خطر وابستگى اقتصادى
امام وابستگى اقتصادى را بسيار خطرناك و منشاء بسيارى از وابستگى ها و بلكه سبب
نابودى و تباهى معرفى كرد و فرمود: وابستگى اقتصادى مسئله اى است كه وابستگى
هاى بسيارى را به دنبال مى آورد (230) اگر مملكت شما در اقتصاد نجات پيدا
نكند و وابستگى اقتصادى داشته باشد همه جور وابستگى دنبالش مى آيد و وابستگى
سياسى هم پيدا مى كنيم ، وابستگى نظامى هم پيدا مى كنيم براى اين كه وقتى ما چيزى
نداشتيم دستمان به طرف آمريكا دراز مى شود و آمريكا همه چيز را به ما
تحميل مى كند (231) ما اگر اقتصاد خود را تابع خارج نمائيم ممكن است روزى
خارجى ها نخواهند به ما چيزى بدهند وقتى كه درها را بستند ما بايد تسليم آنها بشويم
تا هر چه مى گويند عمل كنيم و اين شايسته يك مملكت اسلامى و جمهورى اسلامى نيست كه
پيوسته در اقتصادش در گندمش ، در جو و در برنجش وابسته به غير باشد، بايد همت
كشاورزان و قشرهاى مختلف و با هياءت دولت به كشاورزان كمك بكند و اين كه همه يك
وظيفه را احساس بكنند تا مشكلات حل شود (232) احتياج به دشمن تلخ ترين
چيزهاى است كه در ذائقه انسان بايد باشد (233) با توجه به اين خطرات بود
كه امام به قطع وابستگى تاءكيد كرده بلكه آن را واجب مى دانست و مى فرمود: به
مسئولين و دست اندركاران در هر رده نيز مى گويم كه شرعا بر همه شما واجب است كه
همت كنيد تا آخرين رگ و ريشه هاى وابستگى اين به كشور به بيگانگان را در هر زمينه
اى قطع نماييد (234) من دست و بازوى همه كسانى كه بى ادعا و مخلصانه
درصدد استقلال و خودكفايى كشورند مى بوسم ، باز سفارش مى كنم كه به خدا متكى
باشيد و براى هميشه زير بار شرق و غرب نرويد، مردم بايد تصميم خود را بگيرند
يا رفاه و مصرف گرايى يا تحمل سخنى و
استقلال (235) ما بايد بناى بر اين بگذاريم كه احتياج را از غير سلب كنيم
احتياجمان را از دشمن هاى خودمان سلب كنيم كه ما محتاج به دشمن مان نباشيم كه از دشمن
مان بخواهيم يك چيزى بگيريم براى رزق خودمان و اين به اين است كه همه همت كنند
(236) البته قطع وابستگى كار آسانى نيست اما
تحمل بايد كرد چه اين كه امام مى فرمايد: اگر بخواهيم از تحت سلطه همه بيرون
برويد و خودتان باشيد اين ارزش دارد يك ارزش انسانى است يك شرافت انسانى است ،
اين زحمت دارد اين گرانى دارد، اين كمبود دارد، اين جهاد دارد اين دفاع دارد اين شهامت
دارد (237) زندگى انسانى شرافتمندانه را ولو با مشكلات ، بر زندگى
بردگى اجانب ولو با رفاه حيوانى ترجيح دهيد و بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع
پيشرفته دست خود را پيش ديگران دراز كنيد و دريوزگى عمر را بگذرانيد، قدرت
ابتكار و پيشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد (238)
كشاورزان محور استقلال اقتصادى
امام با توجه به شرايط مختلف اقليمى ، سياسى و اقتصادى ايران كشاورزان را مهمترين
محور استقلال كشور مى دانست و صنعت را نيز اهرمى در جهت آن تلقى مى كرد و معتقد بود
كه ما با داشتن شرايط مناسب كشاورزى در ايران بايد آن را به اوج خود برسانيم
البته ايران امكانات طبيعى ديگر و معادن متنوعى دارد كه امام به آن نيز اشاره فرموده
است و ما در اينجا به بيان اين ديدگاهها مى پردازيم . امر كشاورزى در حكومت ما از
اولويت خاصى برخوردار است (239) از همه اطراف كمك بشود تا اين
كشاورزان به خوبى راه بيفتد، وقتى كه راه افتاد ما احتياجمان را از غير در جهت اقتصاد
بريده بشود آن وقت در همه كارها مى توانيم با آنها مقابله (240) كنيم
كشاورزان در هر كشورى كه مثل كشور ما باشيد
اصل در امور هستند كشور ايران كشور كشاورزان است ، زمين زياد دارد، آب زياد دارد و افراد
هم زياد، ما اگر چنانچه از حيث كشاورزى خودكفا نشويم و دستمان پيش قدرتهاى ديگر
دراز بشود و به عبارت ديگر گدائى كنيم از آنها يا فرض كنيد كه
پول هم بدهيم به آنها لكن وابسته ايم (241) پيش از اين امام فرمود كه مبادلات
تجارى وابستگى نيست و رفع تعارض آن با اين سخن به اين است كه مبادلات تجارى
تحميلى با دشمن كه مى تواند به استقلال كشور آسيب برساند وابستگى است .
كشاورزى در اسلام از امور بسيار مهم و از امورى است كه درباره او گفته شده است كه
كشاورزان بهترين مخلوقات هستند و كشاورزان اقرب ناس به خداى تبارك و تعالى هستند
و كشاورزان در آن عالم شايد در صف اول از مردم نيكوكار واقع بشوند و
شغل بوده است كه انبياء هم به او اشتغال داشته اند و انبيا هم رزق خودشان را از راه
كشاورزى به دست مى آورند و از نظر سياسى در امروز ما اگر چنانچه كشاورزيمان يك
كشاورز سالم و يك كشاورزى متعهدانه و كوشش براى اينكه در ارزاقمان محتاج به خارج
نشويم اين يك جهاد است (242) يكى از
مسائل مهم ما مسئله اقتصاد است ما بايد سعى كنيم كه از حيث اقتصاد، قوى و بدون وابستگى
باشيم و بايد مسئله كشاورزى كه در رژيم سابق براى به هم زدن آن نقشه داشتند ما را
وابسته كنند اسباب آن مى شود كه آنچه خودمان نيز داريم از بين برود (243)
ميدانيد كه ما را دارند تهديد ميكنند به حصر اقتصادى ما بايد فكر كنيم براى اين كار
فكر اين است كه كشور مشغول كشت بشوند (244) ايران امكانات و ظرفيت هاى
مختلف و فراوانى براى رشد اقتصادى دارد كه اگر نفت هم نباشد بتواند به رشد خود و
از بين بردن فقر نائل شود از قبيل معادن مختلف كه در صنايع اهميت زيادى دارد و همچنين
امكانات كشاورزى و دامدارى و مهمتر از همه وجود استعدادهاى سرشار و خلاق انسانى ، نفت
را در ضمن اينكه به هركس كه مشترى باشد و با رعايت
عدل و انصاف از ما بخرد و پول آن را بدهد مى فروشيم سعى هم خواهيم كرد كه از خود
نفت در صنايع مختلف استفاده كنيم (245) خدا به ما زمين داده ، آب هم داده ، ولى زمين
هاى موات زياد و آبها هم هرز مى رود رود كارون همين طورى هرز مى رود و زمين هاى اطرافش
هم همينطور موات مانده است بايد همه دست به دست هم بدهند و كار كنند، امروز بايد كار
كشاورزى كه عبادت و اطاعت امر خداست تقويت گردد هر كس هر جور مى تواند بايد تقويت
بكند (246) اين براى يك .. مملكت اسلامى عار است كه دستش را درا كند طرف
آمريكا كه شما نان ما را بدهيد، حالا بفروشد به ما، اين يك عارى است براى ما، ما بايد
خودكفا بشويم در همه چيز منجمله در قضيه كشاورزى ، ايران مملكتى است كه كشاورزى او
بايد كشاورزى غنى اى باشد ايران مى تواند كه يكى از استان هايش
مال خودش را كفاف بدهد و مابقى صادر بشود، چرا بايد ايران محتاج باشد به
غير؟ (247)
فصل نهم : اسرائيل
امام خمينى : اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود (248)
اسرائيل :
اسرائيل نام ديگر حضرت يعقوب است كه بر فلسطين اشتغالى گذارند به يهوديان
نيز بنى اسرائيل گويند اما فرقه اى از يهود كه از ويژگى هاى حادى نسبت به ساير
يهوديان برخوردارند صهيونيزم نام دارند، صهيونيستها يهوديانى بسيار تند، متجاوز، و
خطرناكند و حرص و ولع شديدى به اشتغال سرزمين هاى ديگران دارند، با اين شهوت
زمين بود كه فلسطينى ها را كه هزار سال سابقه سكونت در فلسطين داشتند با كمك
استعمار غرب بيرون راندند و خود به جاى آنها نشستند و مى خواهند سرزمين هاى ديگرى
را نيز اشغال كنند امام مى فرمايد: راءى آنها اين است كه
اسرائيل از همه نژادها بالاتر است و از فرات تا
نيل هم مال اوست و همه اين جاها بايد برگردد به
اسرائيل (249) اسرائيل بزرگ يعنى از
نيل تا فرات ، يعنى تمام منطقه اى كه عرب نشين است حجاز هم جزء اين بايد باشد مصر
هم جز اين است (250) صهيونيستها با ادعاى غلط خود كه چون دو هزار
سال قبل از ميلاد يهوديها در فلسطين ساكن بوده اند و بايد اين سرزمين در اختيار ما باشد
فلسطين را اشغال كردند و البته به اين مقدار قانع نيستند سيد امين الحسينى مفتى
فلسطين در پيام خود به مسلمين جهان كه از راديوهاى كشورهاى عربى پخش شد متذكر
شد: در ظرف نيم قرن صهيونيزم با پشتيبانى استعمار، اراضى مقدس فلسطين را
غصب كرد و باز مى خواهد منطقه بين نيل و فرات را بگيرد و آن را مركز تجمع
اسرائيل قرار دهد و پس از بدست آوردن قدرت بيشتر بر منطقه حجاز و مدينه دست يابد و
آنجا را به عنوان اين كه مسكن يهوديان بنى قريظه و بنى نظير بوده تصاحب كند و
قلعه هاى خيبر را بگيرد (251) يكى از اهداف بزرگ صيهونيست ها
تشكيل اسرائيل بزرگ از نيل تا فرات است . يعنى آنها مى خواهند كشورهاى بزرگ ،
مصر، اردن ، لبنان ، سوريه ، عربستان و كشورهاى حاشيه خليج فارس و عراق را
تصاحب كنند و در حقيقت خواستار آنند تا هم مرز ايران و تركيه شوند و بصورت جزيره
هاى بزرگ كه اطراف آنها را درياى عمان ، خليج فارس ، درياى سرخ و مديترانه فرا
گرفته است در دنيا اعلام موجوديت نمايند. امام خمينى مى فرمايد:
نقشه استيلا و سيطره صهيونيسم بر دنياى اسلام و استعمار بيشتر سرزمين زرخيز و
منابع سرشار كشورهاى اسلامى مى باشد و فقط با فداكارى ، پايدارى و اتحاد دولت
هاى اسلامى مى توان از شر اين كابوس سياه استعمار رهايى يافت ، و اگر دولتى در
اين امر حياتى كه براى اسلام پيش آمده كوتاهى كرد، بر ديگر دولت هاى اسلامى لازم
است كه با توبيخ و تهديد و قطع روابط او را وادار به همراهى كنند.
ويژگى يهود
يهود داراى ويژگى هاى منفى فراوانى هستند كه آنها را مورد بحث قرار مى دهيم
1 - دنياطلبى
يهوديها انسانها بسيار دنياطلبند و در جمع اموال نيز موفقيت چشمگيرى داشته اند به
گونه اى كه خود را غنى تر از خدا مى دانند قرآن كريم از
قول آنها مى فرمايد ان الله فقير و نحن اغنياء(252) خداوند فقير است و ما بى نيازيم
و در آيه اى ديگر مى فرمايد: لتجدنهم احرص الناس على حيوة (253) هر
آينه ايشان يهوديان را حريص ترين مردم به زندگى دنيا مى يابى . يهود به دنيا عشق
مى ورزد و خواستار طولانى و لذايذ دنيوى است برنارد دلازر گويد: يهود آرزو دارد
كه خداوند به او يك عمر طولانى بخشد تا تمام خوشى ها را در اين عمر بچشد، يهود مى
انديشد كه اگر روزى زندگيش پايان پذيرد وجودش پايان يافته و حياتى ديگر
براى او نيست او معتقد است كه تنها سعادت براى انسان رسيدن به خوشى هاى دنيا است
(254)
2 - ياءس از آخرت
دنياطلبى يهوديان شهره آفاق است و به اندازه اى است كه عقيده آنها را به آخرت از ميان
برده است اگر عقيده ضعيفى داشته باشند بخاطر دنياگرايى و فرو رفتن در حطام دنيا
از آخرت ماءيوسند چه اين كه قرآن مى فرمايد: يئسوامن الاخره (255) يهود از آخرت
ماءيوسند، ويل دورانت گويد: يهود به جهانى پس از مرگ معتقد نيست و پاداش و كيفر را
منحصر به زندگى دنيا مى داند (256) هيتلر دورانت گويد: بخاطر اين كه يهود،
ايمانى به پاداش و كيفر فردا ندارد داراى يك سيستم و نظام مذهبى نيست .
3 - زمين خوارى
يهود زمين خوارى است و صهيونيستها زمين خواران بين المللى كه بحث آن در ابتداى مطلب
گذشت
4 - مسلمان ستيزى
يكى ديگر از ويژگى هاى قوم يهود مسلمان ستيزى آنها است قرآن كريم مى فرمايد:
لتجدن اشد الناس عداوه للذين امنوااليهود (257) همانا مى يابى كه يهوديها
سخت ترين مردم در دشمنى با اهل ايمانند، امام خمينى در اين باره مى فرمايد: از
اسرائيل اين دشمن اسلام و عرب جانبدارى نكنيد كه اين افعى افسرده اگر دستش برسد
به صغير و كبير به شما رحم نمى كند (258) برادران و خواهران بايد
بدانيد كه آمريكا و اسرائيل با اساس اسلام دشمنند چرا كه اسلام و كتاب و سنت را خار
راه خود و مانع از چپاولگرى شان مى دانند چرا كه ايران با پيروى از همين كتاب و سنت
بود كه در مقابل آنان بپا خاست و انقلاب نمود و پيروز شد (259) يهودى ها نه
تنها مسلمان ستيزند كه با اسلام نيز در جنگ و ستيزند و جنگ آنها با مسلمانان ناشى از
اسلام ستيزى آنهاست ، قرآن كريم مى فرمايد: گروهى از
اهل كتاب يهود گفتند اول روز به آنچه بر اهل ايمان
نازل شده است ايمان آوريد و در پايان روز كفر ورزيد شايد باز گردند (260)
5 - مفسده جويى
ويژگى ديگر مفسده جويى است ، آنها خود اقرار دارند كه ما براى اجراى نقشه خود تمام
معتقدات مذهبى ديگران را از بين مى بريم تا
نسل فاسد شود و پيوسته سعى مى كنيم كه دستگاه آن دسته از رهبران مذهبى را كه مزاحم
نقشه هاى ما هستند نابود كنيم (261) قرآن به اين صفت آنها اشاره كرده مى فرمايد:
: يسعون فى الارض فسادا ، يهود براى فساد در زمين تلاش مى كنند، آنها در
يكى از كتابهاى خود به نام پروتكل دانشمندان صهيونيسم پيرامون راههاى
سرى و مخفى يهود گفته اند با كوشش همدستان ، ما، از اساتيد و خدمتكار و زنان
تعليم ديده ، نسل جوان را در فساد و تباهى فرو برده و زنان ورزيده مكتب ما، در اماكن
فساد به انحراف جوانان كمك مى كنند و گروه ديگر از آنان ، زنان را بسوى مدپرستى
و فساد و تباهى سوق مى دهند (262) قرآن كريم مى فرمايد: مى بينى كه عده
زيادى از آنها يهود به سوى گناه و دشمنى و خوردن
مال حرام مى شتابند آنها عمل ناروايى انجام مى دهند (263)
6 - ظلم و خونريزى
ويژگى ديگر ظلم و خونخوارى آنها است و اين صفت جزء فطرت ثانويه آنها شده است ،
هيتلر گويد: جنگهاى جهانى بدست يهود پى ريزى شد مى خواست جهان را به خاك و
خون بكشد تا بر آرزوها و هدفهاى خود برسد (264) سرشت صهيونيستها بر
فتنه و فساد و خونريزى شكل گرفته است و آنها آدم شدنى نيستند امام مى فرمايد:
اسرائيل آدم شدنى (265) نيست ما
اسرائيل را قابل آدم نمى دانيم تا اين كه او با ربطى داشته باشيم (266)
ستمكارى اين قوم جنايتكار سبب گرديد تا خداوند برخى از اشياء
حلال را بر آنها حرام كند قرآن مى فرمايد: بخاطر ستمى كه يهوديان كردند آنچه
حلال بود را براى آنها حرام كرديم مورخ شهير گوستا و لبون گويد: ملت يهود
هيچگاه از جنايات جدا نبوده است تنها وقتى اسير فراوانى را مى گرفتند بدن او را با
اره پاره پاره مى كردند و جلوى سگها مى ريختند و مردم شهر از كوچك و بزرگ و پير و
جوان را سر مى بريدند (267) كشتن فلسطينى و لبنانى ها براى يهود عادت
شده است اينها وارث كسانى هستند كه قرآن درباره آنها مى فرمايد و يقتلون الانبياء
بغير حق (268) انبيا را به ناحق مى كشتند، واقعه دير ياسين هرگز از حافظه
تاريخ محو نخواهد شد و آن عبارت از اين بود كه صهيونيستها در يك روز 250 زن
حامله را به صف كردند و آنها را آتش زدند شكم هاى زنان باردار را پاره كردند و
اطفال آنان را بيرون مى آوردند و در برابر ديده هاى پدرانشان قطعه قطعه مى كردند
آنگاه مردم بى سلاح را به قتل رساندند و در قريه (زيتون ) مردم قريه را در مسجد جمع
كردند و با ديناميت مسجد را روى آنها خراب كردند (269) امام خمينى مى فرمايد:
مصيبت بزرگ و فاجعه عظيمى كه همه مصيبت ها و فاجعه ها پيش آن ناچيز است كه مشتى
تروريست صهيونيست بى حيثيت به بدترين وجه بر مسلمانان تاخت و تاز كنند
(270) براى تبيين اين سخن امام به برخى از نمونه هاى جنايت صهيونيستها اشاره مى
كنيم كه در مجله پيام زن آورده شده است ، در اول اين مجله آمده است : دفتر بين اللملى
زنان مجتمع جهانى اهل بيت عليه السلام در مهر ماه
امسال 1377 به مناسبت ميلاد حضرت زهرا عليه السلام و هفته بزرگداشت مقام زن به
مدت يك هفته ميزبان ميهمانان عزيزى از كشور لبنان بود شش نفر از خواهران آزاده
لبنانى كه هر كدام سالهاى اسارت و شكنجه هاى هولناك رژيم صهيونيستى را پشت سر
گذاشته بودند و به جرم عشق به اهل بيت عليه السلام و نايب بر حقشان خمينى كبير و
دفاع از خاك وطنشان ، سالهاى طراوت و شادابى را در زندانهاى نمور و مخوف رژيم
اشغالگر گذارده بودند، فرصت را غنيمت شمرده و به واسطه دينى كه بر گردنمان
در قبال رشادتهاى اين وارثان زينب عليه السلام داشتيم پاى صحبتشان نشستيم
قبل از هر چيز از نحوه و چگونگى مبارزات زنان در لبنان مى پرسم و اينكه آيا زنان در
حملات مسلحانه نيز شركت دارند؟
خواهر خديجه حرز مى گويد: زنان در لبنان نقش كمك رسانى ، اطلاع رسانى و
پشتيبانى از مبارزين حزب الله را به عهده دارند در مناطقى كه خط مرزى محسوب مى شود
و حركت و تردد مردان دقيقا كنترل مى گردد، زنان نقش مهمى را ايفا ميكنند به طور
مثال من صاحب 9 فرزند هستم با اين حال هيچ گاه از فعاليتهايم دست نكشيدم خوب به
خاطر دارم كه قبل از دستگيرى صاحب يك نوزاد شيرده بودم و با همين نوزاد و با يك ماشين
مرتب در راه بودم از رساندن آذوقه و مهمات گرفته تا
انتقال پيامهاى كه مبارزين مى دادند و يا انتقال اخبارى كه دشمن داشت به مبارزين ، خانه
من ماشين بود و من جز براى تهيه مايحتاج ، هيچ گاه به خانه نمى رفتم شب دستگيرى ام
براى تهيه وسائلى كه مى بايستى به مبارزين برسانم به
منزل رفته بودم و غافل از اينكه توسط ستون پنجم دشمن كه غالبا از لبنانيهايى كه
از فرقه هاى ديگر بودند لو رفته ام آخر شب شده بود و من و فرزندم در بستر خوابيده
بوديم قصد داشتم با دميدن صبح مجددا حركت كنم سياهى شب همه جا را فرا گرفته بود
نيروهاى رژيم صهيونيستى با يك حمله برق آسا
قبل از هر چيزى تمامى برق شهر را قطع مى كنند و با يورشى وحشيانه به خانه ما
ريختند چندين مرد چكمه پوش ، مسلح و با فريادهاى سهمگين مرا از بستر بيرون مى
كشيدند و بدون اينكه اجازه دهند حركتى بكنم در
مقابل چشمان معصوم فرزندان مرا روى زمين مى كشيدند فرزند شيرخوارم كه يك
سال بيشتر نداشت با وحشت فرياد مى زد و مرا مى طلبيد ولى آن وحشيان كشان كشان مرا
به طرف ماشين بردند دست و پاهايم را به زنجير كشيدند و كيسه آلوده به مواد سمى را
بر سرم گذاشتند و مرا به داخل ماشين پرت كردند من بدين ترتيب بدون آنكه هيچگونه
اطلاعى از آينده مبهم خويش داشته باشم به سوى نقطه اى نامعلوم برده شدم و
فرزندانم بدون سرپرست ماندند از آنجائى كه پدر آنها 6 ماه
قبل از من دستگير شده بود من اولين زن اسير لبنانى در دست جنايتكاران صهيونيستى
بودم و به همين خاطر مرا به فلسطين بردند، به محض ورود به زندان شكنجه ها شروع
شد و اين مدت كه به نام مدت بازپرسى بود شب و روز، سخت شكنجه مى شدم اين مدت
بعضا به دو ماه مى رسيد همان طورى كه گفتم دست و پاى مرا به زنجير بسته بودند
به طورى كه خون از آنها جارى مى شد و يك سرباز با پوتينهاى محكم سربازى مرتب
به سر و رويم و خصوصا كمرم مى كوبيد و مرتب فرياد مى زد، اين قدر توى كمرت
مى زنم تا ديگر نتوانى سگهايى به دنيا بياورى كه دشمن
اسرائيل باشند و با ما مبارزه كنند نوع شكنجه ها و مدت آن همچنين بستگى به اين داشت
كه آيا شخص فعال بوده يا نه و يا علاقه اى به نيروى مقاومت اسلامى دارد يا نه ؟
اگر حس مى كردند كه شخص علاقه مند است شكنجه ها بيشتر مى شد و اگر معلوم مى
شد كه در فعاليتهاى پشتيبانى از مبارزين نقش داشته نيز همين طور من در روز 13 الى
14 ساعت شكنجه مى شدم ، به طور مثال ما را بدون لباس در سرماى توى حياط مى
گذاشتند و خوب كه بدن يخ مى زد يك سطل آب يخ و بلافاصله يك
سطل آب جوش روى سر ما مى ريختند از سوراخ زندان تك سلولى حشرات موذى را
داخل اتاق مى كردند و يا اينكه برعكس ما را آويزان مى كردند و به همان حالت شكنجه
مى كردند براى به حرف درآوردن ما، يك دفعه پسر دهساله ام را شكنجه كردند و پوست
صورت او را كنده و در شهر او را گردانده بودند تا عبرتى باشد براى ديگر زنان ،
مادران بايستى مى فهميدند كه اگر از نيروى مقاومت پشتيبانى كنند علاوه بر خودشان چه
بلايى بر سر فرزندانشان خواهد آمد، يك بار پس از آنكه 10 تا 12 ساعت پشت سر هم
شكنجه شدم ، از حال رفتم و سربازى براى به هوش آمدنم با يك
سطل آب سرم ريختند وقتى به هوش آمدم بازپرس با عربده مى گفت : بدبخت تو اينجا
زير دستان من در حال جان كندن هستى در حالى كه خمينى راحت و آسوده در بسترش خوابيده
است و به او جواب دادم خمينى هميشه بيدار است و يار مستضعفان . در تمام مدت شكنجه ها
احساس قدرت عجيبى مى كردم مى ديدم كه من با دست و پاى به زنجير كشيده هنوز از چنان
قدرتى برخوردار هستم كه اين جنايتكاران مسلح بالاى سر من مى آيند و از دست و پاى
بسته من نيز وحشت دارند، سربازان اسرائيلى از هيچ گونه تحقير و توهينى كوتاهى
نمى كردند تا جائى كه غذاهاى ما را گاهى در درون كفش مى ريختند و به ما مى دادند و يا
لباسهاى سربازان اسرائيلى را به ما مى پوشاندند و نان مقدس ، به ما مى خوراندند
كه ما را به اصطلاح خودشان نجس بوديم متبرك كنند البته اينها پس از مدت
بازپرسى بود، پس از مدت بازپرسى كه گفتم مدت شكنجه بود بايستى ما را به
زندانهاى عمومى منتقل كنند و از آنجايى كه من اولين اسير زن بودم مرا به زندان
رمل در فلسطين اشغالى انتقال دادند در تمام مدت 2
سال اسارت از هيچ كس اطلاع نداشتم و تا مدتها صداى فرياد و شيون دختر خردسالم
به هنگام دستگيرى در گوشم مى پيچيد، (آمنه دياب ) خواهر 24 ساله اى كه در سن 16
سالگى در راه مدرسه در يك يورش وحشيانه توسط سربازان اسرائيلى دستگير مى
شود جرم او مجاهد بودن خانواده اش مى باشد مدت 4
سال در زندان مى ماند و در طول اسارتش مورد آزار و اذيت و شكنجه هاى زيادى قرار
گرفته است ، 2 سال پيش در تبادل اسرا توسط صليب سرخ آزاد مى شود اين خواهر
مجاهد در ادامه صحبتهاى خواهر خديجه چنين مى گويد: برادران من در نيروى مقاومت بودند و
اين علت كافى بود كه سربازان مرا نيز به اسارت بگيرند مرا نيز همانند خواهران
ديگر به غل و زنجير كشيدند و كيسه اى سمى بر روى سرم گذاشتند و به وسيله يك
طناب بر روى زمين مى كشيدند به محض رسيدن به زندان اولين كارى كه سربازان مى
كردند حجاب ما را بر مى داشتند زيرا كه وحشتى عجيب از حجاب ما داشتند هر گونه نخ يا
بندى كه در لباس و يا كفشهاى ما وجود داشت را از ما مى گرفتند چون وحشت داشتند ما به
خاطر ترس از شكنجه ها دست به خودكشى بزنيم ، اين بيچارگان
غافل بودند كه ايمان ما قوى تر از شكنجه هاى آنان است ، مدت دوران بازپرسى ، يعنى
شكنجه مداوم يك سرباز قوى هيكل به شكل غول كه خيلى هم وحشتناك بود با يك سيم
فلزى به سرو روى من مى زد و مرتب مى گفت : اعتراف كن ، نمى دانستم چه چيز را
بايستى اعتراف كنم هى مى گفتم چه چيز را اعتراف كنم و در
مقابل اين حرف من محكم تر بر سر و روى من مى زد و بعد بر روى زمين پرتابم مى كرد
و وحشيانه زير مشت و لگد مى گرفت بعد هم با شلاق به پاهايم مى زدند شدت شكنجه
ها به حدى بود كه حتى يك جاى سالم در بدن نداشتم و هر گاه بيهوش مى شدم قرصى
به دهانم مى انداختند تا به هوش بيايم و بعد از به هوش آمدن ، مجددا شروع مى كردند
همه ما انواع شكنجه ها را كشيديم ولى براى اينكه خواهران نيز بتوانند حرفهايشان را
بزنند هر كدام از ما فقط بخشى از شكنجه ها را بازگو مى كنيم
يك مساءله اى كه شديدا عذاب روحى براى ما بود شكنجه هاى روانى بود
تحمل شكنجه هاى جسمى برايمان خيلى آسانتر بود، به طور
مثال مطرح مى كردند كه همين الان ما را لخت خواهند كرد و در وسط شهر در معرض ديد همه
قرار خواهند داد، ما را هر نوع عمل غيرانسانى را از آنان انتظار داشتيم تمام مدت در وحشت و
اضطراب به سر مى برديم كه الان چه خواهد شد، در تمام مدت بازپرسى ما را در
زندانهاى انفرادى مى انداختند زندانهايى كه به صورت مچاله مى بايست در آن بنشينيم
يك سطل كوچك براى رفع حاجات در آن قرار داده بودند كه گاهى تا مدت 10 روز آن را
خالى نمى كردند بايستى مجسم كنيد تا احساس كنيد چه وضعيت اسف بارى بود، همان
طورى كه مى دانيد من بدون آنكه جرمى داشته باشم چهار
سال در اسارت بودم كم نبودند افرادى كه در اثر شكنجه ها
عليل شدند خود ما نيز هنوز دچار يك سرى از امراض هستيم كه تحت مراقبت مى باشم ، در
اينجا خواهر مريم نصار رشته كلام را به دست مى گيرد:
وصل برق به نقاط حساس بدن به مدت 10 دقيقه باعث مريضى و بيمارى قلبى خيلى
از اسرا مى شد كه ما نيز از اين شكنجه بى نصيب نبوديم من در يك يورش شبانه به
منزلمان دستگير شدم ، در مقابل چشمان حيرت انگيز خانواده ام مرا با وحشيگيرى تمام مى
كشيدند و فرياد مى زدند، فقط 5 دقيقه او را مى بريم الان برمى گردد، 5 دقيقه
تبديل به 4 سال اسارت شد هيچ كس از من اطلاعى نداشت و من نيز از هيچ كس خبرى
نداشتم ، در بى اطلاعى كامل از والدين و بستگان به سر مى بردم من نيز نمى دانستم به
چه جرمى در اسارت به سر مى برم جرم ما پشتيبانى از نيروى مقاومت ، عشق به
اهل بيت عليه السلام و ولايت بود من پس از بازپرسى و
تحمل شكنجه هاى كه بعضى از آنها ذكر شد به اتاقى
منتقل شدم كه 7 نفر ديگر در آن بودند، اين اتاق آنقدر كوچك بود كه مى بايستى به
حالت نشسته بخوابيم روزى يك بار به مدت 5 دقيقه مى توانستيم از
سلول خارج شويم ، گاهى نيز اجازه حمام كردن به ما مى دادند اما به محض اينكه برهنه
مى شديم چند تا بازپرس مرد را داخل حمام مى آوردند تا ما را شكنجه روحى دهند ما
فرياد مى زديم ما را بزنيد از سقف آويزان كنيد برق به ما
وصل كنيد اما شكنجه روحى ندهيد، گاهى تهديد مى كردند كه الان چند نفر براى تجاوز
به ما خواهند آمد فقط خدا مى داند در آن لحظات ما چه مى كشيديم و چه وحشت و اضطرابى
سرتاسر وجودمان را فرا مى گرفت در آن زمان نمى دانستيم كه در آيين يهود، همبستر
شدن با زن مسلمان حرام است و آنها در اين صورت نجس خواهند شد لذا بندبند وجودمان را
ترس فرا مى گرفت هر وقت تهديد مى كردند فكر مى كردم امروز ديگر حرفشان را
عملى خواهند كرد و بدين ترتيب دچار فشار روحى شديد مى شدم و هميشه در وحشت به
سر مى بردم اين شكنجه ها به مراتب از شكنجه هاى جسمى سخت تر بود، هنيه رمضان
)) از اعضاى نيروى مقاومت است و كل دوران اسارت هفت ساله اش حتى يك لحظه هم نور
خورشيد را نديده است و تمام مدت كمتر سخنى از او شنيده شد آثار درد و غم از تمامى
خطوط چهره اش موج مى زند و هنگامى كه خواهرها با او حرف مى زنند، چشمانش را به
نقطه اى نامعلومى مى دوزد، گويى هنوز آثار كابوس شكنجه هاى روحى و جسمانى او را
رها نكرده است و آزادى خويش را باور ندارد، 7
سال اسارت او را به انسانى گوشه گير تبديل كرده است به همراه برادرانش از
اعضاى نيروى مقاومت در يك يورش شبانه دستگير مى شوند هر كدام را در يك
سلول مى اندازند، درست مجاور هم ، در و ديوار زندان پوشيده از پارچه هاى سياه است به
طورى كه هيچ گونه نورى به داخل آن راه ندارد جرمى سنگين دارد، عضو نيروى مقاومت ،
دفاع از عقيده و مكتبش دفاع از خاكش چه جرمى سنگين تر از اين جرمها، بر روى زمين
سلول انفرادى قطره هاى خون ، مشتى موى كنده شده و ناخنهاى كشيده شده ، براى اينكه
بداند چه سرنوشتى در انتظار او نيز است مدت 2 ماه شبانه روزى شكنجه مى شوند از
لحظه دستگيرى به بعد با اينكه با برادرش در
سلول مجاور به سر مى برد هيچ گاه او را نمى بيند 7
سال تمام ، فقط در مدت بازپرسى صداى دلخراش و فريادهاى او را در زير شكنجه
هاى جنايتكاران صهيونيستى را مى شنود، و زمانى كه او شكنجه مى شود برادرش
فريادهاى او را مى شنود هنيه مى گويد: يكى از روشهاى اين رژيم شكنجه اعضاى يك
خانواده در مقابل يكديگر جهت اعتراف گرفتن است و هيچ دردى سخت تر از شنيدن فريادها
و يا ديدن شكنجه شدن وابستگان نيست ، شايد باورتان نشود اما شنيدن صداى فرياد
دلخراش برادرم به مراتب برايم زجرآورتر و دردناك تر از زمان شكنجه خودم بود،
يكى ديگر از روشهاى آنان ، روش تفرقه انداختن بين اسرا بود، به طور
مثال ، به من مى گفتند: برادرت همه چيز را لو داده است و يا به برادرم مى گفتند:
خواهرت همه چيز را گفته است و از اين طريق سعى در اقرار گرفتن و تفرقه انداختن
داشتند اما براى ما جاى شك نبود كه دروغ مى گويند البته عده اى هم بودند كه در زير
شكنجه ها تاب و توان را از دست مى دادند(271)
خطر بزرگ
امام اسرائيل را كانون فتنه و خطرى عظيم براى اسلام مى دانست و همواره از دير زمان و
بويژه از سال 1342 به بعد هشدار مى داد و مى فرمود: من همان گونه كه بارها و
در سالهاى گذشته قبل و بعد از انقلاب هشدار داده ام مجددا خطر فراگيرى غده چركين و
سرطانى صهيونيزم را در كالبد كشورهاى اسلامى گوشزد ميكنم (272) من
طرفدارى از طرح استقلال اسرائيل و شناسايى او را براى مسلمانان يك فاجعه و براى
دولت هاى اسلامى يك انفجار مى دانم و مخالف با آن را يك فريضه بزرگ اسلام مى
شمارند و به خداوند بزرگ از اين نقشه ها كه به دست مسلمان نماها براى اسلام كشيده
مى شود پناه مى برم (273) مسلمانان و خصوصا مظلومان منطقه بدانند كه
اسرائيل با تغيير و تبديل مهره ها كه شايد براى
اغفال رزمندگان فلسطينى و لبنانى باشد هيچ گاه از مقصد شوم خود كه حكومت بر
كشورهاى مسلمين از نيل تا فرات است منصرف نخواهد شد و آمريكا كه چنگ و دندان در منطقه
نشان مى دهد از مهره اى چون اسرائيل كه مجرى جنايت هاى آن در منطقه است به طور
كامل پشتيبانى مى كند و بازى هاى سياسى اينان را نبايد از نظر دور داشت و كسانى كه
اسرائيل حمايت مى كنند بايد بدانند كه افعى گزنده را در حمايت خود قوى مى كنند كه
در صورت فرصت خداى نخواسته حرث و نسل منطقه را به هلاكت مى كشاند و بايد به
اين افعى خزنده خطرناك مهلت ندهند (274)
ضرورت مبارزه با اسرائيل
بنابراين از ماهيت فتنه انگيز قوم صهيونيسم بيان گردد و خطر عظيم آن براى اسلام و
انسانيت تبيين گرديد، بدون هرگونه وسوسه و ترديد و
تساهل و تسامح بايد به مبارزه با اين غده سرطانى پرداخت ، تلاش براى نابودى
اسرائيل يك اصل اسلامى و انسانى خدشه ناپذير است ،
اسرائيل ترسيم همه زشتى ها و پليدى و جنايت هاست ،
اسرائيل هيولاى وحشت زاى انسانيت است ، صهيونيستها خلاصه همه جنايتكاران تاريخند كه
قرآن كريم آنها را افشا كرده است و سازش با آنها سازش با همه بديها كجى ها و
زشتى هاست ، امروز صهيونيستها همه ارزشهاى انسانى را تهديد مى كنند و اگر موفق
شوند شيرازه همه چيز را از هم خواهند گسست چرا كه
اسرائيل ها ممداق تمام عيار مفسد فى الارض و خونريزان روى زمين اند كه فرشته ها در
آيه 30 سوره بقره از آن ياد مى كند، امام خمينى كه از ماهيت و اهداف پليد اسرائيلى
بخوبى آگاه بود مبارزه با اسرائيل را يك ضرورت بزرگ اعلام كرد و يكى از اهداف
شكست كامل صدام در جنگ عراق را نزديك شدن به مرزهاى
اسرائيل جهت مبارزه با اين عفريت هولناك مى دانست اصرار امام بر ادامه جنگ تا نابودى
حكومت بعث مقدسه اى بود كه براى نابودى
اسرائيل صورت مى گرفت و هدفى فراتر از مسئله جنگ ايران و عراق در آن نهفته بود
كه عده اى آن را درك نمى كنند، امام از شكست عراق هدف برترى داشت و آن مبارزه با
اسرائيل بود چه اين كه خود فرمود: ايران همان گونه كه اعلام كرد جز از راه عراق و
بر كنارى حزب بعث نمى تواند اقدامى مؤ ثر كند و پس از
حصول خواسته هاى مشروع خود داوطلب است كه خيلى بيشتر از
حال در كنار ساير مسلمانان و بويژه ملت ها و دولت هاى عربى در نبرد با
اسرائيل تشريك مساعى نمايد و به عنوان يكى از قدرتهاى بزرگ مسلمان منطقه با
قدرتهاى ديگر منطقه بسيار كوبنده تر از اين زمان در نبرد با
اسرائيل همكارى كند (275) اسرائيل غاصب است پس بايد با او مبارزه شود
اسرائيل ظالم است پس بايد با او مبارزه شود،
اسرائيل جدى ترين دشمن اسلام است پس بايد با او مبارزه شود
اسرائيل تهديد كننده انسانيت است پس بايد با او مبارزه شود نداى
هل من ناصر ينصرنى فلسطينى از زير ظلم و شكنجه اسرائيلى بلند است پس بايد به
حكم اسلام با او مبارزه شود، در اينجا به برخى از سخنان حماسى امام خمينى در مبارزه با
اسرائيل مى پردازيم كه فرمود: ما درصدد خشكانيدن ريشه هاى فاسد صهيونيزم ،
سرمايه دارى و كمونيزم در جهان هستيم (276) تا كى به جاى مقابله با
دشمنان اسلام و براى نجات قدس از اسلحه گرم و قدرت نظامى و الهى غفلت نموده و با
كارهاى سياسى و برخوردهاى سازشكارانه با ابرقدرتها وقت گذرانده و به
اسرائيل مهلت جنايت هاى بى امان داده و شاهد قتل عام بايد بود؟ (277) اگر
مسلمين مجتمع بودند هر كدام يك سطل آب به
اسرائيل مى ريختند او را سيل مى برد معذالك در
مقابل او زبون هستند (278) درود بر قدس و بر مسجد اقصى ، درود بر ملتهاى
به پا خواسته در مقابل اسرائيل جنايتكار (279) چه دردناك و مصيبت بار است
كه در جوار مسلمانان و دولت هاى به اصطلاح اسلامى
اسرائيل غاصب اين چنين جسورانه و فاتحانه به مردم مظلوم لبنان ، به خواهران و
برادران عزيز بيروتى تجاوز كند و به جاى آن كه دولت هاى كشورهاى اسلامى به
دفاع كه يك فريضه الهى و انسانى است برخيزند اين چنين نرمش نشان دهند بلكه براى
مقصد شوم آمريكا و اسرائيل به فعاليت برخيزند و به جاى
اسرائيل ستم پيشه ، ايران اسلامى و اسلام را در ايران هدف و تمام هدف قرار دهند
(280) در اين شرايطى كه فرزندان واقعى فلسطين اسلامى و لبنان اسلامى ،
يعنى حزب الله و مسلمانان انقلابى سرزمين غصب شده و لبنان با نثار خون و جان خود
فرياد يا للمسلمين سر مى دهند با تمام قدرت معنوى و مادى در
مقابل اسرائيل و متجاوزان بايستيم و در مقابل آن همه سفاكى ها و ددمنشى ها مقاومت و
پايمردى كنيم و به يارى آنان بشتابيم و سازشكاران را شناسايى و به مردم معرفى
كنيم (281) آرزو ما اين است كه سرزمين فلسطين و مسجد اقصى از صهيونيسم
تطهير شود و مردم فلسطين به سرزمين خويش باز گردند (282) دولت هايى
كه اكنون با اسرائيل در حال جنگ مى باشند لازم است كه در اين پيكار مقدس اسلامى جدى و
قوى الاراده باشند (283) ما طرفدار مظلوم هستيم ، هر كس در هر قطبى كه مظلوم
باشد ما طرفدار آنها هستيم (284)
روز قدس
يكى از جلوه هاى زيباى مبارزه با اسرائيل حركت مسلمانان جهان در آخرين جمعه ماه مبارك
رمضان است كه امام خمينى آن را به عنوان روز قدس معرفى فرمود، تعيين اين روز
بيانگر روح بلند امام در مبارزه با شرارتهاى صهيونيزم جهانى است ، امام با اعلام روز
قدس داغى عميق ، تاريخى و هميشگى بر قلب
اسرائيل گذارد تا هرگز مبارزه با اسرائيل فراموش نگردد، حضور در راه پيمائى روز
قدس در صحنه دفاع از مظلومان فلسطين ، ارزشهاى اسلامى و انسانى و محكوميت تجاوز و
جنايتكارى صهيونيستهاست . راه پيمائى روز قدس اعلام برائت از كفار صهيونيزم است ،
راه پيمائى روز قدس از جلوه هاى زيباى تولى و تبراى اسلامى است كه همه مسلمانان در
وجوب آن اتفاق نظر دارند، حركت در راه پيمائى قدس حركت بسوى بهشت است . روز قدس
روز فرياد جهان اسلام بر سر اسرائيل جنايتكار است ، روز قدس روز تجلى غيرت
اسلامى هر مسلمان است ، روز قدس روز خشم و لعن و مرگ بر
اسرائيل است ، روز قدس روز لبيك به يا للمسلمين مظلومان فلسطين است ، روز قدس روز
شليك گلوله هاى مرگ بر اسرائيل است ، روز قدس از بهترين روزهاى
سال است ، روز قدس روز حماسه هاى محمدى است ، امام كه بزرگ پرچمدار جهاد اسلامى
بر عليه اسرائيل بود درباره اين روز مبارك گويد: روز قدس روز اسلام است
(285) خداوند انشاءالله ما را موفق كند به اين كه يك روزى برويم و در قدس نماز
بخوانيم و مسلمانها اميدوارم كه روز قدس را بزرگ بشمارند و در همه ممالك اسلامى در
روز قدس در روز جمعه آخر ماه مبارك تظاهر كنند، مجالس داشته باشند،
محافل داشته باشند، مسجد داشته باشند در مساجد فرياد بزنند وقتى يك ميليارد جمعيت
فرياد كرد، اسرائيل نمى تواند از همان فريادش مى ترسد (286) انتخاب روز
قدس از سوى امام خمينى در سال 1358 هجرى شمسى بود و بيش از چند ماهى از پيروزى
انقلاب نگذشته بود كه اين پيام از سوى امام به مسلمانان جهان صادر شد.
بسم الله الرحمن الرحيم
من در طى ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون اين
روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است و
بويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى پياپى خانه و كاشانه
ايشان را بمباران مى كند من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى ميخواهم كه براى
كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبان آن به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت
ميكنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه ايام قدر است و مى تواند تعيين كننده سرنوشت
مردم فلسطين نيز باشد به عنوان روز قدس انتخاب و طى مراسمى همبستگى بين
الملل مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمايند از خداوند
متعال پيروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستاريم (287)
|