ب . مواضع امام خمينى (ره ) در قبال روابط رژيم پهلوى
واسراييل
امام خمينى (ره ) با استناد به دلايل مختلفى ، در
مقابل برقرارى روابط سياسى ، امنيتى و اقتصادى نظام سياسى پهلوى با
اسراييل به شدت موضع گيرى كرده است . ايشان پيش از همه ،
اسراييل را به علت اين كه حقوق مشروع ملت فلسطين را غصب كرده ، رژيمى غاصب و
نامشروع معرفى كرد و آن را خطرى عليه اسلام و مصالح مسلمانان اعلام كرد؛ از همين رو،
از نظر ايشان هر نظامى كه با رژيمى غاصب روابطى برقرار كند. در حقيقت به اسلام و
مسلمين خيانت كرده است :
عيب است از يك مملكتى اتكاى به يهود. اين حرفى كه ما مى زنيم خيلى حرف بدى است
؟! البته تلخ است به ذائقه ها... لكن بدبختى يك مملكت اسلامى است ؛ بدبختى يك
مسلمينى است كه اتكا پيدا بكنند يا ارتباط پيدا بكنند يا پيمان ببندند با يك دولتى كه
الآن دشمن اسلام است و در مقابل اسلام ايستاده است و غصب كرده است فلسطين را.
(258)
يكى از دلايلى كه موضع گيرى امام (ره ) را در زمينه ى روابط رژيم پهلوى با
اسراييل بر مى انگيخت ، مسئله ى رواج و تقويت بهاييت بود. ايشان معتقد بودند كه
اسراييل با حمايت از فرقه ى بهاييت و بهاييان در ايران و كمك به آنان براى رسيدن
به پست هاى كليدى نظام سياسى پهلوى و تبليغ و ترويج آرا و عقايد آن فرقه ، هم
زمينه را براى نفوذ و مداخله در امور داخلى ايران فراهم مى نمايد و هم از آن به منزله ى
وسيله اى براى تضعيف اسلام و روحانيان دينى استفاده مى كند:
واى بر اين مملكت ! واى بر اين هياءت حاكمه ! واى بر اين دنيا! واى بر ما! واى بر
اين علماى ساكت ! واى بر اين نجف ساكت ، اين قم ساكت ، اين تهران ساكت ، اين مشهد ساكت
! اين سكوت مرگبار، اسباب اين مى شود كه زير چكمه
اسراييل به دست همين بهاييها! اين مملكت ما، اين نواميس ما،
پايمال بشود. (259)
آقايان بايد توجه فرمايند كه بسيارى از پست هاى حساس به دست اين فرقه
(بهايى ها) است كه حقيقتا عمال اسرائيل هستند. خطر
اسراييل براى اسلام و ايران بسيار نزديك است . (260)
از نظر امام خمينى (ره ) اسراييل سعى مى كرد در سايه ى نزديكى به ايران و برقرارى
همكارى هاى امنيتى ، سياسى و اقتصادى با آن ، نه تنها رژيم پهلوى را طرفدار و حامى
خود و اقدامات نامشروعش معرفى كند، بلكه ايران را از جنبه هاى مختلف وابسته ى خود
نمايد:
مى خواهند... تبعيت از اسرائيل كنند... ما با فسادها مخالفت داريم . ما مى گوييم كه
شما برنامه هاى اصلاحى تان را اسرائيل برايتان درست مى كند... شما وقتى برنامه هم
مى خواهيد درست كنيد دستتان را پيش اسرائيل دراز مى كنيد؛ شما كارشناس نظامى از
اسرائيل به اين مملكت مى آوريد. (261)
ج . مواضع امام (ره ) در قبال برگزارى رفراندوم
امام (ره ) در اين مرحله از مواضع خود، از قانون اساسى وقت ، كه همان قانون اساسى
مشروطه بود، دفاع كرد و خواستار اجراى آن از سوى رژيم شاه شد. امام (ره ) از تثبيت
به قانون اساسى مشروطه ، به عنوان قاعده ى الزام بر خصم و وادار كردن نظام
سياسى پهلوى به پذيرش خواسته هاى اصلاحى گنجانيده شده در مواضع خود، استفاده
مى كرد.
بعد از ماجراى انجمن هاى ايالتى و ولايتى ، مسئله ى رفراندوم پيش آمد. شاه در نوزدهم
دى ماه 1341 ه ش رسما اعلام كرد كه قصد تصويب ملى (رفراندوم
اصول شش گانه ى انقلاب سفيد را دارد.
در ماجراى رفراندوم ، مواضع امام (ره ) شكل جديدى به خود گرفت . در اين مرحله ، امام
(ره ) در مواضع خود به طور مستقيم شاه را طرف اصلى مبارزه ى خويش معرفى كرد و
حملات خود را عليه محور اصلى نظام يعنى شخص شاه متمركز نمود. محور اصلى انتقادات
و مواضع امام (ره ) در مسئله ى انجمن هاى ايالتى و ولايتى متوجه دولت بود. تا اين مرحله
، مبارزان و مخالفان سياسى نظام سياسى پهلوى ، جرئت مخالفت با شخص شاه و نهاد
سلطنت را نداشتند و درباره ى شاه ، فقط به اين مسئله تاءكيد مى كردند كه شاه نبايد
حكومت كند، بلكه بايد سلطنت كند و يا شاه بايد به قانون اساسى مشروطه وفادار
باشد؛ ولى امام (ره ) در مسئله رفراندوم ، محور اصلى مواضع خود را
اصل و اساس نظام پهلوى قرار داد و به شاه حمله كرد و همه ى خلاف ها را به وى نسبت
داد:
بايد توجه داشت كه اين حادثه (رفراندوم ) را نمى توان با غائله تصويب نامه
مقايسه كرد و به همان ملاك ، نسبت اين ماجرا برخورد نمود. آن غائله به حسب ظاهر
به دولت مربوط مى شد، طرف حساب ما دولت بود؛ شكست نيز به پاى دولت محسوب
گرديد. (262)
امام (ره ) ضمن اشاره به شكست دولت رژيم پهلوى در مسئله ى لايحه ى انجمن ها، نه تنها
آن را هدف اصلى مبارزه خودشان نمى دانست ، بلكه اين گونه بر مى آيد كه امام (ره ) از
همان سال 1341 سعى مى كرد در مواجهه با نظام سياسى پهلوى و موضع گيرى در
برابر سياست هاى اشتباه نهادهاى آن ، نهاد سلطنت و شخص شاه را هم خطاب قرار دهد و با
اين كار، از شدت استبداد فردى و مطلقه ى رژيم بكاهد و شاه را به عقب نشينى وادار
نمايد.
امام (ره ) در ادامه ى مواضع خود در زمينه ى رد رفراندوم مى آورد:
... شكست يك دولت حتى سقوط دولتى در يك حكومت چندان اهميت ندارد، اساس رژيم را
بر باد نمى دهد و حتى گاهى براى تحكيم رژيم و حفظ آن از خطر، به سقوط دولت
مبادرت مى شود؛ لكن در اينجا آن كه رو به روى ما قرار دارد و طرف خطاب و حساب ما مى
باشد، شخص شاه است كه در مرز مرگ و زندگى قرار گرفته و چنانكه خود اظهار
داشته ، عقب نشينى او در اين مورد به قيمت سقوط و نابودى او تمام خواهد شد. بنابراين
او ماءمور است كه اين برنامه را به هر قيمتى است به مرحله اجرا بگذارد و نه تنها عقب
نشينى نمى كند و دست از كار نمى كشد، بلكه با تمام قدرت و با
كمال درندگى با هر گونه مخالفتى مقابله خواهد كرد. (263)
امام (ره )، مبارزه با رژيم پهلوى و موضع گيرى در برابر اقدامات و
اعمال ضد دينى و غير قانونى آن را از وظايف ضرورى و حتمى علما و روحانيون و مردم
ذكر مى كردند و اساسى ترين و مهم ترين سلاح مبارزه را در آن مرحله ، استفاده از سلاح
تبليغات و تلاش براى بيدار كردن مردم و بسيج مردم براى ستاندن مشروعيت رژيم و
زير سؤ ال بردن آن معرفى مى نمودند:
بزرگ ترين كارى كه از ما ساخته است ، بيدار كردن و متوجه ساختن مردم است . آن
وقت خواهيد ديد كه داراى چه نيروى عظيمى خواهيم بود كه
زوال ناپذير است و توپ و تانك هم حريف آن نمى شود. در عين
حال ... راه دشوار و خطرناكى در پيش داريم و آنها كه وظيفه خود را مقابله مى دانند، بايد
جوانب امر را بسنجند؛ عواقب امور را ملاحظه كنند. (264)
امام (ره ) در اين مرحله از موضع گيرى هاى خويش ، به اهرم هاى مبارزاتى خود كه بايد
از آنها در مراحل بعدى مبارزه استفاده كنند، اشاره مى نمايند. در حالى كه خود ايشان در آن
موقعيت و وضعيت به اين نتيجه رسيده بودند كه نظام سياسى پهلوى در مرز مرگ و
زندگى قرار گرفته است و در برابر مواضع و مخالفت ها مقاومت ايستادگى خواهد كرد
و به هيچ وجه عقب نشينى نخواهد كرد و با نهايت قساوت و با تمام قوا مخالفت ها را در هم
خواهد شكست . با وجود اين ، امام (ره ) تنها و يگانه سلاح مقابله گر و سركوب كننده ى
مقاومت رژيم پهلوى را نيروى مردم معرفى مى كند. اين نشان از ميزان اعتقاد و
ايمان امام (ره ) به مردم و نقش آنها در مبارزه دارد. ايشان نيروى عظيم توده هاى مردمى را
نيرويى زوال ناپذير و بى شكست به شمار مى آورد و به اين نكته ايمان داشت و از اين
مرحله است كه بزرگ ترين وظيفه ى خود، علما و روحانيون را تلاش براى بيدار كردن
مردم و مبارزه عليه اقدامات غير انسانى ، ضد دينى و ضد مردمى حاكميت پهلوى ذكر مى
كند.
بعد از انتشار مواضع امام (ره ) درباره ى اجراى رفراندوم در اعلاميه اى كه به اطلاع
مردم رسيد بازار تهران تعطيل شد و مردم جنوب و مركز شهر به خيابان ها ريختند.
نيروى نظامى رژيم با مردم درگير شد و طى دو روز تظاهرات و اعتراض ، عده اى از
روحانيون تهران بازداشت و روانه ى زندان شدند. (265)
امام (ره ) در مقابل اوضاع پيش آمده ، با يك موضع گيرى قاطعانه ، ضمن رد هر گونه
گفت و گو و بحث و ملاقات با شاه ، وى را طرف خطاب قرار داد و براى جبران رفتارهاى
غير انسانى ماءموران دولتى رژيم پهلوى نسبت به علما و مردم تهران و قم و هتك حرمت
حوزه ى علميه ى قم ، شاه را موظف به عزل نخست وزير نمود:
... ديگر جاى هيچ گونه تفاهم و حسن مراوده با دستگاه حاكمه باقى نمانده است و هيچ
راهى جهت ملاقات با شاه وجود ندارد مگر آنكه شاه براى جبران اهانت و تجاوزى كه به
حريم مقدس روحانيت شده ، آقاى علم را به عنوان مجرم اصلى از نخست وزيرى
عزل نمايد. (266)
در اين دوره ، مواضع مبارزاتى امام (ره ) ابعاد تازه اى به خود گرفته بود. بعد از رد
درخواست هاى امام (ره ) و اجراى رفراندوم ، امام (ره ) براى وسيع تر كردن ابعاد سياسى
و دينى و مبارزه و ايجاد حساسيت بيشتر مردم نسبت به
اعمال ضد اسلامى رژيم پهلوى ، در جلسه اى با حضور مراجع و علماى قم ، مسئله لزوم
اعلام عزاى عمومى را در نوروز 1342 ه ش مطرح نمودند (267) و رفراندوم را تحريم
كردند. بدين ترتيب در سراسر كشور با درخواست امام (ره ) و ساير علما و روحانيون
سرشناس و در طى اعلاميه هاى مشتركى ، عيد نوروز
سال 1342 ه ش عزاى عمومى اعلام شد.
د. فاجعه ى مدرسه ى فيضيه و مواضع امام (ره )
در نتيجه ى حمله ى تعدادى از نيروهاى رژيم پهلوى به مجلس روضه خوانى و عزادارى
برگزار شده در مدرسه ى فيضيه ى قم و بر هم زدن مجلس سخنرانى و ضرب و شتم
طلاب و مردم شركت كننده ، تعدادى از طلاب و مردم عادى به سختى مجروح و مضروب
شدند. در همان روز، حمله ى مشابه اى به مدرسه ى علميه ى طالبيه ى تبريز صورت
گرفت و در آن حادثه هم تعدادى مجروح شدند. (268)
امام (ره ) به دنبال بروز اين حوادث ، در موضع گيرى صريحى ، ضمن دعوت طلاب و
روحانيون و مردم به حفظ روحيه ى شهادت طلبى و مبارزه و لزوم
تحمل مصايب و سختى هاى راه مبارزه ، مبارزه ى روحانيون و مردم با نظام سياسى پهلوى
را دنباله ى قيام امام حسين (ع ) معرفى كردند و ادامه ى مبارزه و استقامت در برابر
خطراتى كه اسلام و احكام اسلامى را تهديد مى كند، وظيفه ى همه شمرده ، به مبارزه جنبه
ى كاملا تكليفى و شرعى بخشيدند:
... از چه مى ترسيد؟ براى چه مضطربيد؟ عيب است براى كسانى كه ادعاى پيروى از
حضرت امير (عليه السلام ) و امام حسين (عليه السلام ) را دارند، در برابر اين نوع
اعمال رسوا و فضاحت آميز دستگاه حاكمه ، خود را ببازند. دستگاه حاكمه با ارتكاب اين
جنايت ، خود را رسوا و مفتضح ساخت و ماهيت چنگيزى خود را به خوبى نشان داد... امروز
وظيفه ماست كه در برابر خطراتى كه متوجه اسلام و مسلمين مى باشد، براى
تحمل هر گونه ناملايمات آماده باشيم . (269)
امام (ره ) در اين موضع گيرى ، ضمن دعوت روحانيان و مردم به ادامه ى مبارزه همچون
وظيفه اى شرعى ، اعلام كردند كه رژيم پهلوى با دست زدن به اين جنايت ها، ماهيت
استبدادى رژيم خود را نشان داده است . ايشان در اين موضع گيرى نابودى رژيم و
پيروزى نهضت را قطعى دانست :
... دستگاه جبار با دست زدن به اين فاجعه ، شكست و نابودى خود را حتمى ساخت . ما
پيروز شديم ؛ ما از خدا مى خواستيم كه اين دستگاه ماهيت خود را بروز دهد و خود را رسوا
كند. (270)
در پى اين موضع گيرى هاى امام (ره )، ساير مراجع و علماى بزرگ شهرهاى ايران و
نجف نيز ضمن محكوم كردن حمله ى ماءموران رژيم پهلوى به فيضيه ، شاه را
عامل و مسئول اصلى آن معرفى كردند (271) و بدين ترتيب ، امام (ره ) به يكى از مهم
ترين اهداف و نيات مورد نظر خودشان ، يعنى به ميدان مبارزه كشاندن شاه و نهاد سلطنت
و قرار دادن روحانيان در خط مقدم مبارزه با شاه و نظام سياسى وى دست يافت . ايشان با
اين كار، مشروعيت دينى و مذهبى رژيم پهلوى را از آن ستاند و از نظر مشروعيت دينى ،
حاكميت پهلوى را با بحران شديدى رو به رو كرد.
امام (ره ) در شروع دروس حوزه ، جمع طلاب ، طى سخنانى به مناسبت چهلم فيضيه ، باز
هم شخص شاه را مسئول همه ى وقايع معرفى كرد و به طور رسمى شاه را مخالف دين
اسلام قلمداد كرد:
دستگاه شهربانى مى گويد كه سازمان امنيت ؛ سازمان امنيت مى گويد شهربانى ؛
دوتايشان مى گويند: امر اعليحضرت ... اعليحضرت با ديانت اسلام مخالف است ؟.
(272)
در همين ماجرا بود كه امام (ره ) تلاش كردند اكثريت روحانيان و مردم را به مبارزه ى همه
جانبه با رژيم پهلوى بكشانند و راه را بر تمامى بهانه هاى شرعى و سياسى ببندد و
از همين رو بود كه هر نوع سكوت را به معناى همراهى و همكارى با حاكميت به حساب مى
آوردند:
... واى بر اين اسلام ! واى بر اين مسلمين ! اى علما، ساكت ننشينيد؛ نگوييد على مسلك
الشيخ - رضوان الله عليه - (عبدالكريم حائرى ) و الله شيخ اگر حالا بود، تكليفش
اين بود. سكوت ؛ امروز همراهى با دستگاه جبار است . (273)
بعد از آن ، امام (ره ) دست به يك اقدام مهم زد و آن تحريم تقيه بود؛ تقيه كه در
طول ساليان متمادى زيادى از مهم ترين موانع مبارزات علنى و مستقيم و رو در روى مردم و
روحانيان با حكام فاسد و دست نشانده به شمار مى رفت و هيئت حاكم نيز از اين مسئله به
منزله ى بهانه و دست آويزى براى مشروعيت بخشيدن به
اعمال خود استفاده مى كرد.
امام (ره ) با يك عمل و موضع گيرى انقلابى اين مانع را هم از مسير حركت و مبارزه ى
اسلامى برداشت و بدين وسيله راه هر نوع سكوت ، رخوت و بهانه جويى و سازش كارى
را بست و در نامه اى خطاب به علماى تهران نوشت :
حمله كماندوها و ماءموران انتظامى دولت با لباس
مبدل به معيت و پشتيبانى پاسبانها به مركز روحانيت خاطرات
مغول را تجديد كرد. با اين تفاوت كه آنها به مملكت اجنبى حمله كردند، و اينها به ملت
مسلمان خود. و روحانيون و طلاب بى پناه ... اينان با شعار شاه دوستى به
مقدسات مذهبى اهانت مى كنند. شاه دوستى يعنى غارتگرى ، هتك اسلام ، تجاوز
به حقوق مسلمين ، و تجاوز به مراكز علم و دانش ؛ شاه دوستى يعنى ضربه زدن
به پيكر قرآن و اسلام ... شاه دوستى يعنى كوبيدن روحانيت و
اضمحلال آثار رسالت .
حضرات آقايان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است . قرآن و مذهب در مخاطره است
. با اين احتمال ، تقيه حرام است ؛ و اظهار حقايق ، واجب ولو بلغ ما بلغ . (274)
مواضع آتشين امام (ره ) پس از ماجراى فيضيه ى قم نشان داد كه ايشان تصميم نهايى
خود را براى مبارزه ى همه جانبه با رژيم پهلوى و شخص شاه گرفته ، در تلاش است
كه در ادامه ى اين مبارزه نه تنها هيچ ترسى به خود راه ندهد، بلكه مصمم تر از
گذشته ، به مبارزه تحرك بخشد و با موضع گيرى هاى صريح ، قاطع و بى نظير
خود، روحانيان و توده هاى مردمى را به صحنه هاى مبارزه و نبرد كشاند. بدين ترتيب
مردم و روحانيان نيز به تدريج ايشان را در مقام مرجع مذهبى - سياسى خود پذيرفته ،
از مواضع ايشان دفاع و حمايت كردند.
ه . مواضع امام (ره ) نسبت به قيام 15 خرداد 1342
با فرا رسيدن ماه محرم در خرداد ماه 1342 ه ش ، امام (ره ) سعى نمود از اين ماه و به
خصوص روز عاشورا براى پيشبرد مبارزات اسلامى استفاده كند؛ از اين رو پيشنهاد كرد
تا در ايام محرم ، تعدادى از روحانيون و مبلغان دينى در سراسر كشور براى مردم درباره
ى اقدامات خلاف دينى و ملى رژيم پهلوى سخنرانى نمايند كه با
استقبال رو به رو شد. شخص امام (ره ) هم تصميم گرفت در عصر عاشورا در فيضيه
سخنرانى نمايد.
بالاخره بعد از ظهر عاشورا مصادف با 13 خرداد 1342 ه ش ، امام (ره ) براى جمع
كثيرى از حضار و عزاداران حاضر در مدرسه فيضيه سخنرانى كردند. (275)
اين موضع گيرى قاطع امام (ره )، موجب گرديد تا رژيم ، اقدام به دستگيرى حضرت امام
در نيمه شب 15 خرداد بنمايد. بعد از پخش خبر دستگيرى امام (ره ) در تهران و قم ،
تظاهرات خيابانى وسيعى به راه افتاد و قيام 15 خرداد
شكل گرفت كه با حمله ى نيروهاى نظامى و انتظامى رژيم پهلوى ، اين تظاهرات به
خاك و خون كشيده شد. با سركوبى قيام 15 خرداد، رژيم شاه ، امام خمينى (ره ) را به
مدت 10 ماه در زندان نگه داشت ، تا اين كه امام (ره ) در پانزدهم فروردين ماه 1343 ه ش
آزاد گرديد.
امام (ره ) بعد از آزادى از زندان ، در اولين موضع گيرى خود در اعتراض به شايعه ى
آشتى روحانيت با نظام سياسى و برنامه هاى دولت ، ضمن رد هر گونه موافقت با
اقدامات و عملكرد دولت و سازش با دست اندركاران نظام پهلوى اعلام كردند كه :
... خمينى را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد كرد... من از آن آخوندها نيستم كه در اينجا
بنشينم و تسبيح دست بگيرم ؛ من پاپ نيستم كه فقط روزهاى يكشنبه مراسمى انجام دهم و
بقيه اوقات براى خودم سلطانى باشم و به امور ديگر كارى نداشته باشم . پايگاه
استقلال اسلامى اينجاست . بايد اين مملكت را از اين گرفتاريها نجات داد. (276)
امام (ره ) در پايان اين سخنرانى ، كشتار 15 خرداد را محكوم كردند و آن را مايه ى ننگى
بر دامن رژيم پهلوى و كشور دانستند. با اين موضع گيرى امام (ره )، تبليغات دروغين
رژيم نقش بر آب شد و ايشان هم چنان بر مواضع قاطع خود در ادامه ى مبارزه و دفاع از
اسلام و مملكت اسلامى ، پافشارى نمودند و نشان دادند كه كشتار، تهديد و زندانى كردن
هم هيچ تاءثيرى در روند مبارزه و تزلزل ناپذيرى رهبرى آن ننهاده است .
در 26 فروردين ماه 1342 ه ش ، امام (ره ) در مسجد اعظم قم به مناسبت شروع درس هاى
حوزوى خود، در واكنش به سخنان شاه كه روحانيان را به كهنه پرستى و ارتجاع متهم
كرده بود، مواضع تند و جديدى اتخاذ كردند. با اين موضع گيرى به موقع ، ترفند
دروغين رژيم كه روحانيان در آن مخالف اصلاحات و تمدن معرفى و به جرم كهنه
پرستى محكوم مى شدند، خنثى شد:
ما را كهنه پرست معرفى مى كنند، ما را مرتجع معرفى مى كنند... جرايد خارج از
ايران ، آنهايى كه با بودجه هاى گزاف ، براى كوبيدن ما مهيا شده اند، در خارج ما را
مخالف اصلاحات ... معرفى مى كنند... علماى اعلام با اين زدنها، كشتنها، قلدريها و
ديكتاتوريها، استبدادها مخالفند؛ اين كهنه پرستى است ؟. (277)
در ادامه ، امام (ره ) وابستگى و سرسپردگى رژيم پهلوى به بيگانگان و به غارت
رفتن مخازن كشور به وسيله ى آنها، اعمال حاكميت ديكتاتورمآبانه و استبدادى شاه بر
سرنوشت مردم ايران را عين ارتجاع معرفى كردند.
در اين موضع گيرى ، امام (ره ) باز هم برقرارى روابط نزديك رژيم پهلوى با
اسراييل را به باد انتقاد گرفتند و آن را برخلاف مصالح اسلام ، كشور و ملت مسلمان
ايران دانستند و بار ديگر، با قاطعيت ، راه هر گونه سازش و تفاهم روحانيان با نظام
پهلوى را بستند و فرمودند:
خمينى مى تواند تفاهم كند با ظلم ؟ غلط مى كند. خمينى ... تو حبس هم كه بود، مجد
اسلام را حفظ مى كرد، مى تواند حفظ نكند؟... اگر خمينى هم با شما سازش كند ملت اسلام
با شما سازش نمى كند... ما به همان سنگرى كه بوديم ، هستيم . با تمام تصويب نامه
هاى مخالف اسلام كه گذشته است ، مخالفيم . (278)
سپس امام (ره ) براى چندمين بار، رژيم پهلوى را به حركت در چارچوب قوانين اسلامى و
قانون اساسى و متمم آن فرا خواندند و به اين وسيله ، مشروعيت دينى و قانونى حاكميت
پهلوى را زير سؤ ال بردند:
اگر به قوانين اسلام ، شما اعتقاد داريد، اين قوانين اسلام ؛ و اگر... به قانون
اساسى شما اتكا داريد... به اين متمم قانون اساسى ، شما
عمل كنيد كه علماى اسلام در صدر مشروعيت جان دادند براى گرفتن اين و رفع كردن
اسارت ملتها. (279)
در خاتمه ، ايشان ضمن هشدار به رژيم پهلوى درباره ى تصحيح عملكرد خود، بر ادامه
ى مبارزه تا اعاده ى حيثيت مصالح اسلامى و بر قرارى احكام الهى تاءكيد كردند:
نه ما دشمنى با آن دولت داشتيم و نه عقد اخوتى با شما خوانده ايم . ما به اعمالتان
نگاه مى كنيم ... اگر من خداى نخواسته ، يكوقتى ديدم كه مصلحت اسلام اقتضا مى كند كه
يك حرفى بزنم ، مى زنم و دنبالش راه مى افتم و از هيچ چيز نمى ترسم بحمدالله
تعالى . و الله ، تا حالا نترسيده ام . (280)
در اين دوره ، امام (ره ) به موازات مبارزه با نظام سلطنتى پهلوى ، حملات گسترده اى بر
ضد خطر نفوذ اسراييل و صهيونيسم در شئون مختلف كشور، از جمله اقتصاد و سياست آغاز
نمود و عواقب و نتايج زيان بار آن و لزوم قطع روابط بين ايران و
اسراييل را به دولت پهلوى تذكر داد.
و. مواضع امام (ره ) در زمينه ى كاپيتولاسيون
حسنعلى منصور كه از طرفداران سياست هاى امريكا در ايران به شمار مى رفت ، بعد از
رسيدن به نخست وزيرى ، در مرداد 1343 ه ش لايحه ى مصونيت مستشاران امريكايى را
كه در هيئت دولت به تصويب رسيده بود، از تصويب مجلس سنا گذراند. در مهر ماه همان
سال ، مجلس شوراى ملى نيز، آن را با اكثريت آرا لبه تصويب رساند.
امام (ره ) بعد از آگاه شدن از اين لايحه ، ضمن دعوت علما و مراجع به واكنش در برابر
اين لايحه و خطرات آن ، اعلام كرد كه در نظر دارد در
منزل خود درباره ى عواقب اين اقدام دولت و مجالس سخنرانى نمايد. (281)
بالاخره امام (ره ) در بيستم جمادى الثانى برابر با چهارم آبان در حضور صدها نفر از
مردم انقلابى قم و تهران مواضع تاريخى و مهم خودشان را مطرح نمودند.
امام (ره ) ابتدا براى نشان دادن ضرر و عواقب ناگوار اين لايحه ، بيانات خود را با آيه
ى استرجاع (انا لله و انا اليه راجعون ) شروع كرده ، صريحا گفتند كه رژيم پهلوى ،
استقلال ايران را بر باد داده ، منافع كشور را به امريكايى ها فروخته است . ايشان
سپس عواقب اين لايحه را تشريح كردند:
اگر يك خادم امريكايى ، اگر يك آشپز امريكايى ، مرجع تقليد شما را در وسط بازار
ترور كند، زير پا خود منكوب كند، پليس ايران حق ندارد جلوى او را بگيرد! دادگاههاى
ايران حق ندارند محاكمه كنند... دولت با كمال وقاحت از اين امر ننگين طرفدارى كرد! ملت
ايران را از سگهاى امريكا پست تر كردند. (282)
امام (ره ) علت اقدام سياسى پهلوى در تصويب اين لايحه را اخذ وام قلمداد كرد (283) و
اين عمل را محكوم نموده ، در اين سخنرانى به شدت در
مقابل مجالس و دولت وقت موضع گيرى كرده ، آنها را دست نشانده هاى امريكا دانستند و
صريحا اعلام كردند كه دولت و مجلس ملى فاقد مشروعيت ملى است و اين قانون صد در
صد به زيان ملت ايران از جمله سياسيون ، ارتش و روحانيت كشور است . در ادامه ى اين
موضع گيرى ، امام (ره ) در حمله اى به قدرت هاى استكبارى و مداخله گر در امور ايران
اضافه كردند:
امريكا از انگليس بدتر، انگليس از امريكا بدتر، شوروى از هر دو بدتر، همه از هم
بدتر؛ و همه از هم پليدترند. اما امروز سر و كار ما... با امريكاست . رئيس جمهور امريكا
بداند - بداند اين معنا را - كه ... منفورترين افراد بشر است پيش ملت ما. يك همچو ظلمى
به دولت اسلامى كرده است ... تمام گرفتارى ما از اين وكلا هم از امريكا هستند! اين وزرا
هم از امريكا هستند! همه تعيين آنهاست . اگر نيستند چرا نمى ايستند در مقابلش داد
بزنند؟. (284)
بعد از اين سخنرانى و موضع گيرى قاطع ، امام طى اعلاميه اى مواضع خود را به طور
روشن اعلام كرد و در آن تصويب لايحه ى كاپيتولاسيون را برخلاف احكام و قوانين دين
اسلام و مصالح و نظر ملت ايران و فاقد جنبه ى رسمى و غيرقانونى دانستند و لايحه ى
مذكور را سند بردگى ملت ايران قلمداد كردند:
اكنون من اعلام مى كنم كه اين راءى ننگين مجلسين مخالف اسلام و قرآن است ، و قانونيت
ندارد؛ مخالف راءى ملت مسلمان است . وكلاى مجلسين
وكيل ملت نيستند؛ وكلاى سرنيزه هستند! راءى آنها در برابر ملت و اسلام و قرآن هيچ
ارزشى ندارد. (285)
امام (ره ) بار ديگر امريكا و اسراييل را خطر بزرگى براى مصالح و منافع و حيات مادى
و معنوى مسلمانان و ملت ايران شمرد و از ملت و مردم ايران كمك طلبيد تا با كمك روحانيان
و علماى متدين و مبارز، نظام سياسى پهلوى را ساقط نمايند و با اعتراض و تظاهرات و
مخالفت هاى خود به اين اوضاع غالب شوند:
بر ملت ايران است كه اين زنجيرها را پاره كنند. بر ارتش است كه اجازه ندهند چنين
كارهاى ننگينى در ايران واقع شود... اين دولت را ساقط كنند؛ وكلايى كه به اين امر
مفتضح راءى دادند، از مجلس بيرون كنند. (286)
اين مواضع امام (ره ) درباره ى لايحه ى كاپيتولاسيون ، پرده از تظاهر و رياكارى
دولت جديد كه مدعى حفظ شعائر دينى و موقعيت روحانيت بود، برداشت و سكوت حاكم
شده بر جو مبارزه را شكست و به مردم روحانيان روحيه اى جديد براى ادامه مبارزه بخشيد
و جان دوباره اى به نهضت اسلامى داد. رژيم پهلوى هم به
دنبال اين مواضع افشاگرانه ى امام (ره ) به اين نتيجه رسيد كه بايد ايشان را تبعيد
كند. بالاخره در نيمه شب سيزدهم آبان ماه 1343 ه ش ، نيروهاى نظامى و امنيتى
منزل امام (ره ) را محاصره كردند و ايشان به فرودگاه مهر آباد
منتقل و به تركيه تبعيد نمودند و بدين ترتيب دوران چهارده ساله ى تبعيد امام (ره ) و
دورى ايشان از ايران شروع شد.
فصل چهارم : مواضع امام (ره ) در دوران تبعيد از ايران
اين فصل به فعاليت هاى نظرى امام خمينى (ره ) براى رهايى از بن بست ناشى از نبود
نظريه حكومت شيعى اختصاص يافته است و در كنار آن ، واكنش هاى امام خمينى (ره ) در
برابر حكومت پهلوى در فاصله سال هاى 1343 - 1356 ه ش ارزيابى شده است .
الف . طرح نظريه ى ولايت فقيه به منزله ى الگوى جايگزين نظام
سياسى پهلوى
اگر چه ممكن است طرح انديشه ى تشكيل نظام سياسى بر محور ولايت فقيه ، مرحله اى از
مراحل موضع گيرى هاى امام خمينى (ره ) در واكنش به عملكرد رژيم پهلوى به شمار
نيايد؛ اما با توجه به اين نكته كه بعد از تبعيد امام (ره ) به خارج از كشور، رژيم
پهلوى از شدت اعمال و اقدامات ضد دينى و ملى خود نكاست و تلاش نمود تا هر چه
بيشتر زمينه را براى به حاشيه راندن دين از متن جامعه و عملى كردن مسئله جدايى دين از
سياست فراهم نمايد، به همين دليل امام (ره ) با اين كه در دوران تبعيد به سر مى
بردند، تلاش كردند ضمن اذعان به پيوند عميق بين دين و سياست آن را دكترينى
قابل اجرا معرفى نمايند. ايشان افتراق و جدايى اين دو حوزه را بازتاب نفوذ انديشه
هاى بيگانگان و استعمارگران و عمال آنها در كشورهاى اسلامى مى دانستند؛ بر اين اساس
تصميم گرفتند نظريه ى حكومت اسلامى بر محور ولايت فقيه را طرح ، تدريس و تبليغ
نمايند.
ايشان در دوره ى تبعيد و طى سكونت در نجف بود كه در درس خارج مكاسب مبحث
ولايت فقيه را شروع كردند؛ ولى تدريس و بررسى مباحث حكومت اسلامى به شيوه اى
كاملا متفاوت و با هدف مشخص سياسى بيان مى شد. حجة الاسلام و المسلمين فردوسى
پور در اين زمينه مى گويد:
به نظر من حضرت امام از ابتداى نهضت در فكر
تشكيل حكومت اسلامى بودند... ايشان به طور مستوفى و مستقصى وارد اين بحث شدند. امام
در نجف اشرف اجازه نمى دادند كسى برا ضبط درس ، ضبط صوت همراه بياورد يا براى
عكاسى ، دوربين بياورد... خوشبختانه جناب حجة الاسلام و المسلمين غروى كه در دفتر
حضرت امام در نجف بودند، پيغام دادند كه امام فرموده اند: فردا ضبط صوت بياوريد. ما
از اين پيغام تعجب كرديم . با اين كه امام مخالف ضبط درس بودند، چرا خودشان پيشنهاد
آوردن ضبط صوت را داده اند. نمى دانستيم كه ماجرا چيست ؟... و ايشان بحث ولايت فقيه را
آغاز كرد و مقدمات آن را از نظر عقلى تشريح فرمودند. (287)
بعد از ضبط درس هر جلسه از مباحث ولايت فقيه به وسيله ى شاگردان امام (ره )،
گروهى مسئوليت پياده كردن و ويرايش نوارهاى
حامل سخنرانى امام (ره ) و پخش و ارسال آنها به ايران را به عهده گرفتند. پس به
خوبى روشن است كه امام (ره ) در بيان و طرح مبحث ولايت فقيه در نجف ، اهدافى كاملا
سياسى داشت و تلاش مى كرد با رويكردى جديد، اين نظريه را به منزله ى نظامى
مطلوب و جايگزين نظام سياسى پهلوى مطرح نمايد. در اين طرح جديد است كه امام (ره )
براى نخستين بار اعلام كرد كه براى تشكيل حكومت اسلامى و اجراى قوانين شرعى ، فقها
و مراجع شيعه وظيفه دارند شخصا حكومت را به دست گيرند. امام (ره ) براى تحقق اين امر
در اين مرحله ، سلطنت را از بنيان نامشروع و غير اسلامى دانست و با استناد به
دلايل عقلى و نقلى ، اقدام براى تحصيل توانايى و ايجاد زمينه ى
اعمال ولايت و حكومت را از وظايف مهم فقها شمرد.
امام (ره ) بحث ولايت فقيه را با ضرورى و بديهى شمردن آن آغاز مى كند:
ولايت فقيه از موضوعاتى است كه تصور آنها موجب تصديق مى شود و چندان به
برهان احتياج ندارد؛ به اين معنا كه هر كس عقايد و احكام اسلام را حتى اجمالا دريافته
باشد، چون به ولايت فقيه برسد و آن را به تصور آورد، بى درنگ تصديق خواهد كرد
و آن را ضرورى و بديهى خواهد شناخت . (288)
امام (ره ) آنگاه علت بى توجهى مسلمين به ولايت فقيه را اوضاع اجتماعى جوامع كشورهاى
مسلمان و اوضاع حاكم بر حوزه هاى علميه مى داند و در تبيين بيشتر اين مسئله ، سياست
جدايى دين از سياست و تلاش براى دور كردن اسلام از متن جامعه را علت اصلى قلمداد مى
كند و بررسى عامل يا عوامل فراهم آورنده ى مسئله جدايى دين از سياست ، دو
عامل داخلى و خارجى را مؤ ثر مى داند.
ايشان عامل داخلى را برداشت هاى قشرى ، جزمى نگرى و صوفيانه از دين و
عامل خارجى را كه بسيار مؤ ثرتر از عامل داخلى مى دانستند،
عامل استعمار و ترفندها و تبليغات و تلقينات قدرت هاى استعمارى ذكر مى كنند. ايشان
حتى بسيارى از ساده انديشى ها و قشرى گرايى هاى متفكرين اسلامى و علما را
معلول همان تبليغات استعمارى مى شمرد و رشد تفكر جدايى دين از سياست را با ورود
استعمارگران در قرون اخير و با هدف چپاول و غارت
ملل تحت سلطه عجين مى دانست :
خارجى ها به واسطه تبليغاتى كه كرده اند و مبلغينى كه داشته اند، اين اساس را
درست كرده اند. قوانين قضايى و سياسى اسلام را تمام از اجزا خارج كرده اند و به جاى
آن مطالب اروپايى نشانده اند تا اسلام را كوچك كنند و از جامعه ى اسلامى طرد كنند و
عمالشان را روى كار بياورند و آن سو استفاده ها را بكنند. (289)
امام (ره ) ضمن رد جدايى دين از سياست ، وظيفه ى علما و روحانيت را تلاش براى طرد و از
بين بردن آن سياست اعلام مى كند:
اسلام را به مردم معرفى كنيد تا نسل جوان تصور نكنند كه آخوندها در گوشه نجف
يا قم دارند احكام حيض و نفاس مى خوانند و كارى به سياست ندارند... اين را كه ديانت
بايد از سياست جدا باشد و علماى اسلام در امور اجتماعى و سياسى دخالت نكنند،
استعمارگران گفته و شايع كرده اند... مگر زمان پيغمبر اكرم (ص ) سياست از ديانت جدا
بود؟ مگر در آن دوره عده اى روحانى بودند و عده ديگر سياستمدار و زمامدار... اين حرف ها
را استعمارگران و عمال سياسى آنها درست كرده اند تا دين را از تصرف امور دنيا و از
تنظيم جامعه مسلمانان بركنار سازند. (290)
درس هاى ولايت فقيه يا حكومت اسلامى كه در اواخر دهه ى
چهل به صورت جزوه و بعدها به صورت كتاب ولايت فقيه به كشورهاى مختلف
جهان و شهرهاى ايران ارسال شد، عامل مهمى در گسترش مبارزه ى سياسى و انديشه ى
حكومت اسلامى بر مبناى ولايت فقيه بود.
امام (ره ) در كتاب ولايت فقيه ابتدا با بيانى
مستدل ، ضرورت حكومت اسلامى و شبهه هاى موجود در آن زمينه را مطرح كرده ، در بخش
مهمى فرق ميان حكومت اسلامى با ساير حكومت ها و ماهيت واقعى حكومت اسلامى را بيان كرده
اند. از نظر ايشان ، حكومت اسلامى ، نه استبدادى است و نه مطلقه ، بلكه مشروطه است ؛
البته نه مشروطه به معناى متعارف ، بلكه به اين معنا كه حكومت كنندگان در اجرا و اداره
، مقيد به يك مجموعه شرط هستند كه در قرآن كريم و سنت
رسول اكرم (ص ) معين شده است .
حكومت اسلامى ، حكومت قانون است و يگانه حكم و قانونى كه لازم الاجرا است ، قانون
خداست . (291)
در خاتمه ى مباحث ولايت فقيه ، امام (ره ) برنامه ى منسجم مبارزاتى را براى ساقط كردن
نظام سياسى پهلوى و جايگزين كردن حكومت اسلامى بر اساس نظريه ى ولايت فقيه
به منزله ى نظامى مطلوب عرضه مى كند.
بر اساس اين برنامه ى مبارزاتى ، امام (ره ) مهم ترين وظيفه ى روحانيان فقها و مبارزان
را استفاده از دو ابزار مهم براى بيدار كردن و
فعال كردن توده هاى مردمى و افزايش نيروهاى مبارز معرفى مى كند:
ما موظف ايم براى تشكيل حكومت اسلامى جديت كنيم . اولين فعاليت ما را در اين راه
تبليغات تشكيل مى دهد... وظيفه ما اين است كه از حالا براى پايه ريزى يك دولت حقه
اسلامى كوشش كنيم ، تبليغ كنيم ، تعليمات بدهيم ، همفكر بسازيم ، يك موج تبليغاتى
و فكرى به وجود بياوريم تا يك جريان اجتماعى پديد آيد و كم كم توده هاى آگاه ،
وظيفه شناس و ديندار در نهضت اسلامى متشكل شده ، قيام كنند و حكومت اسلامى
تشكيل دهند. (292)
امام (ره ) بر اين عقيده نظر بودند كه براى تغيير هر نظامى سياسى ، راهى بهتر از
آگاه كردن و بيدار كردن توده هاى مردمى براى ستاندن مشروعيت مردمى از آن و بسيج
مردم براى مبارزه نيست و براى اين كار و رسيدن به اين هدف مهم ، ابتدا بايد از راه
تبليغات و تعليمات ، مردم را از درون متحول كرد و بعد، آنها را براى مبارزه آماده نمود.
امام (ره ) درباره ى اين كه چه چيزهايى را بايد به مردم تبليغ كرد و تعليم داد، معتقد
بودند ابتدا بايد اشتباهات ، اهداف و اعمال خلاف دينى - مذهبى و ملى نظام موجود و دخالت
بيگانگان و اجنبى ها از جمله امريكا و صهيونيسم را به مردم اعلام كرد و آنها را به اين
مطالب واقف نمود و از طرف ديگر، قوانين و آرمان هاى اسلام را هم چون الگويى مطلوب ،
تبليغ و ترويج كرد:
وظيفه فقهاست كه عقايد و احكام و نظامات اسلام را تبليغ كنند و به مردم تعليم دهند
تا زمينه براى اجراى احكام و برقرارى نظامات اسلام در جامعه فراهم شود... بايد
فرياد زد و مردم را متوجه كرد تا معلوم شود كه يهودى ها و پشتيبانان خارجى آنها
كسانى هستندكه با اساس اسلام مخالف اند و مى خواهند حكومت يهود در دنيا
تشكيل دهند. (293)
در اين زمينه ، امام (ره ) تلاش براى زدودن و رفع ابهام درباره ى مسئله جدايى دين از
سياست را يكى از اساسى ترين وظايف روحانيان ذكر مى كند و با صراحت مى گويد كه
تا اين ابهام را نتوانيم رفع كنيم ، در واقع هيچ كارى نكرده ايم :
ما موظف ايم ابهامى را كه نسبت به اسلام به وجود آورده اند، بر طرف سازيم . تا اين
ابهام را از اذهان نزداييم ، هيچ كارى نمى توانيم انجام بدهيم . (294)
ايشان براى رسيدن به اهداف ذكر شده ، استفاده از اجتماعات اسلامى را بهترين وسيله
ذكر كرده ، معتقدند براى تبليغ و تعليم اهداف انقلابى بايد از اجتماعات مردم در
نمازهاى جمعه و جماعت نهايت استفاده را كرد و در مردم براى مبارزه با طاغوتى ،
عاشورايى ايجاد كرد:
اسلام را عرضه بداريد. و در عرضه آن به مردم نظير عاشورا را به وجود
بياوريد... شما هم امروز كارى كنيد كه راجع به حكومت موجى به وجود آيد؛ اجتماعات بر
پا گردد؛ روضه خوان و منبرى پيدا كند؛ و در ذهن مردم مطرح بماند. (295)
امام (ره ) ضمن طرد هر گونه ياءس و نااميدى در راه مبارزه ، مبارزان را به مقاومت و مبارزه
اى طولانى فرا مى خواند:
هيچ عاقلى انتظار ندارد كه تبليغات و تعليمات ما به زودى به
تشكيل حكومت اسلامى منتهى شود. براى توفيق يافتن در استقرار حكومت اسلامى احتياج به
فعاليتهاى متنوع و مستمرى داريم . اين هدفى است كه احتياج به زمان دارد. (296)
امام (ره ) اولين گام براى تاءسيس و برقرارى حكومت اسلامى را به اصلاح و تصفيه
حوزه هاى روحانيت و علميه ، طرد آخوندهاى دربارى ، اصلاح مقدس نماها و زدودن آثار
فكرى و اخلاقى استعمار و دستگاه هاى تربيتى و تبليغاتى حكومت هاى دست نشانده
موكول مى كند:
معرفى و ارائه اسلام ، مستلزم اين است كه حوزه هاى روحانيت اصلاح شود؛ به اين
ترتيب كه برنامه درسى و روش تبليغات و تعليمات
تكميل گردد، سستى و تنبلى و ياءس و عدم اعتماد به نفس ، جاى خود را به جديت و كوشش
و اميد و اعتماد به نفس بدهد، آثارى كه تبليغات و تلقينات بيگانگان در روحيه بعضى
گذاشته از بين برود، افكار جماعت مقدس نما كه مردم را از
داخل حوزه هاى روحانيت از اسلام و اصلاحات اجتماعى باز مى دارند، اصلاح شود، آخوندهاى
دربارى كه دين را به دنيا مى فروشند، از اين لباس خارج و از حوزه ها طرد و اخراج
شوند. (297)
|