشهور و مبارز به شهرهاى مختلف تبعيد شدند. اين
عمل رژيم ، باعث گسترش انقلاب و ابلاغ پيام آن در مناطق مختلف كشور گرديد.
امام (ره ) در اولين موضع گيرى در زمينه ى قيام نوزدهم دى 1356 ه ش مردم قم ، طى
سخنرانى تند و بسيار مهم و هوشيارانه در مسجد شيخ انصارى نجف اشرف ، به شخص
شاه و رژيم سلطنتى پهلوى و اعمال و اقدامات ضد دينى - اسلامى و سياست هاى مخرب
دولت حمله كرد و براى چندمين بار، شخص شاه را كانون توطئه ها و
مسئول اصلى تمام جنايات معرفى نمود.
در اين موضع گيرى ، امام (ره ) به طور مفصل
اعمال خاينانه ى رژيم سلطنتى پهلوى را شرح داد و اوضاع محنت بار حاكم بر ارتش ،
دانشگاه و مجلس را بر شمرد و در خاتمه ، مردم مبارز و انقلابى ايران را به حفظ
هوشيارى و بيدارى و گروه هاى انقلابى را به وحدت و مقاومت در برابر
اعمال ضد اسلامى - انسانى حكومت پهلوى دعوت كرد:
ملت ايران را بايد ما از آن تشكر كنيم . ملت بيدارى است ، ملت هوشيار و مقاومى است در
مقابل ظلم . در عين حالى كه اين همه ظلم مى بيند، اين همه كشته مى دهد، در عين
حال ، مقاومت مى كند ايستادگى مى كند. و اين ايستادگى به نتيجه خواهد رسيد.
(315)
امام (ره ) در پيامى كه بعد از اين فاجعه خطاب به ملت ايران فرستاد، ابتدا از تمامى
گروه هاى مردمى از جمله روحانيان مبارز و انقلابى ايران ، دانشگاهيان و ملت ايران به
دليل ايستادگى و مقاومت در اوج اختناق و فشار در برابر سياست هاى ضد اسلامى رژيم و
حمايت از اسلام و دين ، تشكر و قدردانى كرد و قيام مردم قم را امتداد نهضت 15 خرداد قلمداد
كرد و افزود:
نهضت اخير (قيام 19 دى قم ) كه پرتوى از نهضت 15 خرداد است و شعاعش در سراسر
كشور نور افكنده ، خود كوبندگى خاصى دارد كه شاه را از خود بيخود كرده و او را و
دارودسته چاقوكشش را به تلاش مذبوحانه واداشته ، جنايات 29 محرم
امسال نقطه عطفى است به جنايات شاهانه دوازده محرم آن
سال . شاه خواست ضرب شستى به ملت مسلمان نشان دهد. (316)
در اين موضع گيرى ، امام (ره ) راهبرد تظاهرات مردم و تعطيلى سراسرى در اعتراض به
جنايات رژيم را به معناى سلب مشروعيت مردمى رژيم و در نتيجه خلع شاه از سلطنت
دانستند:
شاه مى خواهد ثابت كند كه نوكرى او تحكيم شده ؛ و ملت نبايد گمان كند (او) از
پشتيبانى اجانب برخوردار نيست ؛ ولى ملت با تظاهرات عمومى و
تعطيل سرتاسرى دامنه دار و اظهار تنفر، بار ديگر ثابت كرد كه او را نمى خواهد و از
او و خاندانش بيزار است ؛ و اين رفراندوم طبيعى سرتاسرى در حقيقت خلع او از سلطنت
غاصبانه جابرانه است . (317)
ايشان اعلام كردند كه شاه با غصب سلطنت از طريق غير قانونى و انتصاب از طرف اجانب
و اعمال حاكميت ظالمانه و جابرانه بر مردم ايران ، بالاجبار بايد از سلطنت خلع گردد.
امام (ره ) با برشمردن سياست هاى ضد اسلامى - انسانى رژيم پهلوى ، به تظاهرات و
مبارزات مردم ارج نهادند و به ملت و مردم ايران و مبارزان انقلابى اعلام نمودند كه بايد
هدف اصلى را تا ساقط كردن سلطنت پهلوى
دنبال نمايند:
به ملت شريف ايران مژده مى دهم كه رژيم جائرانه شاه نفسهاى آخرش را مى كشد، و
اين قتل عامهاى بى رحمانه ، نشانه وحشتزدگى و حركاتى مذبوحانه است . مضحك و
بسيار رسوا، اين مانورهاى وقيحانه و بچگانه است كه پس از داغ باطله از طرف عموم
ملت خوردن ، به راه انداخته اند... من به ملت ايران با اين بيدارى و هوشيارى و با اين
روحيه قوى و شجاعت بى مانند نويد پيروزى مى دهم ؛ پيروزى تواءم با سربلندى و
افتخار؛ پيروزى تواءم با استقلال و آزادى ؛ پيروزى تواءم با قطع ايادى اجانب و
چپاولگران ؛ پيروزى با برچيده شدن بساط ستمگران و انقراض دودمان سياه روى
پهلوى . (318)
در خاتمه ، امام (ره ) باز هم ضمن تاءكيد بر لزوم حفظ و وحدت و پرهيز از اختلافات و
جناح بندى گروه ها و اقشار انقلابى ، به گروه ها و اشخاصى كه هدف خود را مبارزه
عليه رژيم پهلوى و وادار كردن آن نظام به
عمل و حركت در چارچوب قانون اساسى قرار داده بودند، هشدار داد و صميمانه از ملت
انقلابى و مسلمان ايران خواست كه هدف و مقصد اصلى خود را طرد و ساقط كردن حكومت و
سلطنت پهلوى از مقدرات كشور قرار دهند:
من با كمال تواضع دست خود را به سوى ملت نجيب ايران دراز مى كنم ؛ از روحانيون
عظيم الشاءن تا خطباى ارجمند، از جوانان محترم حوزه هاى علميه تا دانشجويان دانشگاهها،
از بازاريان محترم تا كارگران و دهقانان و جناحها و طبقات محترم
داخل و خارج كشور - ايدهم الله تعالى - و از همه صميمانه و با عرض تشكر خواستارم
كه پيوستگى و وحدت كلمه خود را حفظ و از مناقشات تفرقه اند از احتراز نمايند، و با
صداى واحد و نداى همگانى در راه استقلال كشور و قطع آبادى از اجانب و
عمال وابسته ى آنها كوشش كند... و به آنها كه از چهارچوب قانون اساسى دم مى زنند،
تذكر اكيد دهند كه با اين كلمه صحه به رژيم سلطنتى فاسد موجود نگذارند كه تا اين
دودمان فاسد بر مقدرات كشور حكومت مى كنند، ملت ايران نه از اسلام بهره مند مى شوند
و نه از آزادى و استقلال كشور خبرى است . (319)
امام (ره ) علاوه بر موضع گيرى هاى ياد شده ، براى ابراز انزجار بيشتر خود از نظام
سلطنتى پهلوى و نشان دادن عزم راسخ و جديت خود در ادامه ى مبارزه و اثبات اهميت موضوع
، درس هاى حوزوى خود را به مدت يك هفته تعطيل كردند و حتى نماز جماعت را نيز
تعطيل نمودند تا رژيم پهلوى به اهميت مسئله پى ببرد و مردم به تلاش و مجاهدت
بيشتر راغب شوند.
بعد از گذشت چهل روز از فاجعه ى نوزدهم دى 1356 ه ش قم ، ماجراى تبريز پيش آمد.
به مناسبت چهلم شهداى قم ، مجالس ترحيمى در 29 بهمن 1356 ه ش در تبريز
برگزار گرديد كه منجر به درگيرى با نيروهاى نظامى و امنيتى رژيم و كشتار مردم
شد. ديگر براى مردم ثابت شده بود كه ضربه زدن به رژيم امكان پذير است و مى
توان حتى آن را ساقط كرد، زيرا مردم در چند ساعت ، تمامى مناطق منظور نظر خودشان را
منهدم كردند؛ سينماها، دفتر حزب رستاخيز، فرماندارى و استاندارى را خراب كرده و آتش
زدند.
امام (ره ) در پيامى كه خطاب به مردم تبريز و به مناسبت حوادث خونين آن شهر
فرستادند، ضمن عرض تسليت به اهالى تبريز و ابراز هم دردى با خانواده هاى شهدا و
مجروحين ، به رژيم شاه ، به دليل وابستگى هاى همه جانبه اش به استعمارگران و در
راءس آنها امريكا و جنايات پى در پى اش ، حملات شديد كردند:
مردكى نجات دهنده كشور است كه مخازن بزرگ ثروت اين ملت مظلوم را دو دستى
تقديم اجانب نموده ، و آن پول ناچيز را كه مى گيرد تقديم مى كند و در
مقابل ، آهن پاره هايى مى گيرد كه هيچ دردى از ملت دوا نمى كند! آن شخصى نجات دهنده
است كه با مصونيت دادن اتباع اجانب ، كشور را از حيثيت ساقط و به
شكل مستعمره عقب افتاده در آورده است ! مردكى حافظ آزادى ملت است كه در سرتاسر، احدى
را حق يك كلمه حق گويى و انتقاد نمى دهد و پليس ننگينش بر سر اين ملت مظلوم سايه
افكنده ! شاهى عدالت گستر است كه در هر چند گاهى ، با
قتل عام ، ملتى را به عزا مى نشاند. (320)
نكته ى مهم در اين پيام ، صراحت در پيش بينى آينده ى نهضت اسلامى و مبارزات مردم
ايران و قاطعيت موضع گيرى در برابر حاكميت امريكايى و غير قانونى شاه و اعلام
تصميم به تغيير نظام سياسى پهلوى و متعاقب آن وقوع حوادث در فاصله هاى كوتاه و
تحقق اين پيش بينى است :
... من به شما اهالى معظم آذربايجان نويد مى دهم ، نويد پيروزى نهايى ، شما
آذربايجانيان غيور بوديد كه در صدر مشروطيت براى كوبيدن استبداد و خاتمه دادن به
خودكامگى و خودسرى سلاطين جور بپا خواستيد و فداكارى كرديد. استبداد محمد رضا خان
پهلوى و پدر رو سياهش روى سلاطين مستبد را سفيد كرد...
با خواست خداوند قهار، اكنون در تمام كشور، صداهاى ضد شاهى و ضد رژيمى بلند
است ، و بلندتر خواهد شد؛ و پرچم اسلام بر دوش روحانيون ارجمند، براى انتقام از اين
ضحاك زمان به اهتزاز خواهد درآمد؛ و ملت اسلام -
يكدل و يك جهت - به پاس از مكتب حيات بخش قرآن ، آثار اين رژيم ضد اسلامى و مروج
زرتشتى را محو خواهد كرد. اليس الصبح بقريب ؟!
... امروز شعارها در كوچه و برزن هر شهر و هر ده ، مرگ بر شاه است و هر چه
عمال كثيف كوشش مى كنند كه جنايات را از مركز اصلى كه شاه است منحرف و به دولت يا
ماءموران متوجه كنند، كسى نيست كه باور كند. (321)
به غير از اين پيام ، امام (ره ) در اعلاميه اى ، ضمن اعلام عزاى عمومى در چهلم شهداى
تبريز، با دعوت مردم به حفظ وحدت و يكپارچگى در راه مبارزه با رژيم ، براى چندمين
بار، مسئله لزوم تلاش براى سرنگون كردن سلطنت دودمان پهلوى را
اصل و محور اصلى مبارزه ى مردم دانستند:
كشتار بى رحمانه قم ، ايران را به هيجان در آورد و تبريز عزيز را به قيام همگانى
مردانه در قبال ظلم و بيدادگرى كشاند، و كشتار دسته جمعى تبريز، ملت غيور ايران را
چنان تكان داد كه در آستانه انفجار است . انفجارى كه دست اجانب را به خواست خداى
متعال براى هميشه قطع كند؛ انفجارى كه انتقام مظلومان را از شاه بگيرد و دودمان سياه
روى پهلوى را براى هميشه از تاريخ ايران محو كند و اين ننگ را از صفحه آن
بزدايد. (322)
امام (ره ) به مناسبت فاجعه ى شهرهاى يزد، جهرم و اهواز كه در پى برگزارى مجالس
بزرگداشت چهلم شهداى تبريز و درگيرى ماءمورين رژيم با مردم آن شهرها، به
مقتول و مجروح شدن عده اى بى گناه انجاميده بود، اعلاميه اى به ملت ايران و مردم
شهرهاى ياد شده ارسال كرد. ايشان در اين پيام ، در موضع گيرى صريح و شديداللحن
، اهداف نهايى نهضت و انقلاب اسلامى را اعلام كرد و بر اساس آن ، مردم را براى تحقق
آن اهداف عاليه به قيام هدايت و راهنمايى نمود و هر لحظه و در هر مرحله رژيم سلطنتى
پهلوى را يك پله به طرف سقوط و نابودى سوق داد. امام (ره ) با اين مواضع خود، به
نهضت اسلامى ، چهره اى همگانى و مردمى بخشيد و راه و روش مبارزه و تداوم و استمرار آن
را ترسيم نمود و به مبارزات مردم سمت و سو و محتوا بخشيد:
اهالى ايران از شرق و غرب و از شمال تا جنوب كه يكپارچه از شاه متفرقند ايرانى
نيستند! (در منطق رژيم )، اينان همگى به صورت قاچاق وارد ايران شده اند! در اين منطق ،
ايرانى خلاصه مى شود در شاه و دارودسته اش و از مستشاران و كارمندان امريكايى و
انگليسى و روسى و صهيونيستى ؛ غارتگران بين المللى كه اقتصاد ايران را قبضه
كرده اند. ما كه با اين منطقها رو به رو هستيم به خواست خداوند تعالى تا برچيده شدن
بساط ارتجاعى شاهنشاهى و بر پا كردن حكومت عدالت گستر اسلامى دست از مبارزه بر
نمى داريم تا حكومت دموكراسى به معنى واقعى جايگزين ديكتاتوريها و خون ريزيها
شود. (323)
امام (ره ) هم چنين در اين پيام ، درباره ى اقدام رژيم در تغيير تاريخ اسلامى به تاريخ
زردشتى و تلاش رژيم در رواج دادن و عملى كردن نظريه جدايى دين از سياست و حكومت ،
سلب آزادى هاى قانونى مردم و اختناق همه جانبه ، قاطعانه موضع گيرى كردند و به
مبارزان نهضت اسلامى بار ديگر اين نويد را دادند كه ايران به زودى شاهد انفجار
عظيمى عليه رژيم پهلوى خواهد بود.
ه . نگاهى اجمالى به مواضع امام (ره )
درسال 1357
امام (ره ) بعد از اين كه با استفاده از مواضع دينى و سياسى خود مردم و روحانيان را با
نهضت اسلامى و ضد استبدادى و استعمارى همراه و همگام كردند از
اوايل دهه ى پنجاه در موضع سياسى خويش تلاش نمودند مردم را به صحنه ى
رويارويى مستقيم و علنى با نظام سياسى پهلوى بكشانند. به همين
دليل در مواضعى كه در آن دوره در برابر نظام سياسى پهلوى اتخاذ مى نمودند، يكى
از مواردى كه بر آن تاءكيد و درباره ى آن به مردم سفارش مى كردند اين بود كه بايد
از فرصت هاى به دست آمده ، نهايت استفاده را ببرند و با هوشيارى
كامل به رژيم ، ضربه هاى مهلكى وارد آوردند.
از سال 1356 ه ش مى بينيم كه مردم نيز بر اساس الهام از مواضع انقلابى و سياسى
امام (ره ) و احساس تكليف شرعى و وظيفه ى دينى خود، تصميم مى گيرند تكليف خود را
با رژيم پهلوى معلوم كنند. در حركات انقلابى مردم در قم ، تبريز، يزد، تهران ، جهرم
و ساير شهرهاى ايران ، شخص امام خمينى (ره ) در نقش رهبر انقلاب در جهت دهى و هدايت
مردمى نقش بسيار مؤ ثرى را ايفا نمودند. تحليل هاى عميق و واقع بينانه و در عين
حال قاطع امام (ره ) كه براى همه ى مردم قابل درك بود و نيز قاطعيت و سازش ناپذيرى
ايشان در مواضع و تصميمات خود، باعث شد كه امام خمينى به منزله ى رهبر بى
بديل انقلاب اسلامى ايران ، مورد قبول همگان قرار گيرد و موضع ايشان در ميان مردم
نافذتر گردد و اكثريت نيروهاى مردمى ، رهبرى ايشان را بپذيرند. بنابراين امام (ره )
به منزله ى رهبر و مرجعى انقلابى و بلامنازع شناخته شد.
در ارديبهشت 1357 ه ش ، امام (ره ) در مصاحبه اى كه با روزنامه ى لوموند انجام
دادند، در موضع گيرى صريح ، رژيم شاهنشاهى پهلوى را ملغى اعلام نمودند و هدف
اصلى نهضت را تشكيل حكومت اسلام ذكر كردند:
كمال مطلوب ما ايجاد يك حكومت اسلامى است ، مع ذالك خواست اوليه ما سرنگون ساختن اين
رژيم مستبد است . در يك مرحله ابتدايى بايستى قدرتى به وجود آورد كه پاسخگوى
احتياجات اساسى مردم باشد. (324)
امام خمينى (ره ) به مناسبت سال روز قيام 15 خرداد 1342 ه ش ، در دهم خرداد 1357 ه ش
در شهر نجف اشرف ، طى سخنرانى طولانى و با حمله به شاه و ادعاهاى وى درباره ى
اعطاى آزادى و ايجاد فضاى باز سياسى و حركت به طرف دروازه ى تمدن بزرگ ، نظام
سياسى پهلوى و دست اندركاران آن را بدتر از چنگيز و مغولان معرفى كرد و ضمن هشدار
به ارتش درباره ى حمايت از رژيم ضد مردمى پهلوى ، تمامى هرج و مرج ها و جنايات
روى داده را متوجه شخص شاه نمود و وى را مجرم اصلى قلمداد كرد:
البته در اين ها، در بين اين جناحهاى - به اصطلاح - سياسى گاهى هم اشخاصى پيدا
مى شوند و بعيد هم نيست كه خود دارودسته آنها باشند و مطلب را مى خواهند منحرف كنند
از مجرم اصلى به اين پايينها، به دولت مثلا. آنها الآن از خدا مى خواهند كه انسان هر چه
مى گويد، از دولت بگويد! اعليحضرت را كنار بگذارند، مجرم اساسى و اصلى را كنار
بگذارند هر چه مى خواهند از دولت بگويند. (325)
وى در ادامه ى اين سخنرانى ، ضمن رد هر نوع آشتى و سازش با حاكميت پهلوى ، هر نوع
سكوت در برابر جنايات عمال پهلوى را خيانت به نهضت اعلام كرد و به اين ترتيب هر
نوع سازش كارى و پيمودن راه هاى مسالمت آميز با رژيم را به شدت محكوم نمود:
نبايد ايران ساكت بماند، ايران روابط بايد داشته باشد بين احزاب ، لشكرى ها و
روحانيون . همه بايد با هم روابط داشته باشند و نقشه بكشند و براى
زوال اين آدم ، ملت اسلام و ملت ايران با اين آدم آشتى نخواهند كرد. اگر بگويد آشتى ،
اين خائن است ... راه آشتى نمانده است . (326)
امام (ره ) در اين مرحله ، قيام عليه رژيم پهلوى و تلاش براى ساقط كردن آن را يك
تكليف و از اهم واجبات شمردند و مردم را مكلف نمودند كه به نحو و شيوه اى بايد نظام
شاهنشاهى پهلوى را ساقط كنند، حتى اگر لازم باشد با قيام مسلحانه :
ما همه مكلفيم كه بر ضد اين قيام كنيم . قيام قلمى ، قيام قولى ، هر وقت هم شد قيام
به سلاح . هر وقت پيدا كرديم ، اول كسى كه سلاح را به دوشش بگيرد خود منم اگر
توانستيم ، هر وقت هم نتوانستيم ، حرف مى زنيم ، صحبت مى كنيم . (327)
در خاتمه ى اين سخنرانى ، امام (ره ) بار ديگر تنها مسئوليت همگان را تلاش براى از
ميان برداشتن شاه عنوان كردند. امام (ره ) شاه نبايد باشد را شعار ملى طرح نمود
و همه ى مسائل را موكول به خلع و كناره گيرى شاه از قدرت نمود و تصريح كرد:
الآن تكليف همه ما مسلمين ، وحدت كلمه و اول كلام اينكه اين (شاه ) نباشد، بعد خودمان
درست مى كنيم . در راءس همه كلمات كه همه متفق الكلمه بايد باشند و اگر كسى تخلف
كند، به اسلام خيانت كرده ، اين است كه اين نبايد باشد. (328)
امام (ره ) در آن وضعيت حساس و براى جلوگيرى از خونريزى بيشتر رژيم و براى زنده
نگاه داشتن قيام 15 خرداد 1342 ه ش ، فراخوانى عمومى تدارك ديدند و آن اين بود كه
در 15 خرداد 1357 مردم از خانه بيرون نيايند و با مقاومت منفى خود به مبارزه با رژيم
ادامه دهند:
15 خرداد را بايد حفظش كنند. مى توانند، با جار و
جنجال و هياهو و تظاهرات ؛ (اگر) نمى توانند، با مقاومت منفى و بيرون نيامدن از
منازل . اگر مى بينيد كه اينها مثل گرگ به جان مردم افتاده اند و جوانهاى آنها را مى
خواهند بكشند، در منازل بمانند؛ يك روز - تنفرا از اين رژيم و از اين آدم - اعتراضا بر اين
آدم - در منزل بمانند؛ اگر (هم ) مى توانند، تظاهر كنند. (329)
و. فاجعه ى سينما ركس آبادان و موضع امام (ره )
در 28 مرداد 1357 ه ش ، فاجعه ى آتش گرفتن سينما ركس آبادان روى داد و در اثر آتش
سوزى داخل سينما و بسته بودن درهاى خروجى ، تعدادى از مردم بى گناه در آتش
سوختند. هدف رژيم از ايجاد اين فاجعه ، متهم كردن مخالفين به حمله به سينماها و
معرفى كردن ، مبارزه و قيام عمومى مردم مسلمان ايران به منزله ى حركتى ارتجاعى بود؛
ولى اين كار از قبل طراحى شده بود. چون اگر گروه هاى مخالف در آن زمان جايى را
منفجر مى كردند، رژيم يا به هيچ عنوان آن را اعلام نمى كرد و يا فقط چند خطى در
روزنامه ها مى نوشتند و در راديو و تلويزيون به هيچ وجه مطرح نمى كردند. (330)
در جريان اين فاجعه ، تلويزيون برنامه ى عادى خود را قطع كرد و به طور كاملا غير
معمول گفت : هم اكنون اين خبر به دست ما رسيد. اين كار غير
معمول و اعلام عزاى عمومى تا حد زيادى در ميان مردم جامعه ايجاد شك و ترديد كرد.
امام (ره ) با ارسال اعلاميه اى ، موضع خود را در زمينه ى ايجاد اعلام كرد. ايشان با
برقرارى ارتباط منطقى بين حوادث قبل از آن ، از جمله مصاحبه ى محمد رضا پهلوى و
اعلام ترس از ايجاد وحشت بزرگ به وسيله ارتجاع سياه ، اين فاجعه را كار سران دولت
و نظام سياسى پهلوى دانستند:
آتش را به طور كمربند در سراسر سينما افروختن و بعد توسط ماءمورين درهاى آن
را قفل كردن ، كار اشخاص غير مسلط بر اوضاع نيست . گفتار شاه كه : تظاهر كنندگان
مخالف من ، وحشت بزرگ را وعده مى دهند؛ و تكرار آن پس از واقعه كه : اين همان
وعده بوده است ، شاهد ديگرى بر توطئه است ؛ و نه اينكه واقعا شاه يك غيبگوى بزرگ
است ...
قراين نشان مى دهد كه قضيه دلخراش آبادان چون كشتار ساير شهرهاى ايران از يك
منشاء به وجود آمده است . آيا از اين جنايات كسى جز شاه و بستگانش اميد نفعى داشته
اند؟... اين مصيبت دلخراش براى شاه ، شاهكار بزرگى است تا به تبليغات وسيعى در
داخل و خارج دست زند. (331)
امام (ره ) در پايان اين موضع گيرى افشاگرانه ، با دعوت مردم به حفظ وحدت و
هوشيارى در برابر اين گونه توطئه هاى رژيم ، درباره ى سو استفاده ى نظام از اين
گونه امور و حوادث اعلام خطر كرد.
رژيم پهلوى به دنبال رسوايى در فاجعه ى سينما ركس آبادان ، در
اوايل شهريور 1357 ه ش جمشيد آموزگار را
عزل و شريف امامى را به جاى وى به نخست وزيرى منصوب كرد. شريف امامى برنامه ى
اصلى كابينه ى خود را آشتى ملى و احترام به روحانيت عنوان كرد و به
دنبال آن ، زندانيان سياسى آزاد شدند و تاريخ شاهنشاهى به تاريخ رسمى هجرى
شمسى برگردانده شد.
امام (ره ) وقتى از مهره چينى جديد رژيم و شعارهايى كه تحت عنوان برنامه ى دولت
جديد تبليغ مى شد، احساس كرد كه بر اثر اين سياست هاى رياكارانه ى رژيم ،
روحانيان و مردم انقلابى ايران در مبارزه دچار رخوت و سستى و نرمش مى شوند و كم كم
نهضت و انقلاب اسلامى از جنب و جوش لازم باز مى ماند و حكومت به اهداف خود در متوقف
كردن روند پيشرفت انقلاب موفق مى گردد؛ از اين روى در پيامى كه به اين مناسبت به
ملت ايران و روحانيان مبارز فرستاد، با برملا كردن اين توطئه رژيم و رد كردن هر نوع
سازش و آشتى با نظام سياسى ، به مردم هشدار داد كه خواست نهضت اسلامى و مردم
انقلابى ايران تغيير كابينه و دولت نيست ، بلكه آنان
زوال و نابودى سلطنت پهلوى و شخص شاه را به عنوان مجرم اصلى خواستاريد:
خواست ملت را بايد از تظاهراتى كه در اين چند ماهه مى شود به دست آورد. عموم مردم
در تظاهرات خود مى گويند: ما شاه و سلسله پهلوى را نمى خواهيم . خواست ملت
اين است ، نه وعده پوچ احترام به علما و نه بستن موقت قمارخانه ها...
ملت ايران بداند كه در لب پرتگاهى است كه با اندك غفلت سقوط مى كند، و تمام
زحمات و رنجهاى چندين ساله او پايمال مى شود و تا آخر روى سعادت را نخواهد ديد، و
در نزد خداى تعالى مسئول است . لازم است نهضت شريف اسلامى خود را تا برچيده شدن
رژيم ظالمانه و قلدرى ادامه دهيد؛ و به وعده هاى پوچ دولت غير قانونى توجه نكنيد
توجه نكنيد، و از اختلاف در اين موقع حساس احتراز كنيد. (332)
|